آژانس هواپیماییexchanging

بزرگترين سوتي كه تا حالا دادين چي بوده؟

شروع موضوع توسط Bili_Joe ‏23 آگوست 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. Bili_Joe

    Bili_Joe Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2007
    نوشته ها:
    268
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    GTFO
    سلام

    من خودم معمولا زياد سوتي نميدم ؛ ولي وقتي ميدم يه جوري سوتي ميدم كه تا يه 2 3 هفته اي مجبور مي شم در انظار عمومي آفتابي نشم.

    حالا شما بگين كه چه سوتي دادين بعد منم دسته گلي رو كه به آب دادمو ميگم!
     
  2. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    همین چند وقت پیش بود خیره سرم داشتم از پله برقی می رفتم بالا پاهام سر پله خوب جفت و جور نشد و نزدیک بود با مغز بیافتم زمین برای جلوگیری از افتادنم محافظ پله برقی رو گرفتم و وضع رو خرابتر کردم حالا نصف تنم واستاده بود نصف دیگه داشت با پله برقی میرفت بالا حالا بماند که از ترس افتادن چقدر جیغ کشیدم
    ولی خدایی اخر خنده بود[​IMG]
     
  3. fa_fa

    fa_fa کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏6 جولای 2007
    نوشته ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    با اجازه بزرگترا به يه ارباب رجوع كه آدم مهمي بود جهت عذر خواهي گفتم شما شرمنده اين ما مي بخشيم!
     
  4. MineMoZa

    MineMoZa کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏6 فوریه 2007
    نوشته ها:
    219
    تشکر شده:
    1
  5. Bili_Joe

    Bili_Joe Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2007
    نوشته ها:
    268
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    GTFO
    ا... من نمي دونستم ؛ خوب حالا در عوض مي توني جديدترين سوتي كه دادي رو اينجا بنويسي ؛فكر كن كه اين تاپيك يه جورايي آپگريد شده تاپيك قبلي كه در همين مورد بوده هست ؛ البته با كسب اجازه از صاحب تاپيك قبلي!
     
  6. Bili_Joe

    Bili_Joe Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2007
    نوشته ها:
    268
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    GTFO
    اي ول ؛ خوب سوتي دادي!! حال كردم!
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. Bili_Joe

    Bili_Joe Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2007
    نوشته ها:
    268
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    GTFO
    بابا شاهكار!
     
  9. @li

    @li کاربر فعال موبایل کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24 جولای 2006
    نوشته ها:
    3,788
    تشکر شده:
    81
    محل سکونت:
    GRAVEYARD
    :D:D:D:lol::lol::lol:....بسی خندیدیم....آخر سوتی بوده!!!!
     
  10. sourena_8888

    sourena_8888 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    347
    تشکر شده:
    65
    یه بار دلم گرفته بود رفتم پیاده روی شب بود ....دیدم یه زوج جوون دارن میدون ....باهاشون فاصله داشتم .... فکر کردم سگ کرده دنبالشون ....نزدیک که شدم دیدم خانومه نشست مرده هم رفت جوری نشست که من نبینمش ...الکی یه جایه دیگرو نگاه کرد ...خیلی ضایع خنده دار بود ....رفتم جلو ..دیدم معلم حسابان پارسالمه ...
    با منم حسابی دشمن از همه لحاظ ....
    منم ضایع بلانسبت اسب نه سلامی نه علیکی فقط خندیدم ....دیدم یه بچه داره میدوئه می گفت بابا اروم برین منم بیام ...من دیگه پوکیدم از خنده
    روز بعد داشتم میرفتم خرید دیدم همون معلمست ....شناخت ...خیلی ضایع بود ...ماهم بوق زدیم سوارش کردیم
    تا رسوندمش خودمو خیس کرده بودم....گفتم اقا این روزا چیکار میکنین گفت ورزش.گفتم چی؟ گفت دو گفتم چرا دو؟ گفت پس مثل شما پیاده روی؟
     
  11. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    علی خان اگه تو هم سوتی دادی بگو خجالت نکش
     
  12. @li

    @li کاربر فعال موبایل کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24 جولای 2006
    نوشته ها:
    3,788
    تشکر شده:
    81
    محل سکونت:
    GRAVEYARD
    من تمام سوتیهامو قبلا توی یک تاپیک مشابه گفتم اتفاقا سوتی های ضایعی هم بود....حوصله ندارم پیداش کنم ....وقت کردی پیداشون کن و بخند...توی همین گفتگوی آزاده....لول
     
  13. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    صاحب تاپيك قبلي مرحوم شد!!!(بن شد)كنشن!!
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    حقش بود
    امیدوارم دیگه برنگرده
     
  16. RPG 8

    RPG 8 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,555
    تشکر شده:
    76
    محل سکونت:
    تو عالم خودم
    چرا!
    مگه چی کار کرده بود!!؟
    من رفتم پستاش رو هم خوندم ولی نفهمیدم سر چی بن شده ؟!!
     
  17. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    همون پس نمیدونی که چه کار کرده ؟
    بیخیال از یاداوریش بدم میاد
     
  18. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    اي بابا آرام جان ببخشيد باعث شدم ياد خاطرات گذشته بيفتي منم نميدونستم چي كار كرده !
     
  19. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    نه بابا اشکال نداره یه چیزی بود تموم شد رفت
    تو خودتو ناراحت نکن دوست عزیزم
    نمیدونم خواسته بود یا ناخواسته ولی توهین بزرگی به من کرد
     
  20. arkdvi

    arkdvi کاربر فعال دوربین دیجیتال کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏3 فوریه 2007
    نوشته ها:
    488
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Gorgan
    ولي بزرگترين سوتي كه من دادم ، واقعا سوتي بدي بود. قضيه مربوط ميشه به پارسال كه يه توريست بلژيكي رو نصف شب نزديك ترمينال ديدم . بنده خدا اينقدر از اين راننده هاي خطي ترسيده بود كه اومده بود كنار يه مغازه ايستاده بود و سيگار مي كشيد. من با دو كلاس سوادم به خودم اجازه دادم و رفتم نزديكش چهار كلمه بلغور كردم ديدم طرف هم زياد بارش نيست ولي يه نقشه ديدم دستش و بهش گفتم اين چيه ؟ نقشه شهر بود و گرفت طرف من و از من خواست اسم هتل فلان روي نقشه پيدا كنم . از اونجاييكه ميدونستم اون هتل در حال بازسازيه سعي كردم اينو بهش بفهمونم ولي اون موقع نمي فهميدم كه چرا طرف بر بر و داره منو نگاه ميكنه و نمي فهمه . ديگه شك كرده بودم طرف حتي يك كلمه هم انگليسي بفهمه . با خودم گفتم اين بنده خدا با چه اميدي اومده ايران كه يك كلمه بلد نيست با من بي سواد حرف بزنه.
    خلاصه بعد چند ماه كه داشتم از توي لغت نامه معني يه لغت خارجي رو پيدا مي كردم به لغت Reconstruction رسيدم يعني بازسازي و ترميم ولي يادم اومد كه اون موقع به اون بنده خدا گفته بودم Construction يعني ساختن و فهميدم اون بنده خدا چرا هيچي نفهميده [​IMG]
    عجب نابغه اي بودم من[​IMG]