سایت ساز وبزیخرید بک لینک

برادر نگاهت را ....

شروع موضوع توسط mori ‏23 جولای 2004 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. mori

    mori Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    1,706
    تشکر شده:
    12
    محل سکونت:
    Tehran
    در تاريخ شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۳ توی شماره ی ۱۰۱ مجله ی چلچراغ مطلبی از سردبير مجله (آقای آرش خوشخو) خوندم با اين عنوان : «برادر نگاهت را.... برادر نگاهت را.... برادر ای بابا٬ نگاهت را!» که خيلی هم سر و صدا کرد و موافقان و مخالفان زيادی داشت که بخشی از نظرات اونها توی شماره ی ۱۰۳ مجله چاپ شد. اول دوست دارم عين مطلب آقای خوشخو رو نقل کنم بعد هم يه کم صحبت کنم و نظر خودم رو بگم:

    «در فروشگاه باشند٬ کنار خيابان منتظر تاکسی باشند٬ در رستوران در حال غذا خوردن باشند٬ موقع دوچرخه سواری٬ خريد٬ در دانشگاه٬ در بازار٬ در سينما٬ در تئاتر٬ در اداره٬ در هيچ کجا در امان نيستند. بانوان محترمه را می گويم. پسران و مردان عزيز در هيچ کجا٬ بانوان را از گزند نگاه ها و جملات و متلک های خود در امان نمی گذارند. نگاه هايی که گويی مترصد کوچک ترين نشانه هستند تا ساده ترين خنده ها و ميميک صورت و حتی رنگ روسری را به آنچه خودشان دوست دارند تعبير کنند و نشانه های دلخواه خود را بجويند...

    تو دوست من٬ پسر عزيز٬ حالت از اين وضعيت به هم نخورده؟ از اين بوق زدن های تهوع آور اتومبيل ها برای خانم هايی که منتظر تاکسی ايستاده اند٬ از اين نگاه های حريص و هاری که بر هر موجود ماده و مونثی انداخته می شود. از اين توصيفات دل آشوبی که در مورد دختران و زنان رد و بدل می شود. از اين سوت زدن ها و مزه پراکنی های يخی که در هر کجا می توانی ببينی. از جنوب شهر تا شمال شهر٬ از پاساژهای شلوغ خيابان جمهوری تا بوتيک های لوکس جردن و شهرک غرب.

    اين راهش نيست. اين گونه به هيچ جا نمی رسيم. اين گونه فقط مدام به هم زخم می زنيم و از کنار هم می گذريم. آقايان٬ خانم ها٬ در هيچ کجای دنيا٬ از لس آنجلس مرکز کفر و الحاد بگير تا پاريس و قاهره و روم و طرابلس و دبی و پکن و بانکوک٬ در هيچ کجا خانم های محترم اين گونه هدف تيرهای زهرآگين نگاه ها و متلک های آقايان عزيز نيستند. چه کار داريم می کنيم! چه کار داريد می کنيد؟

    از همين امروز خودتان دست به کار شويد. چگونه؟ با اعتراض. اعتراض کنيد. نترسيد. به تمام مردان مزاحمی که فضا را اين گونه آلوده می کنند٬ اعتراض کنيد. حالا طرف هر که می خواهد باشد٬ راننده مسافرکش باشد٬ کارمند باشد٬ فروشنده باشد٬ کوپن فروش باشد٬ پزشک باشد. از هر صنفی که می خواهد باشد. تو پسر٬ تو جوان ياغی٬ وظيفه ی تو اعتراض است. اگر کسی امنيت زنان را اين گونه به خطر می اندازد اعتراض کن٬ نترس٬ کتک هم بخوری ارزشش را دارد. کم کم بايد اعتراض کنيم و بهايش را هم با کمال ميل بپردازيم. از همين امروز قبل از آن که ديگران برايمان تصميم بگيرند٬ خودمان با اعتراض شروع می کنيم...»


    --------------------------------------------------------------------------------

    بعد از خوندن اين مطلی حدود دو هفته بعد يه سر به سايت اورکات سر زدم و به کاميونيتی چلچراغ سر زدم و احتمال می دادم که يه بحث در مورد راه افتاده باشه که ديدم حدسم کاملا درست بودش و شروع کردم به خوندن نظرات اعضا٬ نظراتی که در اون مثل هميشه پسرها حق رو به جانب خودشون می دونن و دخترها هم به جانب خودشون که به نظر من دخترها بيشتر حق دارن که حق رو به جانب خودشون بدونن٬ که در ادامه ی مطلب می گم چرا. و اکثرا دم از نسل سومی بودن زدن ولی منطق نسل سوم تو حرفاشون نبود زياد. يکی از آقايون هم گفته بود بايد فقط صبر کرد تا اين اوضاع خودش آروم آروم درست بشه و اين اوضاع و احوال فروکش کنه.

    خدمت اين دوست عزيز عرض کنم که: چرا هميشه می خوايم که بدون زحمت همه چيز به دست بياد و برای هر مشکلی تنها تدبيرمون سکوته و صبر؟ چرا منتظريم که هميشه يه قهرمان پيدا بشه و آرزوهای ما رو محقق کنه؟ و بعد اينکه اين قهرمان هم به فرض پيدا شد پشتش وانميستيم و تنهاش می ذاريم و انتظار داريم که يه تنه به اندازه ی همه تلاش و کار کنه؟ و تازه اين مسئله ی متلک مسئله ای نيست که کسی بخواد بياد و اون رو حل کنه و به نظر من بهتره که خودمون دست به کار بشيم و يک فرهنگ سالم رو جا بندازيم (همون جيزی که آقای خوشخو هم اشاره کرده بودن)

    يه داستان قشنگ کوتاه هم هست که حيفم مياد نذارمش اينجا:

    سخنان يک کشيش در هنگام مرگ

    وقتی بچه بودم دلم می خواست دنيا را عوض کنم.

    بزرگتر که شدم گفتم: «دنيا خيلی بزرگه٬ کشورم رو تغيير می دم.»

    در نوجوانی گفتم: «کشور خيلی بزرگه٬ شهرم رو دگرگون کنم.»

    جوان که شدم گفتم: «شهر خيلی بزرگه محله مو تغيير می دم.»

    به ميانسالی که رسيدم گفتم: «از خانواده ام شروع می کنم.»

    اما اين لحظه های آخر می بينم که بايد از خودم شروع می کردم. اگر تغيير رو از خودم آغاز کرده بودم٬ خانواده ام٬ محله ام٬ شهرم٬ کشورم و دنيا را يه قدر توانم تغيير می دادم.»


    --------------------------------------------------------------------------------

    يه حرف خيلی جالبی هم يکی از خانم زده بودن به اين مضمون که آقايونی که همه ی تقصير ها رو متوجه دخترها خانم ها وی دونن چرا نميتونن به اين سوال پاسخ بدن؟ «چرا کسی که (دختری که) با ساده ترين لباس و جدی ترين رفتار بيرون می آن باز هم از اين گونه حرف ها متلک ها می شنون؟»

    که واقعا اين حرف جای تاسف داره که پسرهای نسل سوم با اين همه ادعا بيان و اينجوری امنيت دخترها رو سلب کنن و نذارن که يه دختر با آرامش توی پياده رو يا هرجای ديگه قدم بزنن و با اطمينان خاطر از هلوی يک پسر رد بشن و به قول اون يکی خانوم مجبور نباشن که مثل احمق ها کف زمين يا ۱۰۰ متر اون ورتر رو نگاه کنن که مبادا متلکی بهشون پرتاب بشه. باز هم میگم: واقعا متاسفام و پيشنهاد ميکنم مطلب آقای خوشخو رو حداقل ۲ ۳ بار در آرامش و با منطق مرور کنيم و بهش عمل کنيم. و هميشه در موقع تيکه اداختن و متلک گفتن به دختر يا دخترهايی که از بغل دست يا روبرومون رد می شن فرض کنيم که مادر يا خواهرمون دارن رد ميشن......


