![]() |
|
|
#31 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
ایران افتخار جهان است
ایران افتخار جهان است دخترم تاریخ را تکرار کرد .................. قصه ی ساسانیان را باز گفت تا به خاطر بسپرد آن قصه را .................. چون به پایان آمد، از آغاز گفت بر زبانش همچو طوطی می گذشت .................. آن چه با او گفته بود استاد او داستان اردشیر بابکان .................. قصه ی نوشیروان و داد او قصه ای از آن شکوه و فر و کام .................. کز فروغش چشم گردون خیره شد زان جلال ایزدی کز جلوه اش .................. مهر و مه در چشم دشمن تیره شد تا بدانجا کز گذشت روزگار .................. داستان خسروان از یاد رفت تا بدانجا کز نهیب تند باد .................. خوشه های زرنشان بر باد رفت گفت دیدی دست خصم تیره رای .................. جلوه را از « نامه ی تنسر »گرفت؟ گفتم اما دفتر ما زیب و رنگ .................. از هزاران « تنسر » گرفت گفت از پرویز جز افسانه ای .................. نیست باقی زان طلایی بوستان گفتمش با سعدی شیرین سخن .................. رو به سوی بوستان با دوستان گفت از چنگ نکیسا نغمه ای .................. از چه رو دیگر نمی آید به گوش؟ گفتمش با شعر حافظ نغمه ها .................. سر دهد در گوش پندارت سروش گفت دیدی زیر تیغ دشمنان .................. رونق فرش بهارستان نماند گفتمش اما ز جامی یاد کن .................. کز سخن گل در بهارستان فشاند اشک گرمی در دو چشمش حلقه بست .................. بر کلامش لرزه ی اندوه ریخت تا نبینم در نگاهش یاس را .................. دیده اش از دیده ی من می گریخت گفت دیدی با زبان پاک ما .................. کینه توزی های آن تازی چه کرد؟ گفتمش فردوسی پاکیزه رای .................. دیدی اما در سخن سازی چه کرد؟ گفت دیدی پتک شوم روزگار .................. بارگاه تاجداران را شکست؟ گفتمش اما اشک خاقانی چون لعل .................. تاج شد بر تارک ایوان نشست گفت در بنیان استغنای ما .................. آتشی فرهنگ سوز انگیختند گفتم اما سالها بگذشت و باز .................. دست در دامان ما آویختند لفظ تازی گوهری گر عرضه کرد .................. زادگاه گوهرش دریای ماست در جهان ماهی اگر تابنده شده .................. آفتابش بوعلی سینای ماست زیستن در خون ما آمیزه بود .................. نیستی را روح ما هرگز ندید ققنوسی گر سوخت از خاکسترش .................. ققنوسی پر شورتر آمد پدید جسم ما کوهست کوهی استوار .................. کوه را اندیشه از کولاک نیست روح ما دریاست دریایی عظیم .................. هیچ دریا را ز توفان باک نیست آن همه سیلابهای خانه کن .................. سوی دریا آمد و آرام شد هر که در سر پخت سودایی ز نام .................. پیش ما نام آوران گمنام شد سیمین بهبهانی
__________________
ببین این شگفتی که دهـقـان چه گفت ............... بـدانـگـه که بگـشـــاد راز از نهـفـت به شهر کـجـاران به دریـــای پـــــارس ............... چه گـویـد ز بـالا و پـهـنـای پــــــارس |
|
|
|
|
|
#32 |
|
Registered User
Join Date: Feb 2005
Posts: 2,237
|
خیلی قشنگ بودن شعرا
دستت درد نکنه ... پ ن »: چه خبرا ؟ دلم تنگ شده ![]()
__________________
|
|
|
|
|
|
#33 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
|
|
|
|
|
|
#34 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
آريانا
