![]() |
|
|
#16 | ||||||
|
Registered User
Join Date: Dec 2004
Posts: 386
|
Quote:
درسته , البته کمی بالا تر در میان اون دو استخوان اولنا و رادیوس. این موضوع رو تحقیقات باستانشناسی اثبات کرده. صحبتی که درمورد پادره پیو یا همان پدر پیو کردین باعث شد به چند نکته بامزه بر بخورم و اون اینه که همونطور که میدونین پهلوی مسیح رو توسط چیزی مثل نیزه سوراخ کرده بودن بامزه اینجاست که این سوراخ درسمت چپ پادره پیو و سمت راست فرانسیس آسیسی بوده و یکی از اونها سوراخ میخ روی کف دستش بوده و دیگری رو مچ دست حالا به نظر شما کدومشون تقلب کرده ؟ پادره پیو ؟ سنت فرانسیس ؟ یا هر دو ؟ ![]() Quote:
Quote:
پس حتما متوجه شدین که این اختلاف در تعداد استیگماتا در نوشته های شما و من برای چی هست , من به تعداد استیگماتا های مورد تایید واتیکان اشاره کردم وگرنه تعداد اونها که این ادعا رو دارن به چندین هزار نفر میرسه و در مورد نقاشی ها نمیدونم اما تمامی مدارک درمورد افراد تایید شده در واتیکان وجود داره. Quote:
which could not explain the phenomenon scientifically اونها گزارش کردن و اما نتیجه ای نگرفتند , نکته جالب اینه که جدیدا تحقیقات دیگه ای در این مورد انجام شده که با توجه به مشاهدات دانشمندان اون زمان و علم امروز دلایل پزشکی یافت کردند که نشون میده علایمی که در این خانوم بوده کاملا مشابه با یک بیماری غدد درون ریز هست و اگر دوست داشته باشین بعدا براتون توضیح میدم. Quote:
Quote:
![]() این نقاشی توسط کسانی کشیده شده و نظارت شده که اهل کلیسا بودند و قلب این قدیسه را بر خلاف نقاشان دانته, دیده بودند. نکته بامزه دیگری هم بگویم که خواهران روحانی که گویا خیلی مشتاق معجزه بودند تمام بدن این زن بیچاره را برای یافتن معجزه دیگری تکه پاره میکنندتا بلاخره در مثانه وی سه عدد سنگ مثانه پیدا میکنند و بخود میگویند چه از این بهتر ؟ این سه سنگ مثانه نشانه Trinity یا همان تثلیث است , پدر پسر و روح القدس ! حالا من مانده ام که این پدر , پسر و روح القدس در مثانه یک خانم چه میکنند ؟ حتی اگر این خانم قدیسه باشد ! با سپاس
__________________
![]() |
||||||
|
|
|
|
|
#17 |
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
|
با تشكر از اطلاعاتي كه دادين
![]() خب موضوع خيلي جالب شد. شما به راحتي تموم قديساي مسيحيت رو بردي زير سوال! ![]() اگه واقعا موضوع به همين سادگي كه شما ميگي باشه و به راحتي بشه همشونو رد كرد، چرا اين همه آدم هنوز شديدا به اين مقدسات اعتقاد دارن؟ آيا اونا هم زحمت يه سرچ ساده تو گوگل رو به خودشون ندادن؟! ![]() شايد بهتر باشه كمي صبر كنيم تا يه اهل فن بياد و در اين مورد يه توضيحي بده ![]() |
|
|
|
|
|
#18 | ||
|
Registered User
Join Date: Dec 2004
Posts: 386
|
