PersianTools Forums

Go Back   PersianTools Forums > هنرهای بصری > سریالها و برنامه های تلویزیونی > سریالهای خارجی

Reply
 
امکانات بيشتر نحوه نمايش
Old 06-13-2007, 06:43 PM   #1456
qwertysasha
Registered User
 

Join Date: May 2007
Posts: 2
farewell

خدا حافظ میچ استیونس !

qwertysasha is offline   Reply With Quote
Old 06-13-2007, 07:03 PM   #1457
BRADER SHIAN
Registered User
 
BRADER SHIAN's Avatar
 

Join Date: Jan 2006
Location: مینشن
Posts: 3,762
Icon12 سارا استنلي دختر كوچولو ملوس قصه هاي جزيره يا كمونيستي خون خوار

از اولين فعاليت سياسي ا ت برايمان بگو؟
11 ساله که بودم در زمان جنگ خليج در مراسمي در واشنگتن شرکت کردم که در آن سناتورها دور ميز نشسته بودند. نشان صلح به لباسم بود و شروع کردم به صحبت کردن درباره جنگ و اينکه چقدر به نظرم منفور است. بعداً تلفني از شرکت ديزني داشتم و يکي از مديرانش مي خواست بداند آيا من کمونيست هستم، من فقط 11 سالم بود، پس از آن خبري از ديزني نشد در حالي که پيش از آن هميشه با من در تماس بودند.
ادامه مطلب و شرح كامل مصاحبه پايين!



دخترک خوش دل قصه هاي جزيره -سارا پلي -امسال داور شصتمين جشنواره کن بود.

هم اکنون 11 سال از پخش جهاني آخرين قسمت از سريال قصه هاي جزيره مي گذرد و هنوز بسياري از ما خاطرمان هست که جمعه شب هاي دلگير سال74را تنها مي شد با تماشاي اتوپياي سبز و شيرين پرنس ادواردز و قصه آدم هايش از سر گذراند.

بهانه اين نوشته بزرگ شدن و حضور دخترک روي فرش قرمز است تا بدانيم بعد از يک دهه جمع رفقاي جمعه شب ها، امروز کجايند؟ چه مي کنند؟ و چقدر -مثل ما - بزرگ تر يا پيرتر شده اند؟

***

سارا پلي هفت سال با مجموعه قصه هاي جزيره همکاري کرد اما از وقتي که کمپاني ديزني توزيع آن در امريکا را به عهده گرفت؛ سارا از امريکايي زده شدن مجموعه ابراز نارضايتي کرد و سرانجام هم دست از همکاري با آن کشيد و فقط در قسمت آخر حضور يافت. البته مدت کوتاهي پس از بيرون آمدن او سريال هم متوقف شد.

سارا پس از بازي در مجموعه قصه هاي جزيره در سال 1996 در سريال تلويزيوني «راست راستي؟» بازي کرد. اين سريال از شبکه سي بي سي پخش شد و تا سال 1998 ادامه يافت. سارا که در اين سريال نقش ليلي را بازي مي کرد براي ايفاي اين نقش برنده جايزه جميناي شد. سارا پس از اين سريال در سال 1997 در فيلم «شيريني جهان پس از مرگ» در نقش نيکول برنل ظاهر شد. اين فيلم توجه امريکايي ها را به وي معطوف کرد و باعث شد در فستيوال فيلم ساندنس چهره بسيار پرطرفداري باشد.

وي در سال 2000 بازي در فيلم پرهزينه «تقريباً مشهور» به کارگرداني کامرون کرو را به عهده گرفت اما سپس از اين پروژه خارج شد تا براي بازي در فيلم کم هزينه «قانون ضمايم» به کانادا برود. کامرون پس از کناره گيري سارا از فيلم نزديک بود ساخت فيلم را لغو کند. همچنين پس از کناره گيري سارا، برد پيت نيز که قرار بود در اين فيلم بازي کند و از همبازي بودن با سارا هم بسيار خوشحال بود از فيلم بيرون رفت. در سال 2003 در «زندگي من بدون من» بازي کرد و يک سال بعد براي اين فيلم جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن جيني (معادل کانادايي اسکار) را از آن خود کرد. در همين سال با بازي در نسخه بازسازي شده و موفق «سحرگاه مردگان» چهره متفاوتي از خود در سينما بروز داد.

سارا در سال 2005 در کنار تيم رابينز در فيلم «زندگي پنهان واژه ها» بازي کرد که نقش هانا در اين فيلم هم نامزدي بهترين بازيگر اروپايي در جوايز آکادمي فيلم اروپا را برايش به ارمغان آورد.

سارا سپس وارد عرصه کارگرداني شد. نخستين تجربه کارگردني اش فيلم کوتاه «دوبار فکر نکن» بود که در سال 1999 در فستيوال فيلم تورنتو شرکت کرد. اين فيلم کمدي سياهي است در مورد مردي که در انتخاب ميان عشق و خانواده با خودش درگير است. سارا پس از آن «دور از او» را ساخت که بر اساس داستان کوتاه «خرس به بالاي کوه آمد» نوشته آليس مونرو ساخته شد.

اين فيلم با بازي جولي کريستي نخستين بار درسال 2006 و در فستيوال بين المللي فيلم تورنتو به نمايش درآمد. نشريات ورايتي، هاليوود ريپورتر و روزنامه هاي تورنتو اين فيلم را به خاطر بازي کريستي و همبازي اش گوردون پاينسنت و همچنين به خاطر کارگرداني پلي تحسين کردند.

«دور از او» را کمپاني لاينزگيت به مبلغ 750 هزار دلار براي اکران در امريکا خريداري کرد و در بهار 2007 آن را در اين کشور به نمايش درآورد. انتظار مي رود اين فيلم، هم در بخش بازيگري و هم در بخش کارگرداني و نويسندگي که هر دو را خود پلي به عهده داشته است در اسکار سال آينده نامزد جايزه شود. پلي که اينک هم در عرصه بازيگري و هم کارگرداني تجربه دارد از هر دو اظهار رضايت مي کند. اما قصد ندارد اين دو را با هم بياميزد. خودش مي گويد؛ دوست دارم هر دو را جداي از هم تجربه کنم. برايم غيرقابل تصور است که در يک فيلم هم بازيگر باشم و هم کارگردان. کلاً ترجيح مي دهم بخش هاي مختلف ذهنم را جداگانه به کار بگيرم.

فعاليت هاي سياسي سارا پلي


احتمالاً اولين فعاليت سياسي سارا مربوط به سال 1991 است زماني که سارا 11 ساله بود و اولين جنگ خليج به راه افتاده بود. سارا که در آن زمان با کمپاني ديزني همکاري مي کرد در مراسم اهداي جوايز تلويزيون کودکان در واشنگتن حاضر شد و در حالي به روي سن رفت که آرم صلح را بر روي لباسش داشت. اين کمپاني از او خواست که آرم صلح را از روي لباسش بردارد اما سارا توجهي به خواسته آنها نکرد. در نتيجه کمپاني هم ديگر هيچ گاه او را دعوت به همکاري نکرد.

سارا يکي از اعضاي مهم حزب دموکرات جديد است و گفته مي شود پيتر کورماس عضو هيات قانونگذار اونتاريو کانادا مربي سياسي وي بوده است. وي در سال 1995 در يک درگيري با پليس دو تا از دندان هايش را از دست داد. وي در شورشي عليه دولت محافظه کار مايک هريس در پارک کوئين تورنتو شرکت کرده بود. پس از آن هم با ائتلاف اونتاريو عليه فقر همکاري کرد. در سال 2003 هم عضو گروه مشاوران ديويد ميلر شهردار جديد تورنتو شد.

او روز 10 سپتامبر 2003 با ديويد وارنسبي تدوينگر کانادايي سينما ازدواج کرد و از اين ازدواج کاملاً راضي است و آن را مايه افتخار خود مي داند.

از ديگر فيلم هاي سينمايي که سارا در آنها بازي کرده مي توان به آثار زير اشاره کرد؛ کريسمس جادويي (1985)، آخرين شب (1998)،دروغ هاي سفيد (1998)، برو (1999)، زندگي پيش از اين (1999)، وزن آب (2000)، من درون (2003)، بيولف و گرندل (2006)، جان ادمز (2007)، آقاي هيچ کس (2008).

جوايز سارا

برخي از جوايز سينمايي اش به شرح زير است؛

جوايز فيلم تورنتو/2006/جايزه بهترين بازي

انجمن منتقدين فيلم ونکوور/ 2004 / بهترين بازي براي فيلم زندگي من بدون من

جوايز کمدي کانادا/ 2000/ بهترين بازيگر زن براي فيلم برو

انجمن منتقدين ملي/ 1997/ بهترين بازي براي فيلم شيريني جهان پس از مرگ

انجمن منتقدين سينمايي بوستون/1997/ بهترين بازي براي فيلم شيريني جهان پس از مرگ

سارا پلي در کن

سارا امسال براي چهارمين بار به کن سفر کرد. نخستين سفر وي به کن در هفده سالگي اش بود که در مقام بازيگر فيلم «شيريني جهان پس از مرگ» ساخته اتم ايگويان در پنجاهمين سالگرد فستيوال کن شرکت کرد. اما امسال تجربه متفاوتي در کن داشت چون در کنار بزرگان سينماي جهان وظيفه داوري جشنواره به عهده اش بود.

خودش درباره اين تجربه مي گويد؛ معمولاً زياد به فستيوال هاي سينمايي مي روم و هميشه هم دو روز را به مصاحبه در اتاق هتل اختصاص مي دهم. امسال هم چهارمين باري است که در کن شرکت مي کنم اما احساسم به گونه ديگري است. انگار که اولين تجربه حضور در کن را مي گذرانم.

بسياري از بازيگران سينما روياي بردن جايزه اسکار را در سر دارند اما براي پلي اين طور نيست. براي او داور کن بودن جايزه بزرگتري محسوب مي شود. پلي در هيات داوران کن در کنار مگي چانگ بازيگر هنگ کنگي، توني کولت بازيگر استراليايي، ماريا د مديروس کارگردان و بازيگر پرتغالي، ميشل پوکولو بازيگر فرانسوي، ابدرامان سيساکو کارگردان موريتانيايي، مارکو بلوچيو کارگردان ايتاليايي و اورهان پاموک نويسنده ترک، به فعاليت پرداخت. پلي فقط يکي از آنها را از قبل مي شناخت؛ او و مديروس هردو در فيلم «زندگي من بدون او» بازي کرده اند. اما به سيساکو دورا دور بسيار علاقه مند است و او را محبوب ترين کارگردان زندگي اش مي داند.

سارا از اينکه امسال دربخش مسابقه فستيوال کن هيچ فيلم کانادايي حضور نداشت بسيار خوشحال بود چون بدين ترتيب مي توانست کاملاً عادلانه قضاوت کند. او درباره قضاوتش بسيار حساس است به گونه اي که مثلاً دو فيلم «برهان مرگ» ساخته کوئنتين تارانتينو و «منطقه البروج» ساخته ديويد فينچر از دو هفته قبل از برگزاري کن در امريکاي شمالي به نمايش درآمده بودند و سارا مي توانست آنها را زودتر ببيند اما اين کار را نکرد تا به گفته خودش همه فيلم ها را در شرايط يکسان جشنواره ببيند و شرايط محيطي متفاوت بر ديدگاهش تاثير نگذارد.

مصاحبه با سارا پلي

از اولين فعاليت سياسي ا ت برايمان بگو.