آريانا چه بگویم از این نسل پر ماجرا یاران زردشت و اهورامزدا قوی مردان و پاک زنان آریا که بلند کردند نام بزرگ حماسه سازان تاریخ را مردانی چون کوروش و داریوش این آریانا و مهرداد و ارشک و قوم ماد و پارسیهایی کنار دریای پارس که فرجام ساختند ایران ما بزرگ مبارزانی پاک سیرت به دور از ریا که بودشان طبق اوستا یاری چون اهورامزدا به پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک داشتند اندیشه ای پر جسارت و روحی پر محتوا نشانشان آفتاب بود و خورشید و بودشان سیاستی آزاد نما به آتش به سجده نه از شرک و دعا بل به یاد روشنی بخش دنیا با یاد اهورا دی ماه آغاز سال و فصل میترا و شب زنده داری در کنار آتش و شب یلدا و امرداد فصلی برای مهر زادگان نیایش بجا بود و عشق هم بجا که فرهاد کوه کن قصه اش با شیرین و کنار فرانک، آن بزرگ مرد، آبتین و زادشان، فریدون بزرگ آریای پهلوان دارند از این قصه هزاران نشان و آرش چو تیری درون می کرد در کمان همه دلها می لرزید در پیکر دشمنان کنون ما مانده ایم باقی از این نسل بزرگ در دنیا و حال که رسیده به ما پیکر ایران از آن نسل محبوب آریا چون می توانیم کرد زندگی؟ که بگوییم که هستیم ز نسل آریاناها شاید به پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک و هر روز و شب بودن در تلاش با یاد اهورامزدا آری باید ساخت این موطن آریا میهنی که روزی نعره می زد از بزرگی در دنیا و باید خواند که ما باقی مانده ایم از نسل آریا و باز بنا سازیم تخت جمشیدهایی مستحکم تر با دلهامان، پا برجا آریانا این نیست چیزی دور از حقیقت و یک رویا بل با اتحادی آریا گونه می توان ساخت هزاران بنا که ما هستیم از نسل آریا |
|
|
|
|
|
#35 |
|
کاربر افتخاری ادبیات
|
خلیج همیشه فارس
دوباره نغمه های شوم صدای بوف کور و زنجره* دوباره می رسد به گوش صدای زوزه ی شغال دوباره عوعو ِسگانِ دل سیاه دوباره قلب روشنی ** به زیر پا نهادن شرف دوباره پاک کردن خطوط نقشه ها توسط مداد پاکنی کثیف که می گذارد از خودش سیاهی قلوبِ عاملین جور دوباره جنگ نامها ،دوباره ننگ دامها دوباره گِل نمودن زلال پهنه ی خلیج همان خلیج تا ابد همیشه فارس همان خروش قهر آریایی دلیر گذر گه عبور کوروش کبیر اگر هزار بار نامهای دیگری بر او نِهند دوباره پاک می کنم و می نویسمش به خّط خوش خلیج« جاودان » فارس خلیج تا ابد همیشه فارس
__________________
گرچه جاويدم ولي يك روز فاني مي شوم**راهی ديدار آن دلدار جاني مي شوم آنچه مي ماند زمن ديوان اشعارم بُوَد** دفتر گوياي احساسات و افكارم بُوَد اشعار بيشتر درآوای خیال /سفارش کتاب گلستان جاوید /دل نوشته ها |
|
|
|
|
|
#36 |
|
کاربر افتخاری ادبیات
|
خاک ما
خاک ما سیراب از دریای عشق// می رسد هر جا به گوش آوای عشق در دلش صد قصه دارد این وطن// چهره اش شاداب چون سیمای عشق سربداران خُفته در دامان او// هر وجب از خاک ما دنیای عشق او سرافراز است چون کوه بلند// در سرش شور و شر ِغوغای عشق صد غزل می خواند از دیوان عشق// گشته خُرّم میهن از باران عشق بیت بیت شعر او ایثار و مهر// غنچه ها می چیند از بُستان عشق شعراو بوی شهیدان می دهد// سر نهاده بر سر ِ پیمان عشق مهرِ « جاوید» است این خاک وطن// شاهدانش آیۀ قرآن ِ عشق |
|
|
|
|
|
#37 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
درود فراوان به استاد بزرگوار جناب محمد جاوید
که با سروده های زیبای خود این جستار را آراسته می فرمایند. بی اندازه از شما سپاسگذارم. |
|
|
|
|
|
#38 |
|
مدیر بازنشسته
|
درود فراوان بر شما آريا مرد جاودان، جناب جاويد ايران فرهيخته!
