نظریه‌های آلبرت انیشتین(نسبیت عام و خاص)

شروع موضوع توسط mokhe_ryazi ‏3 آگوست 2006 در انجمن ریاضی و فیزیک

  1. mokhe_ryazi

    mokhe_ryazi کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 جولای 2006
    نوشته ها:
    17
    تشکر شده:
    0
    نظریه‌های آلبرت انیشتین(نسبیت عام و خاص)

    آلبرت انیشتین دو نظریه دارد. نسبیت خاص را در سن 25 سالگی بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبیت عام را مطرح کند.

    نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که در سرعتهای بالا ( در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند--سرعت ثابت) میتوان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما جوریست که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچک تر میشود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت میشود.

    نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/sاست نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه ایست راجع به اجرام ی که شتاب ثقل دارند. کلا هرجا در عالم، جرمی در فضا ی خالی باشد حتما یک شتاب جاذبه در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کند تر میشود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا میرود و از سیاره ی زمین جدا میشود هم دوربینی بگذارند و هردو فیلم را کنار هم روی یک صفحه ی تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می کند. نسبیت عام نتایج بسیار عجیب و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به اطراف ستاره ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم میشود. سیاهچاله ها هم بر اساس همین خاصیت است که کار می کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می گذرد به داخل آنها می افتد و هرگز بیرون نمی آید.


    فرمول معروف آلبرت انیشتین (دست خط خود آلبرت انیشتین)


    نظریه نسبیت عام
    همه ما برای یک‌بار هم که شده گذرمان به ساعت‌فروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده ایم چرا؟ آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. اولین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در 1915 انتشار یافت مورد بحث قرار داد.نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیرو ی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرو یی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که اسحاق نیوتن گفته بود !در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا می‌کرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار می‌کردند. با این که فکر آلبرت انیشتین عجیب به نظر می‌رسید می‌توانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز می ماند.سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر می‌رسید و یا به عبارتی کج بود !

    نیم قرن مطالعه این موضوع را خدشه ناپذیر کرده بود.بنابر قوانین اسحاق نیوتن می بایست جاذبه ای برآن وارد شود. یعنی باید سیاره ای بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرو یی بر اورانوس وارد شود.در سال 1846 میلادی اختر شناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه ای کرد که « لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره جدیدی را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت.نزدیک ترین نقطه مدار سیاره عطارد به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه خاص اتفاق نمی‌افتاد.اختر شناسان بیشتر این بی نظمی ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره های مجاور عطارد می دانستند !مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 به وسیله لووریه کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه اسحاق نیوتن گفته بود.وقتی که فرمولهای آلبرت انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می شوند.اثر بخش‌تر از اینها دو پدیده تازه بود که فقط نظریه آلبرت انیشتین آن‌را پیشگویی کرده بود. نخست آنکه آلبرت انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر می‌رسد کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارت ی بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف کوتوله های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم این را تغییر مکان آلبرت انیشتینی گذاشتند. آلبرت انیشتین می گفت که میدان گرانشی شعاع های نور را منحرف می‌کند چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد.اگر ستاره ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا می‌دهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!

    دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیرو ی گرانشی آن خم می شوند و به صورت منحنی در می آیند. یعنی ما وضع ستاره ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم.ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین نجومی بود ولی دانشمندان حسرت می کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند.ـ نظریه آلبرت انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می کرد به همین خاطر می گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. E = mc²دانشمندان به ناگاه جواب بسیاری از سؤالها را یافتند. پدیده رادیواکتیو ی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان متوجه شدند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی غیر قابل تفکیک شدند.تا اینکه آلبرت انیشتین طی نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت که می توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و آمریکا دستور تأسیس سازمان عظیمی را داد تا به بمب اتمی دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم 235 انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً 2 گرم در هر تن سنگ! یعنی از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده.در سال 1945 مقدار کافی برای ساخت بمب جمـع شـده بود و ایـن کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهــی در « لوس آلاموس » به سرپرستی فیزیکدان آمریکایی «رابرت اوپنهایمر» صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئیه 1945 برابر با 25 تیرماه 1324 و نیرو ی انفجاری برابر 20 هزار تنT.N.T آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و 60 سانتیمتر طول و به وزن 5/4 تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت 10 و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار اتمی به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 کشته در یک روز وجدان خفته فیزیکدان ها بیدارر شد! « اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند. آلبرت انیشتین اعلام کرد که اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لوله‌کش بشوم نه یک دانشمند!
  2. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    به این می گن دست خط :happy:

    [​IMG]


    در مورد نسبیت عام هستش
  3. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    اين تاپيك را بالا مي آورم .

    چون عميقا معتقد هستم بسيار مي توان در اين مورد صحبت كرد و آموخت .
    اميدوارم دوستان هم كمك كنند .
  4. یاشار

    یاشار Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 آگوست 2006
    نوشته ها:
    1,262
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Atlantica
    اینطور که می دونم، یکی از حالتهای خاص نظریه نسبیت در مورد سرعت نوره.

    سرعت نور همواره ثابت و 300.000 کیلومتر بر ثانیه ست، و این سرعت تحت هیچ شرایطی و از دید هیچ ناظری تغییر نمی کنه. به عنوان مثال اگه یه سفینه فضایی با سرعت 100.000 کیلومتر بر ثانیه به سمت یک ستاره حرکت کنه، قاعداً سرعت نور از دید ناظر درون سفینه باید 400.000 کیلومتر بر ثانیه باشه، در صورتی که اینطور نیست و نور با همون سرعت 300.000 کیلومتر بر ثانیه به اون سفینه می رسه.
    یا اگر همین سفینه با همین سرعت از اون سیاره دور بشه، نور اون سیاره باز هم با همون سرعت 300.000 به سفینه می رسه، و نه با سرعت 200.000 کیلومتر بر ثانیه.

    واقعاً عجیبه، نه؟
  5. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    منم با شما موافقم و هم چنین بسیار مشتاق :happy:

    به عنوان شروع من پیشنهاد می دم که صفحه ی اول و دوم این تاپیک رو مطالعه کنید به دلیل اینکه فکر می کنم اطلاعات با ارزشی تو این زمینه در اون و جود داره که می تونه برای شروع خوب باشه ;)


    همین موردی رو که شما فرمودین هم در اونجا به خوبی توضیح داده شده است دیدنش ضرر نداره ;)
  6. lj_banamak

    lj_banamak Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    457
    تشکر شده:
    1
    خیلی جالب بود ! اگه بخواهیم در مورد نظریات انیشتین بحث کنیم تا آخر عمر خود نمی توانیم
  7. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    چیه ؟ مگر می خوایم در مورد خدا شناسی صحبت کنیم :lol:

    خب انیشتن یه نظریاتی در دو زمینه داره ( نسبیت خاص و عام ) که این ها هم چند پیامد دارن همین ;)
  8. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    در مورد اين مطالب يك كتاب بسيار خوب در دو جلد چاپ شده است .

    تاريخچه زمان نوشته پروفسور هاوكينگ و جلد دوم جهان در پوست گردو


    خيلي ساده نوشته شده و بدون فرمول هاي پيچيده رياضي و فيزيك .

    در مورد نسبيت انيشتين هم كلي صحبت شده و ايرادهايي كه اين دانشمند بر آن گرفته به زبان شده بيان شده .

    خواندن اين كتاب به همه توصيه مي شود .
  9. faraz-hacker

    faraz-hacker Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏15 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    206
    تشکر شده:
    0
    خواندن کتاب فراسوی انیشتن نیز توصیه میشه!!!
  10. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    ;) حالا که حرف از این دو کتاب شد من یه مختصری بگم ...

    تاریخچه ی زمان


    کتاب تاریخچه ی زمان پرخواننده ترین کتابی است که تا کنون درباره ی کیهان شناسی نوشته شده است . این کتاب به بیش از سی زبان زنده دنیا ترجمه و چاپ شده است و در هفته یکصد و هشتاد و چهارم چاپ آن ، به دلیل طولانیترین حضور در لیست پرفروش ترین کتابهای ساندی تایمز ، در کتاب رکودهای گینس (Guinness) ثبت گردید . استیون هاوکینگ ، در این کتاب می کوشد تا با بیانی ساده و زبانی بی تکلف به بزرگترین پرسش بشری بپردازد : از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟

    كتاب تاريخچه زمان كه عنوان فرعى «از انفجار بزرگ تا سياهچاله ها» را بر خود دارد يكى از مهمترين كتاب ها در حوزه كيهان شناسى است كه به موضوعاتى همچون تصوير ما از جهان، مكان و زمان، جهان در حال گسترش، اصل عدم قطعيت هاينزبرگ و پيامدهاى آن، نيروهاى اصلى و ذره هاى بنيادين طبيعت آغاز و انجام جهان، وحدت فيزيك مى پرداخت.

    [​IMG]

    این هم کتاب تاریخچه ی زمان به انگلیسی
    حجمش کمه ;)

    فایل های ضمیمه:

  11. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    جهان در پوست گردو :

    استیون هاوکینگ یکی از پر نفوذترین اندیشمندان زمان ماست . اندیشه ورزیهای ماجراجویانه ی او و شیوه ی شوخ طبعانه ای که برای بازگویی اندیشه هایش به کار می گیرد ، نام او را پر آوازه ساخته است . کتاب تاریخچه زمان که در چندین میلیون نسخه به فروش رسیده چشم اندازی دلربا از فیزیک نظری برای خوانندگان در سراسر جهان فراهم آورد.


    اینک در کتابی تازه و پر از تصویر و نمودار، هاوکینگ به مهمترین رویدادهایی که پس از کتاب تاریخچه زمان رخ داده است ، می پردازد . او ما را به پیشروترین بخشهای فیزیک نظری می برد ، جایی که واقعیت اغلب از تخیل شگفت آورتر است ، و به زبانی ساده اصولی که بر جهان فرمان می رانند را بازگو می کند .

    در کتاب جهان در پوست گردو او راهنمای ماست در سفری اکتشافی برای گشودن رازهای جهان ، از ابر گرانش تا ابر تقارن ، از نظریه ی کوانتومی تا نظریه ی ام(M Theory) از هالوگرافی تا دوگانگی .


    در این پرهیجتن ترین ماجراجویی ذهنی ، او در پی بهم آمیختن نظریه ی نسبیت عام اینشتین و اندیشه تاریخهای چند گانه ی ریچارد فینمن و فراهم آوردن نظریه ایست یکپارچه که هرآنچه را در جهام روی می دهد ، توصیف کند .


    او ما را به مرزهای بکر و دست نخورده دانش می برد ، شاید در آنجا نظریه ی ابر ریسمانی و P-branes، فرجامین کلید گشودن این چیستان و معما باشد .


    خواندن کتاب جهان در پوست گردو برای همه کسانی که می خواهند جهانی که در آن می زیند را بشناسند ، ضروری است .

    اما هاوكينگ خود در مقدمه كتاب جديدش ( جهان در پست گردو ) نقدى بر تاريخچه زمان مى نويسد و يادآور مى شود كه آن كتاب به شيوه خطى نگارش شده بود به طورى كه فصل ها به لحاظ منطقى به يكديگر وابسته بودند. هر چند اين روش براى بسيارى از خوانندگان خوشايند است، اما اگر كسى نمى توانست مفاهيم ارائه شده در فصل هاى اول را درك كند، همانجا گرفتار شده و هرگز به موضوع هاى جذاب بعدى نمى رسيد.

