چند زنگ با حال براي موبايل

شروع موضوع توسط Behrooz ‏23 ژانویه 2007 در انجمن کلیپ های صوتی و تصویری

  1. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    سلام خدمت رفقاي عزيز

    من براي خودم چند تا آهنگ موبايل درست كرده بودم . الان به نظرم رسيد شايد دوستان هم از اين آهنگها خوششان بيايد .

    در مورد هر آهنگ توضيح مختصري مي دهم . در ضمن تمام آهنگ ها به مدت 30 ثانيه براي زنگ انتخاب شده اند تا هم جاي كمتري را اشغال كنند و هم براي مدت زنگ كافي باشد .
    از اين به بعد هر شب چند تايي را آپلود مي كنم .
    دوستان هم اگر نظري داشتند بفرمايند تا اصلاح كنم .

    لازم به توضيح است كه اين زنگ ها را با نرم افزار sound forge بريده ام و صداي برخي از آنها را بالاتر برده ام .
    موفق باشيد .
  2. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    آرامتر از دريا

    از ساخته هاي استاد مجيد انتظامي .

    كلا آهنگ آرامي است .

    فایل های ضمیمه:

  3. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    باغ به باغ

    اولين اثر آقاي سامان احتشامي كه يكي از نوازنده هاي خوب پيانوي كشور هستند .

    فایل های ضمیمه:

  4. mostafa_gm

    mostafa_gm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,629
    تشکر شده:
    110
    محل سکونت:
    Nowhere
  5. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    بارن عشق

    باران عشق را فكر مي كنم همه دوستان مي شناسند .

    اثر آهنگساز خوب ايران زمين آقاي ناصر چشم آذر

    فایل های ضمیمه:

  6. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    شبهاي بارسلون 1 و 2
    اثر گيتار نواز فلامينگو بزرگ - اوتمار لايبرت

    منوهين بزرگترين نوازنده ويلون در مورد لايبرت گفته : وقتي لايبرت مي نوازد تمام اسپانيا بيدار است

    فایل های ضمیمه:

  7. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    به ديدار آفتاب

    آهنگساز : خانوم روح انگيز راهگاني

    فایل های ضمیمه:

  8. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    اين قطعه يكي از بهترين آثار ريچي بلكمور ، يكي از بزرگان گيتار الكترونيك است .

    اين يكي را حتما پيشنهاد مي كنم دانلود كنيد . چون تا به حال بيش از 500 مرتبه مجبور شدم با بلوتوث به كساني كه مي شنوند بفرستم .



    مختصري در مورد بلكمور


    ريچارد هيو بلكمور متولد 14 آپريل 1945 وستون آوون انگلستان است .
    به نظر اكثر نوازندگان و كارشناسان موسيقي راك ، وي استثنايي ترين و توانمندترين نوازنده گيتار الكتريك معاصر و نابغه شماره دو گيتار ميباشد.
    از جيمي هندريكس به عنوان نابغه شماره يك نام برده ميشود . جيمي هندريكس موسس و گيتاريست گروه Doors بود.
    علاقه وافر او به موسيقي كلاسيك باعث شد وي علاوه بر قدرتمندترين نوازنده و بداهه نواز ( تك نوازي =Improvising ) شاخه هاي Hard Rock و Heavy Metal ، به عنوان بنيان گذار سبك كلاسيك راك و نيو كلاسيك راك ، الگوي مطلقي براي گيتاريستها و موسيقيدانهاي بزرگي چون : ادي وان هالن ، جان پروچي و يوهان مالمستين شود.
    رد پاي او را ميتوان در آثار بتهوون ، باروك ، باخ ، باربر ، پاگينيني ، موزارت و گرشوين كه به راك مبدل شده ، يافت .
    آثار جاودانه اي همچون :
    space truckin , highway star , love conquers
    نهايت تلفيق موسيقي كلاسيك و هارد راك را به رخ ميكشد . وي به عنوان موزيسين و نوازنده برجسته گروه Deep purple كار حرفه اي خود را از سال 1968 آغاز كرد و پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري در نورديد .
    بلكمور همچنين موسس گروههاي Rainbow , Blackmores night ميباشد . وي دو بار در سالهاي 1975 و 1995 گروه ديپ پرپل را ترك كرد و هر دو بار هم توان و انرژي اش را معطوف شكل دادن گروه ويژه اش يعني rainbow كرد.
    علاوه بر درايت ويژه بلكمور در درك موسيقي ، همراهي خوانندگان اسطوره اي مانند يان گيلن و جولين ترنر باعث شد كه كارهاي گروه deep puple در اكثر اوقات به top ten جداول انگلستان و امريكا راه پيدا كند .

    وي گروه Rainbow را به مركزي براي جذب و پرورش جوانان مستعد تبديل كرد به طوريكه بدون استثنا تمام جواناني كه با وي در اين گروه مشغول به كار بودند ، خود به بزرگان موسيقي راك تبديل شدند .
    وي در سال 1998 در اقدامي بي سابقه گيتار آكوستيك را به جاي الكتريك برگزيد كه تعجب تمام بزرگان موسيقي راك را بر انگيخت و به همراه دوست صميميش كنديكس نايت ، گروه بلكمور نايت را ايجاد كرد و اولين آلبوم اين گروه را به نام سايه ماه با خوانندگي نايت روانه بازار نمود .
    در اولين فرصت مصاحبه با او و انگيزه اش را براي اين اقدام عجيب خواهم نوشت .

    خوب به اينجا رسيديم که بلکمور در سال 1998 به يکباره و در اوج ناباوري هوادارانش جاي گيتار الکتريک را به آکوستيک داد.
    وي موسيقي قرون وسطي را جزيي از زندگي ديگرش ميداند و به آن از تمام وجود عشق مي ورزد .
    او ميگويد : به تبعيت از تفکراتش راک نواختن را ترک کرده و براي يک بار در زندگي اش ، آنچه را که از ته دل خواستارش بوده انجام داده است ،حتي اگر طرفداران قديمي او از موسيقي جديدش گريزان باشند و مانند يک جن زده پنهان شوند.
    متن زير قسمتي از مصاحبه اي است که شايد باعث شود او را بهتر بشناسيم و انگيزه وي را در مورد تصميم آخرش بيان ميکند.


    آلبوم سايه ماه ارايه کننده گرايش کاملا متفاوتي در کار شماست . چه چيزي باعث گرايش شما به موسيقي قرون وسطي و رنسانس شد ؟

    اين گرايش زماني اغاز شد که من در سن نه سالگي آهنگي را با اجراي گروه کر در مدرسه شنيدم و بلافاصله احساس کردم که آنرا قبلا
    در جاي ديگري شنيده ام . احساس من اين بود که نه در اينجا بلکه آنرا در زندگي ديگري شنيده ام .
    چنین چیزی خیلی عجیب بود.چون وقتی شما نه سال بیشتر ندارید هنوز به زندگیهای دیگر فکر نمیکنید و من شاید باز تا نوزده سالگی به این موضوع زیاد اهمیت نمیدادم تا اینکه آلبوم رقصهایی ازقرن نوزدهم ساخته دیوید مونروف را گوش کردم.
    این دومین برخورد جدی من با چنین موسیقی بود که موفق شده بود برای مرتبه دوم مرا به سختی تکان دهد.
    از همین رو در زمانی که موسیقی راک می نواختم موسیقی قرون وسطایی و رنسانس هم به نوبه خود توجهم را جلب کرده بود.
    من همیشه آهنگهایی را برای مردم می نواختم اما در آن روی سکه با وجود علاقه شدیدی که به این نوع موسیقی داشتم تصمیم خاصی برای این سبک قدیمی اتخاذ نکرده بودم و فقط در موقع استراحت از ان لذت میبردم.
    چیزی که هیچ گاه برای موسیقی هارد راک اتفاق نمی افتاد.
    چند سال بعد هنگامیکه من از قلعه ای در المان دیدن میکردم آهنگ رنسانسی که توسط گروهی دوره گرد اجرا میشد توجهم را جلب کرد و همین اتفاق ایده اصلی را به من داد.
    اعضا گروه که هم اکنون از دوستان صمیمی من هستند به دور قلعه میگشتند و موزیک مینواختند و این در حالی بود که گویا من افسون شده بودم .
    از آنها پرسیدم که به یک گیتاریست دیگر احتیاج ندارند ؟ و انها خیلی راحت جواب دادند : خیر
    من در بداهه نوازی واقعا ماهر بودم ولی ایراد اینگونه موسیقی این است که در آن نمیتوانید بداهه نوازی کنید.
    پس از بازگشت از آلمان موضوع را با کندیس مطرح کردم و او هم شروع به ترانه سرایی بر روی آنها کرد.
    صدای او کاملا مناسب و مانند یک خواننده حرفه ای قرون وسطایی بود.


