![]() |
|
|
#16 | ||
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Nov 2006
Posts: 3,046
|
Quote:
خیلی ساده خواستم مبنای اندیشه های کمونیستی و فاشیستی و نژادپرستانه رو برام تشریح کنید. (حالا نازی رو هم بهش اضافه کنید) به عبارت بهتر همون اصول عقیدتی خاص رو که بالا قرمز کردم برای مکاتبی که نام بردم تشریح کنید. کار سختی که نباید باشه؟ Quote:
این قسمت اقتصادی رو حتی مبسوط تر تشریح کنید....
__________________
Last edited by Duke; 05-18-2009 at 02:47 AM.. |
||
|
|
|
|
|
#17 |
|
همکار انجمن فرهنگ
Join Date: Apr 2008
Posts: 1,083
|
میبینم که شما که حوصله بحث کردن رو نداشتین نطقتون باز شده !
راستشو بخواین اصلا حال و حوصله بحث کردن با شما رو ندارم چون میدونم اخرش به کجا ختم میشه اما مخاطب اصلی من در اینجا شما نیستین در حقیقت . شما ها معمولا برای توجیه رژیم نازی المان از اعمال متفقین شروع میکنین و سپس به جنگ ویتنام و درگیری اعراب و اسرائیل و..... میرسین . کسی اینجا عاشق سینه چاک و حامی ارتش سرخ نیست که شما برای توجیه نازیها دست به دامن جنایت اونها میشین . --------------------------------------------------------------------- روند تکاملی دموکراسی - لیبرالیسم و نژاد پرستی هم ابدا با یکدیگر قابل مقایسه نیست و دقیقا نمیتونم تجسم کنم که منظور شما از تکامل نازیسم چیه ؟ احتمالا در صورت تکامل من اینجا نبودم که این پست رو بنویسم . نکته دیگر فراملیتی و بین المللی بودن جنبش نازیسم از دیدگاه شماست . اینو من واقعا نفهمیدم . یعنی از غرب تا شرق در خدمت نژاد برتر ! دقیقا منظورتون چیه ؟ این فراملتی یعنی استیلای نژاد های برتر ( از دیدگاه نازی ها ) بر نژاد های فرو مایه ؟ و لابد از دیدگاه شما هم همه مردم دنیا راضی به رضای نازی ها بودن و هستن. قانع کردن دیگران به این گفته که" نازی ها نژاد پرست نبودن" کاریست بی فایده و شما نمیتونین تاریخ رو عوض کنین . بهتره به جای این تلاش ها بیایید و برای عقاید حقیقی نازیها و نه برداشت خودتون تبلیغ کنین تا شاید موفق به جذب انسانهایی همسو با این عقاید بشین . محاسبات غلط چمبرلین در حمایت از نازیسم به عنوان سدی در برابر کمونیسم و همراهی عواملی دیگر عجب سرنوشتی رو برای میلیونها انسان رقم زد . Last edited by pany; 05-18-2009 at 03:48 AM.. |
|
|
|
|
|
#18 | |
|
مدیر فرهنگ و هنر
Join Date: Aug 2006
Location: Wish! In Your Mind!
