همه چیز درباره شیطان پرستی

شروع موضوع توسط rendy ‏17 جولای 2008 در انجمن گفتگوی آزاد

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. rendy

    rendy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    22
    تشکر شده:
    0
    سلام به دوستان من قصد دارم این جا درباره شیطان پرستی صحبت کنم امبد وارم کمکم کنید
    امام صادق علیه السلام می فرمایند: العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس. هرکس عالم به زمانش باشد مورد هجوم حوادث ناگوار قرار نمی گیرد.
    با این روایت امام معصوم علیه السلام مشخص می گردد که تا چه اندازه آگاهی نسبت به مسائل روز جامعه مهم و اساسی است. زیرا ممکن است انسان در گرداب مفاسد اجتماعی و انحرافات فکری و مکتبی گرفتار شده، و لی خود از آن غافل باشد. لذا باید تمامی حواس انسان متوجه این مطلب گردد که در جامعه امروزی مسلح به سلاح علم و بصیرت باشد تا مبادا قربانی امیال شوم طاغیان اعتقادی و فکری نشود.در این گذار یکی از معضلات فکری و مکتبی امروز جوامع که متأسفانه با سرعت سرسام آوری در جوامع شایع شده و جوامع اسلامی خصوصاً کشور عزیز ما ایران را نیز درنوردیده است، مکتب تغییر شکل دادهSatanism/ سیطنیسم (شیطان پرستی) است. غفلت از این موضوع زمانی اثرات خود را عیان می نماید که کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی افراد مسن تر را نیز آلوده کرده و دیگر شاید برای جبران آن دیر شده باشد.
    بنابراین باید اقدام پیشگیرانه صورت پذیرد. هر چند که اکنون نیز زمان بسیاری را از دست داده ایم. زیرا آثار شوم این مکتب پلید هم اکنون پدیدار شده و حتی بسیاری از دستگاههای فرهنگی کشور را نیز آلوده کرده است.مطالعه این مجموعه شما را با وضعیت کنونی جهان آشنا کرده و در صدد است چهره واقعی شیطان را در عصر حاضر نمایان ساخته و ابزار او را برای مقابله با انسان و انسانیت، معرفی کند. خوشبختانه همیشه شیطان با افراطی گری، ضعفهای خود را نمایان ساخته و هر انسان آگاه و با بصیرت، می تواند با آن به مقابله برخاسته و او را از صحنه زندگی خود خارج ساخته و نابود کند. چنانکه در زندگی ائمه معصومین علیهم السلام می بینیم، شیطان با تمام تلاشی که انجام داد، نتوانست حتی کوچکترین خللی در زندگی این بزرگواران ایجاد کند.
    در احوالات امام سجاد علیه السلام می خوانیم، شخصی نزد حضرت رضا علیه السلام آمد و از ایشان درباره لقب سید الساجدین سوال کرد. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: روزی جدم حضرت سجاد علیه السلام مشغول نماز بودند. ناگهان از گوشه ای مار عظیم الجثه ای به سمت حضرت آمد و انگشتان پای ایشان را نیش زد. امام سجاد علیه السلام برافروخته شد و مشخص بود که بسیار متألم شده اند، اما تغییری در اذکار و حالت امام علیه السلام مشاهده نشد. مار بسیار حضرت را آزار داد. ناگهان صاعقه ای از آسمان آمد و به مار اصابت کرد. آنگاه مار به حال اولیه خود باز گشت، که همان شیطان بود. کنار حضرت ایستاد و گفت: حقیقتاً که تو سرور عبادت کنندگان هستی. و چنین نامی شایسته شماست. آنگاه از نظرها ناپدید شدآری، او از به انحراف کشـاندن امام معصوم علیه السلام هم نا امید نبود. اما مقاومت امام عزیز را ببینید که چگونه شیطان را درمانده و مستأصل می کند و او را منکوب می نماید.لذا یکی از راههای مقابله با شیطان، اصرار بر عبادت و ذکر خداوند است.

    «کجاست طلب کننده جگرهای انبیاء. کجاست طلب کننده خونهای بی گناه ریخته شده.»به امید روزی که در هیچ نقطه دنیا اثری از پلیدی یافت نشود. به امید روزی که منکوب کننده شیطان رخ نماید و زمین از لوس وجود شیطان و شیطان صفت پاک گردد.در این راستا آنچه که از حقیر بر می آید، دادن اطلاعاتی هر چند کم و ناقص در این باره است. شاید راهگشای محققین و دردمندان جامعه بشری قرار گرفته و فکری به حال این معضـل پیـچیده اجتماعی و عقیدتی و فکری بشود. امید است با همکاری تمامی کسانی که درد دین و دنیای مردم را دارند و به فکر اصلاحات سازنده هستند، در این زمینه اقدام نموده و با مساعدت های فکری دست در دست هم به جهاد و مقابله با این پدیده برآییم.طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
    [​IMG]

    آنچه که در بالا مطالعه فرمودید، در آمد کتاب جنون شیطان پرستی است.این کتاب که به منظور نقد مکتب شیطان پرستی نوین تألیف شده است، شامل بخشهای متعددی است. مکتب شیطان پرستی نوین که در قرن بیستم شکل گرفته در واقع ادامه موهوم پرستی و قبایل گذشته می باشد. که با توجه به جو خدا ستیزی حاکم در غرب به شیوه امروزی در آمده است. اعتقادات و آداب آن و همچنین ملحقات بسیاری که دارد، همگی به موضوعی واحد اشاره می کنند. و آن پرستش هر چیز غیر از خداست. اشتباه نکنید! شیطان پرستان به خدا اعتقاد دارند. فقط نمی خواهند او را بپرستند. حال اگر مجبور باشند به هر موجود پست دیگری تن داده و او را به عنوان معبود انتخاب کنند. از حیوانات و گیاهان و اشیاء طبیعی گرفته، تا آلت تناسلی و... همگی جزء معبودان بشر قرن بیست و یکم است. قرنی که به قرن اطلاعات معروف گشته، ولی از آگاهی بشر، جز خرافه و پوچی چیزی باقی نمانده است[/PHP]​
    [/RIGHT]
  2. rendy

    rendy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    22
    تشکر شده:
    0
    تاريخچه شيطان پرستي از ديدگاه شيطان پرستان
    آنتوان لاوِي هرگز انتظار بنيان گذاري آئين جديدي را نداشت.
    [​IMG]

    بلانچ بورتون کاهنه کلیسای شیطان و معشوقه آنتوان اس زاندر لاوِي (بنیانگذار شیطان پرستی نوین) در کتاب The church of Satan (کليساي شيطان) با اشاره به موضوعات مختلف، شيطان پرستي را از زواياي متعدد بررسي کرده و براي آن آينده نگري خاصي را ترسيم مي کند. در بخشي از اين کتاب با عنوان اصلي کتاب يعني The church of Satan (کليساي شيطان)، مي نويسد:
    «آنتوان اس زاندر لاوِي در شب 30 آپريل و روز يکم ماه مي، در سال 1966.م و در فصل بهار، کليساي شيطان را در حالي که جادوگران شيطاني در زمين پرسه مي زدند، بنيان نهاد.
    لاوِي در حالي که سر خود را تراشيده بود، (مانند مراسمات قرون وسطايي) تشريفات را آغاز کرده و عده اي از جادوگران نيز براي منافع شخصي خود، دور او را گرفتند. تا بتوانند نيروي شيطان را دريافت کنند.
    در جادوي تثليث، توجه معنوي به روح و فداکاري براي جهنم، پيگيري مي گردد. تراشيدن سر در مراسم شيطان، از فرامين اساسي است که بايد انجام گيرد. همانند تراشيدن سر با تيغ و شستشو با آب زمزم در اسلام، که نخستين جريان برج هفتم شيطان است.
    سال 1966.م اولين سال سلطنت شيطان بر فرزندان آدم بود. اين مکتب بزرگترين انقلاب، در سرتاسر جهان تا به امروز است، که مخلوطي از جادو- منطق و دين مبتني بر شهوات است.
    حالا اينجا (آمريکا) بعد جاهاي ديگر. شهوت در عوض انکار. سپس خودپسندي در حکم دوست داشتن. اين در زماني است که زمين گسسته شود و همه به شيطان گرويده شوند.»
    مي بينيد که او در کتاب خود، حتي به آئين اسلام نيز اشاره کرده و سعي مي کند اعمال شيطان پرستي را در مقايسه با اديان الهي به نوعي توجيه کند. آنگاه به فراگير بودن مکتب شيطان پرستي مي پردازد.
    لذا هيچ عجيب نيست که در کنار اعمال و مناسک شيطان پرستي، (در سايتهاي مربوط به اين فرقه) عکسها و گوشه هايي از مراسم قمه زني که به مناسبت عزاداري امام حسين انجام مي پذيرد هم قرار گرفته و آن را به نوعي به شيطان پرستي ملحق کرده و با اين ترفند اعمال وحشيانه خود را توجيه مي کنند.
    [​IMG]
    در ادامه باب ديگـري گشوده شده و دلايـل ايجـاد مکتب شيطان پرستي از نگاه لاوِي را مطـرح مي سازد. بورتون از اين باب با عنوان «Modern Prometheus» (پرومتئوس جديد) ياد مي کند و مي افزايد:
    «آنتوان لاوِي هرگز انتظار بنيان گذاري آئين جديدي را نداشت. اما او براي مردم احساس نياز کرد که چيزي براي مقابله با رکود مسيحيت ايجاد کند. و فهميد که اگر او نتواند آن را انجام دهد، هرگز کسي نخواهد توانست. يا شايد کمتر کسي شايستگي آن را داشته باشد.
    لاوِي بايد نشان مي داد که عدالت، برگرفته از رنج و عذاب براي انسانهاست. و کسي بايد با نيرو در مقابل آن بايستد. او شروع کرد به تحقق بخشيدن آن. او از ما براي پيشرفت علم و فلسفه استفاده کرد و به آن نيز دست يافت. و آن فلسفه ايستادن در برابر خدا و کليسا بود. و همچنين يک قرارداد جديد اجتماعي به وجود آورد.
    ما بايد نشان دهيم براي آن انقلاب بزرگ آفريده شده ايم. و نبايد از ورود آن به روح خود جلوگيري کنيم .
    شيطان با يک نام يا نامهاي ديگر شبيه انسان است، که انسان را با چشاندن لذات شيرين وسوسه مي کند.
    شيطان، با پنهان کاري بيان مي کند که او تنها نامزد خداوندي است. او کسي بود که توانست براي پاداش، درخواست قدرت کند و چه کسي سزاوار پاداش است. (اشاره به رانده شدن شيطان از درگاه خداوند. و اينکه به خداوند عرض کرد که خدايا در عوض عبادتهاي چند هزار ساله قدرتهايي را به من عطا کن. خداوند نيز به او قدرتهايي را بخشيد.)
    شيطان در عوض خلقت معاصي و گناهان، ضمانت گناهکاران را قبول کرد و تشويق کرد زياده روي و افراط را. و او همان کسي بود که خدا مي توانست ما را به سمت او هدايت کند.»

