جوانی چیست؟

شروع موضوع توسط RAHVAR ‏30 ژانویه 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. RAHVAR

    RAHVAR فروشنده معتبر

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,011
    تشکر شده:
    339
    محل سکونت:
    زنجان
  2. @li

    @li کاربر فعال موبایل

    تاریخ عضویت:
    ‏24 جولای 2006
    نوشته ها:
    3,780
    تشکر شده:
    70
    محل سکونت:
    GRAVEYARD
    زندگی 3 روز است روز اول به دنیا می آیی روز دوم جوان هستی روز آخر هم پیر میشوی فردا هم از این دنیا خواهیم رفت...جوانی همین است بین روز اول و روز آخر
  3. RAHVAR

    RAHVAR فروشنده معتبر

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,011
    تشکر شده:
    339
    محل سکونت:
    زنجان
    دوران جواني


    آيا تا به حال به جواني اين دوران طلايي زندگي فکر کرديد آيا متوجه گذر زمان هستيد که چطور ثانيه هاي عمرمان را به يغما ميبرند بي انکه خودمان متوجه باشيم پس نوشته زير رو بخون تا بيشتر متوجه بشي که چي دارم مي گم . جواني مي خواهم از تو بگويم از جوان وجواني ? از شور ?از شوق? از سيل باران بهاري در جاري رگهاي تو ? از سرخي گونه ات و نبض شقيقه ات که چون به هيجان آيد طغياني از انقلاب زندگي رگهاست ? از تو جوان که درياي قدرتي ?موج نشاطي وشور اشتياقي ?گاه چون اقيانوسي آرام ?وگاه چون موج سهمگين درياي خشمگين ?گاه چون شکوفه تازه بهاري وگاه چون برگ زرد پاييزهستي ملول از بيرحمي هاي زمانه? پيش از اينها وبيش از اينها گفته اند از جواني . راستي جواني چيست ؟ ماهيتش ....خصوصيتش... واينکه چه بايد کرد ؟ به راستي چه بايد کرد؟ چطور بايد قدر جواني را دانست ؟ چطور بايد جوان بود – وجوان ماند وراز جواني در چيست ؟ جواني موهبتي است چون بنفشه بهاري? گذرا و زيبا تا به ديدنش بنشيني رفته است اين است که پيران ما ? آنانکه اين بهار را از دست داده اند مي گويند «جواني کجايي که يادت به خير» ويا «روز جواني مال پيري بنگر » اما ميدانم که تو امروز از اين شعارها خسته اي ?خود با موج او مي روي در درون آني ?اما نمي داني که چيست ؟ چون چهل سال را گذراندي چشم باز مي کني و مي گويي يادش بخير وقتي جوان بودم . جواني زميني است حاصل خيزاما بکر ?بذري بايد پربار و باراني بارور فقط در آن بذر نيکي بکار وچون دانه ات را کاشتي زماني که موهاي شقيقه ات به سپيدي گراييد زمينت حاصل ميدهد و تو هنوز جواني زيرا که حاصل جواني را داري نه خود جواني را .نشسته اي بر توسني به رنگ جواني مي تازي و گرد بر مي انگيزي طنين شاديت همه دشت را مي پوشاند زمين زيرپايت گهواره اي است که بيتاب تاب ميخورد ? نشسته اي بر توسني به رنگ جواني سنگ را همان قدر رام مي بيني که آرام دشت را وهيچ ديواري رابراي پشت سرنهادن بلند نمي پنداري آسمان را چتري مي بيني که به تدبير تو گشوده شده با سايه روشني دلخواه ? با اين شتاب به کدام سو مي روي ? ازخود نمي پرسي ?نمي پرسي و نمي تواني که بپرسي ?نمي پرسي چرا که سراپا شور تاختن هستي نمي تواني چراکه برد وباخت نمي شناسي چيزي در تو هست که روز وشب آرامت نمي گذارد چيزي از جنس جستجو واز فصل آرزو?گاهي به آينده مي انديشي اما درنگ نمي کني ? آنها که در راه مانده اند آنها که فرصت بازگشت را از دست داده اند ?آنها که کتاب تجربه زير بغل زده اند همه ميخواهند به تو چيزي بگويند اما پيش از آنکه نسيم سلامشان دل تو را بنوازد ?تند باد عبورش کلاه از سر تان مي اندازد ?باز که مي گردند حرفهايشان را قاب و کتاب مجمع الامثال ميکنند?کسي به تو مي گويد که درنگ نيرنگ پيران است براي زدودن خستگي ? تو مي افتي و برمي خيزي اما نه آنکه خستگي از تن بگيري ? يا راه آمده را دمي مرور کني باز مي تازي نستوه وبيقرار ?گاه از کوچه باغي که مي گذري هلهله ات خواب پرندگان را مي آشوبد ? شايد سيبي هم از درخت بچيني ? پاره اي وقتهاي سنگي هم مي اندازي ?بالي را هم مي شکني ? دري را هم به هوس مي کوبي با جنگل وهرچه در راه اوست نيز گاهي جواني مي کني با اين همه در راه که مي روي پيغامها مي بري ? دلها شاد مي کني ?اشکها مي زدايي ودستها مي گيري بي آنکه چشم به سپاسي داشته باشي گاه کلاه طفلي را از دست باد مي گيري ? بره اي را به رمه باز ميگرداني ? شکسته هاي دلي را بند مي زني ?سنگ آسيابي را مي چرخاني و در هر حال دلي ساده داري دلي که در اوج غرور با گريه کودکي فتح ميشود ? تو مي داني که هر جا که چشمه اي است اگر کلبه اي باشد آغوش تسکين گشوده ? هرجا که سايه اي هست و جو کناري وپونه اي ? اگر سفره اي باشد خرده ناني به دامن ?هرجا که دري باز است اگر لبخندي باشد به صداقت ?هرجا که شاخساري آويخته است اگر دستي باشد به کرامت آنگاه نه زخمي برجاي مي ماند که مرهم بخواهد و نه زياني که تاوان . شما چه فکر مي کنيد آيا شما هم با اين نوشته ها موافقيد ؟ »
    سپاس ها
  4. arashkhan

    arashkhan کاربر فعال برق و الکترونیک

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آپریل 2006
    نوشته ها:
    482
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    51.50 , 35.75
    عشق باید پادرمیونی کنه......تا آدم احساس جوونی کنه.
  5. RAHVAR

    RAHVAR فروشنده معتبر

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,011
    تشکر شده:
    339
    محل سکونت:
    زنجان
  6. SORENNA

    SORENNA Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژوئن 2008
    نوشته ها:
    257
    تشکر شده:
    2
    اگه منظورتون جوانی در ایران هستش....
    باید گفت هیچی...
    ولی به نظر من جوانی یعنی فرصت انجام کار هایی که اگه انجامشون ندی" دیر میشه...
    حداقل برای من اینجوریه" امیدوارم دیر نشه...
  7. Tooraj2008

    Tooraj2008 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 فوریه 2008
    نوشته ها:
    264
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    تهرون
    100% تایید میشه ! [​IMG]
  8. RAHVAR

    RAHVAR فروشنده معتبر

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,011
    تشکر شده:
    339
    محل سکونت:
    زنجان
  9. Reza021

    Reza021 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 می 2007
    نوشته ها:
    120
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    UNKONWEN YET
    كاش جوون بودم...[​IMG]
    جوونيه ما پي كفتر و مدرسه و رفيق و قيلون گم شد...[​IMG]
  10. Ronan

    Ronan فروشنده معتبر

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    6,228
    تشکر شده:
    831
    محل سکونت:
    Tehran
    كفتر باز بودي ؟ :lol:
  11. Reza021

    Reza021 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 می 2007
    نوشته ها:
    120
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    UNKONWEN YET
  12. Muhammadinfo

    Muhammadinfo کاربر فعال علم و دانش

    تاریخ عضویت:
    ‏7 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,869
    تشکر شده:
    14
    یعنی بدبختی , انتظار بیجا ازت داشتن , خر حساب شدن و ...
  13. pooya007

    pooya007 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 جولای 2005
    نوشته ها:
    3,709
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    آخر خط
  14. amiriano

    amiriano Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 فوریه 2006
    نوشته ها:
    195
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    SERVER ROOM
    اينو راست ميگه!
  15. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,227
    تشکر شده:
    9
    محل سکونت:
    IRAN
    وقتی پیر شدیم میفهمیم!
  16. De Monarch

    De Monarch کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 آگوست 2007
    نوشته ها:
    2,575
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    Minas Tirith
    اینم میشه : حسرت کودکی و ترس از آینده
  17. Fandogh

    Fandogh کاربر فعال انیمیشن

    تاریخ عضویت:
    ‏4 می 2007
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    29
    محل سکونت:
    قطب جنوب
    جوانی هر چی هست کودکی چیزی دیگرست .... [​IMG]یادش به خیر ...[​IMG]
  18. @li

    @li کاربر فعال موبایل

    تاریخ عضویت:
    ‏24 جولای 2006
    نوشته ها:
    3,780
    تشکر شده:
    70
    محل سکونت:
    GRAVEYARD
    اینو هستم شدید!!!!:f34r:
  19. Damn

    Damn همکار گل و گیاه و حیوانات خانگی همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,035
    تشکر شده:
    544
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    من فقط ميدونم هيچيك از جوانان نسل به ** رفته تجربش نكردن يا حد اقل خاطره خوبي ازش ندارن
    جمله پويا هم بدون نقص بود
  20. saeed_saba

    saeed_saba Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    249
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    ُStranded In The Middle Of Nowhere !
    کودکی : در آرزوی جوانی
    جوانی : در آرزوی کودکی
    پیری : در آرزوی هردو !

    پ ن : END فلسفه بودا...;)

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید