آژانس هواپیماییexchanging

استاد كمال الملك

شروع موضوع توسط vahidrk ‏19 دسامبر 2005 در انجمن هنرهای ترسیمی

  1. vahidrk

    vahidrk کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏2 جولای 2005
    نوشته ها:
    3,377
    تشکر شده:
    506
    محل سکونت:
    Home
    [​IMG]




    ميرزا محمد كمال الملك

    دست تقدير سال 1226 شمسي براي كودكي كه در كاشان متولد مي شد احراز افتخار و مقام بزرگترين نقاش سده اخير را ثبت كرد , اين كودك محمد نام داشت و در دامان پدر و مادر هنر مندي تربيت يافت .

    محمد پس از گذرانيدن تحصيلات ابتدائي دل از ديار كند و به تهران رفت و به مدرسه دارالفنون كه در آن ايام تنها مرجع علم و عمل بود قدم گذاشت .

    او از همان ساعت ورودش مي خواست هنرش به سرزبانها بيفتد و روزي قرعه فال به نام آقاي مدير مدرسه افتاد . محمد صورت آقاي مدير را با قلم سياه ساخت و آن وقت بود كه همه حتي آقاي مدير او را ملقب به ميرزا محمد كردند و همين تابلوي سه بعدي توجه ناصرالدين شاه را به خود جلب كرد و بدون تامل دستور داد اتاقي از شمس العماره در اختيار نامبرده بگذارند تا با خيال راحت به ادامه هنرش مشغول شود .


    هيـــجده ساله بود كــــه در عمارت سلطنتــــــي شروع به كار كرد و در عرض چهار سال چندين تابلو را تمام كرد . قدرت قلم و تشخيص رنگ او بطوري بود كه باعث اعجاب همه شد و به لقب " نقاشباشي " مفتخر گرديد و تشويق شاه و استقبال مردم هنرشناس كار او را طوري كرد كه ميرزا محمد در حدود دويست تابلو زيبا و گرانبها ساخت و ملقب به كمال الملك شد .

    استاد براي آشنائي بيشتر سفري به اروپا داشت و در موزه هاي معروف لوور , ورساي , وروم خوشه هاي معرفت از خرمن آثار روبنس , رامبراند , وانديك , داوينچي , رفائل و ديگر اساتيد جهان جمع آوري كرد . او پس از مراجعت به ايران هنرستاني به نام مدرسه صنايع مستظرفه تاسيس نمود و به پرورش استعدادهاي پراكنده هموطنانش پرداخت .

    در سال 1300 شمسي حسودان و معاندين كوته فكر حوادث و جريناتي براي استاد برپاكردند كه روح حساس و زودرنج او را متاثر كرد و بنا به عللي ديگر شش سال بعد رسما از مقام رياست هنرستان استعفا كرد و يكسال بعد او را به ملك شخصي كه در حوالي نيشابور داشت تبعيد كردند .

    داس اجل در يكشنبه 27 مردادماه 1319 شمسي دو ساعت بعداز ظهر خرمن هستي ايران و ايراني , استاد كمال الملك را درويد و در كنار مقبره شيخ عطار سر به خاك ابديت گذارد .
     
  2. thomson762

    thomson762 مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    2,083
    تشکر شده:
    9
    معرفترین اثر: (تالار آینه)
    [​IMG]

    مقبره:

    [​IMG]

    و عکس:

    [​IMG]
     

    فایل های ضمیمه:

  3. fotocopy

    fotocopy مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2003
    نوشته ها:
    2,850
    تشکر شده:
    35
    محل سکونت:
    جالب بود
     
  4. thomson762

    thomson762 مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    2,083
    تشکر شده:
    9
    این هم قبلا" روزنامه شرق ازاش نوشته بود:

    كمال الملك؛ هنرمندى در اسارت دربار

    محمد غفارى نقاش ايرانى (حدود ۱۲۲۷ تا ۱۳۱۹ ش) يكى از مشهورترين و پرنفوذترين شخصيت هاى تاريخ هنر معاصر ايران به شمار مى آيد. با كار او جريان دويست ساله تلفيق سنت هاى ايرانى و اروپايى به پايان مى رسد و سنت طبيعت گرايى اروپايى در قالب نوعى هنر آكادميك تثبيت مى شود

    .كمال المك يا محمد غفارى در تهران متولد شد ولى سال هاى كودكى خود را در كاشان گذراند. در نوجوانى به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون زير نظر على اكبر خان مزين الدوله آغاز به هنرآموزى كرد. ناصر الدين شاه به هنگام بازديد از اين مدرسه كار او را پسنديد و وى را به دربار فرا خواند. ديرى نگذشت كه شاه به او لقب «نقاش باشى و پيشخدمت حضور همايونى» داد. (۱۲۶۱ ش)

    فعاليت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسيار مقبول افتاد و از اين رو لقب «كمال الملك» گرفت.پرده معروف به تالار آينه از جمله مهم ترين آثارى بود كه در اين سال ها به وجود آورد. پس از كشته شدن ناصر الدين شاه كمال الملك براى مطالعه به اروپا رفت. (۱۲۷۶ ش) مدتى بيش از سه سال را در فلورانس، رم و پاريس گذرانيد؛ و در موزه ها به رونگارى از آثار استادانى چون رامبراند و تيسين پرداخت. در پاريس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تاثيرى مثبت در اسلوب كار و حتى طرز ديد او گذاشت. او به دستور مظفر الدين شاه به ايران بازگشت (۱۲۷۹ ش) و كار در دربار را ادامه داد، ولى عملاً نتوانست با خواست هاى شاه جديد كنار بيايد. به عراق رفت و چند سالى را در آنجا گذرانيد. (۱۲۸۰ تا ۱۲۸۳ش) پرده هاى زرگر بغدادى (۱۲۸۰ ش) و ميدان كربلا (۱۲۸۱ ش) را به هنگام اقامتش در عراق نقاشى كرد. او اگرچه به مشروطه خواهان متمايل بود (پرده عليقلى خان بختيارى (سردار اسعد) گواه آن است) در جنبش مشروطه مشاركت مستقيم نداشت. در سال هاى بعد مديريت مدرسه صنايع مستظرفه را بر عهده گرفت. در اين مدرسه با كوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت كه زبده ترين شان خود استادانى در مكتب او شدند. سرانجام به دليل اختلافاتى كه با وزيران معارف بر سر استقلال مدرسه پيدا كرد، از كار تدريس و شغل دولتى دست كشيد (۱۳۰۶ ش) و به ملك شخصى خود در حسين آباد نيشابور كوچيد.
    (۱۳۰۷ ش) در آنجا بر اثر حادثه اى از يك چشم نابينا شد؛ اما تا سال هاى آخر زندگانى به نقاشى ادامه داد. كمال الملك از همان آغاز فعاليت هنرى اش تمايلى قوى و آشكار به روش و اسلوب طبيعت گرايى اروپايى داشت. با ظهور كمال الملك وظيفه اى جديد براى نقاش دربار معين شد. او مى بايست رويداد ها، اشخاص، ساختمان ها، باغ ها و غيره را همچون عكاسى دقيق ثبت كند تا به عادى ترين مظاهر زندگى و محيط دربارى سنديت تاريخى بخشد. بى سبب نيست كه كمال الملك در اين دوره اغلب پرده هايش را با افزودن شرحى درباره موضوع رقم مى زد. (مثلاً: طبيعت بيجان با گلدان و پرنده شكار شده، ۱۲۷۳ش) با اين زمينه فكرى و هنرى كمال الملك به اروپا رفت. هدف او شايد فقط ارتقاى سطح دانش فنى اش بود. ولى در موزه ها آثار استادان رنسانس و باروك را ديد و شيفته آنها شد. منطقاً او به لحاظ فرهنگى، ذهنى و سابقه هنرى آمادگى رويارويى و احتمالاً بهره گيرى از جنبش هاى امپرسيونيسم و پست امپرسيونيسم را نداشت.
    اما زيبايى شناسى كلاسيسيسم رنسانس و سبك و اسلوب بغرنج هنرمندانى چون رامبراند را نيز به درستى درك نكرد (چنان كه مثلاً در هيچ يك از نقاشى هاى كمال الملك و شاگردانش نشانى از آشنايى با اسلوب لعاب رنگ كارى به چشم نمى خورد.) با اين حال آكادمى گرايى در او قوت گرفت؛ و هنگامى كه به ايران بازگشت بيش از پيش به هنر آكادميك سده نوزدهم وابسته شده بود. حتى بعداً در بازنمايى موفقيت آميز برخى موضوع هاى اجتماعى نيز از اين وابستگى رهايى نيافت. او اساساً چهره نگار و منظره نگار بود؛ و در تك چهره هايى چون «سيد نصرالله تقوى» قابليت و مهارت خود را به حد كمال نمايان ساخت. كمال الملك با كوشش هاى خود در مقام نقاش و معلم پاسخى متناسب با شرايط اجتماعى و فرهنگى زمانه اش به ضرورت تحول هنرى جامعه داد.
    بازتاب اين كوشش ها در ذهن مردم خصوصيات اخلاقى، نحوه زندگى و واقعه كور شدنش از او يك مرد افسانه اى ساخت. از جمله ديگر آثارش: دورنماى صفى آباد (۱۲۵۳ ش)؛ عمله طرب؛ حوضخانه صاحبقرانيه (۱۲۶۱ ش)؛ منظره آبشار دوقلو (۱۲۶۳ ش)؛ مرد مصرى (۱۲۷۵ ش)؛ فالگير يهودى؛ دهكده مغانك (۱۲۹۳ ش)؛ تك چهره خود هنرمند (۱۲۹۶ ش)؛ تك چهره صنيع الدوله؛ نيمرخ هنرمند (۱۳۰۰ ش)؛ منظره كوه شميران (۱۳۰۱ ش).سرانجام محمد غفارى (كمال الملك) در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ درگذشت.*اين مطلب با استفاده از «فرهنگ معاصر هنر» (رويين پاكباز) نوشته شده است.

    منبع:
    http://www.sharghnewspaper.com/840603/html/spc14.htm
     
  5. meli

    meli Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2004
    نوشته ها:
    1,380
    تشکر شده:
    23
    محل سکونت:
    tehran
    یکی از شاگردان استاد تعریف می کرد که استاد زمستونها توی باغچه خونشون پیازه گلها رو می کاشتن
    بهار وقتی گلها سبز می شد از روی پشت بام خونه که به حیاط نگاه می کردی مثل یک تابلوی نقاشی بود!
    این یکی از هنرهای استاد بوده که اون زمان نظیرش وجود نداشته!!
     
  6. meli

    meli Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2004
    نوشته ها:
    1,380
    تشکر شده:
    23
    محل سکونت:
    tehran
    راستی ستوده جان
    معروفترین اثر استاد رو نمی بینیم
    میشه یه جای دیگه آپلود کنی؟!!
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. thomson762

    thomson762 مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    2,083
    تشکر شده:
    9
    الان درست کردم
     
  9. meli

    meli Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2004
    نوشته ها:
    1,380
    تشکر شده:
    23
    محل سکونت:
    tehran
    مرسی!!!!!!
     
  10. thomson762

    thomson762 مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    2,083
    تشکر شده:
    9
    خواهش میکنم :)
    این متن پست 4 که تو شرق بود رو بخونید ضرر نداره جالب نوشته.