    توجه داشته باشيـد که بورتون چگونه به دفاع از لاوِي پـرداخته و او را توجيـه و تقديس مي کنـد. و شيطـان پرستي را مـوهبتي الهـي مي شمارد.
    در بخش ديگر کتاب با اشاره به بازي لاوِي در فيلم بچه رزماري، فيلم را به عنوان سرباز کليساي شيطان معرفي مي کند. به اين بخش توجه فرماييد.
    «Hell on reels» (جهنم در حلقه هاي فيلم)
    «هنگاميکه فيلم بچه رزماري در سال 1968.م در حال ساخت بود، لاوِي در اين فيلم مشغول ايفاي نقش بود. و جمعي از مسئولين فرهنگي از جمله رئيس اداره تبليغات آمريکا نيز نظاره گر بازي او بودند. در اين ميان همه متوجه لاوِي بودند که در حال تمرين اعمال مذهبي شيطاني بود. او درباره فيلم گفت: فيلم بچه رزماري براي کليساي شيطان مثل انجمنku klux klan (سازمان سري سياه پوستان آمريکا) به عنوان يک سرباز براي ملت آمريکاست.»
    اين فيلم در کمال وقاحت آداب مسيحيت را به سخره گرفته و تصويري زشت از مريم مقدس به نمايش گذاشت. مفاهيم شيطاني در آن به صورت کاملاً آشکار ولي توجيه شده براي همگان به نمايش درآمد.​
  3. rendy

    rendy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    22
    تشکر شده:
    0
    باز در ادامه کتاب به بخش ديگري مي رسيم.
    «Lucifer rising» (طالع شيطان).
    [​IMG]
    اين بخش به شرح آينده شيطان پرستي پرداخته و برخي آداب موبوط به عضويت در کليساي شيطان را مطرح مي کند. بخشي از اين متن را بخوانيد.
    «عضويت در کليساي شيطان پيوسته در حال افزايش است. لاوِي براي اين عضويت شرايطي دارد.
    اولين شرط، ملاقات حضوري است. که جزء اصلي آن، تجمع پيرامون گوي است. که هر کجا برود برکت را با خود مي برد. و ملاقات در سرداب صورت مي گيرد.
    لاوِي در آن زمان (زمان آغاز به کار کليساي شيطان)، بعد از گذشت چند سال کليساي شيطان را رسماً تثبيت کرد. و بعد از مدتي همگان از وجود کليساي شيطان آگاهي يافتند و روز به روز بر جمعيت پيروان لاوِي افزوده شد.
    اکنون کليساي شيطان وضعيتي مطلوب دارد. البته از دنياي بيرون تحت فشار قرار دارد، ولي با نيروي مضاعف و فشار کاري بيشتر و انجام تشريفات مذهبي، ديگران به پذيرش اين آئين تشويق خواهند شد.»
    نويسنده کتاب باز نگاهي به گذشته اين مکتب انداخته و در ادامه چنين يادآور مي شود:
    «در دوره اي پيروزي نسبتاً با لاوِي بود. اما اين مقطع گذرا و کوتاه بود و بـراي مدتي بيشتر مراسمات مذهبي، شبانه و در خفا صورت مي گرفت. ولي به مرور بر پيروان شيطان پرستي افزوده شد.
    در سال 1970.م انجام مراسمات و سخنراني ها و رفتار و عملکرد فردي لاوِي، باعث شد، گرايش عمومي به او بيشتر گردد. در سال 1972.م مراسمات در خانه سياه انجام مي شد. و اين به خاطر آن بود که کليساي شيطان ديگر مکان مناسبي براي انجام مراسمات مذهبي نبود، لذا مراسمات در غار مرکزي، معروف به خانه سياه انجام مي گرفت.

    (نام خانه سياه را لاوِي براي اولين بار بر غار زيرزميني مرکزي نهاد) و تنها طبق دستور، کليساي شيطان را با پرده سياه پوشاندند.
    سرانجام در سال 1975.م مجدداً فعاليت کليساي شيطان آغاز گرديد و کساني که با لاوِي تماس داشتند، دوباره فرا خوانده شدند. اما تعاليم کفر آميز مسيحيت، به شدت فعاليت لاوِي را محدود کرده بود. لکن تحت رهبري و هدايت لاوِي، امور به سرعت انجام گرفت و لاوِي براي قانع کردن ديگران نامه هايي را براي برخي افراد نوشت. در نتيجه با تدبير لاوِي راهي براي پاکي خانه گشوده شد.»
    بورتون در ادامه دوستان لاوِي را دسته بندي کرده و مي نويسد:
    «بسياري از کساني که گرد لاوِي جمع شده بودند، يا به خاطر دوستي با او بوده يا به خاطر کسب شهرت و بزرگي. و همچنين عده اي نيز براي کسب لباس مخصوص براي ورود به خانه شيطان.»
    حال که از «لاوي» مؤسس فرقه سيطنيسم سخن به ميان آمد، بد نيست که درباره زندگي او و هم کيشانش، در مطالب آتي مطالبي ارائه کنيم. البته اين نگـاه مختصـر مي تواند تا حدودي تناقض هاي دنياي تاريک شيطان پرستي را آشکار سازد. يک زندگي کاملاً شهواني و دور از انسانيت.
    مقایسه دعاهای ادیان با شیطان پرستی
    دعاهای سیطنیسم
    [​IMG]

    در این بخش قصد داریم یک مقایسه گذرا در باب دعاهای ادیان الهی با مکتب نو ظهور و مادی شیطان پرستی داشته باشیمالبته شاید این مقایسه درست نباشد. ولی چاره ای نیست، جز اینکه برای بیان حقیقت، گاهی کلام حق در کنار کلام کفر قرار گرفته و مقایسه شود. چه اینکه خداوند بندگان خود را اینگونه معرفی می نماید. قرآن در این باره می فرماید: الذین یستمعون القول و یتبعون احسته اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب کسانی که سخنان را بشنوند و از نیکوترین آنها تبعیت می کنند. آنها کسانی هستند که خداوند آنان را هدایت کرده و آنان صاحبان عقل و خرد هستند
    بنابراین امیدواریم که این مقایسه خود سبب ارج نهادن به کلام الهی شود. و صاحبان خرد و درایت با مطالعه و مقایسه این دعاها حقیقت را دریابند.چه اینکه قرآن می فرماید: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی هیچ اجباری در پذیرفتن دین نیست. حقیقتاً هدایت از گمراهی آشکار است.اینک پیش از هر چیز نمونه هایی از دعاهای کتاب مقدس شیطان پرستی و سپس نمونه هایی از تورات و انجیل را می آوریم. و آنگاه در مقایسه با کلام الهی ملاحظه خواهید فرمود که چه تفاوتی میان لفظ دعای الهی و دعای شیطان پرستی وجود دارد.
    دعاهای سیطنیسمبه نام شیطان. ای فرمانروای زمین، ای پادشاه جهان، من گردن می نهم نیرویی از تاریکی را که امانت گذارده فرمانروای دوزخی بر روی دوش من. باز کن پهنای دروازه های جهنم را. و برسان اکنون، از عمق وجودم سلامم را به برادرت (خواهرت) و دوستت . ببخش مرا به خاطر سخنان زیادم که از همه جا گفته ام.من تحیر دارم از نام تو. چون که بخشی از خود من است. من زندگی می کنـم همانند چهارپایـان در مزرعه و شاد هستم از این زنـدگی حیوانی و شهوانی. من طرفدار عدالتم و نفرین می فرستم بر پوسیدگی.کنار تمام خدایان درون چاه؛ مـن گردن می نهـم چیزهایی را که باید بگویم رخ خواهد داد. بیرون بیا و به نام خودت به این نامه و خواسته های من جواب بده.

    پیش بفرست پیامبر شهوت و لذت را و بگذار زشتی ها در تاریکی من جلوه گر شوند، تا بتوانم آنها را انجام دهم.اکنون می خواهم، نشانه های خود را جمع آوری کنم و تصویری از آفرینش بکشم. اژدهای بالدار منتظر رهایی است

    لاوِی دعا را تا اینجا ادامه می دهد که مرد و زن هر کدام باید جملات مخصوص خود را بگویند. که متأسفانه با توجه به مستهجن بودن مضامین دعا، آن را وا می گذاریم در یکی دیگر از نیایشهای کتاب شیطان پرستی در برابر شیطان، می توان به این مورد اشاره کردبا برآشفتگی از خشم و اضطراب ناشی از سکوت، فریادم را بلند کنم. که بپیچد همچون صاعقه در آسمان، تا همگان بشنوند؛ ای پنهان شده در تاریکی، ای نگهبان جاده ها، ای کسی که نیروی تو همه جا ظاهر می گردد، آماده کن برای لطف خود، ارادتمند خود را. کسی را که اعتقاد به تو دارد و دچار عذاب شده است. جدا کن او را بـرای خـودت و حفـاظت نما او را. نه به خـاطر بـی لیاقتیش، و مضطـرب نساز او را. کمک کن او را در میان آتش و آب و زمین و باد، تا دوباره گمشده اش را باز یابدقوی کن با آتش، استخوانهای ما را برای دوستی و همراهی خود. و در جاده های تنگ یاورمان باش. اجازه بده از میان نیروهای شیطانی که در زمین از آن توست، هم اکنون لذت آن را دریابیم. و اجازه بده لذت آن را در آینده نیز بچشیم. نیروی خود را به ما برگردان تا لذت بی پایان حکومت بر آنچه هست را بچشیمدر اینجا لاوِی از طرف خود ادامه می دهد.این است پیام ما. به نام شیطان. این لطف شامل کسی می شود که حکومت شیطان را بر خود بپذیرد. پس باید نام شیطان را بر خود قرار داده. و در رگ و گوشت خود جریان دهد، تا در زمین برای ابد زندگی کند، زیستنی جاوید. درود بر شیطان
    منابع:- قرآن کریم، سوره زمر آیه 18
    - قرآن کریم، سوره بقره آیه 256
    - کتاب مقدس شیطان پرستی، بخش نیایش با شیطان
    - کتاب مقدس شیطان پرستی، نیایش برای درخواست شهوت
    - کتاب مقدس شیطان پرستی، نیایش برای درخواست لطف و شفقت شیطان
  4. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,225
    تشکر شده:
    56
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    به به [​IMG]
  5. Geronimo

    Geronimo کاربر فعال هنرهای نمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2007
    نوشته ها:
    5,769
    تشکر شده:
    98
    محل سکونت:
    Crystal Ship
    تو بخش فرهنگ چنین تاپیکی هست
  6. rendy

    rendy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    22
    تشکر شده:
    0
    دعاهای یهودیت ، دعاهای مسیحیت
    [​IMG]
    دعاهای یهودیت
    ای خدای عادل من، وقتی نزد تو فرياد بر می آورم، مرا اجابت فرما. زمانی که در سختی و تنگنا بودم تو به داد من رسيدی، پس اکنون نيز بر من رحم فرموده، دعايم را اجابت فرما.
    ایخداوند عادل، راه خود را به من نشان ده و مرا هدايت نما تا دشمنانم نتوانند بر من چيره شوند. دهان ايشان لبريز از دروغ است و دلشان مملو از شرارت. حـرفهـايشـان پر از تملـق و فـريب است و بـه مـرگ منتهـی می شود.ای خدا، تو آنها را محكوم کن و بگذار خود در دامهايشان گرفتار شوند!.
    ای خدا، تو مرا می بينی. تو رنج و غم مردم را می بينی و به داد آنها می رسی. تو اميد بيچارگان و مددکار يتيمان هستی. دست اين بدکاران را بشكن. آنها را به سزای اعمالشان برسان و به ظلم آنها پايان بده.
    ای خداوند، اين تو بودی که مرا از رحم مادرم بدنيا آوردی. وقتی هنوز در آغوش مادرم بودم، تو از من مراقبت نمودی. از شكم مادرم، تو خدای من بوده ای. و مرا حفظ کرده ای. اکنون نيز مرا ترک مكن، زيرا خطر در کمين است و غير از تو کسی نيست که به داد من برسد. دشمنانم مانند شیر مرا محاصره کرده اند. همچون شيران درنده دهان خود را باز کرده اند تا مرا بدرند. نیرویی در من نمانده است. تمام بندهای استخوانهايم از هم جدا شده اند. دلم مانند موم آب می شود. گلويم همچون ظرف گلی خشک شده و زبانم به کامم چسبيده.
    دشمنانم مانند سگ، دور مرا گرفته اند. مردم بدکار و شرور مرا احاطه نموده اند. دستهـا و پاهـای مرا سـوراخ کرده اند. از فـرط لاغـری تمـام استخـوانهايم ديده می شوند؛ بـدکاران بـر من چيره شده اند. رَخت مرا در ميان خود تقسيم کردند و بر ردای من قرعه انداختند.ای خداوند، از من دور مشو؛ ای قوت من، به ياری من بشتاب. جانم را از دم شمشير برهان. جان عزيز مرا از دست بدکاران نجات ده. مرا از دهان اين شيران برهان؛ مرا از شاخهای اين گاوان وحشی نجات ده!4دعاهای مسیحیت:
    ای پدر ما که در آسمانی، نام مقدس تو گرامی باد.
    ملکوت تو برقرار گردد. خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست، بر زمین نیز اجرا شود.نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار. خطاهای ما را بیامرز، چنانکه ما نیز آنان را که با ما بدی کرده اند، می بخشیم ما را از وسوسه ها دور نگه دار و از شیطان حفظ فرما؛ زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست. آمین

    اعتراف می کنم به تو ای پروردگار یکتای ما، که نه تو را آغاز و نه تو را انجام است. زیرا که تو به رحمت خود به همه چیز آغاز دادی و زود باشد که بعدل خود همه را نیز انجامی دهی. میان بشر همتایی نداری. زیرا که بجود خود دستخوش حرکت و عوارض نیستی. بما رحم کن، چون تو ما را آفریده ای و ما ساخته شده دست توایم

    ای پروردگار توانای مهربان، که ما بندگان را به رحمت خود آفریده ای، و به ما رتبه بشریت و آئین پیغمبر حقیقی خود را مرحمت نموده ای، همانا تو را شکر می کنیم بر تمام انعامهایت. و دوست داریم که عبادت کنیم تو را در تمام روزهای زندگی مان ... پس ای پرودگار، ما را از شر شیطان و گرایش جسم و آرایش جهان نجات بده. چنانکه برگزیده خود را نجات داده ای

    منابع
    تورات، کتاب مزامیر باب 4 آیه 1

    تورات، کتاب مزامیر باب 5 آیات 8 الی 10
    تورات، کتاب مزامیر باب 10 آیات 14 و 15
    تورات، کتاب مزامیر باب 22 آیات 9 الی 21
    - انجیل متی باب 7 آیات 9 الی 13
    انجیل برنابا فصل 83 آیات 27 الی 31

    انجیل برنابا فصل 122 آیات 16 الی 26
    بخش پایانی ، دعاها در اسلام
    [​IMG]

    دعاها در اسلام
    در این مبحث، ابتدا به فـرازهایی از دعاهای ائمه معصـومین علیهم السلام اشـاره کرده و سپس دعاهای قرآن را یادآور می شویم. تا عمق کلام خداوند مشخص گردد. تا بر همگان مبرهن گردد که چه تفاوتی میان کلام خداوند و در ذیل آن کلام ائمه معصومین علیهم السلام، با سایر دعاها وجود دارد!. هر چند قیاس در این باره دور از انصاف است. و نمی توان کـلام پـوچ شیـطان پـرستان را در کنـار کلام خداوند عالـم قـرار داد، اما چاره ای نیست. و پیشاپیش از محضر مقدس ائمه معصـومین علیهم السلام عذر خواهی نموده و به خداوند تبارک و تعالی عرضه می داریم که، خداوندا آنچه را که خود می دانی انجام داده و قصد جسارت به کلام قدسی حضرتت را نداریم.
    ابتدا به دعاهای امام سجاد در صحیفه سجادیه توجه فرمایید. (البته دعاها در ارتباط با خود مقوله شیطان پرستی انتخاب شده اند. و حتماً خوانندگان گرامی خود آگاه به موضوعات مختلف ادعیه صحیفه سجادیه هستند امام سجاد علیه السلام در این کتاب شریف به این مقوله (شیطان پرستی) اینگونه اشاره می فرمایند: بار خدایا! در دلهای ما راه ورودی برای شیـطان قرار مده و منزلگاهی برایش در آنچه نزد ماست آماده مکن. بار پروردگارا! آنچه را از باطل به ما جلوه می دهد، به ما بشناسان. و چون شناساندی ما را از (انجام آن باطل) نگه دار. از خواب غفلت که موجب اعتماد به اوست، بیدارمان فرما. بار خدایا! تسلط او را از ما دور کن و امیدش را از ما قطع نما. خداوندا! آنچه را شیطان (درکار ما) گره می زند، بگشا و آنچه را که (برای فریب ما) می اندیشد، باطل نما. آنگاه که قصد اغفال ما را دارد او را باز بدار. سپاهش را شکست داده و مکرش را باطل فرما. بار خدایا! ما را در صف دشمنانش قرار ده و از دوستانش برکنار دار، کـه وقتـی ما را می خواند اطاعـتش نکنیم، و چـون ما را فـرمان دهد اجابتش نکنیم.
    حال به دعاهای سایر ائمه اطهار توجه فرمایید.
    بارخدایا بیامرز از من گناهانی را که پرده ها را می درند. خداوندا بیامرز از من گناهانی را که بدبختیها را فرو می فرستند. خدایا بیامـرز از من گناهانی را که نعمتها را تغییر می دهند ... خدایا جـز تو آمرزنده ای را برای گناهانم و پوشاننده ای برای زشتیهایم نمی یابم ...
    پاک و منزهی تو و به ستایش تو مشغولم. به خودم ظلم کرده ام و بی پروایی کرده ام به واسطه نادانیم ... پروردگارا به ضعف بدنم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم، رحم کن. آیا باور کنم که تو مرا عذاب کنی بعد از اعتقاد به یگانگیت. و بعد از اینکه در دل نهادم معرفت تو را. و بعد از اینکه زبانم به ذکر تو گویا بوده است ... ای معبود من، و ای پروردگار و آقای من و ای سرور من، برای کدام مورد به تو شکوه کنم. و برای کدام یک از آنها شیون و گریه کنم؟ برای دردمندی عذاب و سختی اش، یا برای طولانی بودن عذاب و مدتش، وای که اگر مرا هـم ردیف دشمنانت در عقوبتهـا قرار دهی و با اهـل بلایت جمع نمایی و بین من و دوستانت جدایی افکنی.خدایا و ای سرور و مولای من و ای پروردگارم، گیرم که بر عذاب تو صبر کنم، چگـونه بر دوری تـو صبر کنم. و گیرم که بر حرارت آتش عذابت صبر کنم، چگونه بر چشم پوشی از کرامت تو صبر کنم...
    خداوندا مرا طوری قرار بده که از هیبت تو هراسناک باشم، گو اینکه تو را می بینم. و خوشبختم کن به تقوای خودت. و بدبختم مگردان بسبب معصیتت. و برایم از تقدیر خودت خیر قرار بده. و به قدر خود برکتم ده ... خدایا بی نیازیم را در وجودم و یقین را در قلبم و اخلاص را در عملم و نور را در چشمم و بینایی را در دینم قرار بده و مرا از توانایی خودم بهره مندم نما.خداوندا تو نزدیک هر کسی هستی که تو را بخواند. و زودتر اجابت می کنی. و کریمترین کسی هستی که می بخشد. و وسیعتر از هر کس دیگری عطا می کنی. و شنونده ترین هستی برای کسی که درخواست می کند. ای بخشاینده در دنیا و آخرت و مهربان در هر دو...

