منتخب بازارچه

برگزیده های پرشین تولز

آخرین اتفاق جالب و یا خنده‌داری که دیدید چی بود؟

ehsan_persian

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
28 مارس 2007
نوشته‌ها
323
لایک‌ها
7
برای خودتان و یا دیگران !
 

farzan.B

همکار بازنشسته
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 ژانویه 2009
نوشته‌ها
2,344
لایک‌ها
1,242
توی یه کلاسی بودیم..
معلم رو تخته یه جمله ی انگلیسی نوشت که معنیش این می شد : علی هر روز آب می خوره ! (مثلا)
بعد معلم گفت تو این جمله باید به چی دقت کنیم ؟؟ (منظورش to بود)
بعد یکی بلند شد گفت باید به مادر علی توجه کنیم !!:lol::lol:
 

Bili_Joe

Registered User
تاریخ عضویت
9 آگوست 2007
نوشته‌ها
272
لایک‌ها
19
محل سکونت
GTFO
يه بنده خدايي تو محل كارآموزي ما بود كه خيلي به همه چيز كار داشت و دوست داشت از همه چيز سردربياره ( فوضول بود ! ) . يه روز يكي از مهندسها يه كبوتر زخمي توي كارخونه پيدا ميكنه و باخودش مياره داخل آزمايشگاه كارخونه و اونجا زخمشو ميبنده و ميذارتش رو زمين . در همين حين اين آقاي كنجكاو (!) مياد كبوتر ه رو ميبينه و از روي كنجكاوي با پاهاش آروم به پشت كبوتره ميزنه . ناگهان مهندسه كه همونجا بوده و اين صحنه رو ميديده برميگرده بهش ميگه : " تو فقط مونده بود كه بياي پاتو بكوني تو *ونه اين كفتره ، كه الان اين كارم كردي !!!! "
 

gooolsa

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
19 ژوئن 2009
نوشته‌ها
291
لایک‌ها
8
سن
36
محل سکونت
Tehran
ضایع شدن یک عده در شناسایی تنگنا
 

@li

کاربر فعال موبایل
کاربر فعال
تاریخ عضویت
24 جولای 2006
نوشته‌ها
3,845
لایک‌ها
89
سن
37
محل سکونت
GRAVEYARD
سر جلسه امتحان پایان ترم نشسته بودیم(توجه کنید که ما ترم 6 هستیم) دختر جلویی داشت جوابهای تشریحی رو با مداد مینوشت مراقب اومد بهش گفت تشریحی ها رو باید با خودکار بنویسی این شازده خانوم هم گفت من این همه با مداد نوشتم اصلا همه امتحانهای تشریحی قبلی رو ما با مداد جواب میدادیم مگه نه بچه ها؟!!! بچه ها:"نهههههه"....و کلاس منفجر شد!!!!!
 

Farzad Z

Registered User
تاریخ عضویت
16 دسامبر 2007
نوشته‌ها
736
لایک‌ها
57
محل سکونت
Isfahan
امروز سر جلسه کنکور قبل از اینکه شروع بشه یه سری فرم نظر سنجی دادن گفتن جواب بدید 10 دیقه وقت دارید بعد ما اینا رو جواب دادیم 10 دقیقه تموم شده بود و اومدن سوالات نظر سنجی رو گرفتند بعد سوالات عمومی رو دادن داشتیم جواب میدادیم یهو یه خانومی با عشوه پست بلند گو گفت داوطلبان عزیز وقت پاسخ گویی به نظرسنجی تمام شد لطفا شروع کنید !
بسیار در اون لحظه اضطراب زا لول شدیم
 

Mahdy2021

Registered User
تاریخ عضویت
6 آگوست 2006
نوشته‌ها
1,694
لایک‌ها
74
سن
34
محل سکونت
Iran-Tehran
امروز رفته بودم دانشگاه امتحان بدم ولی بدلیل کم خوابی و خرخونی شب امتحانی خودم و دوستان خیلی سوتی میدادیم

یه نمونیش رفتم های بای بخرم ، هر چی فکر کردم اسمش یادم نیومد :D بعد موقع حساب کردن هم به جای اینه به فروشنده بگم آقا یه بار دیگه حساب کن ! گفتم این زیاد نیست؟ :D
 

MasoudM

Registered User
تاریخ عضویت
8 جولای 2008
نوشته‌ها
1,660
لایک‌ها
646
محل سکونت
in the shadow of the statue
با رفيقم رفته بوديم فرم كارآموزي رو تحويل بديم ، يارو سرش شلوغ بود داشت فرم ها رو چك ميكرد يه دفعه يكي از فرم ها رو زد رو ميز گفت : قبلا هم گفتم بايد مهر محل كارآموزي بخوره ، اين چيه ؟ فرم مالِ يه دختره بود مثل اينكه .

منم به رفيقم گفتم ببين اين اسكله از داهات پا شده اومده فكر كرده مهر همون خودكاره ، خودش نشسته خودكاري كرده . يه دفعه يه دختره برگشت نگام كرد ، منم رومو اونور كردم .
 
Last edited:

farzan.B

همکار بازنشسته
کاربر فعال
تاریخ عضویت
5 ژانویه 2009
نوشته‌ها
2,344
لایک‌ها
1,242
دو تا پیره زنه خسته ( داغان ) به سمتمون میومدن...
به شوخی به یکی از رفیقام گفتم چپی ماله تو راستی ماله من !!

مامان و خواهر رفیقمون بودن !!!:lol:
 

Para2x

کاربر قدیمی پرشین تولز
کاربر قدیمی پرشین تولز
تاریخ عضویت
20 اکتبر 2005
نوشته‌ها
1,062
لایک‌ها
26
محل سکونت
تهران
رو یکی از دخترای کلاس اسم گذاشته بودیم , بهش می گفتیم عباس آقا !!
یه بار اومدم صداش بزنم حواسم نبود گفتم ببخشید عباس آقا !! یوهو برگشت طرفم ببینه کی رو دارم صدا میزنم (کسی توی سالن به جز من و اون نبود) من هم سرمو بی خودی کردم توی یه کلاس ها گفتم عباس آقا علی کارتون داره !!!
nerdylaff.gif

بعد اون دوباره برگشت به راهش ادامه داد
nerdylaff.gif

نزدیــــــــک بود 3 بشه
 

kardak

کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت
19 ژوئن 2009
نوشته‌ها
16
لایک‌ها
1
امروز سر جلسه کنکور قبل از اینکه شروع بشه یه سری فرم نظر سنجی دادن گفتن جواب بدید 10 دیقه وقت دارید بعد ما اینا رو جواب دادیم 10 دقیقه تموم شده بود و اومدن سوالات نظر سنجی رو گرفتند بعد سوالات عمومی رو دادن داشتیم جواب میدادیم یهو یه خانومی با عشوه پست بلند گو گفت داوطلبان عزیز وقت پاسخ گویی به نظرسنجی تمام شد لطفا شروع کنید !
بسیار در اون لحظه اضطراب زا لول شدیم

منظورت ديروزه
يا آواترتو صبح به کسی قرض داده بودی
شرلوک هلمز سوم

:f34r::wacko:
 
بالا