بسيار نيكو و زيباست اين جستار! اميدوارم همچنان خستگي ناپذير به كوشش خود براي زنده نگه داشتن نام پاك اين خاك آريايي ادامه دهيد. اهورا مزداي سپنتا يار و ياورتان باد! پابرجا باشيد.
__________________
تو كه خودسوزي هر شب پره را مي فهمي
باورم نيست كه مرگ بال و پر يادت نيست... |
|
|
|
|
|
#39 | |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
Quote:
دادار کیوان و ناهید و هور، نگهدار شما باد... ایدون باد و ایدون تر باد. |
|
|
|
|
|
|
#40 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
پریشانی ایران
پریشانی ایران ای دوست ببین بی سر و سامانی ایران .................. بدبختی ایران و پریشانی ایران از قبر برون آی و ببین ذلت ما را .................. این ذلت ایرانی و ویرانی ایران آوخ که لحد، جای تو شد تا به قیامت .................. رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران از وضع کنونی و ز بدبختی ملت .................. زین فقر و پریشانی و ویرانی ایران گردیده جهان تیره و گشته ست دلم تنگ .................. گویی که شدم حبسی و زندانی ایران بگرفته دلم سخت ز اوضاع کنونی .................. بیچارگی و محنت و حیرانی ایران "عشقی" بود، ار نوحه گر امروز عجب نیست .................. خون می چکد از دیده ایرانی و ایران میرزاده عشقی |
|
|
|
|
|
#41 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
صفت ممالک بهشت نشان ایران
صفت ممالک بهشت نشان ایران بهشت برين است ايران زمین .................. بسیطش سلیمان و شان را نگین بهشت برین باد جان را وطن .................. مبادا نگین در کف اهرمن بود تا بر افلاک، تابنده هور .................. ز بوم و برش چشم بد باد دور کسی کو به بینش بود دیده ور .................. جهان را صدف داند، ایران گهر زمین سرخوش از ابر نیسان اوست .................. گهر خاک ریگ بیابان اوست دماغ خرد از هوایش ترست .................. نم چشمه ساران او کوثرست مسیحای خاکش به تن جان دهد .................. ز هر خشت او نور ایمان دمد نظر در تماشای آن بوم و بر .................. بود چشم یعقوب و روی پسر خراشد دلی گر به ویرانه اش .................. کند دلدهی خاک مردانه اش کهن قلعه هایش چو حصن فلک .................. کبوتر مثالان برجش ملک سوادش بود دیده روزگار .................. یک از خانه زادان او نوبهار گراز فخر بالد به کیهان، کمست .................. که اصطخر او تختگاه جمست فریدون، یک ازخوشه چینان اوست .................. سلیمان هم از خوش نشینان اوست بود لرزه درکشور روم و روس .................. ز روزی که می کوفت کاووس، کوس کهین کاخش ایوان کیخسرویست .................. کمین طاق او غرفه کسرویست دهد بیستونش ز فرهاد یاد .................. همان کار پرداز عشق اوستاد بود غنچه لالایی در حساب .................. بدامان الوند او آفتاب دهد جوی شیرین زشیرین نشان .................. شکر خیز خاکش بود اصفهان حزین لاهیجی |
|
|
|
|
|
#42 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
مرگ در راه ایرانم آرزوست
مرگ در راه ایرانم آرزوست ای دل آهنگ نبردم آرزوست .................. صحنه ی دیدار مردم آرزوست صحنه ی پیکار با اهریمنان .................. دوره ی پایان دردم آرزوست جنگ بهر عزت و آزادگی .................. سرخی سیمای زردم آرزوست جنگ بهر انتقام از دشمنان .................. خفتن اندر خاکم آرزوست خفتن اندر خاک، گرد آب و گل .................. خفتن اندرخون گرمم آرزوست تا به کی افتادگی و بندگی .................. مرگ خوش فرجامم ایندم آرزوست تا به کی دور از عزیزان و کسان .................. زین سپس دیدار یارم آرزوست من ز کف قفقاز و افغان داده ام .................. کی نمایم صلح جنگم آرزوست وا رهاندن ملک بحرین و بلوچ .................. از کف بیگانگانم آرزوست بر سراسر سرزمین این فلات .................. یک درفش کاویانم آرزوست جاوید پندار |
|
|
|
|
|
#43 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
خلیج پیوسته فارس
خلیج پیوسته فارس ای خلیج آبی و پیوسته فارس همرهت نام خوش و برجسته فارس ای خلیج نیلی و نامی فارس ای نشسته در کنار قوم پارس جای تو والاترین حد و مکان در دلو در جان ما ایرانیان رونق احوال دنیا بوده ای هرمزت تنگه گلوگاه جهان وصله ی اصلی مرز و بوم ما غبطه ای بر دشمنان شوم ما ای خلیج نیلی و نامی فارس چون زمرد می درخشد بر تو نام تا که ایران هست و دنیا بر دوام نام تو پاینده هست و مستدام دکتر منوچهر سعادت نوری ![]() |
|
|
|
|
|
#44 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
درد وطن
درد وطن ز اظهار درد، درد مداوا نمی شود .................. شیرین دهان بگفتن حلوا نمی شود درمان نما، نه درد که با پا زمین زدن .................. این بستری ز بستر خود پا نمی شود می دانم ار که سر خط آزادگی ما .................. با خون نشد نگاشته، خوانا نمی شود باید چنین نمود و چنان کرد چاره جست .................. لیکن چاره با من تنها نمی شود تنها منم که گر نشود حکم قتل من .................. حاشا، چنین معاهده امضا نمی شود گر سیل سیل خون ز در و دشت ملک هم .................. جاری شود معاهده اجرا نمی شود مرگی که سر زده بدر خلق سر زند .................. من در بدر پی وی و پیدا نمی شود ایرانی ار بسان اروپاییان نشد .................. ایران زمین بسان اروپا نمی شود زحمت برای خود کش که خود بخود .................. اسباب راحت تو مهیا نمی شود کم گو که کاوه کیست تو خود فکر خود نما .................. با نام مرده، مملکت احیا نمی شود ضایع مساز رنج و دوای خود ای طبیب .................. دردیست درد ما که مداوا نمی شود مرغی که آشیانه بگلشن گرفته است .................. او را دگر به بادیه مأوا نمی شود جانا فراز دیده عشقی است جای تو .................. هر جا مرو، ترا همه جا، جا نمی شود میرزاده عشقی |
|
|
|
|
|
#45 |
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
عشق وطن
عشق وطن سیل آشوب روان گشت به کاشانه ما .................. سوخت از آتش بیدادگری خانه ما آه از آن سود پرستان که ز بی انصافی .................. طلب گنج نمایند ز ویرانه ما نارفیقان عوض مزد به ما زجر دهند .................. گرچه خم گشت ز بار رفقا شانه ما دوست خون دل ما خورد به جای می ناب .................. در عوض زهر بلا ریخت به پیمانه ما در ره عشق وطن از سر و جان خاسته ایم .................. تا در این ره چه کند همت مردانه ما شرف خانه خود گر تو و من حفظ کنیم .................. نشود خانه بیگانه شرف خانه ما قد علم کن به سرافرازی و مردی چون شیر .................. ور نه عشرتکده خرس شود لانه ما رهی معیری |
|
|
|
![]() |
| امکانات بيشتر | |
|
|