آيا ايرانيان عرب ستيز هستند؟

شروع موضوع توسط Mahmoud58 ‏3 فوریه 2007 در انجمن بایگانی

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    نخستين ميزگرد انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران با موضوع "ويژگی های فرهنگ و روحيات ايرانيان" روز چهارشنبه، ۴ بهمن ماه ۱۳۸۵ برابر با ۲۴ ژانويه ۲۰۰۷ در خانه هنرمندان در باغ هنر تهران برگزار شد .
    در اين ميزگرد "بوم برژه" (رييس انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران)، دکتر منصوره اتحاديه (استاد تاريخ دانشگاه تهران) و حامد فولادوند (مترجم زبان فرانسه و پژوهشگر تاريخ) حضور داشتند. اعلام شده بود که داريوش شايگان نيز در زمره سخنرانان خواهد بود، اما حضور او به جلسات بعدی موکول شد .

    بحث درباره فرهنگ و روحيات ايرانيان با اين سخن حامد فولادوند (مجری ميزگرد) آغاز شد که: در فرهنگ غربی آن چنان که فرويد نيز مطرح ساخته، عقده ای به نام "عقده اديپ" وجود دارد که ناظر بر کشتن پدر به دست پسر است، اما کسانی چون فريدون هويدا با الهام از کشته شدن سهراب به دست پدرش رستم، "عقده رستم" يا پسر کشی را مطرح کرده اند و آن را تفاوت ايران و جامعه غرب دانسته اند .

    او سپس از بوم برژه خواست که نظر خود را در اين باره و به طور کلی درباره ساختار خانواده در ايران بيان کند.

    ساختار پدرسالاری خانواده ايرانی

    رييس انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران در پاسخ گفت: "از نظر من نويسندگانی چون فريدون هويدا و عباس ميلانی عقده رستم را مطرح می کنند تا يک نوع ارتباط اجتماعی بين نسل ها را بيان کنند؛ ارتباطی که بر مبنای قدر قدرتی پدر شکل گرفته و پسران را وادار می سازد که در مقابل پدر سر تسليم فرود آورند."

    او افزود: "در اينجا يک تصوير استعاره ای از پدر را مشاهده می کنيم که به عنوان يک رهبر يا ناجی حتی می تواند بچه های خود را ببلعد و اين اقتدار در تاريخ ايران در وجود افرادی چون رييس قبيله، امام اول يا رهبر مذهبی نيز جلوه گر شده است."

    بوم برژه از اين سخن خود چنين نتيجه گرفت که "نظام خويشاوندی در ايران، پدر سالارانه است و اعمال قدرت از سوی پدر و ريش سفيدان زير بنای سازمان اجتماعی است."


    شاهنامه يکی از مراجع اصلی بنيادهای فرهنگی ايران زمين است

    او افزود: "ايران از اين حيث بی شباهت به بسياری از کشورهای اروپايی است که در آنها پدر هنگام پيری خانه و ثروت خود را برای فرزندان می گذارد و به گوشه ای آرام می رود." و بلافاصله تصريح کرد: "در جامعه امروز ايران، اين اقتدار پدرانه به چالش کشيده شده و از سوی جوانان رد می شود؛ به گونه ای که شايد بتوان گفت جوان گرايی در کمين ايران نشسته است."

    پس از سخنان رييس انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران، رفتار ايرانيان در برابر بيگانگان مورد توجه قرار گرفت و بيشتر زمان جلسه را به خود اختصاص داد.

    ايرانيان و رابطه بغرنج با بيگانگان

    فولادوند در طرح موضوع گفت: "تاريخ ايران تاريخ تهاجمات است. تهاجم يونانيان، عرب ها، ترک ها، مغولان، افغانان و اين اواخر روس و انگليس. در اين ميان ما ايرانيان احساس دوگانه ای نسبت به بيگانگان داريم؛ هم بيگانه ستيزيم و هم به آنها علاقمنديم. در عين حال يک نوع عرب ستيزی هم در ميان ما به چشم می خورد که بيشتر جنبه واکنش دفاعی دارد."

    او سپس از خانم اتحاديه خواست تا نظر خود را در اين باره بگويد.

    اتحاديه پاسخ داد: "انسان بسياری از خصوصيات فرهنگی خود را از مدرسه و آنچه به او القاء می شود، می گيرد و عرب ستيزی هم از جمله چيزهايی است که به ايرانيان القاء شده است. زيرا اگر درست فکر می کرديم می توانستيم به علت سلطه هزار ساله سلسله های ترک نژاد بر ايران، ترک ستيز باشيم. اما نه فقط ضد ترک نيستيم بلکه ضد مغول هم نيستيم."

    او افزود: "در آغاز سده بيستم و شايد کمی پيش تر عده ای از روشنفکران ملی گرا از دوره ايران باستان اسطوره ساختند و القا کردند که اعراب تمدن باستانی ما را از ميان برده اند. بنابراين عرب ستيزی ايرانيان يک چيز ساختگی است که در فرهنگ و خلقيات ما جايی ندارد و می تواند خيلی راحت عوض شود."

    خانم اتحاديه به طور تلويحی نظريه "دو قرن سکوت" که دکتر عبدالحسين زرين کوب آن را در کتابی تشريح کرده است، نمونه ای از ين القائات و امری غير تاريخی دانست.

    او تصريح کرد: "به طور کلی برخورد ايرانيان با خارجی ها و حتی مللی چون ژاپنی ها (که حضور اشغال گرايانه يا استعماری در ايران نداشته اند) همواره توأم با جاذبه و سوء ظن است و در سده ۱۹ ميلادی در همان حال که از روس و انگليس بدشان می آيد، برای پيشرفت کشور از آنها تقليد می کنند."

    خانم اتحاديه دو گانگی موضع ايرانيان درباره خارجی ها را در اين جمله ميرزا ملکم خان خلاصه کرد که "عينک فرنگی را به چشم می زنيد تا قرآن بخوانيد."

    تفاخر به ايران باستان

    سپس نوبت به بوم برژه رسيد که نظر خود را درباره عرب ستيزی ايرانيان ارايه دهد. او به عنوان شاهد مثال سخنان اتحاديه، گفت که در زمان پهلوی ۱۱ درصد کتاب های تاريخی درباره ايران باستان بوده و اين ميزان پس از انقلاب به يک درصد رسيده است .

    او ازاين آمار نتيجه گرفت که "در ايران، تاريخ به صورت انفعالی ضبط نشده بلکه [دولت ها] معنايی را که می خواسته اند به تاريخ بدهند، انتخاب کرده اند."

    بوم برژه افزود: "کلماتی مانند ايران، ايرانی و نژاد آريايی که ساخته و پرداخته خاورشناسان اروپايی سده نوزدهم ميلادی هستند، در زمان رضا شاه باب شدند و گرچه نمی توان گفت که چنين چيزهايی واقعيت ندارد اما اروپايی ها آن را رواج دادند."

    او سپس با اين يادآوری که "احساس ايرانيان نسبت به بيگانگان مبهم است و در کنار دگردوستی، بيگانه ستيزی هم دارند"، ادامه داد: "از نظر ايرانيان، انگليسی ها منشأ توطئه هستند که البته بی ربط هم نيست؛ روس ها را نيز خشن و مستبد می دانند اما تکليفشان با آمريکايی ها مشخص نيست. هم حس جاذبه شديد دارند و هم دافعه شديد. از يک سو با آمريکا مخالفت می کنند و از سوی ديگر فرهنگ آمريکايی را وارد زندگی خود کرده اند؛ چندان که آشپزخانه ايرانيان به سبک مدرن آمريکايی است و نقشه شهرسازی تهران مانند لس آنجلس است."

    افسانه "عرب ستيزی" ايرانيان

    آذرتاش آذرنوش از ديگر ايران پژوهان حاضر در جلسه بود که وارد بحث شد و با ارايه مستندات ديگری به تأييد گفته های اتحاديه و بوم برژه درباره القايی بودن عرب ستيزی در ايرانيان پرداخت. او گفت: "من در هيچ منبع تاريخی نديده ام که يک ايرانی، عرب و عربيت و زبان عربی را طعن کند و اين بيت منتسب به فردوسی که "ز شير شتر خوردن و سوسمار، عرب را به جايی رسيده است کار / که تاج کيانی کند آرزو ، تفو بر تو ای چرخ گردون تفو!" کاملا جعلی است و بعدها به اشعار او افزوده شده است."


    مدارا با بيگانگان
    ايرانيان در طول تاريخ به جای فحش به عرب ها به نژاد ايرانی خودشان نازيده اند و به رغم گفته خاورشناسان و برخی ايرانيان، ما هويتی داشتيم که خيلی راحت و بدون دعوا از مقابل عرب ها و ترک ها رد می شديم. بنابراين نه فقط عرب ستيز نبوده ايم بلکه گاه ايرانی ستيزی کرده ايم


    آذرتاش آذرنوش

    او به نقش خاورشناسان غربی در القای عرب ستيزی به ايرانيان اشاره کرد و گفت: "خاورشناسان چند بيت شعر شاعران ايرانی را که به نژاد خود باليده اند، جمع کرده و از آن عرب ستيزی و "شعوبيه" به و جود آورده اند و کسانی چون ابن قتيبه و ابن مقفع را نيز شعوبی معرفی کرده اند، حال آن که چند شعر که در طول پنج قرن پراکنده شده دليلی بر عرب ستيزی ايرانيان نيست."

    آذرنوش تأکيد کرد: "ايرانيان در طول تاريخ به جای فحش به عرب ها به نژاد ايرانی خودشان نازيده اند و به رغم گفته خاورشناسان و برخی ايرانيان، ما هويتی داشتيم که خيلی راحت و بدون دعوا از مقابل عرب ها و ترک ها رد می شديم. بنابراين نه فقط عرب ستيز نبوده ايم بلکه گاه ايرانی ستيزی کرده ايم؛ چندان که زمخشری به عنوان يک ايرانی در ابتدای کتاب خود می گويد: "خدايا تو را شکر که مرا مجوس قرار ندادی و عرب قرار دادی!"



    منبع بی بی سی فارسی
     
  2. خدمات پی پالبازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برند
  3. ایرانی آزاد

    ایرانی آزاد کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    985
    تشکر شده:
    5
    بله اکثریت ایرانیان از عربهای غیر ایرانی با عناوینی چون عرب سوسمارخور و ......... اینها یاد می کنند که نشانه نوعی نفرت است که عربها هم در این مورد دست کمی از ایرانیان ندارند.
     
  4. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    برای من بسیار جای تعجب هستش که این عرب پژوهان ( ایران پژوهان سابق ) این مستندات رو به قول خودشون از کجا اختراع میکنند؟؟ خیلی جالبه که هر شعر و سخن و نوشتار که ذره ای به ضرر این پان عربها باشه رو سریعا جعلی و غیر واقعی و اضافه شده میدونند.؟؟!!
     
  5. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا

    پس حتما از نظر این عرب پرستها فیروز نهاوندی ( قاتل عمر ) , بهزاد همدانی ( قاتل عثمان ) , بابک خرمدین و مبارزات 22 ساله اون با مامون و معتصم عباسی , مازیار دلاور طبرستان , ابومسلم خراسانی , سربداران ( سربداران يک سلسله کوچک محلی از متصوفان خراسان هستند که در اوايل قرن هشتم هجري قمری برابر با قرن چهاردهم ميلادی با کارگزاران مغول در افتادند و با تشکيل حکومتی محلی آخرين ضربه را بر فرمان روايی مغول در ايران وارد آوردند) , نادرشاه افشار و... هم افسانه هست... !!!!!!!
     
  6. Amir_2591

    Amir_2591 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2006
    نوشته ها:
    60
    تشکر شده:
    0
    اشعار «الحاقی و جعلی» را باید جای دیگری در شاهنامه جستجو کرد ...
     
  7. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    درود به شرفت . پاینده ایران و ایرانی ...
     
  8. cadusir

    cadusir Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 دسامبر 2004
    نوشته ها:
    1,052
    تشکر شده:
    75
    محل سکونت:
    رشت
    درود
    قبل از همه چیز دوست دارم بگم از این که توی این فروم و بخصوص توی بخش تاریخ چنین دوستان آگاهی وجود دارند خوشحالم.
    کل مقاله بسیار جالب هست بخصوص روشی که برای توضیح وجود پدر سالاری در جامعه ایران تحت نظریه سهراب کشی داده شده.
    تنها چیزی که این بین برای من قبولش مشکله نظریات جناب آذرنوش هست . البته معلومه که من در حدی نیستم که بخوام ایشون رو نقد کنم اما صرف وجود چند ایرانی عاشق عرب مانند جناب زمخشری اصلا دلیل نیمشه که بگیم خاورشناسان غربی عرب ستيزی را به ايرانيان القا کردن. این موضوع رو میشه به این صورت توضیح داد که اعراب در آن زمان قدرت قاهره و برتر بودند و همیشه هم تعداد افرادی که به سوی قدرت گرایش پیدامیکنند زیاد هست. که البته اگر قدرت خارجی باشه معمولا به این افراد حداقل میگن وطن فروش. مثل آقای زمخشری.
    نکته دیگه اینه که باید بدونیم فتح ایران به همین راحتی صورت نگرفت و 28 سال طول کشید و تقریبا بدون استثنا تمامی شهرهای فتح شده حداقل یکبار شورش کردند.
    این مسئله هم که خانم اتحادیه فرمودند کتاب دوقرن سکوت آقای زرینکوب هم القای غربی هاست . میخوام بدونم آیا یعنی این اتفاقات تاریخی که توی این کتاب نوشته شده هیچوقت رخ نداده ؟ برای مثال آیا قیام بابک خرم دین هم جزو القائات غربی ها بوده؟
    خب در کل باید بگم که بله ایرانی ها عرب ستیز هستند و بدون شک اعراب هم ایرانی ستیز . اما اینجا یک تفاوت وجود داره , اعراب میدونن از چی بدشون میاد و چرا . اما ما ایرانی ها اشتباه میکنیم دلیل نفرت ما از اعراب اینه که فکر میکنیم از زمان حمله اونها به ایران ما تا همین حالا دچار بدبختی و عقب موندگی شدیم یعنی دلیل این بدبختی رو اعراب میدونیم . که این اشتباه هست. مشکل ما از اعراب نیست برای نمونه اسکندر هم ایران رو فتح کرد و اتفاقا وحشی گری که در آتش زدن تخت جمشید به خرج داد هم حتی باعث این نشده که ما از اونها متنفر باشیم.
    به نظر شما این چه چیزی هست که این تفاوت رو به وجود آورده ؟فرق اونا چی هست ؟ این همون چیزی هست که ماز ازش متنفریم اما بصورت عرب ستیزی بروز پیدا کرده.
    نظر شما چیه؟
    با سپاس
     
  9. cadusir

    cadusir Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 دسامبر 2004
    نوشته ها:
    1,052
    تشکر شده:
    75
    محل سکونت:
    رشت
    درود
    دوست من شما حرف دل همه رو زدید. :happy:
    سپاس
     
  10. BRADER SHIAN

    BRADER SHIAN Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,485
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    مینشن
    فیروز حق داشت عمر رو بخاطر ظلمی که در حقش کرده بود مجازات کنه!
     
  11. Amir_2591

    Amir_2591 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2006
    نوشته ها:
    60
    تشکر شده:
    0
    با سپاس از مهر دوستان بزرگوار .

    فقط پیروز نبوده، پیروز یک شمه از حق‌جویی ایرانیان است، نگاه بکنید، سرتاسر حقايق تاریخ ریشخند است نسبت به کسانی که دم از «عدم خونریزی» و «پذیرش تجاوز» عرب از سوی ایرانیان می زنند و طوري جلوه مي‌دهند كه انگار ايرانيان خود را جلوي پاي لشگر دشمن تازی قرباني كردند : رستم با صد هزار مرد جنگي به جنگ عربان رفت، اين اولين مقاومت نبود و آخرينشان هم نيز. بهزادان(ابومسلم)، بهافريد، سنباد، استادسیس، مقنع، بابک، حمزه‌ي آذرك، مازیار مازنی، و حتي خود افشين، كه در ظاهر مسلماني گزيده بود و در خدمت خليفه بود و مازيار و بابك را هم به كشتن داد، در دل سوداي كشتن خليفه و بازگرداندن جاه و جلال به ايران و ايراني را داشت و در زندان عرب پوسيد و خليفه جسدش را بردار كرد ، شورش‌هاي ايشان به‌روي هم طبق روايات خود اعراب چند ميليوني(۲ تا ۳)ايراني به كشتار رفتند و توسط عمال خليفه و «موالي» خائن كشتار شدند، این ارقام شوخی یا افسانه نیست و بطور تقریبی قابل اعتماد است، من نمی دانم اگر مقاومت جانانه ی ملت ایران که با خونریزی بی مانندی بطور دائمی سرکوب می شده و بی وقفه ادامه داشته ، در میان انبوه اسناد و مدارک «غیر ایرانی» دروغ و جعل است، پس حقیقت کجاست، پیش ناصر پورپیرار؟!

    براي مثال به ماجراي «سنباد» كه در تواريخ خود عرب‌ها آمده نگاه بكنيد، اين سنباد گويا از ياران بهزادان بوده و سوگند مي‌خورد تا ريشه‌ي عرب را برنكند از پا ننشيند، ولي در جنگي با «ابوجعفر منصور» شكست مي‌خورد و شصت هزار تن از ياران او به كشتار مي‌روند، قيام او سراسر هفتاد روز به درازا مي‌كشد و با قساوتی بی مثال سرکوب می شود، زماني كه به مازندران پناه‌جو مي‌شوم روي يك جدل ابلهانه به كشتن مي‌رود. نقل آغاز کار او را از منابع عربي بخوانيد :

    « اتفاق چنان افتاد كه سنباد را پسري كوچك بود و با يكي از پسران عربان به مكتب مي‌رفت، در محله‌ي بوي‌آباد نيشابور و آن عربان چهارصد كس بودند. روزي پسر سنباد با پسر عربي جنگ كرد و پسر سنباد سر پسر عرب را بشكست. اثر خون بر سر پسر عرب ظاهر شد، پيش پدر رفت، پدرش گفت اين را اظهار مكن و بان آن پسر در دوستي بپيوند. پسر عرب با پسر سنباد دوستي آغاز كرد و بعد از آنكه دوست شدند، پسر سنباد را به خانه برد و كسي نزد پدرش فرستاد كه پسرت اينجاست بيا و ببر. سنباد به خانه‌ي عرب رفت و عرب پسر او را كشته بود و بريان نهاده بود و عضوي به سوي سنباد بر سفره نهاد، چون از گوشت بخورد و از سفره برداشتند عرب از سنباد پرسيد كه طعم بريان چه بود؟ سنباد گفت خوب بود، عرب گفت گوشت پسر خود خوردي، سنباد از اين معني بي‌هوش شد.» زبدة التواريخ و مروج الذهب، به نقل از دو قرن سكوت.

    آنچه «عرب ستیزی» تعبیر می شود دشمنی با قوم خاصی نیست، دشمنی با تاریخی سراسر راهزنی، تجاوز و بردگی به ایران و ایرانی است که خون هر انسان شریف حتی انیرانی را به جوش می آورد، این حقارت و آنچه با آن ستیز می شود، نه خود عرب که اصلا کله پاچه اش چه باشد، که عربیت است ، عربیزه کردن ایران و فرهنگ و تاریخ آن و بازنویسی «عرب گرایانه » تاریخ ماست. این عربها هستند که انگار با نفرت از ایرانی زاده می شوند و همگی بدون استثنا، از ایرانیان کینه به دل دارند، کاربر گرامی «کورش بزرگ» یک نوشته ای دارند بنام «منظور از عرب سوسمار خور چیست» که ای کاش آنرا اینجا بازگویی بکنند .
     
  12. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
     
  13. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    البلاذری ( فتوح البلدان ):
    اعراب به اهواز لشگر کشیدند و در آنجا مردمانی از " جتها " و " اساوره " حضور داشتند. با آنان با دشواری جنگیدند و نبرد سختی در گرفت. ولی ایرانیان شکست خوردند و اعراب افراد زیادی را به اسارت گرفتند و زنان و دخترانشان را بین خودشان تقسیم کردند.

    ابن خلدون ( تاریخ طبری ):

    در نبرد نهاوند به فرماندهی فیروزان سپهسالار دلیر ایران به قدری از ایرانیان به دست اعراب کشته شدند که زمین از خونها لغزنده شد و اسبان لیز خوردند و لاشه ها در شهر فراوان بودند.

    البلاذری ( فتوح البلدان پیرامون کشتار سیستان ):
    ربیع ابن زیاد که مردی بلند قامت و سیاه چهره و خشک و چروکیده بود بعد از فتح سیستان قبل از آنکه مرزبان آن شهر را به حضور بپذیرد دیواری قطور از اجساد ایرانیان بنا نهاد و در بالای این دیوار بر روی اجساد ایرانیان نشست و بعد از آن مرزبان سیستان را فراخواند و قراردادی را در آن حالت منعقد ساخت که مرزبان باید هزار جوان ایرانی را به همراه خراج سالیانه تحویل عربها دهد. بعد از آن ایرانیان از قرارداد سرباز زدند و دوباره لشگری راهی سیستان شد و اینبار 2000 هزار جوان اسیر و مبلغ 2 میلیون درهم خراج از ایرانیان گرفتند. بعد از آن خراسان و نیشابور فتح شد و خراجهای بسیار سنگینی منعقد گشت.

    ابن خلدون ( تاریخ طبری ):
    خالد ابن ولید پس از پیروزی "حیره" و فتح آن شهر به فکر تصرف مناطق آرامی نشین عراق افتاد (شهر کاظمه در شمال کویت). مردمان آنجا مسیحیان ایرانی بودند. وی لشگری بزرگ روانه آنجا نمود. افسر ارشد شهر برای آنکه حاضر به تسلیم نگردید و حاضر به فرار هم نشده بود تصمیم به زنجیر کردن خود و سربازانش کرد که این نبرد بعدها به " ذات السلاسل " مشهور گردید. خالد پس از کشتن سربازان دربند که در حدود 700 نفر بودند زنجیر آنان را به عنوان غنیمت برداشت و افسر مافوق را گردن زد. وزن زنجیرها هزار رطل گزارش شد(حدود 450 کیلوگرم).

    البلاذری ( فتوح البلدان پیرامون اسیران ایرانی ):
    در یکی از جنگها در نواحی خوارزم اعراب شمار بسیار زیادی اسیر گرفتند. زمستان و سرما بود. در راه بازگشت رختهای ایرانیان از آنان گرفتند. عده کثیری از اسیران از سرما و یخ تلف شدند.

    ثعالبی ( غرر اخبار ملوک الفرس برگ 32 تا 39 ):

    درفش کاوه پس از پیروزی فریدون به زر و گوهر آراسته شد، علم ( پرچم ) مقدس ایرانیان بود تا در جنگ قادسیه به دست عربی از قبیله نخع افتاد. سعد ابن وقاص آنرا جزو ذخایر و جواهر یزدگرد نزد عمر ابن الخطاب فرستاد. عمر امر کرد که آنرا از چوبه برگرفتند و خود درفش را پاره پاره کردند و در میان اعراب تقسیم کردند.

    ابوبکر نرشخی ( تاریخ بخارا ):
    بیکند شهری بود از سغد و سغد مرکز تجاری بین المللی در شرق ایران در زمان ساسانیان بود و شهری بسیار زیبا و ثروتمند . "اندربیکند" مردی بود که دو دختر با جمال زیبا داشت. " ورقا ابن نصر " فرمانده سپاه اعراب هر دو دختر را از خانه بیرون کشید. مرد ایرانی گفت : در میان این شهر بزرگ چرا دختران مرا میبری؟ ورقا پاسخی نداد مرد بجست و کاردی بر وی بزد ورقا زخمی شد ولی کشته نشد چون خبر به قتیبه رسید گفته شد که همه شهر "حرب" هستند در نتیجه شهر به کلی منهدم گشت مردان قتل عام گشتند و اموال شهر به تصرف در آمد سپس کشتار سمرقند و خوارزم شد بعد از آن گرگان به محاصره "یزید مهلب" در آمد و طبری مینویسد او با خدا پیمان بست که به مناسبت این مبارزه طولانی ایرانیان طبرستان با اعراب و کشتن عده زیادی از اعراب در آنجا آنقدر از مردمان آنها خواهد کشت که خونشان به جریان بیافتد و آسیاب ها بگردش درافتد و با خون آنها گندم و نان بپزند. محاصره بعد از 7 ماه به پایان رسید. یزید مهلب 1000 نفر را در دره ای برد و همگان را قتل عام نمود ولی خونشان به جریان نیافتاد. لیکن دستور داد آب را به خونها ببندند تا جریان بیافتد گزارش این نبرد حاکی از آن است که 14000 هزار ترک در شبه جزیره و 40000 تن ایرانی در نبرد گرگان کشته شدند و هزاران اسیر بدست آمد و 30 میلیون درهم غنائم بدست آمد. که یک پنجم آن به مبلغ 6 میلیون درهم راهی دمشق شد.

    جالب است که تمامی این تاریخ نگاران عرب هستند.
     
  14. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    سمبل یک عرب پرست واقعی...
     
  15. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    کتاب دو قرن سکوت نوشته دکتر عبدالحسین زرینکوب ( برگ 114 زیر عنوان کتاب سوزی ):
    بدینگونه شک نیست که در هجوم تازیان بسیاری از کتابها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب و فنا گشته است. این دعوی را از تاریخ ها می توان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آنرا تایید می کند. تردیدی در این زمینه لازم نیست زیرا برای عربی که جز کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ .... باری از همه قراین پیداست که در حمله عرب بسیاری از کتابهای ایرانیان از بین رفته است.... بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این کودکان سبک مغزی افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.

    قابل توجه خانم اتحادیه و سایر عرب پرستها :


    ابن خلدون ( مقدمه تاریخ طبری چاپ مصر برگ 286.285) :
    وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.

    آثارالباقیه ( برگ 48.36.35 ):

    عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند و آنرا همواره چون حربه تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند.آخر این بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنها را در بلاد دور افتاده ایران به خطر اندازد. به همین سبب هرجا که در شهرهای ایران به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند همه را یکجا نابود کردند. نوشته اند وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.


    حتما از نظر این افراد اینها هم القایی هستند!!!!!!!!
     
  16. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    368
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    این نسلها نیستند که خون میریزند
    افکار و عقاید است!
    اگر تو به نژاد برتری تعلق داری نوعی دیگری بیاندیش! :f34r:




    علي جان چون اين در اين پست Quote پستي كه بايد پاك مي شد وجود داشت جسارت كردم و اديت كردم .

    موفق باشيد .

    باتشکر
    البته دیگر موضوعیت پست من هم از بین رفت خیلی سعی کردم در این بحث شرکت نکنم اما پست ایشون عنان اختیار را از دستم خارج کرد!!!
     
  17. Romain_Gary

    Romain_Gary Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,711
    تشکر شده:
    6
    البته نژاد پرستیه که کار کثیفیه

    به همان دليل پست بالايي اديت شد .
     
  18. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا


    فیروز نهاوندی یا ابولؤلؤ
    یکی از ایرانیان در دوره اولیه ورود اعراب به ایران بوده است و او کسی بود که عمر ابن الخطاب، خلیفه مسلمانان را با ضربه‌های کارد کشت.

    جنبش سیاه‌جامگان به رهبری ابومسلم خراسانی یکی از اولین مقاومتهای مسلحانه و سازمان یافته علیه اعراب درهمان قرون اول و دوم هجری قمری بود. سیاه جامگان یا ابومسلمیان نخست جنبشی را علیه ظلم و زور کارداران خلیفه در ایران سازماندهی کردند و سپس هنگامی که ابومسلم شهرت یافت و نهضت سیاه جامگان سراسری شد آنان توانستند که خلافت از خاندان امویان به عباسیان را منتقل کنند. خلیفه عباسی او را که در خراسان و سراسر ایران محبوبیت کسب کرده بود با حیله و نیرنگ به بغداد فرا خواند و او را با دسیسه‌ای به قتل رساند.

    همزمان با جنبش ابومسلم و پس از قتل او جنبشهای دیگری از جمله خروج به آفریدیان (۱۳۲ هجری) ، قیام مهریان (۱۳۳ هجری) و شورش سنبادیان که این آخری به قول مطهر بن طاهر مقدسی ، به خون خواهی ابومسلم در نیشابور بود و شورش اصحاقیان و استاد سیسیان نیز به خون خواهی ابومسلم آغاز شد و همه با پیروی از روش مزدک هویت طبقاتی و توده‌ای داشتند و ضدیت با عرب و انتقام از خلیفه در برنامه مبارزه آنها بود.

    در میان جنبشهای پس از قتل ابومسلم تنها جنبش سپیدجامگان بود که توانست تا مدت زمان طولانی تری خواب را از چشمان اعراب برباید و دستگاه خلافت را در ترس و وحشت و زیر شمشیر تیز خود نگهدارد.

    بابک خرمدین از ایرانیانی بود که از خطه آذربایجان بر ضد اشغالگری اعراب پس از حمله اعراب به ایران بپا خواست. وی رهبری سرخ‌جامگان را به عهده داشت.

    از جنبش های دیگر ایرانیان بر ضد اعراب می‌‌توان به مازیار از مازندران و یعقوب لیث رویگر ( صفار ) از سیستان اشاره کرد.
     
  19. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    دوستان گرامی اینجا نباید سخن از انگیزه های نژاد پرستانه مسیر آشکار سازی حقایق را منحرف کند فقط پرسش در اینجاست که چرا و با چه هدفی این چنین اشخاصی تاریخ و مستندات آنرا اینچنین آشکارا بر ضد هویت ایرانی انکار می کنند؟؟؟ مگر نه اینکه همین تحریف تاریخ باعث شده که اعراب به خود اجازه دهند که خلیج همیشه فارس رو الخلیج......... بنامند و نیز عده ای پان عرب ادعای مالکیت بر جزایر سه گانه ایرانی را داشته باشند؟؟؟؟
     
  20. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا

    سخنی از خسرو پرویز که در کتاب ( عقدالفرید پوشینه 2 برگ 5 چاپ قاهره ) نقل شده:

    خسرو پرویز می گوید اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند. فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند. از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند. بهترین خوراکی که منعمانشان می توانند به دست آورند گوشت شتر است که بسیاری از درندگان آنرا از بیم دچار شدن به بیماریها و به سبب ناگواری و سنگینی نمی خورند.


    (( البته بماند که این سخن خسروپرویز جنبه طعن ندارد و کاملا حقیقت اعراب جاهلیت را بیان میکند.))
     
  21. Radiohead

    Radiohead مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏10 جولای 2006
    نوشته ها:
    3,856
    تشکر شده:
    180
    ظاهرا ما ایرانی ها عرب ستیز هستیم!
    دلایل اش برای همه مشخصه: اعراب مسیر تاریخی ایران رو عوض کردن...
    من خودم از هیچ نوع نژاد پرستی ای خوشم نمیاد و محکوم میکنم! ولی ته دل ام نمیتونم کوچکترین علاقه ای به اعراب داشته باشم.
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
عسل طبیعی و گرده گل ایرانی