Posts: 11,756
|
Quote:
نمونه: : 1 ، 2 ، 3 ، 4 درباره نازیسم و 1 ، 2 ، 3 در باره فاشیسم چه نتیجه ای میخواین بگیرید از این موضوع؟ من توجه دوستان رو به این نکته جلب میکنم که از اصول اولیه بحث احترام متقابل هست! اگر قرار هست بحثی باشه لطفآ نظر مخالف رو تحمل کنید و با ادبیات نیش و کنایه بحث نکنید. منطق طرف مقابل الزامآ منطق شما نیست! منطق شما هم الزامآ صحیح نیست. بحث برای بیان دیدگاه های شخصی یا گروهی از افراد هست! متقاعد کردن طرف مقابل یحتمل به مواردی بیش از بیان شخصی خودمان دارد! اما این مباحث برای ناظر بیطرف بیرونی میتونه بسیار مفید باشه! پس درخواست دارم ضمن رعایت بیشتر موارد اشاره شده. بحث رو ادامه دهید
__________________
شاد بودن بزرگترين انتقامي هست که ميتوني از زندگي بگيري It's who I am Guys, it's what I am. Right or wrong, I can't change that. نواختن براي ايران|LOST|جادوي رنگ و بوم|سينماي مردانه|دنياي مجازي- آنچه ساخته ايم - آنچه ميسازيم قرن شعر|براي هميشه Queen|سرزمين زيبايي ها ايران|ايام خوش كودكي|ديكتاتور ها | شواليه هاي آوازخوان |
|
|
|
|
|
|
#19 | ||
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Nov 2006
Posts: 3,046
|
Quote:
Quote:
می خوام بدونم کسی که راجع به دو مقوله ی متفاوت به یک شکل نظر می ده، راجع به بنیان های فکری اون ها تا چه حد اطلاعات داره. هنوزم در این قسمت بحثی رو شروع نکردم. ---------------- پ.ن: راستی راجع به کمونیسم مطلبی نبود؟ |
||
|
|
|
|
|
#20 | |
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: May 2007
Posts: 1,206
|
Quote:
ابزاری که دولت شوروی برای تحقق به این آرمان به کار برد زور اعدام و اردوگاه های کار اجباری بود . احزاب جدید کمونیست که هنوز در بعضی از کشورهای اروپایی طرفداران قلیلی دارن عقاید خودشون رو تلطیف و به نوعی امروزی تر کردن . پس چون اون ابزار زور و نژاد پرستی جز تفکر اصلی حزب کمونیست قرار نداره امکان فعالیت براشون وجود داره هر چند که نظریاتشون به نظر شخصی من کاملا منسوخ شده است . // در مورد مطالبی که در مورد جنگ جهانی دوم ارائه کردید و حمایت های کشورهای دیگه ... زمانی علاقه فراوانی به تاریخ جنگ های جهانی داشتم و مطالعاتم هم در این زمینه نسبتا خوب بوده. پاسخ های شما تکرار مکررات توجیهات طرفدارن هیتلر است . بعد از جنگ جهانی اول کشور فرانسه قسمتی از خاک آلمان رو که اقتصاد آلمان روی اون ناحیه می چرخید رو به خاک خودش ضمیمه کرد. این مساله به همراه عوارض ناشی از جنگ به شدت اقتصاد آلمان رو دچار رکود کرد و ارزش پول آلمان رو پایین اورد. حقارت های ناشی از شکست در جنگ و رکود اقتصادی سبب طرفداری مردم از گروه نازی شد که در ابتدا طرفدارانش عده ای از اوباش خیابان ها بودن . کشور آلمان کم کم به دلیل شور و احساسات وطن پرستانه تصمیم گرقت تا دوباره غرور ازدست رفتش رو به دست بیاره . پس حمله به اتریش و بنادر کوچکی که شما ذکر می کنین در اون راستا بود گفتن این که فلان بندر کوچک تحت حمایت لهستان بود ولی خودش میل داشت تا به آلمان ملحق بشه کاملا دلیل باطلیه . پ.ن شما در جایی حرفی می زنید و در جای دیگه نقض اون رو می گید . دقیقا در چه موردی می خواید بحث کنید ؟
__________________
روزنامه لوموند پس از درگذشت دکتر مصدق: حتی مرگ نیز که پیروزی نهایی اش بود، حق وی را ادا نکرد. مردی صادق و شرافتمند که با خداوندان نفت پنجه در پنجه افکند. Last edited by DIXIE CHICKS; 05-19-2009 at 12:04 PM.. دلیل: تصحیح غلط املایی |
|
|
|
|
|
|
#21 |
|
Registered User
Join Date: Apr 2008
Posts: 3,997
|
هیتلر و آلمان نازی
لطفا در این تاپیک هر مطلبی در مورد هیتلر و آلمان نازی و زمان هیتلر می دونید قرار بدین
ممنون Last edited by sina86; 07-27-2009 at 02:50 AM.. |
|
|
|
|
|
#22 |
|
Registered User
Join Date: Apr 2008
Posts: 3,997
|
عجیب آنکه آدولف هیتلر مردی که سر انجام آلمان را از وضعیت فلاکت بارش خارج کرد و از یک بازار شام یک ابر قدرت آفرید ، در ثروت و قدرت به دنیا نیامده بود . چنان که یک تاریخدان می نویسد ، آدولف هیتلر « در اصل یک آدم معمولی » بود .