آقا ما ارادتمندیم , شما هم اطلاعات خوبی دادین , چون در این حالت خواننده بیطرف میتونه همه چیز رو بخونه و قضاوت کنه بازم از ایجاد این تاپیک خوب تشکر میکنم. نه , خیلی هم به راحتی نبود ![]() پشت حرفهای من حداقل ده سال جست و جو هست , هر کسی برای خودش یک سیر شبه تکاملی داره من مثل خیلی های دیگه در دوران نوجوانی شدیدا دنبال این چیزها بودم و با خوندن چند کتاب عامیانه و قدیمی شدیدا مشتاق فلسفه جوکی های هند شدم مطالعه بیشتر منو بسمت فسفه تائو ایسم کشوند , بعد کم کم با اومدن اینترنتت و دستیابی به دنیایی از اطلاعات علاقه مند به پوزیتیویسم شدم حالا هم معلوم نیست که چی هستم ![]() اما همیشه مشتاقم که حرف درست رو بعد از تحقیق بپذیرم , حتی اگر استیگماتا باشه ![]() Quote:
این که دونفر مثل من و شما بشینیم و در این مورد بحث کنیم خوبیش اینه که میتونیم خودمونو محک بزنیم و حداقل فایده ای که داره اینه که هردو مون چیزهای جدیدتر یاد میگیریم یا این که استدلال مون قوی تر میشه. پس در جواب شما که چرا پس اینهمه ادم هنوز به این قدیس ها معتقدند گذشته از بحث جامعه شناسانه و روانشناسی که میتونه موضوع یک تاپیک جداگانه باشه باید بگم : اونها اعتقاد دارن چون آزاد هستن که این اعتقاد رو داشته باشن یا نداشته باشن , این یک امر کاملا شخصی هست. Quote:
![]() با وجود این منم از این که دوستای دیگه بیان و عقایدشونو بگن خوشهال مشیم. با سپاس |
||
|
|
|
|
|
#19 |
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
|
آشنايي با شما موهبت بزرگي بود. از مطالبي كه نوشته بودي در كل نكات زيادي دستگيرم شد كه بابتش از شما تشكر ميكنم.
![]() ميخواستم اگه اجازه بديد از اطلاعات شما استفاده بيشتري ببريم. شما در مورد سنت جنارو تو ناپل اطلاعاتي دارين؟ همون كه سالي يه بار خونش تو شيشه ميجوشه. البته يه جا خوندم كه احتمالا اونا خون نيست و مواديه كه با تكون دادن ميجوشه، با اين حال اگه اطلاعات بيشتري تو اين زمينه داشته باشين، ممنون ميشم ما رو هم بهره مند كنيد. ![]() از اونجاييكه فعلا كسي نيومده اظهار نظري كنه، واسه اينكه اين تاپيك نصفه نمونه و ختم به خير بشه، ما كارمونو ادامه ميديم. اين موضوعات چه درست، چه غلط مطالبيه كه افراد زيادي بهش اعتقاد دارن و دونستنش به عنوان اطلاعات عمومي خالي از فايده نيست. به همين خاطر ادامه اين تاپيك رو در اولين فرصت از سر ميگيرم... ![]() Last edited by kaveh_d; 08-03-2007 at 05:41 AM.. |
|
|
|
|
|
#20 |
|
Registered User
Join Date: Jun 2006
Location: Paitakht
Posts: 1,541
|
من اصولا اطلاعات زیادی در این مورد ندارم اما
اگر بخواهیم از دیدگاه یک مسلمان به این قضیه نگاه کنیم کل مسئله از ابتدا زیر سوال است چون اعتقاد بر این است که مسیح به صلیب کشیده نشد.
__________________
...becoming perfect
![]() Last edited by mehdidj; 08-03-2007 at 12:32 PM.. |
|
|
|
|
|
#21 | |
|
Registered User
Join Date: Jun 2006
Location: Paitakht
Posts: 1,541
|
Quote:
|
|
|
|
|
|
|
#22 | ||
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
|
Quote:
Quote:
|
||
|
|
|
|
|
#23 |
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: May 2007
Posts: 1,206
|
مباحثات جالبی دوستان من با علاقه دنبال می کنم.