    --------------------------------------------------------------------------------

    و اما مطلب اصلی:

    قبل هر چيزی مذرت می خوام که لحن مطلب يه کم تنده و توهين شايد تلقی بشه ولی بعضی وقت ها بعضی چيزها رو همين گونه کلمه ها بهتر از هر چيز ديگه ای بيان ميکنن:



    يه ذره فكر كنين ببينين اين حركت چه معني داره؟! مفهومش كجاست؟! نتيجه اش چيه؟! اين حركت رو ما داريم بصورت فراگير در معابر عمومي ميبينيم اما چرا؟؟ عموماً اين آقايان هستند كه متلك مي گويند ولي خانمها هم خيلي بي تقصير نيستند و گاهاً اين وسط اونها هم يه نمكي ميريزند.شما كافيه يه نگاه به اطراف خودتون بندازين تا براحتي انواع و اقسام كلمات ريز و درشت رو كه اطرافيانتون بسمت همديگه شليك ميكنند رو ببينين. اين مهم چند عامل داره كه من مهمترين هاش رو براتون فهرست می كنم…


    1-اوليش يعني من خيلي باحالم!!!

    شما طرف رو ميبينين ، وقتي تنها داره از يه مسير رد ميشه اينقدر معصوم به نظر مياد كه اين جيگرتون براش كباب ميشه! مثل بچه آدم سرش تو كار خودشه و آرومه.اما خدا نكنه همين فرد با چهارتا از دوستاش يجا جمع بشن! ديگه يارو ميشه يه سكوي پرتاب موشك! به هر ننه قمري كه رد ميشه يه جفنگي پرت ميكنه و بعد هم با دوستاش هِر هِر ميخندن! اين بين خيلي از پسرها رسم شده.اونها بايد يه چرتي بگن تا نشون بدن چقدر بچه با مزه اي هستند! يجور غيرمستقيم نشون بدن كه چقدر زرنگ هستن! يه حس كه نشون بده جنس مخالف براش اهميتي نداره! يه استحكام واقعاً پوشالي. و در نهايت اينكه بگن من كارم درسته بچه ها! جفنگ ميگم تا شما بخندين! شماها با من بهتون خيلي خوش ميگذره!..يه چيزي تو مايه هاي يه دلقك!!!


    2-گروه دوم دارن نا خود آگاه يه خشم رو نشون ميدن.

    اونها يه فرد رو ميبينن و از ظاهرش اينطور برداشت ميكنن كه در حد و اندازه هاي اون نيستند. ولي بدبختانه بجاي اينكه فكر كنند اين تفاوت كجاست؟ دليلش چيه؟ اصلاً تفاوتي وجود داره يا نه؟ همه اينها رو ول ميكنند ميچسبند به ترور شخصيت.فكر ميكنن اينجوري مشكلشون حل ميشه.به عبارت ديگه خودشون قدرت ندارن يه پله بالا برن، تصميم ميگيرن ديگران رو يه پله بكشند پايين!



    3-گروه سوم خيلي شبيه گروه قبل هستند.

    اونها دستشون به گوشت نمي رسه ميگن پيف پيف بو ميده! اونها حس ميكنند طرف مقابل خيلي متشخصه، وچون خودشون اين فاكتور رو ندارن، ميدونن كه هيچ شانسي براي بدست آوردنش ندارند.نتيجه هم كاملاً معلومه.چشم عسلي، جيگر، بخورمت وهزار تا پرت و پلا ديگه مثل اينها تحويل ملت ميدن!


    4-گروه چهارم هم يه عده از دخترها هستند.

    گروهي كه واقعاً خودشون كرم دارند! اونها واقعاً به توجه نياز دارند و براي همين خودشون رو در موقعيتي قرار ميدهند تا متلك بخورند و خيالشون راحت بشه كه مورد توجه قرار گرفتند.خيلي از اين افراد رو داريم كه تا دو تا كلمه بهشون پرت ميشه نيششون رو تا بناگوششون باز ميكنن و خط ميدن.يه چنين دختري مسلماً يه بازيچه قرار ميگيره.دختري كه به اين سادگي تا تحت آماج قرار ميگيره، خودش رو خراب ميكنه چطور انتظار داره كه پسر به اون به چشم يه فرد قابل اعتماد نگاه كنه؟ مسلماً تمام حرفهاي پسره هم ناشي از صداقت نيست چون فهميده نقطه اي كه ميشه ازش خارج از چهارچوب يه نصيبي برد كجاست.