دوران کودکی آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر۲۰ آوریل ۱۸۸۹ دربراونا-آم-این، شهری کوچک در نزدیکی لینتز در ایالت اتریش شمالی، بین مرز اتریش و آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر ( ۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود.مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند.در کتابش نبرد من، که تا اندازهای تبلیغاتی نوشته شده بود، آدولف لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار میکرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آن ها شده بود. در ژانویه ۱۹۰۳ الویس درگذشت، و در دسامبر ۱۹۰۷ کلارا به دلیل ابتلا به سرطان سینه فوت نمود. جوانی از سال ۱۹۰۵ به بعد هیتلر در یک پرورشگاه یتیمان بوهامایی زندگی میکرد و مادرش را تحت حمایت خود داشت. او دو بار از موسسهٔ هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷ - ۱۹۰۸) به خاطر «عدم صلاحیت در نقاشی» مطرود شد. به او گفته شد که تواناییهایش بیشتر در زمینهٔ معماری کاربرد دارد. وی درخاطراتش که نمایانگر مجذوبیتش به همین موضوع است میگوید:«هدف من از این سفر بررسی گالری موزهٔ کرت بود. اما کمی بعد از اینکه به تابلویی دقت میکردم متوجه میشدم چیز دیگریست که توجه مرا به سوی خود جلب میکند،و آن خود موزه بود. از صبح تا نیمه شب، توجهم از موضوعی به موضوع دیگر عوض میشد اما این ساختمان موزه بود که بیشترین توجه من روی آن متمرکز شده بود.» (نبرد من، بخش ۲، بند سوم)بنا به سفارش رئیس آموزشگاه، وی متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد. ولی وی تحصیلات لازم برای معماری را نگذرانده بود:«بالاخره بعد از مدتی تلاش یک مهندس شدم، بقیه راه مشکلی که در مدرسه ریشویل از دست داده بودم در اثر کوشش ها و تمرین های ده ساله تا اندازه ای جبران شد ... و هنگامی که بعد از مرگ مادرم دو مرتبه به وین آمدم این بار اقامت من چندین سال طول کشید حالت آرامش و تصمیم جدی در خود احساس کردم و کم کم غرور اولیه ام بیدار شد و جدا مصمم شدم که خود را به جایی برسانم.» (نبرد من، فصل ۲ بند ۸)در ۲۱ دسامبر ۱۹۰۷ مادرش با یک مرگ دردناک بر اثر سرطان سینه در سن ۴۷ سالگی فوت کرد. هیتلر از طریق دادگاهی در لینز تمامی سهم یتیمیش را به خواهرش پائولا (Paula) واگذار کرد؛ آدولف در ۲۱ سالگی وارث ثروت یکی از عمه(خاله) هایش شد. او به عنوان یک نقاش در وین مشغول کار شد. او از روی کارت پستالها طرح میکشید و به کاسبها و توریست ها میفروخت. تا قبل از جنگ جهانی اول وی حدود ۲۰۰۰ تابلوی اینچنینی نقاشی کرد.بعد از دومین بار اخراج از موسسهٔ هنرهای زیبا هیتلر دچار فقر مالی شدیدی شد. در ۱۹۰۹ وی به دنبال سرپناهی میگشت و در ۱۹۱۰ در خانهای که برای کارگران فقیر در نظر گرفته شده بود سکنی گزید.مخالفت با یهود ریشهای عمیق در فرهنگ کاتولیکهای اتریش داشت. وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودیهای ارتدکس اروپای شرقی بود.در سال ۱۹۱۳، هیتلر برای اجتناب از خدمت سربازی در ارتش اتریش - مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد. بیشتر هم نژادان آلمانی او نیز این مشکل را داشتند. ارتش اتریش بعدها او را بازداشت کرد و مورد آزمایش جسمانی قرار داد که برای خدمت نامناسب تشخیص داده شد، او مجاز به بازگشت به مونیخ شد. اما وقتی در اوت ۱۹۱۴ امپراتوری آلمان جنگ جهانی اول را آغاز کرد، برای لشکر باواریَن داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ نشان صلیب آهنی، درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۵، و صلیب آهنی، درجه یک (به ندرت به سرجوخهها اعطا میشود)، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد. او در اواخر جنگ به خاطر حمله گازهای سمّی سربازان بریتانیایی در بیمارستان صحرایی بستری بود و به طور موقت دچار نابینایی شده بود . هیتلر بعد ها نوشت : « چشمانم مثل زغال بر افروخته شده بود . دور و برم را تاریک می دیدم .» طی چند هفته بعدی بینایی اش بازگشت و خیالش آسوده شد . آنگاه که به فکر برگشت به واحد خودش افتاد . اما این فکر به هم ریخت چون در دهم نوامبر کشیشی بیمارستان به دیدن افراد رفت ، پیرمند خبری برای آنها داشت ، آن طور که هیتلر به یاد می آورد ، برای او به کلی تکان دهنده بود : امپراتوری آلمان دیگر وجود ندارد ، شورشیان و کمونیست ها بر پایتخت مسلط شده اند ، و قیصر ویلهلم برای نجات جانش به هلند گریخته بود . در آلمان حکومت جمهوری ایجاد شده بود و رهبران جدید به متفقین تسلیم شده بودند . جنگ تمام شده بود . هیتلر به خاطر تسلیم شدن آلمان دچار شوک شدیدی شد. مانند بسیاری از میهن پرستان، او سیاست مداران غیرنظامی را در تسلیم شدن آلمان مقصر میدانست. عضو شماره ۵۵ برای هیتلر ۲۹ ساله و تازه از ارتش مرخص شده ، زمان صلح دهشتناک به نظر می رسید . وقتی به مونیخ برگشت از آنچه دید تکان خورد . انقلابیون با بازوبند ها و نشان سرخ در همه جا حضور داشتند . آنها بانک ها و هتل ها و دیگر مناطق عمومی را بدست آوردند . هیتلر از آنها نفرت داشت و به عقیده او آنها مسئول گرفتاری آلمان بودند و آنها بودند که باید قصاص پس می دادند . در همین زمان بود که فعالیت سیاسی به طور اتفاقی هیتلر آغاز شد . وی به عنوان مأمور مخفی سازمان ضد اطلاعات ارتش آلمان برای مبارزه با اهداف کمونیستی استخدام شد . وی پس از آموزش در دانشگاه مونیخ در کلاس های فلسفه سیاسی و اتمام دوره آموزش از او خواسته شد تا برخی گروه های سیاسی رازیر نظر بگیرد تا ببیند مضر است یا نه . نخستین گروهی که او زیر نظر گرفت گروه کوچکی بود که خود را « حزب کارگران آلمان » می خواندند . این گروه نمی توانست برای ارتش تهدیدی به حساب آید چون تنها 54 عضو داشت و هیچ تشکیلاتی نداشت و خزانه دار گزارش داد که تنها هفت مارک ( ۲۵/۲ دلار ) در صندوق حذب وجود داشت . اعضای گروه عقیده داشتند که کمونیست ها و یهودیان مسئول بیشتر گرفتاری های آلمان هستند ، عقیده ای که در ارتش بود . هیتلر در گزارش خود با دید تحقیر آمیزی نوشت « بجز چند رهنمود ، چیز دیگری وجود ندارد ، نه اعلامیه ای نه مطالب چاپ شده ای ، نه کارت عضویتی ، و نه حتی مهر لاستیکی نا قابلی . »با این حال رئیسان هیتلر به این حذب علاقمند شدند . آنها به او توصیه کردند به حزب بپیوندد و ببیند آیا می توان آن را بعد ها به چیز مفیدی تبدیل کرد . بدین ترتیب آدولف هیتلر ، سه روز پس از حضور در نخستین جلسه یک نامه رسمی دریافت کرد که به او اطلاع می داد عضو شماره 55 « حزب کارگران آلمان » است . آیا در آن زمان کسی می توانست بداند که این گروه کوچک در ظرف چند سال با نامی جدید به قدرتمند ترین نیروی سیاسی در اروپا خواهد شد ؟ حزبی که مردم با شندیدن نام آن لرزه بر اندامشان می افتاد !!! مسیر قدرت در انتخابات سال ۱۹۳۲ حزب نازی ۳۰ درصد آرا را کسب کرد و نشان داد که به مهمترین نیروی کشور تبدیل شدهاست. در حالی که نیروهای مترقی و چپ نسبت به خطر قدرت گیری هیتلر هشدار میدادند. در سال ۱۹۳۳ بحران سیاسی عمیقی آلمان را فرا گرفته بود. حاکمیت راست گرای کشور بر آن شد که با استفاده از هیتلر به بن بست سیاسی خاتمه دهد و قدرت روزافزون نیروهای چپ را مهار کند. در آن سال هیتلر در رأس دولتی ائتلافی صدر اعظم آلمان شد. تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره در مارس سال ۱۹۳۵ هیتلر با اعلام سربازگیری مجدد در ارتش قرارداد ورسای را زیر پا گذاشت. او مصمم به ساخت نیروی نظامی جدید، متشکل از نیروی دریایی و نیروی هوایی بود. نام نویسی بسیاری از مردان و زنان در ارتش جدید، برای حل مشکل بیکاری مناسب بود. ولی مشکلات اقتصادی آلمان بسیار جدی بودند.در مارس سال ۱۹۳۶ او بار دیگر، با اشغال دوباره مناطق غیر نظامی راین لند به مفاد قرارداد ورسای تجاوز کرد. او جسورتر شد، چون بریتانیا و فرانسه هیچ کاری برای توقفش انجام ندادند. در ژوئیه سال ۱۹۳۶ جنگ داخلی اسپانیا آغاز شد در آن زمان ارتش اسپانیا تحت فرماندهی ژنرال فرانچسکو فرانکو بود. شورشیان مخالف دولت خواستار حکومتی فاشیستی در اسپانیا بودند. هیتلر یگان هایی از ارتش را برای کمک به شورشیان فرستاد. نیروهای مستقر در اسپانیا سلاح های جدید ارتش آلمان و شیوههای جنگی خود را آزمایش نمودند، که از آن جمله میتوان به بمباران شهرهایی همچون گورنیکا و نابودی آن توسط نیروی هوایی آلمان در آوریل سال ۱۹۳۷ اشاره کرد.هیتلر در ۲۵ اکتبر سال ۱۹۳۶ با دیکتاتور فاشیست ایتالیا بنیتو موسولینی پیمان اتحاد بست. این اتحاد بعدها توسط کشورهایی چون ژاپن، مجارستان، رومانی و بلغارستان گسترش یافت. مجموعه تمام این کشورها، با نام نیروهای محور شناخته میشدند. پس از آن در ۵ نوامبر، سال ۱۹۳۷، آدولف هیتلر با مقام رایش جلسهای سری داشت که در آنجا طرح خود، یعنی بدست آوردن «فضای حیاتی» برای ملت آلمان را مطرح نمود. رژیم نازی در سال ۱۹۳۸ الحاق اتریش را به آلمان اعلام کرد. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله برق آسای پیاده نظام مجهز آلمان (ورماخت) به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت. جنگ جهانی دوم اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله آلمان به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت. هیتلر در در سال ۱۹۴۱ به خاک اتحاد شوروی حمله برد. در آخر سال ۱۹۴۱ با ورود آمریکا به جنگ، ارتشیان هیتلر در برابر جبهه وسیعی از نیروهای متفقین قرار گرفتند. ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (مقاومت استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی) ضربات سنگینی متحمل شدند. از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتشهای متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. هیتلر مرد و نتوانست ببیند فاجعه ای را که متفقین پس از مرگ او به ارمغان آوردند، مردان بی دفاع وحشیانه کشته شدند، عده ای از زنان شانس زیادی آورده و توانستند خودکشی کنند و آنان حتی به بسیاری از کودکان نیز رحم نکردند، فتح برلین به بهای جان حدود پنجاه میلیون انسان بی گناه تمام شد. مسیر شکست حمله آلمان به روسیه در آغاز برقآسا بود و پیروزی های چشمگیری را برای نازی ها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان پیشبینی زمستان گرمی را کرده بود ولی در عمل چنین نشد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت. استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای شرقی شوروی را به جبهه غربی کشاند. حمله به ایران نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگافزار غربیها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روسها رساند. فرماندهان و سپهبدان آلمانی تسلیم شدند و روسها به سوی آلمان پیشروی کردند. در غرب نیز نیروی های آمریکایی و بریتانیایی و تنی چند فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی(D-Day) در کرانه نرماندی پیاده شدند. هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد. حقیقت های تازه آشکار شده در مورد حمله آلمان به شوروی باور عمومی این است که هیتلر میخواست همه جا را اشغال کند و دیگر کشورها دخالتی نداشتهاند واز فرشتگان پاک تر بودهاند.اما اسنادی پس از فروپاشی شوروی در کاخ کرملین وبایگانی شوروی سابق پیدا شده این احتمال را مطرح میکند که که آلمان در مورد حمله به شوروی فقط پیش دستی کرده است. در بخش «منابع» صفحه چند منبع فارسی وانگلیسی را در این مورد آورده شده است. «ادوراد راژیسکی» در کتابی به نام نخستین زندگی نامه استالین بر پایهی پرونده های مخفی شوروی چاپ در سال ۱۳۷۴ شواهدی را عرضه می کند مبنی بر اینکه استالین میخواست به المان حمله کند ولی هیتلر با پی بردن به این نقشه پیش دستی کردراژیسکی اسنادی را ارئه می دهد که طبق ان اکتبر سال ۱۹۳۹ استالین و هیتلر باهم در یک ایستگاه لهستان دوتکه شده با هم دیدار کردند و حتی یکی از کارکنان خطوط راه آهن لهستان در سال ۱۹۷۲ فاش کرد که در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۳۹ این دور رهبر سوار بر قطار زرهی خود در ایستگاه راه آهن شهر لووف با یکدیگر دیدار کردند.همچنین در سال۱۹۷۹ مدرکی از بایگانی محرمانه وزرات امور خارجه آمریکا فاش شد که در آن ادگار هوور رییس وقت FBA در ۱۹ ژوییه طی نامه به آدلف برل معاون وزیر امور خارجه آمریکا خبر دیدار استالین وهیتلر در ۱۷ اکتبر در ایستگاه شهر لووف در لهستان با یکدیگر داده است. کتابچه فهرست های ملاقات های استالین که بعد از فروپاشی شوروی در آرشیو ریاست جمهوری روسیه در دسترس مردم قرار داده شده است.راژینسکی متوجه شد استالین در روزهای 17 و 18 اکتبر در کرملین حضور نداشته در حالی که این دوروز کاری در وسط هفته بوده است.اگر این مطلب صحت داشته باشد باید دیدار این دو رهبر جهان در آن کوپه قطار در آن شب تاریخی بیادماندنی ودیدنی باشد. ولی ادوارد راژینسکی معتقد است این پیمان عدم تجاوز تنها یک وقت اضافه برای استالین بود. ولادیمر رزون از افسران ضد اطلاعات کا.گ.ب .(سازمان جاسوسی شوروی )که بعد ها به غرب پناهنده شد می گوید او (رزون )در درس های دانشکده نظامی مربوط به استراژیک شنیده بود که اگر دشمن در تدراک حمله ناگهانی باشد باید ابتدا نیرو های خود در نزدیکی مرز متمرکز نماید و بعد فرودگاه هایش را هرچه نزدیک تر به خط جبه مستقر سازد.رزون در سخنرانی های مربوط به تاریخ نظامی شنیده بود استالین به دلیل اعتماد کردن به هیتلر برای جنگ آمادگی نداشت. اگر او مرتکب چنین اشتباه بسیار جدی شده بود پس چرا بهترین واحد های خود را در نزدیکی مرز مستقر کرده وفرودگاه های نظامی را نزدیک لهستان اشغالی دایر نموده بود؟ شکست و مرگ آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه سی ام آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت، اگرچه به گفته شاهدان عینی، در آخرین دوران زندگی پیرمردی خسته و تکیده و بیمار شده بود.[نیازمند منبع] ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی در روزِ دیD-Day) ضربات سنگینی متحمل شدند. از آغاز سال ۱۹۴۵ ارتشهای متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتشهای ایالات متحده آمریکا و بریتانیا از غرب و ارتش سرخ شوروی از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ شوروی شهر برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. هیتلر در مخفیگاه خود، به همراه همسر تازه اش اوا براون دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک همزمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را کسانی که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر که خواسته بود پیکرش چون موسولینی به دست دشمنان نیفتد سوزانده شد. |
|
|
|
|
|
#23 |
|
Registered User
Join Date: Apr 2008
Posts: 3,997
|
![]() ![]() ![]() Last edited by sina86; 07-27-2009 at 02:58 AM.. |
|
|
|
|
|
#24 |
|
Registered User
Join Date: Apr 2008
Posts: 3,997
|
![]() ![]() ![]() |
|
|
|
|
|
#25 |
|
Registered User
Join Date: Apr 2008
Posts: 3,997
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
|
|
|
|
#26 | |
|
همکار انجمن فرهنگ
Join Date: Apr 2008
Posts: 1,083
|
Quote:
احتساب حدود 80 % تلفات انسانی WWII در فتح برلین نیز رکورد جدیدی در تحریف بود ! احیانا در روسیه که تلفاتی داده نشده ؟ و یا در دیگر نقاط ( بین سالهای 1939-1945 ) ؟ نمیدونم ایا در نظر استارتر تاپیک تلفات بمباران لندن و جبهه شوروی و...... رو نیز باید به پای فتح برلین نوشت ؟ Last edited by pany; 07-27-2009 at 03:40 PM.. |
|
|
|
|
|
|
#27 |
|
Registered User
Join Date: Jul 2009
Location: moon
Posts: 19
|
شکی نیست که کار هیتلر اشتباه بود ولی هیتلر رهبر و آدمی بزرگ بود.که اگر جنگ رو شروع نمی کرد شاید خیلی بهتر می تونست جهان رو مال خودش کنه.
__________________
HAVE YOU SEEN MOON?IT`S SO BEAUTIFUL |
|
|
|
|
|
#28 |
|
Registered User
Join Date: Jul 2009
Location: moon
Posts: 19
|
موافقم.دلیل نمیشه که بخاطر دلایل شخصی و نفرت خودمون از آمریکا و شوروی بگیم که اونا قتل عام کردند.تاریخ نشون می ده که هر دو به اجبار وارد جنگ شدند و کشتاری که در آلمان کردند برای هر جنگی طبیعی هست.
|
|
|
|
|
|
#29 |
|
Registered User
Join Date: Jul 2009
Location: moon
Posts: 19
|
و در ثانی تمام تلفات آلمان نصف تلفات شوروی هم نبود.
|
|
|
|
|
|
#30 |
|
همکار انجمن فرهنگ
Join Date: Apr 2008
Posts: 1,083
|
سلام .
تلفات نیروهای نظامی و غیر نظامی المان در طول جنگ جهانی دوم ( با احتساب قربانیان المانی هولوکاست ) رقمی بین 6,800,000 تا 8,500,000 هزار نفر عنوان شده ( در منابع مختلف). ببینین صحبت من مقایسه تلفات دو جبهه نیست و من سوالم درباره عدد 50 میلیون تلفات فتح برلین بود. ابهامات دیگری هم در پست اول هست ....... ---------------------------------------- تاریخ روضه خونی نیست که برای گرم کردنش دست به تحریف بزنیم. ![]() |
|
|
|
![]() |
| امکانات بيشتر | |
|
|