__________________
روزنامه لوموند پس از درگذشت دکتر مصدق: حتی مرگ نیز که پیروزی نهایی اش بود، حق وی را ادا نکرد. مردی صادق و شرافتمند که با خداوندان نفت پنجه در پنجه افکند. |
|
|
|
|
|
#24 | |||||
|
مدیر بازنشسته
Join Date: Jan 2007
Location: اسپادانا
Posts: 2,411
|
با درود به دوستان گرامی و سپاس از همگی که گفتگو را در چارچوب مرامنامه دنبال می کنند. البته بنده در اینگونه موارد مربوط به متافیزیک و ... آگاهی چندانی ندارم و علاقه ای هم به دنبال کردن اینگونه مسائل ندارم، ولی به نظرم جالب آمد نکاتی را عرض نمایم...
Quote:
Quote:
ماوراءالطبییه هیچگونه مبنای عینی ندارد و متکی بر نظریه ذهنی شناخت است و بندرت از دانش های دیگر بویژه ریاضی و منطق استفاده می کند، همچنین متکی بر فرضیه های غلط و غیر قابل بازبینی است و از تایید یا رد شیوه ی کارش توسط بدیل های دیگر طفره می رود، ماوراءالطبیعه که مخالفان آن، آنرا شبه علم نیز نام نهاده اند برخلاف رشته های گوناگون دانش، نه از رشته های مربوط چیزی وام می گیرد و نه با آنها ارتباطی متقابل برقرار می سازد و حتی به گونه کوچکی نیز بر نظرات اثبات شده تکیه ندارد، ماوراءالطبیعه بر ایمان تکیه دارد که در چارچوب آن نظریه های علمی بصورت الفاظ پر زرق و برق و سخنان زیبا و ادیبانه در می آیند... در نتیجه ماوراءالطبیعه، گستره غیر مادی را وارد موضوع مورد بررسی خود می کند و بدین وسیله خود را از گستره بررسی عینی و فیزیکی پدیده ها مجزا می سازد. چندی پیش کلیسای کاتولیک، پس از گذشت سالیان دراز از اثبات نظریه گالیله (مبنی بر مرکزیت نداشتن زمین و چرخش آن به دور خورشید) اعلام داشت: ما گالیله را می بخشیم... یعنی باز هم اعتراف به اشتباه بودن سخنان و عقاید کلیسا نمی کنند! ![]() Quote:
Quote:
Quote:
باید این نکته را در نظر داشت که انسان از توان بسیار بالایی در تلقین برخوردار است و با تلقین می تواند تغییرات قابل مشاهده ای در سیستم های بدن از جمله سیستم دفاعی ایجاد کند، حتما دوستان گرامی بارها در اخبار و مجلات علمی شنیده اند، اشخاصی که مبتلا به نوعی سرطان بوده اند با تلقین به خود توانسته اند بر آن غلبه یابند و یا بارها دیده ایم که پزشکان از همراهان بیمار می خواهند که به او روحیه دهند و به او تلقین کنند که خوب خواهد شد. زیگموند فروید از جمله دانشمندانی بود که با انجام چنین کار مشابهی کودک فلجی را درمان نمود. نظریه تلقین: click to show در مورد نظریه تلقین دکتر جیمز براون می گوید: قوه خیال یکی از روش های بسیار موثر درمان بیماری های روانی است، با فکر و خیال میتوان حالات سلامتی و بیماری را تغییر داد. همچنین پاسکال می گوید: بیشتر مردم آگاه نیستند که آنچه معمولا سلامتی آنها را باز میگرداند، تلقینات خود آنهاست نه اثرات دارو، وقتی آنها فکر میکنند فلان دارو شفابخش است، همین فکر و تلقین سبب شفایشان میشود. اثرات تلقین به قدری در انسان زیاد است که قادر است او را بیمار کند و یا از سخت ترین بیماری ها نجات دهد. در پایان پوزش من را بپذیرید که در میان بحث دوستان وارد شدم و نیز سپاس از دوست گرامی جناب کاوه ، به هر روی دانستن اینگونه مطالب برای اطلاعات عمومی خوب است و خوشحال می شویم از ادامه مطالب بهره مند شویم.
__________________
ببین این شگفتی که دهـقـان چه گفت ............... بـدانـگـه که بگـشـــاد راز از نهـفـت به شهر کـجـاران به دریـــای پـــــارس ............... چه گـویـد ز بـالا و پـهـنـای پــــــارس Last edited by جاوید ایران; 08-03-2007 at 05:32 PM.. |
|||||
|
|
|
|
|
#25 |
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
|
خيلي ممنون از حضورتون در اين بحث.
![]() به نكته جالبي اشاره كردين: تلقين منم مثل شما به قدرت تلقين بيشتر از معجزه اعتقاد دارم، اما وقتي چند دفعه تو محافل عمومي اين بحثو مطرح كردم همه به چشم كافر بهم نگاه كردن ![]() در مورد استيگماتا يكي از دوستان چندتا سايت ايتاليايي بهم معرفي كرده كه ظاهرا جوابيه هايي به شبهات دادن. هنوز كامل نخوندمشون. اما از اونجايي كه بيشتر روي قضيه پادره پيو كه كشيش مشهوري تو ايتالياست كه استيگماتا گرفته زوم كردن، قبل از هرچيز فكر كنم لازمه يه بيوگرافي از اين شخص بنويسم، بعدش اگه نكات به درد بخوري تو اون جوابيه ها ديدم اينجا بذارم. ![]() يه چيزي هم بگم كه هرچند پا گذاشتن رو خط قرمزه اما بايد بگم تا دوستان با ديد باز و مستقل از عقايد مذهبي به جور قضايا نگاه كنن. ![]() خداييش چند درصد ما اگه مسلمون به دنيا نميومديم، اسلام رو به عنوان دين خودمون انتخاب ميكرديم. مخصوصا تو اين دوره كه به لطف بعضي از رهبراي مذهبي اكثرا به عنوان دين تروريستها شناخته شده! ![]() اينجوري فرض كنيد كه شما هم مسيحي به دنيا اومدين، اونوقت با چه ديدي به اين قضايا نگاه ميكردين؟ فعلا... |
|
|
|
|
|
#26 |
|
مدیر علم و دانش
|
منم دارم بحث رو دنبال می کنم .. ولی فرصتی پیش نیومده هنوز که برم مطالعه کنم
...
__________________
|
|
|
|
|
|
#27 |
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
|
|
|
|
|
|
|
#28 |
|
کاربر فعال فرهنگ و هنر
Join Date: Nov 2005
Posts: 1,206
|
Padre Pio
پدر پيو ![]() فرانچسكو فوريونه (Francesco Forgione) در 25 ماه مي سال 1887 در دهكده كوچكي به نام پيه ترلچينا (Pietrelcina)، در جنوب ايتاليا به دنيا آمد. پدرش چوپان بود. او در كليساي سانتا آنا (Santa Anna) كه روي ديوارهاي قلعه اي مستقر بود، غسل تعميد داده شد، جاييكه بعدها در آنجا خادم شد. اين كليسا بعدها توسط موسسه پدر پيوي آمريكا بازسازي شد. وي پسر دوم خانواده بود و سه خواهر ديگرش همگي از وي كوچكتر بودند. او از همان كودكي تصميم به رياضت كشي گرفته بود. زماني كه سنگي را به عنوان بالش در نظر گرفته بود و روي سنگها ميخوابيد، توسط مادرش سرزنش شد. او تا ده سالگي كشاورزي ميكرد، پس از آن به چوپاني گله كوچكشان مشغول شد. اينكارها باعث شد كه از تحصيل باز بماند. شهري كه وي در آن زندگي ميكرد، فضاي به شدت مذهبي داشت و مذهب روي خانواده فوريونه نيز تاثير زيادي گذاشته بود. اعضاء خانواده همگي در نمازها و تسبيحات روزانه و شبانه شركت داشتند و سه روز در هفته از خوردن گوشت پرهيز ميكردند. گرچه والدين فرانچسكو بيسواد بودند، با اين وجود، آنها كتاب مقدس را از بر بودند و داستانهاي آن را براي كودكانشان تعريف ميكردند. او نيز جوان بسيار با تقوي ايي بود. برخي معتقدند او از كودكي ميتوانسته مسيح، مريم مقدس و فرشتگان محافظش را ببيند و با آنها صحبت كند و به عنوان يك كودك فكر ميكرده ديگران نيز ميتوانند اين كار را بكنند .