نامه به پدر - فرانتس کافکا

شروع موضوع توسط Persiana ‏5 دسامبر 2007 در انجمن داستان

  1. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,197
    تشکر شده:
    108
    محل سکونت:
    Persian Empire
    [​IMG]

    پيش توضيح:
    من خودم هنوز اين کتاب را که ظاهرا در همين ماه - آذر - منتشر شده را نخواندم ولى با توجه به متن خبر و توضيحات خوبى که داده بودند ديدم ارزش معرفى شدن را در يک تاپيک جداگانه دارد.



    "نامه به پدر" حاوی اعتراضهای فرانتس کافکا به نظام پدرسالارانه است.

    به گزارش خبرنگار مهر، این کتاب که هرگز به دست مخاطبش (پدر کافکا) نرسید نمایانگر کوششی است که نویسنده در آن، زیرین ترین لایه های روابط خانوادگی را کاویده و از این منظر بسیاری از دردمندی های جان و روانش را با رویکردی روانکاوانه، غنای هنرمندانه بخشیده است.

    نامه چنین آغاز می شود: "پدر بسیار عزیزم، به تازگی پرسیدی چرا به نظر می آید از تو می ترسم. هیچ وقت نمی دانستم چه پاسخی بدهم، کمی به این دلیل که به راستی ترس بخصوصی در من بر می انگیزی و شاید باز به این دلیل که این ترس شامل جزئیات بی شماری است که نمی توانم همه آنها را بسنجم و به طور شفاهی بیان کنم. اکنون هم که می کوشم با نامه پاسخت را بدهم باز هم پاسخی ناکامل خواهد بود زیرا حتی هنگام نوشتن، ترس و پیامدهایش رابطه من و تو را مخدوش می کند و اهمیت موضوع از حافظه و درک من پا فراتر می گذارد."

    در مقدمه کتاب آمده است: خانواده ای که کافکا در آن پرورش یافت، پدری مستبد، مادری خرافاتی و خواهرانی معمولی داشت. کافکا از پدرش می ترسید و تمام دوره های زندگی اش را زیر سایه وحشت از پدر گذراند. پدر هیچ گاه به اینکه به پسرش یاس و نومیدی می آموزد، توجه نکرد، تفکر "پدر" و "خانواده" بافت بسیاری از آثار کافکا را چه به صورت مستقیم و چه به صورت انتزاعی تشکیل داده است. پدر دکانداری منفعت طلب بود با افکاری پدرسالارانه که چیزی را نمی پرستید جز کامیابی مادی و پیشرفت اجتماعی. مادر کافکا نیز در خانواده ای یهودی - آلمانی در محیطی نسبتا مرفه بزرگ شده بود که بعد از ازدواج به شدت تحت تاثیر و نفوذ شوهر مردسالارش بود تا حمایت کردن و هواخواهی از فرزندان و فرانتس. حرکتهای ناسیونالیستی و درگیری بین جمعیت چک و ژرمنها و حرکتهای تحریم ضد یهودی که ملی گرایان پراگ آن را سازماندهی کرده بودند اوضاع اقتصادی پراگ زادگاه کافکا را به وخامت کشانده بود.

    مریم رئیس دانا در مقدمه "نامه به پدر" می نویسد: به راستی فقط شهر پراگ می توانست شخصی چون کافکا را بپرورد. شهری متاثر از شرق و غرب و محل تلاقی نژادهای گوناگون. گریز کافکا از خویشانش - که در نامه به پدر به روشن ترین شکل ممکن و در نقد و تحلیل آثارش قابل توجه است - در واقع گریز او از پراگ و رهایی از زنجیر سنتها و زبانهای گوناگون است. تجزیه و تحلیل کافکا نمی تواند دقیق باشد مگر آنکه محیط خانوادگی و اجتماعی او نیز مورد نظر گرفته شود.

    "نامه به پدر" گرچه عنوان نامه را با خود دارد ولی در واقع مانیفست اعتراض به نحوه آموزش و پرورش پدرسالارانه است. نویسنده نامه حتی سالهای آغازین زندگی اش را برای پدر یادآوری می کند که هر حرکت بی توجه او چگونه اثرات نومیدکننده بر کودک گذاشته است.

    این کتاب در 2000 نسخه، 104 صفحه و با قیمت 1500 تومان توسط نشر نگاه و با ترجمه ى خانم الهام دارچينيان به پیشخوان کتابفروشیها آمده است.


    منبع:

    خبرگزارى مهر

    ۱۳۸۶/۰۹/۰۴
     
  2. javadmjm

    javadmjm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 دسامبر 2006
    نوشته ها:
    362
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Tehran, Iran
    با تشکر از خانم پرشیانا،
    این هم متن انگلیسی کتاب:
    DEAREST FATHER,
    You asked me recently why I maintain that I am afraid of you. As usual, I was unable to think of any answer to your question, partly for the very reason that I am afraid of you, and partly because an explanation of the grounds for this fear would mean going into far more details than I could even approximately keep in mind while talking. And if I now try to give you an answer in writing, it will still be very incomplete, because, even in writing, this fear and its consequences hamper me in relation to you and because the magnitude of the subject goes far beyond the scope of my memory and power of reasoning.
    To you the matter always seemed very simple, at least in so far as you talked about it in front of me, and indiscriminately in front of many other people. It looked to you more or less as follows: you have worked hard all your life, have sacrificed everything for your children, above all for me, consequently I have lived high and handsome, have been completely at liberty to learn whatever I wanted, and have had no cause for material worries, which means worries of any kind at all. You have not expected any gratitude for this, knowing what "children's gratitude" is like, but have expected at least some sort of obligingness, some sign of sympathy. Instead I have always hidden from you, in my room, among my books, with crazy friends, or with crackpot ideas. I have never talked to you frankly; I have never come to you when you were in the synagogue, never visited you at Franzensbad, nor indeed ever shown any family feeling; I have never taken any interest in the business or your other concerns; I saddled you with the factory and walked off; I encouraged Ottla in her obstinacy, and never lifted a finger for you (never even got you a theater ticket), while I do everything for my friends. If you sum up your judgment of me, the result you get is that, although you don't charge me with anything downright improper or wicked (with the exception perhaps of my latest marriage plan), you do charge me with coldness, estrangements and ingratitude. And, what is more, you charge me with it in such a way as to make it seem my fault, as though I might have been able, with something like a touch on the steering wheel, to make everything quite different, while you aren't in the slightest to blame, unless it be for having been too good to me.
    ادامه متن...

    جالبه بدونید که فراتنس کافکا یه یهودیه متولد چک هست. چک ها هم خیلی تحویلش می گیرن، خیابان به نامش کردند و مجسمه ازش ساختند و از این جور کارها.
    [​IMG]


    کارهایی از او:
    [FONT=&quot][FONT=&quot]The Metamorphosis the full story[/FONT][/FONT][FONT=&quot][/FONT]
    [FONT=&quot][FONT=&quot]Franz Kafka and Jewish mysticism Kabbala[/FONT][/FONT][FONT=&quot][/FONT]
    [FONT=&quot][FONT=&quot]The Holocaust photographs [/FONT][/FONT][FONT=&quot][FONT=&quot]Galleries[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot][FONT=&quot]Franz Kafka and the Bible[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot][FONT=&quot]Franz Kafka's Letter to his Father[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot][FONT=&quot]Franz Kafka and Milená Jesenská[/FONT][/FONT][FONT=&quot][/FONT]
    [FONT=&quot][FONT=&quot]Franz Kafka - Wax Museum[/FONT][/FONT][FONT=&quot][/FONT]
    [FONT=&quot][FONT=&quot]Franz Kafka and Judaism[/FONT][/FONT][FONT=&quot][/FONT]



    حالا با این وضعیت که این یهودی یه چیزایی داره به اسمه گالری عکس هولوکاست، وزارت فخیم ارشاد چه جوری به کتاب او مجوز داده از عجایب است. چون میدونید که احمدی نژاد نسبت به اسم هولوکاست حساسه. !
    [​IMG]
    فکر کنم بشه اینو تو بخش سوتی ها هم مطرح کرد!!!
     
  3. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,197
    تشکر شده:
    108
    محل سکونت:
    Persian Empire
    البته چک در آن زمان پادشاهى بوهم بود و پس از جنگ جهانى اول تبديل شد به چکسلواکى‌ که مناطقى از قبيل بوهم، موراوى، شيلشيا و مجارستان عليا - اسلواکى کنونى - را در بر ميگرفت و در سال 1993 هم که چکسلواکى ‌تجزيه شد و بوهم به عنوان بخشى ‌از جمهورى ‌چک باقى ماند.

    نه ديگه نشد، اون سايت رو که فرانتس کافکاى ‌مرحوم راه نينداخته که بخواد اون عکس ها رو توش بذاره، تازه خودش هم که عکاسشون نبوده (شانس آورد در سال 1924 بر اثر بيمارى ‌فوت کرد وگرنه اونم جزو قربانيان کوره هاى آدم سوزى مى شد). دليل وجود عکس هاى مربوط به هولوکاست در اون سايت ‌هم 100% به خاطر کشته شدن خواهران کافکا و کسانى ‌که با او در ارتباط بودند در اردوگاه هاى‌ مرگ آلمان نازى بوده که واقعا دلخراش بود.

    بعد هم اينجا هر روز دارند اين کتاب و اون کتاب رو به بهانه هاى عجيب و غريب جمع مى‌کنند، تو رو خدا ديگه شما بهانه دستشون نديد [​IMG]

     

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید


بک لینک