آژانس هواپیماییexchanging

اسیر خونوادمم!!

شروع موضوع توسط marzieh.m ‏31 جولای 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. marzieh.m

    marzieh.m کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏31 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    سلام دوستان من مرضیه هستم 19 سالمه از تهران
    راستش دیگه طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم مشکلمو هر جوری شده به بعضی ها بگم شاید تونستن کمکی بکنن
    به خدا دیگه خسته شدم طاقتم تاق شده
    مشکل من اینه که تو یک خانواده بسیار بنیاد گرا زندگی میکنم در حالی که خودم اصلا اینجوری نیستم و مثل خانوادم فکر نمی کنم و اعتقاداتم مثل انا نیست ولی مجبورم مثل اونا باشم و در واقع خونمون مثل یه قفس می مونه
    من مجبورم همیشه حجابم به طور کامل رعایت بشه
    حتی جلوی نزدیکترین فامیل های نا محرم و حتی جلوی پسر خاله هامم که از بچگی باهاشون بزرگ شدم یه تار موم هم نمی تونه معلوم باشه
    هیچ وقت نمی تونم آرایش کنم حتی وقتی وقتی میریم عروسی
    هر جمعه باید بریم نماز جمعه
    خونمون هفته ای یکبار مادرم روضه یا جلسه یا ختم انعام و کلاس قرآن و ... میذاره و منم باید حضور داشته باشم
    یک برادر بزگتر از خودم دارم که 25 سالشه و بسیجی هم هست پدرمم بسیجیه و پارسال مامور رایگیری در حوزه مسجد محل بودن تو اغتشاشات هم گاهی حضور داشتن به عنوان مامورین بسیج
    متاسفانه پدرم بدترین ظلم رو به من کرد و نذاشت برم دانشگاه
    در حالی که خودم خیلی درسم خوب بود بابام گفت دختر نباید بره دانشگاه چون دانشگاهها محیطش خرابه
    و این در حالیه که من الان باید یکسال باشه که دانشجو باشم
    حتی پدرم میخواد به زور شوهرم بده در حالی که اصلا قصد ازدواج ندارم و نکته فاجعه بار اینه که خواستگارای منو پدرم تعیین می کنه و همشون هم از قماش پدر و برادرم هستن ولی خدا رو شکر تا اینجا که دو تاشون اومدن و به خاطر مشکلاتی که تو خونواده خودشون بود این پیوند ها سر نگرفت
    تو مدرسه دخترها مسخرم می کردن و می گفتن امل
    هر چند از دوستی و رابطه با پسرها هم خوشم نمیاد ولی پسرها هم با دخترای شیک و تمیز خوششون میاد نه دخترای سیبیلو
    یه بار چند وقت پیش داشتم با دوستم که دختر هم هست تو یاهو مسنجر چت می کردم و از اونجایی که تو خونه ما چیزی به اسم حریم خصوصی معنایی نداره داداشم یهو درو باز کرد اومد تو اتقام و چشمش به پنجره یاهو مینجر افتاد دنیا یه دفعه جلو چشمم تیره و تار شد و نصف گوشتم آب شد اول یه چشم غره رفت و بعد صداشو انداخت تو گلوش و گفت با کدوم بچه قرتی چت می کردی هاااااان؟منم گفتم به خدا دخرته از دوستای نزدیکمه داشنم باهشا چت می کردم و تا نرفت و متن چتمون از اول تا اخر نخوند و فهمید که دختره دست برنداشت.

    واقعا احساس می کنم در جوانی پیر شدم و زندگیم داره نابود میشه
    هیچ چاره ای جلوی پام نیست شما بگید من چه کنم؟
     
  2. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    برو تاپیک روانشناسی وقت بگیر ! :lol:
     
  3. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,652
    تشکر شده:
    4,891
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    من به خودم قول دادم تو این یوزر. نه جواب سوال کسی رو بدم نه کسی رو راهنمایی کنم و نه با کسی بحث کنم و نه برای پی تی کاری انجام بدم.
    با این حال بهترین جوابی که میتونم به شما بدم اینه که برید پیش مشاور خانواده.
    باور کنید کمکتون میکنن.
     
  4. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    یوسف اینا همه کار یه نفره ! تابلوئه !
     
  5. Yousef

    Yousef مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    6,652
    تشکر شده:
    4,891
    محل سکونت:
    So Close, So Far
    مهم نیست راست بگه یا دروغ!
    مهم اینه که کسی که این مشکل رو داشته باشه باید بره پیش مشاور.
    اینجاها به جواب نمیرسه!
     
  6. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,287
    تشکر شده:
    1,336
    توی خونه ی ما برعکسه
    همه به من میگن چرا امّل بازی در میاری؟[​IMG]
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    چرا امل بازی در میاری ؟ [​IMG]
     
  9. Noel Gallagher

    Noel Gallagher کاربر فعال موسیقی و فوتبال کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    6,519
    تشکر شده:
    15,867
    محل سکونت:
    in my Dream
    اون کار ها رو نذاشتن بکنید

    اون وقت گذاشتن تو یاهو چت کنیدو نت بیاید؟:::دی

    پست 4 تایید میشه
     
  10. آرمین

    آرمین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئن 2010
    نوشته ها:
    171
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    خیابون
    نمیدونم چرا حرفاتون ضد نقیضه مثلا شما مدرسه میرید نه کودکستان که دخترا بخوان مسخره تون کنن دبیرستان اصلا اینطوری نیس
    یا خونواده ای که انقد مذهبیه و نمیذاره بری دانشگاه چرا برات نت گرفته؟؟؟
    و...
    اما در کل شما باید خدا رو شکر کنی که لازم نیس واسه هدایت شدن زحمت بکشی بهشت تو خونتونه :دی
     
  11. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    خوب ازدواج کن :)
     
  12. marzieh.m

    marzieh.m کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏31 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    تاپیک روانشناسی کجاست؟
    آخه مشاور خانواده چه کاری می تونه واسه من بکنه؟؟
    میخواد بگه برو مثل خونوادت شو و افکارت رو تغییر بده؟!
    یا میخواد راه یواشکی داشنگاه رفتن رو یادم بده!!؟
    آخه مشکل که من نیستم خانواده هستن
    اونا رو که نمیشه تغییر داد
    در ضمن خونوادم اصلا نمی دونن من از این وضع حاکم بر خونه ناراحتم فکر می کنن خوشحالم!
    من نمی فهمم واقعا منظور شما چیه!
    اگر کمکی نمی تونید بکنید لطفا منو بدتر ناراحت هم نکنید خواهشا!
    خوب حتما تو خونتون خیلی ازادی داری خانومی که تازه میگن امل بازی در میاری؟
    دیگه اینقدرا هم فسیل نیستن که با کامپیوتر هم مخالف باشن
    البته همین کامپیوتر رو هم تو دوران دبیرستان با اصرار زیاد به مادرم بود که بابا مخرید اونم صرفا بریا استفاده های درسی و گرنه شاید همون رو هم الان داشتم
    تونت هم با دیال اپ میام اونم خیلی کم
    من نگفتم که همه دخترا مسخرم می کن بعضی هاشون اینطورین که منو امثال منو مسخره می کنن
     
  13. mostafa a

    mostafa a Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏26 نوامبر 2009
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    181
    محل سکونت:
    esfahan
    به نظر من هم بهترین پیشنهاد همینه تو باید خودتا از او زندان مخوف نجات بدی تو الان جوونیتا داری تو اون خونه هدر میدی به نظر من با یه پسر خوب که قصد ازدواج داره نه از این بچه سوسولا باید دوست بشی بعد بگی بیاد خواستگاریت اگر کمک خواستی بیا اینجا بگو تا راهنماییت کنیم بلکه از اونجا نجات پیدا کنی واگرنه بابات میره یه نفر بدتر از خودشا پیدا میکنه تو رو میده بهش اونوقت از چاله میوفتی تو چاه.
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. marzieh.m

    marzieh.m کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏31 جولای 2010
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    یعنی ازدواج کنم و از چاله بیفتم تو چاه؟
    از گیر پدرم و برادرم در بیام و بیفتم گیر شوهر؟
    چون شوهر من هم باید حتما مورد تایید بابام باشه
    بابامم نظرش در مورد شوهر آینده من اینه که میگه فقط ولایتی باشه دیگه بقیش مهم نیست
    یعنی اگر ولایتی باشه ولی دزد باشه اشکالی نداره!
     
  16. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    عکستو بذار ببینیم آرمین بهت می خوره ؟
     
  17. mostafa a

    mostafa a Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏26 نوامبر 2009
    نوشته ها:
    215
    تشکر شده:
    181
    محل سکونت:
    esfahan
    خب واسه چی میگم باید خودت بری شوهر پیدا کنی اول یکی را پیدا کن بعد شرایطت را بهش بگو بیاد جلو بابات فیلم بازی کنه
     
  18. kkr129

    kkr129 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 دسامبر 2008
    نوشته ها:
    306
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    شیــــــــــــــــراز
    در این که کار یه نفره شک نکن

    اما من به خود تو هم مشکوکم :D
     
  19. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    من اگه بودم می مدم گند می زدم به تاپیکاش ؟ :دی


    //

    مرضیه این محمود شیرازه وگرنه همینو می دادیم بهت می رفتی پی زندگیت
     
  20. 1eng.ir

    1eng.ir Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    6,604
    تشکر شده:
    1,521
  21. 08610023

    08610023 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    476
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    iran
    جواب اینا رو ندید دیگه...
    همشون یکیه و خود تنگیه.

    میره کپی پیست میکنه از جاهای دیگه میاره اینجا...
     
  22. Mehraɴ

    Mehraɴ Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    1,943
    تشکر شده:
    36
    محل سکونت:
    Tehrun
    آقا ما هم عروسی دعوتیم ؟ [​IMG]
    میخوایم با عمو مایکل بیایم وسط قِر بدیم [​IMG] :دی
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.