    تاثیر پذیری شما از کجا شروع شد و آیا شما به قطعات یا آهنگسازی شخص خاصی گوش میدهید ؟

    من همیشه به کارهای باخ گوش میدهم و با وجود اینکه او بزرگترین آهنگساز مورد علاقه من است هرگز سعی نکردم موسیقی او را بنوازم چون برای نواختن آن به قدر کافی تربیت نشده ام.
    زمانی که من شروع به یادگیری گیتار کردم برای مدتی گیتار کلاسیک مینواختم اما هرگز نتوانستم به نحو جدی نواختن این موسیقی را بیاموزم.
    در سیزده سالگی باید تصمیم میگرفتم که ایا قصد دارم با تمام انگشتهایم کلاسیک بنوازم یا اینکه گیتار الکتریک بنوازم و از مضراب استفاده نمایم و البته من حالت دوم را انتخاب کردم.
    حالا من به عقب برگشته ام و میخواهم که با انگشتانم گیتار بنوازم و شش سال است که تمرین را در این زمینه آغاز کرده ام اگر چه هنوز از سه انگشتم به جای تمام انگشتانم برای نواختن استفاده میکنم.


    از چه زمانی این سیستم را پایه ریزی کردید ؟


    چندین سال قبل حتی زمانی که با دیپ پرپل کار میکردم کندیس و من به روی اهنگهای خودمان هم کار میکردیم.
    ما همراه با گروه به استودیو میرفتیم و بعد از اینکه برنامه های گروهی پایان می يافت و همه استودیو را ترک میکردند من شروع به نواختن میکردم و کندیس با آوازش مرا همراهی میکرد.
    من به خودم میگفتم : همین است . همه چیز همین است...
    بعد زمانی که دوباره فردا با دیپ پرپل همنوازی میکردم به این فکر می افتادم که اینجا یک چیز ایراد دارد.
    اعضا گروه واقعا به ملودی علاقه ای نداشتند و یان پیس ( درام کار گروه ) که صمیمی ترین دوست من بود می گفت : چرا سعی میکنی از ملودی استفاده کنی ؟
    طبال خیلی در کار گروهی مهم است و من با ریتم او خودم را هماهنگ میکردم .


    شما در واقع به عنوان یک موزیسین الکتریکی شهرت یافته اید اما اکنون موسیقی آکوستیک مینوازید. چه شرایطی را برای این منظور در نظر گرفته اید ؟

    اين نوع موسيقي مسلما خيلي متفاوت است . نخستين اجراي زنده من با ساير اعضاي گروه بلك مورز نايت در ژاپن و در مقابل قريب به 5000 نفر تماشاگر بود و من احساس ميكردم كه با يك زير شلواري به روي صحنه ميروم .
    چون زمانيكه شما گيتار الكتريك مينوازيد در حقيقت خودتان را در پشت صداهاي آن مخفي ميكنيد . اما با يك گيتار آكوستيك كه نهايت خروجي ان ده وات ميباشد قضيه خيلي فرق ميكند . بعد از گذشت چند دقيقه احساس ميكردم كه چيزهايي را فراموش كرده ام.
    من روزهاي زيادي از عمرم را با گروههايي مانند ديپ پرپل و رين بو به نواختن راك در حاليكه مشتهايم را در هوا گره كرده بودم سپري كرده بودم واين با گيتار آكوستيكي كه بايد سرت را پايين انداخته و بنوازي خيلي فرق ميكند .
    اما در يك كلام بگويم كه من شيفته آكوستيك شده ام و الان تمامي مجلات آكوستيك را ميخرم و ميخوانم .




