احساس باز ماندن از کمال، دور ماندن از جوار دوست، از بقای ابدی، از حیات جاوید
و محروم گشتن از صلح و زیبایی و خیر مطلق
و عقب ماندن از آن گروهی که توانسته اند تا آنجا که به خدا بپیوندند راه را ادامه دهند
و له شدن و گم شدن و از میان رفتن در گرد وغبار کاروانی که به سرعت میرود تا خود را بدانجا رساند،
آنچنان وحشتی در دل انسانی که فراتر از دیگران می اندیشد، بر پا میکند، که برای دیگران قابل درک نیست . . .
«دکتر شریعتی»