در سال 1897، پس از گذراندن يك دوره سه ساله در يك مدرسه عمومي ، با شنيدن صحبتهاي راهب جوان دوره گردي كه صدقات مردم را جمع ميكرد، جذب زندگي در صومعه شد. وقتى اين موضوع را با والدينش مطرح كرد، آنها به موركونه (Morcone) شهري در سه مايلي محل زندگيشان رفتند و سعي كردند اجازه ورود پسرشان به صومعه را بگيرند. اما به خاطر تحصيلات كم، صومعه وي را نپذيرفت. پدر فرانچسكو براي تامين هزينه تحصيل پسرش نزد معلم خصوصي، در جستجوي كار به آمريكا رفت. در 27 سپتامبر 1899 فرانچسكو تحصيلاتش را به پايان رساند و توانست شرايط ورود به صومعه را كسب كند. در پانزده سالگي ملبس به لباس راهبان فرقه فرانسيس شد و نام برادر پيو به وي اطلاق شد. با وجود بيماري جسمي، خيلي زود تحصيلاتش را به پايان رساند و در سن 23 سالگي به مقام كشيشي (پدر پيو) رسيد. پس از آن به علت شديد شدن بيماري ريويش، براي شش سال به زادگاه و كنار خانواده اش بازگشت. او همچنين از تب هاي بالا نيز رنج ميبرد. علائم نامرئي استيگماتا كه بعدها باعث شهرت وي گرديد، ظاهرا از همان دوران شروع شده است. در نامه اي كه وي به استادش در سال 1911 نوشته، او دردي را كه به مدت يكسال در وجودش حس ميكند را شرح ميدهد: " ديشب برايم اتفاقي افتاد كه نه ميتوانم توضيح دهم و نه ميتوانم بفهمم. در كف دستم علامت قرمزي به اندازه يك سكه، ظاهرشد كه در مركز آن درد شديدي حس ميكردم. درد در دست چپم بسيار بيشتر بود، طوريكه هنوز هم ميتوانم آن را حس كنم. همچنين در پاهايم نيز دردي حس ميكنم." اين علائم در 20 سپتامبر 1918 به صورت زخمهايي در دستها، پاها و سمت چپ سينه اش ظاهر ميشود. وي در نامه اي چگونگي بوجود آمدن آنها شرح ميدهد. به گفته وي بعد از عبادت صبگاهي او احساس خواب آلودگي زيادي ميكند كه با حس آسودگي و آرامش غير قابل وصفي همراه بود. در اين حال او شخصي كه از دستان، پاها و پهلويش خون ميچكيد را مشاهده ميكند. هنگامي كه از خواب بلند ميشود، دستان، پاها و پهلوي خود را غرق در خون ميبيند. دردي كه تا پايان عمرش، يعني 50 سال بعد تحمل ميكند. ![]() در 19 آگوست 1919 به دستور مقامات ارشد، اين عكس بلااجبار از پدر پيو تهيه شد. در اين عكس وي 32 ساله است و يكسال از واقعه استيگماتا گذشته است. گذشته از درد بيماري و درد اين زخمها، وي ميگويد كه هر از چندگاهي از حملات شيطاني نيز رنج ميكشده. در جولاي 1964 چند تن از راهبه ها پدر پيو را در حالي روي كف اتاقش ميابند كه به شدت مورد حمله قرار گرفته بود و حتي روي پيشانيش نيز آثار بريدگي بوجود آمده بود، به طوريكه تا چند روز قادر به گفتن ذكر دعا نبود. در نامه ديگري كه از وي به جا مانده، او