esam

بستن این دسته بندی گزیده ای از بازارچه پرشین تولز


صفحه 36 از 93 نخستنخست ... 26 34 35 36 37 38 46 86 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 526 تا 540 , از مجموع 1394
Like Tree573Likes

موضوع: عکسهای خاطره انگیز از برنامه های دوران کودکی

  1. #1
    Registered User lord cyah آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Nov 2005
    محل سکونت
    SHIRAZ
    نوشته ها
    298

    عکسهای خاطره انگیز از برنامه های دوران کودکی

    سلام
    این تاپیک یکی از قدیمی ترین تاپیک های پی تی هست که به خاطر گذشت زمان برخی از محتوای داخلی اون دچار تغییرات شده!
    اولین و مهمترینش این هست که برخی از دوستان عکس های خودشون رو داخل انجمن آپ نکردن و در آپلود سنتر های مختلف استفاده کردن که خیلی از اونها امروز یا فیلتر شده و یا هاستینگش خارج از سرویس هست و عکس ها از روی هاست پریده!
    باید کم کم و به کمک همدیگه این مشکل رو حل کنیم

    روی هر کدوم از لینک های زیر که رفتید و متوجه شدید عکس ها پریدن و یا فیلتر شدن همون پست رو ریپورت بدید یا اعلام کنید تا من پست مربوطه رو با ادیت کردن و گذاشتن عکس ها به روز کنم

    نحوه فعالیت در تاپیک هم به این شکل خواهد بود که اگر به طور مثال عکس های با کیفیت و خوبی نسبت به آرشیو تاپیک از به طور مثال کارتون ارم و جیر جیر پیدا کردید میتونید اون رو ارسال کنید و لینک پست شما هم به آرشیو اضافه میشه
    ///

    در مورد لیست آرشیو زیر هم باید بگم آخرین به روز رسانیش سال 2007 بوده که خب مشخص هست با توجه به پست های جدیدتر و همینطور پست های پاک شده الان لیست زیاد کاملی و همینطور درستی نیست. با این حال تا زمانی که فهرست جدیدی از عکس های موجود در این تاپیک درست بشه، همینطور دست نخورده باقی میمونه. هر کدوم از دوستان هم که علاقه داشتن میتونن در درست کردن فهرست کامل عکس های موجود در این تاپیک به ما کمک کنن
    ویرایش توسط Yousef : September 14th, 2011 در ساعت 06:03 PM
    f@rzad, ashkaria, Kasandra and 2 others like this.
    کوچه های تاریک چه راه باشکوهی




  2. تبلیغات در اینترنت
  3. #526
    Registered User solmazzz آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2007
    نوشته ها
    4
    thank u
    i really enjoy it


  4. تبلیغات در اینترنت
  5. #527
    Registered User

    تاریخ عضویت
    Apr 2007
    نوشته ها
    58
    دست درد نکنه lucky15000 من این بنلو خیلی دوس داشتم موقعی از مامان گربش جدا شد تو عالم بچگی چقدر واسش غصه خوردم آخی یادش بخیر عمو جغد شاخدار فکر کنم آخرای سریال برای نجات جون سنجابا کشته شد جغدی که سنجاب نمیخورد یادش بخیر تو چه علمایی بودیم اونموقع ولی الانم اگه بذاره وقت داشته باشم میشینم نگاه میکنم

  6. #528
    Registered User lucky15000 آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    150
    نقل قول نوشته اصلی توسط GHoST_DoG نمایش نوشته ها
    دست درد نکنه lucky15000 من این بنلو خیلی دوس داشتم موقعی از مامان گربش جدا شد تو عالم بچگی چقدر واسش غصه خوردم آخی یادش بخیر عمو جغد شاخدار فکر کنم آخرای سریال برای نجات جون سنجابا کشته شد جغدی که سنجاب نمیخورد یادش بخیر تو چه علمایی بودیم اونموقع ولی الانم اگه بذاره وقت داشته باشم میشینم نگاه میکنم
    خواهش میکنم انجام وظیفه بود منم باهات موافقم بعضی کارتونای قدیم رو تا قبل از عید تلویزیون کانال 2 میذاشت ظهرا ساعت 3 اما یه چند وقتیه که دیگه نمیذاره کانال یک فقط یه مدته اونم به صورت پراکنده کارتون تنسی تاکسیدو رو میذاره یه سری کلیپ هم ازش تو سایت یوته به پیدا کردم اما هنوز نمیدونم چطور آپلود کنم اینجا بذارم تاهمه استفاده کنن من تمام سایتا رو زیر رو کردم عکس یا مطلب در این باره خیلی کمه انگار کارتونای کودکی ما با بچگیمون هم از بین رفتن ونیست شدن این دوتاعکس رو از این کارتون داشتم برات میذارم
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده
    خداوندا نمیدانم تو میدانی که انسان بودنم بسیار دشوار است چه زجری میکشد آنکس که انسان است وازاحساس سرشاراست


