![]() |
|
|
#1 |
|
مدیر هنرهای نمایشی
Join Date: Jul 2006
Location: In Rainbows
Posts: 5,558
|
تنسی ویلیامز
من (متاسفانه) اطلاعات زیادی در مورد تئاتر ندارم. ولی همیشه اقتباس های سینمایی تئاتر های معروف رو دوست داشتم.
فکر نمیکنم کسی باشه که نام تنسی ویلیامز به گوش اش نخورده باشه. نمایشنامه نویس بزرگی که شخصا دو اقتباس سینمایی از دو اثر مشهورش اش، "اتوبوسی به نام هوس" و "گربه روی شیروانی داغ" رو خیلی دوست دارم. البته شاید ندونید، ولی ویلیامز چندان روی خوشی به اقتباس سینمایی "گربه روی..." نشان نداد و حتی از مردم درخواست کرد به دیدن این فیلم نروند. شاید هم واقعا اقتباس چندان عالی ای از نمایشنامه "گربه روی..." نشده باشه، اما به عقیده ی بسیاری، ورژن سینمایی "اتوبوسی به نام هوس" به اجرای تئاتری اش برتری قاطعی داشت. ویلیامز البته نمایشنامه های بسیاری نوشت، دو نمایشنامه ی ذکر شده، معروفترین کارهای او تلقی میشن. این دو نمایشنامه، به علاوه، موفق به دریافت جایزه معتبر Pulitzer در رشته ی نمایشنامه ی درام شدن. اطلاعات من راجع به ویلیامز در همین حد بود!! اگه کسی نکته ی خاصی رو درباره این نمایشنامه نویس میدونه، خوشحال میشیم که در اینجا عنوان اش کنه. اگه دیدم خبری نیست، خودم ادامه میدم! با زندگینامه و فیلمشناسی آثار مشهورش.
__________________
|
|
|
|
|
|
#2 |
|
مدیر فرهنگ و هنر
Join Date: Aug 2006
Location: Wish! In Your Mind!
Posts: 10,916
|
57 فیلم و سریال با نوشته های او نوشته شده! او یکی از بی مثال ترین نمایشنامه نویسان هست! به تعریفی که دانشنامه ویکی پدیا از او ارائه میدهد توجه کنید! better known by the pseudonym Tennessee Williams, was a major American playwright and one of the prominent playwrights of the twentieth century
__________________
And I won't look back
I can go the distance And I'll stay on track No I won't accept defeat It's an uphill slope But I won't lose hope Till I go the distance And my journey is complete But to look beyond the glory is the hardest part For a hero's strength is measured by his heart I don't care how far I can go the distance |
|
|
|
|
|
#3 |
|
مدیر هنرهای نمایشی
Join Date: Jul 2006
Location: In Rainbows
Posts: 5,558
|
و البته ایشون homosexual بوده.
|
|
|
|
|
|
#4 |
|
Registered User
Join Date: Feb 2006
Posts: 396
|
تاپیک بسیار خوبی است دوست عزیز.
ان شاء اله وقت کنم و مطالبی در این خصوص آماده کنم. البته من هم چندان دانشی در زمینه تئاتر ندارم. ولی از بین همه نمایشنامه نویسان به تنسی ویلیامز بیش از همه علاقه دارم. |
|
|
|
|
|
#5 |
|
Registered User
Join Date: Feb 2006
Posts: 396
|
تنسی ويليامز ( متولد 1914 ) هنگامي که نخستين موفقيت خود را در سال 1946 با نمايشنامه « باغ وحش شيشه اي » به دست آورد ، هيچ کس فکر نمي کرد که او بتواند موقعيت خود را با نمايشنامه هايي چون « اتوبوسي به نام هوس » ، « خاک گل سرخ » ، « گربه روي شيرواني داغ » و « نزول ارفئوس » تثبيت کند . وضع انسان آمريکايي در اين ميان ويژگيهاي ضمني جامعه آمريکايي ، بن مايه آثار نويسندگاني چون تنسي ويليامز و آرتور ميلر و ادوارد آلبي که پس از اونيل آمده اند به شمار مي رود . در اين بين تنسي ويليامز به همراه آرتور ميلر ، دو غول بزرگ عرصه نمايشنامه نويسي آمريکا محسوب مي شوند که گر چه هر دو آنها را فرزند خلف «يوجين اونيل» ، پدر نمايشنامه نويسي آمريکا مي دانند اما کار متفاوت اين دو براي هر يک اعتبار جداگانه اي بوجود آورده است .
اگر شخصيتهاي آثار ميلر حول محور ارزشهاي مادي است شخصيتهاي ويليامز اما در وضعي بحراني و دشوار گرفتارند و مي کوشند گذشته خود را به نوعي جبران کنند يا بر آنند تا با آينده اي بهتر از ورطه مبتذل روز مرگي کنوني نجات يابند . قدرت ويليامز در آفرينش شخصيتهايش نهفته است . قهرمان آثار او غالباً پس از يک شکست جسمي يا اخلاقي از شخصي تبهکار يا سنگدل ، به تدريج از خيالات واهي خود دست مي شويند . شخصيتهاي آثار او بيش از همه به شخصيت هاي آثار يوجين اونيل نزديکند ، با اين تفاوت که از ميل شديدي که قهرمان هاي « اونيل » به زندگي دارند در آثار ويليامز خبري نيست و رويا پروري هاي ناشي از روان پريشي آنها اميد راه يابي به واقعيت را بسته است . اما اين رويا پروري ها آنان را بيشتر در تنهايي شان فرو مي برد و از فسادهاي ناشي از ناتواني هايشان موجب تشديد ناکامي شان مي شود . به طور مثال در نمايشنامه « شب ايگوانا » شخصيت شانن که راهبي 35 ساله است ، به دليل فريب دختري جوان و تحريک مردم عليه خداي منزه طلبان ، خلع لباس و از کلیسا رانده شده است . داستان اين اثر حکايت راهبي به نام شانن است که به کار سفرهاي جهان گردي پرداخته و هدايت اتوبوسي حامل خانم هاي کاتوليک را عهده دار است که از دستشان به ستوه آمده و آنان را به هتلي در مکزيک که بر فراز تپه اي در دل جنگل و مشرف به ساحل است پياده کرده و با جوان ترين آنها رابطه برقرار کرده است . يا در نمايشنامه « گربه روي شيرواني داغ » اين تنهايي و ناتواني در عالم فساد را مي توان در شخصيت « بريک » ديد . «گربه روي شيرواني » نيز که جايزه ادبي پوليتز را در سال 1955 نصيب ويليامز کرد حکايت شصت و پنجمين سالگرد مالک بزرگترين کشتزار پنبه دهانه رود ميسي سي پي پدر بزرگ پوليت را روايت مي کند که در همين حال يکي از پسرهاي او گوپر دسيسه مي چيند تا به همراه همسر خود همه ارثیه را به نفع پنج اعجوبه گردن شکسته خود ضبط کند . پسر ديگر او بريک که يک پايش در گچ است به الکل پناه مي برد و همسر دلرباي خود مگي را در عين عشق به شوهر از خود مي راند . موقعيتهاي شور انگيز آثار ويليامز غالباً پايگاه اخلاقي او را کدر کرده و سرانجام معلوم نمي شود که بقاي عشق و زيبايي در اين جهان مادي به چه چيزي وابسته است . حتي در نمايشنامه « باغ وحش شيشه اي » که ويليامز آن را « غمگين ترين نمايشنامه » خود مي نامد ، به غير از شخصيت « لورا» دختر افليج نمايشنامه ، که بيماري « فلج » او را به تنهايي کشانده و در اطراف حيوانات شيشه اي خود غرق رؤياست از اين قاعده مستثني نيست . مخلوق هاي ويليامز به گونه اي هولناک به خود وا نهاده شده اند و براي هميشه محکوم به آن زنجيره هاي اروتيستي اند که ابداً تسکيني برايشان به همراه نمي آورد. هر چند تأکيد ويليامز در نمايشنامه هايش بر ويژگيهاي فردي و دروني تجربيات زندگي خود او بنا شده است ، اما چارچوبي را که براي بيشتر آنها برگزيده ، سرنوشت قهرمانهايش را به سرنوشت جامعه جنوبي و ضعفهاي اجتماعي آن پيوند مي دهد . او براي تأثير گذاشتن بر مخاطب ، گاه به طور آشکار وسيله اي براي ايجاد تمرکز بر واقعيت دروني شخصيتها و موقعيتشان خلق مي کند ! گفته شده است که ويليامز در اواخر دهه 1950 خود را تکرار کرده و از آن پس هم اعتبارش در نزد منتقدان و همچنين از تعداد آثار کاسته شده است اما تاريخ شهادت مي دهد که بين سالهاي 1945 تا 1960 هيچ مؤلف آمريکايي به اندازه تنسي ويليامز تماشاگران را به خود جلب نکرده است . |
|
|
|
|
|
#6 |
|
Registered User
Join Date: May 2007
Location: Tehran
Posts: 493
|
آخرین نمایشنامه ای که از تنسی ویلیامز خوندم "تابستان و دود" بود....واقعا لذت بردم! حتی بیشتر از لذتی که موقع خوندن باغ وحش شیشه ای احساس کرده بودم! در نمایشنامه های ویلیامز آنچنان وقایع و موقعیتها خوب توضیح داده میشه که حتی کسایی که تازه خوندن نمایشنامه رو شروع کرده باشن میتونن تو ذهنشون فضاسازی کنن! نمایشنامه هاش اصولا روان و ساده هستن! به طور کلی مخاطب رو راحت جذب میکنه!! به نظرم کسی که قراره تازه با مقوله ی نمایش آشنا بشه بهتره از کتابهای تنسی ویلیامز شروع کنه نه نمایشنامه های کسانی مثل چخوف یا بکت...یکی از دوستام که به یک کلاس آزاد تئاتر میرفت و داشت خودشو برای مصاحبه ی دانشگاه آماده میکرد اومد بهم گفت استادم گفته تا میتونی نمایشنامه بخون...و همون ابتدای کار باغ آلبالوی چخوف رو به این دوست من معرفی کرده بود!!! یادمه وقتی داشت این کتاب رو میخوند اینقدر از نمایشنامه زده شده بود که میگفت من اصلا نمیخوام تئاتر بخونم!!!!! باغ آلبالو شاهکاره حرفی توش نیست اما خب نه برای به تازه کار!!!
__________________
. . . حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو و اندر دل آتش در آ، پروانه شو، پروانه شو .
. . |
|
|
|
![]() |
| امکانات بيشتر | |
| نحوه نمايش | |
|
|