معادل فارسی لغات

شروع موضوع توسط Reza_A ‏27 سپتامبر 2006 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. Reza_A

    Reza_A Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 می 2006
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    0
    پیتزا : کشلقمه
    هلیکوپتر : بالگرد
    سزارین : رستمزاد

    البته پیدا کردن معادل فارسی برای خیلی لغات کار سختیه و شاید نشه خیلی هم به فرهنگستان زبان و ادب فارسی بخاطر انتخاب این عبارات خرده گرفت. اما اگه اینطوریه شاید بروبچه های اینجا هم بتونن پیشنهاداتی در این زمینه بدن. این تاپیکو باز کردم تا هر کس هر معادلی برای لغاتیکه همین دویست سیصد سال اخیر وارد زبانمون شدن، به نظرش می رسه بگه (جدی، شوخی، تکراری فرق نمی کنه)

    الکترون : منفیچه
    جکوزی : گرم پاش
     
  2. یاشار

    یاشار Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 آگوست 2006
    نوشته ها:
    1,262
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Atlantica
    کراوات: دراز آویز زینتی
    پاپیون: دو وِر پُف
    اتوبوس: خودروی بزرگ دسته جمعی
     
  3. یاشار

    یاشار Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 آگوست 2006
    نوشته ها:
    1,262
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Atlantica
    گرد لقمه: همبرگر
    کشنده: تریلی
    پیشرانه: موتور
    سامانه: سیستم
    پایانه: ترمینال
     
  4. mehdidj

    mehdidj Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 ژوئن 2006
    نوشته ها:
    1,164
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    Iran
    آیکون : شکلک
    اسمایلی :لبخندک
    اینترنت: اونترنت

    :lol:
     
  5. sia_torkeh

    sia_torkeh کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30 جولای 2006
    نوشته ها:
    106
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    حلبی آباد
    سلام دوستان عزیز
    اینقدر عرق نریزید
    برادران دوست داشتنیمان در بلژِیک زحمت تمامی لغات را کشیده اند!
    خوشبختانه
    این فایل پی دی اف دربردارنده تمام لغات بیگانه و معادل آنهاست
    http://www.iranian.be/start/Parsi-Begoo.pdf
    امیدوارم همیشه حال کنید
     
  6. Reza_A

    Reza_A Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 می 2006
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    0
    سیا جون تمام لغات بیگانه شدند همینا؟ چرا چوب لای چرخ ما میزاری؟
    به نظر می رسه که در اکثرموارد نویسندگان این فهرست تلاش کرده اند که واژگانی که از قبل در زبان فارسی وجود داشته اند را مجددا معرفی کنند تا آنها را جایگزین واژه های مصطلح (اغلب با ریشه عربی و با قدمت بیش از 300 سال) کنیم و بجز چند مورد، برای مفاهیم جدید (که برخی از آنها نیز ترجمه کلمه به کلمه هستند نه مفهومی) واژه معادلی ارائه نکرده اند. به هر حال هیچکدوم از واژه هایی که در پستهای قبلی گفته شده اونجا نیستند. ضمن قدر دانی از زحمات ارزشمند دوستان بلژیکی بهتره که بدون نگرانی از دوباره کاری تاپیک رو ادامه بدیم.
    در ضمن دوستان لطف کنن در صورت امکان خودشون هم ابداعاتی انجام بدن. (از طرح ابداعاتشونم خجالت نکشند، مگه فرهنگستانش چه لغاتی ابداع کرده)
     
  7. mehdidj

    mehdidj Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 ژوئن 2006
    نوشته ها:
    1,164
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    Iran
    دی جی : فاز بده !
    موزیک : آهنگ
    دانسینگ : حرکات موزون
    ---

    بی ادبی هم میشه گفت؟؟
     
  8. alireza_juve

    alireza_juve کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏24 مارس 2006
    نوشته ها:
    1,041
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Teh
    جعبه پیتزا : جاکشلقمه!
    کوپن: کالا برگ
    فکس : دورنگار
     
  9. Reza_A

    Reza_A Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 می 2006
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    0
    تا جاییکه قوانین فروم اجازه بده.
     