  7. #529
    Registered User lucky15000 آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    150

    Icon12

    فکر کنم اینا جالب باشن تمام برنامه های ایرانی کودکیمان من بدون هیچ سانسوری همونطوری که بود از سایت همشهری آن لاین براتون اوردم
    آن موقعها تلویزیون دو کانال بیشتر نداشت. هر کدامشان هم فقط یک ساعت برنامه کودک پخش می‌کردند. کانال یک، ساعت 5 تا 6 و کانال دو، ساعت 6 تا 7. البته برنامة جمعهها و باقی روزهای تعطیل فرق می‌کرد و تقریبا مثل حالا بود. بعدترها کانال یک، نیم ساعتی را تحت عنوان «برنامة خردسالان» به اول برنامه کودک هرروزش اضافه کرد.
    طبیعتا برنامه که شروع میشد، اول از همه مجری را میدیدیم. بعید میدانم همسن و سال‌های من، خاطرات خوب و به یاد ماندنی اجراهای خانم خامنه ای در کانال یک را فراموش کرده باشند.
    چهرة مهربانی که حرفهای شیرینش را با صدایی گرم و لبخندی دلنشین برایمان می گفت و بی اغراق همگی واقعا دوستش داشتیم. محبوبیت خانم خامنه ای (می‌بینید؟ هر کاری می‌کنم، نمی شود بدون «خانم» اسمش را بگویم.
    اسم این مجری از همان بچگی این طوری توی ذهن های ما ثبت شده و هیچ‌جور هم نمی‌شود پاکش کرد) برخلاف مجری های دیگر مثل محمد حسینی و حسین رفیعی و فرزاد حسنی و رضا رشیدپور، فقط از سادگی و صمیمیت خودش می آمد.
    او هیچ تلاشی برای متفاوت بودن نداشت، کلمات قلمبه سلمبه نمی گفت، ژانگولر اجرا نمیکرد و... ولی در عین حال اتوکشیده و خشک و رسمی هم نبود.
    راجع به راز و رمز ماندگاری خانم خامنه ای می شود خیلی حرف زد، اما چه فایده وقتی الان سالهاست که از او خبری نیست. بعد از او، الهه رضایی مجری برنامة کودک شبکة یک شد که هنوز هم بعضی اوقات، برنامه اجرا میکند و البته مجری موفقی به حساب میآید.
    مریم افشار هم مجری دوست داشتنی شبکه دو بود. (اگر اشتباه نکنم خواهر رؤیا افشار بود که همان موقع ها در سریال آینة غلامحسین لطفی بازی می کرد.) صدای زیر و البته مهربان او باعث شده بود که جای خودش را خوب بین بچه ها باز کند.
    اما به جز تیتراژ ایرانی و مجری های وطنی، برنامة کودک و نوجوان کلی انیمیشن عروسکی و کارتونی و سریال&های تلویزیونی و آیتم های کوتاه میان‌برنامه ای تولید داخل هم داشت.
    لاشخور لاي آشغال‌ها
    حمید جبلی، اکبر عبدی، حسین محب اهری، آتیلا پسیانی و خدا بیامرز حسین پناهی.
    اسم همة این آدم ها با سریال های «محلة بروبیا» و «محلة بهداشت» سر زبان ها افتاد. محلة بهداشت و محلة بروبیا، دو تا مجلة تصویری بودند که آیتم های تقریبا ثابتی داشتند.
