![]() |
|
|
#571 | ||
|
Registered User
Join Date: Apr 2006
Posts: 63
|
با سلام
از توضيحات منصور گرامي اين گونه نتيجه گيري کردم که فيلم مورد نظرم با بازي نورمن ويزدم را همان لَله بچه ها بناميم . Quote:
ذکر گشته است Quote:
1.دوست خوبم نويان حق با شماست . حقير (تسخير ناپذيرانِ دي پالما ) را با (مخمصه ي مايکل مان) اشتباه انگاشتم اما در مورد دوبله آن فيلم منظورم به خسروشاهي بود که دوبله کاستنر را مي گفت . که بدين گونه اصلاح مي کنم: ... آلن دلون / يوزپلنگ و کوين کاستنر /تسخيرناپذيران (خسروشاهي) ... 2. تا آنجايي که به خاطر دارم در نسخه پخش شده از شبکه اول ناتاشا مکالهون شکوفنده بود نمايش ترومن را اصلا به خاطر ندارم 3. فکر می کنم شخصيت مورد نظر مير طاهر مظلومي می باشد با تشکر از اظهار نظر عزيزان
__________________
A road to a your house is never long for me! because you are in my heart house. mydatamailbox@gmail.com |
||
|
|
|
|
|
#572 |
|
Registered User
Join Date: Nov 2005
Posts: 97
|
ديشب فيلم هندي قانون از شبكه دوم سيما (البته براي چندمين بار ) به نمايش درآمد. رامش سيپي يكي از كارگردانان كاركشته هندي بود كه تمامي فيلمهايش از پرفروشترين فيلمهاي تاريخ سينماي هند است. از انداز و شعله و ساغر در دهه هفتاد بگيريد تا قانون و زمان ديوانه در دهه هاي 80 و 90 او فيلم زياد نساخت اما هرچه ساخت در تعريفهاي سينماي هند در اوج بود. عواملي كه وي را در تهيه يك فيلم مدد مي رساندند تماما از بهترينها بودند: موسيقي و فيلمبرداري و بويژه مونتاژ فيلمهاي سيپي همه قابل ستايشند...
فيلم قانون كه محصول سال 1982 هندوستان است به كارگرداني رامش سيپي و بازيهاي ديدني استاد بزرگ و نابغه بازيگري سينماي هند ديليپ كمار (در نقش اشويني كمار پليس وظيفه شناس و قانون مدار) و آميتا باچن(در نقش ويجي پس ناخلف اين پليس كه دهه 80 اوج كارهاي اين بازيگر محبوب نسل سوم سينماروهاي هند بوده و هست) و همينطور بازيگر محجوب باليوود خانم پاكي گلزار(يا بقول بعضيها : پخي گلزار) در نقش شيتال(همسر اين پليس) و نابغه بازيهاي نقش منفي امريش پوري در نقش جي.كي.ورما و ديگران تهيه و دقيقا در همان زمان با سانسورهايي معمول از رقص و آواز در سيماي جمهوري اسلامي به نمايش درآمد . موسيقي اين فيلم كه كار آر. بورمن (هندي انگليسي الاصل) است بسيار شنيدني و كاملا منطبق با قصه است و خوانندگي جان كازخان (بويژه در ترانه آسمان انتهايي فيلم) بسيار زيباست. اين فيلم در اوايل دهه 1360 از سيما پخش و آنچنان مورد توجه قرار گرفت بارها و بارها تكرار شد و حتي كتابهايي نيز در ايران از روي داستان اين فيلم با عكسهايي كه از نماهاي تلويزيون تهيه شده بود به چاپ رسيد. آنچه مرا بر آن داشت كه توضيحي مختصر در خصوص اين فيلم دهم دوبله زيباي آنست كه در همان سالها توسط خسرو خسروشاهي انجام گرفت. گويش استادانه منوچهر اسماعيلي بجاي ديليپ كمار(كه در فيلمهاي متعددي نيز جاي اين بازيگر مشهور صحبت كرده است كه شاخصترين آنها فيلم مشعل است) و صداي دلنشين خسروشاهي بجاي آميتا باچن كه در ايران با همين فيلم به ويجي معروف شد و همينطور گويندگي بسيار مسلط و احساسي رفعت هاشم پور(كه ما را ياد سوزان هيواردهاي فوق العاده وي در فيلمهايي چون جايي كه عشق نيست و ميخواهم زنده بمانم) مي اندازد نفس شنونده را در گلو حبس ميكند... آنچه مسلم است اينكه اگرچه سينماي هند فاقد ارزشهاي خاص سينمايي است اما هرگز كسي نميتواند احساسات انساني پاك و رقيقانه اي كه از چنين فيلمهايي (با محتواي ظلم و فقر و ناراستي ستيزي) قليان ميكند ناديده انگارد و دوبله هاي خوبي مثل دوبله فيلم قانون و سنگام و شعله و مشعل و مادهوماتي گاهي انسان را از خود بي خود ميكند. گويندگان اين فيلم تا آنجا كه من فيلم را براي چندمين بار (اين بار از اواسط آن) ديدم عبارت بودند از: منوچهر اسماعيلي بجاي ديليپ كمار در نقش اشويني كمار خسروخسروشاهي بجاي آميتا باچن در نقش ويجي كمار رفعت هاشم پور بجاي پكي گلزار در نقش شيتال مرحوم حسين معمارزاده بجاي امريش وري در نقش جي.كي.ورما بهرام زند بجاي ويكاس آنانند در نقش سركار ساداكار پرويز ربيعي بجاي چاندرا شيخار در نقش رئيس پليس شهلا ناظريان بجاي اسميتا پتيل در نقش رومن دوي(عروس) و ... Last edited by منصور; 08-17-2006 at 08:11 PM.. |
|
|
|
|
|
#573 |
|
Registered User
Join Date: Feb 2006
Posts: 423
|
با توجه به پخش مجدد سریال قصه های جزیره(هرچند در ساعات نامناسب) و از آنجا که من و چند تن از دوستان در نظر خواهی منصور عزیز از این سریال نام بردیم بد ندیدم اطلاعات گویندگان این فیلم را اینجا بیاورم.شاید تعدادی از دوستان بخواهند بدانند چه کسانی در این سریال گویندگی کرده اند
مدیر دوبلاژ : رعفت هاشم پور شخصیت ها : گویندگان هتی کینگ : ناهید شعشعانی/رعفت هاشم پور جانت کینگ : رعفت هاشم پور/مریم صفی خانی الک کینگ : علی همت مومی وند الیویا کینگ : مینو غزنوی سارا استنلی : مریم شیرزاد فلیسیتی کینگ : مهوش افشاری فلیکس کینگ : شوکت حجت سیسیلی کینگ : مژگان عظیمی جاسپر دیل : علی رضا باشکندی گاس پایک : امیر محمد صمصامی شرلی لیندی : پروین ملکوتی آفای تریمن : محمد عبادی جادوگر : پری هاشمی آقای پاتس : مهدی آرین نژاد کلارا پاتس : الیزا اورامی سالی پاتس : نگین کیانفر آشپز پیر : سیاوش مینویی کلاید پت بون : شهروز ملک آرایی آرتور پت بون : کیکاووس یاکیده گوینده تیتراژ : علی رضا باشکندی ممنون می شوم اگر سایر دوستان در تکمیل این لیست کمک کنند Last edited by soheil_SS; 08-17-2006 at 09:46 PM.. |
|
|
|
|
|
#574 |
|
Registered User
Join Date: Apr 2006
Location: شیراز
Posts: 243
|
سلام دوستان ،