    تمام اين مسائل از فرهنگ و تربيت غلط نشات ميگيره.از عقده هاي ارتباطي كه در اجتماع وجود داره و اين جوري در رفتار افراد بروز ميكنه . همه هم خودشون رو به نفهمي زدن و كسي هم حاضر نيست قبول كنه كه شما امنيت نداري و نميتوني بدون اينكه زير ذره بين قرار نگيري نفس بكشي. نتيجه اين ميشه كه يه ديوار احمقانه بين مردها و زنها در اجتماع درست شده..شما نميتوني از يه زن آدرس بپرسي چون هم ميترسي طرف فكر كنه شما عجب آدم ناتويي هستي و هم ممكنه جواب دقيقي دريافت نكني !! مثلاُ ممكنه وقتي بپرسي : عذر ميخوام خانم..ساعت چنده؟ جواب بشنوي: برو گمشو پدر سگ!!!! خب اين يعني چي؟ يعني اينقدر ضربه ديدن كه هر چيزي رو يه ضربه تفسير كردن و واكنش نشون دادن. مشكل اينجاست كه خيلي از افراد هم می دونند كه اين كار يه رفتار جنتلمنانه نيست ولي تا با دوستانشون دور هم جمع مي شوند باز هم اين بساط بي مزه بازي رو پهن ميكنند…

    خانمهاي عزيز…متاسفانه شرايط بگونه اي شده كه شما نميتونين راست راست تو يه محل عمومي راه برين! …چيزي نيست كه شما بوجودش آورده باشين ولي مثل خيلي چيزهاي ديگه فعلاً شما مجبورين كه هزينه اون رو بپردازين. تنها چيزي رو كه بايد بدونين اينه كه اين رفتار يه رفتار ناشي از عقده و ضعفه. در مقابل اين رفتار نه واكنش نشون بديد و نه جبهه گيري كنيد.اون فردي كه اين گونه برخورد ميكنه بيشتر به ترحم احتياج داره، نه تنبيه يا واكنش، چون اين قدر ضعيفه كه اين تنها وسيله بروز شخصيتيش شده…ممكنه مورد توهين هاي ركيكي هم قرار بگيريد ولي باز بدونين كه جامعه ما بيماره و مشكلات اينچنيني حتماً گريبان گير افراد ساكن در اون خواهد شد…در انتها بايد بگم كه شايد اين جمله تعبير خوبي داشته باشه كه بهترين و منطقي ترين جواب براي بعضي ها خاموشيست……..



    نيما رياحی

    http://riahiha.persianblog.com/
     
  2. بازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برندخرید بک لینک
  3. شايان

    شايان مدیران قدیمی

    تاریخ عضویت:
    ‏2 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    4,806
    تشکر شده:
    9
    تكبييييييييييير !!!

    جدا" دمت گرم !
     
  4. SherlockHolmes

    SherlockHolmes کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏15 می 2004
    نوشته ها:
    3,019
    تشکر شده:
    844
  5. mori

    mori Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    1,706
    تشکر شده:
    12
    محل سکونت:
    Tehran
    منم دمش گرم
     
  6. SherlockHolmes

    SherlockHolmes کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏15 می 2004
    نوشته ها:
    3,019
    تشکر شده:
    844
    ولي خوب چه فايده :(
    --------------------------------------------------------------------------------
    اين مطلب رو توي سايت
    http://www.womeniniran.org/archives/FMO/000774.php
    خوندم واقعا بعضي (حدود 95 %) از ما پسرا چقدر جواد و بيشعوريم
    البته منكر بعضي از خانمها هم نميشم كه رفتار بيا منو .... انجام ميدن
    ولي ديگه واقعا اوضاع طوريه آدم واقعا از پسر بودنش خوشحاله

    مي ياي؟ بيست هزار تومن با تخفيف! هر هر....... جا مي خوري! احساس عجيبي به تو دست مي دهد! انگار به يک چيز غيرعادي برخورده اي و عکس العملهايت هم عوض شده... مثل گذشته سرت را پايين نمي اندازي و قدمهايت را تندتر نمي کني که از محل حادثه( حادثه ي تجاوز کلامي) دور شوي، همانطور مبهوت و متفکر و با قدمهاي سست و آرام دور مي شوي و با ز ناگهان مي شنوي که : يک جاي ات را بخورم! و باز جلوتر: يک جاي ام توي يک جاي ات! و اصلا نمي فهمي به تو گفته اند يا به دختري ديگري که کنارت مي آمد يا آن يکي که جلوي تو مي رفت... مي گويند ديگر، و هي جا مي خوري تو..... و بعد يادت مي افتد، يادت مي افتد که عادت کرده اي. به همين سادگي ، به همين زودي ؛ دوهفته اي را سفر بوده اي در يک شهر زيبا و سنتي اروپايي و يک هفته اي هم که برگشتي در خيابانهاي شلوغ مرکز شهر طردد نکرده اي؛ بله به همين سادگي عادت کرده اي که در خيابان متلک نشنوي و اصلا ياد رفته بود که ممکن است در خيابان يکي بي دليل و بدون آنکه با تو خصومتي داشته باشد از سر تفريح بگويد يک جاي ات فلان و بهمان !
    در آن شهر زيبا، با هر ظاهر که خواستي و با هر کسي که خواستي و به هر شيوه اي که خواستي ، راحت و آرام در خيابانها و کوچه ها طردد کرده اي، بدون استرس ، بدون نگراني و بي آنکه کسي اصلا به کسي کاري داشته باشد...
    عادت کرده اي و يادت رفته که در کشورت هستي ... در کشورت ايران اسلامي!!! و بايد هر لحظه چشمهايت را در بياورند و چرت و پرت نثارت کنند و در جاهاي شلوغ تر هم دستي بر تو بکشند و بايد... آدم چه زود عادت مي کند به راحت بودن، به آسوده نفس کشيدن و بي استرس گام برداشتن...آه ! يادت مي افتد و مثل اين مي ماند که يک سطل آب يخ را که در اين گرماي کشنده مي شود جوش روي سرت خالي کرده باشند! مي سوزي، مي سوزي ، مي سوزي و اين سوختن را به راحتي مي تواني بيندازي گردن آفتاب جوشان تابستان تهران ، نه گردن بي حرمتي ها.
     
  7. شايان

    شايان مدیران قدیمی

    تاریخ عضویت:
    ‏2 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    4,806
    تشکر شده:
    9
    اه ؟! تو ديگه دمه كي گرم ؟! خودت ؟! :D
     
  8. mori

    mori Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    1,706
    تشکر شده:
    12
    محل سکونت:
    Tehran
    نه دیگه
    این رو من ننوشتم
    رفیقم نوشته دمش گرم
    من وسیله ای بودم برای انتقال اطلاعات
    شرلوک جان دمت گرم
     
  9. شايان

    شايان مدیران قدیمی

    تاریخ عضویت:
    ‏2 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    4,806
    تشکر شده:
    9
    پس دمه اونم گرم ... دمه شرلوكم گرم !

    ولي حيف كه از 70 ، 80 ميليون ايراني .... چند نفر بيشتر اينارو نميخونن از اون چند نفر هم معلوم نيست حتي 1 نفر هم تاثيري تو زندگيش داشته باشه !
     
  10. SherlockHolmes

    SherlockHolmes کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏15 می 2004
    نوشته ها:
    3,019
    تشکر شده:
    844
    آخرشم هیچ فایده ای نداره
    پیش بینی میشه در چند سال آينده 2 دسته آدم مهاجرت كنند برن كانادا
    انقلابيون و ضد انقلابيون
    فكر نكنم تو خارج اصلا از اين كارا باشه
     
  11. mori

    mori Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    1,706
    تشکر شده:
    12
    محل سکونت:
    Tehran
    آره منم به دوستم گفتم فايده نداره
    گفت 1 نفر هم اگه روش اثر كنه خوبه
    ديدم بد نميگه
     
  12. SherlockHolmes

    SherlockHolmes کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏15 می 2004
    نوشته ها:
    3,019
    تشکر شده:
    844
    البته من 1طرح دارم كه ميتونه در عرض 5 سال اين مسئله رو ريشه كن كنم
    اون طرحم حذف دبيرستان وراهنمايي است
    با اين كار 80 درصد مسئله حل ميشه

    دوره هايي كه بچه هادر دبيرستان وراهنمايي ميبينند!!

    1:امكاناتي: دسترسي به بانك اطلاعاتي كامل فيلمهاي سوپر!!!!(به روز شدن هر روزه database)
    2:فرهنگي: يادگيري فحشهاي جديد وتكنولوژي هاي جديد فحش دادن
    3:آي تي: ديدن آموزش آي تي با رد بدل كردن آدرس سايتهاي پورن
    4:ورزش:اعتياد به سيگار يكي از ورزشهايي است كه در اين دوره ها بچه ها باحاش آشنا ميشوند!!
    5:مسايل بهداشتي:افزايش حمام رفتن به دلايل خاص
    6:..................
     
  13. mori

    mori Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژانویه 2004
    نوشته ها:
    1,706
    تشکر شده:
    12
    محل سکونت:
    Tehran
    طرحت رو دادم به مجلس
    قرار شده فقط تو مجلس پياده كننش
    اگه اثر كرد بعد تو نهاد رهبري هم اجرا ميشه
     
  14. SherlockHolmes

    SherlockHolmes کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏15 می 2004
    نوشته ها:
    3,019
    تشکر شده:
    844
    اونجا بايد طرح آموزش جماع با سطل يخ رو اجرا كني :D
     
  15. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    8
    چه تاپیک خوندنیی !
    آقا یواش یواش از مجلس به رهبری و حتما از اونجا هم میخواین برین....مممم.....؟؟؟.....خوب از رهبری بالاتر که نداریم(!).....اینقد گیر به سیاست بی پدر و مادر ندین ! باور کنین بی خیره ! اگر سیاست خوب بود خوب آقا سیاسی میشد ! نمیبینید نیست؟؟؟ خوب یکم یاد بگیرید ! :p

    آقا من یک سوالی داشتم. اینهمه میگین کانادا مهاجر آسون میپذیره.....میشه یکم توضیح بدین چجوری؟ شرایطش و اینکه چجوری سیتیزن میشین و اگر میدونین از شرایط کانادا و احیانا ایرونی های ساکن کانادا بگین ؟؟

    خدا رو چه دیدین ؟ من جدیدا یکم احساس مغز بودن کردم :)lol: ) و فکر فرار به سرم زده ! :p:p:p

    جاهای دیگه چطور ؟ منظورم اینه که این کانادا چرا دراشو باز کرده ؟ آدم کم دارن؟؟
    کشورهای اروپایی چطور ؟
     
  16. shaar

    shaar Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آپریل 2003
    نوشته ها:
    721
    تشکر شده:
    55
    محل سکونت:
    Iran
  17. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    8
    :cool:

    آخه یکی از دوستان گفت تو که راحت میتونی بری....من اصلا تو نخ چجوری رفتن نبودم.

    یعنی دوست دارم برم ها ( بهمون دلایل مغزی و ... و کلی دلیل دیگه که هیشکی ندونه شما میدونی ! ) ولی تابحال بصورت عملی بهش فکر نکرده بودم.
    الان بفکرم رسید که خوب اگر میشه رفت چرا نه ؟

    میخواستم ببینم اینا که میرن ........یعنی دیگه ایرانی نیستند؟ کانادایی میشن؟ ( یعنی کوکایی نمیشه شد؟ :eek: )

    آره ؟ هویت ایرانی بودنشون پاک میشه ؟ دینشون رو نباید عوض کنن ؟ دید اونجایی ها نسبت بهشون چجوریه ؟
    کار چجوریاس ؟ مثلا مای مثلا مهندس رو میزارن کارگری کنیم ؟ یا کار دارن واسمون ؟
    اینا دیگه .......

    نمیدونم آخه !
    :(
     
  18. شايان

    شايان مدیران قدیمی

    تاریخ عضویت:
    ‏2 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    4,806
    تشکر شده:
    9

    تو داري حيف ميشي تو ايران با اين استعداد جامعه شناسيت ! :D
     
  19. mehrdad1355

    mehrdad1355 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏2 فوریه 2004
    نوشته ها:
    3,891
    تشکر شده:
    17
    توهم با استعدادت در تور کردن افرادی مثل جی تی داری حیف می شی!!!!راستی این جی تی رو ندیدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
     
  20. شايان

    شايان مدیران قدیمی

    تاریخ عضویت:
    ‏2 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    4,806
    تشکر شده:
    9
    نه ! نميدونم چرا نمياد بگه كه من هيچ رابطه ي نا مشروعي باهاش نداشتم ... من تبرعه بشم !
     
  21. mehrdad1355

    mehrdad1355 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏2 فوریه 2004
    نوشته ها:
    3,891
    تشکر شده:
    17
خرید و فروش ارزهای الکترونیکیخرید و فروش اتوماتیک ارزهای الکترونیکی عسل طبیعی و گرده گل ایرانی