    هیچ کس مانند شما نمیتواند بدان گونه گیتار الکتریک بنوازد . شیوه شما در نواختن گیتار الکتریک به نواختن ویولن شباهت دارد ولی شما نمیتوانید با گیتار آکوستیک بدین گونه عمل کنید .آیا این تغییر شیوه مشکلاتی را برای شما بوجود نیاورده است ؟

    اگر من با موسیقی کلاسیک آشنایی نداشتم این کار برایم خیلی مشکل میشد ولی از آنجایی که به موسیقی کلاسیک و کارهای ویولن زیاد گوش میکنم تفکر در این جهت برایم ساده تر شد.


    آیا به این موضوع فکر کرده ای که نواختن این گونه موسیقی سبب خواهد شد که شما تعدادی از طرفداران قدیمی خود را از دست دهید ؟

    از من در این رابطه زیاد سوال شده است ولی اکثر طرفداران من بین سی تا پنجاه سال سن دارند که آنها هم سیر تکاملی را طی کرده اند و واقعا میخواهند با من همراه باشند و با روح خود دریابند که چه اتفاقی در حال وقوع است .
    در پاپن و اروپا با تماشا گرانی مواجه شدم که مصمم و با حوصله به این نوع موسیقی گوش میکردند و این برای من بسیار جالب بود . با اینکه آنها عادت داشتند در چنین محلهایی با سرو صدا به ابراز احساسات بپردازند ولی سکوت و حوصله انها به من نشان داد که آنها در جست و جوی چیزهای بیشتری در زندگی هستند .

    کارهای او را میتوان به صورت زیر دسته بندی کرد :

    Shades of deep purple -1968
    The book of Taliesyn-1969
    Deep Purple -1969
    Fireball -1971
    Machine Head -1972
    Purple passages- 1972
    Made in Japan-1973
    Who do we think we are -1973
    Burn-1974
    Stormbringer-1974
    Perfect strangers-1984
    The house of Blue Light 1987
    No Body's Perfect -1988
    Slaves and Masters-1990
    The battle Rages On - 1993
    Stranger in us all-1995

    [​IMG]

    فایل های ضمیمه:

  9. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    budhha bar را هم فكر مي كنند موسيقي دوستان خوب مي شناسند .


    اين قطعه از آلبوم dream اين گروه بزرگ انتخاب شده است كه در سال 2002 عرضه شد.

    [​IMG]



    [​IMG]



    [​IMG]

    فایل های ضمیمه:

    • Budha Bar.zip
      اندازه فایل:
      932.6 KB
      نمایش ها:
      1,868
  10. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    بسياري از دوستان حتما فيلم طالع نحس را ديده اند .
    شايد دوستان ندانند آهنگ پر اثر اين فيلم كه فيلم بدون اين آهنگ ناقص است از اپراي مشهور Carmina Burana اثر كارل ارف گرفته شده است .

    اين آهنگ هم تقديم دوستان مي شود .

    Although his fame rests on the success of a single work, the famous and frequently commercially mutilated Carmina Burana, Carl Orff was in fact a multi-faceted musician and prolific composer who wrote in many styles before developing the primal, driving language which informs his most famous work. In addition to his fame as the creator of Carmina burana, Orff enjoyed international renown as the world's pre-eminent authority on children's music education, his life's work in that area represented by Musik für Kinder, five eclectic collections of music to be performed by children, eventually developing into a more extensive series known as Orff Schulwerk.

    Born in 1895 to an old Bavarian family, Orff studied piano and cello while still a young boy. He later studied at the Munich Academy of Music, graduating in 1914. The music that he composed during this period shows the influence of several composers, including Debussy and Richard Strauss. In 1914, Orff was appointed Kapellmeister at the Munich Kammerspiele, where he remained until joining the military in 1917. Discharged from service the following year, Orff continued to work as a conductor, accepting further positions in Mannheim and Darmstadt during the 1918-1919 seasons. Returning to Munich in 1919, Orff studied composition privately with Heinrich Kaminski while supporting himself as a teacher. In 1924, he founded the Güntherschule for music and dance with Dorothee Günther, dedicating himself to making musical performance accessible to children. Under his guidance, an entire orchestra of special "Orff instruments" was designed, enabling children to play music without formal training. The following year, Orff made three stage adaptations of works by Monteverdi. Continuing his work in the area of Baroque music, Orff became conductor of the Munich Bach society in 1930, a position he held until 1933. The experience of performing Baroque music, particularly sacred works for the stage, convinced Orff that an effective musical performance must fuse music, words and movement, a goal no doubt partly inspired by his work with the Güntherschule. Orff embodied his conception of music in the fabulously successful Carmina Burana (1937), which in many ways defined him as a composer. Based on an important collection of Latin and German Goliard poems found in the monastery of Benediktbeuren, this work exemplifies Orff's search for an idiom that would reveal the elemental power of music, allowing the listener to experience music as a overwhelming, primitive force. Goliard poetry, which not only celebrates love and wine, but also pokes fun at the clergy, perfectly suited Orff's desire to create a musical work appealing to a fundamental musicality that, as he believed, every human being possesses. Eschewing melodic development and harmonic complexity, and articulating his musical ideas through basic sonorities and easily discernible rhythmic patterns, Orff created an idiom which many found irresistible. The perceived "primitivism" of Carmina burana notwithstanding, Orff believed that the profound appeal of music is not merely physical. This belief is reflected by many other works, including musical dramas based on Greek tragedies, namely, Antigonae (1949), Oedipus der Tyrann (1959), and Prometheus (1966). These works, as well as some compositions on Christian themes, followed the composer's established dramatic and compositional techniques, but failed to repeat the tremendous success of Carmina burana. His last work, De temporum fine comoedia (A Comedy About the End of Time) premiered at the 1973 Salzburg Festival. Nine years later, Carl Orff died in Munich, where he had spent his entire life. ~ AMG, All Music Guide


    [​IMG]

    فایل های ضمیمه:

  11. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    اين هم ترانه اصلي فيلم كازابلانكا كه با بازي افسانه اي همفري بوگارت جاودانه شد .


    [​IMG]

    فایل های ضمیمه:

    • Casablanca.zip
      اندازه فایل:
      459.3 KB
      نمایش ها:
      1,532
  12. hamilton

    hamilton Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏29 مارس 2006
    نوشته ها:
    1,021
    تشکر شده:
    44
    مرسي بهروز جان.
    عاليه.ادامه ده.
    موفق باشيد.
  13. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    موسيقي دوستان حتما نام كيتارو را شنيده اند و ايشان را كامل مي شناسند .

    واقعا كه موسيقي منحصر به فردي دارد و به قول يكي از بزرگان رويايي است .



    كيتارو - قسمت اول


    [​IMG]


    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]


    موسيقي اگر هيچ نداشته باشد كمترين تأثيرش آرامش است و از آنجا كه آرامش‌بخش اعظم نياز روحي هر فرد است بر آن شديم تا در هر شماره به سراغ موسيقي‌داني برويم كه از نواي ساز خود به آرامش رسيده است. نواي سازي كه او را از فرش به عرش برده است. نواي سازي كه بيمار را هم درمان مي‌كند.



    کیتاروی 54 ساله، اگر موسیقی‌دان نمی‌شد نجار می‌شد! استودیوی 250 متر مربعی‌اش در دامنه‌ی کوههای راکی- که برای جا دادن "کیک برنجی" کیتارو (ارکستر 70 تکه‌اش!) به اندازه‌ی کافی بزرگ است- را با دست خودش و همقطاران نجارش در کلرادو ساخت. به نظر او نجاری، موسیقی، سفالگری و حتی مراسم چای یک چیز هستند، اگر به آنها با این دید که در همه‌ آنها هدفی را دنبال می‌کنیم، بنگریم.



    "مرد خوشحال"[1] در نوجوانی عاشق راک و پینک فلوید بود. در همان سنین، نواختن گیتارالکتریکی را بدون استاد فرا گرفت و تقریبا همزمان با به تولید انبوه رسیدن اولین سینتی سایزرهای ساخت ژاپن کیتارو به کی بورد (سینتی سایزر) روی آورد. آن‌قدر با آن سوباروی قراضه‌اش به KORG رفت و آمد تا از رییس شرکت، یکی از سینت‌های ساخت شرکتش را گرفت. جالب اینکه وقتی مستند "راه ابریشم" با آن موسیقی متن جادویی‌اش از تلویزیون ژاپن پخش شد، رییس KORG نمی‌دانست که این کیتاروست که با یکی از دستگاههای ساخت شرکت او، چنین شاهکاری را خلق کرده است! استاد آواز بی‌کلام، پس از سی سال هنوز از سینتی سایزر آنالوگ استفاده می‌کند. میانه خوبی با سینتی سایزرهای دیجیتال ندارد. به نظرش "دیجیتال" خلاقیت را از بین می‌برد. او با سینتی سایزرش اقیانوس می‌سازد، ساحل زمستانی، یک منظره. تازه، گیتار و فلوت و تایکو(طبل ژاپنی) زدنش هم دست کمی از ساحری‌اش با کی بورد ندارد.



    کوهستان، زادگاه موسیقی کیتاروست. فیجی ژاپن یا راکی کلرادوی آمریکا، سکوت کوهستان آهنگ کیتارو را از آرامش سیراب می‌کند. "طبیعت به من الهام می‌کند". او به مادر موسیقی‌اش، طبیعت، وفادار است. هر سال درمراسم ماه کامل آگوست، ازغروب آفتاب تا طلوع روز بعد را درپای کوه به کوبیدن بر طبل تایکو می‌گذراند. با چنان خلوصی که صبح با دستانی خون‌آلود به خانه بر می‌گردد.



    طنین آوای آلباتروس[2] سابق، در "آسمان و زمین" اولیور استون، چنان داوران [3]Golden Globeرا مسحور کرد که جایزه‌‌ بهترین موسیقی متن فیلم سال 1994 را دودستی به او تقدیم کردند. و بالاخره پس از بارها نامزد شدن، ارمغانِ "به تواندیشیدن" او جایزه‌ی Grammy بهترین آلبوم موسیقی New Age سال 2000 ‌بود. ولی سنگینی کسب این افتخارات هرگز باعث نمی‌شود که در کنسرتهایش مثل یک پسر بچه‌ی پرانرژی بالا و پایین نپرد. به عدد سنش، 54، نگاه نکنید. اگر فیلم کنسرتش را ببینید، بعید نیست که شک کنید که یک خط تیره بین 4 و5 جا افتاده باشد!



    می گوید: "موسیقی من روحانی است. خیلی ساده." او با تلفیق سازها و نواهای موسیقی شرقی و غربی شنونده‌اش را به سفری متعالی در واحه‌‌ رویا، پر از آوازهایی از ابر و آب می‌برد. او در موسیقی‌اش به دنبال آرامش است. خودش را با یک گدا درخیابانهای کلکته برابر می‌بیند و آرامشش را نیز از همین می‌داند. بیخود نیست که از موسیقی‌اش در موسیقی درمانی استفاده میشود. صلح روی زمین آرزویش است. "جنگ‌ها زاییده‌‌ جنگ درونی انسانها هستند. می‌خواهم موسیقی بسازم که این جنگ درونی را فرو بنشاند."



    موسیقی کیتارو مثل آهنگ طپش قلب جنین است. آدم احساسش می‌کند.

    فایل های ضمیمه:

  14. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    موسيقي هزار دستان - بخش اول

    ساخته استاد حنانه

    [​IMG]

    [​IMG]



    مرتضی حنانه، فرزند مهندس محمد حنانه، موسس دبيرستان ايرانشهر، پس از پايان دوره ی ابتدايی دبستان در هنرستان موسيقی به تحصيل مشغول شد. در آن زمان، هنرستان موسيقی ده نفر از موسيقيدانان را از چکوسلواکی برای آموزش به هنر آموزان هنرستان استخدام کرده بود که مرتضی حنانه آموختن « هورن » را انتخاب نمود که بعدها به عنوان « کُريست » اول ارکستر سمفونيک تهران شناخته شد.
    با شروع جنگ جهانی دوم و کشيده شدن آتش آن به ايران، هنرستان موسيقی تعطيل گرديد. اما حنانه با کمک علاقه مندان ديگر نظير غلامحسين غريب و حسن شيروانی کنسرت های گوناگونی به طور آزاد در سالن های انجمن های فرهنگی و هنری برپا نمود و پس از چندی با پيوستن پرويز محمود به اين جمع پايه ی ارکستر سمفونيک تهران گذاشته شد. در سال ۱۳۳۲ که جشن هزاره ی بوعلی سينا برگزار گرديد، حنانه توانست آثار خود را در حضور شرق شناسانی که برای شرکت در جشن دعوت شده بودند با هم سرايی و ارکستر سمفونيک اجرا نمايد و اين اجرا چنان مورد توجه حضار قرار گرفت که آقای چرولی سفير وقت ايتاليا، بورس هنری آن کشور را در اختيار وی قرار داد و حنانه برای تکميل تحصيلات و مطالعات خود در رشته های مختلف هنری، به خصوص موسيقی به آن کشور عزيمت نمود. مرتضی حنانه در موسيقی مذهبی مقدس ايتاليا به تحصيل پرداخت. پس از بازگشت از ايتاليا در سال ۱۳۴۲، علاوه بر تدريس « ارکستراسيون » و اداره ی کلاس « هورن » در هنرستان عالی موسيقی، به عضويت شورای عالی موسيقی راديو ايران در آمد و در همين زمان بود که ارکستر سمفونيک راديو ايران را به نام ارکستر فارابی پايه گذاری کرد. اين ارکستر توانست آثار آهنگسازان ايران را مانند خود مرتضی حنانه، خانم شهينا، فريدون ناصری، فريدون فرزانه، مصطفی کسروی و سيروس شهردار را اجرا و ضبط نمايد. حنانه در سال ۱۹۶۵ از طرف راديوی ايران و بنا به دعوت يونسکو، به « تريبون انترناسيونال آهنگسازان راديو و تلويزيون » اعزام شد و در آنجا قطعاتی از « اوراتوريو » اثر خود را اجرا کرد که از راديوی ايرلند و سوييس پخش شد. پس از افتتاح تلويزيون ايران، حنانه در سمت مشاور سرپرستی اقدام به تاسيس کلاس هايی جهت تعليم فنی خوانندگان نمود و ارکستر سازهای ايرانی را تشکيل داد. وی در جشنواره ی شيراز قطعه ی « کاکوتی » را با ارکستر مجلسی تلويزيون اجرا کرد که موفق به دريافت جايزه ی « گراندمانسيون اسپسيال » گشت. در جشنواره ی دوم نيز، قطعه ی « گاپريس برای پيانو و ارکستر » او به رهبری فرهاد مشکوة اجرا شد و سال ۱۳۵۰ موفق به اخذ جايزه ی بهترين آهنگساز برای فيلم « فراتر از تله » به کارگردانی « جلال مقدم » می گردد.
    حنانه ساخت موسيقی فيلم را از سال ۱۳۲۷ با فيلم « ايران سرزمين طلای سياه » که محصول اداره ی کل هنرهای زيبای وزارت فرهنگ و هنر بود آغاز کرد ( گفته می شود که وی نخستين کسی بوده که در ايران به ساخت موسيقی فيلم اقدام کرده است )

