سایت ساز وبزیکسب درآمد

بحث و بررسی و تبادل نظر پیرامون نویسندگان و شاعران و نوشته های نثر آنها

شروع موضوع توسط TOMASS ANJELLO ‏3 فوریه 2007 در انجمن بایگانی

  1. TOMASS ANJELLO

    TOMASS ANJELLO کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,099
    تشکر شده:
    11
    با سلام
    ***********
    خدمت دوستان علاقه مند به شعر و ادبیات
    و با اجازه استاد و دوست بسیار عزیزم
    مدیر محترم این بخش
    آقا بهروز . :happy:

    این تاپیک با هدف برقراری نوعی ارتباط بین علاقه مندان به نثر نوشته های نویسندگان و شاعران
    و همچنین بحث و تبادل نظر درباره آنها بر قرار شده است
    .

    بیایید تا با معرفی نویسندگان مختلف
    ایرانی یا غیر ایرانی

    درباره نوع تفکر و نوع نوشته های منثور و هدف آنها به بحث و تبادل نظر بپردازیم .

    روش کار هم به این صورت است که :
    ابتدا به هر اندازه ای که دوست دارید در باره یکی از نویسنگان و یا شاعران مورد نظر خود توضیحاتی را ارائه می دهید .
    آنگاه یکی از نوشته های منثور آنها را که به نظر خود بیشتر پسندیده اید و به قول معروف به پیام نویسنده آن پی برده اید یا اینکه قصد دارید از دیگران در این باره آگاهی کسب کنید در اینجا عنوان می کنید و متن کامل آن را می نویسید .
    سپس با یکدیگر به سوال و جواب و بحث و نظر بر روی آن می پردازیم .
    به بیانی خلاصه تر اینکه :
    به تک تک تار و پود آن نثر می پردازیم و تا زمانی که تمامی ابهامات از بین نرود به مطلبی دیگر نخواهیم پرداخت .

    ***********************************
    یک نکته مهم :
    دوستان توجه داشته باشند که با هر میزان آگاهی و اطلاعات
    هر چند کم مانند خود من :blush:
    می توانند در این مباحث شرکت کنند و از طرفی سطح علمی خود را گسترش بدهند .
    پس
    بدون هیچ گونه خجالت و ..... :blush:
    و از این گونه حرفها !!!
    با نیرویی فراوان در بحثها و مطالب شرکت کنید و آنچه را که به ذهنتان می آید و لازم می دانید که در این تاپیک عنوان کنید بنویسید و ما را از نظرات خود آگاه کنید .

    ****************************************************************
    به امید اینکه بتوانیم در راه شناخت بزرگان قدمی موثر و مفید بر داریم . :rolleyes:
    چرا که آنچه در فرهنگ خود داریم حاصل زحمات و تلاشهای آن عزیزان است .

    پیروز باشید .
     
  2. بازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برندخرید بک لینک
  3. TOMASS ANJELLO

    TOMASS ANJELLO کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,099
    تشکر شده:
    11
    با سلام
    **********
    خب دوستان فکر کنم که بهترین مجموعه نثری که بتوانیم مورد نقد و تحلیل و بررسی قرار بدهیم
    مجموعه بوستان و گلستان سعدی باشد .
    پس همراه با ما در تحلیل این مجموعه همراه باشید و
    نظرات و برداشتهای خود را از این موضوع عنوان کنید . :happy:

    ************************************************
    حکایت :
    پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد . بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید .
    وقت ضرورت چو نماند گریز *** دست بگیرد سر شمشیر تیز
    ملک پرسید چه می گوید . یکی از وزرای نیک محضر گفت ای خداوند
    همی گوید : والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس
    ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت .وزیردیگر که ضد او بود گفت ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز براستی سخن گفتن این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت
    ملک روی ازین سخن در هم آمد و گفت : آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این در خبثی و خردمندان گفته اند :
    دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه انگیز *** هر که شاه آن کند که او گوید
    حیف باشد که جز نکو گوید *** بر طاق ایوان فریدون نبشته بود
    جهان ای برادر نماند بکس *** دل اندر جهان آفرین بند و بس
    مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت *** که بسیار کس چون تو پرورد و کشت
    چو آهنگ رفتن کند جان پاک *** چه بر تخت مردن چه بر روی خاک


    ********************************************
    حال بحث و بررسی در مورد این حکایت را شروع می کنیم .
    [​IMG]
     
  4. TOMASS ANJELLO

    TOMASS ANJELLO کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,099
    تشکر شده:
    11
    و اما نقد اين حكايت ...........
    مثل اينكه اين نوع كارها طرفدار چنداني ندارد !!! :(
    تمامي نقد هايي كه من مي نويسم نوشته شخصي خودم است و اگر در جايي و زماني در نوشته هاي من اشتباهي به چشم آمد مرا ببخشيد )
    شما نيز مي توانيد هر گونه برداشت و تفسيري از اين متن ها داريد در اينجا ذكر كنيد . و عقايد خود را عنوان كنيد .

    .
    فرمانروايي كه براي كشتن اسيري دستور صادر مي كرد .
    ( معمولا از فعلهايي نظير " اشارت كردن " زماني استفاده مي شود كه صفتي را به شخص بزرگي نسبت داده باشند . )
    اشارت كردن : دستور دادن -- فرمان دادن
    اسير : زنداني -- مجرم -- شخصي كه به نسبت عاقبت كار ( بد ) خود در بند قانون باشد .

    *****************************************
    خب هر شخصي زماني كه ديگر در بند اسارت و فاصله مرگ و زندگي بر او تنگ باشد ممكن است صبر و تحمل خود را از دست بدهد و به دشنام دادن خود و اطرافيان مشغول بشود . ( اتفاق چندان عجيبي نيست ! ) .
    در آن حالت : در حالت -- زماني كه -- در آن موقع

    ******************************************
    منظور از سقط گفتن همان نفرين كردن است .
    البته به نظر من ممكن است پند و نصيحت دادن نيز معنا گيرد چرا كه با شنيدن جمله بعدي :

    شبيه به نوعي توصيه اخلاقي ( مانند همان ضرب المثل ها ) مي باشد .
    در معناي جمله بالا :
    هر شخصي كه ديگر بين مرگ و زندگي اش فاصله اي نباشد و " اميدي به ادامه زندگي " نداشته باشد
    ژس از هيچ اتفاقي و " از هيچ شخصي " كوچكترين ترسي به خود راه نمي دهد
    بنابر اين آن چيزي كه در دل به خفا راه برد را
    آشكارا بيان مي كند
    تا همگان آن را بشنوند و به نحوي
    خود را تخليه كند .

    *****************************************
    ادامه دارد .......:happy: :rolleyes:
     
  5. Romain_Gary

    Romain_Gary Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2005
    نوشته ها:
    1,711
    تشکر شده:
    6
    چرا نداره ؟ دوست عزیز خیلی هم طرفدار داره . ولی من چون اهل فن نیستم بشخصه خواستم نظر ندم و نظرات شما و باقی دوستانی که در این مورد میتونن نظر بدن استفاده کنم

    ادامه بده که کارت خیلی عالیه
     
  6. TOMASS ANJELLO

    TOMASS ANJELLO کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,099
    تشکر شده:
    11
    عجب !!!!
    فکر کرده اید که من اهل فن هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟:blink:

    در پست اول نوشته ام که تمامی دوستان می توانند در این مباحث شرکت کنند :lol:

    در ضمن بهتر است در همین پست این نکته را بگویم که
    هیچ گونه ادعایی در این زمینه ندارم و
    قصدم یادگیری از شما دوستان عزیزم است
    حالا
    اگر نکته ای هم بدانم
    می نویسم .:happy:

    پی
    دیگر دوستان نیز در مباحث شرکت کنند :rolleyes:

    ******************************************

    در مورد بیت بالا
    زمانی که انسان در خطر مرگ و نابودی قرار دارد
    و به قول معروف " دیگر چاره ای جز یک راه برایش نمانده " به ناچار
    به همان تنها راه ممکن هر چند خطرناک قدم بر می دارد
    تا به نحوی خود را رهایی دهد .
    حتی اگر انسان به حدی دچار فشار و رنجش و عذاب بشود که مجبور باشد تیزی لب شمشیر را به جان بخرد و
    دست خود را به ناچار به لب آن شمشیر بگیرد تا از پرتگاه به قعر دره سقوط نکند .



    پادشاه که متوجه منظور آن شخص نمی شد
    از اطرافیان پرسید که او چه چیزی می گوید ؟؟؟
    در همان موقع یک نفر از وزیران ( همراهان ) نیکو صفت و پاک حاضر در جمع
    روبه سلطان کرد و گفت :
    ای سرور من ( بلند مقام )

    او در حال گفتن این جمله است :

    ***
    خب معنای این جمله را به طور کامل من نمی دانم !!!
    اگر از دوستان شخصی اطلاعی در این مورد دارد
    ذکر کند تا دیگرا نیز استفاده کنند .
    :blush:
    ***
    در حال و احوال سلطان دگرگونی ایجاد شد
    و سخنان آن مرد در دل سلطان اثر کرد
    و باعث شد تا او از کشتن زندانی منصرف شود
    و زندگی او را بازگرداند .

    ****************************************
    :happy:
     
  7. TOMASS ANJELLO

    TOMASS ANJELLO کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,099
    تشکر شده:
    11
    وزیری که با او دشمن بود

    نکته ای که به ذهن من میرسد این است که " در حضور پادشاه نباید جز حرف راست و حقیقت کلامی به زبان آورد" .

    این اسیر به پادشاه بی احترامی کرد و دروغ می گوید .
    پادشاه از شنیدن این سخن به جوش آمد و با حالتی منظور دار خطاب به وزیر گفت :

    دروغی که این مرد گفت برای من بهتر است و آن را بیشتر می پسندم
    از این حرف راست و حقیقی تو

    چون در آن اگر هم هیچ هدف و منظوری نبود ولی در این صحبت شما و در درون آن وحشت و تیرگی به چشم می آید .

    ***************************************
    ........
     
  8. TOMASS ANJELLO

    TOMASS ANJELLO کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,099
    تشکر شده:
    11
    سلام دوستان
    از آنجایی که من نمی خواهم زبان باشم و جمع گوش !! از امروز به فراخوانی مجدد برای همکاری و هم صحبتی در این تاپیک می پردازیم . تا زمانی که تعداد ما حداقل از تعداد انگشتان یک دست بیشتر شود ! من صبر می کنم آنگاه با یکدیگر به نقد و تحلیل آثار می پردازیم .:hmm: :happy:
    نکته بسیار مهم :
    لازم نیست تخصص خاصی در این زمینه ها داشته باشید , بلکه هر آنچه را می فهمید و دوست دارید برای دیگران بازگو کنید در این تاپیک می نویسیم . و هر آنچه را نمی دانیم از دوستان خود می پرسیم . چون ما همه برای فراگیری آمده ایم و قرار نیست از همان ابتدا ظرفیت ما پر باشد .

    " دوستداری شیوه آنان بود در زندگی *** از پی سودند بهر خلق نی فکر زیان "

    **************************
    ............
     
عسل طبیعی و گرده گل ایرانیخرید و فروش اتوماتیک ارزهای الکترونیکی