    این الگو سال ها بعد در مجموعة «هزار برگ، هزار رنگ» هم کمابیش تکرار شد. از نظر محتوایی هم دو مجموعة «بچه ها سلامت باشید» و «بچه‌ها مواظب باشید» با هدف رساندن پیام های بهداشت و ایمنی و سلامت به مخاطب، شباهت هایی با محلة بهداشت داشتند.
    شاید هنوز از «بچه ها سلامت باشید» لاشخوری را که با هیبت گنده و یغورش لابه لای آشغال ها وول می خورد و موسیقی «APOCALYPSE DES ANIMAUX» ونجلیز هم روی حرکاتش پخش می‌شد، یادتان مانده باشد.
    اگر نه، افسردگی بعدازظهرهای جمعه را که با اشک های بچه‌های حادثه دیدة «بچه ها مواظب باشید» گره خورده بود، هیچ‌کس فراموش نمی کند.
    خونه‌شون در داره
    شاید شروعش با «بازم مدرسه م دیر شد» اکبر عبدی باشد. «مثل‌آباد» سریال دیگری بود که تیم محلة بروبیا تولیدش کردند.
    «اوسا علم علم» که مرحوم ژیان نقش خیاط را در آن بازی می کرد و «مریض خر خورده» با نقش‌آفرینی داورفر و عبدی به عنوان پدر و پسر طبیب، از معروف ترین اپیزودهای مثل آباد بودند.
    «در خانه» را یادتان هست؟ اکبر عبدی و بابک بادکوبه و شهلا ریاحی و رؤیا افشار؟ جواد و پسرخاله­اش مرتضی؟ فندق؟ «آروم بگیر...آروم بگیر» چی؟
    «خونه شون در داره/ در خونه شون کلون داره/ اتاقش تاقچه داره/ حیاطش باغچه داره/ باغچه میونش گل گلی/ کنار حوضش بلبلی/ لای‌لای‌لای...» دیگر گفتن ندارد.
    گرفتید چی می‌خواهم بگویم. «علی کوچولو» با بازی فرزانه کابلی و امید آهنگر و صدای فهیمه راستکار. با آن فرم عجیب و غریب که به جای فیلم برداری از عکس برای نشان دادن قصه استفاده شده بود و علی کوچولو با نمایش سه چهار عکس از سرکوچه به اتاقش می‌رسید یا مادرش را طی دو عکس می بوسید.
    نزدیک بود «قصه های مجید» را از قلم بیندازیم. تیم هوشنگ مرادی کرمانی، کیومرث پوراحمد و مهدی باقربیگی کاری کردند کارستان. از یکی دو سریال مهم دیگر فقط نامی به میان می آوریم: دنیای شیرین و دنیای شیرین دریا.
    منم مي‌شم‌ باباي حميد
    حالا خیلی به این اصطلاح تله‌تئاتر گیر ندهید. منظورمان برنامه هایی است که تویش هنرپیشه ها به جز نقش اصلی، یک یا چند نقش دیگر را هم قبول و بازی می کردند.
    پس بگذارید یک مثال بزنم. «زیر گنبد کبود»، همان آقای حکایتی. «قصة باغ بزرگ / قصة گل قشنگ/ قصة شیر و پلنگ/ قصة موش زرنگ...» بهرام شاه محمدلو با عباس و مهرداد و حمید و یکی دیگر که اسمش یادم نیامد، جمع می شدند، قصه مرزبان هم بود که بیشتر به کلاس آموزش تئاتر شباهت داشت. یکی دیگر هم هست که حتی اسمش را هم فراموش کرده‌ایم، اما مطمئن‌ایم اگر نشانی بدهیم یادتان می آید.

    چند تا پسر راهنمایی یا اوايل دبیرستان بودند که همیشه مدرسه شان که تعطیل می شد، توی خرابه ای جمع می شدند و حرف می زدند. از مشکلات درس و زندگی‌شان می گفتند و نقش‌های داستان ;های تعـــریفـی شــان را هم خودشان بازی می کردند.
    آن هم پانتومیم. «امید تو بشو آقای تهرانی، جواد تو حمید باش، منم می شم بابای حمید.» يادتان آمد؟ شد؟ چقدر در عین سادگی، خوب و جذاب بود...
    دراكوتا تا به تا
    هر چقدر دستمان در انیمیشن کارتونی خالی است، عوضش در انیمیشن عروسکی با توپ پر حاضریم.
    شاید بخش عمده اش را هم مدیون مرضیه برومند و عادل بزدوده باشیم که سرحال و قبراق در واحد کودک‌و نوجوان صدا وسیما فعالیت می کردند.
    «خونة مادربزرگه» با یک تیم قوی در طراحی و ساخت عروسک ها، نوشتن متن مجموعه و عروسک گردانی و دوبله (رضا بابک، فاطمه معتمدآریا، بهرام شاه محمدلو، مریم سعادت و آزاده پورمختار) به جرأت یکی از بهترین آثار کودک و نوجوان بعد از انقلاب است.
    موفقیت این مجموعه به حدی بود که سازندگانش را به فکر ساختن سری دوم آن (با اضافه کردن هاپو کومار) انداخت.
    بی شک و تا همیشة تاریخ، بینندگان این مجموعه با دیدن چهرة چارلز برانسون در هر فیلمی به یاد «مخمل» مادربزرگه خواهند افتاد.
    «مدرسة موش ها» با حضور کپل و نارنجی و دم باریک و دم دراز و گوش دراز و سرمایی، تجربة موفق دیگری از برومند بود که ساختن فیلم شهر موش ها را هم در پی داشت.
    «دیو… دیو… دارم می شنوم» و «ایش! بدم می‌آد از این بچه موش ها» تا سال ها ورد زبان بچه‌ها بود.
    «زی& ;زی گولو آسی پاسی دراکوتا تا به تا» که لیلی‌رشیدی و امیرحسین صدیق را به سینمای ایران معرفی کرد هم کار برومند بود که البته با دوبلة عالی آزاده پورمختار، توک زبانی حرف‌زدن رضا فیاضی(«اعظم» گفتن‌هایش یادتان هست؟) و «جمالی» گفتن‌های مریم سعادت، جای خودش را حسابی بین بچه ها باز کرد.
    «هادی و هدی» و «قلی و بابا علی» هم از دیگر مجموعه‌های موفق عروسکی به شمار می‌آیند. عرضة عروسک‌های هادی و هدی در بازار و دهان به دهان چرخیدن اصطلاح «قلی جون این یه ضرب المثله» بین مردم، خود گواهی بر این مدعاست.
    این وسط فقط یک انیمیشن عروسکی بد فرم روی اعصاب بود. آن هم بعدازظهر جمعه. «کار و اندیشه». با آن پلان آخر تیتراژش که این دو تا یکی می شدند و با سرضرب های آهنگ، دست‌هایشان را به طرفین پرتاب می کردند.
    بلاهت‌های بی حد و غایت «کار» و بچه مثبت بودن «اندیشه» همراه با پیام اخلاقی تابلويش که «این دو جدا از هم و به تنهایی دردی را دوا نخواهند کرد»، تحمل این مجموعه را برای ما کاری عذاب‌آور کرده بود.
    دو تا انیمیشن عروسکی استخوان‌دار دیگر را هم تا یادمان نرفته بگوییم: یکی «شتر ساده دل» با آن دوبلة بی نظیر و فاخر و داستان پخته و پیچیده اش که قربانی شدن عنصری صادق و خدمتگزار را بر اثر توطئة رذیلانة حسودان و ذلیلان برای فریب و بدگمانی سلطان به تصویر می ;کشید و دیگری «ابراهیم در گلستان» که كار ايرج امامي بود و به داستان حضرت ابراهیم می‌پرداخت. نقش حضرت ابراهیم‌اش را هم پرویز بهرام دوبله می& کرد.
    عروسك‌ها و مجري‌ها
    سمبل این نوع برنامه ها، «صندوق پست» است. به جا نیاوردید، نه؟ بابا همان کلاه قرمزی!
    ایرج طهماسب به خواب هم نمی ;دید که با خلق این شخصیت کودکانة بازیگوشِ کارخراب کنِ سمج و در عین حال دوست داشتنی، اسمش به عنوان کارگردان پرتماشاگرترین فیلم تاریخ سینمای کشور ثبت شود.
    اما این آقای قرمز کلاه و پسر خاله اش که صدای حمید جبلی هر دو را به سخن گفتن وامی داشت، ناممکن را ممکن کردند!
    البته برنامه های اینچنینی که با حضور مجری و یک یا چند عروسک ساخته می شود، سابقه ای طولانی در تلویزیون دارد. از «هاچین و واچین» بگیر تا «آقا جیلی». ضمن این ;که یک سریال تلویزیونی هم با ساختاری شبیه به این ساخته شده است.
    «اوسا بابا»، مرد بی سر و همسر و برادر و خواهری که تنهایی‌اش را با مظفر و بهادر و گل بهار عروسکی پرکرده بود و روزگار می گذراند.
    تنبلی بهادر با آن زبان قرمز و سرکچل و آتیشی شدن گلی خانم از مؤلفه‌های قابل ذکر اوسا بابا هستند که البته هیچ‌وقت معلوم نشد چرا عروسک ها را برای دوستی خود انتخاب کرده است.
    وقتي بابا كوچك بود
    وقتی همین حالا هم به خاطر ضعف های فنی و تکنولوژیک، در کشور ما انیمیشن حسابی و به ;دردبخوری که بتواند مخاطب را چند دقیقه ای پای تلویزیون نگه دارد، چندان ساخته نمی‌شود، دیگر از سال های دور که هنوز حتی کامپیوتر به ایران نرسیده بود، چه توقعی دارید؟
    با این وجود، آن وقت ها دو تا کارتون داخلی نسبتا آبرومند از تلویزیون کشور پخش می شد که می ;شود این‌جا ازشان یادی به میان آورد و خاطره هایی را زنده کرد: «وقتی بابا کوچک بود» و «زهره و زهرا».
    اولی که تعداد قسمت هایش هم زیاد نبود، به نوعی نسخة وطنی «رابرت» محسوب می شد و چهرة بابایش هم آدم را یاد «قدرت» در فيلم گوزن ها می انداخت.
    محتوای مجموعه هم که از روی اسمش تابلو است. گوینده، قصه را برایمان می ;گفت و جای شخصیت های مختلف هم خودش صحبت می کرد. زهره و زهرا مخصوص ماه رمضان بود.
    دو دختر دوست و همسایه که تازه می خواستند روزه گرفتن از نوع کله‌گنجشکی را تجربه کنند و در ضمن، پیام های اخلاقی را به ما بینندگان برسانند.
    حرکات شخصیت‌ها در این یکی، خیلی ابتدایی‌تر از «وقتی بابا کوچک بود» نشان داده می شد و گرافیک‌اش هم به مراتب ساده ;تر بود.
    ویرایش توسط lucky15000 : June 13th, 2007 در ساعت 05:44 AM