    اینک به دعاهای قرآن کریم توجه فرمائید، که چه زیبا بر کرانه دل آدمی می نشیند
    .پروردگارا همانا تـو هر که را به آتش افکنی، او را خـوار ساخته ای. و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.پـروردگارا ما صدای منادی تـو را شنـیدیم که به ایمان دعـوت می کرد، به پروردگار خود ایمان بیاورید و ما ایمان آوردیم. پروردگارا گناهان ما را ببخش و بدیهای ما را بپوشان، و ما را با نیکان بمیران.پروردگارا آنچه را بوسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطـا کن و ما را در روز رستاخیز رسـوا مگردان. زیرا تو هیچگاه از وعده خود تخلف نمی کنی....
    خداوندا، این شهر (مکه) را مکان امنی قرار ده. و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار. پروردگارا آنها (بتها) بسیاری از مردم را گمراه ساخته اند. هر کس از من پیروی کند از من است و هر کس نا فرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی.پروردگارا، تو می دانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار می کنیم. و چیزی در زمین و آسمان بر خداوند پوشیده نیست. پروردگارا مرا و فرزندانم را از بر پا کنندگان نماز قرار ده و دعای مرا بپذیر.پروردگارا، من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در آن روز که حساب بر پا می شود بیامرز.
    نیازی به تفسیر نیست. خودتان قضاوت کنید و تفاوت را دریابید، که چگونه دعاهای اسلام فراگیر بوده و تمام جوانب زندگی را شامل می شود. و چه روحی بر آنها حاکم است.آیا دعاهای صحیفه سجادیه را در ابتدای همین بخش به خاطر دارید؟ که امام سجاد علیه السلام، چه زیبا با خداوند صحبت فرموده بودند. به راستی کدام یک از دعاهای مذکور در شیطان پرستی یا یهودیت و مسیحیت، حتی از لحاظ ادبی ارزش دعاهای صحیفه را دارد. حال قیاس کنید با ادعیه قرآن که دیگر شاهکار کلام، در تمام تاریخ خلقت است.

    منابع:- صحیفه سجادیه دعای 17
    - مفاتیح الجنان، دعای کمیل
    مفتایح الجنان، دعای عرفه امام حسین علیه السلام
    - قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 192 الی 194
    - قرآن کریم، سوره ابراهیم آیات 35 الی 41

    آنتوان شزاندر لاوِیْ (به انگلیسی: Anton Szandor LaVey)، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان پرستی لاویی.
    در ۱۱ آوریل سال ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز متولد شد. سپس خانواده اش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند و بیشتر دوران رشد وی همانجا سپری شد.
    پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در ۱۷ سالگی ابتدا به سیرک پیوست و بعد به نوازندگی روی آورد.
    در ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد

    در سال ۱۹۵۲ (میلادی) با کارول لَنسینگ (Carole Lansing) ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج اولین دختر او کلارا لاوی بود. ازدواج آنها بعد از اینکه آنتوان بسیار شیفته داین هگارتی شده بود در ۱۹۶۰ (میلادی) منجر به طلاق شد. آنتوان و داین هرگز ازدواج نکردند ولی رابطه آنها بعد از سالهای طولانی به تولد دختر دوم وی زنا لاوی در سال ۱۹۶۴ (میلادی) منجر شد.
    موفقیت‌های او به عنوان یک پیانیست ادامه داشت و از مشهور ترین افراد زمان خود در سانفرانیسکو بود.


    شیطان پرستی


    آنتوان لاوی



    لاوی ارائه سخنرانی‌های سرّی خود در شبهای جمعه را که «دایره اسرار آمیز» نامیده بود آغاز کرد. یکی از اعضای همین حلقه بود که به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد.
    در ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ در حالی که سر خود (به عنوان رسم آئین جدید) را تراشیده بود، بنیان گذاری کلیسای شیطان را اعلام کرد.
    همچنین سال ۱۹۶۶ را به عنوان آنو ساتانس (سال اول Anno Satanas) سال اول عهد شیطان اعلام کرد.
    وی خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان نامید.
    چندی بعد با انتشار کتاب انجیل شیطانی در سال ۱۹۶۹ به اظهار تعالیم کلیسای شیطان پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است.
    در ادامه انتشار انجیل شیطانی لاوی کتاب آئین پرستش شیطانی را در ۱۹۷۲ انتشار داد. در این کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش، رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان (از جمله مراسم عشاء تاریک Black Mass) را ذکر کرد.
    هگرتی و لاوی در اوسط ۱۹۸۰ از هم جدا شدند و آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون (Blanche Barton) بود. نتیجه این همراهی تنها پسر لاوی سیتن سرکیس کرنکی لاوی (Satan Xerxes Carnacki LaVey) شد.

    مرگ

    آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورم ریه مرد. روز مرگ لاوی به عنوان روز هالووین شناخته می‌شود.در تدفین شیطانی لاوی که به صورت مخفی انجام شد، جسدش سوزانده و خاکستر شد.
    خاکسترش دفن نشد ولی بین وارثانش تقسیم شد و با این فرض که دارای قدرت اسرارآمیز است در آیین پرستش اسرارآمیز شیطانی استفاده می‌شود.



    آثار

    کتاب
    • انجیل شیطانی (۱۹۶۹)
    • ساحرهٔ تمام‌عیار - یا- وقتی پاکدمنی شکست خورد چه کنیم (۱۹۷۱)
    • آئین پرستش شیطانی (۱۹۷۲)
    • دفتر یادداشت شیطان (۱۹۹۲)
    • گفتگوهای شیطان (۱۹۸۸)


    فیلم


    تصوير آنتوان لاوی بر جلد مجله واشينگتن پست
    • نیایش برادر اهریمنی من (۱۹۶۹)
    • سیتنیس (Satanis): عشاء ربانی شیطان (۱۹۷۰)
    • باران شیطان (۱۹۷۵)
    • اتومبیل (۱۹۷۷)
    • دکتر دراکولا، اکا سونگالی (۱۹۸۱)
    • سوپرستار کارلز منسون (۱۹۸۹)
    • مرگ صحنه (۱۹۸۹)
    • گفتگوی شیطان (۱۹۹۵)


    موسیقی
    • مراسم عشاء شیطانی
    • موسیقی بیگانه
    • شیطان به تعطیلات می‌رود




    شيطان پرستي



    يكي از جريان هاي فاسد فكري و فرهنگي كه ابتدا مرزهاي اخلاقيات را در كشورهاي اروپايي و آمريكايي در هم شكسته و سپس به سرزمين هاي شرقي رسيد شيطان پرستي يا شيطان گرايي است.

    هدف پژوهش حاضر بررسي اجمالي شكل گيري اين نحله در جهان غرب و سپس راهيابي آن به كشورمان است.
    شيطان پرستي يكي از جريان هاي ضد فرهنگي بين المللي است كه به دليل ماهيت و عملكرد داراي زواياي پنهاني مي باشد . لكن در گردآوري داده ها سعي شده است از كامل ترين اطلاعات موجود و قابل دسترسي بهره برداري شود ، اما علي رغم تدابير علمي متخذه احتمال تاريك ماندن برخي از ابعاد اين " تهديد خاموش فرهنگي " نيز وجود دارد .
    1) آشنايي با شيطان پرستي


    1. تعريف كلي
    سال هاي پس از رنسانس را مي توان به سال هاي افسار گسيختگي جهان غرب در تمامي ابعاد فردي و اجتماعي و جنبه هاي متعدد منتهي به روابط انساني توصيف كرد .
    پس از برداشته شدن يوق تعاليم متعصب كليساي كاتوليك از گردن انسان غربي ، چند كنش عمده فكري و فلسفي شكل گرفت كه شرح آن در حوصله اين مقال نمي گنجد ، لكن آنچه قابل توجه است ، رويكر د هاي متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمينه هاي شكل گيري بسياري از جريان هاي فلسفي را فراهم آورد .
    نكته اي كه نبايد از ذهن دور بماند ، تاثيرات گسترده مكاتب يوناني و شرقي بر انديشه متفكران غربي است .
    در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوق الذكر دامنه انتقاد گرايي به مباحث اصلي توحيدي يعني جايگاه خدا ، انسان و شيطان نيز رسيد .
    قرن ها بعد يعني در سال هاي آغازين قرن بيستم برخي از عناصر فاسد الاخلاق با اتكا به گرايشات و نظريات توراتي و پروتستاني به صورت مخفيانه جريان " شيطان پرستي " را با ويژگي هايي همچون گناه گرايي ، قتل ، تجاوزات جنسي ، هدم اصول اخلاقي ، بي توجهي به مسائل توحيدي و ... پايه گذاري كردند .

    اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده ، لكن استفاده از موسيقي هاي جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن ، تهي شدن انساني غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض موجبات گرايش افراد اندكي را به اين گروه ها فراهم آورد .
    نكته حائز اهميت آن است كه علي رغم عدم استقبال عمومي از عضويت در گروه هاي شيطان پرستي ، آموزه ها و تعاليم گمراه كننده اي توسط ايشان و به وسيله ابزارهايي كه در اختيار ايشان توسط قدرت هاي بزرگ سياسي قرار گرفته ، منتشر شده و مي شود و اين گروه ها در سراسر جهان همواره به عنوان كانون هاي فحشا و فساد شناخته مي شوند .

    سال 1960 را مي توان به صورت جدي آغاز دور جديد حيات و فعاليت شيطان پرستان در آمريكا دانست ، صرف نظر از انواع شيطان پرستي كه طي ساليان متمادي باستاني همچون يونان ، عراق ، ايران و ... وجود داشته است . هدف اين پژوهش بررسي و مطالعه جريان خاص شيطان پرستي مسيحي است كه در سال 1960 ميلادي رسماً در كشور آمريكا فعاليت خود را به عنوان يك فرقه و مكتب آغاز كرده است .
    نكته ضروري نقش قابل توجه يك مامور شناخته شده سازمان مركزي جاسوسي آمريكا در شكل گيري جريان مذكور مي باشد كه طي پژوهش به آن اشاره خواهد شد .
    2. شيطان پرستي ديني


    اگرچه ضروري است كه متذكر شويم اينكه اساساً آيا مي توان شيطان پرستي را ديني خواند ، محل سوال هاي جدي است ، لكن با توجه به اينكه در اغلب كشورها چنين دسته بندي ارائه شده است از عنوان " شيطان پرستي ديني " عيناً استفاده مي شود .
    مبناي بنيادين اين نوع از گرايش به شيطانيسم ، پرستش يك نيروي ماوراء الطبيعه اساطيري و يا چند خدايي مي باشد . عمده پيروان آن به " خدايان " رم باستان ، الهه هاي شرقي و ... گرايش دارند .
    اما ركن اصلي اين نوع نيز مانند ساير انواع تاكيد بر پرورش استعدادهاي شخصي انسان و در حقيقت خودپرستي است .
    3. شيطان پرستي فلسفي


    اين نوع گرايش عبارت است از اينكه محور و مركز عالم انسان است " اين شاخه از شيطان پرستي به پايه گذاري اين فرقه به نام " آنتوان لاوي " نسبت داده مي شود . اين نوع شيطان گرايي نيز مانند دو نوع ديگر يعني ديني و گوتيك از مبناي اعتقادي يهوديت نشات گرفته است . (در بخش سوم به تفضيل در اين خصوص بحث خواهد شد.)

    آشنايي گذرا با " آنتوان لاوي "
    نام كامل وي " آنتوان شزاندر لاوي " (Anton Szandor Lavey) مي باشد . وي در يازدهم آوريل سال 1930 ميلادي در شيكاگو آمريكا متولد و به همراه خانواده اش به سانفرانسيكو عزيمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن مي شود .
    وي شخصيتي ناهنجار و ناسازگار بوده كه در سن 17 سالگي ضمن فرار از تحصيل و حضور در خانه به عنوان خدمه و دلقك به يك سيرك مي پيوندد . لاوي در سال 1950 ميلادي در دايره جنايي پليس آمريكا به عنوان عكاس جنايي مشغول به كار مي شود كه تاثيرات عمده اي را نيز مي پذيرد .
    آنتوان در سال 1952 با " كارول لنسيگ " ازدواج مي كند اما بنابر دلايلي اعم از عدم التزام به اصول اوليه اخلاقي و پايبندي به روابط خانوادگي و شيفتگي به زن ديگري به نام " داين هگارتي " از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعي را با وي آغاز مي كند . لاوي يك فرزند نامشروع از هگارتي كه هرگز با وي ازدواج نكرد را به دست مي آورد .
    وي همچنين علاقه وافري به نوازندگي پيانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همين سال ها روابط جدي و پردامنه را با برخي عناصر سازمان (CIA) همچون " مايكل آكينو " برقرار مي كند .
    اين فرد مرتبط با سازمان جاسوسي آمريكا در تاريخ 30 آوريل 1966 در حال كه براي جمعي از اعضاي حلقه هاي سري " دايره اسرار آميز " با سري تراشيده سخن مي گفت ، مدعي بنيان گذاري " كليساي شيطان " شد .
    نامبرده كتابي را تحت عنوان " انجيل شيطان " و كتاب ديگري نيز با نام " آئين پرستش شيطاني " به چاپ رساند . روز مرگ لاوي با نام " هالووين " در آمريكا شناخته مي شود .
    4. شيطان پرستي گوتيك


    اين نوع شيطان گرايي نيز مانند دو نوعي كه در گذشته اشاره شده نوعي از شر پرستي با اشاره به تاريكي و از كثيف ترين فرقه انحرافي به حساب مي آيد . در موسيقي متاليكا نيز سبكي به نام گوتيك وجود دارد .
    كثيف ترين اعمال مانند خوردن نوزادان ، تجاوزات جنسي و ... به اين گروه نسبت داده مي شود. (گرچه گفتني است براي تمام گروه هاي شيطاني اين اعمال از واجبات ! به حساب مي آيد.) ميل و درخواست به " برگشت تاريكي " در اين شاخه بارز است . همانند اعضاي گروه " آكنكار " كه با لباس هاي تيره به غارها و تاريكي ها براي فرياد كشيدن پناه مي برند !
  7. rendy

    rendy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    22
    تشکر شده:
    0
    شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌دانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی می‌کنند. دست چپی‌ها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستی‌ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگ‌تر بدست می‌آورند. لاوییان‌ها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند.
    شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می‌بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان می‌دهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی می‌شوند.

    تاریخچه
    مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته‌است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده‌است که در برگیرنده قانونی است که می‌تواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که می‌گوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده‌است.
    • این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهه‌های قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته‌اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته‌است).
    • با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزه‌های آنها شیطان وجود دارد و در همه جهان‌بینی‌های الهی، شیطان سعی دارد خداوند رادرزندگی بشر تحلیل برد و خراب کند.
    با رشد رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون ۱۷ و ۱۸)، مردl در جوامع غربی به پرسش سوالاتی راجع به شیطان کردند و این شیطان نیز در پاسخ به تدریج بزرگ و بزرگ‌تر شد، لذا شیطان پرستی به صورت یک رسم که با رسوم دینی گذشته مخالفت دارد ظهور پیدا کرده.
    به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزه‌های مخالف دین‌های ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته‌است. قدیمی‌ترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب «تکذیب یک کتاب» توسط توماس هاردینگ (۱۵۶۵) به چشم میخورد که در آن از کلیسای انگلیس دفاع می‌کند: «در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...». در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه‌هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته‌است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان می‌تواند به موارد زیر تقسیم شود:
    • یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای «دشمن» یا «تهمت زننده» است. و همینطور نام فرشته‌ای است که مومنین را مورد محک قرار می‌دهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده‌است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.
    • اسلامی: کلمه شیطان در عربی «الشیطان» به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس صفت داده می‌شود.شيطان يكي از فرشتگان خاص خدا بوده كه جايگاه ويژه اي نزد خدا داشت . پس از آفرينش حضرت آدم خدا به تمامي فرشتگان دستور داده كه در مقابل آدم سجده كنند كه شيطان از اين امر سر باززده و خود را برتر از آدم دانسته چون آدم از خاك آفريده شده و فرشتگان از آتش وبه همين خاطر مورد غضب خدا قرار گرفته و از آن روز شيطان دشمني انسان راآغاز كرده و سعي در به انحراف كشيدن انسان‌ها داشته.
    • مسیحیت: در بسیاری از شاخه‌های مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده‌است. گفته می‌شود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده‌است. همینطور گفته شده‌است است شیطان کسی بوده‌است که به انسان گفته‌است می‌تواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده‌است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده‌است. از شیطان در کتاب یونانی «دیابلوس» به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده‌است که به معنای «تهمت زننده» یا «کسی که به ناحق دیگران را متهم می‌کند». واژه Devil از فعلی به معنای «پرت کردن» یا «انتقال دادن» نشئت گرفته شده‌است. در حالی که لاوی ادعا کرده‌است که این واژه از زبان سانسکریت "devi" مشتق شده و به معنای الهه‌است (گرچه این ادعا نادرست به نظر می‌آید)
    • آیاواشی: «آکیلاتریراتو آمانای» منبع اسطوره‌شناسی آیاواشی و کتاب دینی آیاواشی، راجع به «کرونی» که یک موجود شیطانی است سخن گفته‌است. این موجود به ۶ قسمت قطعه قطعه شده‌است و هر قسمت در جهان با نام‌های «راواناً ,»دوریودهاناً و ... متولد شده‌اند.
    • گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولاً پیش نیازی برای خود قائل می‌شوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده‌است که همه شیطانی هستند یا به‌وسیله شیطان شناخته می‌شوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده‌است می‌تواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند.
    بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) می‌توانند از انواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده‌اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و بعضا از الهه‌های رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده‌اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته‌است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی است)
    مابقی گروه‌ها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده‌است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده‌اند. این نظریه نیز معمولاً توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده‌است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق می‌کنند و تلاش می‌کنند خود را به‌وسیله فلسفه‌هایی چون میجیک و فلسفه‌های مشابه «تمایل به قدرت» نیچه بالا بکشند) حمایت شده‌است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: «هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد.»
    یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده‌است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق می‌کند:«تو مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد». با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه می‌دانند، نام «شیطان پرستان سنتی» را بر خود گذاشته‌اند و به شیطان پرستان فلسفی، «شیطان پرستان معاصر» می‌گویند.
    مطالب این پست از دانشنامه ی آزاد ویکی‌پدیا برگرفته شده است


    شرپرستان
    این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل «خوردن نوزادان»، «کشتن گوسفندان»، «قربانی کردن دختران باکره» و «نفرت از مسیحیان» هستند. این طرز فکر در کتاب «مالیوس مالیفیکاروم» دسته بندی شده‌است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (۱۴۹۰) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است

    شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:
    1. شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
    2. شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی
    3. شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
    4. شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان
    5. شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت ]اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادی به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند[
    6. شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی
    7. شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته‌است.
    8. شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
    9. شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.
    و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده‌است: حماقت، ادعا و تظار، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده‌اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی نا کافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌پوساند) و کمبود محسنات ! یادداشت: Solipsism می‌تواند به یک طرز فکر معرفت‌شناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد می‌شود که تنها کسی هستند که می‌توانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه دیگران می‌گویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است.
    او (لاوی) سپس ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده‌است:
    1. هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
    2. هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
    3. وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
    4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
    5. هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
    6. هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
    7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
    8. هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
    9. کودکان را آزار نده.
    10. حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.
    11. وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن
    نقد شیطان پرستی
    گرچه بیشتر نقدها از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد، ولی بیشترین انتقادات به شیطان پرستی از طرف مسحیان شکل می‌گیرد. در این راستا مباحث سودمندی مطرح هستند.
    این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه‌است در کنار معنای ضد آن تعریف می‌شود که چه چیزی به عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه‌ها و ادیان ضعیف عمل می‌کند. همچنین این مباحث ادراک معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او را از ادبیاتی که معمولاً ضد شیطان است شکل گرفته‌است.
    • بسیاری از شیطان پرستان، شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی می‌کنند. به هرحال آنها ادعا می‌کنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکه شیطان موجودی یا قدرتی افضل است شکل می‌گیرد.حال گفته می‌شود با توجه به اینکه شیطان به عنوان موجودی شناخته می‌شود که با خداوند مخالفت می‌کند، در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض)
    • عالمان مسیحی بر این باورند که نمی‌توان هرگز از شیطان طبعیت نکرد (هیچ کس معصوم نیست) چرا که آنها باور دارند شر انسانی یک تلاش بیفایده برای انجام دادن کارهای خوب است (به طور مثال، برای رستگاری یا کسب امنیت برای خود، حتی با این شرط که به دیگیران ضرر رساند). حتی کسانی که از فلسفه خوش پرستی طبعیت می‌کنند، تلاش می‌کنند چیزهایی که به عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شده‌اند را بدست آورند. این فلسفه دانان ادعا می‌کنند نتیجه این فلسفه اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشته باشند، تنها رنج، سردرگمی، انزوا و نا امیدی به همراه خواهد داشت.
    • شیطان پرستی یک «سراب فلسفی» و «علم بیان سنگین» است. چرا که گفته می‌شود لاوی در استفاده از لغاط تبحر خواستی داشته‌است. شیطان پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.
    • «انسان موجودی اجتماعی است و به انسان‌های دیگر احتیاج دارد». بعضی‌ها عقیده دارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشته‌اند و آن را به تنهایی تعبیر کرده‌اند. استقلال می‌تواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن است شما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفی کند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود، می‌توان به عدم پذیرش حقیقت منجر شود.
    • یکی از نقدهای کاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی معمولاً خود را به عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین‌های اصلی معرفی می‌کند، بر شایستگی‌های آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاکید می‌کنند و انزوا گرایی می‌تواند به سوء استفاده‌های مختلفی ناشی شود – که معمولاً نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولاً در بازخورد جوامع ناکارمد است. و برای جبران این خلا از قوانین ادیان سنتی استفاده کرده‌است.
    فرقه‌های غیر شیطان پرستانه بسیاری از گروه‌ها به اشتباه به عنوان گروه‌های شیطان پرستی در نظر گرفته می‌شود.به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:
    • هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیر طبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند. و آن را منتسب به طبیعت «حقیقی» انسان مینامند.
    • گروه‌هایی که از دین مسحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده‌است قبول ندارند.
    تعریف دوم، معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست مینامنند. این بنیاد گرایان بیشتر دین‌های کافر جدید (مثلاً ویکا یا استرو) را با استفاده از این تعریف شیطان پرست مینامند.
    طبق این تعریف به ندرت از دین‌هایی مانند اسلام و یهود و فرقه‌های مسیحیت به عنوان شیطان پرست تعبیر می‌شود. چنین گروه‌هایی که دین‌های گذشته را شیطان پرست بنامند بسیار کم است، مانند فرقه مورمون‌ها یا چند فرقه کوچک دیگر. البته شنیده شده‌است که بعضا کاتولیک‌ها، پروستان‌ها را نیز شیطان پرست نامیده‌اند و یا بالعکس ولی چنین خطابی خیلی به ندرت اتفاق می‌افتد.
    حرکت دیگری که به اشتباه به عنوان شیطان پرست شناخته شده‌است، گروه‌های هوی متال موسیقی است. گرچه گروه‌هایی وجود دارند که به دلایلی چند از شبیه سازی‌های شیطانی استفاده می‌کنند ولی عمده گروه‌های متال/راک ارتباطی با یکی از انواع شیطان پرستی ندارند





    كلمه شیْطان از ماده "شطن" گرفته شده، و "شاطن" به معناى "خبيث و پست" آمده است، و شيطان به موجود رانده شده، سركش و متمرد اطلاق مى شود و به معنى روح شرير و دور از حق ، نيز آمده است.
    "شيطان" اسم عام (اسم جنس) است ، در حالى كه "ابليس" اسم خاص (عَلَم) مى باشد، و به عبارت ديگر شيطان به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش ، خواه انسانى يا غير انسانى مى گويند، ونام ابليس در باورهاي اسلامي شيطان,به معناي كسي كه ادم را فريب داده است.
    شيطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است ، موجودى كه سعى مى كند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اينكه به ابليس هم شيطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.
    شيطان معانى مختلفى دارد، كه يكى از مصداقهاى روشن آن ابليس و مصداق ديگر آن انسان‌هاى مفسد و منحرف كننده است.


    تاریخ
    براساس تفسیرهای قرآن و احادیث ٬شیطان یکی از جنیان بود که بر اثر پارسایی زیاد به درجه فرشتگان راه یافت و یکی از فرشتگان مقرب خدا شد(در حدیثی از اما صادق منقول است که یک بار شیطان نمازی خواند دو رکعت ولی ۱۰۰۰ سال طول کشید) اما برای سجده نکردن به آدم او از درگاه الهی رانده شد و به او فرصت داده شد تا قیامت انسان را بفریبد
  8. rendy

    rendy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    22
    تشکر شده:
    0
    خب دوستی میگه در قسمت فرهنگ این تایپ هست پس من دیگه ادامه نمیدم میرم سر یه پست دیگه به نام راز طلسم و جادو:blink:
  9. Geronimo

    Geronimo کاربر فعال هنرهای نمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2007
    نوشته ها:
    5,769
    تشکر شده:
    98
    محل سکونت:
    Crystal Ship
    تو بخش فرهنگ چنین تایپیکی هست
  10. Geronimo

    Geronimo کاربر فعال هنرهای نمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2007
    نوشته ها:
    5,769
    تشکر شده:
    98
    محل سکونت:
    Crystal Ship
    خوبه پس برو سر وقت اون یکی :دی
  11. Shemshad

    Shemshad Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 دسامبر 2006
    نوشته ها:
    3,003
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    Padina Web Group - www.Padina.ir
    با امير موافقم ! كي حوصله داره اين همه را بخونه :دي
  12. TAEL

    TAEL Pocket PC کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,030
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    خونمون
    من همه رو خوندم . متوجه نشدم ! دارم دوباره از اول میخونم.
  13. Damn

    Damn همکار گل و گیاه و حیوانات خانگی همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,035
    تشکر شده:
    543
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    منم نخوندم هر كي خوند خلاصه كنه واسه ما هم تعريف كنه
  14. sina86

    sina86 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏27 آپریل 2008
    نوشته ها:
    3,266
    تشکر شده:
    24
    مقدمه اي بر شيطان پرستي



    مطالعه اين مجموعه شما را با وضعيت كنوني جهان آشنا كرده و در صدد است چهره واقعي شيطان را در عصر حاضر نمايان ساخته و ابزار او را براي مقابله با انسان و انسانيت، معرفي كند.