11 ساله که بودم در زمان جنگ خليج در مراسمي در واشنگتن شرکت کردم که در آن سناتورها دور ميز نشسته بودند. نشان صلح به لباسم بود و شروع کردم به صحبت کردن درباره جنگ و اينکه چقدر به نظرم منفور است. بعداً تلفني از شرکت ديزني داشتم و يکي از مديرانش مي خواست بداند آيا من کمونيست هستم، من فقط 11 سالم بود، پس از آن خبري از ديزني نشد در حالي که پيش از آن هميشه با من در تماس بودند.

از ميان شخصيت هايي که تا به حال بازي کرده اي با کدام يک بيشتر همذات پنداري مي کني؟
نيکول در «شيريني جهان پس از مرگ». لحظه اي در زندگي اش هست که مي فهمد جهان ديگر مکاني دو بعدي نيست و ناگهان همه آدم ها در نظرش جان مي گيرند و خيلي واضح خوب و بد آنها را مي فهمد. به جهاني خارج از جهان کودکي اش پرتاب مي شود جهاني که همه در آن راضي و شاد بودند. در جهان جديد همه چيز ناگهان چهره اي ديگر مي يابد و ترس و وحشت را به وي القا مي کند. چنانکه احساس مي کند پا به زمين مين گذاشته است. احساس مي کنم در زندگي من نيز لحظه اي بود که ناگهان هويت اصلي آدم ها برايم آشکار شد به شيوه اي به غايت ترسناک و مهيب.

چه چيزي بيشتر از همه نگرانت مي کند؟
اينکه ندانم کي هستم بزرگترين دغدغه و نگراني ام است اما در عين حال بزرگترين شادي ام را هم تشکيل مي دهد. بنابراين به نظرم تمام زندگي ام را صرف ساختن و شناختن چهره دروني خودم مي کنم.

دوست داري چه نقش هايي را بازي کني؟
دلم مي خواهد نقش آدم هايي را بازي کنم که رازي دارند، کساني که به طريقي خود را به انزوا کشانده اند. تنهايي چيزي است که هميشه از آن گريزانم اما گمان نکنم من تنها کسي باشم که اين احساس را دارد.

نظرت راجع به سينما چيست؟

به نظرم غيرممکن است آدم در کار سينما باشد و در لحظاتي از زندگي اش به يک احمق تمام عيار تبديل نشود. اما من چند سالي خودم را زهرزدايي کردم و نهايتاً به زمين بازگشتم.

نظرت راجع به هاليوود چيست؟

به نظرم آدم بايد از جريان رايج هاليوود فاصله بگيرد تا بتواند فرد نرمالي باشد. من آنجا کار مي کنم و دوست دارم آنجا باشم اما دوست دارم زندگي گمنامي داشته باشم.

يعني نمي خواهي مشهور باشي؟

من براي مشهور شدن ساخته نشده ام. شخصيت من اصلاً به درد چنين موقعيتي نمي خورد.

درمورد حرف هايت چطور فکر مي کني؟

شانس بزرگي است کاري داشته باشي که برايت معنايي داشته باشد و در اين صورت نياز به انتخاب ديگري نيست. مي دانم برخي از مردم اين موقعيت را ندارند اما خوشبختانه من از اين شانس بهره مند شده ام و از اين بابت خوشحالم.

بعد از اين همه سال بازيگري را چطور توصيف مي کني؟

من بازيگري را از 4 سالگي شروع کردم. اولين تجربه ام در صحنه فيلم مربوط به يک زمستان کشنده است. الان مي فهمم که تقريباً هر فيلمي که بازي کرده ام اينچنين بوده؛ آن در واقع آغاز دوره اي طولاني از مناظر سرد و تهي بود.

در کانادا چه تصويري از تو وجود دارد؟
احساس مي کنم رابطه پيچيده اي بين من و مردم اين کشور وجود دارد. وقتي بچه بودم در سريال شاد و خوش «جاده اي به اونلي» يا همان قصه هاي جزيره بازي مي کردم. بسياري از مردم اين سريال را مي ديدند و با آن بزرگ مي شدند. آنها دوست داشتند من همان سارا استنلي بمانم اما من بزرگ شدم و پا به سياست گذاشتم. احساس مي کنم مردم زياد ساراي جديد را دوست ندارند و گاهي اوقات فکر مي کنم آنها فقط دوست دارند من خفه شوم. من با بسياري از فيلمسازاني که دوست داشته ام کار کرده ام اما در کانادا فرهنگ چهره سازي وجود ندارد. وقتي فيلم جديدي کار مي کنم عکسم روي جلد مجلات است ولي در ساير اوقات زندگي گمنامي دارم.

چه چيزي باعث شد از 14 سالگي مستقل زندگي کني؟

يک راهکار عملي براي کنار آمدن با شرايطم بود. پدرم در شهر کوچکي خارج از تورنتو زندگي مي کرد در حالي که من در تورنتو به مدرسه مي رفتم. براي اينکه به مدرسه نزديک باشم بايد اين کار را مي کردم و خيلي زود مستقل شدم.

از احساسات زماني بگو که هنوز کودک بودي اما به شهرت زيادي رسيدي.

در واقع من از 9 تا 15 سالگي در دام تلويزيون و يا بهتر بگويم بازيگري افتادم. در آن سن دوست نداشتم بازيگر باشم اما قراردادم مرا مجبور کرد. در آن سن و سال برايم جالب نبود مردمي که نمي شناختم همه جا دنبالم باشند و برايم نامه هاي عجيب بنويسند، نامه هايي که در نظر من ترسناک مي نمود. هميشه مي ترسيدم. آغاز وحشتناکي در شهرت داشتم.





درباره سارا



* سارا از 14 سالگي و با درآمد خودش به طور مستقل زندگي مي کند.

* بعضي ها معتقدند او شبيه جواني اوما تورمن (بازيگر نقش اول زن بيل را بکش) است.

*‌ از رفتن به روي صحنه تئاتر به شدت واهمه دارد.

* از طرفداران ورزش هاکي است.

*‌ کتاب مورد علاقه اش «فراني و زويي» نوشته جي دي سالينجر است و گفته پنج صفحه آخر اين کتاب بهترين پنج صفحه آخر زندگي اش به شمار مي رود.

* طرفدار فيلم هاي زامبي است و بيشتر از همه «زامبي سفيد» و فيلم هاي رومرو را مي پسندد. خودش مي گويد اولين وآخرين اعتقادش به اسلحه فقط در دوران زامبي هاست؛ «اگر زماني زامبي ها زمين را بگيرند بايد همه مان مسلح باشيم.»

*‌ رفتن به تئاتر فعاليت مورد علاقه اش است.

* محبوب ترين فيلمش را «خط قرمز باريک» ساخته ترنس مليک مي داند.

* در ژانويه 2007 از سوي نشريه سينمايي ورايتي در ليست 10 کارگرداني که کارشان ارزش ديدن دارند قرار گرفت.

* سارا قصد داشت اولين فيلم بلندش فيلمي باشد تحت نام «خارش دار» که فيلمنامه اش را هم خودش نوشته بود و به داستان دختر 12 ساله اي مي پرداخت که در يک سريال تلويزيوني بازي مي کرد اما نتوانست اين پروژه را پيش ببرد و فيلم «دور از او» را به جايش ساخت. اين فيلم ماجراي زني است که به آلزايمر دچار مي شود و تا حدي به مادربزرگ سارا که او هم به همين بيماري دچار شد مربوط است.

* به رانندگي علاقه اي ندارد و هميشه از قطارهاي زيرزميني استفاده مي کند.

Last edited by BRADER SHIAN; 06-13-2007 at 07:13 PM..
BRADER SHIAN is offline   Reply With Quote
Old 06-13-2007, 08:19 PM   #1458
Trusted Member
mahi58
کاربر فعال بازیهای کامپیوتری
 
mahi58's Avatar
 

Join Date: Dec 2006
Location: Tehran
Posts: 1,429
Quote:
سارا استنلي دختر كوچولو ملوس قصه هاي جزيره يا كمونيستي خون خوار
باریکلا خیلی توپ و عالی بود.
من می میرم برای سارا پولی و قصه های جزیره.
هیچ هم نمی دونم چطوری کسی ممکنه سارا ( ) رو از لحاظ خوشگلی با فلیسیتی( ) مقایسه کنه که بعضی ها می کنن!!
فقط اون لینک امضات رو هم درست کن.
من قبلا اینو پیدا نکرده بودم، اومده بودم اینجا دنبال عکس های میچ تصادفا این پست رو دیدم.
__________________
انقدر گرفتارم که نمی دونید بچه ها، ولی بالاخره بر می گردم
mahi58 is offline   Reply With Quote
Old 06-13-2007, 09:18 PM   #1459
Trusted Member
star_nick
کاربر فعال موسیقی
 
star_nick's Avatar
 

Join Date: Apr 2007
Location: Backstreet Land
Posts: 605
شرلوک هلمز و بانو!!!

داشتم فيلم بانوی زيبای من رو ميديدم که يه چيزی کشف کردم{البته احتمالاً همه ميدونستن}فردی{همون پسره اي که عاشق اليزا شده بود}کسی نيست جز شرلوک هلمز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
star_nick is offline   Reply With Quote
Sponsored links
Old 06-14-2007, 10:14 PM   #1460
cupid.
Registered User
 
cupid.'s Avatar
 

Join Date: Aug 2006
Posts: 217
Quote:
نوشته ای از BRADER SHIAN View Post
از اولين فعاليت سياسي ا ت برايمان بگو؟
11 ساله که بودم در زمان جنگ خليج در مراسمي در واشنگتن شرکت کردم که در آن سناتورها دور ميز نشسته بودند. نشان صلح به لباسم بود و شروع کردم به صحبت کردن درباره جنگ و اينکه چقدر به نظرم منفور است. بعداً تلفني از شرکت ديزني داشتم و يکي از مديرانش مي خواست بداند آيا من کمونيست هستم، من فقط 11 سالم بود، پس از آن خبري از ديزني نشد در حالي که پيش از آن هميشه با من در تماس بودند.
ادامه مطلب و شرح كامل مصاحبه پايين!



دخترک خوش دل قصه هاي جزيره -سارا پلي -امسال داور شصتمين جشنواره کن بود.

هم اکنون 11 سال از پخش جهاني آخرين قسمت از سريال قصه هاي جزيره مي گذرد و هنوز بسياري از ما خاطرمان هست که جمعه شب هاي دلگير سال74را تنها مي شد با تماشاي اتوپياي سبز و شيرين پرنس ادواردز و قصه آدم هايش از سر گذراند.

بهانه اين نوشته بزرگ شدن و حضور دخترک روي فرش قرمز است تا بدانيم بعد از يک دهه جمع رفقاي جمعه شب ها، امروز کجايند؟ چه مي کنند؟ و چقدر -مثل ما - بزرگ تر يا پيرتر شده اند؟

***

سارا پلي هفت سال با مجموعه قصه هاي جزيره همکاري کرد اما از وقتي که کمپاني ديزني توزيع آن در امريکا را به عهده گرفت؛ سارا از امريکايي زده شدن مجموعه ابراز نارضايتي کرد و سرانجام هم دست از همکاري با آن کشيد و فقط در قسمت آخر حضور يافت. البته مدت کوتاهي پس از بيرون آمدن او سريال هم متوقف شد.

سارا پس از بازي در مجموعه قصه هاي جزيره در سال 1996 در سريال تلويزيوني «راست راستي؟» بازي کرد. اين سريال از شبکه سي بي سي پخش شد و تا سال 1998 ادامه يافت. سارا که در اين سريال نقش ليلي را بازي مي کرد براي ايفاي اين نقش برنده جايزه جميناي شد. سارا پس از اين سريال در سال 1997 در فيلم «شيريني جهان پس از مرگ» در نقش نيکول برنل ظاهر شد. اين فيلم توجه امريکايي ها را به وي معطوف کرد و باعث شد در فستيوال فيلم ساندنس چهره بسيار پرطرفداري باشد.

وي در سال 2000 بازي در فيلم پرهزينه «تقريباً مشهور» به کارگرداني کامرون کرو را به عهده گرفت اما سپس از اين پروژه خارج شد تا براي بازي در فيلم کم هزينه «قانون ضمايم» به کانادا برود. کامرون پس از کناره گيري سارا از فيلم نزديک بود ساخت فيلم را لغو کند. همچنين پس از کناره گيري سارا، برد پيت نيز که قرار بود در اين فيلم بازي کند و از همبازي بودن با سارا هم بسيار خوشحال بود از فيلم بيرون رفت. در سال 2003 در «زندگي من بدون من» بازي کرد و يک سال بعد براي اين فيلم جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن جيني (معادل کانادايي اسکار) را از آن خود کرد. در همين سال با بازي در نسخه بازسازي شده و موفق «سحرگاه مردگان» چهره متفاوتي از خود در سينما بروز داد.

سارا در سال 2005 در کنار تيم رابينز در فيلم «زندگي پنهان واژه ها» بازي کرد که نقش هانا در اين فيلم هم نامزدي بهترين بازيگر اروپايي در جوايز آکادمي فيلم اروپا را برايش به ارمغان آورد.

سارا سپس وارد عرصه کارگرداني شد. نخستين تجربه کارگردني اش فيلم کوتاه «دوبار فکر نکن» بود که در سال 1999 در فستيوال فيلم تورنتو شرکت کرد. اين فيلم کمدي سياهي است در مورد مردي که در انتخاب ميان عشق و خانواده با خودش درگير است. سارا پس از آن «دور از او» را ساخت که بر اساس داستان کوتاه «خرس به بالاي کوه آمد» نوشته آليس مونرو ساخته شد.

اين فيلم با بازي جولي کريستي نخستين بار درسال 2006 و در فستيوال بين المللي فيلم تورنتو به نمايش درآمد. نشريات ورايتي، هاليوود ريپورتر و روزنامه هاي تورنتو اين فيلم را به خاطر بازي کريستي و همبازي اش گوردون پاينسنت و همچنين به خاطر کارگرداني پلي تحسين کردند.

«دور از او» را کمپاني لاينزگيت به مبلغ 750 هزار دلار براي اکران در امريکا خريداري کرد و در بهار 2007 آن را در اين کشور به نمايش درآورد. انتظار مي رود اين فيلم، هم در بخش بازيگري و هم در بخش کارگرداني و نويسندگي که هر دو را خود پلي به عهده داشته است در اسکار سال آينده نامزد جايزه شود. پلي که اينک هم در عرصه بازيگري و هم کارگرداني تجربه دارد از هر دو اظهار رضايت مي کند. اما قصد ندارد اين دو را با هم بياميزد. خودش مي گويد؛ دوست دارم هر دو را جداي از هم تجربه کنم. برايم غيرقابل تصور است که در يک فيلم هم بازيگر باشم و هم کارگردان. کلاً ترجيح مي دهم بخش هاي مختلف ذهنم را جداگانه به کار بگيرم.

فعاليت هاي سياسي سارا پلي


احتمالاً اولين فعاليت سياسي سارا مربوط به سال 1991 است زماني که سارا 11 ساله بود و اولين جنگ خليج به راه افتاده بود. سارا که در آن زمان با کمپاني ديزني همکاري مي کرد در مراسم اهداي جوايز تلويزيون کودکان در واشنگتن حاضر شد و در حالي به روي سن رفت که آرم صلح را بر روي لباسش داشت. اين کمپاني از او خواست که آرم صلح را از روي لباسش بردارد اما سارا توجهي به خواسته آنها نکرد. در نتيجه کمپاني هم ديگر هيچ گاه او را دعوت به همکاري نکرد.

سارا يکي از اعضاي مهم حزب دموکرات جديد است و گفته مي شود پيتر کورماس عضو هيات قانونگذار اونتاريو کانادا مربي سياسي وي بوده است. وي در سال 1995 در يک درگيري با پليس دو تا از دندان هايش را از دست داد. وي در شورشي عليه دولت محافظه کار مايک هريس در پارک کوئين تورنتو شرکت کرده بود. پس از آن هم با ائتلاف اونتاريو عليه فقر همکاري کرد. در سال 2003 هم عضو گروه مشاوران ديويد ميلر شهردار جديد تورنتو شد.

او روز 10 سپتامبر 2003 با ديويد وارنسبي تدوينگر کانادايي سينما ازدواج کرد و از اين ازدواج کاملاً راضي است و آن را مايه افتخار خود مي داند.

از ديگر فيلم هاي سينمايي که سارا در آنها بازي کرده مي توان به آثار زير اشاره کرد؛ کريسمس جادويي (1985)، آخرين شب (1998)،دروغ هاي سفيد (1998)، برو (1999)، زندگي پيش از اين (1999)، وزن آب (2000)، من درون (2003)، بيولف و گرندل (2006)، جان ادمز (2007)، آقاي هيچ کس (2008).

جوايز سارا

برخي از جوايز سينمايي اش به شرح زير است؛

جوايز فيلم تورنتو/2006/جايزه بهترين بازي

انجمن منتقدين فيلم ونکوور/ 2004 / بهترين بازي براي فيلم زندگي من بدون من

جوايز کمدي کانادا/ 2000/ بهترين بازيگر زن براي فيلم برو

انجمن منتقدين ملي/ 1997/ بهترين بازي براي فيلم شيريني جهان پس از مرگ

انجمن منتقدين سينمايي بوستون/1997/ بهترين بازي براي فيلم شيريني جهان پس از مرگ

سارا پلي در کن

سارا امسال براي چهارمين بار به کن سفر کرد. نخستين سفر وي به کن در هفده سالگي اش بود که در مقام بازيگر فيلم «شيريني جهان پس از مرگ» ساخته اتم ايگويان در پنجاهمين سالگرد فستيوال کن شرکت کرد. اما امسال تجربه متفاوتي در کن داشت چون در کنار بزرگان سينماي جهان وظيفه داوري جشنواره به عهده اش بود.

خودش درباره اين تجربه مي گويد؛ معمولاً زياد به فستيوال هاي سينمايي مي روم و هميشه هم دو روز را به مصاحبه در اتاق هتل اختصاص مي دهم. امسال هم چهارمين باري است که در کن شرکت مي کنم اما احساسم به گونه ديگري است. انگار که اولين تجربه حضور در کن را مي گذرانم.

بسياري از بازيگران سينما روياي بردن جايزه اسکار را در سر دارند اما براي پلي اين طور نيست. براي او داور کن بودن جايزه بزرگتري محسوب مي شود. پلي در هيات داوران کن در کنار مگي چانگ بازيگر هنگ کنگي، توني کولت بازيگر استراليايي، ماريا د مديروس کارگردان و بازيگر پرتغالي، ميشل پوکولو بازيگر فرانسوي، ابدرامان سيساکو کارگردان موريتانيايي، مارکو بلوچيو کارگردان ايتاليايي و اورهان پاموک نويسنده ترک، به فعاليت پرداخت. پلي فقط يکي از آنها را از قبل مي شناخت؛ او و مديروس هردو در فيلم «زندگي من بدون او» بازي کرده اند. اما به سيساکو دورا دور بسيار علاقه مند است و او را محبوب ترين کارگردان زندگي اش مي داند.

سارا از اينکه امسال دربخش مسابقه فستيوال کن هيچ فيلم کانادايي حضور نداشت بسيار خوشحال بود چون بدين ترتيب مي توانست کاملاً عادلانه قضاوت کند. او درباره قضاوتش بسيار حساس است به گونه اي که مثلاً دو فيلم «برهان مرگ» ساخته کوئنتين تارانتينو و «منطقه البروج» ساخته ديويد فينچر از دو هفته قبل از برگزاري کن در امريکاي شمالي به نمايش درآمده بودند و سارا مي توانست آنها را زودتر ببيند اما اين کار را نکرد تا به گفته خودش همه فيلم ها را در شرايط يکسان جشنواره ببيند و شرايط محيطي متفاوت بر ديدگاهش تاثير نگذارد.

مصاحبه با سارا پلي

از اولين فعاليت سياسي ا ت برايمان بگو.

11 ساله که بودم در زمان جنگ خليج در مراسمي در واشنگتن شرکت کردم که در آن سناتورها دور ميز نشسته بودند. نشان صلح به لباسم بود و شروع کردم به صحبت کردن درباره جنگ و اينکه چقدر به نظرم منفور است. بعداً تلفني از شرکت ديزني داشتم و يکي از مديرانش مي خواست بداند آيا من کمونيست هستم، من فقط 11 سالم بود، پس از آن خبري از ديزني نشد در حالي که پيش از آن هميشه با من در تماس بودند.

از ميان شخصيت هايي که تا به حال بازي کرده اي با کدام يک بيشتر همذات پنداري مي کني؟
نيکول در «شيريني جهان پس از مرگ». لحظه اي در زندگي اش هست که مي فهمد جهان ديگر مکاني دو بعدي نيست و ناگهان همه آدم ها در نظرش جان مي گيرند و خيلي واضح خوب و بد آنها را مي فهمد. به جهاني خارج از جهان کودکي اش پرتاب مي شود جهاني که همه در آن راضي و شاد بودند. در جهان جديد همه چيز ناگهان چهره اي ديگر مي يابد و ترس و وحشت را به وي القا مي کند. چنانکه احساس مي کند پا به زمين مين گذاشته است. احساس مي کنم در زندگي من نيز لحظه اي بود که ناگهان هويت اصلي آدم ها برايم آشکار شد به شيوه اي به غايت ترسناک و مهيب.

چه چيزي بيشتر از همه نگرانت مي کند؟
اينکه ندانم کي هستم بزرگترين دغدغه و نگراني ام است اما در عين حال بزرگترين شادي ام را هم تشکيل مي دهد. بنابراين به نظرم تمام زندگي ام را صرف ساختن و شناختن چهره دروني خودم مي کنم.

دوست داري چه نقش هايي را بازي کني؟
دلم مي خواهد نقش آدم هايي را بازي کنم که رازي دارند، کساني که به طريقي خود را به انزوا کشانده اند. تنهايي چيزي است که هميشه از آن گريزانم اما گمان نکنم من تنها کسي باشم که اين احساس را دارد.

نظرت راجع به سينما چيست؟

به نظرم غيرممکن است آدم در کار سينما باشد و در لحظاتي از زندگي اش به يک احمق تمام عيار تبديل نشود. اما من چند سالي خودم را زهرزدايي کردم و نهايتاً به زمين بازگشتم.

نظرت راجع به هاليوود چيست؟

به نظرم آدم بايد از جريان رايج هاليوود فاصله بگيرد تا بتواند فرد نرمالي باشد. من آنجا کار مي کنم و دوست دارم آنجا باشم اما دوست دارم زندگي گمنامي داشته باشم.

يعني نمي خواهي مشهور باشي؟

من براي مشهور شدن ساخته نشده ام. شخصيت من اصلاً به درد چنين موقعيتي نمي خورد.

درمورد حرف هايت چطور فکر مي کني؟

شانس بزرگي است کاري داشته باشي که برايت معنايي داشته باشد و در اين صورت نياز به انتخاب ديگري نيست. مي دانم برخي از مردم اين موقعيت را ندارند اما خوشبختانه من از اين شانس بهره مند شده ام و از اين بابت خوشحالم.

بعد از اين همه سال بازيگري را چطور توصيف مي کني؟

من بازيگري را از 4 سالگي شروع کردم. اولين تجربه ام در صحنه فيلم مربوط به يک زمستان کشنده است. الان مي فهمم که تقريباً هر فيلمي که بازي کرده ام اينچنين بوده؛ آن در واقع آغاز دوره اي طولاني از مناظر سرد و تهي بود.

در کانادا چه تصويري از تو وجود دارد؟
احساس مي کنم رابطه پيچيده اي بين من و مردم اين کشور وجود دارد. وقتي بچه بودم در سريال شاد و خوش «جاده اي به اونلي» يا همان قصه هاي جزيره بازي مي کردم. بسياري از مردم اين سريال را مي ديدند و با آن بزرگ مي شدند. آنها دوست داشتند من همان سارا استنلي بمانم اما من بزرگ شدم و پا به سياست گذاشتم. احساس مي کنم مردم زياد ساراي جديد را دوست ندارند و گاهي اوقات فکر مي کنم آنها فقط دوست دارند من خفه شوم. من با بسياري از فيلمسازاني که دوست داشته ام کار کرده ام اما در کانادا فرهنگ چهره سازي وجود ندارد. وقتي فيلم جديدي کار مي کنم عکسم روي جلد مجلات است ولي در ساير اوقات زندگي گمنامي دارم.

چه چيزي باعث شد از 14 سالگي مستقل زندگي کني؟

يک راهکار عملي براي کنار آمدن با شرايطم بود. پدرم در شهر کوچکي خارج از تورنتو زندگي مي کرد در حالي که من در تورنتو به مدرسه مي رفتم. براي اينکه به مدرسه نزديک باشم بايد اين کار را مي کردم و خيلي زود مستقل شدم.

از احساسات زماني بگو که هنوز کودک بودي اما به شهرت زيادي رسيدي.

در واقع من از 9 تا 15 سالگي در دام تلويزيون و يا بهتر بگويم بازيگري افتادم. در آن سن دوست نداشتم بازيگر باشم اما قراردادم مرا مجبور کرد. در آن سن و سال برايم جالب نبود مردمي که نمي شناختم همه جا دنبالم باشند و برايم نامه هاي عجيب بنويسند، نامه هايي که در نظر من ترسناک مي نمود. هميشه مي ترسيدم. آغاز وحشتناکي در شهرت داشتم.





درباره سارا



* سارا از 14 سالگي و با درآمد خودش به طور مستقل زندگي مي کند.

* بعضي ها معتقدند او شبيه جواني اوما تورمن (بازيگر نقش اول زن بيل را بکش) است.

*‌ از رفتن به روي صحنه تئاتر به شدت واهمه دارد.

* از طرفداران ورزش هاکي است.

*‌ کتاب مورد علاقه اش «فراني و زويي» نوشته جي دي سالينجر است و گفته پنج صفحه آخر اين کتاب بهترين پنج صفحه آخر زندگي اش به شمار مي رود.

* طرفدار فيلم هاي زامبي است و بيشتر از همه «زامبي سفيد» و فيلم هاي رومرو را مي پسندد. خودش مي گويد اولين وآخرين اعتقادش به اسلحه فقط در دوران زامبي هاست؛ «اگر زماني زامبي ها زمين را بگيرند بايد همه مان مسلح باشيم.»

*‌ رفتن به تئاتر فعاليت مورد علاقه اش است.

* محبوب ترين فيلمش را «خط قرمز باريک» ساخته ترنس مليک مي داند.

* در ژانويه 2007 از سوي نشريه سينمايي ورايتي در ليست 10 کارگرداني که کارشان ارزش ديدن دارند قرار گرفت.

* سارا قصد داشت اولين فيلم بلندش فيلمي باشد تحت نام «خارش دار» که فيلمنامه اش را هم خودش نوشته بود و به داستان دختر 12 ساله اي مي پرداخت که در يک سريال تلويزيوني بازي مي کرد اما نتوانست اين پروژه را پيش ببرد و فيلم «دور از او» را به جايش ساخت. اين فيلم ماجراي زني است که به آلزايمر دچار مي شود و تا حدي به مادربزرگ سارا که او هم به همين بيماري دچار شد مربوط است.

* به رانندگي علاقه اي ندارد و هميشه از قطارهاي زيرزميني استفاده مي کند.
چقدر صلح طلبه! تحت تاثير قرار گرفتم !ايد تفنگمو گزاشتم كنار!
cupid. is offline   Reply With Quote
Old 06-15-2007, 12:29 AM   #1461
Trusted Member
star_nick
کاربر فعال موسیقی
 
star_nick's Avatar
 

Join Date: Apr 2007
Location: Backstreet Land
Posts: 605
عکسی از جرمی برت

کی گفته شرلوک هلمز به زنها توجّهی نداره؟! ايشون در بانوی زيبای من شديداً عاشق يه خانومی ميشن!

star_nick is offline   Reply With Quote
Old 06-15-2007, 12:23 PM   #1462
paula
Registered User
 
paula's Avatar
 

Join Date: May 2007
Location: Iran_kermanshah
Posts: 394
بچه ها ببخشيد اين سوال يكم دير شد ولي چرا تو فيلم افسران پليس فرلي خشمگين پايولا را نگاه ميكرد.
paula is offline   Reply With Quote
Old 06-15-2007, 12:29 PM   #1463
roky
Registered User
 
roky's Avatar
 

Join Date: Jan 2007
Location: Tehran
Posts: 1,118
Send a message via Yahoo to roky
Quote:
نوشته ای از star_nick View Post
کی گفته شرلوک هلمز به زنها توجّهی نداره؟! ايشون در بانوی زيبای من شديداً عاشق يه خانومی ميشن!

ای ستاره بلا عجب زدی تو هدف ای دل غافل من به اندازه موهای سرم این فیلم و نگاه کردم اما نمیدونستم این همون آقاست .حیفی من همش دوست داشتم الیزا با این ازدواج کنه
Quote:
نوشته ای از paula View Post
بچه ها ببخشيد اين سوال يكم دير شد ولي چرا تو فيلم افسران پليس فرلي خشمگين پايولا را نگاه ميكرد.
آره راست میگه منم میخواستم بدونم چرا پائولا هم اون پائولای همیشگی با فری نبود و چرا فری اینقدر نسبت به تسا بدجنس شده بود و کج کج نیگاش میکرد ؟
__________________
لحظات را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم
غافل از اينكه لحظات همان خوشبختي اند

roky is offline   Reply With Quote
Sponsored links
Old 06-15-2007, 01:10 PM   #1464
BRADER SHIAN
Registered User
 
BRADER SHIAN's Avatar
 

Join Date: Jan 2006
Location: مینشن
Posts: 3,762
Icon12

Quote:
نوشته ای از paula View Post
بچه ها ببخشيد اين سوال يكم دير شد ولي چرا تو فيلم افسران پليس فرلي خشمگين پايولا را نگاه ميكرد.
ويتالي جان با اون يارو جديده چيكار داشتي ها!نو كه اومد به بازار كهنه شود دل زار!
BRADER SHIAN is offline   Reply With Quote
Old 06-15-2007, 01:54 PM   #1465
Trusted Member
mehrdad201
کاربر فعال ورزش
 
mehrdad201's Avatar
 

Join Date: Sep 2005
Location: ایران
Posts: 3,073
ببینم امروز جمعست

بازگشت شرلوک هولمز رو نشون میده !؟!؟!؟!؟!
mehrdad201 is offline   Reply With Quote
Old 06-15-2007, 04:21 PM   #1466
paula
Registered User
 
paula's Avatar
 

Join Date: May 2007
Location: Iran_kermanshah
Posts: 394
Quote:
نوشته ای از mehrdad201 View Post
ببینم امروز جمعست

بازگشت شرلوک هولمز رو نشون میده !؟!؟!؟!؟!
نه به جاش پليس هاي موتور سواروميده.
در ضمن برادر شيان قديمي ها هميشه بهترين هستند.
paula is offline   Reply With Quote
Old 06-15-2007, 04:47 PM   #1467
Trusted Member
mehrdad201
کاربر فعال ورزش
 
mehrdad201's Avatar
 

Join Date: Sep 2005
Location: ایران
Posts: 3,073
اه

اینکه اصل ضد حاله !!!!!!!!!!!!!!!!
mehrdad201 is offline   Reply With Quote
Sponsored links
Old 06-15-2007, 05:09 PM   #1468
paperstar
Registered User
 
paperstar's Avatar
 

Join Date: Jun 2007
Location: Iran-Esfahan
Posts: 817
Send a message via Yahoo to paperstar
Quote:
نوشته ای از paula View Post
بچه ها ببخشيد اين سوال يكم دير شد ولي چرا تو فيلم افسران پليس فرلي خشمگين پايولا را نگاه ميكرد.
به نظر من اینا 100% دعواشون شده که نشون ندادن
__________________

خداوندا قلب مهربانی به سانسورچی عطا کن.
paperstar is offline   Reply With Quote
Old 06-16-2007, 12:23 AM   #1469
roky
Registered User
 
roky's Avatar
 

Join Date: Jan 2007
Location: Tehran
Posts: 1,118
Send a message via Yahoo to roky
Quote:
نوشته ای از paperstar View Post
به نظر من اینا 100% دعواشون شده که نشون ندادن
دعوا؟!!!!نمیدونم شایدم دعوا باشه اما پائولا کمی فری سرد وسنگین بود
-----------------------------------------------------------------------------------------------
امشب دوباره برای هزارمین بار پخش موتورسواران پلیس که اولین بار شبکه تهران میداد بازم آغاز شد بازم نصفه کاره ولش میکنن میرن سراغی یکی دیگه
دوستان کسی اسم لاتین این مجموعه موتورسواران پلیس رو نمیدونم شدیدا احتیاج به دونستن دارم .
شبکه تهران هم که ازامشب پخش یه مجموعه جدید به اسم زندگی درمریخ آغاز کرد به نظرم اولین قسمتش جالب اومد تا قسمت های بعد
roky is offline   Reply With Quote
Old 06-16-2007, 09:47 AM   #1470
Trusted Member
star_nick
کاربر فعال موسیقی
 
star_nick's Avatar
 

Join Date: Apr 2007
Location: Backstreet Land
Posts: 605
من شرلوک هلمز ميخوام!

نه نميخوام آخه اين چه تابستونيه!اوّلش که ميچ مرد{فاتحه فراموش نشه!}حالا هم که شرلوک هلمز رو پخش نميکنن اونم تازه وقتی که من جو جرمی برت گرفتم و کلّی رفتم تحقيق کردم و عکس گرفتم وذوق کردم که ايشونو يه جای ديگه هم ديدم اونم به خاطر چی؟به خاطر 4تا دونه موتور سوار! نميدونم چجوری روشون ميشه اين چيزا رو پخش کنن من که به جز نيروی انتظامی خودمون{اونم به ندرت}پليس ديگه اي تو خيابون نميبينم تازه اون موقع هم فرقی با درخت ندارن{جز اينکه درخت فايدش بيشتره!}

راکی جان سريال شبکه ی تهران چه جوريه؟
Attached Images
File Type: jpg