View Full Version : فرهنگ رانندگی
hadipro
03-05-2007, 07:47 PM
سلام بچه ها
تو این تاپیک در مورد فرهنگ رانندگی صحبت میشه.
اصلا فرهنگ رانندگی چی هست؟
به نظر شما آیا واقعا فرهنگ رانندگی ما ایرانیها از کشورهای دیگه پایینتره؟چرا؟
درست رانندگی کردن چه تاثیری رو ترافیک شهر داره و...
hadipro
03-06-2007, 03:22 AM
خوب میبینم کسی نظری نداده.بحث رو شروع کنید دیگه تا بیاییم صحبت کنیم.حداقل از خودمون شروع کنیم شاید سهم کوچکی در بالا بردن فرهنگ رانندگی تو کشورمون داشته باشیم.مثلا شما در مقابل عابرین پیاده چه عکس العملی نشون میدید؟من خودم سعی میکنم تا جایی که ممکنه حق رو به عابر بدم و خودم رو جای اون قرار بدم و معمولا میذارم که رد بشه.
hadipro
03-06-2007, 03:25 AM
یه مطلب جالب هم پیدا کردم که براتون میذارم.جالبه حتما بخونید:
تقصیر راننده ها نیست
چقدر در مورد رانندگی بد ایرانی ها و به خصوص تهرانی ها شنیده ایم و گفته ایم. گاهی فراموش کرده ایم که خودمان هم جزو این رانندگان هستیم. گاهی هم فخرفروشانه دماغمان را بالا گرفته ایم و با یک ژست از فرنگ برگشته گفته ایم: «شماها چه جوری تو این مملکت رانندگی می کنید؟»*
چند وقتی است که تصمیم گرفته ام که موضوع رانندگی ایرانی را با نگاهی دیگر ببینم و اتفاقا به نتایج جالبی هم رسیده ام. مهمترین نتیجه ای که گرفته ام این است که حکم برائت رانندگان ایرانی و تهرانی را صادر کنم. آنها مقصر نیستند. اگر هم باشند، همه تقصیر متوجهشان نیست.
بامپ
در یک بلوار پهن داری می روی، سرعتت هم مجاز است، که ناگهان و بی هوا یک دست انداز بزرگ مثل کوه جلویت سبز می شود. یا باید از رویش بپری، یا یک دفعه ترمز کنی، یا به راست یا چپ منحرف می شوی. بعد که از شوک دست انداز اول گذشتی، دوباره رانندگی معقول را شروع می کنی که یک دست انداز شکسته با میخ های درآمده جلویت سبز می شود. از این یکی نمی شود هیچ جوری رد شد. یا باید از رویش بگذری و اگر پنچر شدی ناراحت نشوی، یه باید باز هم به چپ و راست منحرف بشوی.
اگر در یک خیابان ناگهان ماشین جلویی ترمز کرد و نزدیک بود با او تصادف کنید، یا اگر ناگهان راننده سمت راست یا چپ سر ماشینش را به طرف شما کج کرد، یادتان باشد، همه اش تقصیر او نیست. بیچاره با یک «مانع» روبرو شده.
دوربرگردان
بزرگراه و اتوبان خیابان پهنی است که وسطش معمولا یه باغچه بزرگ دارد. در یک طرف این باغچه ماشین ها می آیند، و در طرف دیگر می روند. خروجی های بزرگراه همیشه در سمت راست آن تعبیه شده که به شکل یک زیرگذر یا پل از روی باندهای خیابان اصلی رد می شوند و شما را به یک خیابان یا بزرگراه دیگر می رسانند. برای عوض کردن جهت رانندگی خود مجبورید به اصطلاح «پاپیون» بزنید. یعنی از خروجی بیرون بروید و وارد یک بزرگراه متقاطع بشوید و سپس باز از خروجی آن خارج شده و به جهت عکس اولیه خود در بزرگراه اول وارد شوید. گفتم همیشه؟ خب نه! استثنائاتی هم هست. مثلا در بعضی کشورها جهت رانندگی برعکس است. مثل انگلیس. مثل ژاپن. گاهی هم در ایران زندگی می کنید. در این صورت در هر بزرگراهی در خط سرعت یا خط اورژانس، منتظر یک «دوربرگردان» یا خروجی از سمت چپ باشید!
بنابراین یا باید در خط سرعت با سرعتی کمتر از خطوط دیگر حرکت کنید و احتیاط را از دست ندهید که ناگهان یک «دوربرگردان» سر راهتان قرار بگیرد، یا با سرعت معمول «خط سرعت» پیش بروید و اگر خلوت بود ناگهان سرتان به جدولهای عجیب دوربرگردان اصابت کند. یا اینکه نوعی حرکت مارپیچی ابداع کنید. کاری که رانندگان بدبخت تهرانی یاد گرفته اند. با سرعت معمول در خط سرعت حرکت می کنید و صد متر مانده به دوربرگردان، خط تان را عوض می کنید. سپس، بعد از گذشتن از دوربرگردان مذکور، باز خط تان را عوض می کنید و به مسیر ادامه می دهید تا صد متر مانده به دوربرگردان بعدی....
شاخسار طرب!
یکی از وظایف شهرداری رسیدگی به فضای سبز و گل و گیاهان و درختان شهر است. سالی سه چهار بار باید گلهای باغچه ها عوض شوند و گلدانهای گلی کوچک شان همراه با خاک اضافه کنار خیابان قرار می گیرد تا کسی آنها را بعدا پاک کند. سالی دو بار هم درختان هرس می شوند. شاخ و برگهای اضافی شان کوتاه می شود تا شاداب و زنده و جوان شوند. شاخه های اضافی را پس از اصلاح در کیسه های بزرگی که به همین منظور در نظر گرفته شده قرار می دهیم و کیسه ها را کنار جدول خیابان خارج از باغچه یعنی همان خط سرعت بزرگراهها، می گذاریم. اگر کیسه فراموش شده بود مانعی ندارد. شاخ و برگها سنگین هستند و معمولا با باد پراکنده نمی شوند. بنابراین خیلی هم نیازی به کیسه و بسته بندی نیست. همانطوری می شود کنار خیابان ریخت شان. گور بابای ماشینها.
خط کشی
بسیاری از خیابانها خط کشی ندارند. یعنی لابد نیازی به این کار زاید نیست. چون فرض بر این است که به هر حال کسی مقید به رانندگی میان خطوط نیست. اما این بار دقت کنید که رانندگی در خیابانهای فاقد خط کشی چه لذتی دارد! هیچ کسی سر جای خودش نیست. جایی وجود ندارد که کسی در آن باشد. قانون این است که به محض اینکه توانستی از ماشین کناری یا جلویی جلو بزنی یا اینکه نگذاری عقبی از تو جلو بزند.
چراغ راهنما
چراغ های راهنما برای خود برنامه ریزی مفصلی دارند. برنامه شان به این ترتیب است که مثلا تنظیم شده اند که 40 ثانیه قرمز باشند و 10 ثانیه سبز. بعد ثانیه ها را برایتان می شمارند. وقتی شمارش معکوس به 2 رسید، همانجا گیر می کند. فرض کنید چراغتان سبز است و روی عدد دو ایستاده. اول سرعتتان را کم کرده اید چون فکر می کردید به آن سوی چهارراه نمی رسید. بعد متوجه اشتباهتان شده اید و پا روی گاز دارید می روید که در ثانیه دهم شماره دو به آن طرف برسید که یک دفعه بدون هیچ اطلاع قبلی چراغ قرمز می شود! چه چیزی هیجان انگیزتر از این.
ولی موضوع چراغ های راهنما به همین جا ختم نمی شود. و از این هم می گذرم که در بعضی کشورها تنظیم چراغهای راهنما به هم مربوط است، و معمولا طوری توالی سبز و قرمز آنها را تنظیم می کنند که شما پس از 160 ثانیه پشت چراغ قرمز دو باره با صد متر فاصله پشت یک چراغ 70 ثانیه ای دیگر نمانید. و در تهران هیچ قاعده ای چراغهای راهنما را به هم مربوط نمی کند، مگر بی قاعدگی.
فقط می خواستم یادی از یکی از چراغهای راهنمای زیبا بکنم که فقط دو ثانیه سبز می شد. باور کنید شوخی نمی کنم. فقط دو ثانیه.
پایان
اگر بخواهم مواردی را که به بد رانندگی کردن رانندگان تهرانی منجر می شود فهرست کنم، حوصله همه مان سر می رود. واقعا آنقدر می شود به موارد متعدد و جالب اشاره کرد که در آخر یک کتاب می شود. سرتان را هم درد آوردم. برای حسن ختام تنها به یک مورد دیگر اشاره می کنم که مربوط به عابران پیاده است. یک بار خیلی با احساس شخصیت خودم را آماده کردم که از خط کشی عابر عبور کنم. یاد محله برو بیا به خیر باد! اول سمت چپ را نگاه کردم و با اطمینان از اینکه اگر محاسباتم درست باشد زیر ماشین نمی رود به وسط خیابان رسیدم. این بار به راست نگاه کردم و مجددا محاسباتم را تکرار کردم و با توجه به سیل ماشین هایی که در حرکت بودند و تصمیم هم نداشتند سرعتشان را کم کنند، با در نظر گرفتن ثانیه و سانتی متر و میلیمتر، رفتم آن طرف. فقط فکر اینجا را نکرده بودم که آن طرف راهی برای رسیدن به پیاده رو نیست. تصور کنید خط کشی عابر، به یک نهر و نرده های کنار خیابان منتهی می شد. هیچ راهی نبود جز طی کردن طول خیابان تا جایی که نرده ها تمام شود!
منبع : http://aramdel.com/archives/2007_01.php
hadipro
03-06-2007, 03:33 AM
البته این مطلب بالا تا حدودی درسته ولی نمیتونه توجیهی باشه برای رانندگی بد و فرهنگ رانندگی پایین ما ایرانیها.با کمال تاسف باید قبول کنیم که ایران از نظر فرهنگ رانندگی بین کشورهای دنیا رتبه خوبی نداره.
یاشار
03-06-2007, 03:23 PM
فرهنگ رانندگی به شعار دادن نیست که. ماها همه مون فقط بلدیم سخنرانی کنیم. به جز حرف زدن به هیچ دردی نمی خوریم! می شینیم کلی شعار میدیم و رفتارهای رانندگی غلط دیگران رو محکوم می کنیم، و طوری هم رفتار می کنیم که انگار خدمون هیچ خطایی نداریم! ولی بعدش به محض اینکه بشینیم پشت فرمون همه چیزو به سرعت برق و باد فراموش می کنیم و روند اشتباه قبلی رو تکرار می کنیم. به خاطر همینه که روز به روز وضع جاده ها و خیابونامون دار بدتر و بدتر میشه....
arashkhan
03-07-2007, 12:22 AM
فرهنگ رانندگی به شعار دادن نیست که. ماها همه مون فقط بلدیم سخنرانی کنیم. به جز حرف زدن به هیچ دردی نمی خوریم! می شینیم کلی شعار میدیم و رفتارهای رانندگی غلط دیگران رو محکوم می کنیم، و طوری هم رفتار می کنیم که انگار خدمون هیچ خطایی نداریم! ولی بعدش به محض اینکه بشینیم پشت فرمون همه چیزو به سرعت برق و باد فراموش می کنیم و روند اشتباه قبلی رو تکرار می کنیم. به خاطر همینه که روز به روز وضع جاده ها و خیابونامون دار بدتر و بدتر میشه....
خب باید سعی بشه به نسل جوانی که وارد این وادی میشن فرهنگش رو یاد داد. وگرنه زیاد به نسل قدیم امیدی نیست. کسی که یک عمر بد رانندگی کرده باز هم ادامه میده(متاسفانه).
hadipro
03-07-2007, 02:27 AM
نظرتون راجع به مسافرکش هایی که جلوی آدم تو خیابون حرکت میکنن و کفر آدم رو در میارن چیه؟ http://qsmile.com/qsimages/182.gif http://qsmile.com/qsimages/284.gif
هر جا هم دلشون خواست وسط خیابون مسافر سوار و پیاده میکنن.واقعا من که پشت این ماشین ها میفتم اعصابم حسابی خورد میشه.نه خودشون راه میرن نه به آدم راه میدن.با اینا باید چیکار کرد؟من که بوق رو میکشم به جونشون با اینکه میدونم کار چندان درستی نیست! http://qsmile.com/qsimages/283.gif
arashkhan
03-07-2007, 01:01 PM
نظرتون راجع به مسافرکش هایی که جلوی آدم تو خیابون حرکت میکنن و کفر آدم رو در میارن چیه؟ http://qsmile.com/qsimages/182.gif http://qsmile.com/qsimages/284.gif
هر جا هم دلشون خواست وسط خیابون مسافر سوار و پیاده میکنن.واقعا من که پشت این ماشین ها میفتم اعصابم حسابی خورد میشه.نه خودشون راه میرن نه به آدم راه میدن.با اینا باید چیکار کرد؟من که بوق رو میکشم به جونشون با اینکه میدونم کار چندان درستی نیست! http://qsmile.com/qsimages/283.gif
واقعا با این کارشون روی اعصاب آدم راه میرن. از اون مهمتر باعث تصادف هم میشن.
یه موقع هایی فکر می کنم یه بوق ببندم رو ماشین که به جای صدا ف ح ش بده.:lol:
hadipro
03-07-2007, 07:19 PM
واقعا با این کارشون روی اعصاب آدم راه میرن. از اون مهمتر باعث تصادف هم میشن.
یه موقع هایی فکر می کنم یه بوق ببندم رو ماشین که به جای صدا ف ح ش بده.:lol:
خوب با بوق هم میشه صحبت کرد.مثلا بوق ممتد و طولانی عصبانیت راننده رو میرسونه و معنی همون فحش رو میده.بوق کوتاه و یه دونه ای به معنی اینه که طرف حواسش جمع باشه.دو تا بوق کوتاه به معنی تشکره و....
کلا بوق شناسی مبحث مفصلیه که خودش یه تاپیک لازم داره. http://qsmile.com/qsimages/301.gif
vBulletin® v3.8.4, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.