  10. mehdidj

    mehdidj Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 ژوئن 2006
    نوشته ها:
    1,164
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    Iran
    پیک موتوری پیتزا : جا کش لغمه آور پول بگیر ببر!!
    :lol:
     
  11. Reza_A

    Reza_A Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 می 2006
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    0
    [​IMG]
     
  12. یاشار

    یاشار Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 آگوست 2006
    نوشته ها:
    1,262
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Atlantica
    کیبورد: صفحهء دگمه ها
    پیانو: سینگ دنگ!!
    هات داگ: قضا بلا (یا غذای بلاها)
     
  13. korosh bozorg

    korosh bozorg Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    294
    تشکر شده:
    2
    بیاد یک مقاله افتادم که در زمان فرهنگستان نخست و دوم چاپ شده بود.
    شماری از فرنگ رفته ها در خاطراتشان گفته بودند که زمانی کارشان این بود که واژه های برنهاده ی فرهنگستان را میان میگذاشتند و میخواندند و میخندیدند.
    بدون اینکه در نظر بگیرند این رخنه و هجوم واژه های بیگانه چه زیانی میتواند به زبان بزند.
    شماری واژه هایی که باعث خنده ی آنها شده بود:
    هواپیما = طیاره!
    شهربانی = نظمیه!
    شهرداری = بلدیه!
    دبستان
    دبیرستان
    واژه = لغت
    دانشگاه
    پرورشگاه
    آزمایشگاه
    پالایشگاه
    آسایشگاه
    پادگان
    پدافند
    آفند
    سرهنگ
    سردار
    دبیر
    ..............
    هرچند کار این فرهنگستان سوم و اسلامی به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. چه کسانی مخواهند به یاری زبان پارسی بشتابند!!!!
     
  14. PROGRESSIVE

    PROGRESSIVE Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏6 اکتبر 2005
    نوشته ها:
    532
    تشکر شده:
    1
    ديگه با اين پست مادر تاپيك را باردار نمودي
    دمت گرم
     
  15. Reza_A

    Reza_A Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 می 2006
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    0

    این گوی و این میدان. هرکی میتونه دست بکار شه.
     
  16. Exporter

    Exporter Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 آپریل 2006
    نوشته ها:
    3,560
    تشکر شده:
    1,985
    تاپيک: واژه گاه ( "عنوان" عربيه )
    فروم: تالار
    کليک: تقه
    دابل کليک: دو تقه
    کمپوت: ميوه چپيده
    ام پي تري: آوا 3 ( اينو فرهنگستان گفته )


    در معادل يابي ها از کلمات عربي استفاده نکنيد
    به جاي "شکل" که عربي هست، بگيد ريخت. پس Icon ميشه ريختک
    به جاي زينتي هم مي تونين بگين زيبايي يا قشنگي يا تزئيني

    در عنوان اين واژه گاه هم از واژه هاي عربي استفاده شده است.
    بهتر است يکي از مديران، عنوان را به "مانند پارسي واژه ها" تغيير دهد
     
  17. Reza_A

    Reza_A Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 می 2006
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    0
    دستت بخاطر واژه های پیشنهادیت درد نکنه. اگه واژگان پیشنهادی، تماما از لغات فارسی مصطلح تشکیل شده باشند که چه بهتر. ولی در صورت نیاز استفاده از واژگان بیگانه، که در گذشته های دور وارد زبانمان شده اند نیز بلا مانع است.
     
