PersianTools Forums

Go Back   PersianTools Forums > هنرهای بصری > سریالها و برنامه های تلویزیونی

Reply
 
امکانات بيشتر
Old 04-24-2006, 05:31 PM   #316
banoo
Registered User
 
banoo's Avatar
 

Join Date: Dec 2005
Posts: 107
یادی از رادیو

امروز شصت و ششمین سالروز آغاز به کار رادیو در کشورماست. زنده می داریم یاد بزرگانی که از این رسانه راهی گشودند به خانه ها و سپس دلهای ما ....
خواستم فهرستی تهیه کنم اما اطلاعاتم کمتر از آن بود که بتوانم کاری بی نقص انجام دهم پس بسنده می کنم به برخی ازهنرمندان رادیو در همه ی زمینه ها از گذشته تا حال و امیدوارم که دوستان گرامی در تکمیل و تصحیح این موارد مرا یاری کنند که این تنها یک جرقه است برای نوشتن دوستان گرامی ....

داستانهای شب : مانی-هوشنگ بهشتی- رامین فرزاد-مهدی علیمحمدی-پرویز بهرام-ژاله علو-پرویز بهادر- شمسی فضل اللهی - ثریا قاسمی- شهلا ریاحی- اکبر زنجانپور-تاجی احمدی- صدرالدین شجره- علی عمرانی-مهین کسمایی-فریبا متخصص-منصور والامقام- نصرت الله محتشم-سمسار زاده-حمید قدکچیان-ناصر کوره چیان-منصور تاجبخش

شما و رادیو: کمال الدین مستجاب الدعوه- حمید قنبری- علی تابش-منوچهر نوذری- علی زرندی- حسین امیر فضلی-عزت الله مقبلی- صادق بهرامی(کارگردان نمایشهای شما و رادیو)- مهین دیهیم- مهین بزرگی- اکبر مشکین-فرهنگ مهرپرور- منوچهر آذری- منوچهر والی زاده-تقی ظهوری-عباس مصدق- پرویز خطیبی(نویسنده ی برنامه ها)- فریبرز امیر ابراهیمی(مجری مسابقات شما و رادیو)-کنعان کیانی- مرتضی احمدی-و بالاخره عبدالکریم اصفهانی که با مهارتی خاص دست به تقلید صدای همه ی این عزیزان می زد

برنامه کودک: بیژن پیرنیا(آقا بیژن اولین مجری برنامه کودک رادیو)- سیروس ابراهیم زاده(جوان اول و پای ثابت داستانهای برنامه ی کودک)-مولود عاطفی- عذرا وکیلی

ویژه برنامه های سحر ماه مبارک رمضان: سید جواد ذبیحی-

اخبار:اکبر منانی- ناصر احمدی- مریم ریاضی- ناهید تاج نیا-

گلها: (بانی گلها) داوود پیرنیا- ابوالحسن صبا-روح الله خالقی-استاد بنان- قوامی-رهی معیری- بیژن ترقی- محمودی خوانساری-بدیع زاده- اکبر گلپایگانی-ایرج-سیاوش بیدکانی(استاد شجریان خودمان )-عهدیه-رویا-پوران-الهه-مهستی-حمیرا-هایده-پریسا-مرضیه -دلکش و فراموش نکنیم تک نوازانی همچون :احمد عبادی- اسدالله ملک- پرویز یاحقی- جلیل شهناز-مرتضی و رضا محجوبی-رضا ورزنده- فرهنگ شریف- حسین ملک- جهانگیر ملک-اصغر بهاری- با گویندگانی همچون : (روشنک-شکوه رضایی- آذرپژوهش- فخری نیکزاد-سرور پاکنشان-رضا معینی)
و از دیگر برنامه های موسیقی:برگ سبز(با هنرمندی عزیزانی همچون ناصر مسعودی)- گلهای صحرایی(کوروس سرهنگ زاده)

مشاعره: مهدی سهیلی-

کاروانی از شعر و موسیقی به گویندگی مهدی علیمحمدی

فرهنگ مردم : نجوا(انجوی شیرازی)-

قصه ظهر جمعه: مرحوم صبحی- عاملی-محمدرضا سرشار- مریم نشیبا-

همه روز همین ساعت همینجا: فروزنده اربابی و مانی

گویندگان ورزشی:عطا بهمنش- روشنزاده(همسر مرحوم پوران)

سریال رادیویی سه شنبه شبها : حیدر صارمی(جانی دالر)

تفسیر وقایع سیاسی: تورج فرازمند

این روز را به تمامی هنرمندان رادیو تبریک می گویم و آرزوی سلامتی و طول عمر می کنم برای این خوبان.

Last edited by banoo; 04-24-2006 at 05:46 PM..
banoo is offline   Reply With Quote
Old 04-24-2006, 08:16 PM   #317
land2
Registered User
 
land2's Avatar
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 63
Quote:
نوشته ای از banoo
امروز شصت و ششمین سالروز آغاز به کار رادیو در کشورماست. زنده می داریم یاد بزرگانی که از این رسانه راهی گشودند به خانه ها و سپس دلهای ما ....
خواستم فهرستی تهیه کنم اما اطلاعاتم کمتر از آن بود که بتوانم کاری بی نقص انجام دهم پس بسنده می کنم به برخی ازهنرمندان رادیو در همه ی زمینه ها از گذشته تا حال و امیدوارم که دوستان گرامی در تکمیل و تصحیح این موارد مرا یاری کنند که این تنها یک جرقه است برای نوشتن دوستان گرامی ....

داستانهای شب : مانی-هوشنگ بهشتی- رامین فرزاد-مهدی علیمحمدی-پرویز بهرام-ژاله علو-پرویز بهادر- شمسی فضل اللهی - ثریا قاسمی- شهلا ریاحی- اکبر زنجانپور-تاجی احمدی- صدرالدین شجره- علی عمرانی-مهین کسمایی-فریبا متخصص-منصور والامقام- نصرت الله محتشم-سمسار زاده-حمید قدکچیان-ناصر کوره چیان-منصور تاجبخش


...................


گویندگان ورزشی:عطا بهمنش- روشنزاده(همسر مرحوم پوران)

سریال رادیویی سه شنبه شبها : حیدر صارمی(جانی دالر)

تفسیر وقایع سیاسی: تورج فرازمند

این روز را به تمامی هنرمندان رادیو تبریک می گویم و آرزوی سلامتی و طول عمر می کنم برای این خوبان.

بسیار ممنون از اطلاعات و اسامی
از تکمیل اطلاعات گفتید خواستم من هم گامی در این جهت بردارم:
تاریخ پخش برنامه ها دهه60و 70


صبح جمعه با شما :

زمان پخش 9 صبح تا 11:30 صبح های جمعه

موضوع : طنز های اجتماعی وضبط زنده رادیویی این برنامه دوشنبه ها در استدیو ودر مقابل تماشاگران ضبط میشد

مجری:پریچهر بهروان

بازیگران:
منوچهر آذری(شوت زاده) داود باجقلی مرحوم فرهنگ مهر پرور(داود کلک) مرحوم عزت ا...مقبلی تورج نصر منوچهر والی زاده(رلهای جوان) منوچهر اسماعیلی(در مقاطعی کاراگاه زافیرلی)
عبدی(دستیار کاراگاه و میرزا عبدالطمع ) مینو جبار زاده مژگان عظیمی(کودک) علی رضا جاوید نیا(جاوید کوچولو و کاراکتری شبیه به مهندس بیلی در تلویزیون ) مهین برزویی(رلهای جوان)
مینو غزنوی(رلهای جوان) حسین عرفانی شهلا ناظریان شهروز ملک آرایی پرویز ربیعی اصغر افضلی ( صدایی نزدیک به صمد به عنوان روستایی "دوبلور قوچعلی در فیلم های صمد هم ایشان بودند")
مرحوم مهین دیهیم (خانم سوزنی)مرحوم کنعان کیانی(زرگنده) مرحوم منوچهر نوذری (گارکردان و کاراکترهای ملون دست و دل باز وغیره)
بسیاری از هنرمندان به ویژه دوبلور ها در با این برنامه جذاب همکاری ویژه ای داشتند تهیه کنندگان این سری برنامه ها پس از انقلاب شیشه گران بود.





عصر جمعه با رادیو :

زمان پخش 4:30 عصر تا 7 و درمقاطعی 7:30 عصر جمعه

موضوع : طنز و اجتماعی ورزشی و خبری

استفاده از دو مجری زن و مرد :اکبری و زهرا مهرافزا

پخش مستقیم فوتبال در قطعات15 دقیقه ای با گزارش های مسعود اسکویی- دیانی -کیانوش -ارمنده (این برنامه بنیانگزار پخش مستقیم فوتبال های لیگ ایران بود هرچند که رادیویی بود).

کارگردان فرهنگ جولایی



عصرانه

بعد از ظهر پنج شنبه
برنامه ای متنوع با قطعات نمایشی بسیار فقط و فقط با هنرمندی داریوش کاردان و ژاله صادقیان

در این سری برنامه ها دو مجری با تقلید های گوناگون کاراکتر های بسیاری را خلق می کردند مانند استاد خرناس
و اپیزود های اخبار به لهجه های گوناگون




از سرزمین نور

برنامه ای از گروه اجتماعی رادیو
موضوع : تاریخی و مستند
با گویندگی جلال مقامی رفعت هاشم پور ایرج رضایی رزیتا یاراحمدی و...

این برنامه به زندگی و مبعوث شدن حضرت محمد (ص) می پرداخت به صورت نریشن و قطعات نمایشی

زمان پخش 8:30 الی 9 صبح جمعه




علم و زندگی

برنامه ای از گروه دانش رادیو

موضوع:علمی
زمان پخش 8:30 هر روز به مدت تقریبا نیم ساعت به جز جمعه ها

این برنامه با مجریان بسیاری کار کرد از جمله آقایان :اکبری و اسکندری و خانم سرور پاک نشان
خبرها و محتوای علمی این برنامه بسیار خوب بود و با موسیقی زیبایی همراهی می شد



خانه و خانواده (برنامه خانواده)

گروه اجتماعی رادیو
زمان پخش هر روزپس از اخبار کوتاه ساعت 9 صبح به جز جمعه ها
مجریان هرمز شجاعی مهر و بیدمشکی
موضوع: اجتماعی خانوادگی




در ضمن می خواستم اگر دوستان اطلاعی از این هنرمندانی که نام برده شد و ما کمتر آنها را می بینیم دارند بنویسند خودم شروع می کنم :
حمید قنبری بازنشسته
منصور تاج بخش پدر شایسته تاج بخش (فکر می کنم مرحوم شده اند)
مرحوم حسین امیر فضلی پدر ارژنگ امیر فضلی
مرحوم تقی ظهوری کاراکتر های مکمل مرحوم فردین
سید جواد ذبیحی اعدام
حبیب روشنزاده(همسر مرحوم پوران) مقیم دبی تفسیر ورزش در تلویزیون های لس آنجلسی
حیدر صارمی گویندگی در رادیو گیلان و رادیو دریا چالوس
تورج فرازمند تفسیر در رادیو صدای ایران لس آنجلس
مولود زهتاب گویندگی در رادیو صدای ایران لس آنجلس

Last edited by land2; 04-25-2006 at 11:39 AM..
land2 is offline   Reply With Quote
Old 04-25-2006, 04:09 PM   #318
سردار
Registered User
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 7
Quote:
نوشته ای از منصور
چند روز قبل ميلاد پيامبر اسلام بود. ترجيح ميدهم ضمن اصلاح يك نكته در كتاب سال فيلم آنرا به فيلم محمد رسول الله ربط داده و يادي از گويندگان اين فيلم كنيم.
در صفحه 205 اين ويژه نامه ميخوانيم: ... صداي مهربان نجاشي (با صداي گرم و بياد ماندني ربيعي) به ما يادآوري ميكند كه كه از رحمت خدا مايوس نباشيم...
نويسنده اين مطلب گويا هرگز صداي محمد علي ديباج را نشنيده است و حتي نميداند كه خود ديباج بهترين كار خود را همين نقش نجاشي ميداند. نويسنده از علاقمندان صداي ربيعي است و دوست دارد هرچه در نقشهاي مكمل مي شنود به او نسبت دهد!
پرويز ربيعي در سريالي كه اخيرا در دو بخش با عناوين بلهآقاي وزير در تابستان سال 84 و بله آقاي نخست وزير در نوروز سالجاري پخش شد بجاي نايجل هاوتورن(در نقش سر همفري) بسيار بسيار خوب درخشيد. سريال بله آقاي وزير و نخست وزير در طي سالهاي 1980 تا 1988 مجموعا در 38 قسمت در انگلستان توليد شد و بارها و بارها در جشنواره هاي داخلي و خارجي(بخصوص جشنواره مافتا) حائز رتبه گرديد. تهيه كنندگان اين سريال (به نظرم ستوارت آلن و سيدني لاتربي و ديگران ) بعدها در دهه 90 سريال مستر بين را توليد كردند كه بازهم مورد توجه جهانيان بود.
سريال سلام آقاي وزير آْنقدر در داخل انگلستان محبوبيت يافت كه حتي كتاب آن نيز بچاپ رسيد و يك روز در اولين چاپ به فروش رفت. حتي آمريكائيها از مشتريان پروپاقرص اين سريال بوده و هستند و گاهي آنرا براي بار چندم پخش كرده و با ولع مي بينند.
طنز موجود در اين سريال واقعا بي نظير است و انگليسيها نشان ميدهند كه در كنار سريال سترگي چون خانه پوشالي چگونه ميتوان سريالهايي در قلب بزرگترين سرمداران سياسي يك كشور ساخت و آنرا به عوام عرضه كرد . بازيگر نقش نخست سريال آقاي وزير ( كه بعدا در سري 16 قسمتي دوم نخست وزير ميشود و نقشش جيمز هاكر است)پل ادينگتون بود كه البته ادينگتون و هاوتورن هر دو در حال حاضر جز فوت شدگانند اما نقشهايي كه در اين سريال ايفا كردند پاينده است. گويشهاي بسيار سريع و فوق العاده بازيگران و در كنار آنها گويندگي آقايان منوچهر والي زاده و پرويز ربيعي كه مثل رگبار تگرگ كلمات را رنده ميكنند و در عين حال از برخي حركات صورت نيز غافل نيستند نشان از قدرت كلام و تبحر آنانست . مديريت دوبله محمود قنبري كه اينگونه سريالها خوراك اويند واقعا در حد ستايش است.



درخصوص محمد رسول الله در پست قبل توضيحاتي داده شد اما به بهانه ديباج ياد تمام كساني را گرامي ميداريم كه در اين سريال گويندگي كردند و امروز در بين ما و جامعه هنري نيستند :

راوي (نريشن) فيلم با صداي فريدون فرح اندوز
منوچهر اسماعيلي بجاي آنتوني كويين در نقش حمزه و فرستاده پيامبر به مصر
نصر الله مدقالچي بجاي مايكل آنسارا در نقش ابوسفيان
رفعت(رعفت) هاشم پور بجاي ايرنه پاپاس در نقش هند
احمد رسول زاده بجاي آندري موريل در نقش ابوطالب
جلال مقامي بجاي رنوبيل جيسون در نقش جعفر
آرشاك قوكاسيان بجاي گريك هيگن در نقش عمار
سعيد مظفري بجاي دمين توماس در نقش زيد
ناصر طهماسب بجاي جاني سكا در نقش بلال
ناصر خاوري بجاي دونالد برتون در نقش عمرو عاص و شاعري كه براي ابوسفيان شعر مي خواند
بدري نورالهي بجاي رزالي كراچلي در نقش سميه
نصرت الله حميدي بجاي مارتين بنسون در نقش ابوجهل
محمد علي ديباج بجاي ارل كامرون در نقش نجاشي
عباس تجلي بجاي ابولهب
صادق ماهرو بجاي پدر هند و گوينده نوشتار اولين فيلم كه: تصويري از پيامبر نشان داده نميشود
مرحوم آذر دانشي بجاي زن ابولهب
مرحوم حسين معمارزاده در چند نقش و از جمله ملاكي از مدينه و خسرو شاه ايران
بهرام زند بجاي اميه
ايرج رضايي بجاي بازرگان
جواد پزشكيان بجاي تاجر فروشنده لباس (به هند)
حسين رحماني بجاي يكي از اشراف مكه
ناصر ممدوح بجاي خالد
و مرحوم پرويز نارنجيها و ظفر گرايي هر دو در چند نقش و از جمله بيعت كنندگان عقبه
و...
(و در مجموع يك كلكسيون از بهترين و زبده ترين گويندكان ايران. مي بينيد كه اين فيلم قريب به 30 گوينده دارد كه 20 تن از آنها از گويندگان درجه اولند. چيزي كه در كمتر فيلمي چنين خيلي ديده شده است)
بيشتر دوستان با صداي اكثر گويندگان فوق الذكر آشنا هستند اما دقت به صداي كسي كه هرگز يادي از او يادي نشده است (چه در مطبوعات و چه محافل ديگر) و او در كنار دوبله يكي از بزرگان ترجمه فيلم نيز بود و در حال حاضر در خارج از كشور اقامت دارد و صدايش را گاهي در بهترين فيلمها نيز شنيده ايم و و براحتي از كنارش گذشته ايم جلب ميكنم و آن صدا صداي عباس تجلي است . صداي او شباهت خاصي به صداي حسين رحماني دارد كه اتفاقا او هم در خارج از كشور اقامت دارد. ايندو صدا از بزرگترين و بهترين انواع صداي دوبله اند و اميد كه روزي بازهم صداي آنها را اينبار در فيلمهاي جديد بشنويم. صداي حسين رحماني در فيلم اين گروه خشن بجاي كشيش و در گربه روي شيرواني داغ بجاي برل ايوز (در نقش پدر پل نيومن) با ان هيكل گنده و همينطور صداي عباس تجلي در فيلم جدال در آفتاب بجاي جوزف كاتن (رقيب مثلث عشقي گريگوري پك بر سر دختر دورگه : جنيفر جونز) از يادگارهاي تاريخ دوبله ايران است(وقتي گروه چهار نفري قريش به ديدار ابوطالب مي روند تا محمد را با پيشنهاد زن و ثروت از رسالت خود بازگردانند صداي رسول زاده در بين صداي مدقالچي و تجلي و رحماني و ماهرو گم ميشود. نمايشي از بهترين صداهاي ماندگار)
اميد كه روزي از بين گويندگان محمد رسول الله بازهم صداي آرشاك قوكاسيان و بدري نوراللهي (كه از بهترين گويندگان طراز اول است و بجرات ميتوان او را در كنار ژاله كاظمي و رفعت هاشم در بين 4 يا 5 گوينده اول زن ايران قرار داد و ما او را آخرين بار در سري دوم سريال آيينه در اواسط دهه 1360ديديم) و همينطور ناصر خاوري و نصرت الله حميدي را نيز بيش از پيش بشنويم قبل از آنكه دير شود. صداي آرشاك قوكاسيان مرا عجيب ياد صداي محمد بهره مندي مي اندازد. صداي بهره مندي صدايي مابين صداي ظفر گرايي و آرشاك قوكاسيان بود. فرانتس(پسر بزرگ دكتر ارنست) را بياد داريد؟



نوشتاری چند مینویسم نه از بهر پاسخ این پست بخصوص بلکه بهر خود منصور عزیز که در گفتمان می شناختمش که چه می کرد
منصور عزیز در این فروم نیز همانند گفتمان تلاشی وافر برای ابراز ارادتش به دوبلرهای کبیر و تعیین شگفت انگیزی و خلاقیت این جماعت دارد
هر چند این عزیز بزرگوار(منصور) در هر جای که پا می گذاشت مجموعه ای از اطلاعات بود چه در پزشکی چه در ترانه چه در ....همانگونه که خود فرموده بودند در هنگام نوشتن و شرکت در تاپیک عشق گونه او مجنون است در تاپیک مذهبی آیت اللاه و در کامپیوتر....که اینها توسط دیگر کاربری به سخره گرفته شد.اما غرض از حضور تنها برای یک پست در این سایت که با کمال تاسف بایستی گفت در کیفیت و جذابیت به هیچ وجه با گفتمان قابل قیاس نیست این بود
که در اواخر کار گفتمان بسیار علاقمند بودم که منصور عزیز را به صندلی داغ گفتمان دعوت کنم و همگان بدانند که این نویسنده و کاربر با کوهی از معلومات کیست.کسی که با نام کاربری منصور و امضای روزنه در گفتگوها شرکت مینمود
در اینجا دوست داشتم از منصور عزیز درخواست کنم که به جز نام و شهرت یک خلاصه ای از سن سطح تحصیلات محل تحصیل واینکه چه شد تا به چنین معلوماتی رسیده اید بگویند
اما در پایان برای آن که نگویند این کاربر چه بی نزاکت آمد و هیچ از موضوع اصلی تاپیک نگفت
عرض می کنم که هر آن چه بود با دوستان در گفتمان گفتیم از منصور گرامی به واقع بایستی یاد کرد با آن دریای زلال اطلاعات البته گاهی همراه با سنگ ریزه ای کوچک(اشتباه در تشخیص دوبله نصرت کریمی به جای نصرت کریمی در دائی جان ناپلئون ) که آن تاپیک همراه رامین عزیز به دایرتالمعارفی جامع از دوبلرها بدل شده بود و افسوس که در روزهای واپسین بدل به جنگی میان انجمن گویندگان جوانی ها به نمایندگی حامد عزیزی و دیگران شده بود
یا از آن غم انگیز تر سطح نازل گفتگوی کاربران جدید که متاسفانه کارشان شده بود بحث و تحلیل دوبله کارتون دیجیمون و نام آوردن از افرادی چون امیر شروین قطعه ای و ... که انگار نه انگار در ابتدای کار این تاپیک جای اسامی نوابغی چون جلیلوند اسماعیلی مقبلی ناظریان نوذری دوستدار و ...بوده و اکنون ....
به هر روی در انتها از ذکر دو مطلب نمی توانم صرف نظر کنم
به خاطر دارم زمانی با شما دوست گرامی سر حضور دوبلرهای جدید در موسسه قرن بیست و یکم صحبتی کرذدم و گفتم چه بهتر .مدیران دوبلاژ کهه امروز دوبلری ممتازی را وارد نمی کنند پس چه بهتر که ه این گویندگان جوان دست به کار شوند اما هنگامی که چندین فیلم از قبیل ایندیانا جونز و به نام گل سرخ و حلقه را دیدم و متوجه شدم به جز چندین صدا بقیه در سطح صدای افراد جامعه معمولی و بی کیفیت است وآن چند صدای خوب نیز متعلق به جلیلوند و مدقالچی و ماهرو است افسوس خوردم
و به واقع معتقدم که جلیلوند امروز دارد خیانت دیگری به دوبله می کند اینکه مشتی جوان را جمع کرده که صدایشان بسیار معمولی است و دوم اینکه خود شخص مبارکشان هر فیلمی که دستشان می رسد به جای نقش اول حرف می زنند
دومین مطلب آنکه چندی پیش در جمعی میان ضرغامی و دوبلرها عنوان شد که مدیران شبکه دوبلر انتخاب نکنند و این کار به عهده مدیران دوبلاژ باشد .اما هنگامی که در ایام نوروز مشاهده کردم والی زاده عزیز با صدای دوست داشتنی خود به جای هر چه نقش اول بود صحبت کرد حتی جیمز کان یا ...(چیزی
مانند کار جلیلوند)بسیار متاثر شدم که آقای ضرغامی پس آن همه توصیه که در آن جمع دوبلرانی مانند اسماعیلی به شما کردند چه بود و شما چه کردید
و آخرین سوال آن که آیا سایت گفتمان دیگر بر نمی گردد و برای همیشه به تاریخ پیوست
در پایان از همه شما عزیزان که این پست طولانی مرا تحمل کردید متشکرم و
سردار is offline   Reply With Quote
Old 04-26-2006, 07:36 PM   #319
soheil_SS
Registered User
 

Join Date: Feb 2006
Posts: 423
ژاله کاظمی چگونه دوبلور شد

داستان دوبلور شدن ژاله کاظمی به روایت خودش:

درست یادم نیست که اواخر پاییز یا اوایل زمستان 1337 بود.دختر 15 ساله ای با موهای بلند بافته شده با روبان و کفش کتانی سفید هیجان زده اما با ظاهری آرام همراه برادرش شد تا در خیابان هدایت به استودیو شهاب بروند. این استودیو در آن زمان بسیار فعال و پرکار بود و فیلمهای همه کشورها را به فارسی بر می گرداند.
این دختر کلاس نهمش را تمام کرده بود و تازه در مدرسه شبانه کلاس دهم را شروع کرده بود. چون مجبور بود حتما" در آمدی داشته باشد باید کار می کرد. او از خانواده مرفهی نبود پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و زندگی اش باید به نحوی اداره می شد.
هوشنگ کاظمی برادر این دختر در کار دوبلاژ بود. البته آن زمان گوینده بود اما بعدها مدیر دوبلاژ شد.او گوینده ثابت پری میسون و سریال های معروف تلویزیونی بود.
به هر حال برادرش او را به استودیو شهاب برد.آن روز آقای عطااله کاملی در این استودیو مدیر دوبلاژ بود.دختر وارد اتاق تنگ و تاریکی شد و به سختی عده ای را دید که آنجا نشسته اند و بعدا" فهمید که ادمهای مهمی مثل مهین کسمایی سعید شرافت(که حالا زیر خاک خفته) و مهین معاون زاده(که حالا دیگر در ایران نیست) آن جا مشغول دوبله فیلمی هستند که احتمالا" پل خونین یا آخرین پل نام داشت و مهین کسمایی هم به جای ماریا شل صحبت می کرد.
دخترک مات و حیران مانده بود و برادرش با آب و تاب شروع کرد درباره خواهرش صحبت کردن و البته هبچ دروغ هم نمی گفت: خواهر من تجربه های زیادی در تئاتر مدرسه دارد و در جشنهای مدرسه آواز می خواند. دختر با خجالت اما هیجان زیادی به حرفهای برادرش گوش می داد و لحظه هایی در برابرش رژه می رفتند که او با ساز هم شاگردیهایش در مدرسه آواز می خواند و نمایش های زیادی هم اجرا کرده بودند. البته این مال دوره ای بود که دخترک به خاطر شغل یکی دیگر از برادرهایش که کارمند شرکت نفت بود در آبادان زندگی می کرد.
پس از صحبتهای برادر همه با خوشرویی و مهربانی از دخترک استقبال کردند و به قول معروف او به دوبله خوش آمده بود!
آقای کاملی جمله ای به او دادند تا در صحنه بعدی فیلم به جای یک زندان بان بگوید(از اینجا برید بیرون). او هم با تکیه بر تجربه های تئاتر و آوازهای مدرسه با اعتماد به نفس بسیار جمله را گرفت و نشست میان گویندگانی که هر کدام بتی بودند. فیلم را پخش کردند و تا او آمد جمله اش را بگوید رد شده بود. دوباره فیلم را برگرداندند اول صحنه.
آن زمان فیلمهای 35 میلی متری را قسمت قسمت میکردند و می گذاشتند توی آپارات. مثل حالا ویدیو نبود که حتی یک کلمه و یک جمله را بشود توی صحنه تصحیح کرد. باید یک سکانس ده دقیقه ای یا یک ربعی را پشت سر هم یک ضرب دوبله می کردند. در آن صحنه همه گویندگان یکی دو صفحه دیالوگ طولانی و سخت داشتند و دخترک فقط یک جمله (از اینجا برید بیرون) را باید می گفت. این قسمت از فیلم بارها و بارها پخش شد و او هرگز نتوانست آن جمله را بگوید. نه توانست درست بگوید نه توانست مطابق حرکت لبهای بازیگر بگوید. نه با صدای درست گفت نه با اجرای درست. گوینده های قدیمی هم که دیدند تمرین دارد طولانی می شود به بهانه استراحت اتاق را ترک کردند چون حوصله اشان سر رفته بود و به قول معروف جوش آورده بودند.
دخترک تنها ماند باز فیلم نمایش داده شد و باز او نتوانست بگوید. بالاخره عاصی شد و زد زیر گریه .اعتماد به نفسش نابود شده بود . اولین برخوردش با کار اجتماعی یک شکست بود و احتمالا"در آن لحظه داشت از شدت حقارت و سرشکستگی سرنگون می شد. ار آن اتاق تنگ و تاریک آمد به اتاق انتظار و با همان مو های بافته و کتانی های سفیدش فریاد زد(من هرگز نمی تونم گوینده فیلم بشم)
با برادرش به خانه رفت و در حالی که زار می زد برادرش هم مدام سرزنشش می کرد که تو آبروی مرا بردی. پس از آن دخترک یک ماه بی قرار و بی تاب شد و شب ها بی اطلاع اهل خانه بیدار می ماند و فکر می کرد و گریه می کرد. ضربه آن قدر برایش مهلک بود که غذای درست و حسابی هم نمی توانست بخورد و مدام نا آرام و بی قرار بود. این دوره انگار باعث استحاله و پختگی او شد چون یک ماه بعد به برادرش التماس کرد که او را دوباره به استودیو دوبله ببردو گرچه برادرش قبول نمی کرد اما به هر حال دخترک موفق شد او را راضی کند. دختر روزها را خالی گذاشته بود تا کار کند و شب ها می رفت مدرسه خزائلی و درس می خواند. هوشنگ این بار او را به استودیوی دی سی آی DCI برد که در کوچه ملی خیابان لاله زار بود. در این کوچه تعدادی سینما با چند کافه وجود داشت و او مجبور بود زیک زاک راه برود که از روی ادرار مشتریان شب قبل کافه رد نشود تا کفش های سفیدش کثیف نشود.استودیو هم اتاق کوچکی بود که تعداد زیادی آدم اعم از گوینده واقوامشان که برای تماشای کار آمده بودند آن جا نشسته بودند. داشتند فیلم مهمانی قیصر را دوبله می کردند و مدیر دوبلاژش آقایی بود به اسم تقوی که شغل اصلیش تجارت برنج بود و کارش در دوبله دیری نپایید. یکی از گویندگان که قرار بود به جای پرنسس هفتاد ساله ای حرف بزند مریض شده بود و نیامده بود. فیلم هم باید زودتر دوبله و اکران می شد. مانده بودند که چه کنند دخترک شروع کرد با برادرش پچ پچ کردن که (تو رو خدا بگو این رل را من بگویم) این نقش دو سه صفحه دیالوگ داشت ودیگر مسئله یک خط و (از این جا برید بیرون) نبود. برادر به هیچ وجه راضی نمی شد. دخترک گفت لااقل حالا که گوینده شان نیامده و کسی را هم پیدا نکرده اند بگذارند من آن را تمرین کنم. بالاخره این اجازه به او داده شد و دو صفحه دیالوگ مفصل جلویش گذاشتند. دخترک صداسازی کرد و جای پیرزنی هفتاد ساله حرف زد طوری که همه و حتی خودش متعجب شده بودند.شش ماه بعد دخترک نقش اول گوی دوبله شده بود. وبعد ها به جای بازیگران بزرگی مثل الیزابت تیلر در چه کسی از ویرحینیا وولف می ترسد و گربه روی شیروانی داغ مونیکا ویتی در کسوف و شب میا فارو در گتسبی بزرگ ویون لی در اتوبوسی به نام هوس جولی کریستی در دکتر ژیواگو جولی اندروز در اشکها و لبخند ها و سوفیا لورن در همه فیلمهایش صحبت کرد.
من هنوز هم گرفتار آن دختر بچه ام. هنوز هم وقتی پشت میز می نشینم مخصوصا" اگر نقش ها خیلی مهم و سخت باشند مثل آن دختر بجه فکر می کنم که کار بلد نیستم.

Last edited by soheil_SS; 05-03-2006 at 08:46 PM..
soheil_SS is offline   Reply With Quote
Old 04-27-2006, 08:25 PM   #320
منصور
Registered User
 
منصور's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 97
Quote:
نوشته ای از سردار
در اواخر کار گفتمان بسیار علاقمند بودم که منصور عزیز را به صندلی داغ گفتمان دعوت کنم و همگان بدانند که این نویسنده و کاربر با کوهی از معلومات کیست.کسی که با نام کاربری منصور و امضای روزنه در گفتگوها شرکت مینمود

در اینجا دوست داشتم از منصور عزیز درخواست کنم که به جز نام و شهرت یک خلاصه ای از سن سطح تحصیلات محل تحصیل واینکه چه شد تا به چنین معلوماتی رسیده اید بگویند
سلام بر شما
يكي بود يكي نبود . زماني ... نسيمي در فاروم گفتمان وزيدن گرفت و يكي از بزرگان عرصه دوبله ما ( كه ما از بهر ايشان حنجره پاره ميكنيم) در جستاري بنام دوبله و دوبلورها قدم بر چشمان ما گذاشت و بوي خوش اين جماعت را به مشام ما رساند.... زماني در جلسات انجمن مي گفتند حق نداريد با هركس و ناكس مصاحبه كنيد و نفت به چراغ نفتي هر پرسشگر بريزيد و نقل هر مجلس باشيد و ... و اين شد كه وقتي كاربري (منصور نام) از ايشان درخواست كرد نام خود را به دوستان اعلام كنند و بيشتر با من و ما بگويند گويا حكايت حق نداريد و ... را براحتي سوار مخيله خود كردند و ما را تنها گذاشتند و فقط خواندند و خواندند و هرگز ننوشتند ... و منصور ماند و حسرت اينكه چرا بايد چنين گفت تا دوستي را از جمع پر داد؟
اين از فصل اول داستان
فصل دوم آنكه :
مديري مكابيز نام و آنسوتر مديرتري! با نام ايرانين اسلاو (كه گويا صاحب گفتمان هم بود) و اينسوتر مدريري ديگر مسمي به ارفه دوستاني دوست بودند كه صندلي داغ (مد نظر شما) از ابداعات اميد بود كه هركه روي آن مي نشست با تالار هنر وداع ميكرد كه خانم شمس الواعظين - كه گويي در پر قو بزرگ شده بود - چهره شاخص اين جمع بود كه حتي در يك نظر سنجي يك پايش را روي منصور گذاشت و نشست روي كله منصور و اول شد
و هكذا ...
فصل سوم : من به هر جمعيتي نالان شدم...
يكي از كاراكترهاي فصل 1 يا 2(توجه شود تركيب از نوع فصلي است) در اولين پست جديد در فارومي ديگر و جستاري ديگر ( كه در آنجا نه حوصله اي براي منصور گفتمان مانده بود و نه روزنه ايرانكليك) نوشت : يادت هست نصرت را نصراله نوشتي؟ منصور بينوا هم نوشت: براي اصلاح اشتباه 50 دلار صرف اين شد كه دائي جان ناپلئون را از آنسوي آبها خريداري كند تا صداي نصرت را بعد از اين نصراله ننويسد و حسب پاسخ اشتباهات به بازرسين وزارت كشور بنويسد : من بعد رعايت ميگردد.
بعد پرسيد: و حالا نامت را به من بسپار
...
و بعد شنيد: لااقل مردانه بكش

(اين سخنان را مزاح بينگاريد. از ملاقات شما بسيار خرسندم)
دوستدار شما
Quote:
نوشته ای از سردار
و به واقع معتقدم که جلیلوند امروز دارد خیانت دیگری به دوبله می کند اینکه مشتی جوان را جمع کرده که صدایشان بسیار معمولی است و دوم اینکه خود شخص مبارکشان هر فیلمی که دستشان می رسد به جای نقش اول حرف می زنند .
دومین مطلب آنکه چندی پیش در جمعی میان ضرغامی و دوبلرها عنوان شد که مدیران شبکه دوبلر انتخاب نکنند و این کار به عهده مدیران دوبلاژ باشد . اما هنگامی که در ایام نوروز مشاهده کردم والی زاده عزیز با صدای دوست داشتنی خود به جای هر چه نقش اول بود صحبت کرد حتی جیمز کان یا ...(چیزی
مانند کار جلیلوند)بسیار متاثر شدم که آقای ضرغامی پس آن همه توصیه که در آن جمع دوبلرانی مانند اسماعیلی به شما کردند چه بود و شما چه کردید
در پایان از همه شما عزیزان که این پست طولانی مرا تحمل کردید متشکرم و
من در اين چند ساله صداي گوينده اي بنام چنگيز جليلوند را نشنيده ام.
كسي كه گهگاه صداي او را در برخي فيلمهاي پخش از سيما بجاي بروس ويليس و بهمان كس مي شنويم نه آن صداي بي همتاست و نه آن دوست بي غل و غش. دست و پا زدن پيري است كه دوست دارد صداي جوان از حنجره اش متصاعد كند تا خداي نكرده ديگران فكر نكنند اين مرد 70 ساله پير شده است. شايد بهمين دليل باشد كه تمام فيلمهايش را به شكلي ربوتيك و يكنواخت و با صداي جوان 30 ساله ساخته و پرداخته ميكند كه نه به درد عوام ميخورد و نه خواص . جليلوند بزرگ از نظر من مرده است و آبگوشت دوبار تليت اين بينوا راه بجايي نخواهد برد جز پر كردن جيبي تهي كه در پاسخ آنرا هم سعدي در گلستان داده است. ديروز بيليارد باز را مجدد ديدم :
تو خيلي خوشگل شدي بشكه. لپات قرمز شده. سرحال اومدي...
و گويي جليلوند بعد از سالها عزم جزم كرده كه همچون بشكه مينه سوتا كه بهنگام بازي گل به كت مي آويخت و پودر به دستش مي ماليد و دبدبه اش گوش رفقا را كر ميكرد باشد تا ادي زبل خودمان . و ما عادت كرده بوديم كه او را ادي فلسن ببينيم نه كسي كه در بازي به خودش هم مي بازد (آنهم بازي اخلاق و زندگي و نه در نقش يك هاستلر)
و آنسوتر بيچاره والي زاده كه گويي با جليلوند كورس گذاشته است كه هركه نقش اولش بيش نامش بيشتر.
ياد جمله اي از او افتادم در برنامه صبح جمعه با شما در دهه 1360 كه : در خانه ام چندين راديو دارم كه همه را براي شنيدن صداي خودم خريده ام!
به نظر شما آيا آواز دهل شنيدن از دور خوش است؟

Last edited by منصور; 04-27-2006 at 08:29 PM..
منصور is offline   Reply With Quote
Old 04-28-2006, 01:05 AM   #321
Hoomaan
Registered User
 
Hoomaan's Avatar
 

Join Date: Feb 2005
Location: شیکاگو , ایالات متحده Posts: 17,859
Posts: 1,000
Send a message via ICQ to Hoomaan Send a message via AIM to Hoomaan Send a message via Yahoo to Hoomaan Send a message via Skype™ to Hoomaan
Quote:
نوشته ای از منصور
سلام بر شما
يكي بود يكي نبود . زماني ...
... ....

من که چیزی از این سه فصلی که منصور خان تعریف کردن نفهمیدم ! شما چی ؟

راستش من هم بدم نمی اومد که بیشتر در مورد این استاد بخش هنر پی تی بدونم. اما اینطور
که به نظر میاد خود آقای منصور مایل به توضیح نیستند.

تا اونجاییکه من تا حالا از پست های منصور خان دستگیرم شده ایشون خیلی کلاس بالا هستند
و اطلاعات بسیار خوبی دارند و طبق معمول مثل همه اساتید گمنام دیگه پی تی ترجیح می دهند
که اطلاعات شخصیشون محفوظ باشه. ما هم در سازمان اطلاعات و امنیت پی تی ( ساواپ) در بخش
گفتگوی آزاد هر چی گشتیم نتونستیم اطلاعاتی از پرونده و مشخصات ایشون بدست بیاریم فقط حدس
زدیم که ممکن است منصور خان یکی از دست اندرکاران با سابقه و پیشکسون دوبله ایران باشند که
با نام مستعار منصور محفل ما را صفا بخشیدن. ببینم کسی از شما نمیدونه که آیا ما در بین دوبلورها
کسی با اسم منصور داشته ایم یا نه ؟

البته من همینجا از منصور خان بابت این توضیحات عذر می خوام و مطمئنا یکی از مدافعان ایشان هستم و
خواهم بود.
__________________
OOOOOOOOOOOOOOOOO

سازمان اطلاعات و امنیت پی تی ( ساواپ)

شایعه درست می کنیم - پیرزن خفه می کنیم - از تروریسم حمایت می کنیم

Last edited by Hoomaan; 04-28-2006 at 01:09 AM..
Hoomaan is offline   Reply With Quote
Old 04-30-2006, 01:03 AM   #322
RAHGOZAR_MEYBOD
Registered User
 

Join Date: Feb 2006
Posts: 134
Quote:
نوشته ای از land2


عصرانه

بعد از ظهر پنج شنبه
برنامه ای متنوع با قطعات نمایشی بسیار فقط و فقط با هنرمندی داریوش کاردان و ژاله صادقیان

در این سری برنامه ها دو مجری با تقلید های گوناگون کاراکتر های بسیاری را خلق می کردند مانند استاد خرناس
و اپیزود های اخبار به لهجه های گوناگون



[
گوینده زن برنامه عصرانه خانم مهین فرد نوا بودند نه خانم صادقیان!
RAHGOZAR_MEYBOD is offline   Reply With Quote
Old 04-30-2006, 01:51 AM   #323
سردار
Registered User
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 7
Quote:
نوشته ای از Hoomaan
... ....

من که چیزی از این سه فصلی که منصور خان تعریف کردن نفهمیدم ! شما چی ؟

راستش من هم بدم نمی اومد که بیشتر در مورد این استاد بخش هنر پی تی بدونم. اما اینطور
که به نظر میاد خود آقای منصور مایل به توضیح نیستند.

تا اونجاییکه من تا حالا از پست های منصور خان دستگیرم شده ایشون خیلی کلاس بالا هستند
و اطلاعات بسیار خوبی دارند.....
دوست عزیز من اطلاعی ندارم که آیا در سایت گفتمان بودید یا خیر .
جایی مشاهده کردم که به منصور گفته بودید که آیا همان منصور گفتمان است و این جمله ظن مرا بر آن برد که شما نیز در خوان گسترده گفتمان حضور داشتید که ظاهرا نبودید
در باب داستان نخست منصور شرح آن که در اواسط کار تاپیک دوبلرها در گفتمان فردی آمد و چند پستی مفید نوشت و در جایی نیز به نویسنده پستی که به معرفی دوبلرهای سریال دائی جان ناپلئون می پرداخت (همانند همین جستار در همین فروم)گفت : ای عزیز جان دوبلر نصرت کریمی در این سریال نصرت کریمی نیست بلکه ناصر طهماسب است (اشتباهی که منصور در آن زمان کرده بود)و همین طور گفت که چگونه صدای خسته نصرت کریمی را از صدای طهماسب تمییز نداده است(جالب آن که در آن زمان من نیز مانند منصور تصور بر این داشتم که دوبلر نصرت خان طناز خود ایشان بودند).و چند روز بعد منصور در تاپیک گفتند که این فرد ظاهرا از دوبلرهای بزرگ ما هستند و از ایشان خواستند که خاطرات دوبله را در تاپیک ارائه دهند که این دوبلر نیز با دلایلی که منصور در خود متن گفتند دیگر حرفی در گفتمان نزدند و تنها خواندند

داستان دوم نیز نام تنی چند از بزرگان هنری گفتمان بود که نوشته های مکابیز و شمس الواعظین تقریبا با
منصور برابری می کرد .هر چند این دو در زمان تاسیس تاپیک دوبلرها به تالار سیاست و فلسفه هجرت کرده بودند و اثری از ایشان در تاپیک دوبلرها دیده نمی شد و یا امید عزیز که گویی در روزهای واپسین بیشتر سنگ گنجی را بر سینه می زد تا هنر و....
داستان سوم نیز عجیب مانند پتکی بر دوریالی حقیر بود که هر چه با خود اندیشیدم نیافتم که چگونه می توان با
زیرکی بیش از حد انسان را منصرف از پاسخ کرد که ما هماره بهر منصور دوستی شفیق فاقد هر گونه اختلافی بودیم و حال نصرت کریمی به عنوان نصرالله را ما نگفته بودیم و اصلا ما را چه به تمسخر که آن سنگ ریزه دریای زلال شما تنها خاطره ای شیرین بود نه تمسخری تلخ
و آن گاه دوست گرامی می فرمایند مردانه بکش و پاسخمان این است که منصور عزیز ما بهر شما هرچه تیزی
داشتیم به غلاف سپردیم.ما بهر یادآوری روزهای خوشیم و شما......

__________________________________________________ _________________
سوم آن که ما بالاخره نفهمیدیم سال ورود زند 1350 بوده یا 1344
و دیگر آن که به نظر شما زندی که نزدیک به دو دهه دوبلر درجه سه بود چه شد که ناگهان به ستاره دوبله
بدل می شود طوری که حتی در محفل با ضرغامی او را استاد معرفی می کنند ولی افرادی چون خسروشاهی یا رضایی یا ...با این نام اطلاق نمی شود و چگونه شد که ایشان ناگهان با شروع دهه 70 تبدیل به یک مدیر دوبلاژ
بزرگ می شود. در حالی که به خاطر دارم حتی در سریال امام علی که خود او نیز مدیریت دوبلاژ آن را بر عهده داشت جرات نداشت نقشی بزرگتر از بلال(سعید نیکپور)را بر عهده گیرد

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همواره معتقد بودم که غایت زیبایی کلام و فیلم نامه را می توان در نوشته های علی حاتمی یافت
از نخستین فیلمش گرفته تا آخرین آن
قلم او به قدری زیبا و نافذ بود که حتی موضوعی معمولی مانند خواستگاری یا سوته دلان را بدل به اثری درخشان می کرد.
و مطمئنا در نگاهی گذرا بر آثار ایشان نمی توان هزار دستان را در صدر آن قرار نداد
برایم جالب بود که از دوبلرهای این سریال نامی برده نشد
در نگاهی جالب متوجه می شویم که تعداد دوبلرهای این سریال با آن همه بازیگر شاید از انگشتان دست تجاوز نکند
من به تعدادی از آنان اشاره می کنم تا شاید منصور عزیز به صورت اکمل اشاره جامع تری داشته باشند
منوچهر اسماعیلی : عزت الله انتظامی-جمشید مشایخی-محمد علی کشاورز-جمشید لایق
ناصر طهماسب:علی نصیریان-جهانگیر فروهر(خدمت کار خان مظفر) -اسماعیل محرابی
عزت الله مقبلی: جهانگیر فروهر(بازپرس یا مفتش)-جعفر والی
ایرج ناظریان : داوود رشیدی
اصغر افضلی :سروش خلیلی
ژرژ پطرسی:منصور والا مقام
مهین کسمائی:زهرا حاتمی(زری خوشگام)
خسرو خسروشاهی:پرویز پورحسینی
و اگر اشتباه نکنم به خاطر آن که این مجموعه را سال ها پیش دیدم .سعید مظفری به جای جهانگیر الماسی و حسین عرفانی به جای محمد مطیع (که خودم80درصد برای این دو مورد واپسین احتمال اشتباه می دهم )

نکته جالب حضور نه بازیگر با دوبله سه تن است
ناصر طهماسب و منوچهر اسماعیلی سهمی همیشگی در آثار علی حاتمی داشتند

شاید به غیر از طوقی حداقل یکی از این دو در فیلم یا سریال ها بوده اند و در بقیه نیز صاحب چندین نقش بوده اند
در خواستگار اسماعیلی به جای صیاد و بخشی و طهماسب به جای بهرامی و فروهر حرف می زند
ادای دیالوگهای مرحوم حاتمی توسط این دو نابغه دوبله به گمانم اوج هنر دوبله و نهایت ترکیب زیبایی کلام و فصاحت و بلاغت متکلم باشد
صحنه ای که محمود بهرامی با صدای طهماسب در خواستگار می گوید
یک کسی بود هی خط می کشید....از برای رسم زحمت می کشید
گفتم ای جانا چرا خط می کشی ..از برای رسم زحمت می کشی
گفت یک عمری است من خط می کشم ...از برای رسم زحمت می کشم
و .........

Last edited by سردار; 05-05-2006 at 02:47 AM..
سردار is offline   Reply With Quote
Old 04-30-2006, 08:11 AM   #324
Orphée
Registered User
 

Join Date: Mar 2006
Posts: 10
Quote:
نوشته ای از منصور
من در اين چند ساله صداي گوينده اي بنام چنگيز جليلوند را نشنيده ام.
كسي كه گهگاه صداي او را در برخي فيلمهاي پخش از سيما بجاي بروس ويليس و بهمان كس مي شنويم نه آن صداي بي همتاست و نه آن دوست بي غل و غش. دست و پا زدن پيري است كه دوست دارد صداي جوان از حنجره اش متصاعد كند تا خداي نكرده ديگران فكر نكنند اين مرد 70 ساله پير شده است. شايد بهمين دليل باشد كه تمام فيلمهايش را به شكلي ربوتيك و يكنواخت و با صداي جوان 30 ساله ساخته و پرداخته ميكند كه نه به درد عوام ميخورد و نه خواص . جليلوند بزرگ از نظر من مرده است و آبگوشت دوبار تليت اين بينوا راه بجايي نخواهد برد جز پر كردن جيبي تهي كه در پاسخ آنرا هم سعدي در گلستان داده است. ديروز بيليارد باز را مجدد ديدم :
تو خيلي خوشگل شدي بشكه. لپات قرمز شده. سرحال اومدي...
و گويي جليلوند بعد از سالها عزم جزم كرده كه همچون بشكه مينه سوتا كه بهنگام بازي گل به كت مي آويخت و پودر به دستش مي ماليد و دبدبه اش گوش رفقا را كر ميكرد باشد تا ادي زبل خودمان . و ما عادت كرده بوديم كه او را ادي فلسن ببينيم نه كسي كه در بازي به خودش هم مي بازد (آنهم بازي اخلاق و زندگي و نه در نقش يك هاستلر)
و آنسوتر بيچاره والي زاده كه گويي با جليلوند كورس گذاشته است كه هركه نقش اولش بيش نامش بيشتر.
ياد جمله اي از او افتادم در برنامه صبح جمعه با شما در دهه 1360 كه : در خانه ام چندين راديو دارم كه همه را براي شنيدن صداي خودم خريده ام!
به نظر شما آيا آواز دهل شنيدن از دور خوش است؟
درودي گرم بر منصور عزيز .

با اين نگرش شما به جليلوند همراه هستم , شايد با تاويل و نگاهي ديگر به آنچه آنرا محصول زيباشناختي صدا مي دانيم ( به گونه اي كه خود را در قالب هنرهاي گوناگون چون موسيقي , تئاتر , سينما , دوبله و ... باز مي نماياند ) و بازبيني تمامي آنچه براي سنجش يك اثر هنري مورد نياز است .
جليلوند در اينجا همچون همان خواننده اي است كه در گذر زمان فرم و سبك خود را گم كرده است و دست و پايي غم انگيز براي بازيابي دوران خوش گذشته خود مي زند ( در ميان جماعت ايراني نيز نمونه اي آشنا به چشمان مي خورد ) , نگرش زيباشناختي اش به مقوله صدا رنگ باخته و ديگر نگاهي بر مبناي اصول فرمال دوبله بر صدا ندارد . اين نوع نگرش بدون شك عاملي سواي گذر زمان دارد ...و درست همين جاست كه صداي او ديگر صدايي آشنا و تاثير گذار براي ما نيست , او فرم را گم كرده است ... آنچه براي هنرمند خواندن بدان نياز دارد .

Last edited by Orphée; 04-30-2006 at 08:13 AM..
Orphée is offline   Reply With Quote
Old 04-30-2006, 06:32 PM   #325
fardin59
Registered User
 

Join Date: Mar 2006
Posts: 1,639
و

در بین دوبلورهای جدید در سینما بهنظرم در مردها سعید شیخ زاده و افشین زنوزی جزو آتیه دارها باشند
fardin59 is offline   Reply With Quote
Old 04-30-2006, 07:35 PM   #326
منصور
Registered User
 
منصور's Avatar
 

Join Date: Nov 2005
Posts: 97
Quote:
نوشته ای از سردار
این جمله ظن مرا بر آن برد که شما نیز در خوان گسترده گفتمان حضور داشتید که ظاهرا نبودید
که ما هماره بهر منصور دوستی شفیق فاقد هر گونه اختلافی بودیم و حال نصرت کریمی به عنوان نصرالله را ما نگفته بودیم و اصلا ما را چه به تمسخر که آن سنگ ریزه دریای زلال شما تنها خاطره ای شیرین بود نه تمسخری تلخ
من كه گفتم همه را به حساب مزاح بگذاريد ...
شما را شناختم و از ديدار شما خوشحالم. منصور همانست . ضمن اينكه حكايتِ و حالا نامت را به من بسپار و مردانه بكش آنست كه در سال 1347 محمد علي فردين(در نقش كلانتر دنورسيتي) در فيلمي وسترن با عنوان و حالا روحت را به خدا بسپار از مايلز دين در ايتاليا شركت جست. وي بهمراه بازيگراني چون همايون از ايران و جف كامرون و فابيو تستي در آن به ايفاي نقش پرداخت. حضور فردين در اين فيلم مشترك و شكست آن كه البته اين فيلم در ايران با نام مردانه بكش به نمايش درآمد باعث شد فردين در فيلم بعدي بين المللي با عنوان مواظب مين ها باشيد (بازهم بين ايران و ايتاليا) هرگز شركت نكند . حال با عنايت به اين چند خط ريش و قيچي را بدست شما ميدهيم تا ارتباط منصور(فردين) و گفتمان(ايتاليا) و نام پرسيدن(و حالا ...) و درهم شكستن گفتمان(شكست فيلم) و عدم رغبتي دوباره به نوشتن (عدم حضور در فيلمهاي مشابه بعدي) و مردانه بكش(نام خود نگفتن و نام ديگران پرسيدن) و ... و باقي قضايا را يكجا برقرار كنيد .

پاينده باشيد كه از ديدار شما خشنودم ...

Quote:
نوشته ای از سردار
و مطمئنا در نگاهی گذرا بر آثار ایشان نمی توان هزار دستان را در صدر آن قرار نداد
برایم جالب بود که از دوبلرهای این سریال نامی برده نشد
بخاطر شما سري به آرشيو زديم و اين صداها را شنيديم . كاستيها را خواهيد بخشيد.

منوچهر اسماعيلي بجاي عزت اله انتظامي در نقش خان مظفر (هزار دستان)
منوچهر اسماعيلي بجاي جمشيد مشايخي در نقش رضا تفنگچي
منوچهر اسماعيلي بجاي محمد علي كشاورز در نقش شعبان استخواني
منوچهر اسماعيلي بجاي جمشيد لايق
ناصر طهماسب بجاي مرحوم جهانگير فروهر در نقش شف گارسون گراند هتل
ناصر طهماسب بجاي علي نصيريان در نقش ابوالفتح
ناصر طهماسب بجاي مرحوم اسماعيل محمدي در نقش استاد گل بهار
ناصر طهماسب بجاي اسماعيل محرابي در نقش نصراله
ناصر طهماسب بجاي مرحوم نعمت اله گرجي در نقش آژان
مرحوم ايرج ناظريان بجاي داوود رشيدي در نقش مفتش شش انگشتي
مرحوم عزت اله مقبلي بجاي مرحوم جهانگير فروهر در نقش بازرس
مرحوم عزت اله مقبلي بجاي جعفر والي در نقش كفيل نظميه
عطاله كاملي بجاي مرحوم هوشنگ بهشتي در نقش جلال الملك
مرحوم مهدي آژير بجاي مرحوم اكبر دودكار
محمد خواجويها(ماني) بجاي مرحوم اكبر دودكار در نقش دارو فروش
پرويز بهرام بجاي مرحوم محمد تقي كهنموئي در نقش ميرزا هدي
حسين عرفاني بجاي محمد مطيع در نقش غلام عمه
خسرو خسروشاهي بجاي پرويز پورحسيني در نقش متين السلطنه
ژرژ پطرسي بجاي مرحوم منصور والامقام در نقش مدير گراند هتل
اصغر افضلي بجاي مرحوم سروش خليلي در نقش موسيو قازاريان
اصغر افضلي بجاي محمد ورشوچي در نقش پاسبان
شمسي فضل اللهي بجاي مينو ابريشمي در نقش جيران
مهين كسمايي بجاي زهرا حاتمي در نقش امين اقدس
و بزرگاني ديگر چون:
مرحوم حسين معمار زاده
محمد علي ديباج
خسرو شايگان
مرحوم كنعان كياني
امير هوشنگ زند
منوچهر والي زاده

ولي اله مومني
و ...
و راوي خلاصه داستان در ابتداي هر قسمت: مرحوم منوچهر نوذري
مديريت دوبلاژ كار استاد علي كسمايي
و البته حسين گيل در نقش سيد (تمامي قسمتهايي كه بازي وي در در نقش قاتل هزار دستان در 8 قسمت بود تماما حذف شد و فكر ميكنم مرحوم ناظريان جاي وي صحبت كرد)

همانطور كه ملاحظه ميكنيد آقايان اسماعيلي و طهماسب و مقبلي و افضلي 4 نفره مجموعا 13 نقش را در اين سريال با تسلطي حيرت انگيز ايفا كرده اند از اين ميان سهم اسماعيلي و طهماسب حداقل 9 نقش است .
تركي صحبت كردن ناصر طهماسب و شمسي فضل الهي بجاي نصيريان و ابريشمي (با آن قدرت كلام بي نظير علي حاتمي) در صحنه اي خاص هرگز از يادها نخواهد رفت . كلامي كه ابتدا فارسي آن گفته ميشود و سپس بر صحنه اي از كجاوه و كاروان نواي همين كلمات به شكلي تركي به گوش مي رسد:
جيران : شما مدتيه كه دير بخانه مي آييد يا اصلا نمي آييد. ديشب پريشان بوديد. هيچ نخوابيديد.چه پيش آمده؟
ابوالفتح: تو هم بيدار بودي؟
جيران: چطور ميشه به دريا خوابيد به وقت طوفان؟... پس .. شما رهسپار راه پدرانمون هستيد؟
ابوالفتح: بله دختر عمو
جيران: بي انصاف هنوز كه همسرت هستم پس جيران صدام كن در لحظه وداع. جيران
ابوالفتح: شب براي توديع ميام به كاروانسرا
جيران: شايد تقدير منه كه گورستان هر شهر خاك يكي از اقوام من باشه. تهران شد خاك اين پسر عمو
ابوالفتح: بي انصاف حالا كه زنده ام و شوهرتم. پس ابوالفتح صدام كن. ابوالفتح

براي يادي از آن نصرت و ناصر (نصرت كريمي و ناصر طهماسب دايي ناپلئون) من گويندگان آنرا در صفحه 13 اين تاپيك(فكر ميكنم) نوشته ام. ايندو سريال از لحاظ دوبله گل سرسبد دوبله فيلمهاي فارسي در تاريخ دوبله ايرانند.

Last edited by منصور; 04-30-2006 at 07:59 PM..
منصور is offline   Reply With Quote
Old 05-01-2006, 02:01 AM   #327
سردار
Registered User
 

Join Date: Apr 2006
Posts: 7
منصور عزیز بهر حال می توانم بگویم یاد باد آن گفتمان ها(روزگاران)یاد باد.مانند همیشه کامل و جامع
هر چند انتظار می رفت هنگام نام بردن از علی حاتمی شما علایق خود را پنهان نمی کردید و سراغی از سد مرتضی جلوی آینه فیلم طوقی می گرفتید .ای کاش مانند گفتمان که آن قسمت جملات فیلم را با گویش مخصوص خود در جستار ثبت نمودید اینجا هم چنین می کردید
تا یادی هم می شد از نابغه دوبلاژی که این روزها در میان بچه های این تاپیک چندان به نیکی از او یاد نمی شود
بسیار عجیب است .نمی دانم چرا این نوابغ با دیگران نمی توانند هم دل و هم نوا باشند
بهروز (آ سد مرتضی) هم با کوهی از هنر و استعداد گویی خود را فخر زمین و زمان می دید
جلیلوند هم همین طور
فائقه آتشین(فردی که محمود قربانی راجع به او می گوید اگر راهی که گوگوش در سال های 1348 تا 1351 می پیمود ادامه می داد می توانست اقتصاد ایران را نجات دهد) هم همین حکایت
پنداری درخت هر چه پر بارتر سر بزیر تر برای گل منار خوب است
اما چیزی که تقریبا از دوتن از دوبلرها نام برده شد و جا داشت که من نیز چیزی بگویم
اولی زند و دومی جلیلوند
منصور عزیز تصور می کنم که زند در زمان گذشته اگر چه در میان فوجی از صدای کهکشانی دوبلر و صدای درجه یک نبود ولی حداقل گوینده درجه دو بود .با این تفاسیر هنگامی که از او جای یک گوینده درجه سه و سیاه لشگر استفاده می کنند توقع دارید برایش تحقیر نباشد و شاید همین باشد که حال به قول شما چنین با غرور سخن می گوید
دوم جلیلوند:خاطرتان است که خودتان و خودمان در گفتمان گفتیم که جلیلوند چیزی حدود یک سوم حقوق فردین را در هر فیلم می گرفت و به حتم شما از بنده بهتر می دانید که حقوق فردین در هر فیلم نزدیک به سیصد هزار تومان بود .یعنی برای هر دوبله فردین جلیلوند صاحب صد هزار تومان می شد
نمی دانم شاید این درصد مبلغ دستمزد جلیلوندبرای دوبله فردین دهه پنجاه که به قولی تنها صدایش در فیلم هایش دیدن داشت حتی بیشتر نیز بوده باشد
حال من از شما سوال می کنم چنین فردی با چنین تمولی وقتی در مقابل صنف دوبله برای افزایش دستمزد می ایستد و یار و غمخوار استودیو می شود تا رفیق همکاران و در نهایت این دوبلرانند که مجبور به تسلیم و افزایش 20 درصدی می شوند
حال انجمن دوبلرها باید به این موجود با چه دیدی بنگرند
حس ترحم و همدردی با این صدای دوست داشتنی که می شود همدردی با پلنگ تیز دندان.
به هر حال کمی هم از غر و لند ها بگذریم
ذکر چند نکته تتمه نوشته من است
آقای مدیر دوبلاژ ماتریکس ای کاش
نصرالله مدقالچی را جایگزین حسین عرفانی می کردید
ای کاش سعید مظفری را جایگزین والی زاده می کردید
ای کاش نگین کیانفر را جیگزین مینو غزنوی می کردید

حد اقل اگر چنین نمی کردید کاش دوبلرهایتان کمی حس و روح در صدایشان خرج می کردند
دیگر آن که بار دیگر از اسماعیلی یاد می کنم که چه هنرمدانه نقش چرچیل آدم برفی را زنده می کند
و چه باور ناپذیر مایکل وینسنت گازو در پدرخوانده 2 فارسی صحبت می کند
درود به روانت منوچهر خان اسماعیلی نابغه هزار هنجره که چه معصومانه در تشییع پیکر نوذری کبیر عکس او را در دست گرفته بودی

Last edited by سردار; 05-01-2006 at 02:06 AM..
سردار is offline   Reply With Quote
Old 05-01-2006, 12:41 PM   #328
oggy
Banned
 
oggy's Avatar
 

Join Date: Feb 2006
Posts: 390
یک کتاب پرفروش !!

اخیرا در یک کتاب پرفروش که توسط انتشارات پنگوئن چاپ شده است به دوبله ایران هم اشاره ای شده است



این کتاب , بادبادک باز نام دارد و توسط خالدحسینی ( نویسنده افغانی مقیم آمریکا) نوشته شده است و دو
بار به فارسی ترجمه گردیده است(یک بار توسط زیبا گنجی و یک بار هم توسط مهدی غبرائی)







در صفحه 37 این کتاب ( ترجمه غبرائی) می خوانیم( زمان دهه 1970, مکان کابل):

اولین فیلم وسترن را با هم در سینما پارک دیدیم, ریو براوو, با شرکت جان وین . یادم می آید

از بابا خواستم که ما را به ایران ببرد تا جان وین را( از نزدیک) ببینیم. بابا از سر خوشی خنده ای از

ته دل سر داد -صدا یی که به شباهت به صدای موتور کامیون موقع گاز دادن نبود- وقتی به حرف

آمد, مفهوم دوبله را برایمان توضیح داد . من و حسن از تعجب چهار شاخ ماندیم .جان وین

نه فارسی حرف می زد و نه ایرانی بود.آمریکایی بود.

Last edited by oggy; 05-01-2006 at 01:05 PM..
oggy is offline   Reply With Quote
Old 05-02-2006, 05:02 PM   #329
Noyan
Registered User
 
Noyan's Avatar
 

Join Date: Jan 2006
Posts: 48
اگر ممکنه یکی از دوستان آگاه کمی درباره خسرو شایگان اطلاعات به من و بقیه بده!
Noyan is offline   Reply With Quote
Old 05-03-2006, 10:00 PM   #330
soheil_SS
Registered User
 

Join Date: Feb 2006
Posts: 423
Quote:
نوشته ای از منصور

من در اين چند ساله صداي گوينده اي بنام چنگيز جليلوند را نشنيده ام.
كسي كه گهگاه صداي او را در برخي فيلمهاي پخش از سيما بجاي بروس ويليس و بهمان كس مي شنويم نه آن صداي بي همتاست و نه آن دوست بي غل و غش. دست و پا زدن پيري است كه دوست دارد صداي جوان از حنجره اش متصاعد كند تا خداي نكرده ديگران فكر نكنند اين مرد 70 ساله پير شده است. شايد بهمين دليل باشد كه تمام فيلمهايش را به شكلي ربوتيك و يكنواخت و با صداي جوان 30 ساله ساخته و پرداخته ميكند كه نه به درد عوام ميخورد و نه خواص . جليلوند بزرگ از نظر من مرده است و آبگوشت دوبار تليت اين بينوا راه بجايي نخواهد برد جز پر كردن جيبي تهي كه در پاسخ آنرا هم سعدي در گلستان داده است. ديروز بيليارد باز را مجدد ديدم :
تو خيلي خوشگل شدي بشكه. لپات قرمز شده. سرحال اومدي...
و گويي جليلوند بعد از سالها عزم جزم كرده كه همچون بشكه مينه سوتا كه بهنگام بازي گل به كت مي آويخت و پودر به دستش مي ماليد و دبدبه اش گوش رفقا را كر ميكرد باشد تا ادي زبل خودمان . و ما عادت كرده بوديم كه او را ادي فلسن ببينيم نه كسي كه در بازي به خودش هم مي بازد (آنهم بازي اخلاق و زندگي و نه در نقش يك هاستلر)
با کمال تشکر از دوستان گرامی(منصور سردار و اورفه ) به خاطر مطالب مفیدی که در اختیار من و دیگر دوستان میگذارند.و همچنین نهایت احترام به نظرات این بزرگواران در خصوص چنگیز جلیلوند باید بگویم من هم با بسیاری از نظرات شما عزیزان موافقم اما لازم می دانم نکاتی را در این مورد اضافه کنم.
در اینکه چنگیز جلیلوند با شکستن اعتصاب و همکاری با انجمن گویندگان جوان بزرگ ترین ضربه را به دوبله وارد کرد شکی نیست.همچنین اینکه در سالهای اخیر نیز بدون هیچگونه انعطاف در صدا به جای تمامی نقش های اول ( از جوان گرفته تا میانسال و پیر ) حرف میزند هم شکی نیست .درست بر عکس سالهای اوجش که به جای نقش های متفاوت و با مهارت خوبی حرف می زدند. برای اینکه منظور را بهتر رسانده باشم توجه دوستان را جلب می کنم به دوبله بازیگران و فیلمهایی مثل :
مارلون براندو در زنده باد زاپاتا
پل نیومن در بیلیارد باز
ریچارد برتن در چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد؟
و پیتر اوتول در چگونه میتوان یک میلیون دلار پول دزدید؟
که در همه آنها چنگیز جلیلوند حرف میزند اما هرکدام دنیایی با دیگری متفاوت است.و به همین دلیل به او لقب چنگیز حنجره طلایی داده شد و علی کسمایی که فکر نمی کنم در جمع دوستان در استادی ایشان در دوبله شک داشته باشد او را استعداد درخشان دوبله نامید.
اما در مورد این چند سال اخیر اینکه دوستان گفته اند ایشان یک کار خوب هم نداشته اند یا تا به حال صدای ایشان نشنیده اند فکر می کنم کمی از انصاف به دور باشد وبا وجود اینکه خود من هم در پستهای قبلی بارها از ایشان انتقاد کرده ام معتقدم نباید حقیقت را نادیده گرفت چون به نظر من ایشان کارهای خوبی هم داشته اند.
کارهای ضعیف ایشان معمولا"در مواقعی است که می خواهند به جای نقش های جوان صحبت کنند غافل از اینکه صدای ایشان دیگر آن صدای سی سال پیش نیست و بر عکس بعضی از دوبلور ها که صدایشان تغییر چندانی نداشته است( منوچهر والی زاده و سعید مظفری نمونه این دوبلور ها هستند که هنوز صدایشان جوان است و می توانند به جای جوان اول ها هم صحبت کنند) صدای ایشان بسیار تغییر کرده است و اصلا"مناسب تیپ های جوان ودر مواقعی حتی میانسال هم نیست و همانطور که گفته شد قدرت انعطاف صدای ایشان هم بسیار پایین آمده است و نتیجه همین شده است که در حال حاضر می بینیم و گویش ایشان به جای بازیگرانی مثل بن افلک_جود لا_آنتونیو باندراس_جورج کلونی_کوین اسپیسی و....چندان دلنشین نیست.
ولی به اعتقاد من کار ایشان بر روی بازیگرانی که هم سن ایشان هستند قابل قبول بوده است مثل ریچارد گر_ پل نیومن_ اد هریس _رابرت دنیرو و....حتی می خواهم با اجازه شما دوستان گرامی پا را از این هم فراتر بگذارم بگویم که به نظر من بهترین صدا برای رابرت دنیرو (بازیگری که به قول ناصر طهماسب در دوبله ایران قربانی شده است)صدای چنگیز جلیلوند است . همانطور که خسرو خسرو شاهی نیز صدای ایشان را به صدای منوچهر اسماعیلی در فیلم مخمصه ترجیح دادند.(البته باید گفت به شرط اینکه مدیر دوبلاژ بتواند ایشان را هدایت کند).
از جمله کارهای خوب ایشان می توان دوبله به جای اد هریس در فیلم ساعتها به مدیریت دوبلاژ زنده یاد ژاله کاظمی نام برد که شخصا" فکر میکنم یکی از بهترین دوبله های سالهای اخیر باشد.همانطور که ابو الحسن تهامی نیز کیفیت آن را تایید کرده است و آن را یک دوبله پنج ستاره نامیده اند.
یا کار دیگر ایشان به جای رابرت رد فورد در جاسوس بازی (هر چند که بیشتر دوست داشتم مثل همیشه جلال مقامی این نقش را می گفت)که کیفیت خوبی دارد و جلیلوند به خوبی لحن و ضرباهنگ گفتارش را با رد فورد هماهنگ کرده است و شخصیتی هماهنگ با فیلم را بوجود آورده است.
دوستان عزیز آنچه گفته شد به هیچ عنوان مخالفت با گفته های دوستان گرامی (منصور_سردار_اورفه) نبود بلکه تنها نظر شخصی اینجانب است که قطعا"دوستان دیگری مخالف نظر من خواهند بود.که خوشحال خواهم شد نظر تمامی دوستان را بدانم .چون طبیعتا"اطلاعات شما بسیار بیشتر از من است.
و در پایان باید بگویم با نظر شما در مورد منوچهر والی زاده هم کاملا"موافقم.ودر مورد ایشان و همچنین جلیلوند و انجمن گویندگان جوان هم در فرصتی دیگر مفصل تر خواهم کرد.

Last edited by soheil_SS; 05-03-2006 at 10:06 PM..
soheil_SS is offline   Reply With Quote
Reply

امکانات بيشتر

Posting Rules
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is On
Smilies are On
[IMG] code is On
HTML code is Off

Forum Jump


All times are GMT +4.5. The time now is 08:27 PM.

PersianTools RSS Feeds


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.