    " انما ذلكم الشيطان يخوف اولياءه فلا تخافوهم وخافون ان كنتم مومنين "
    " در واقع اين شيطان است كه دوستانش را مي ترساند پس اگر ايمان داريد از آن نترسيد و از من پروا كنيد. " (سوره مباركه آل عمران آيه 175) امام صادق عليه السلام مي فرمايند: " العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس. "
    " هركس عالم به زمانش باشد مورد هجوم حوادث ناگوار قرار نمي گيرد. " با اين روايت امام معصوم عليه السلام مشخص مي گردد كه تا چه اندازه آگاهي نسبت به مسائل روز جامعه مهم و اساسي است. زيرا ممكن است انسان در گرداب مفاسد اجتماعي و انحرافات فكري و مكتبي گرفتار شده، و لي خود از آن غافل باشد. لذا بايد تمامي حواس انسان متوجه اين مطلب گردد كه در جامعه امروزي مسلح به سلاح علم و بصيرت باشد تا مبادا قرباني اميال شوم طاغيان اعتقادي و فكري نشود. در اين گذار يكي از معضلات فكري و مكتبي امروز جوامع كه متأسفانه با سرعت سرسام آوري در جوامع شايع شده و جوامع اسلامي خصوصاً كشور عزيز ما ايران را نيز درنورديده است، مكتب تغيير شكل داده Satanism / سيطنيسم (شيطان پرستي) است. غفلت از اين موضوع زماني اثرات خود را عيان مي نمايد كه كودكان، نوجوانان، جوانان و حتي افراد مسن تر را نيز آلوده كرده و ديگر شايد براي جبران آن دير شده باشد. بنابراين بايد اقدام پيشگيرانه صورت پذيرد. هر چند كه اكنون نيز زمان بسياري را از دست داده ايم. زيرا آثار شوم اين مكتب پليد هم اكنون پديدار شده و حتي بسياري از دستگاههاي فرهنگي كشور را نيز آلوده كرده است. مطالعه اين مجموعه شما را با وضعيت كنوني جهان آشنا كرده و در صدد است چهره واقعي شيطان را در عصر حاضر نمايان ساخته و ابزار او را براي مقابله با انسان و انسانيت، معرفي كند. خوشبختانه هميشه شيطان با افراطي گري، ضعفهاي خود را نمايان ساخته و هر انسان آگاه و با بصيرت، مي تواند با آن به مقابله برخاسته و او را از صحنه زندگي خود خارج ساخته و نابود كند. چنانكه در زندگي ائمه معصومين عليهم السلام مي بينيم، شيطان با تمام تلاشي كه انجام داد، نتوانست حتي كوچكترين خللي در زندگي اين بزرگواران ايجاد كند. در احوالات امام سجاد عليه السلام مي خوانيم، شخصي نزد حضرت رضا عليه السلام آمد و از ايشان درباره لقب سيد الساجدين سوال كرد. حضرت رضا عليه السلام فرمودند: روزي جدم حضرت سجاد عليه السلام مشغول نماز بودند. ناگهان از گوشه اي مار عظيم الجثه اي به سمت حضرت آمد و انگشتان پاي ايشان را نيش زد. امام سجاد عليه السلام برافروخته شد و مشخص بود كه بسيار متألم شده اند، اما تغييري در اذكار و حالت امام عليه السلام مشاهده نشد. مار بسيار حضرت را آزار داد. ناگهان صاعقه اي از آسمان آمد و به مار اصابت كرد. آنگاه مار به حال اوليه خود باز گشت، كه همان شيطان بود. كنار حضرت ايستاد و گفت: حقيقتاً كه تو سرور عبادت كنندگان هستي. و چنين نامي شايسته شماست. آنگاه از نظرها ناپديد شد.آري، او از به انحراف كشـاندن امام معصوم عليه السلام هم نا اميد نبود. اما مقاومت امام عزيز را ببينيد كه چگونه شيطان را درمانده و مستأصل مي كند و او را منكوب مي نمايد. لذا يكي از راههاي مقابله با شيطان، اصرار بر عبادت و ذكر خداوند است. "كجاست طلب كننده جگرهاي انبياء. كجاست طلب كننده خونهاي بي گناه ريخته شده. " به اميد روزي كه در هيچ نقطه دنيا اثري از پليدي يافت نشود. به اميد روزي كه منكوب كننده شيطان رخ نمايد و زمين از لوس وجود شيطان و شيطان صفت پاك گردد. در اين راستا آنچه كه از حقير بر مي آيد، دادن اطلاعاتي هر چند كم و ناقص در اين باره است. شايد راهگشاي محققين و دردمندان جامعه بشري قرار گرفته و فكري به حال اين معضـل پيـچيده اجتماعي و عقيدتي و فكري بشود. اميد است با همكاري تمامي كساني كه درد دين و دنياي مردم را دارند و به فكر اصلاحات سازنده هستند، در اين زمينه اقدام نموده و با مساعدت هاي فكري دست در دست هم به جهاد و مقابله با اين پديده برآييم. طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن / ظلمات است بترس از خطر گمراهي
    اشتباه نكنيد! شيطان پرستان به خدا اعتقاد دارند. فقط نمي خواهند او را بپرستند. حال اگر مجبور باشند به هر موجود پست ديگري تن داده و او را به عنوان معبود انتخاب كنند. از حيوانات و گياهان و اشياء طبيعي گرفته، تا آلت تناسلي و... همگي جزء معبودان بشر قرن بيست و يكم است. قرني كه به قرن اطلاعات معروف گشته، ولي از آگاهي بشر، جز خرافه و پوچي چيزي باقي نمانده است.
    شيطان، نخستين كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پيش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از اين قرارند:
    - اولين كسى كه قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .
    - اولين كسى كه در پيشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.
    - اولين كسى كه كه معصيت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
    - اولين كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از اين درخت نخوريد، چون درخت جاويد است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شريك مى شود.
    - اولين كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصيحت مى كنم .
    شيطان اولين كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت
    - اولين كسى كه نماز خواند و يك ركعت آن چهار هزار سال طول كشيد.
    - اولين كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم عليه السلام از درخت نهى شده خورد.
    - اولين كسى كه نوحه خواند و گريست ؛ چون او را به زمين فرستادند، به ياد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گريه كرد.
    - اولين كسى كه لواط كرد آنگاه كه به ميان قوم لوط آمد. - اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سليمان داد، براى اين كه موهاى اضافى پاى بلقيس پادشاه سبا را از بين ببرند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن شيشه را داد تا حضرت سليمان عليه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقيس را آزمايش كند.
    - اولين كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
    - اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
    - اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.
    - اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.
    - اولين كسى كه براى زيبايى ، زلف گذاشت .
    -اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.
    - اولين كسى كه نقاشى كرد و چهره كشيد.
    - اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.
    - اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
    - اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فرياد كشيد.
    - اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.
    - اولين كسى كه گريه دروغى نمود.
    - اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
    - اولين كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت . روزگار عجيبي است؛ هر گوشه، در هر خيابان يا بين دوستان را كه نگاه مي‌كني درباره اين كلمه مي‌شنوي؛ به خصوص در بين كساني كه ادعاي متال‌بازي و گوش دادن به موسيقي متال به خصوص سبك بلك‌متال را يدك مي‌كشند. چيزي كه الان در جامعه مشاهده مي‌شود باب شدن شيطان پرستي و انداختن "پنتاگرام " در گردن است. بلك‌متال Darkthrone ، مريلين مانسن ، نيروانا ، آنتون لاوي، كليساي شيطان ، satanic bible ، آدم خواري ، skull-n-bone .... احتمالا حداقل يكي از اين كلمات تاكنون شنيده‌ايد، آدمهاي عجيبي را هم ديده‌ايد كه خودشان را طرفدار اين نام‌ها و گروه‌ها مي‌دانند! موسيقي‌هاي آنها را گوش مي‌دهند، گاه‌گاه لباس‌هاي عجيب غريب مي‌پوشند، علامت‌هاي خاصي بين خودشان دارند و به قول خودشان "تيريپ خفن مي‌زنن! "
    از اينها كه بگذريم حتما زياد هم شنيده‌ايد كه در فلان كشور يك عده‌شيطان پرست يك آدم را تكه‌تكه كردند يا خوردند يا فلان جنايت را انجام دادند. لذا بر آن شديم تا در مورد شيطان‌پرستي و شيطان‌پرستان تحقيقي اجمالي به عمل آوريم.