    به همين دليل براى آنكه كتاب جهان در پوست گردو خواندنى از كار درآيد به شيوه درختى تنظيم شده است، يعنى فصل هاى اول و دوم كتاب با عنوان هاى تاريخچه نسبيت و ريخت و شكل زمان تنه اصلى كتاب است و پنج فصل باقيمانده كتاب همانند شاخه هاى فرعى از تنه اصلى درخت منشعب مى شود. اين نكته باعث شده است كه خواننده بتواند پس از اتمام فصل اول و دوم ساير فصل ها را به هر ترتيبى كه خود مايل است مطالعه كند.

    نكته مهم ديگر آن است كه كتاب پر است از شكل ها، تصاوير و نمودارها كه به تشريح و توضيح بعضى از مفاهيم غامض اشاره شده در كتاب مى پردازند و در نتيجه ساده تر مى توان آنها را درك كرد.

    اين كتاب كه در هفت فصل با عنوان هاى
    تاريخچه نسبيت،
    ريخت و شكل زمان،
    جهان در پوست گردو،
    پيش بينى آينده،
    نگاهدارى و حفاظت از گذشته،
    آينده ما و جهان نوين پوسته اى


    تنظيم شده است حاوى بعضى از جديدترين حوزه هاى پژوهشى معاصر هستند و هاوكينگ توانسته با قلم شيوا و طنزآميز خود آن را خواندنى سازد.


    [​IMG]

    من این کتاب رو به صورت (Audio_Book) دارم که حجمش تقریبا 200 مگ هست وگرنه براتون آپ می کردم
    البته تورنتش رو می تونید از اینجا داشته باشید , سرعت و نسبت خوبی داره

    http://www.mininova.org/tor/446449
  12. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    جالبه یکم هم در مورد زندگی استفان هاوکینگ بدونیم

    استیون هاوکینگ یکی از بزرگترین دانشمندان معاصر در زمینه ی کیهان شناسی است . این دانشمند انگلیسی، در 1942 در آکسفورد متولد شد . تحصیلات خود را در آکسفورد و کمبریج در رشته ی فیزیک به پایان رسانید . در 21 سالگی به بیماری فلج شدن تدریجی عضلات مبتلا شد .


    چندی پس از آن ، از راه رفتن باز ماند و از آن پس ، روی صندلی چرخدار حرکت می کند و او در سال 1980 استاد کرسی لوکاشین در انستیتوی ریاضیات کاربردی و فیزیک نظری دانشگاه کمبریج شد که قبل از او نیوتن ، دیراک و بسیاری از دانشمندان عهده دار آن بوده اند .


    هاوکینگ پژوهشهای خود را با تکیه بر نظریه ی نسبیّت عمومی اینشتین و مکانیک کوانتومی در زمینه ی چگونگی آغاز جهان ، سیاهچاله ها ، جهانهای نوزاد ، نظریه ی سوراخ کرم و نظریه ی همه چیز ادامه داد . فرضیه ی جهان بدون مرز و نظریه ی گسیل تابش از سیاهچاله ها از نوآوری های اصلی اوست .

    الان ایشون فلج کامل هستن

    نه می تونن حرکت بکنن و نه حرف بزنن , فقط مغز این بشر داره کار می کنه

    خدا ....ما باید یاد بگیریم .....

    محاسباتش رو به صورت ذهنی انجام می ده

    هنوز هم داره روی مسائل فیزیک نظری کار می کنه
    یکی نیست بگه , آخه مگه ممکنه که بدون ورق و کاغذ محاسبات رو انجام داد

    ولی ... بعضی از استادهای دانشگاه ام آی تی , اگه اشتباه نکنم , براش یه کامپیوتر همراه درست کردن که بتونه از این طریق با دنیای بیرون ارتباط برقرار بکنه

    روند فلج شدنش عجیبه

    برای اینکه در مورد زندگی این دانشمند بیشتر بدونید به این لینک ها یه سری حتما بزنید

    http://1physician.blogspot.com/2005/05/blog-post_111696190220894483.html

    http://morbid.blogfa.com/post-4.aspx
  13. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    علاقه مند هستم در مورد اين دو كتاب و نظريه هاي مطرح شده در آن كمي با هم صحبت نماييم .

    مخصوصا بخش هايي از اين كتاب مسائل پيچيده فلسفي دارند كه حوزه مورد علاقه من است .

    از جناب Huashan هم دعوت مي كنم تا اين بحث را ادامه بدهيم .
  14. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    جناب بهروز من در خدمت شما هستم :happy:

    خیلی جالب می شه که در مورد نظریات جدید از دید فلسفی نگاه کنیم و بحث کنیم ... من که خیلی استقبال می کنم از این پیشنهاد شما ....

    من هم علاوه بر فیزیک و روانشناسی از فلسفه هم خیلی خوشم میاد :happy: , اگر حرف های بعضی از دانشمندان در زمان بوجود آمدن یک نظریه رو برای شما بنویسم می بینید که واقعا در ابتدا از دید فلسفی وارد فیزیک می شن و بعد به زبان ریاضی متوسل می شن , مخصوصا در مورد فیزیک کوانتومی که در ابتدا خیلی جنجال برانگیز بوده ... و البته هنوز هم هست

    هر طور که شما می دونید من در خدمت شما هستم :happy:
  15. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran


    بله جناب Huashan
    من هم با شما موافق هستم . برای من هم به دلیل علاقه به رشته فلسفه ؛ بخش ریاضی اش خیلی جذاب نیست ( البته من خودم رشته ریاضی هستم ) اما آن نقطه نظرات برای جذاب تر هستند .

    می دانم که شما اسناد فیزیک هستید و احتمال می دهم در این زمینه تحصیل کرده اید . من جسارت نمی کنم حرفی بزنم . دوست دارم که شما آغازگر باشید و من لب خموش بهره ببرم . البته جسارت خواهم کرد در برخی از موارد سخن خواهم راند .
  16. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    شرمنده می کنید جناب بهروز

    البته من دو رشته رو همزمان می خونم , یکی متالورژی و دیگری فیزیک , ... ولی چون قصد دارم ارشد فیزیک شرکت کنم طبیعتا فیزیک رو بیشتر و عمیق تر می خونم ...

    چطوره که از کتاب تاریخچه ی زمان شروع کنیم ؟ ...

    من با اجازه ی شما به زودی یک موضوع از این کتاب رو انتخاب می کنم که در موردش با هم بحث کنیم ...
  17. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    خواهش مي كنم دوست خوبم

    بفرماييد من منتظر هستم .
  18. arashkhan

    arashkhan کاربر فعال برق و الکترونیک

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آپریل 2006
    نوشته ها:
    482
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    51.50 , 35.75
    یه سئوال از اساتید دارم. آیا انیشتن این نظریه هاش رو فقط حدس زده یا اثبات هم کرده؟
  19. Heinz

    Heinz کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2007
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Deutschland
    شايد چندان ربطي به موضوع تاپيك نداشته باشد ولي جالب است بدانيد

    * جهان در اثر انفجار بزرگ ( بيگ بنگ ) در 13.7 ميليارد سال پيش بوجود آمد !

    * يعتي قبل ازآن نه فضايي وجو داشته و نه زماني ! در واقع هسته مركزي جهان يك نقطه ( بدون حجم ) از انرژي بي نهايت بوده كه در اثر حادثه اي كه هنوز شناخته نشده ، منفجر شده و ماده و انرژي را ساخته و آزاد كرده !

    * انرژي چون ماده نيست مي تواند در يك نقطه متمركز باشد و احتياجي به مكان و فضا ( طول و عرض و ارتفاع ) ندارد .

    * در زمان 1 به توان -40 ثانيه پس از انفجار بزرگ دماي مواد آن به 10 به توان 32 درجه سانيگراد مي رسيد !

    * پس از انفجار بزرگ جهان رو به گسترش بوده تا امروز - در ابتدا فقط از گاز هيدروژن بودن و عناصر ديگر بعدها در اثر همجوشي هسته اي ستارگان اوليه بوجود آمده اند !
  20. Huashan

    Huashan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,109
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    abadan
    در چند زمینه موضوعات خوبی به ذهنم رسیده که جای بحث کردن داره ... در ادامه مطرحشون کردم

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید

backlink