1. از منصور عزیز به خاطر اطلاعات مفیدی که در اختیار بچه ها قرار میدن و سطح فروم را بالا بردن تشکر می کنم . جناب منصور خان ، با اینهمه چیزهایی که من از شما یاد گرفتم ، شرمنده شما هستم که اون فرم مورد نظرتون رو تا حالا نفرستادم ولی باور کنید من اطلاعاتم در اون حدی نیست که بخوام به این پرسشها ،جوابهای کاملی بدهم . لطفاً کمی فرصت بدید تا سطح آگاهی بچه هایی از قبیل من بالاتر بره و بتونیم از خجالت شما در بیاییم . 2. چند روز پیش فیلم گروگان با بازی بروس ویلیس رو دیدم . البته می دونم که دوبله این فیلم زیاد جدید نیست ولی دوست داشتم یکی پیدا می شد حرف من رو به گوش آقای جلیلوند می رسوند ! ... از قرار ، چنگیز جلیلوند دوباره گروهی از پسرعمه ها و دختر خاله ها و بچه های فامیل رو جمع کردن و نشستن یک ساعته این فیلم رو دوبله کردن . این افتضاح ترین دوبله ای بود که تا بحال شنیده بودم : صداهای گوش خراش و آزار دهنده ، دوبله با کیفیت پایین و صحبتهای گنگ و نامفهومی که به زحمت شنیده می شدن ، .... ببینم یک دوبلور وقتی در نقش یک بازیگر فریاد می زنه ، باید صداش بگیره ؟! اینقدر حنجره ضعیف ؟ آخه چرا کسی جلوی این دوبله ها رو نمیگیره ؟ 3. فیلم هفت رو که می دیدم ، یه نکته ای توجه منو به خودش جلب کرد که دوست دارم نظر شما رو هم بدونم . به نظر من عوامل دوبله فیلم سعی کرده بودن حال و هوای دوبله های سالهای گذشته رو در فیلم زنده کنن . مثلاً آقایان جلال مقامی ، اکبر منانی و ناصر طهماسب لحن صحبتشون شباهت زیادی به دوبله های سالهای خیلی دور داشت . نمی دونم چه اصراری به این کار بوده و یا شاید هم این فقط تصور من بوده ؟! با تشکر |
|
|
|
|
|
#575 |
|
Registered User
Join Date: Apr 2006
Location: شیراز
Posts: 243
|
رفقا چرا خیلی وقته که صدای ژرژ پطروسی رو نمی شنویم ؟ ایشون دیگه دوبله نمی کنند ؟!
|
|
|
|
|
|
#576 | |
|
Banned
Join Date: May 2006
Posts: 361
|
Quote:
|
|
|
|
|
|
|
#577 | |
|
Registered User
|
Quote:
__________________
هر کس کلامی به من آموخت مرا بنده خود کرد حضرت علی (ع)
|
|
|
|
|
|
|
#579 | |
|
Registered User
Join Date: Dec 2005
Posts: 107
|
Quote:
جملاتی که جیران و ابوالفتح (به فارسیی رنگ ترکی گرفته) با قلم شیوای حاتمی رد و بدل کردند، عاشقانه و لطیف و بی ریا به دست احساس می سپرد و با خود می برد تا آنجا که این اندیشه درونم شکل گرفت که هنرمندان دوبلاژ ما صحنه ای قوی را قدرتمندتر ساخته اند. هنرمند یعی همین؛ یعنی کسی که انگار ساحری می داند و از خود بی خودت میکند.این صحنه را شمسی فضل اللهی (به جای مینو ابریشمی) و ناصر طهماسب(به جای علی نصیریان) به زیباترین شکل ممکنه خلق کرده بودند. بد ندیدم یادی کنیم از شمسی فضل اللهی که صدایش پر از خاطره بوده و هست... شمسی فضل اللهی، به سال 1320 در تهران دیده به جهان گشود. از دوران تحصیل در دبیرستان، علاقه به هنرهای نمایشی خاصه تئاتر او را به روی صحنه و شرکت در نمایشهای گوناگون کشانید. ابتدا در سال 1336 با نام مستعار (شهرزاد) در نمایشات شرکت کرد و اولین نمایشی که در آن ایفای نقشی کرد، دختر ایرانی نام داشت که در تئاتر تفکری روی سن رفت و پس از آن در پیسهای متعددی نظیر: تفریحات نیمه شب/ آرشین مالالان/ بازی بی حرف/ گلدسته/ درقوزآباد/ دزد طبقه اول/ تشنگی و گرسنگی/ ویس و رامین/ طبقه ششم/ بکت5/ صندلی را کنار پنجره بگذاریم و تعدادی دیگر بازی کرد. اما از سال 41 بود که همکاری خود را در رشته ی گویندگی با سری نمایشات داستان های ((یک شب از هزار و یک شب)) آغاز کرد و پس از آن در سال 1343 به رادیو ایران برای گویندگی و شرکت در داستانهای شب رادیو دعوت شد و او این دعوت را استقبال کرد و پس از چندی برای گویندگی برنامه های همیشه جاوید ((گلهای جاویدان)) توسط شادروان داوود پیرنیا دعوت گشت و در این برنامه ها یکی از بهترین گویندگان بود که کارهایش شاهد این مدعاست. در همین زمان وی با استودیوهای دوبلاژ و صدابرداری و صداگذاری همکاری خود را به طور گسترده ای آغاز کرد.مادرهایی خلق کرد ماندگار. راویی بود بی نظیر و به یاد ماندنی .صدایی گرم با حزنی درونی و دلپذیر که اگر از غم می گفت این حزن آشکارتر می شد و گاه حس می کردی که ضجه ای در اعماق این صدا گم شده است. از آن کارتون بانمک (بامزی، قویترین خرس جهان) خاطره ها داریم. (و حالا ؛ زنگ خوردن و خوابیدن شل مان(شل من) به صدا در می آد...)(بعله! الاغ زبونش رو بیرون آورده بود و زبون الاغ اول از خط پایان مسابقه گذشته بود)(مادربزرگ تند و تند برای اژدها کوفته قلقلی درست می کرد ...)و و و انرژی و دقتی که ایشان صرف این کارتون کرده بودند، به حدی بود که بزرگترها را نیز جذب می کرد. مدتهاست خو کرده است به تلویزیون، چه تئاتر تلویزیونی و چه سریال. مادر بزرگ می شود، با آن صدای ماندگار و موهای سپید و چینهای نقش بسته بر پیشانی. سریالهای (امیر کبیر)؛(آتیه)؛(فاصله) و (عطر گل یاس) را در کارنامه دارد. آخرین تئاتری که به خاطرم مانده از ایشان تله تئاتر (در خیابان هیچکس به من نگاه نمی کند)بود که از شبکه ی چهارم سیما پخش شد و همسری مهربان و پا به سن گذاشته برای مردی آرام و بازنشسته بود. اما انگار این صداست که هرچه می کنم یادآور شمسی فضل اللهی می شود برایم. نه این که هنرپیشه ای ضعیف باشد نه.قضیه این است که صدا پا فراتر می نهد.امید که این راوی دوست داشتنی داستانهای شب رادیو و مادر بزرگ مهربان تلویزیون همیشه ی ایام سلامت باشد با عمری طولانی. ![]() بانو |
|
|
|
|
|
|
#580 |
|
Registered User
Join Date: Feb 2006
Posts: 134
|
سلام
از همه دوستان و به ویژه منصور عزیز به خاطر مطالب قشنگشون سپاسگزارم! دوستان 2 پرسش: 1-گوینده نقش عمه لیزا در قصه های جزیره کیست؟نقش پیرزن را خیلی تیپیک و بانمک می گوید. 2- چه طور میشه اینجا عکس گذاشت؟؟؟ |
|
|
|
|
|
#581 |
|
Registered User
Join Date: Nov 2005
Posts: 97
|
يادي از مرحوم عباسعلي(علي) حاتمي شد. بزرگ كارگردان تارخ سينماي ايران كه بقول خودش در حسن كچل: جدا شدم ز شاخه فصل بهار رفتم (فصل بهارش عنفوان جوانيش بود). بدون شك آرزوي هر سينمادوستي است كه آثار وي را تماما داشته باشد و حتي تمامي جملات فيلمهايش را يادداشت كند. زماني حاتمي در طي مصاحبه اي (بعد از هزاردستان) از چندوچون كلامهاي بي نظير فيلمهايش گفت: ... بچه كه بودم قلم و كاغذي بدست مي گرفتم و مي رفتم در جمع پيرمردها... گوش ميكردم. فقط گوش ميكردم. ضرب المثلها مثلها نكته ها جمله هاي فاخر و... همه و همه را يادداشت ميكردم.شب كه ميشد هرچه نوشته بودم حفظ ميكردم. رفته رفته زبان نوشتاريم طور خاصي شد. بوي مردم ايران را ميداد.سهل و ساده نبود. كنايه هايش بيشتر بود. اگرهم جمله ساده اي مي نوشتم پيامدش يك كنايه بود.... آدمها را دوست داشتم. همه را. حس ميكردم هر كس به مقتضاي زندگي اش بايد كلام خاصي داشته باشد كه با ديگران تفاوت كند. نميشود شما كلام يك لات را با كلام يك شاهزاده يكسان بنويسيد.... منتقدين ميگويند علي حاتمي كارگرداني است كه از فيلمهاي بيگانه بيزار است . من ميگويم از همه آنها بيشتر فيلم خارجي ديده ام. من ايراني ام. نميتوانم كپي هرچه آنها مي سازند را بسازم و يك محصول ايراني بنامم. آنها سنگيني كادر را در فيلمها به سمت چپ ميدهند چون از چپ مينويسند من اين كار را در سمت راست ميكنم چون از راست مي نويسم. در فيلمهاي من شما حتي يك زنبيل آويخته به ديوار اضافه نخواهيد ديد كه جايگاه خاصي در فيلم نداشته باشد. همه چيز نه كم است نه زياد. هرچيز سرجاي خود است. هنر ايرانيها به خوب حرف زدن آنهاست تا ادا و اطوارهايشان پس بايد روي كلام خيلي كار كرد و فكر مي كنم من در تمامي فيلمهايم اينكار را كرده ام...
وقتي فيلم كميته مجازات واروژ كريم مسيحي را كه وي از هزاردستان تدوين كرده بود را ديدم توجهم به دروديوار بود. توجهم به كلامها بود. دقتم بر صحنه آرائيها بود. و هرچه بيشتر دقت ميكردم بر عظمت اين كارگردان فقيد بيشتر آفرين ميگفتم. امروزه فيلم يا سريالهاي متعددي از دوران معاصر ايران ساخته ميشود اما اگر به دقت بنگريد (جداي از ساير ضعفها) در طراحي صحنه فلاكتها و ضعفهاي بسياري خواهيد يافت. گاهي ساعت ديجيتال بر دستان بازيگران ديده ميشود و گاهي كفشهاي اسپورت بر پاهايشان. گاهي كلاههاي امروزي بر سرهايشان و گاهي كت و شلوارهاي آنچناني بر تنشان. چيزي در كميته مجازات(هزار دستان) ديدم كه تاكنون دقت نكرده بودم. بنگريد اوج دقت را: اولين قرباني اين كميته كشته تفنگ رضاست. شب است و مردم وليمه اش را ميخورند. اگر كارگردان ديگري جاي حاتمي بود ديس و بشقاب و قاشق امروزي را توي سفره مي چيد و مرغ سوخاري داخل آن ميگذاشت . اما ديديم كه مجمعه هاي بزرگ غذا را آوردند و هر كدام را جلو 6-5 نفر گذاشتند. پر پلو بود با اندكي خورشت قيمه روي هركدام . آنروزها قاشقي در كار نبود. مردم ايران تا حتي 40 سال قبل(حتي در شهرها) با دست غذا ميخورند حتي آبگوشت را! و علي حاتمي كاملا اين حقيقت را رعايت كرده بود . نشان از قدرت شناخت او از مردم ... و مردم هم او را خوب مي شناختند و ديديم كه چگونه بعد از مرگش اين مردم بودند كه او را عزت دادند در حاليكه سالهاي سال بود جامعه سينمايي و منتقدان حتي در دادن يك امتياز به فيلمهايش خست به خرج ميدادند و حتي منت جايزه بهترين كارگرداني فيلم مادر را دائم بر سرش ميكوفتند... نيمه نخست دهه 1360 از يادمان نميرود كه منتقدان ما در ماهنامه فيلم هرچه فحش داشتند نثار حاتمي كرده او را يك آماتور سينما نديده مي ناميدند كه چگونه بودجه اين مملكت را به هدر ميدهد. درست مثل آن منتقد لوده(كه صحيح نيست نامي از او برده شود) كه زماني در حيات فردين نوشت : فردين از آن دسته افراد بود كه عرق ميخورد و جانماز آب ميكشيد(جمله اي كه حتي باعث شد اجازه بازي مجدد از او صلب شود). همين منتقد بعد از مرگ فردين و ديدن شكوه تشييع جنازه اش براي اينكه از قافله عقب نماند نوشت: فردين از آن دسته بازيگران بود كه تمامي زندگي اش را وقف فقرا كرد و كسي بود كه نمازش ترك نشد. او به لحاظ جوانمردي شبيه ترين كس از ما به مرحوم تختي بود! (مرده پرستي شيوه ماست كه اگر نبود قدر آنها كه هستند را بهتر مي شناختيم) زماني در گفتمان آواز ابتدايي فيلم حسن كچل(با صداي مرتضي احمدي) را نوشتم كه بد نيست در اينجا هم آورده شود. مرتضي احمدي اين كار را تاريخي ترين كار خود در سينماي ايران ميداند كه حتي آواز فيلم بعدي حاتمي(بابا شمل) هم در اندازه هاي آن نيست. شهرها رو ببین با گنبد و منار. شهرها رو ببین با برج زنگدار . شهر ها رو ببین با مردم موطلا . شهر ها رو ببین با مردم چشم سیاه . که همه یه جور می خندند و همه آسون دل می بندند. و توی همه شهرها هنوز گل درمی آد. و اسمون آبیه همه جا؛ اما آسمونِ اون وقتا آبی تر بود. رو بوما همیشه کفتر بود. حیاطا باغ بودن ؛ آدما سر دماغ بودن ؛ یچه ها چاق بودن ؛ جَوونا قُل چماق بودن ؛ دخترا باحیا بودن ؛ مردما با صفا بودن. حوض پرآبی بود ؛ مرد میرابی بود ؛ شبا مهتابی بود ؛ روزا آفتابی بود ؛ حالی بود ؛ حالی بود ؛ نونی بود آبی بود ؛ شی بگم ؟ نون گندم مال مردم اگه بود ؛ نمی رفت از گلو پایین بخدا ؛ اگرم مشکلی بود ؛ آجیل مشکل گشا حلش میکرد. بچه ها بازی میکردن تو کوچه ؛ "جومجومک برگ خزون" ؛ "حمومک مورچه داره" ؛ بازی "مرد خدا" ؛ کو؟ کجاست مرد خدا؟ سلامی بود ؛ علیکی بود ؛ حالِ جواب سلامی بود ؛ اگه سرخاب سفیداب رو لپ دخترا نبود لپ دخترا مثل گل انار گلی مولی بود... همه آشپزخونه ها دود میکرد. خروسا خروس بودن ؛ حال آواز داشتن ؛ روغنا روغن بود ؛ گوشتی بود ؛ دنبه ای بود ؛ ای ؛ شب جمعه ای بود ؛ برکت داشت پولا . پول بجون بسته نبود ؛ آدم از دست خودش خسته نبود ؛ نونی بود ؛ پسته ای بود ؛ قصه ای بود ؛ قصه ای بود ؛ قصه کشف تنور ؛ نوش آفرین ؛ حسین کرد ؛قصه حسن کچل . دیگه هرچی شنیدی خوب فراموش بکن ؛ بیا و به قصه حسن کچل گوش بکن ؛ توی یه باغ بزرگ ؛ که همه دورتا دورش گلکاری بود ؛ یه عمارت بودش ؛ تو همه عمارتا ؛ این عمارت شاهکار معماری بود ؛ دورتا دور عمارت چارتا استخر بزرگ ؛ که توشون لب به لب از ماهی بود. همه روز تنگ غروب ؛ که آب فواره ها وا میشدن ؛ماهیای بزرگ یک وجبی ؛ به بلندی آب فواره ها می پریدن. این خونه که توی شهر نگین انگشتر بود ؛ مالِ شیپورزنِ مردِ بلند اختر بود ؛ آقا شیپورچی توی میدون تنگ ؛ همیشه مارش میزد ؛ شیپور ایست خبردار میزد ؛ولی شبها تو خونه ؛ حالی داشت ؛ حالی میکرد ؛ واسه اهل خونه آهنگ حالدار میزد ؛ عدس پلو ؛ رشته پلو ؛ ر ِنگ خاله رورو میزد ؛چونکه زنش بی بی خانم ؛ نه ماهه حامله بود ؛ آقا شیپورچی آرزو میکرد : که زنش پسر بزاد ؛ یه پسر کاکل زری . اما از بخت بدش بچه بی کاکل شد ؛ کچل و کوچل و هم کاچل شد ؛سر نگو ؛ آینه بگو ؛ سر مثال کفِ دست ؛ واسه درمون یه دونه مو نداشت . جالیزا سبز شدن ؛ بوته شدن ؛ صیفی دادن ؛اما یه مو رو سرِ حسن کچل سبز نشد ؛ بابا دق مرگ شد و مرُد ؛ خونه نون درار نداشت ؛ خونه مرد کار نداشت ؛ بی بی هم فکر شوهر بسر نداشت ؛ گنج قارون هم میگن تموم میشه ؛ از تو این باغ بزرگ ؛ یه خونه موند به قد یه غربیل ؛ قالیا حصیر شدن ؛ بی بی آشپزی می کرد ؛ بی بی خیاطی میکرد ؛ جارو میکرد ؛ پارو میکرد ؛ واسه ی خرج خونه : بند اندازی میکرد ؛ حسنک بازی میکرد ؛تاب میخورد : چونکه همبازی نداشت . یه روزی رفت تو کوچه ؛ رفت و برگشت تو خونه ؛ دیگه پا از خونه بیرون نذاشت ؛ مثل اینکه بچه ها حسنی رو هو کرده بودن ؛ یا بهش گفته بودن : کله کدو ؛ حسنی تو خونه موندگار شدش ؛ بی بی دید : تو خونه موندن واسه مرد کار نمیشه ؛ فکری کرد چاره ای کرد : یه شبی که حسنک خواب بودش ؛ خواب هفت تا پادشاه ؛ بی بی جون این کارو کرد ... (و فیلم با چیدن سیب از دم در اتاق تا بیرون درب وروی خانه توسط مادر حسن - حمیده خیر آبادی - برای بیرون کشیدن حسن از خانه و همچنین درج عوامل فیلم آغاز میگردد) ![]() نمايي از حسن كچل و پرويز صياد(حسن) و كتايون امير ابراهيمي(چل گيس) و علي حاتمي پشت صحنه يكي از كارهايش |
|
|
|
|
|
#582 | |
|
Registered User
Join Date: Dec 2005
Posts: 107
|
Quote:
می دانم که کلام ما از دوبله و دوبلاژ به بیراهه خواهد رفت اما، بر من ببخشید که عکسی دیدم از شادروان حاتمی ایستاده در کنار آهنگساز خوش قریحه و نوازنده ی چیره دست تار جناب حسین علیزاده. این عکس متعلق است به پشت صحنه ی فیلم به یاد ماندنی دلشدگان که به نوعی مظلومترین اثر حاتمی می شناسمش. هنرمندان ، ساز به دست بودند و این ناسازگار با فضای حاکمه و طرد سازهای دمساز. ماجراها می گویند از پشت صحنه ی این فیلم که مثلا اکبر عبدی به صرف یک عشق قدیمی و تنها به منظور آماده سازی خود برای نقش خویش، تنبک نواز می شود و حرکات دستش بسیار بسیار به یک نوازنده ی واقعی نزدیک است.که مثلا استاد شجریان برای اجرای هرچه بی نقص تر آن آواز با شکوه بیات ترک (مرا چشمیست خون افشان، ز دست آن کمان ابرو ...) از منزل بیرون می زند با ضبط صوتی و در دامنه ی کوهی نزدیک شهر، در آن مکان دنج و خلوت آواز را می خواند تا هرچه بهتر صدا رنگ از طبیعت بگیرد و دلنشین تر و درونی تر باشد. که اثری بود از حاتمی نازنین ما... هم او که می گفتند فرمان ضبط فیلم داد اما ناگاه فریادی کشید و دستور توقف داد و مقابل دوربین دوید و چیزی از زمین برداشت و کناری افکند ... آنچه او از صحنه دور ساخته بود یک کبریت سوخته بود که با زمان فیلمش همخوانی نداشت و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. خلاصه که ترانه ی نخست حسن کچل ما را سر ذوق آورد تا تصنیف دلشدگان (اثری در گوشه ی عراق از دستگاه ماهور)ساخته ی حسین علیزاده بر روی سروده ای مشترک از فریدون مشیری و مرحوم حاتمی و همینطور آواز گلچهره (که شعرش از خود زنده یاد حاتمیست)را برای بزرگداشت یاد آن عزیز اینجا بیاوریم و پیش پیش شرمنده از انحراف راه دوبلاژ. این یک قلم را ندید بگیرید پر بدک نیست .راستی زیبایی و نور نهفته در این دو شعر همان شادی دمساز روح ایرانی ماست، فرار از غم و شادی محض... سعدی سینما برازنده نامی بود بر ایشان. ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم / ما کشته ی آن مه رخ خورشید کلاهیم ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم صد شور نهان با ما/تاب و تب جان با ما/ در این سر بی سامان/ غمهای جهان با ما با ساز و نی / با جام می / با یاد وی / شوری دگر اندازیم؛ در میکده ی جان جمع مستان غزلخوانیم/ همه مستانه سر اندازیم/ سر اندازیم ؛ سر افرازیم جز این هنر نداریم؛ که هر چه می توانیم/ غم از دلها ؛ براندازیم، بر اندازیم ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم/ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم صد شور نهان با ما/ تاب و تب جان با ما/ در این سر بی سامان/ غمهای جهان با ما ... --------------------- گلچهره مپرس؛ کان نغمه سرا از تو چرا جدا شد گلچهره مپرس؛ پروانه ی تو بی تو کجا رها شد مپرس ... مپرس ... مرنجان دلت را خدا را. رها کن غمت را رها کن مخور غم مخور غم نگارا .... مخور غم مخور غم نگارا. گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد . مپرس ... مپرس ... Last edited by banoo; 08-25-2006 at 03:19 PM.. |
|
|
|
|
|
|
#583 | |
|
Registered User
Join Date: Feb 2006
Posts: 423
|
Quote:
در مورد دوبله گروگان متاسفانه این فیلم رو ندیده ام.ولی فکر می کنم صدای چنگیز جلیلوند مناسب بروس ویلیس نباشد.به شخصه فکر میکنم مناسب ترین صدا برای بروس ویلیس صدای بهرام زند باشد. در مورد فیلم هفت باید یاد آور شوم گفته شما تا حدودی درست است.البته دوبله فیلم مربوط به سالهای اخیر نیست و اگر حافظه ام یاری کند در سال 76 یا 77 برای اکران عمومی دوبله شد.در این کار جلال مقامی با ضرباهنگ سریع تری نقش را گفته اند و لحن صدایشان مثل کارهای دوره جوانیشان شده است.که نتیجه کار با توجه به کاراکتر براد پیت بسیار خوب شده است.بقیه دوبلور ها با صدای همیشگی حرف زده اند.منوچهر اسماعیلی با کلامی همراه با طمئنینه نقش را گفته اند که روی چهره و سبک بازی متین مورگان فریمن خوب نشسته است.همچنین ناصر طهماسب با یک لحن خونسرد و یکنواخت و عصبی کننده حرف زده اند که بسیار شایسته یک قاتل زنجیره ایست که برای کار خود فلسفه ای نیز دارد. که به نظر من یکی از قله های کار ناصر طهماسب می باشد. |
|
|
|
|
|
|
#584 |
|
Registered User
Join Date: Mar 2006
Posts: 1,639
|
![]() اینم عکس سعید شیخ زاده دوبلور آینده دار |
|
|
|
|
|
#585 | |
|
مدیر علم و دانش
|
Quote:
... البته آقای جلیلوند ظاهرا مجبوره خودش این نقش ها رو بگه ... ![]()
__________________
نوعی ادای احترام؟ جالب فوتبالی (بازنده های بی شکست!) - تنیس (اشتباه اوباما؟) نجوم (بالقوه خطرناک) - واژه هایی که انگلیسی کم داره! - پست/خاطره : بهترین بک هندها |
|
|
|
|
![]() |
| امکانات بيشتر | |
|
|