    شيطان پرستي به معني پرستش شيطان به عنوان قدرتي فوق العاده قوي و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهاي خوب دنيوي همچون خدا است. در شيطان پرستي شيطان به عنوان نماد قدرت و حاكميت بر روي زمين، قدرتي به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايي را كه به عنوان دوزخ برشمرده مي‌شود را قانونمند مي‌كند. در شيطان پرستي، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريكي و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح هاي پليد و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌شود؛ و در نهايت معناي شيطان پرستي؛ پرستش قدرت پليدي است.
    به طور كلي دو تعريف براي گروه‌هاي شيطان پرستي در نظر افراد وجود دارد؛
    تعريف اول: هر گروهي كه شيطان را (مشابه شيطان تعريف شده در دين مسيحيت كه عاري از مفاهيم غيرطبيعي مربوط به پليدي و زشتي است يا يك شيطان انتزاعي) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت كند، كه معمولاً از آن به عنوان الهه سياه نيز ياد مي‌كنند و آن را منتسب به طبيعت "حقيقي " انسان مي‌نامند.
    تعريف دوم: گروه‌هايي كه از دين مسيحيت تبعيت نكرده و يا عيسي را با خصوصياتي كه در دين مسيح تعريف شده است قبول ندارند. اين تعريف معمولاً توسط بنيادگرايان مسيحي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بر مبناي اين تعريف بسياري از گروه‌ها را شيطان پرست مي‌نامند.
    در دهه هاي اخير، گسترش فرقه هاي شيطان پرستي در دنيا با رشد خيره كننده اي همراه بوده است. به خصوص كه اين فرقه از ابزارهاي نوين براي گسترش و فعاليت خود بهره برده است. در اين بررسي سعي شده است بيشتر جنبه هايي كه در تحقيقات مختلف بر اين پديده، مغفول مانده است مورد بررسي قرار گيرد. فرقه هاي شيطان پرستي هم مانند هر پديده اجتماعي ديگر از اين قاعده مستثني نيست. در تاريخچه اين گروه ها تحولات نسبتا گسترده اي مشاهده مي شود كه پيش از ورود به بحث، مختصرا به آن اشاره مي شود:
    وجود شيطان همواره در آيين هاي الهي و اديان ابراهيمي، به عنوان موجودي شرور، كه انسان ها را به گناه سوق مي دهد، مطرح بوده است. البته نظرات اين اديان درباره ماهيت و وجود شيطان، نظري سمبليك و نمادين نيست؛ بلكه شيطان همواره موجودي واقعي و داراي قدرت هاي اهريمني است.
    زمينه قدرت هاي شيطان بايد يادآور شد كه از نظر اديان الهي، قدرت شيطان، قدرت بي نهايت و قدرت مطلق نيست؛ بلكه طبق عقائد تحريف نشده دين الهي، قدرت شيطان، محدود و به واسطه انتخاب ناصواب خود انسان پديد مي آيد. چه اينكه شيطان بر مومنان راستين، تسلط و نفوذي ندارد.
    وقتي تعاليم انبيا دچار تحريف مي شود و با خرافات آميخته مي شود، زمينه تفويض قدرت نامحدود به شيطان فراهم مي شود. اما اگر حتي شيطان را داراي قدرت فراوان در نظر بگيريم، چه عاملي باعث پرستش شيطان و فرار از حريم امن الهي و پناهندگي به شيطان مي شود؟ بگونه اي كه افرادي خود را تابع شيطان معرفي مي كنند و از نيروهاي او براي زندگي مدد مي گيرند!
    گرايش به شيطان و تبعيت از او، با انجام يك سري از اعمال خاص، از قرون وسطي مطرح بوده است. اما بايد يادآور شد كه خواستگاه فرقه هاي شيطان پرستي، آن هم با وضعيت كنوني اين فرقه ها، ريشه در غرب دارد. پيروان اين گروه ها در گذشته با اعمالي مانند قرباني كردن انسان ها، قصد جلب رضايت شيطان و كسب قدرت هاي اهريمني او را داشتند. اما گروه هايي كه امروز با عنوان شيطان پرست معروفند، به اين اقدامات دست نمي زنند و مجازات ها و پيگردهاي قانوني، در تغيير اين مناسك، نقش بسزايي داشته است، اما كماكان اين سنت ها با شكل و شمايل ديگر مانند قرباني كردن حيوانات به جاي انسان، به چشم مي خورد.
    شيطان پرستان مدرن همزمان با تغيير اصول شيطان پرستي و به مقارن آن كاهش نفوذ و قدرت كليسا و موج دين ستيزي در دوران مدرنيته كه در غرب ايجاد شد، بار ديگر در نيمه دوم قرن بيستم ميلادي، اصول خود را توسط شخصي به نام "لاوي " تدوين كردند و با بهره گيري از ابزارهاي نوين اطلاع رساني، به سرعت رشد كردند. البته اين بار به مقتضاي تحول عمومي جامعه از اقدامات خشونت بار اين فرقه ها مانند دريدن اعضاي انسان و...خبري نبود و شعارهاي زيبايي ماند عدم آزار رساندن به كودكان، پرهيز از اذيت كردن حيوانات نيز ديده مي شد اما در مقايسه با شيطان پرستي دوره هاي قبل، اصولي وارد اين فرقه جديد شد كه تا حد زيادي متاثر از فضاي مدرنيته حاكم در غرب بوده است.
    در شيطان پرستي قرون وسطي نوعي اعتراض شديد به كليساي كاتوليك و حاكميت آموزه هاي تحريفي آن به چشم مي خورد. لذا "آنتي كريس " يا مبارزه با تعاليم حضرت عيسي و به تبع مبارزه با هنجارهاي كليساي كاتوليك، فراوان به چشم مي خورد. اما در شيطان پرسي جديد چه مولفه هايي وجود دارد؟
    موج جديد شيطان پرستي كماكان همان ضديت را با فضاي كليسا دارد ولي به فراخور كم رنگ شدن نقش كليسا و دين در اروپا، اندكي از اين عناد كاسته شده است اما مولفه هاي جديد وارد اين گروه شده است. يكي از بارزترين اين اصول، انسان محوري يا اومانيسم است كه محصول نامبارك عصر مدرنيته است. تفكري كه ماوراالطبيعه و حيات اخروي را منكر است و تمام هست و نيست را در همين حيانت مادي مي داند.
    اساسا مفهومي به نام توحيد و خداي واحد، در اين فرقه مورد انكار است. مفهوم پرستش در اين فرقه، متفاوت است با مفهوم پرستش در اديان الهي؛ زيرا حتي ممكن است شيطان مورد پرستش اصطلاحي قرار نگيرد، بلكه نوعي اعتماد و مدد جستن از نيرويي داراي قدرت مافوق بشري، به همراه انجام اموري، به عبادت و پرستش تعبير شود و تلاش پيروان اين فرقه اين است كه با انجام اين امور، داراي قدرت اهريمني بيشتري شوند تا از اين زندگي مادي، تا حد امكان در راه لذت بردن از آن، بهره مند شوند.
    اين تفكر سلطه طلبانه و دنيا جو، بازتاب همان تفكر اومانيستي و انسان محوري حاكم و رايج در غرب است كه انسان و تمايلات نفساني او را در راس و محور همه شئون فردي و اجتماعي قرار مي دهد و تمام جزئيات زندگي را بر اساس رسيدن به همين خواسته ها استوار مي سازد.
    در اينجا ممكن است اين سئوال مطرح شود كه "اگر نظام حاكم بر تفكر غربي اين چنين است و ارزش هاي انسان را انكار مي كند، پس شيطان پرستان به دنبال رسيدن به چه امري هستند؟ " زيرا علي الظاهر تمام آنچه كه شيطان پرستان به دنبال آن هستند، در فضاي حاكم بر جوامع غربي قابل دسترسي است. در جواب بايد گفت انسان هرقدر هم كه ارزش هاي انساني را انكار كند و خود را در باتلاق شهوات و لذت هاي مادي غرق كند، باز نمي تواند از فرياد ها و نياز روح خسته خود براي پرستش موجودي برتر، فرار كند و بر اين تمايلات، سرپوش بگذارد.
    اين انسان نمي تواند پوچي هاي زندگي خود را علي رغم لذت هاي مادي، منكر شود و ناديده بگيرد. روح انسان همواره احتياج به پرستش موجودي برتر و فرا زميني دارد. دقيقا به خاطر اغنا كردن اين گرايش تعارض انسان مدرن، اين مكاتب كه در آنها مفاهيمي مانند پرستش، عبادت، استمداد و كسب نيرو از موجودي ماورايي و ... ايجاد مي شوند.
    روح انسان مدرن در چنين جامعه اي را نه تعاليم تحريف شده اغنا مي كند و نه رويگرداني از تعاليم الهي و نه فرو رفتن در تمايلات نفساني آرام. اين فضاي پارادوكسي موجب سرگشتي بشر امروز مي شود و چاره اي جز انجام اعمال حيواني براي او باقي نمي ماند. روح الهي انسان همواره به تعاليم ناب الهي احتياج دارد و اگر مضامين صحيح اين تعاليم براي او فراهم نشود، ناگزير است براي فرار و فراموشي اين موقعيت جانكاه، به مصرف مشروبات الكلي و مواد مخدر و هيجانات زودگذر يا روابط بي حد و حصر جنسي روي آورد كه همه اين اقدامات سراب گونه، مانند نوشيدن آب شوري است كه جز به تباهي و وخامت اوضاع نمي افزايد.
    در چنين شرايطي، رهبران اين فرقه ها مخاطبان و پيروان خود را به خودكشي تشويق مي كنند تا شايد راه نجاتي باشد از اين زندگي بي معنا. آري. اين سرخوردگي انسان مدرن، سوغات سلطه همين تفكر است.
    با اين رويكرد، بار ديگر اهميت تعاليم نجات بخش اديان الهي، و در صدر آن دين مبين اسلام در معنا دهي به زندگي انسان، مشخص مي شود.

    خبرگزاري فارس
  15. Mahiar0

    Mahiar0 کاربر افتخاری سئو و معرفی سایتها

    تاریخ عضویت:
    ‏20 جولای 2004
    نوشته ها:
    9,268
    تشکر شده:
    934
    محل سکونت:
    رشت ولی در بندرعباس
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید