PersianTools Forums

Go Back   PersianTools Forums > فرهنگ و هنرهای سنتی > ادبیات > داستان

Reply
 
امکانات بيشتر
Old 09-28-2006, 10:38 AM   #1
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
ماجراهای پینوکیو


تو این تاپیک میخوام ماجراهای پینوکیو رو براتون تعریف کنم...
آره میدونم، داستان پینوکیو رو به صورتهای مختلف دیدید و شنیدید و خوندید. اما این یکی فرق میکنه!

ماجراهای پینوکیو یکی از معروفترین داستانهایه که کارلو کولودی (Carlo Collodi) نویسنده ایتالیایی، در سال 1883 یعنی حدود 123 سال پیش نوشته و داستان یه عروسک خیمه شب بازیه که خیلی خودخواه و بدجنسه، اون ماجراهای زیادی رو تجربه میکنه تا درست رو از نادرست تشخیص بده. اون میخواد به یه پسر واقعی تبدیل بشه اما اون به این هدف نمیرسه تا اینکه حرف گوش کردن، درستی، صداقت و بخشندگی رو یاد میگیره.
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 10:53 AM   #2
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
با خوندن همون فصل ابتدایی کتاب متوجه میشید که نسخه اصلی این داستان با اون چیزایی که تا به حال شنیدید تفاوتهای زیادی داره. من به مرور این داستان رو از روی متن ایتالیاییش براتون ترجمه میکنم. با توجه به حجم نسبتا بالای کتاب (اگه چاپ بشه فکر کنم 200- 300 صفحه ای بشه) قول نمیدم بتونم تا آخرش ترجمه رو ادامه بدم (هرچند اگه استقبال زیاد بود شاید موقتا بقیه تاپیکها و وبلاگها رو تعطیل کردم و اومدم سراغ این یکی )

برای اینکه دوستان علاقمند به زبون ایتالیایی هم از این تاپیک دست خالی بیرون نرن، متن اصلی ایتالیایی رو هم در کنار متن ترجمه شده میارم، هر چند کسانی که به این زبون مسلط هستند، به جای اینکه منتظر بشن تا ترجمه های ناقص من تموم بشه، میتونند برن کتاب اصلی رو از اینجا بردارن. فرمت کتاب به صورت lit هست و برای خوندن اون به برنامه Microsoft Reader احتیاج دارید.
دیگه روده دارازی نمیکنم و توجه شما رو به داستان جلب میکنم
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 11:05 AM   #3
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206

فصل اول

چطوری شد که استاد آلبالو یک تیکه چوب پیدا کرد که مثل یک بچه گریه میکرد و میخندید.


Capitolo I

Come andò che Maestro Ciliegia, falegname, trovò un pezzo di legno, che piangeva e rideva come un bambino.

Last edited by kaveh_d; 09-28-2006 at 11:27 AM..
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 11:21 AM   #4
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
یکی بود یکی نبود...
شما خوانندهای کوچولوی من فورا خواهید گفت: - یه پادشاهی بود!
- نه، بچه ها اشتباه کردید. یکی بود یکی نبود یه قطعه چوبی بود.
چوب بخصوصی نبود، بلکه یک تکه چوب معمولی بود, از همونها که برای اینکه خونه مونو گرم کنیم تو زمستون در منقل و بخاری آتیش روشن میکنیم .

نمیدانم چطور شروع کنم، ولی اینطور اتفاق افتاد که تو یه روز زیبا این تکه چوب تو مغازه یک نجار پیر بود، که اسمش آنتونیو بود، گرچه همه اونو آلبالو صدا میزدن, چون ته دماغش همیشه مثل آلبالو براق و قرمز بود.

به محض اینکه استاد آلبالو چشمش به این تکه چوب افتاد، خیلی خوشحال شد، و با خوشحالی دستهاشو به هم مالید و با صدای آرامی زمزمه کرد:

- این چوب خوب موقعی به دستم افتاد، ازش برای ساختن پایه یه میز استفاده میکنم.

بدون فوت وقت تبر تیزشو برداشت و خواست که چوبو بتراشه و شکلی بهش بده، اما تا تبرشو برداشت که ضربه اولو بزنه، دستش تو هوا باقی موند، چون صدای ضعیفی شنید که هشدار میداد:
- محکم به من نزنی ها!

C'era una volta...

- Un re! - diranno subito i miei piccoli lettori.

- No, ragazzi, avete sbagliato. C'era una volta un pezzo di legno.

Non era un legno di lusso, ma un semplice pezzo da catasta, di quelli che d'inverno si mettono nelle stufe e nei caminetti per accendere il fuoco e per riscaldare le stanze.

Non so come andasse, ma il fatto gli è che un bel giorno questo pezzo di legno capit? nella bottega di un vecchio falegname, il quale aveva nome mastr'Antonio, se non che tutti lo chiamavano maestro Ciliegia, per via della punta del suo naso, che era sempre lustra e paonazza, come una ciliegia matura.

Appena maestro Ciliegia ebbe visto quel pezzo di legno, si rallegr? tutto; e dandosi una fregatina di mani per la contentezza, borbott? a mezza voce:

- Questo legno è capitato a tempo; voglio servirmene per fare una gamba di tavolino.
-
Detto fatto, prese subito l'ascia arrotata per cominciare a levargli la scorza e a digrossarlo; ma quando fu l? per lasciare andare la prima asciata, rimase col braccio sospeso in aria, perché sent? una vocina sottile sottile, che disse raccomandandosi:
- Non mi picchiar tanto forte!

Last edited by kaveh_d; 09-28-2006 at 11:35 AM..
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 12:04 PM   #5
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
مجسم کنید استاد آلبالو چطور از تعجب خشکش زد!
برگشت و با ترس به اطراف اطاق نگاه کرد تا ببینه ااین صدا از کجا اومد، هیچکس و ندید! زیر نیمکتو نگاه کرد، هیچکس رو ندید، به گنجه اش که همیشه قفل بود نگاه کرد، هیچکس نبود، به سبد خرده چوبها نگاه کرد، کسی نبود، در نجاری رو باز کرد و نگاهی به خیابون انداخت، اما کسی نبود. آه کی بود؟
در حالی که میخندید و کلاه گیسشو میخاروند گفت، - آه فهمیدم، حتما به نظرم اومده. برم به کارم برسم.
تبرشو برداشت، یه ضربه ای روی چوب زد.
همون صدا ناله کنان داد زد، - آهای! تو داری اذیتم میکنی!
این دفعه استاد آلبالو ماتش برد، چشماش از حدقه بیرون زد، دهنش باز موند و زبونش رو چونش آویزون شد، مثل ماسکی کنار فواره.
به محض اینکه تونست دوباره حرف بزنه، با ترس و لرز در حالیکه به لکنت افتاده بود گفت:
- آخه این صدای کوچولو که گفت آهای، از کجا ست؟

Figuratevi come rimase quel buon vecchio di maestro Ciliegia!
Gir? gli occhi smarriti intorno alla stanza per vedere di dove mai poteva essere uscita quella vocina, e non vide nessuno! Guard? sotto il banco, e nessuno; guard? dentro un armadio che stava sempre chiuso, e nessuno; guard? nel corbello dei trucioli e della segatura, e nessuno; apr? l'uscio di bottega per dare un'occhiata anche sulla strada, e nessuno. O dunque?...
- Ho capito; - disse allora ridendo e grattandosi la parrucca- si vede che quella vocina me la son figurata io. Rimettiamoci a lavorare. - E ripresa l'ascia in mano, tiro giù un solennissimo colpo sul pezzo di legno.
- Ohi! tu m'hai fatto male!
- grid? rammaricandosi la solita vocina. Questa volta maestro Ciliegia rest? di stucco, cogli occhi fuori del capo per la paura, colla bocca spalancata e colla lingua giù ciondoloni fino al mento, come un mascherone da fontana.
Appena riebbe l'uso della parola, cominci? a dire tremando e balbettando dallo spavento:
- Ma di dove sarà uscita questa vocina che ha detto ohi?...

Last edited by kaveh_d; 09-28-2006 at 01:44 PM..
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 12:46 PM   #6
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
تو اینجا که موجود زنده ای نیست. میشه این تیکه چوب یاد گرفته باشه که مثل یه بچه گریه زاری کنه؟

منکه باورم نمیشه، این چوبه که اینجاست، یه چوبیه مثل بقیه، که اگه تو منقل بندازیش ، آتیشش کتری رو میجوشونه... خوب؟ کسی توش قایم شده؟ اگه کسی این تو قایم شده باشه، وای به حالش. حالا آدمش میکنم!

بعد از این حرفها چوب بیچاره رو با دو دستش گرفت و بی رحمانه شروع کرد به دیوار کوبیدن.
بعد وایستاد و منتظر شد تا ببینه او صدای کوچولو باز هم ناله میکنه. دو دقیقه صبر کرد، خبری نشد، پنج دقیقه، هیچی، ده دقیقه، خبری نشد!

در حالیکه میخندید و موهای کلاه گیسشو به هم میزد گفت، - فهمیدم،
این صدا رو که میگه آخ! به نظرم تو خیلاتم میشنوم! بذار بکارم برسم.

از اونجایی که خیلی ترسیده بود، شروع کرد آواز خوندن شاید کمی ترسش بریزه.
در ضمن تبر رو کنار گذاشت و رنده در دست گرفت، تا با کشیدن و رنده کردن چوب رو صاف کنه، اما در حالیکه رنده بالا پایین میشد، صدای ضعیفی شنید که با خنده میگفت:

- وایستا! داری غلغلکم میدی!

این دفعه استاد آلبالوی بیچاره مثل برق زده ها افتاد. وقتی چشماشو باز کرد، دی که وسط اتاق نشسته.
قیافه اش تغییر کرده بود و ته دماغش که همیشه قرمز بود از شدت ترس کبود شده بود.


Eppure qui non c'è anima viva. Che sia per caso questo pezzo di legno che abbia imparato a piangere e a lamentarsi come un bambino?

Io non lo posso credere. Questo legno eccolo qui; è un pezzo di legno da caminetto, come tutti gli altri, e a buttarlo sul fuoco, c'è da far bollire una pentola di fagioli... O dunque? Che ci sia nascosto dentro qualcuno? Se c'è nascosto qualcuno, tanto peggio per lui. Ora l'accomodo io!
E cos? dicendo, agguant? con tutte e due le mani quel povero pezzo di legno, e si pose a sbatacchiarlo senza carità contro le pareti della stanza.
Poi si messe in ascolto, per sentire se c'era qualche vocina che si lamentasse. Aspett? due minuti, e nulla; cinque minuti, e nulla; dieci minuti, e nulla!
- Ho capito; - disse allora sforzandosi di ridere e arruffandosi la parrucca - si vede che quella vocina che ha detto ohi, me la son figurata io! Rimettiamoci a lavorare.- E perché gli era entrata addosso una gran paura, si prov? a canterellare per farsi un po' di coraggio.
Intanto, posata da una parte l'ascia, prese in mano la pialla, per piallare e tirare a pulimento il pezzo di legno; ma nel mentre che lo piallava in su e in giù, sent? la solita vocina che gli disse ridendo: - Smetti! tu mi fai il pizzicorino sul corpo! - Questa volta il povero maestro Ciliegia cadde giù come fulminato. Quando riapr? gli occhi, si trov? seduto per terra. Il suo viso pareva trasfigurito, e perfino la punta del naso, di paonazza come era quasi sempre, gli era diventata turchina dalla gran paura.
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 12:49 PM   #7
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206


فصل دوم

استاد آلبالو چوب رو به دوستش ژپتو میده، و اون از چوب عروسک حیرت آوری میسازه که میتونه برقصه، شمشیر بازی کنه و معلق بزنه.


Capitolo II

Maestro Ciliegia regala il pezzo di legno al suo amico Geppetto, il quale lo prende per fabbricarsi un burattino maraviglioso, che sappia ballare, tirar di scherma e fare i salti mortali
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 12:52 PM   #8
viki
Registered User
 
viki's Avatar
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 231
Quote:
نوشته ای از kaveh_d View Post
با خوندن همون فصل ابتدایی کتاب متوجه میشید که نسخه اصلی این داستان با اون چیزایی که تا به حال شنیدید تفاوتهای زیادی داره. من به مرور این داستان رو از روی متن ایتالیاییش براتون ترجمه میکنم. با توجه به حجم نسبتا بالای کتاب (اگه چاپ بشه فکر کنم 200- 300 صفحه ای بشه) قول نمیدم بتونم تا آخرش ترجمه رو ادامه بدم (هرچند اگه استقبال زیاد بود شاید موقتا بقیه تاپیکها و وبلاگها رو تعطیل کردم و اومدم سراغ این یکی )

برای اینکه دوستان علاقمند به زبون ایتالیایی هم از این تاپیک دست خالی بیرون نرن، متن اصلی ایتالیایی رو هم در کنار متن ترجمه شده میارم، هر چند کسانی که به این زبون مسلط هستند، به جای اینکه منتظر بشن تا ترجمه های ناقص من تموم بشه، میتونند برن کتاب اصلی رو از اینجا بردارن. فرمت کتاب به صورت lit هست و برای خوندن اون به برنامه Microsoft Reader احتیاج دارید.
دیگه روده دارازی نمیکنم و توجه شما رو به داستان جلب میکنم
سلام دوسته عزیز
ببخشید وسط ترجمه تون ! ...هممم... من یه ترجمه ی قدیمی از کتاب کارلو کولودی رو دارم ... اینکه نوشتید که "نسخه اصلی این داستان با اون چیزایی که تا به حال شنیدید تفاوتهای زیادی داره" منظورتون چی هست دقیقن ؟
__________________
clover lover
viki is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 12:53 PM   #9
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
خوب با ترجمه فصل اول کتاب متوجه شدید که کتاب اصلی تو چه مایه هایه، اگه نظری پیشنهادی چیزی برای بهتر شدن این تاپیک دارید تا شنبه که سعی میکنم بقیه این داستان رو بنویسم، بگید. فعلا arrivederci
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 01:02 PM   #10
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
Quote:
نوشته ای از viki View Post
سلام دوسته عزیز
ببخشید وسط ترجمه تون ! ...هممم... من یه ترجمه ی قدیمی از کتاب کارلو کولودی رو دارم ... اینکه نوشتید که "نسخه اصلی این داستان با اون چیزایی که تا به حال شنیدید تفاوتهای زیادی داره" منظورتون چی هست دقیقن ؟
فیلمها و نمایشنامه ها و کتابهایی رو که من تا حالا دیدم همه اقتباسی از این کتاب اصلی است و هر کدوم کمبودها و اضافاتی مخصوص خودشون دارن. اون ترجمه ایکه میفرمایید آیا از رو همین متن اصلی کارلو کولودی هست و فصل اولش شبیه همین چیزیه که من نوشتم؟

اگه اینطوره اگه لطف کنید نام مترجم و انتشاراتشو بگید، خیلی ممنون میشم. مقایسه ترجمه ها برام جالبه
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 01:07 PM   #11
viki
Registered User
 
viki's Avatar
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 231
Quote:
نوشته ای از kaveh_d View Post
خوب با ترجمه فصل اول کتاب متوجه شدید که کتاب اصلی تو چه مایه هایه، اگه نظری پیشنهادی چیزی برای بهتر شدن این تاپیک دارید تا شنبه که سعی میکنم بقیه این داستان رو بنویسم، بگید. فعلا arrivederci
!! D= پرگو ! تاپیکتون رو دنبال میکنم

آری ودرلا

=)

Last edited by Persiana; 06-07-2007 at 03:08 PM.. دلیل: اسمايل هاى تاينى پيک تبديل به عکس هاى نامربوط شده بودند.
viki is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 01:13 PM   #12
viki
Registered User
 
viki's Avatar
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 231
Quote:
نوشته ای از kaveh_d View Post
فیلمها و نمایشنامه ها و کتابهایی رو که من تا حالا دیدم همه اقتباسی از این کتاب اصلی است و هر کدوم کمبودها و اضافاتی مخصوص خودشون دارن. اون ترجمه ایکه میفرمایید آیا از رو همین متن اصلی کارلو کولودی هست و فصل اولش شبیه همین چیزیه که من نوشتم؟

اگه اینطوره اگه لطف کنید نام مترجم و انتشاراتشو بگید، خیلی ممنون میشم. مقایسه ترجمه ها برام جالبه
اوپس! یه دونه پست زود زدم !! =) !!

اون ترجمه فصل اولش مشابه همین بود که شما نوشتید ولی عبارات دقیق یادم نیست ... و اگه اشتباه نکنم ماله کانون پرورش فکری بود و البته کتاب کوچیکی هم نبود


در ضمن !! گرتزیه !!
viki is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 01:42 PM   #13
kaveh_d
کاربر فعال فرهنگ و هنر
 
kaveh_d's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
چی بد شد! پس یکی زودتر از من ترجمه اش کرده. میخواستم یه چیز جدیدی باشه .
پس اگه این کتاب یا مشابهشو کسی داره و دم دسته، من دیگه دوباره کاری نکنم و برم سراغ یه کتاب دیگه
kaveh_d is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 01:52 PM   #14
viki
Registered User
 
viki's Avatar
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 231
Quote:
نوشته ای از kaveh_d View Post
چی بد شد! پس یکی زودتر از من ترجمه اش کرده. میخواستم یه چیز جدیدی باشه .
پس اگه این کتاب یا مشابهشو کسی داره و دم دسته، من دیگه دوباره کاری نکنم و برم سراغ یه کتاب دیگه
پوف ! چرا بد بشه !!؟ خب اگه یکی یه چیزی رو ترجمه کرد که دلیل نمیشه که دیگه کسی این کارو نکنه که !!

اتفاقن شما میتونی اون کتابو تهیه کنی وبا بررسی مقابله ای ایرادات ترجمه شو در بیاری و جایگزینی های مناسب رو توی کار خودت اعمال کنی

در ضمن اون کتاب رو من مطمئن هم نیستم ماله کانون پرورش فکری باشه و مدتهای مدید! هم هست که تو کتاب فروشی ها ندیدم - حالا میگردم تو بساطم! ببینم دقیق مال کدوم ناشر ومترجم بود ... ولی unabridged!! بود هرچی بود !!
viki is offline   Reply With Quote
Old 09-28-2006, 02:02 PM   #15
mehdidj
Registered User
 

Join Date: Jun 2006
Location: Paitakht
Posts: 1,538
Quote:
نوشته ای از kaveh_d View Post
چی بد شد! پس یکی زودتر از من ترجمه اش کرده. میخواستم یه چیز جدیدی باشه .
پس اگه این کتاب یا مشابهشو کسی داره و دم دسته، من دیگه دوباره کاری نکنم و برم سراغ یه کتاب دیگه
قشنگ داشتی میرفتی برو بقیه ش هم ...
__________________
...becoming perfect

mehdidj is offline   Reply With Quote
Reply

امکانات بيشتر

Posting Rules
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is On
Smilies are On
[IMG] code is On
HTML code is Off

Forum Jump


All times are GMT +4.5. The time now is 10:14 PM.

PersianTools RSS Feeds


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.