  18. mehdidj

    mehdidj Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 ژوئن 2006
    نوشته ها:
    1,164
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    Iran
    :hmm: :hmm: :blink: :blink: :eek: :eek:
     
  19. korosh bozorg

    korosh bozorg Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    294
    تشکر شده:
    2
    برای واژه ی تاپیک پیش از این سالها پیش در نخستین تالار گفتمان پارسی زبان با دوستان یک واژه ی ناب پارسی و زیبا را پیشنهاد دادیم, که هم در آنجا جا افتاد و هم اگر دقت کنید هم اکنون در بیشتر تالارهای گفتمان از آن بهره برده میشود.

    جٌستار = تاپیک, مبحث, بحث

    برای کلیک کردن هم در جاهایی میتوان از واژه ی فشار دادن بهره برد.

    برای نمونه:

    در این تاپیک به چیزهای خوبی گفته شده! = در این جستار چیزهای خوبی گفته شده!

    دکمه ی preview post را کلیک کنید! = دکمه ی پیش نمایش را بفشارید!

    برای واژه ی "عنوان" عربی هم واژه ی ناب و زیبای "فرنام" را داریم.

    برای "فاروم" نیز از آنجایی که شمار زیادی تالار را در بر میگیرد میتوان باید جمع بسته شود "تالارهای گفتمان" یا از واژه ی "انجمن" بهره برد

    این فرهنگستان سوم بی خردانه کار کرده و به جای اینکه در زمینه ی واژه های دانشی کار کند به شیوه ای احمقانه به سوی واژه های خاص(خوراکی و ...) گام برداشته. به هیچ روی نمیتوان واژه های زیبا و بدرد بخوری را که فرهنگستان های پیشین(پهلوی) برنهاده اند با چرندیاتی که اینها تصویب میکنند به قول خودشان سنجید!

    هر چند چند نمونه از واژه هایی که خوب بوده و کارایی دارد را می آورم:
    کالا برگ = کوپن
    یارانه = سوبسید
    رایانه = کامپیوتر
    رزمایش = مانور
    سخت افزار = هاردور
    نرم افزار = سافت ور
    سامانه = سیستم


    شماری از واژه های بدرد نخور:

    وبگاه!!! = وب(انگلیسی) + گاه(پارسی) اینها هم از چیزهای شگفت و عجیبی هست که میبینیم!
    پست الکترونیک!!!! = هر دو واژه بیگانه هست!!!!
    سریع السیر!!! = یک واژه ی کاملا عربی که اینها پیشنهاد داده اند و تصویب کرده اند!!!!


    اما یاری رسانان زبان پارسی هم بیکار ننشته اند تا این فرهنگستان به زبان پارسی گند بزند, اینها واژه هایی بود که با کوشش نویسندگان اینترنتی تااندازه ای جا افتاده:

    تارنما = وب سایت {تار(وب)+نما(نمایش دادن) = تارنما} از آنجایی که هم زبان پارسی و هم زبان انگلیسی زبانهایی هندواروپایی هستند و دارای یک چهارچوب و خویشاوند هستند وب را همان تار معنی میکنیم.
    تارنگار = وبلاگ {تار(وب)+نگار(نگاشتن)= تارنگار}

    از انجایی که بیشتر در تارنگارها و وبلاگها دارنده و صاحب آن مینویسد نگاشتن را به تار می افزاییم همچنین از آنجایی که وب سایت ها بیشتر جایگاه به نمایش در آمدن دادها هستند نما را به تار می افزایییم.

    رایانامه = ایمیل, پست الکترونیک
     
  20. Amir_2591

    Amir_2591 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2006
    نوشته ها:
    60
    تشکر شده:
    0
    کورش بزرگ، آیا سخنگاه یا اندیشگاه را هم می توان بجای فروم بکار بست؟(هرچند انجمن بهترین پیشنهاد است). جستار را تا امروز من برابرنهاده ای برای مقاله یا مبحث می دانستم. (برای ایندو کلمه ی جداگانه ای سراغ ندارید)؟ ایا رایانامه به چم نامه ی خودکار یا پست خودکار نیست؟ که اگر هست چه مزخرف است !

    شما گویا در این باره زیاد می دانید.
     

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید