آژانس هواپیماییexchanging

اخرین باری که از گریه کردی کی بوده؟

شروع موضوع توسط sunset_3797 ‏11 آگوست 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. sunset_3797

    sunset_3797 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 آگوست 2007
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    where u like
    این تاپیک رو در راستای اون تاپیک bishtar جان زدم.:)

    چون تو این روزگار اکثرا غمگین هستن تا خوشحال[​IMG]

    یکیش خودم.
    بیاید اینجا غمو غصه هاتونو بگید باهم همدردی کنیم بلکه سبک شیم [​IMG]
     
  2. @li

    @li کاربر فعال موبایل کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24 جولای 2006
    نوشته ها:
    3,788
    تشکر شده:
    81
    محل سکونت:
    GRAVEYARD
    من یادم نمیاد....چون خیلی وقته که جاهایی که باید گریه کنم نمیتونم....اصلا من نمیتونم گریه کنم برام شده مشکل!!!!!...از دوستان کسی میدونه راه حلش چیه؟!!!....همین مشکل رو در مورد خوشحالی هم دارم جاهایی که باید خیلی خوشحال باشم نمیتونم!!!!....
     
  3. Miss-Classic

    Miss-Classic کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2007
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    سیدنی، استرالیا
    من آخرین باری که گریه کردم پری شب بود..

    دلیلشم ترجیه میدم نگم

    ولی خوب من اصولا آدم خیلی شادیم :happy: اگه هم ناراحت باشم نمی ذارم کسی متوجه شه چون دوست ندارم حال منفی من رو دیگران تاثیری بذاره :)


    س.
     
  4. Romain_Gary

    Romain_Gary Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,711
    تشکر شده:
    5
  5. leylax

    leylax Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 فوریه 2007
    نوشته ها:
    432
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    زیر باران
    [​IMG]
    پریشب!!!
    خیلی زیاد!چشام وحشتناک شده بود!:(
     
  6. Miss-Classic

    Miss-Classic کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2007
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    سیدنی، استرالیا
    اوخی.. خیلی شکلک نمک داره :)


    س.
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. Graveworm

    Graveworm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 می 2005
    نوشته ها:
    1,063
    تشکر شده:
    12
    محل سکونت:
    Tehran
    هر روز صبح،
    تو ماشین تا برسم سر کار
    با آهنگ Sweet Child O'Mine
     
  9. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    راستش آخرين بار پارسال همين موقع ها بود....دوستي رو از دست دادم كه فكر نكنم ديگه لنگش تو دنيا باشه ار معرفت مهربوني بزرگي كسي بود كه زندگي منو به كلي عوض كرد،مثل يه شهاب براي مدتي تو زندگيم درخشيد و بعد خاموش شد
    يادم نميره وقتي خبر فوتش رو شنيدم تا سه روز نميتونستم جلوي گريمو بگيرم.
    چه دوراني بود نه خواب داشتم نه خوراك
    فكر نميكنم مصيبتي بزرگتر از اون تو زندگيم داشتم.
     
  10. Miss-Classic

    Miss-Classic کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2007
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    سیدنی، استرالیا
    خدا رحمتش کنه :(
     
  11. delphinus

    delphinus کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 می 2007
    نوشته ها:
    30
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Aquatica
    خدا رحمتشون کنه :) از دست دادن یه دوست خیلی سخته من خوب درکت میکنم
     
  12. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    من نزدیک بود همین الان با خوندن پست BLOODY جان گریم بگیره
     
  13. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    از همدردي دوستان ممنون انشالله هيچ وقت براي شما اين حوادث پيش نياد...
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. nazanin_rose

    nazanin_rose کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2007
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    NOWhereLand
    درست همین امروز :eek::(:happy:
     
  16. amd>intel

    amd>intel مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏12 می 2005
    نوشته ها:
    6,463
    تشکر شده:
    14
    محل سکونت:
    SILICON CITY
    گريه كردن خوب هست . ولي به شرطيكه نشكنيد . مرداني ديدم اين گريه ها ياعث شكستنش وجودشون شده . كاش حداقل انسانهاكمتر احتياج به گريه داشته باشند
     
  17. De Monarch

    De Monarch کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 آگوست 2007
    نوشته ها:
    2,575
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    Minas Tirith
    نه . هیچ وقت ...
     
    Last edited: ‏31 اکتبر 2008
  18. sourena_8888

    sourena_8888 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    347
    تشکر شده:
    65
    اخرین بار اولین بار بود
    بعد تولدم گریه کردم ....
    اونم فکر کنم نمیدونم ؟؟
    اون پرستار نامرد همچی با دست زد تو کمرم هنوز جاش هست ....بی انصاف خوشت میاد یکی بچتو سرو ته وسط اسمون و زمین بگیره .... بعد بزنه تو کمرش ...نه خوشت میاد ....خودت بگو