درخواست :آهنگ پاییز آمد

شروع موضوع توسط Romain_Gary ‏24 آپریل 2006 در انجمن بایگانی

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. Romain_Gary

    Romain_Gary Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,711
    تشکر شده:
    5
    سلام من خیلی وقته دنبال آهنگ قدیمی هستم به اسم پاییز آمد راستش نمیدونم اسمش همینه یانه
    امروز یکی بهم گفت خوانندش سعید سلطانپوره
    یه تیکه هاییش هم یاده .... پایـــــــــــز آمد همچو ابر بهاری ....
    لانه کرده کبوتر ...
    اگر کسی این آهنگو داره یا متن ترانشو لطفا به من بگه کلی خاطره دارم باهاش
    ممنون :rolleyes:
  2. AzhyDehAk

    AzhyDehAk مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آپریل 2006
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    اين ترانه رو مي خواستي؟

    پاییز آمد
    لابلای درختان
    لانه کرده کبوتر
    از تراوش باران می‌گریزد
    خورشید از غم –با تمام غرورش پشت ابر سیاهی
    عاشقانه به گریه می‌نشیند
    من با قلبی به سپیدی روز
    به امید بهاران
    می‌روم به گلستان
    همچو عطر اقاقی
    لابلای درختان می‌نشینم
    باشد روزی به ندای بهاران
    روی دامن صحرا لاله روید
    شعر هستی بر زبانم جاری
    پر توانم آری
    می‌روم در کوه و دشت و صحرا
    ره‌پیمای قله‌ها هستم من
    راه خود را در توفان
    در کنار یاران می‌نوردم
    در کوهستان یا کویر تشنه
    یا که در جنگل‌ها
    رهنوردی شاد و پر امیدم
    دارم امید که دهد سختی کوهستان
    بر روان و جانم
    پاکی این کوه و دشت و صحرا
    باشد روزی که رسد شهر هستی بر لب
    جان نهاده بر کف
    راه انسان‌ها در نوردم
    شعر هستی
    بودن و کوشیدن
    رفتن و پیوستن
    از کژی بگسستن
    جان فدا کردن در راه میهن


    يه جا هم اينطوري نوشته شده:

    پاييز آمد درميان درختي لانه كرده كبوتر از تراوش با ران
    مي گريزد
    خورشيد از غم با تمام غرورش پشت ابر سياهي عاشقانه به گريه
    مي نشيند
    من با قلبي به سپيدي روز
    با اميد بهاران ميروم به گلستان همچو عطر اقاقي لابه لاي درختان
    مي نشينم
    باشد روزي به نداي بهاران روي دامن صحرا لاله روييد
    شعر هستي بر زبانم جاري پر توانم آري مي روم در كوه و
    دشت و صحرا
    ره پيماي قله ها هستم من راه خود در طوفان در كنار ياران
    مينوردم
    در كوهستان يا كوير تشنه يا كه در جنگل ها
    رهنوردي شاد و پر اميدم
    دارم اميد كه دهد سختي كوهستان بر روان وجانم
    پاكي اين كوه و دشت و صحرا
    باشد روزي برسد شعر هستي بر لب
    جان نهانده بر كف راه انسانها را در نوم
    شعر هستي بودن و كوشيدن رفتن و پيوستن
    از كژي بگسستن جان فدا كردن در راه خلق است
  3. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید

backlink