  8. #530
    مدیر بازنشسته linghuchong آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    محل سکونت
    Victoria
    نوشته ها
    5,569
    من يه داوطلب ميخوام که اين تاپيک رو ايندکس کنه! کاری بس شاق و مهلک است ولی خوب کمک لازم داريم!داوطلب؟؟؟


  9. تبلیغات در اینترنت
  10. #531
    Registered User Domain آواتار ها

    تاریخ عضویت
    May 2007
    محل سکونت
    f34.html ♪♫♪
    نوشته ها
    1,697
    نقل قول نوشته اصلی توسط linghuchong نمایش نوشته ها
    من يه داوطلب ميخوام که اين تاپيک رو ايندکس کنه! کاری بس شاق و مهلک است ولی خوب کمک لازم داريم!داوطلب؟؟؟
    من میخواستم شروع کنم ولی درگیر درس و امتحان ها شدم
    فکر کنم lucky15000 داره این کار رو میکنه

  11. #532
    Registered User lucky15000 آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    150

    Icon4

    حنا، دختری در مزرعهنام اصلی: کاتری، دختر گاوچران، محصول نیپون (ژاپن) - 1984، 49 قسمت 26 دقیقه ای
    یکی دیگر از محصولات شرکت نیپون که در غیاب تولیدات پرطرفدار (و گران قیمت تر) بین المللی به بازار ایران راه پیدا کرد و در میان تماشاگران خردسال آن دوران محبوب شد. داستان فرزندی که به دنبال مادرش می گردد، مضمون آشنای سریالهای ژاپنی آن دوران، از جمله هاچ زنبور عسل، در اینجا هم تکرار می شود؛ کاتری (حنا) با پدربزرگ و مادربزرگش در مزرعه ای در فنلاند زندگی می کند و منتظر است مادرش که برای کار به آلمان رفته بازگردد. اما جنگ جهانی آغاز می شود و کاتری (حنا) با وقایع ناگوار بسیاری روبرو می شود از جمله قادر به برقراری ارتباط با مادرش نیست. اما او این دشواری ها را با سخت کوشی و اراده قوی تحمل می کند و همواره از محبت و علاقه اطرافیانش برخوردار است.

  12. #533
    Registered User lucky15000 آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    150

    Icon12

    بارباپاپابراساس مجموعه کتابی به همین نام نوشته آنت تیسون و تالوس تیلور، محصول: فرانسه 1975، 40 قسمت پنج دقیقه ای
    مجموعه کتابهای مصوری که نخستین بار در دهه هفتاد به زبان فرانسه انتشار یافت و سپس به دهها زبان دیگر ترجمه شد، نام «بارباپاپا» را به دو معنا به کار می برد؛ هم نام شخصیت اصلی کتاب است و هم «نوع» یا «گونه» موجوداتی که این شخصیت به آن تعلق دارد. کلمه بارباپاپا به قرینه از واژه فرانسوی barbe àpapa ساخته شده که به معنای پشمک است. بارباپاپا خود یک موجود صورتی رنگ است که در حالت عادی شکلی شبیه گلابی دارد اما می تواند به هر شکلی درآید. او در میان زندگی آدمها بر خورده و سعی می کند که خود را با این سبک زندگی تطبیق دهد. او پس از ماجراهای شگفت انگیز فراوان، با زنی هم‌نوع خود به نام بارباماما آشنا می شود که سیاه رنگ است. آنها هفت بچه (باربابیبی) به دنیا می آورند که هریک به رنگی هستند: باربازو (زرد، پسر، عاشق حیوانات)، باربالالا (سبز، دختر، عاشق موسیقی)، باربالیب (نارنجی، دختر، عاشق کتاب)، باربابو (سیاه و پشمالو، پسر، عاشق هنر)، باربابل (ارغوانی، دختر، عاشق زیبایی)، باربابرایت (آبی، پسر، عاشق علوم)، باربابراوو (قرمز، پسر، عاشق قدرت و پهلوانی).

  13. #534
    Registered User lucky15000 آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    150

    Icon12

    یه چند تا عکس از کارتون مول امیدوارم تکراری نباشه
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg mool.jpg (44.8 کیلو بایت, 26 مشاهدات)
    • نوع فایل: jpg mool (1).jpg (35.7 کیلو بایت, 22 مشاهدات)
    • نوع فایل: jpg mool (2).jpg (3.4 کیلو بایت, 26 مشاهدات)
    • نوع فایل: jpg mool (3).jpg (42.3 کیلو بایت, 23 مشاهدات)
    ویرایش توسط lucky15000 : June 14th, 2007 در ساعت 02:16 PM

  14. #535
    Registered User lucky15000 آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    150

    Icon10

    اینم بقیش
    فکر کنم برا امروز کافیه
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده


  15. تبلیغات در اینترنت
  16. #536
    Registered User sepanta_sabeti آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    39
    نقل قول نوشته اصلی توسط lucky15000 نمایش نوشته ها
    اینم یه سری عکس ...
    lucky15000 عزیز دستت درد نکنه. خیلی لذت بردم. یاد عوالم بچگی بخیر. در مورد اون هادی و هدی آتش زدی برجانم.
    هادی و هدی فک کنم مال سال 64 بود اگه اشتباه نکنم.

    اینم ترانه هادی و هدی که محمود خان زحمتش رو کشیده بودن

    http://www.mhbateni.com/mohammad/music/Hadi%20Hoda.wma
    ویرایش توسط linghuchong : June 14th, 2007 در ساعت 02:28 PM

  17. #537
    مدیر بازنشسته Persiana آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jul 2005
    محل سکونت
    Persian Empire
    نوشته ها
    4,200
    آه، يادش بخير، منم چند 10 صفحه پيشتر کلى‌از اينها رو گذاشته بودم ولى چه فايده، هيچ کس نديد


    فريدا جان، از اين ايده ى ايندکسينگت شديدا استقبال ميشود آن هم چجور. براى همين اگه هنوز کمک براى ليست کردن مطالب اين تاپيک پيدا نشده فکر کنم من بتونم انجامش بدم چون هرچى باشه نصف صفحات اين تاپيک به نام منه خوب

    البته فعلا دارم اون کتابخانه ى‌مجازى پى تى رو ايندکس ميکنم و بعد از اون اگه هنوز دير نشده باشه ميام سراغ اين يکى. چطوره، خوبه، موافقى؟

  18. #538
    مدیر بازنشسته linghuchong آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    محل سکونت
    Victoria
    نوشته ها
    5,569
    نقل قول نوشته اصلی توسط Persiana نمایش نوشته ها
    فريدا جان، از اين ايده ى ايندکسينگت شديدا استقبال ميشود آن هم چجور. براى همين اگه هنوز کمک براى ليست کردن مطالب اين تاپيک پيدا نشده فکر کنم من بتونم انجامش بدم چون هرچى باشه نصف صفحات اين تاپيک به نام منه خوب
    البته فعلا دارم اون کتابخانه ى‌مجازى پى تى رو ايندکس ميکنم و بعد از اون اگه هنوز دير نشده باشه ميام سراغ اين يکى. چطوره، خوبه، موافقى؟
    تو اينکه تو حق آب و گل داری که اصلاً حرفی نيست

    فعلاً برادر lucky قراره زحمتش رو بکشن. تو به کارای اونورت برس يه نظارتی هم اينور داشته باش. اگه تقييری لازم داشت حتماً بگو اگه بشه اينا رو هم سر و سامون داد خيلی خوب ميشه!

  19. #539
    مدیر بازنشسته Persiana آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jul 2005
    محل سکونت
    Persian Empire
    نوشته ها
    4,200
    آها، خب باشه، چون احتمالا تا کار من با اون تاپيک تموم بشه شده سال ديگه ^0^ ولى سر و سامان دادن به هرچيزى خيلى خوبه، به ويژه که کارتون هم باشه، اونم از نوع خاطره انگيز ^_^


  20. تبلیغات در اینترنت
  21. #540
    Registered User lucky15000 آواتار ها

    تاریخ عضویت
    Jun 2006
    نوشته ها
    150
    امیدوارم تکراری نباشه
    تام وجریخالقان: ویلیام هانا، جوزف باربرا، محصول: مترو گلدوین مایر و کمپانی های دیگر - از 1940 تا حال حاضر
    این موش و گربه، بازیگران یکی از ستایش شده ترین و محبوبترین کارتونهای هالیوود هستند. داستان درگیری های تام و جری که هر بار در قالب یک فیلم کوتاه کارتونی با موضوعی مستقل روایت می شود، بیش از شش دهه است که تماشاگران تلویزیون و سینما را سرگرم می کند. شخصیتهای تام و جری علاوه بر کارتونهای تلویزیونی به فیلمهای سینمایی، بازی های کامپیوتری و کتابهای مصور هم راه یافته است. گذشته از این، در بسیاری از آثار سینمایی و ادبی دیگر هم ارجاعات و اشاراتی به این مجموعه کارتونی شده است. به طور خاص، عبارت «تام و جری» کنایه ای از دشمنی بی دلیل، بی هدف و پایان ناپذیر شده است، چنان که مضمون اصلی مجموعه، «دعوای موش و گربه» هم از قدیم به چنین معنایی به کار می رفت. پس از خالقان اصلی مجموعه، جین دایچ، کارتونیست آمریکایی مقیم پراگ و چاک جونز، کارگردان آمریکایی که با لونی تونز و شخصیتهایی چون باگز بانی، دافی داک و رودرانر و کایوت شهرت دارد، قسمتهایی از تام و جری را در دهه شصت ساخته اند.

صفحه 36 از 93 نخستنخست ... 26 34 35 36 37 38 46 86 ... آخرینآخرین