![]() |
|
|
#31 | |
|
مدیر فرهنگ و هنر
Join Date: Aug 2006
Location: Wish! In Your Mind!
Posts: 8,157
|
Quote:
![]() دقیقآ همین رو میخواستم بگم! مرسی سیمورجان ![]()
__________________
شاد بودن بزرگترین انتقامی هست که میتونی از زندگی بگیری نواختن براي ايران|LOST|جادوي رنگ و بوم|سينماي مردانه|دنياي مجازي- آنچه ساخته ايم - آنچه ميسازيم قرن شعر|براي هميشه Queen|سرزمين زيبايي ها ايران|ايام خوش كودكي|ديكتاتور ها | شوالیه های آوازخوان |
|
|
|
|
|
|
#32 | |
|
کاربر فعال ادبیات
Join Date: Jul 2006
Posts: 622
|
سبک هندی و شعر صائب :
از همه دوستان خیلی ممنون و متشکرم
Quote:
سعی خواهم کرد مطالب و مقالات مفیدی در این زمینه جمع آوری کرده و در اینجا قرار بدم. در ادامه مطالب مربوط به سبک هندی به بررسی زندگی و اندیشه صائب می پردازم . خیلی ها معتقدند اصلا سبک شعر صائب مستقل است . و شاعران دوره های بعد هم از او الهام گرفتند. به هرجهت صائب یکی از بزرگترین شاعران سبک هندی است که باعث ارتقاء و اوج این سبک هم در این دوران شده است. سبک هندی و صائب تبریزی : میرزا محمد علی فرزند میرزا عبدالرحیم بازرگان تبریزی متخلص به صائب و معروف به میرزا صائب بین سالهای 1000-1007 هجری در تبریز به دنیا آمد. در 1012 هجری که شاه عباس قلعه تبریز را فتح کرد،پدرش همراه عده ای از بازرگانان ثروتمند از تبریز به اصفهان آمد تا سیاست جدید شاه عباس را که می خواست پایتخت تازه بنیان صفوی را با ثروت و فعالیت بازرگانان رونق دهد، تحقق یابد. محمد علی در این شهر پرورش یافت و بزرگ شد، در آغاز جوانی به سفر حج مشرف شد و پس از زیارت خانه خدا به آستان بوسی حضرت رضا علیه*السلامتوفیق پیدا کرد. شکرالله که بعد از سفر حج صائب ----- عهد خود تازه به سلطان خراسان کردم وقتی به اصفهان برگشت و مدتی در آنجا اقامت کرد،قصد سفر هند کرد. بر خلاف میل پدر و خانواده پایتخت ایران را ترک و راهی هند شد. در سال 1034 از اصفهان بیرون رفت. آنچه با خود از وطن می برد دفتر شعری بود که وقتی به کابل رسید ،به خدمت ظفر خان والی آنجا رسید و در سایه دوستی و اکرام او آرامش یافت ،به مرتب کردن آن پرداخت و اولین دیوان اشعار خود را سامان داد. در سال 1042 که ظفرخان به امر شاهجهان به نیابت پدرش حاکم کشمیر شد، هنوز صائب و پدرش در هند بودند و ظفرخان را در کشمیر همراهی می کردند، آنان پس از مدتی اقامت در کشمیر عازم ایران شدند. اقامت او در هند حدود نه سال طول کشید. صائب مردی دیندار و معتقد به فرایض و سنن اسلامی بوده است. مذهب او شیعه دوازده امامی است. بعیدنیست که به جهت علاقه و ارادت شدید به مولانا جلال الدین بلخی که در حدود صد غزل به استقبال وی رفته است دچارشور و حالی آشکارشده و از مولانا به «ساغر روحانی»، «آدم عشق»، «مرشد روح»، «شمس حقیقت» و امثال اینها تعبیر کرده است. صائب به شهادت اشعار خود و قول معاصرانش مردی فرشته خو، کم آزار و متواضع بوده، تمام تذکره نویسان از محامد او سخن گفته اند. خوش طینتی او بقدری است که همه شعرای معاصر را در اشعار خود به نحوی مورد ستایش و تشویق قرار داده است و در دیوان وی شاید به بیش از نام پنجاه شاعر برسیم که شعرشان را استقبال کرده و از آنان با تجلیل و محبت نام برده است. صائب از معدود شاعرانی است که در زمان حیات، آوازه ی سخنش قلمرو زبان دری (ایران، هندوستان، عثمانی) را فتح کردو مشتاقان سخنش از دور و نزدیک و برخی پای پیاده به اصفهان می شتافتند تا به دیدار او برسند. صائب تنها شاعری است که پس از حافظ طریقه ای مستقل و ممتاز دارد.او نماینده کامل سبک زمان و زبان مردم خویش است، محال است بتوان جای او را در این سبک- که دویست سال زبان ادبی ایران و هند و عثمانی بود و بر ذوق و حال مردم بسیاری از این سرزمین ها حکومت می کرد- با سبکی دیگر پر کرد، به عبارت دیگر تمام محسنات سخن شعرایی چون نظیری، طالب آملی و کلیم که هر کدام از جهتی مورد توجه اند در صائب یکجا وجود دارد، پس می توانیم اگر او را فرد اعلای سبک هندی یا اصفهانی و مقتدای شعرای این سبک بدانیم. از این سبک که قبل از او همه جا به طرز تازه برده می شد پس از او به طرز صائب نام برده شد و تذکره نویسان همه شعرای این شیوه را پیروان طرز صائب بشمار آوردند.. در دوره صفویه شاید هیچ شاعری به اندازه صائب تبریزی نتوانسته است در شعر، مضمون آفرینی کند و شیوه ای نو چه از جهت محتوا و چه از لحاظ ترکیب کلمات و شکل ظاهری شعر و تعبیرات و تشبیهات بیافریند. از این رو صائب را می توان نماینده واقعی شعر دوره صفویه و سبک هندی دانست. او در قالبهای گوناگون، شعر می سراید اما غزل را بیش از انواع دیگر می پسندد. برای یافتن مضمون در جهانی که همه چیز کهنه و مکرر است راهی نیست جز اینکه روش نگریستن و برداشتن نو شود، آن وقت است که از هر حقیقت خارجی و هر دریافت وجدانی مضامین متعدد بدست خواهد آمد. صائب چنین می گوید : یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت در بند آن مباش که مضمون نمانده است منابع مضمون های صائب انسان است و جهان، خلقیات آدم که خلقت دوگانه دارد.،تضادی که در گفته های صائب می بینیم ،حاکی از کوشش او برای یافتن مضامین نو است. این نوع سخن که نمونه کاملش غزل سبک هندی است به سالهای بسیار قبل از صائب حتی به زمانی قبل از خواجه و در حقیقت بعد از سعدی بر می گردد و در عصر صفوی حسن غزل در اختصاص داشتن هر بیت آن یک معنی و اندیشه خاص است. عنصر خیال در شعر صائب و شاعران سبک هندی از مهمترین عناصر سبکی است و حضوری گسترده و متنوع در شعر این شاعران دارد. صورتهای گوناگون بیانی تخیل، همچون تشبیه، استعاره، کنایه و تمثیل به وفور در آثار صائب و ... به چشم میخورد. ارسال المثل از صنایع مورد توجه صائب و شاعران سبک هندی بود. اما نکته جالب این است که بسیاری از مصرعهای برجسته این گروه از شاعران و به ویژه صائب به خاطر دلنشینی و مقبولیت خاصش در بین مردم در زمان شاعر و پس از او به صورت ضرب المثلهای رایج زبانزد مردم میشد. . تمثیل که از ویژگیهای عمده این سبک به شمار میرود، این است که شاعر در یک مصرع، مطلب و مضمونی اخلاقی یا عرفانی است، بیان میکند و در مصرع دوم با ذکر مثالی از طبیعت، اشیا و یا آوردن تصویری محسوس، دلیلی برای اثبات آن میآورد. . تمثیلات شعر صائب کلیم و بیدل از معروفترین تمثیلات شعر فارسی است: من از بیقدری خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینیها ظالم به ظلم خویش گرفتار میشود از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست جسم خاکی مانع عمر سبک رفتار نیست پیش این سیلاب کی دیوار میماند به جا تعداد بالای ردیفهای اسمی در شعر صائب، از دیگر ممیزات شعر او به سبک هندی است. ردیفهای اسمی از علل عمده توسعه خیال در شعر است؛ چرا که شاعر ناچار میشود در هر بیت تصویری بسازد که به نوعی با ردیف ارتباط دارد، ردیفهایی نظیر: رقص، خط، شمع، حرف، گل، صبح، رنگ و آفتاب مکرر مورد استفاده صائب است . ظری گذرا به دیوان صائب نشان میدهد که این شاعر بزرگ چه مقدار تأمل در آثار شاعران متقدم و معاصر خود داشته است: فتاد تا به ره طرز مولوی، صائب سپند شعله فکرش شدهست کوکبها این جواب آن غزل صائب، که میگوید کلیم هر چه جانکاه است در این راه، دلخواه من است ز بلبلان خوش الحان این چمن صائب مرید زمزمه حافظ خوش الحان باش صائب از درد سر هر دو جهان باز رهی سر اگر در ره عطار نشابور کنی این غزل را از حکیم غزنوی بشنو تمام تا بدانی نطق صائب پیش نطقش الکن است شعر وی با عموم مخاطبان ارتباط برقرار میکند و این ارتباط به قدری صمیمی است که مخاطب احساس میکند به مضمون اندیشه شاعر قبلا اندیشیده ؛ اما توان بیان آن را در خود نمییافته است. نمونه اثر از بس مکدرست در این روزگار صبح از دل نمیکشد نفس بیغبار صبح رخسار نو خط تو خوش آمد به دیدهاش از شب کشیده سرمه دنبالهدار صبح گلدسته بهشت برین، روی تازه است برگ شکوفهای است از این شاخسار صبح تر میکند به خون شفق نان آفتاب از راستی، چه میکشد از روزگار صبح منبع مورد استفاد : http://forum.p30world.com/showpost.p...2&postcount=11 در پستهای بعدی مطالب مربوط به بازگشت ادبی را آغاز خواهم کرد. ادیت : لینک پستهای قبلی در مورد سبک هندی : ( بخش اول ... بخش دوم ... بخش سوم )
__________________
سبکهای ادبی در شعر فارسی / کتابخانه شعر ( دانلود دیوان شاعران ) / دنیای مجازی , آینه مدینه فاضله ؟ / گلزریونو http://forum.golzarion.compersiana Air Last edited by Dong Fang Bobai; 06-20-2007 at 09:48 PM. |
|
|
|
|
|
|
#33 | |
|
کاربر فعال ادبیات
Join Date: Jul 2006
Posts: 622
|
بازگشت ادبی
پیش تر مطالب مفصلی در مورد سبک هندی گفته شد. البته بازگشت ادبی و شعر دوران معاصر را در یک گروه قرار دادم . بحث در مورد این سبک بسیار طولانی است و معمولا منجر به بیان مسایل متفرقه و ... می شود که از این موارد پرهیز خواهد شد . فقط اگر دوستان لطف کنند و مطالبی مربوط به به وجود آمدن شعر نو و روش شاعران و پیروان این شعر( نیما و سهراب سپهری و ...) عنوان کنند قطعا در تکمیل این بخش بسیار مفید خواهد بود.
سبک بازگشت ادبی : قبلا تا حدودی به علت به وجود آمدن سبک جدید بعد از سبک هندی ( که بعدها به بازگشت ادبی مشهور شد) پرداختیم : Quote:
بر این مبنا بود که شاعران دوران زندیه و اوایل دوران قاجاریه به فکر بازگشت ادبی و رجوع به سرچشمهء زلال ِ شعر و زبان روشن و رسای فارسی افتادند و بازگشت به سبک های خراسانی ونیز سبک عراقی را که یاد آور دوران های طلایی شعر فارسی بود، سرلوحه کوشش ها و زبان ورزی های شاعرانه و زیباشناسانهء ادبی خود قرار دادند. پس شعر دورهء بازگشت ،همانا بازگشت به شعر دوران گذشته و رجوع به دو سبک پیشین ِ خراسانی و عراقی بود. شعر دری چون ملول گشت و تن آسان آمد، از هند زی عراق و خراسان روی سرایش ز سبک هندی برتافت روح خراسانی و عراقی دریافت ذوق و هنر را به روشنی و رسایی کرد بدین «بازگشت» ، راهگشایی ذهن و زبان را ز نهر گم شده ای خُرد جانب رود بزرگ شعر دری برد گرچه به مضمون و نکته از پی تقلید رخ ننمود آستان شعر اساتید ، لیک زبان زنده گشت و ناطقه آزاد شاعر آینده را مجال سخن داد از : م. سحر این نهضت ادبی حاصل روزگاران آرام سلطنت کریمخان زند است ، چرا که در این دوران مراکز علمی و ادبی درنواحی مرکزی و جنوبی ایران رشد کرد . به خصوص در شیراز و اصفهان و کاشان. نشاط اصفهانی انجمنی به نام انجمن نشاط دایر کرد . قصد پایه گذاران و پیروان ِ این جنبش احیای شعر فارسی و نجات آن از انحطاط و ابتذال سبک هندی بود. در این مکتب ، ابهام و پیچیدگی رو به صراحت و سادگی آورد و استحکام و سلاست و فصاحت شعر سبک خراسانی و عراقی سرمشق کار شاعران قرار گرفت. می توان گفت که از نظر صراحت در بیان و فصاحت کلام ، رودخانهء شعر فارسی ، از مسیری که با ورود به سبک هندی آغاز کرده بود به جریان اصلی خود یعنی به بستر شعر سبک خراسانی و عراقی بازگشت. شعر از پیچیدگی و تعقید رها شد و آمادهء بیان مضامین ِ جدید گشت. مضمون شاعران سبک بازگشت، همان مضامین قدیمی و تکراری بود و آثار این شاعران در بهترین و موفق ترین سروده ها هم با شعر دوران غزنوی یعنی با مدل های اصیل ِ خود برابری نمی کردند. شاعران حرفه ای و زبان آور این عصر همه از موقعیت رسمی دولتی و درباری برخوردار بودند. از این رو به مضامین اجتماعی و سیاسی نمی پرداختند .از تحولات اجتماعی و انقلابات دوران خود هیچ اطلاعی نداشتند و شعرشان گویای محیط و روزگارشان نبود. اما در میان اینان دو استثناء هست که این دو استثناء را می توان به نوعی طلایه دار یا منادی ظهور شاعران مشروطیت به حساب آورد. این دوتن عبارت بودند از فتحعلی خان شیبانی و میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی. در کنار این دو تن می توان از یغما جندقی هم نام برد که به خاطر هجویه ها و انتقادهایش ، به شیوهء خویش بر شاعران دورهء بعدی خود بی تأثیر نبوده است زیرا هجو نیز یکی از شعبات شعر بود که در آثار برخی از شاعران دوران مشروطیت (البته با هدف و در خدمت بیان نظریات و مجادلاتِ سیاسی برخی شاعران مورد استفاده قرار گرفت که در میان آنان به ویژه از عشقی می توان نام برد). چنین بود که شاعران دوران مشروطیت از حاصل تجربیات شاعران دورهء بازگشت و نیز از زمینهء مناسبی که به کوشش شاعران این دوران در حوزهء زبان و شیوهء بیان شعر فراهم شده بود ، به نحو کامل و شاملی برخوردار گشتند. __________________________ توضیح : منبع مورد استفاده از مقالات [07 Dec 2006] [ محمد جلالی چیمه (م . سحر)] می باشد. ... در پست بعدی مطالبی در مورد شعر فارسی در دوران مشروطیت بیان می کنم.... |
|
|
|
|
|
|
#34 |
|
مدیر علم و دانش
|
مرسی .. جالب بود ...
![]()
__________________
میانبرها: موارد فنی درباره mp3 player ها - غلاف تمام فلزی : اسلحه ها و نظامی گری - مسابقه سلب شناسی : این عکس کیه ؟! - طنز آماده : سوتی های واقعی - زبان و ترجمه و کمک به دوستان - - مشاوره درباره خرید mp3 player -نکات جالب درباره آهنگ های مورد علاقه مون - تمام موارد مربوط به تنیس - همه چیز درباره دبیرستان البرز - آخرین مقاله خوبی که خوندم
|
|
|
|
| Sponsored links | |
|
|
|
|
|
#35 |
|
کاربر فعال ادبیات
Join Date: Jul 2006
Posts: 622
|
شعر فارسی در دوران مشروطیت
ادامه سبک بازگشت ادبی :
شعر فارسی در دوران مشروطیت 1 : پیش تر گفته شد که در بازگشت ادبی " شعر از پیچیدگی و تعقید رها شد و آمادهء بیان مضامین ِ جدید گشت. " در دوران معاصر ما که آن را می توان ادامه سبک باز گشت ادبی نیز دانست تغییر و تحولات سریع فکری فرهنگی و اجتماعی بر شعر فارسی تاثیر فراوان داشت و تنوع انواع روش ها و اندیشه ها و نوع شعر در این دوران بسیار زیاد است بنا بر این مجبورم بیشتر شاعران این دوره را هم معرفی و آثاری از آنها نقل کنم. ادامه مطالب : پیش از آن که افکار تجدد خواهانه و آزادی طلب بر علیه استبداد قاجاری و جامعهء قرون وسطایی ایران در شعر فارسی تبلور یابد، زمینه های فکری اندیشه های جدید که متأثر از انقلاب صنعتی و تحولات جامعهء اروپا و به خصوص انقلاب کبیر فرانسه بود ، ابتدا به وسیلهء نویسندگان و متفکران و روشنفکرانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان ، جلال الدین میرزا قاجار، میرزا یوسف مستشار الدوله ، میرزا جعفر قراچه داغی، طالبوف تبریزی، زین العابدین مراغه ای، میرزا آقاخان کرمانی ، میر زا آقا تبریزی و دیگران ـ که افکار خود را در رسالات و مقالات متعدد و به شکل های گوناگون عرضه می کردند ـ به وجود آمد. در این میان کسانی همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده ، میرزا آقاخان کرمانی و زین العابدین مراغه ای (در سیاحتنامهء ابراهیم بیک ) خود به نقد ِ ادبیات گذشته پرداختند و برای نخستین بار بر ضرورت رئالیسم ِ اجتماعی در ادبیات و دید و نگاه انتقادی از اوضاع نابسامان جامعه و به طور خلاصه به نقش روشنگر و آگاهی دهندهء شعر به عنوان یک رسانهء بسیار مهم فرهنگی و هنری تأکید ورزیدند. خودِ میرزا فتحعلی آخوند زاده با نوشتن نمایشنامه ها و میرزا آقاخان کرمانی با سرودن شعرهای اجتماعی و سیاسی نمونه هایی از «ژانر» های ادبی مثل نمایشنامه و انواع شعر که از نظر مضمون در ایران سابقه ای نداشت ، نمونه هایی به دست دادند. این نویسندگان و روشنفکران که درواقع پیام آوران و بشارت دهندگان دنیای جدید و منادیان افول استبداد و خود رأیی دنیای کهن بودند ، با طرح چشم اندازهای جدید ِ اندیشگی و بر بنیادِ آرمانشهر متکی بر قانون و آزادی و حاکمیت ملی ، درواقع ، آبشخور فکری و فرهنگی و زیباشناسی و سرچشمهء ایدآل های شعر مشروطه را در ایران فراهم کردند. بر این زمینه بود که شعر مشروطه و کمابیش شاعران این دوره بر سه عنصر قانون و آزادی و حاکمیت ملی تأکید می ورزیدند و ستایشگر آن بودند. که همراه با انتشار و طرح نظریات متفکران و منتقدانی همچون میرزا آقاخان و آخوند زاده و رواج بیانیه ها و بحث های ادبی و نیز وجود بعضی از شعرهای فتحعلی خان شیبانی و قائم مقام فراهانی زمینهء ظهور شاعرانی چون ادیب الممالک فراهانی، علی اکبر دهخدا ، محمد تقی بهار ، ایرج میرزا ، سید اشرف گیلانی ، عارف قزوینی ، فرخی یزدی ، ابوالقاسم لاهوتی ، میرزادهء عشقی و سرانجام علی اسفندیاری ـ یعنی نیما یوشیج ... اما چرا اینهمه تأکید ما بر عنصر زبان در شعر مشروطه و ارتباط آن با زبان شعر دورهء بازگشت ؟ برای روشن تر شدن این مطلب باید بگویم که در نخستین تجارب ، شاعران فارسی آرمان خواه و آزادی طلب که قصدِ تغییر جهان ِ پیرامون خود را داشتند و شعر خویش را به عنوان مهم ترین رسانهء فرهنگی عصر در خدمت آرمان ها و هدف های اجتماعی و سیاسی خود قرار داده بودند ، چندان به فکر تغییر در فرم و شکل شعر خود نیفتادند. گویی ضرورت و فوریت اقتضا می کرد که شاعران، فرم های موجود را در خدمت بیان مضامین و تِم های (thème)جدید قرار دهند. و این مضامین جدید به ناگزیر می بایست لحن انتقاد اجتماعی داشته و راوی و بیانگر برخی افکار و اندیشه های تجدد خواه و منادی درخواست ها و مطالبات آزادی جویانه و قانون خواه باشند و تحدید قدرت مطلقهء استبدادی ریشه دار را آرزو کنند و خرافات و تحجر دیرینه سال ناشی از سنت و مذهب را نیشخندزنند و به ضربت طعن بکوبند و به باد انتقاد گیرند. از این رو وجود یک زبان روشن و صریح و روان و سلیس شعری بدل به ضرورت زمانه شده بود . پیداست که شعر پر تعقید و معما گونه و پیچیده و فرمالیسم مضمون پرداز سبک هندی مناسب بیان افکار و اندیشه های جدید نبود وآن صراحت وروشنی و رسایی را که شعر دوران مشروطه می طلبید ، نمی شد از سنت سبک هندی و از زبان و شیوهء بیان شاعران این مکتب انتظار داشت. اتفاق خجستهء گسست ادبی در دوران زندیه و قاجار و بازگشت به سبک خراسانی (سبک بازگشت) اسباب و ابزار زیباشناسانهء کار شاعران و صراحت زبان و قدرت و استحکام بیان شعری را به شاعران باز گردانده و زمین ناهموار سخن و ادب را کوبیده و راه را پیش پای شاعران « متعهد »(1) مشروطیت هموار ساخته بود . _______________________________________ توضیح : 1 ــ گفتنی است :« تعهد» ی که شاعران دوران مشروطه پایبند آن بودند به گوهر و در عمل از مفهوم « تعهد» در شعرزمانهء ما و استنباطی که امروزیان از « شعر و هنر متعهد» دارند بیگانه نبود هرچند درجامعهء آن روزگار ازابعاد نظری و فلسفی نظریهء « تعهد در هنر» (آن چنان که از نیمهء دوم قرن بیستم به بعد مطرح شد و قلم های بسیاری را فرسود و مرکب فراوانی را جاری کرد) سخنی در میان نبود ، با این وجود با مروری در آثار و نگاهی به آفرینش ادبی آن دوران، نا به جا نخواهد بود اگر بگوئیم که شعر مشروطه به معنای امروزین کلمه « شعر متعهد» بوده است. متعهد به آرمان آزادی خواهی و تجدد و ازاین رو متعهد به ایستادن در برابر ارزش ها ی پوسیده جهان کهن و مقابله بااستبداد و تحجر و نیز ایستادگی در برابر قدرت های استعماری و چپاول گری که کشور ما را به روز سیاه نشانده بودند. عشقی بیتی دارد که دقیقاً روشنگر و مؤید این سخن است: طبع ِ من مسئول ِ تاریخ است و گر مانم خموش هان به وجدانم مرا ، تاریخ مدیون می کند ! منبع مورد استفاده : از مقالات محمد جلالی چیمه (م . سحر) می باشد. |
|
|
|
|
|
#36 |
|
کاربر فعال ادبیات
Join Date: Jul 2006
Posts: 622
|
شعر فارسی در دوران مشروطیت 2
ادامه سبک بازگشت ادبی :
شعر فارسی در دوران مشروطیت 2 : آوردن ِ مضامین اجتماعی و سیاسی را ـ چنان که گفتیم ـ اندکی پیش تراز دیگران ، مصلح مقتول و ایرانمدار بزرگ ، شاعر و نویسندهء استاد دوران محمد شاه قاجار، میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و شاعر توانای دیگری به نام فتح الله خان شیبانی تا اندازه ای آغاز کرده بودند. شاعران بعدی همچون ایرج میرزا ، بهار ، فرخی و عارف هم همان شکل و فرم شعر کلاسیک را درخدمت بیان ِ مضامین جدید خود قرار دادند. در واقع شاعران دوران جدید در اواخر عصر قاجاریه از نظر فرم و زبان شعری و سبک سخن ، میراث داران بلافصل شاعران پیش از خود بودند . و دست در دست شاعرانی داشتند که طی یک دوران صدساله ، سنت شعر کلاسیک فارسی را در دو مکتب خراسانی و عراقی احیا کرده و نام« مکتب بازگشت» بر آن نهاده بودند . و همین سنت زبانی و ادبی بود که شاعران مشروطیت از آن برخوردار و بهرمند شدند. در این میان علی اکبر دهخدا ، روزنامه نویس و طنزپرداز مبارز و بزرگ کوشش های تازه ای ارائه داد و در دو جهت : ــ نخست شعر های هجایی که مضمون آنها نمونهء کامل رئالیسم اجتماعی بود ، اما فُرمی کاملاً تازه داشت که یاد آور شعر ها و متل های عامیانه بود. ( در روزنامهء صور اسرافیل) (همینجا باید گفت که دهخدا معاصر و دوست و همفکر و همکار شاعر بزرگ ایرانی دیگری ست که در قفقاز به زبان ترکی آذری می نویسد و شعر و روزنامه نگاری را در خدمت مبارزه با تحجرّ مذهبی و استبداد سیاسی قرار داده است. این شاعر و نویسنده میرزا علی اکبر خان طاهر زاده صابر است که به نام هپ هپ می سرود و دیوان او به هُپ هُپ نامه مشهور است. علی اکبرخان صابر ــ به موازات و در ارتباط با دهخدا ـ که با میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل نشریهء "صور اسرافیل را منتشر می کردــ اشعار خود را در نشریهء انتقادی و طنز آمیزی به نام "ملا نصرالدین " به چاپ می رسانید که جلیل محمد قلی زاده مدیر آن بود و به زبان ترکی آذری در قفقاز منتشر می شد. شعرهای صابر سرشار از انتقادهای تند اجتماعی و سیاسی و فرهنگی است و لبهء تیز حملهء او متوجه تحجّر و قشریت مذهبی و سلطهء مخرب و ویران ساز سنت های اسارتگر دینی و زعامت جهالت پرور ملاهاست. البته استبداد سیاه خاندان های حکومتگر و فساد و زورگویی ایادی دربار سلطنت مطلقهء قرون وسطایی و ستمگران نظام ارباب و رعیتی هم از نیشتر طعن و وملامت او بی نصیب نمی مانند. اشعار صابر به زبانی ساده و قابل درک و دریافت برای عامهء مردم سروده شده و بنیاد مهم ترین مضامین شعر او مبتنی بر رئالیسم اجتماعی است. از نظر فرم ، شعر میرزا علی اکبرخان صابر به ترجیع بند هاو مستزاد ها و ترکیب بندهای شعر کلاسیک فارسی شبیه است در بسیاری موارد یادآور شعرهای هجایی و متل های عامیانه و شعر های فولکلوریک فارسی ست. علی اکبر دهخدا در شعر هایی که به اوزان هجایی سروده و نیز در ترکیب بندهایی که در کنار مقالاتِ طنز آمیز خود در نشریهء "صور اسرافیل" منتشر کرده ، نظری به این شعرهای "هُپ هُپ" دارد و متقابلاً میرزا علی اکبر صابر [ترکی نویس قفقاز] ، خود از علی اکبر دهخدا [فارسی نویس ] متأثر است. به خصوص به لحاظ فکری ، دهخدا تأثیر فراوانی بر هم روزگاران خود و از آن جمله میرزا علی اکبر صابر گذاشته است.) بد نیست چند بیتی از یک شعر دهخدا به نام« رؤسا و ملت» هم بخوانیم: خاک به سرم بچه به هوش آمده بخواب ننه یک سر و دو گوش آمده گریه نکن لُولُو می آد می خوره گُرگه می آد بزبزی رُ می بره اِه اِه ننه ، آخر چته؟ گشنمه ! بترکی ، این همه خوردی کمه؟ از گشنگی ننه دارم جون می دم گریه نکن فردا بهت نون می دم ..... خ ِ خ ِ ، خ ِ خ ِ ، ـ جونم چت شد؟ هاق هاق... وای خاله چشماش چرا افتاد به طاق .... وای بچه َم رفت زکف ، رود ! رود! ماند به من آه و اَسف ، رود! رود! (1) در کنار این کوشش های نوجویانه ، دهخدا در شعرهای دیگر خود برخوردار از زبان کلاسیک بسیار فصیح و متکی بر سبک خراسانی ست. به خصوص در مثنوی های خود به سنایی غزنوی و مثنوی های وی در «حدیقة الحقیقه» و «کارنامهء بلخ » نظر دارد و زبان شعری او با زبان مثنوی های سنایی پهلو می زند. بارها گفته ام به شیخ ، ابو یک کـَرَت کج نشین و راست بگو کانچه را نام کرده ای وجدان چیست جز باد ِ کرده در انبان؟ چون کشی ریش ِ احمق است دراز ور رها شد درازی اش به دو قاز (2) و نیز از در این مثنوی بلند به نام « انشالله گربه است!» : ... در آثار دهخدا یک استثناء بسیار مهم هست که زنگ و رنگ شعر سبک خراسانی وزبانی بسیار فصیح و محکم دارد و در عین حال از مضمون و نگاهی نو برخوردار است . این شعر بسیار مهم که با نام « یادآر زشمع مرده یادآر»انتشار یافت ، نزد بسیاری از اهل ادب ، طلیعهء شعر جدید پیش از نیما شمرده شده واززمینه سازان شعر سیاسی و اجتماعی فارسی در محسوب است و از این جهت ، به سهم خود در هموار کردن راه شعر فارسی جدید و فراهم ساختن زمینهء مساعد درجهت بیان مضامین اجتماعی و سیاسی نو نقش بسیار مؤثری داشته است.بسیاری از شاعران آن دوران ، این شعر دهخدا را سرمشق قرار دادند، از آن اقتباس کردند و به اقتفا ی آن شعر سرودند. تصنیف ِ جاودانهء مرغ سحر ، اثر بهار بی شک از این شعر متأثر است. گوشه هایی از «یاد آر ز شمع مرده یاد آر! » را بخوانیم : ای مرغ سحر، چو این شب تار،****بگذاشت ز سر سیاهکاری وز تحفه روح بخــــــــش اسحار****رفت از سر خفتگان خماری بگشود گـــــــــــره ز زلف زر تار ****محبوبه نیلگــــــون عماری یزدان به کمــــــــال شد پدیدار****واهریمن زشتخو حصـــاری یاد آر ز شمع مرده، یاد آر ای مونس یوســف اندر این بند****تعبیر عیان چو شد تو را خواب دل پر ز شعف، لب از شکر خند****محسود عدو به کام اصــحاب رفتی بر یار خویش و پیـــــــوند****آزاد تر از نســـــــیـم و مهتاب زان کو همه شام با تو یک چند****در آرزوی وصــــــــــــال احباب اختر به سحر شمرده یاد آر چون باغ شود دوباره خـــــــــرم****ای بلبل مستمند مسکین وز سنبل و ســــوری و سپرغم****آفاق نگارخانه ی چیــــــن گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم****تو داده ز کف قرار و تمکین زان نوگل پیش رس که در غـــم****ناداده به نار شوق تسکین از سردی دی، فسرده یاد آر ای همره تیه پور عمــــــران****بگذشت چو این سنین معدود وان شاهد نغـــتز بزم عرفان****بنمود چو وعد خویش مشهود وز مذبح زر چو شد به کیوان****هر صبح شميـم عنبــر و عود زان كو به گنـــــاه قوم نادان**** در حســرت روي ارض موعود برباديه جان سپرده ،يادآر چون گشـــــت زنو زمانه آباد ****ای کودك دوره طلايـــــي وز طاعت بندگان خود شـــاد****بگرفت ز سر خدا ،خدايي نه رسم ارم ،نه اسم شداد **** گل بســت زبان ژاژخايي زان كس كه ز نوك تيــغ جلاد****ماخوذ بجرم حق ستايي تسنيم وصال خورده ،يادآر __________________________________________________ توضیح : 1 _ این شعر که «رؤسا و ملت» نام دارد برای نخستین بار در شمارهء 24 روزنامه سور اسرافیل در محرم 1326 قمری انتشار یافته است. رک: دیوان دهخدا ، به کوشش دبیرسیاقی ، انتشارات تیراژه ، تهران 1361. ص.4. 2 _ دیوان دهخدا ، به کوشش دبیرسیاقی ، انتشارات تیراژه ، تهران 1361. ص.30 منبع : مقالات محمد جلالی چیمه (م . سحر) است . در پست بعدی کمی بیشتر به معرفی علی اکبر دهخدا می پردازم. و متشکرم از حوصله ای که برای خوندن مطالب به خرج دادید. موفق باشید. . Last edited by Dong Fang Bobai; 06-20-2007 at 09:53 PM. دلیل: حذف |
|
|
|
|
|
#37 |
|
مدیر علم و دانش
|
من خوندم همه رو ...
و اون شعر " یاد آر ز شمع مرده " همیشه زیباس ... ![]() |
|
|
|
|
|
#38 |
|
مدیر فرهنگ و هنر
Join Date: Aug 2006
Location: Wish! In Your Mind!
Posts: 8,157
|
خیلی خوب دارید پیش میرید!
مرسی! حالا یکم که سرم خلوت تر شد دوباره این بحث رو پیش میکشم که شاید تعریف ما از سبک نتونه وجود سبکی مثل بازگشت ادبی رو توجیه کنه! به هر حال تلاش شما بسیار قابل تقدیر است! |
|
|
|
| Sponsored links | |
|
|
|
|
|
#39 |
|
کاربر فعال ادبیات
Join Date: Jul 2006
Posts: 622
|
علی اکبر دهخدا و شعر دوران مشروطیت
ادامه بازگشت ادبی :
دهخدا و شعر دوران مشروطیت : از توجه و نظر شما دوستان خوبم متشکرم. همانطور که در توضیح سبک هندی ناگزیر به معرفی و پرداختن به شعر صائب بودیم برای تکمیل شدن مبحث سبک بازگشت هم مجبوریم حتما در مورد دهخدا و تاثیرات فراوان او بر شعر شاعران معاصر هم مفصل گفتگو کنیم. اما بیشتر آثار دهخدا رنگ و بوی سیاسی دارد و صراحت کلام و سبک نوشتار او طوری هست که حتی بعد از گذشت این همه سال از وفاتش من جرات بیان خیلی از آنها را ندارم! حتی یکی از شعرهای پست قبل را هم حذف کردم! تاثیر اندیشه و کلام دهخدا را در آثار همه شاعران بعد از او می توان یافت.پیشا پیش از ناقص بودن مطالب مربوط به این بخش عذر خواهی می کنم...علی اکبر دهخدا در سال 1297 هجری قمری در تهران به دنیا آمد. پدر دهخدا، خانباباخان اهل قزوین بود و پیش از تولد وی به تهران آمده و در این شهر ساکن شده بود. علی اکبر ده ساله بود که پدرش وفات کرد و دهخدا با سرپرستی مادر به تحصیل خود ادامه داد. یکی از فضلای آن عصر به نام شیخ غلامحسین بروجردی تعلیم دهخدا را عهده دار بود. دهخدا غالباً می گفته که هر چه دارد، بر اثر تعلیم آن بزرگ مرد است. بعدها که مدرسه سیاسی در تهران افتتاح شد، دهخدا در آنجا به تحصیل پرداخت. به علت همسایگی با مرحوم حاج شیخ هادی نجم آبادی، دهخدا با وجود کمی سن از محضر آن مرد استفاده می کرد و در همان زمان به فرا گرفتن زبان فرانسوی پرداخت و سپس به اروپا رفت و در آنجا زبان فرانسه و معلومات جدید را تکمیل کرد. بازگشت دهخدا به ایران همزمان با آغاز مشروطیت بود و در آن هنگام وی در انتشار روزنامه صوراسرافیل که از جراید معروف مشروطیت بود با میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل و میرزا قاسم تبریزی به همکاری پرداخت. پس از تعطیل مجلس در دوره محمدعلی شاه، دهخدا با جمعی از آزادی خواهان به اروپا رفت. در سویس سه شماره از روزنامه صوراسرافیل را منتشر کرد و سپس به استانبول رفت و در آنجا نیز در انتشار روزنامه "سروش" با آزادی خواهان همکاری کرد. پس از خلع محمدعلی شاه، دهخدا از طرف مردم تهران و کرمان به نمایندگی مجلس برگزیده شد و به درخواست آزادی خواهان به مجلس رفت. در دوران جنگ جهانی اول دهخدا در یکی از روستاهای چهارمحال بختیاری منزوی بود و پس از جنگ به تهران آمد و از کارهای سیاسی کناره گرفت و به خدمات علمی و فرهنگی مشغول شد و سرانجام در هفتم اسفند ماه 1334 هجری شمسی در تهران وفات کرد و در قبرستان ابن بابویه به خاک سپرده شد. این منظومه های معدود دهخدا را دکتر محمد معین در کتابی گردآوری کرده دكتر محمد معين اشعار دهخدا را به سه دسته تقسيم مي كند كه عبارت است از :نخست اشعاري كه به سبك متقدمان سروده است و بعضی از اين نوع دارای جزالت و استحكامی است كه تشخيص آنها از گفته هاي شعراي قديم دشوار مي نمايد. دوم :اشعاری است كه در آنها تجدد ادبی بكار رفته است .بسياري از اديبان معاصر مسمط “يادآر ز شمع مرده ياد آر” دهخدا را نخستين نمونه شعرنو بشمار مي آورند.سوم اشعار فکاهی او که به زبان عامیانه سروده شده است. لغت نامه که مفصل ترین کتاب لغت در زبان فارسی است و علاوه بر آن اعلام نیز با شرح و تفصیل در این کتاب آمده است. دهخدا برای تالیف این کتاب نزدیک چهل سال وقت صرف کرده و نزدیک صد نفر با وی همکاری داشته اند. خود درباره این کتاب نوشته است: "مرا هیچ چیز از نام و نان به تحمل این تعب طویل جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمین ستمکار مغربی وا نداشت. چه برای نان همه طرق به روی من باز بود، و با ابدیت زمان نام را نیز چون جاودانی نمی دیدم پای بند آن نبودم و می دیدم که مشرق باید به هر نحو شده است با اسلحه تمدن جدید مسلح گردد، نه اینکه این تمدن را خوب می شمردم، چه تمدنی که دنیا را هزاران سال اداره کرد، مادی نبود". دهخدا در ادبیات عهد انقلاب مشروطه مقامی ارجمند دارد، او باهوشترین و دقیق ترین طنزنویس این عهد است. او با نثر ویژه ای که در نوشتن مقالات انتقادی صوراسرافیل به کار برد نمونه ای از نثر طنز و انتقادی فارسی را ابداع کرد. دهخدا هر حادثه ای را دستاویز قرار می داد تا به استبداد بتازد. نکته مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده پا است. دهخدا با نمایاندن جهات تاریک زندگانی، جهت روشن و امیدبخش آن را هرگز فراموش نمی کرد. او به بطالت و تنبلی و بی شعوری می تاخت. مقالات طنزآمیز او با امضای "دخو" انتشار یافت. یکی از ویژگیهای شعر دهخدا طنز تلخ و گزنده اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می شود. کوتاه از دهخدا : امثال و حکم «آزادی اندیشه و قلم و زبان و مجامع و شغل و منزل و غیره موجب آبادی و عمران ممالک است.» امثال و حکم «آیا می*توان تصور کرد که تشکیل حکومت*های دمکراسی به*معنی این بوده است که ظلم و تعدی*های سلاطین جور را مشروع کند؟» مقالات دهخدا - به*کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی، جلد اول، ۱۳۶۲ امثال و حکم «در جهاد شرایطی هست، لکن در دفاع - زن، بچه، عبد، مولی- همه باید دفاع کنند و نهضت ضداستعمار دفاع است.» امثال و حکم «عمیق*ترین افکار عامه، همواره در ایران حکمفرما بوده و خواهد بود.» «هنوزم زخوردی به*خاطر در است// که در لانهٔ ماکیان برده دست// به*منقارم آن*سان به*سختی گزید// که اشکم چو خون از رگ، آن*دم جهید// پدر خنده بر گریه*ام زد که هان// وطن*داری آموز از ماکیان» دهخدا علامه محمد قزوینی : «شعر دهخدا خود جلوهٔ پرفروغ دیگری است از چهره تابان او، کلامی است آهنگین با بافتی ویژه، همانند مقالات طنزآمیزش که در آن جوهر سیال خیال و اندیشه*های باریک انسانی به*لطافت و نرمی می*تراود.» دکتر محمد دبیرسیاقی - مقدمه مقالات دهخدا، جلد اول ۱۳۶۲ «لغت*نامه، کار بزرگی که بعد از شاهنامهٔ فردوسی پشتوانه دیگر ِ زبان فارسی است.» دکتر غلامرضا ستوده، استاد دانشگاه تهران و معاون مؤسسهٔ لغت*نامه دهخدا ______________________________ پی نوشت : منبع 1 : برای اطلاعات کامل تر در مورد دهخدا به این لینک مراجعه کنید : http://www.shafighi.com/forum/showthread.php?t=631 برای مطالعه جملات کوتاه بیشتر از دهخدا حتما به این لینک مراجعه کنید : http://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B9%...AE%D8%AF%D8%A7 در پست بعدی به ادامه مطالب شعر فارسی در دوران مشروطه خواهم پرداخت . Last edited by Dong Fang Bobai; 01-13-2007 at 01:47 AM. |
|
|
|
|
|
#40 |
|
کاربر فعال ادبیات
Join Date: Jul 2006
Posts: 622
|
سبک های ادبی و تاثیرات اجتماعی
ادامه شعر فارسی در دوران مشروطیت : تاثیر شرایط اجتماعی _ فکری مردم و سبک های شعر بر هم : وقتی که قصد داریم در مورد شعر معاصر و اندیشه های نو سخن بگوییم باید به بر رسی افکار و آثار دهخدا بپردازیم اما حق مطلب در مورد ایشان ادا نشد و مطالب را نیمه کاره رها کردم ... ابتدا باید ببینیم تغییر شرایط فکری و اجتماعی مردم چه قدر در به وجود آمدن سبکها نقش دارند. شاید به دلیل گذشت طولانی زمان ( چندین قرن ) نتوانیم آن شرایط را آن گونه که بودند درک کنیم اما در مورد سبک بازگشت ادبی و دوران معاصر _ به خصوص مشروطیت_ فکر می کنم درک و لمس کردن یا تصور آن شرایط تا حدود زیادی آسان تر باشد. متاسفانه تاریخ کشور ما عمدتا سر شار از تکرار وقایع است! و مردم جامعه عموما حافظه تاریخی ضعیفی دارند و با توجه به شدیدا احساسی بودن افکار عامه مردم ( ونه منطقی بودن) و از طرف دیگر جدا بودن و شکاف عمیق بین روشنفکران جامعه با سایر طبقات هیچ گاه از هیچ حادثه ای درس نمی گیریم... ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم ....... پوشیده چه گوییم همینیم که هستیم ! گفتیم تغییر شرایط اجتماعی و فکر مردم بر شعرها و سبکها تاثیر داشته اما در دوران مشروطیت بیشتر عکس این مطلب صادق بوده ! یعنی از شعر به عنوان وسیله ای برای تغییر افکار مردم و حتی مبارزه استفاده می کردند. در پست قبل گفتیم که " ... و پس از جنگ( جهانی اول ) به تهران آمد و از کارهای سیاسی کناره گرفت و به خدمات علمی و فرهنگی مشغول شد ... " این مطلبی است که بیشتر مردم می گویند چون از آن پس دهخدا کمتر در ملاء عام و رسانه ها ( روزنامه ) حضور یافت.. اما آیا این به معنی کناره گیری دهخدا از سیاست بود؟ پس چرا بعد از کودتای 28 مرداد عوامل پهلوی در جستجو ی طرفداران مصدق به خانه این مرد منزوی ریختند و پیر مرد هفتاد و هفت ساله را پس از شکنجه های سخت در خیابانی رها کردند؟ .... در پست 35 در مورد آزادی خواهی و تعهد شاعران دوران مشروطه گفتیم. در مورد توضیح بیشتر فقط به شرحی کوتاه از آثار و زندگی " میر زاده عشقی " می پردازم : کوشش دیگری که در راه تحول در فرم انجام می گرفت ، از سوی شاعر آرمان خواه و ایران پرست پر شور و صمیمی این دوران میرزادهء عشقی کردستانی بود. عشقی هم به فرم عامیانه توجه داشت و هم فرم های کلاسیک و زبان فصیح و رسای سبک خراسانی را مورد توجه قرار می داد. از نمونه های اشعار وی در فرم عامیانه که به نظر من قطعاً از «مکتب صابر» متأثر بوده ، شعر معروف « کلا نمدی ها» و نیز سرود « مظهر جمهور» است که به خصوص این آخری همراه با سرود دیگری به نام «نوحهء جمهوری » موجبات کینه ء جمهوری خواهی رضاخانی و در نتیجه مرگ شاعر را فراهم کرد. به گوشه هایی از آن نظر کنیم و ببینیم که چگونه با اتکا به تمثیل و از زبان سگ و گربه و خر و موش کوشندگان پروژهء جمهوری خواهی را که رضا خان سردار سپه قهرمان آن بود ، می کوبد و به نیشخند و تمسخر می گیرد. و در پایان کار از زبان قرن بیستم که نام روزنامهء خود عشقی ست حرف آخر را می زند: مظهر جمهوری فرماید : من مظهر جمهورم ـ اُلدُرّم و بولدّرم از صدق و صفا دورم ـ الدرّم و بولدرّم من قُلدُر پرزورم ـ الدرّم و بولدّرم مأمورم و معذورم ـ الدّرم و بلدرّم من قائد جمهورم ، الدرّم و بلدرّم افعی گوید : من افعی بیجانم ، آمنّا ـ صدّقـنا زهر است به دندانم ـ آمنّا ـ صدّقنا من دشمن ایرانم ـ آمنّا ـ صدّقنا من فاقد ایمانم ـ آمنّا ـ صدّقنا من بوجار لنجانم ـ آمنّا ـ صدّقنا جغد گوید : ............ .......... موش گوید : .......... .......... سگ گوید : من تولهء تفلیسم ـ عف عف اخوی عف عف انبانهء سفلیسم ـ عف عف اخوی عف عف هم مکتب ابلیسم ـ عف عف اخوی عف عف من مظهر تدلیسم ـ عف عف اخوی عف عف من منتظر نانم ـ آمنـّا ـ صـدّقـنا الاغ گوید: من کرّه خر زارم ـ عرعر ابوی عر عر حیوان ِ علف خوارم ـ عر عر ابوی عر عر جفتک زن ِ احرارم ـ عر عر ابوی عر عر پالان قجری دارم ـ عر عر ابوی عر عر مستوجب احسانم ــ آمنـّا ـ صـدّقـنا گربه گوید ....... ...... قرن بیستم گوید : ای مظهر جمهوری ــ هی هی جبلی قُم قُم جمهوری مجبوری ــ هی هی جبلی قُم قُم مسلک نشود زوری ــ هی هی جبلی قُم قُم تا کی پی ی مزدوری ؟ هی هی جبلی قم قم یکچند نما دوری ـ هی هی جبلی قُم قُم من مرد مسلمانم ـ آمنّا ـ صدقـنا (کلیات مصور میرزاده عشقی، انتشارات امیرکبیر . تهران ، 1342 . ص. 279.) سید محمدرضا پسر حاج سید ابوالقاسم در شهر همدان تولد یافت از هفت سالگی در آموزشگاههای الفت و آلیانس در ادبیات فارسی و زبان فرانسه تحصیل و مدتی بعنوان مترجمی کار کرد. در 15 سالگی به اصفهان رفت، آنگاه به تهران آمد. در جریان جنگ جهانی اول به ترکیه رفت و چند سالی در استانبول ماندگار شد و مدتی بطور مستمع آزاد در رشته علوم اجتماعی و فلسفه در دارالفنون بابعالی استفاده کرد. چندی بعد از استانبول به همدان و از آنجا به تهران آمد. عشقی علاوه بر سرودن اشعار جالب با مضامین تازه مقاله نیز مینوشت و شخصاً روزنامه قرن بیستم را منتشر کرد اما بیش از 17 شماره از این جریده چاپ نشد. عشقی با نوشتن مقالات و نمایشنامهها و اشعار میهنی شهرتی فراوان یافت. اپرای رستاخیز شهریاران ایران- ایدهآل یا سه تابلوی عشقی (1- شب مهتاب 2- روز مرگ مریم 3- سرگذشت پدر مریم، و اشعار مختلف و مقالات متعدد برخی از آثار این شاعر نویسنده است. به وثوقالدوله که قرارداد 1919 را به نفع انگلستان و به زیان ایران بست تاخت و او را نکوهش بسیار کرد در نتیجه به امر وثوقالدوله به زندان افتاد. وی به خاطر مخالفت با سردار سپه و جمهوری پیشنهادی او به دست عوامل او کشته شد. به وسیله سه نفر آدمکش هدف گلوله قرار گرفت و چند ساعت بعد در بیمارستان نظمیه درگذشت. عشقی با مناعت طبع میزیست در حالیکه سخت گرفتار فقر و تنگدستی بود. و بخلاف عقیده وثوقالدوله که گفته بود: “ هر کس پول داد برای او باید کار کرد وجدان عقیده، مسلک موهوم است.“ عمل کرد و با کمال آزادگی و وارستگی زیست. چهار مقاله تحت عنوان الفبای فساد نوشت که در آن سیاه کاریهای وثوقالدوله و قوامالسلطنه و نظایر آنها را سخت مورد انتقاد قرار داد. عشقی برای از میان بردن رجال فاسد سیاسی پیشنهاد میکرد که سالی یک بار پنج روز آن صرف ریختن خون خائنان به کشور شود در صورتیکه این کار اجرا شود سال دیگر امثال وثوقالدوله و قوامالسلطنه به جان و مال ملت تجاوز نمیکنند. عشقی شهید شد، غم میهن همیشه خورد نوشید گرچه جام شهــادت ولی نمـرد ماند همیشه زنده و جاوید در جهـــــان آنکس که نام نیک چو او از جهان ببرد عشقی شهید شد ز جـهان نا امید گشـت نامی ز خود نهاد بنیکی- سعیـد گشت هرگز نرفته و نرود نــامش از جهــــان هر عاشقی که در ره میهن شهید گشت هر چه من ز اظهار راز دلتحاشی میکنم بهر احساسات خودمشکلتراشیمیکنم ز اشک خود بر آتش دل آبپاشیمیکنم باز طبعم بیشتر، آتش فشـــانی میکند زانزلیتابلخوبمرااشک منگل کرده است غسل برنعش وطنخونابهدلکردهاست دل دگر پیرامن دلدار را، ول کـرده است بر زوال ملک دارا، نوحه خوانیمیکند دست و پای گلهبا دستشبانشانبستهاند خوانیاندرملکما،ازخون لقآراستهاند گــرگهای آنگلوساک بــر آن بنشستهاند هیئتیهمبرشان،خوان گسترانی میکند! رفتشاهورفتملکورفت اجورفتتخت باغبانزحمتمکشکزریشه کندندایندرخت میهمانان وثوقالدوله، خونخوارند سخت ایخـدا با خون ما این میهمانی میکند! ای وثوقالدوله! ایـران ملک بابایت نبود! اجرت المثــل متاع بچگیهـایت نبود مزدکــار دختــر هر روزه یکجایت نبود تا که بفروشی بهـر کو زرفشانیمیکند! ماشاءالله بود یک دزد این هزار اندر هزار یکشتربردهاستآیواین قطاراندر قطار اینچهسریبود؟رفتآنپا یداره این پایدار باز هم صد ماشاءالله زندگــانی |