PersianTools Forums

Go Back   PersianTools Forums > فرهنگ و هنرهای سنتی > فرهنگ و جامعه

Reply
 
امکانات بيشتر
Old 03-27-2006, 05:20 AM   #46
Trusted Member
SoheilStar
کاربر فعال ورزش
 
SoheilStar's Avatar
 

Join Date: Apr 2005
Location: Karaj
Posts: 3,633

SoheilStar is offline   Reply With Quote
Old 04-03-2006, 05:52 AM   #47
Trusted Member
SoheilStar
کاربر فعال ورزش
 
SoheilStar's Avatar
 

Join Date: Apr 2005
Location: Karaj
Posts: 3,633
استاد علی اکبر صنعتی یکشنبه (دیروز) دار فانی را وداع کفت در سن 90 سالگی .ایشان متولد سال 1295 ه.ش بودند
SoheilStar is offline   Reply With Quote
Old 04-03-2006, 06:11 AM   #48
Trusted Member
SoheilStar
کاربر فعال ورزش
 
SoheilStar's Avatar
 

Join Date: Apr 2005
Location: Karaj
Posts: 3,633
درباره استاد علی اکبر صنعتی




آدم ها از يک لحاظ شباهت زيادي به ذغال دارند، هر چه بيشتر سختي بکشند تواناتر و قوي تر مي شوند . درست مثل الماس ، اين قيمتي ترين و سخت ترين سنگ جهان که به همه درخشندگي و زيبايي خيره کننده خود ، روزگاري فقط يک تکه ذغال بوده اما گذشت زمان و تحمل فشار بسيار زياد کم کم آن را از جسمي سياه و کثيف به گوهري شفاف و روشن تبديل کرده است . شايد به همين خاطر است که بيشتر مردان و زنان بزرگ تاريخ ، کساني بوده اند که عمري با سختي ها مبارزه کرده و هرگز نااميد نشده اند .

ميهن ما نيز ، سرشار از اين الماس هاي با ارزش و گرانبهاست . يکي از اين گوهرهاي کم نظير ، هنرمندي است به نام استاد سيد علي اکبر صنعتي ، مجسمه ساز و نقاش معاصر که امسال در همايش چهره هاي ماندگار از زحمات بي دريغ او در عرصه هنر تقدير به عمل آمد . مردي که توانسته با دست هاي مهربان خود صدها مجسمه از انسان هاي دوست داشتني دنيا بسازد و آنها را جاودانه کند . مردي که لحظه هاي گذراي زندگي را مثل يک شکارچي صيد و در تابلوهاي خود ماندگار کرده است . استاد علي اکبر صنعتي ، در سال 1295 ه . ش در کرمان به دنيا آمد . پدرش پس از جنگ جهاني اول به طاعون درگذشت و مادرش مثل بسياري از مردم آن روزگار تهي دست بود ، به خاطر نگراني آينده فرزندش ، او را به مرحوم حاج علي اکبر صنعتي – موسس پرورشگاه " صنعتي" کرمان سپرد.

روزگاري گذشت . علي اکبر به يتيم خانه و کارگاه قالي بافي يتيم خانه عادت کرده بود.

دوره جديدي در زندگي او آغاز شد ، حاج علي اکبر صنعتي تصميم گرفت ، با شروع سال تحصيلي بچه ها را به مدرسه بفرستد ، اما علي اکبر و خيلي از بچه هاي يتيم خانه براي رفتن به مدرسه يک مشکل داشتند و آن هم نداشتن نام خانوادگي بود. به همين خاطر، روزي ماموران ثبت احوال را به يتيم خانه دعوت کرد و از آنان خواست تا نام خانوادگي خودش – صنعتي – را در شناسنامه بچه ها از جمله علي اکبر ، ثبت کنند. آن روز براي علي اکبر روزي فراموش نشدني بود . روزي که "سيد علي اکبر صنعتي" نام گرفت .

کلاس چهارم و پنجم بود که به حقيقت تلخ يتيمي خود پي برد . ديگر با دنياي شاد کودکي فاصله گرفته بود و بيشتر وقت ها به پدر از دنيا رفته اش فکر مي کرد و به مرض طاعوني که او را از پدرش جدا کرده بود. طاعون براي او يک "هيولا" بود ، هيولاي ترسناک . او با نقاشي هايش به جنگ هيولا مي رفت. شکل هيولاي طاعون را روي کاغذ مي آورد و او را به بند مي کشيد، به اين خيال که از او انتقام بگيرد . و به اين شکل استعداد او در اين هنر نمايان شد.

روزي علي اکبر به طور اتفاقي عکس چاپ شده اي از تابلوي مشهور "تالار آيينه" اثر استاد کمال المک را در يک سالنامه ديد . وقتي عکس آن تابلوي بسيار زيبا را ديد ، ساعتها به فکر فرو رفت و دانست که هنوز راه درازي در پيش دارد . تا آن روز فکر مي کرد، نقاشي و هنر همان چيزي است که خودش به تنهايي تجربه کرده است . اما "تالار آيينه" دريچه تازه اي از نور به دنياي بسته علي اکبر گشود و او را وا داشت تا به دنبال آفريننده "تالار آيينه" بگردد.

او تا آن روز نمي دانست که با همت استاد کمال الملک مدرسه اي در پايتخت تاسيس شده است به نام "مدرسه صنايع مستظرفه" -مدرسه هنرهاي زيبا و ظريف- و در آن عده اي از شاگردان مخلص و با ذوق در حضور استاد بزرگ کمال الملک تعليم مي بينند .

علي اکبر براي جمع کردن پول سفر تهران و ثبت نام در مدرسه کمال الملک تصميم گرفت پرتره اي از چهره حاج علي اکبر صنعتي بکشد . بعد از چند شبانه کار مداوم ، کشيدن تابلو به پايان رسيد.

آن روز، حاج صنعتي در دفتر يتيم خانه نشسته بود ، علي اکبر آهسته جلو رفت و تابلو را روي ميز او گذاشت . کافي بود حاجي انعامي به او بدهد ، آن وقت مي توانست به تهران برود و استاد بزرگ را ببيند و...

چند روز بعد از آن حاج صنعتي او را به همراه نامه اي مبني بر ثبت نام در مدرسه کمال الملک راهي تهران کرد.

در آن زمان ديگر کمال الملک در آن مدرسه نبود و به نيشابور نقل مکان کرده بود به همين دليل علي اکبر در کلاس درس استاد طاهرزاده (نقاش مينياتور) حاضر شد . و با جديت کارش را شروع کرد. اما مينياتور با روحيه اش چندان سازگاري نداشت. او طعم فقر و تنگدستي را چشيده بود . گرسنگي و پا برهنگي را مي فهميد و به همين خاطر نمي توانست در سبکي که با روحيه اش تضاد دارد، موفق گردد . تصميم گرفت بجاي کشيدن نقاشي مينياتور از روي يک مجسمه گچي نقاشي کند . اين مجسمه را "استاد ابوالحسن خان صديقي" ساخته بود. مجسمه مرد کوري به نام حاج مقبل که در ميدان بهارستان تهران ني مي نواخت و با پولي که به او مي دادند روزگار مي گذراند .

او با اين نقاشي از دنياي مينياتور دور شد، و استعداد خودش را در مجسمه سازي نشان داد. و براي تبحر در اين هنر در محضر "استاد ابوالحسن خان صديقي" حاضر شد.

روزي سيد علي اکبر شنيد که نمايشگاهي در سفارت آلمان برپا شده است ، به همراه استاد "طاهر بهزاد" به ديدن آن رفت. نمايشگاه نقاشي هاي "آلبرت هونمان" علي اکبر تا آن زمان بيشتر با رنگ و روغن کار کرده بود و کار با آبرنگ را چندان جدي نمي گرفت .

اما تماشاي آبرنگ اين هنرمند، او را شيفته اين فن نمود . بعد از نمايشگاه، ارتباط علي اکبر با هونمان بيشتر شد . به طوري که او حدود شش ماه ، عصرها بعد از تعطيل شدن کلاس هاي مدرسه ، به خانه او مي رفت و تعليم آبرنگ مي گرفت.

پس از آن علي اکبر به يتيم خانه پسر حاجي که در تهران (روبروي موزه ايران باستان) قرار داشت رفت و در آنجا با تلاش شبانه روزي خود و کمک برادران يتيمش ، بيش از 40 مجسمه ساخت و در يتيم خانه به نمايش گذاشت. آنقدر استقبال از اين نمايشگاه زياد بود که براي بازديدکنندگان بليت در نظر گرفته شد که آن پولها هم اغلب صرف خريد گچ و ساير ابزار و وسايل ساختن مجسمه هاي ديگر مي گرديد.

" قتل عام مجسمه ها "

در 28 مرداد 1332 شمسي بين مصدق و شاه درگيري پيش آمد و حکومت مصدق با کودتا بر کنار شد، عده اي آدم جاهل و ناآگاه به نمايشگاه هجوم آورند و مجسمه هاي بي گناه استاد را شکستند . قصد آنها شکستن مجسمه هايي بود که بالاجبار علي اکبر از شاه ساخته بود اما اکثر مجسمه هاي نمايشگاه خرد شد ، تابلوهاي آن شکست و از بين رفت .

بعد از آن علي اکبر مدتي را با نااميدي گذراند اما به خود دلداري داد و تصميم گرفت به جبران آن بپردازد. او هر مجسمه و تابلويي که امکان مرمت داشت – تا آنجا که توانست – از نو ساخت. "دوباره از نو" با دو سال تلاش مداوم، مجسه هايي از شخصيت هاي بزرگ ايران و جهان ساخت و در آن جا به نمايش گذاشت. اما به اصرار پسر حاجي علي اکبر ، (آقاي عبد الحسين)، نمايشگاه را به ساختماني در حوالي ميدان راه آهن ، انتقال داد. در سال 1352 شمسي ، پسر حاج صنعتي ، از دنيا رفت و محل نمايشگاه ميدان راه آهن که ملک شخصي او بود در اختيار ورثه قرار گرفت ، آنها نيز نمايشگاه را تعطيل کردند و بر در آن قفل زدند. خواهش علي اکبر سودي نداشت و بچه هاي گچي و سنگي و برنزي او در آن نمايشگاه زنداني شدند.

بعد از اين جريانات استاد بسيار منزوي و تنها گشت . اما باز روحيه پر تلاشش باعث گشت تا دوباره کلاس درس خود را در خانه تشکيل دهد . و شروع به تعليم پسرهايش : محمود ، احمد و محمد کرد .

مي خواست تا جايي که مي تواند ، حاصل نيم قرن تجربه خود را به آنها منتقل کند. و کم کم اتاق خود را به نمايشگاه تبديل کرد. نمايشگاهي از تابلوهاي کوچک و مجسمه هايي از موم و گچ .

الف : مجسمه ها

1- مجسمه سر حاج علي اکبر صنعتي

2- نبرد دو گاو با پلنگ

3- همسر

4- عائله مرد بيکار

5- مرد زنداني

6- زن بينوا

7- استاد کمال الملک

8- مهاتما گاندي

9- مرد بيکار

10- هنرمندان قلمزن

11- حاج علي اکبر صنعتي و کودکي خود

12- سوته دلان

13- سرمازده گان بي خانمان

14- حکيم ابوالقاسم فردوسي

15- گاندي ، همسر و يارانش

16- برادران يتيم

17- کودکان يتيم

18- بزم درد بينوايان

19- زندانيان

20- سيد جمال الدين اسد آبادي

21- شام آخر

22- استاد علي اکبر دهخدا

23- جمعي از زندانيان دربند

24- مادر تنها

25- صحنه قتل ميرزا تقي خان امير کبير در حمام فين

26- ملک الشعرا بهار - عارف قزويني

27- حضرت عيسي (ع) و بينوايان

28- سيد محمد علي جمالزاده

29- استاد معمار و همراهان

30- هنرمند سفالگر

31- پيرزن چرخ ريس و عائله اش

32- ابوعلي سينا

33- مجسمه سر فردوسي

34- مجسمه سر حافظ و نيم تنه نظامي گنجوي

35- مجسمه سر حاج علي اکبر صنعتي (از سنگ مرمر)

36- نيم تنه فردوسي و ابوعلي سينا




ب : تابلو هاي موزائيک از سنگ

1- قصر آپادانا – تخت جمشيد

2- چوپان و گله

3- يادگارهاي تخت جمشيد

4- آرمگاه – تخت جمشيد

5- يادگارهاي تخت جمشيد (1)

6- يادگارهاي تخت جمشيد (2)

7- گنبد سلطانيه

8- لويي پاستور

9- فياض همداني

10- شمايل مقدس حضرت علي (ع)

11- لبخند ژکوند

12- حاج علي اکبر صنعتي

13- کوزه سنگي

14- گربه

15- پيرمرد خندان

16- جواهر لعل نهرو

17- مهاتما گاندي

18- کوزه ها



ج : تابلوي رنگ و روغن

1- در اوج جواني

2- پرتره خود

3- از تبار مردمان کوه و دشت

4- پدر عيالم

5- دوستي و صلح


د : طرح نقش فرش

يک مورد



ه : تابلوهاي آبرنگ

تعداد تابلوهاي آبرنگ استاد بيش از چهل و دو مورد است که نام برخي از آنها به شرح زير است :

1- به شوق پرواز

2- شبان مونس کوه و دشت

3- زندگي با آبرنگ

4- اسب تند پا

5- ديدار با خود در آينه

6- طبيعت بي جان

7- زندگي در مرداب

8- عاشقان گل

9- در باغ سبز

10- ياد بي بي

منبع:http://www.tebyan.net/Teb.aspx?nId=379
SoheilStar is offline   Reply With Quote
Old 04-07-2006, 01:29 PM   #49
(کوروش)
Registered User
 

Join Date: Mar 2006
Posts: 2
لطفاً در ارتباط با روش قالب گیری با سیلیکن ویا آدرس یا منبع اطلاعاتی در این زمینه راهنمای فرمایید .
با نشکر
(کوروش) is offline   Reply With Quote
Reply

امکانات بيشتر

Posting Rules
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is On
Smilies are On
[IMG] code is On
HTML code is Off

Forum Jump


All times are GMT +4.5. The time now is 10:44 PM.

PersianTools RSS Feeds


Powered by vBulletin® Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.