    وی موسيقی متن فيلم های زير را ساخته است:
    - عروس دجله ( ۱۳۳۳ )؛
    - بهلول (۱۳۳۶ )؛
    - ساحل انتظار ( ۱۳۴۲ )؛
    - لذت گناه ( ۱۳۴۳ )؛
    - عروس دريا ( ۱۳۴۴ )؛
    - الماس ۳۳ ( ۱۳۴۶ )؛
    - پل ( ۱۳۵۰ )؛
    - کاکو ( ۱۳۵۰ )؛
    - پهلوان مفرد ( ۱۳۵۰ )؛
    - سه قاب ( ۱۳۵۰ )؛
    - فرار از تله ( ۱۳۵۰ )؛
    - بابا شمل ( ۱۳۵۰ )؛
    - راز درخت سنجد ( ۱۳۵۰ )؛
    - قصاص ( ۱۳۵۰ )؛
    - صمد و فولاد زره ديو ( ۱۳۵۱ )؛
    - جهنم به اضافه ی من ( ۱۳۵۱ )؛
    - قلندر ( ۱۳۵۱ )؛
    - خونبارش ( ۱۳۵۹ )؛
    - سند زنده ( ۱۳۵۹ )؛
    - تشريفات ( ۱۳۶۴ )؛
    - مردی که موش شد ( ۱۳۶۴ )؛
    - تيرباران ( ۱۳۶۵ )؛
    - جعفر خان از فرنگ برگشته ( ۶۷ / ۱۳۶۳ )؛
    - و همچنين برخی از فيلم های مستند مانند « تپه های مارليک » ساخته ی گلستان.
    از نوشته ها و آثار وی می توان موارد زير را نام برد:
    - کاپريس برای پيانو و ارکستر سمفونيک؛
    - دعا برای کر و سلوها و ارکستر سمفونيک؛
    - صبر و ظفر ( دو قطعه برای برای ارکست مجلسی با هارپ و پيانو )؛
    - بزرگداشت فردوسی ( برای پيانو و آواز )؛
    - لالايی ( برای پيانو سلو برای بزرگداشت نيما يوشيج )؛
    - مهرگان ( برای ارکستر سمفونيک ).
    از ترجمه های وی می توان به اين عنوان ها اشاره نمود:
    - ارکستراسيون ( شارل کوکلن )، پنج جلد؛
    - چگون ملودی بسازيم؛
    - باس.
    از تاليفات او می توان به اين موارد اشاره کرد:
    - گام های گمشده؛
    - دروازه های متروک؛
    - تئوری هارمونی زوج؛
    - مقاصد الالحان ( عبدالقادر مراغه ای )؛
    - و قطعات بسياری از تصنيف ها و آهنگ هايی که برای ارکستر، هارمونيزه و تنظيم کرده است.

    مرتضی حنانه روز سه شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۶۸، پس از گذراندن يک بيماری مهلک، جان سپرد.
    وی در جوار امامزاده طاهر در کرج به خاک سپرده شده است.

    فایل های ضمیمه:

  15. Rezafcom

    Rezafcom Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 دسامبر 2005
    نوشته ها:
    168
    تشکر شده:
    0
    ممنون عالی بود
    از جو ستریانی هم بگذاری مجموعه کاملی می شود. ....
  16. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    ممنون از همه دوستان
    محبت داريد .

    البته از ايشان هم قرار خواهم داد . فكر مي كنم 2 تراك هم از ايشان قبلا آماده كرده بودم .

    به مرور تمام اين زنگ هاي 30 ثانيه اي را قرار خواهم داد .

    اميدوارم مورد استفاده دوستان عزيزم قرار بگيرد .
  17. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    آهنگ زيباي Desert Of Sadness كاري از Dj DADO
    البته صدا و سيما هم زماني از اين آهنگ براي برنامه هواشناسي استفاده مي كرد

    فایل های ضمیمه:

  18. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    دوستان حتما سريال Edge Of Darkness يا لبه تاريكي را به خاطر دارند .
    موسيقي عجيبي هم داشت كه ساخته آقاي اريك كلاپتون است

    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]

    فایل های ضمیمه:

  19. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,986
    تشکر شده:
    215
    محل سکونت:
    Tehran
    سريال كيف انگليسي
    [​IMG]



    موزيك متن اين سريال را استاد فرهاد فخرالديني ساخته اند .

    [​IMG]

    [​IMG]

    فایل های ضمیمه:

  20. mahdi_z200

    mahdi_z200 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2006
    نوشته ها:
    68
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    movie
    با تشکر از شما که این آهنگهای زیبا رو گذاشتی
    فقط یه درخواست . اگر ممکنه موسیقی کامل هزار دستان رو بزاری
    با تشکر فراوان

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید

backlink