نوشته است كه بارهاي مورد حملات شيطان قرار گرفته كه ذهن و فكر او را با پيشنهادات شيطاني پر ميكرده و قصد نا اميد كردن او از رحمت الهي را داشته است. ![]() در طي سالهاي آخر عمرش، گفته اند كه وي حتي به اندازه يك طفل نيز غذا نميخورده و اين درحالي بود كه از پنج زخمش همواره خون ميچكيد. در طي اين 50 سال او تنها دو ساعت در شبانه روز ميخوابيد و هيچگاه به تعطيلي هم نرفت. ![]() لباس خواب خونين پدر پيو در 23 سپتامبر 1968 پدر پيو در آرامش درگذشت. از اطاق وي تا مدتي پس از مرگش، بوي خوشي همانند بوي زخمهايي كه 50 سال آزارش دادند، مي آمد. پزشكاني كه بدن وي را معاينه كردند، در كمال تعجب هيچ آثار زخم و خوني روي آن پيدا نكردند. تمام زخمها بهبود يافته بود و هيج آثاري از خود بجاي نگذاشته بود. در مراسم تدفين پدر پيو جمعيتي بالغ بر صدهزار نفر شركت كرده بودند. ![]() در 16 ژوئن 2002 هنگامي كه در ميدان سنت پيتر واتيكان، پدر پيو را ملقب به قديس ميكردند، جمعيتي بيش از نيم ميليون نفر حضور داشتند. Last edited by kaveh_d; 08-03-2007 at 10:28 PM.. |
|
|
|
|
|
#29 |
|
Registered User
Join Date: Jan 2007
Posts: 1,286
|
تاپیک جالبیه .
----------------- من چون اطلاعات زیادی در این باره ندارم هیچ نظری در رد یا قبول این پدیده و یا دلایلش نمی دم . --------------------- به هر حال لیستی از مشهورترین افرادی که استیگماتا رو تجربه کرده ن از یه کتاب انگلیسی پیدا کردم که می نویسم شاید به دردتون بخوره و با جست و جوی اسامی شون در اینترنت بشه یه چیزایی راجع بهشون پیدا کرد . ضمنا تو اون کتاب نوشته بود که تا به حال بیش از 330 مورد استیگماتا در تاریخ دیده شده است . 1- St. Francis of Assisi ( اواخر قرن 12 و اوایل 13 م ) فیلم برادر خورشید خواهر ماه زفیرلی رو که دیدین ... البته توش اشاره یی به استیگماتیست بودن سن فرانسیس نشده اما فیلم دیگری هم هست که سکانس استیگماتیست شدنش رو نشون داده 2- St. Catherine of Siena ( راهبه ی ایتالیایی قرن 14 م) 3- St. Rita of Cascia (قدیسه ی ایتالیایی قرن 15 م) 4- St. Veronia Giuliani ( راهبه ی ایتالیایی قرن 17 م ) 5- Anna Katharina Emmerich ( راهبه ی آلمانی اواخر قرن 18 و اوایل 19 م ) 6- Maria von Morl ( آلمان قرن 19 م ) 7- Louis Lateau ( فرانسه قرن 19 م ) 8- St. Gema Galgani (قدیسه ایتالیایی قرن 19 م ) این قدیسه تا سال 1903 یعنی اولین سالهای قرن بیستم هم زنده بود 9- Pedre Pio (ایتالیا قرن 20 م ) که خب کاوه عزیز خیلی مفصل راجع به این شخص و زندگیش توضیح دادن 10- Therese Neumann (آلمان قرن 20 م ) ------------------------ Last edited by Ehsan_Sh; 08-04-2007 at 12:56 AM.. |
|
|
|
|
|
#30 | |
|
Registered User
Join Date: Jan 2007
Posts: 1,286
|
Quote:
آخه بیشتر افرادی که دچار استیگماتا شدن قدیسه یا راهبه بوده ن ولی این ...-------------------------------------------- |
|
|
|
|
![]() |
| امکانات بيشتر | |
|
|