جنایات فراوان رضاخان پهلوی در ایران زمین

شروع موضوع توسط moryabdi ‏24 فوریه 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. moryabdi

    moryabdi Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 می 2006
    نوشته ها:
    300
    تشکر شده:
    4
    رضاشاه در خرداد 1313 براي ديدن کمال پاشا، آتاتورک، رئيس جمهور ترکيه،_ کسي که امپراطوري اسلامي عثماني را منقرض کرد_ وارد ترکيه شد. وي خط عربي و الفباي فارسي ترکيه را به لاتين و تعطيلي جمعه را به يک شنبه تبديل و بي حجابي را به زور بر مردمش تحميل کرده بود. رضاشاه پس از بازگشت از مسافرت ترکيه در هيئت دولت به علي اصغر حکمت وزير معارف، دستور داد تا براي برداشتن حجاب اقدام کند. در بسياري از تواريخي که ذکر اين واقعه به ميان آمده است مسئله را صرفاً متاثر از ترکيه و آتاتورک دانسته‌اند در صورتي که با توجه به برخي شواهد اين تحليل درست نيست. اول اينکه در جريان مشروطه خواهي و تحولات قبل از مشروطه شاهد اظهاراتي در روزنامه ها مبني بر عدم لزوم استفاده از پوشش اسلامي و شرعي براي زنان مسلمان نوشته شد. و بعد از مشروطه يكي از زنان بهايي مشروطه خواه رسماً طي مراسمي كشف حجاب كرد و از آن به عنوان اقدامي نوگرايانه تقدير شد. حجاب و پوشش عنصري خرافي و بي مناسبت و عملي وحشيانه از سوي منورالفكران معرفي مي شد كه مانع حضور زنان در اجتماع خواهد شد. جزء تحولات بعد از مشروطه بايد به حضور زناني در معابر عمومي و مراكز اجتماعي اشاره كرد که ديگر از چادر و چارچوق استفاده نمي کردند و حتي اگر مراعات حدود شرعي را در پوشش مي کردند لباس هايي تنگ و کوتاه مي پوشيدند، ديگر اينکه چادرهايي سياه و محجوب تبديل به چادرهايي سفيد و گلدار و نازکي شد که امروزه به چادر نماز موسوم است.
    اين تغيير لباس علاوه بر ترکيه در افغانستان نيز اتفاق افتاده بود و امان الله خان، شاه افغانستان در سفري که از اروپا به کشورش بازمي گشت از ايران عبور کرد و در دربار رضاشاه با زنان بي حجاب ظاهر شد. در سال 1307 يعني هفت سال قبل از اينکه اين دستور صادر شود خانواده رضاشاه در حرم حضرت معصومه عليهاالسلام با پوشش نامناسب ظاهر شدند و بعد از اينکه يکي از علما- حضرت آيت الله بافقي اعتراض کرد، رضاخان به قم لشکرکشي کرد و ايشان را دستگير کرد و خود رضاشاه در حرم حضرت معصومه اين روحاني هفتاد ساله را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد.
    طي همين سال ها تبليغات در مزاياي بي حجابي و مضرات و معايب حجاب در روزنامه ها و جرايد و راديو شروع شد و جسته و گريخته برخي زنان روشنفکر و وابسته به دربار در مجامع عمومي به صورت بدون پوشش اسلامي ظاهر مي شدند. تا اينکه در 17 دي ماه 1314 اين دستور به صورت رسمي ابلاغ و لازم‌الاجرا گرديد. حرکت را نيز از مدارس و نهادهاي دولتي شروع کردند و با شعار آزاد ساختن زنان از قيد خرافات و زوائد ديني «جشنهاي زنان و بانوان مترقيه(پيشرفته)» برگزار مي کردند. در مراسمات رسمي «جشن آزادي زنان» ارکنان ادارات مجبور بودند با همسران خود با لباس هاي مترقي! -کلاه زنانه و کت و دامن- حضور يابند.
    در مدارس و دانشگاه ها دختران و بانوان مي بايستي که بدون حجاب ظاهر شوند. در معابر و انظار عمومي نيز کار به دست نظميه و پليس حاکم شد. هرکس در مقابل اين فرمان مقاومت مي کرد به شدت مورد حمله و اهانت قرار مي گرفت از مردم عادي تا علما و روحانيت. انجام اين كار مهمترين حمله رضاخان و دستگاه فرهنگي منورالفكري به اسلام و ديانت بود زيرا حجاب به عنوان يکي از ضروريات دين به هيچ وجه تعطيل بردار نبود و به هيچ توجيهي نمي شد از آن کوتاه آمد. ماموران و نظميه ها و ژاندارم وظيفه داشتند زنان چادري را بازداشت کنند و يا اينکه چادر از سر آنها بکشند و حتي مورد ضرب و شتم قرار دهند، توصيف دردناک اين واقعه که در سراسر کشور رخ مي داد در نامه دادخواهي يکسري از زنان يزد به مجلس شوراي آن زمان منعکس شده است: «به واسطه يک روسري يا چادر نماز در محله ها حتي از خانه به خانه همسايه، طوري در فشار پاسبان و مامورين شهرباني واقع بود و هنوز هستيم که خدا شاهد است از فحاشي و کتک زدن و لگدزدن هيچ مضايقه نکرده و نمي کنند و اگر تصديق [شهادت] حکما[اطبا] آزاد بود از آمار معلوم مي شد که تا به حال چند زن حامله يا مريضه به واسطه تظلمات و صدمات که از طرف پاسبان ها به آنها رسيده جان سپردند. چقدر از ترس و حرص فلج شدند و چقدر مال ما را روسري يا چادر نماز به غارت بردند ... خدا مي داند اگر يک نفر از ماها با روسري يا چادر نماز به دست يک پاسبان مي افتاد، مثل اسراي شام با ما رفتار مي کردند. بهترين رفتار آنها با ماها همان چکمه، لگد بر دلو پهلوي ما بود و اگر به پول گرفتن قانع نمي شدند يا پولي نداشتيم به آنها بدهيم ما را به شهرباني و کميسري مي بردند، اذيت ما بيشتر و مخارج ما زيادتر ... از نمايندگان محترم مسلمان کليه ملت ايران استدعا داريم استرحاماً، حال، ديگر دست تظلم و تعدي و شکنجه از سر ما زن هاي مسلمان ايران کوتاه و ماها را آزاد فرمائيد.»( اگر احساس می کنید باید شخص شخیص رضاخان را مورد عنایت قرار دهید دوستان روشنفکر ایشان را فراموش نفرمایید و همه آنهایی که در این جنایت شریکند)
    [​IMG]
    [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif](به حال زنانی گریه کنید که از شدت خجالت در پالتوها و کلاههای خود مخفی شده اند، صحنه مربوط به یکی از جشنهای کشف حجاب در قم است)[/FONT]
    اشرف پهلوي هدف کار پدرش در كشف حجاب زنان اين گونه توضيح مي دهد که :«رضاشاه تصميم گرفته بود که ايران را بر اساس الگوي غرب دگرگون کند و ايران را به قرن بيستم برساند چون تبلور پويايي رونق صنعتي و قدرت را در غرب مي ديد. براي عملي ساختن اين هدف يعني نيرومند ساختن ايران ... تصميم گرفت چادر يا حجاب سنتي زنان را ممنوع کند»[1]
    علما و روحانيون هم در اقصا نقاط کشور به اين مسئله اعتراض کردند ولي قدرت نظامي و تبليغاتي رضاشاه فرصت و امکان هرگونه اعتراض و تاثير مفيدي را گرفت در مشهد در مسجد گوهرشاد زير منبر شيخ محمد تقي بهلول مردم چندين روز تحصن کردن و يکي از علماي مشهد که براي اعتراض تهران آمده بود دستگير شد.براي خاموش كردن شعله اعتراض چند صد نفر در مسجد گوهرشاد و حرم رضوي به شهادت رسيدند و بسياري نيز زخمي و مجروح شدند و تعداد زيادي نيز دستگير شدند.
     
  2. خدمات پی پالبازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برند
  3. moryabdi

    moryabdi Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 می 2006
    نوشته ها:
    300
    تشکر شده:
    4
    ماجرای کاپیتولاسیون در ایران ​
    1 آبان 1385
    چکیده: پیشنهاد تصویب كاپیتولاسیون در اسفند 1340 از سوی سفارت آمریكا به دولت امیر اسدالله علم داده شد. این پیشنهاد در 13 مهر 1342 در كابینه علم و در مرداد 1343 درمجلس سنا به تصویب رسید. سپس در 21 مهر 1343 حسنعلی منصور نخست وزیر وقت این لایحه را به مجلس شورای ملی برد و به تصویب نمایندگان مجلس رساند.
    درپی این مصوبه امام خمینی درچهارم آبان 1343 اقدام رژیم در تصویب این لایحه را مورد انتقاد شدید قرار داد. ​
    [​IMG]
    [​IMG]

    ماجرای کاپیتولاسیون در ایران
    اردیبهشت 1306 ش . وزارت خارجه ایران در اعلامیه‌ای لغو كاپیتولاسیون در ایران را اعلام كرد. این اعلامیه یك سال پس از تاجگذاری رضاشاه انتشار یافت و یك سال پس از انتشار، كلیه عهدنامه‌ها و قراردادهایی كه دردوران قاجار، امتیازاتی را برای دولت‌های خارجی درنظر گرفته بود، باطل اعلام شد.
    با این همه، ابلاغیه‌هایی از طرف وزارت امور خارجه جدید به بعضی سفارتخانه‌های اروپایی‌، از جمله انگلستان‌، آلمان‌، هلند، سوئیس و... ارسال شد و در آنها حقوق ویژه و مزایای سیاسی و اقتصادی و قضایی كشورهای متبوع آنها محترم شمرده شد. این نامه‌ها و موافقت‌هایی كه با درخواست وزیران مختار بعضی كشورهای اروپایی برای حفظ اعتبار و آزادی‌های قضایی اتباعشان در ایران می‌شد، نشان می‌داد كه هدف رضاخان از اعلام لغو كاپیتولاسیون، صرفاً تبلیغ وجهه ضداستعماری برای خود در ایران آن روز، به مدد مطبوعات و رسانه‌های گروهی بود.
    برای مثال در همان روز 20 اردیبهشت 1307 كه رسماً تمامی معاهدات تضمین كننده امتیازات خارجی‌ها در ایران باطل اعلام شد، وزارت امور خارجه ایران در نامه‌ای به «روبرت هانری كلایو» وزیر مختار انگلیس در تهران، دولت متبوع وی را از آزادی اتباع انگلیسی در ایران همچون روال گذشته مطمئن ساخت‌. این نامه در 18 بند شامل تعهد سیستم قضایی ایران به حفظ حقوق، اختیارات و مایملك اتباع انگلیسی برای وزیر مختار آن كشور در تهران ارسال شد1. وزارت خارجه ایران درهمان روز در نامه دیگری وزیر مختار انگلستان را از آزادی فعالیت مذهبی میسیونرهای آن كشور نیز مطمئن ساخت2. چنین نامه‌هایی در 24 و 26 اردیبهشت برای سفارت امریكا3 ودر 25 اردیبهشت برای وزیر مختار آلمان در تهران ارسال شد. سپس در مراحل بعد، پیمانهای جداگانه دیگری باهدف احیاء مقررات كاپیتولاسیون با فرانسه‌، سوئد، دانمارك و سایر كشورهای مقتدر آن روز اروپا به امضأ رسید.
    در آن دوره رضاخان به دلیل اقدامات ضداسلامی‌اش از جمله دستورالعملهایی كه برای تعطیلی مجالس روضه‌خوانی، خطابه‌های مذهبی وممنوعیت تدریس دروس دینی وقرآن در مدارس صادر كرده بود، سخت مورد تنفر مردم قرار داشت‌. هجرت اعتراض‌آمیز علما به قم و تحصن آنان در 1306ش. نشانگر نفرتی بود كه درجامعه ایران نسبت به رضاخان و دولتش وجود داشت‌.

    سابقه كاپیتولاسیون در ایران
    مقررات كاپیتولاسیون اگرچه از دوران صفویه به صورت نانوشته در مورد تجار و اتباع اروپایی رعایت می‌شد، اما به صورت قانون، از دوران قاجار ومتعاقب جنگ‌های ایران و روس به اجرا درآمد. این مقررات برای اولین بار در 1828 م. به موجب عهدنامه تركمانچای از طرف دولت روسیه تزاری بر ایران تحمیل شد. پس از آن بود كه انگلستان وسایر كشورهای اروپایی رسماً از این امتیاز بهره‌مند شدند. فصل هفتم‌، هشتم و نهم معاهده تركمانچای كه به مسایل حقوقی وجزایی اتباع روسیه در ایران مربوط است‌، مهمترین قسمت عهدنامه بود؛ چرا كه با اجرای این فصول رژیم كاپیتولاسیون به نفع روسها برقرار شد. 4
    اگرچه در 1921 م.، یك روز قبل از كودتای سیدضیاء، روسیه شوروی به طور یكجانبه كاپیتولاسیون را به عنوان نهاد استعماری تزارها لغو كرد5 اما معاهده كاپیتولاسیون منعقده با تزارها 99 ساله بود و دستور رضاخان برای لغو این امتیاز درست در پایان دوره ـ1927ـ صادر شد. به هرحال، آنچه كه از 1307ش. توسط رضاخان به عنوان اعلام لغو كاپیتولاسیون آغاز شد، هرگز مشخصات مبارزه سالم و صادقانه علیه این پدیده ظالمانه استعماری را در بر نداشت‌. به ویژه آن كه در دوران فرزند وی، گامهای بلندتری با هدف احیأ این پدیده شوم در ایران برداشته شد.
    بانی اصلی بازشدن پای امریكایی‌ها به ایران پس از جنگ جهانی دوم و واگذاری امتیازات قضایی و امنیتی به آنان قوام السلطنه بود. اولین دسته از نیروهای نظامی امریكا تحت عنوان «میسیون نظامی»، آذر 1321 ـ دوره نخست وزیری قوام السلطنه ـ با مصونیتهای قضایی وارد ایران شدند.
    در دوران حكومت سهیلی نیز قراردادهای دیگری در زمینه استخدام مستشاران امریكایی، به بهانه اصلاح سیستم اداری ارتش به امضأ رسید كه هریك از آنها دربرگیرنده امتیازات خاصی برای خانواده‌ها و وابستگان نظامیان امریكایی بود. اما نقطه اوج این امتیازدهی‌ها، به دوران نخست وزیری حسنعلی منصور و امیراسدالله علم باز می‌گردد.
    یكی از بزرگترین خیانت‌های حكومت پهلوی پس از قیام 15 خرداد 1342، كه زمینه‌ساز تبعید امام خمینی(ره) به خارج از كشور به شمار می‌رود، تصویب لایحه كاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی بود. این لایحه پس از برگزاری رفراندوم شاه و تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی كه هر دو با موضعگیری امام خمینی(ره) روبرو شد، در مجلس طرح شد. برداشتن موانع حقوقی و قانونی حضور نیروهای امریكایی در ایران وتضمین امنیت آنان برای شاه اهمیت داشت. به ویژه آن كه وی برای اجرای سریع اصلاحات اقتصادی وسیاسی مورد نظر كاخ سفید، زیر فشار امریكا قرار گرفته بود. در این شرایط احیاء نظام كاپیتولاسیون با هدف اعطای مصونیت سیاسی و كنسولی به اتباع امریكایی در ایران در دستور كار دولت قرار گرفت‌. پیشنهاد تصویب كاپیتولاسیون در اسفند 1340 از سوی سفارت آمریكا به دولت امیر اسدالله علم داده شد. این پیشنهاد در 13 مهر 1342 در كابینه علم و در مرداد 1343 درمجلس سنا به تصویب رسید. سپس در 21 مهر 1343 حسنعلی منصور نخست وزیر وقت این لایحه را به مجلس شورای ملی برد و به تصویب نمایندگان مجلس رساند.
    درپی این مصوبه امام خمینی درچهارم آبان 1343 اقدام رژیم در تصویب این لایحه را مورد انتقاد شدید قرار داد. پیش از سخنرانی امام، شاه برای بازداشتن ایشان از ایراد سخنرانی در چنین روزی، نماینده‌ای را به قم اعزام كرد، اما امام نماینده شاه را به حضور نپذیرفت و در روز موعود یكی از مهمترین سخنرانی‌های خود را در حضور جمع كثیری از روحانیون و مردم قم ایراد كرد. این نطق به منزله محاكمه دخالتهای غیرقانونی هیأت حاكمه امریكا در ایران اسلامی بود. سخنرانی امام با این جملات آغاز شد: «... عزت ماپایكوب شد، عظمت ایران از بین رفت‌، عظمت ارتش ایران را پایكوب كردند. قانونی رابه مجلس بردند كه در آن ما را ملحق كردند به پیمان وین‌... كه تمام مستشاران نظامی آمریكا با خانواده‌هایشان‌، با كارمندهای فنی‌شان باكارمندان اداری‌شان‌، باخدمه‌شان‌... از هر جنایتی كه در ایران بكنند، مصون هستند. آقا من اعلام خطر می‌كنم‌، ای ارتش ایران من اعلام خطر می‌كنم‌، ای سیاسیون ایران من اعلام خطر می‌كنم‌... والله گناهكار است كسی كه فریاد نكند. ای سران اسلام به داد اسلام برسید. ای علمای نجف به داد اسلام برسید. ای علمای قم به داد اسلام برسید...»
    درهمین سخنرانی امام خمینی جملات معروف خود ـ امریكا ازانگلیس بدتر، انگلیس از آمریكا بدتر، شوری از همه بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و كار ما با این خبیث هاست‌. با آمریكاست‌. رئیس جمهور آمریكا بداند این معنا را كه منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما... تمام گرفتاری ما از این آمریكاست‌. تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است‌، اسرائیل هم از آمریكاست ـ را بیان داشت. 6
    همچنین، امام (ره) در همین روز ـ4 آبان 1343ـ بیانیه‌ای صادر كرد‌: «دنیا بداند كه هر گرفتاری‌ای كه ملت ایران و ملل مسلمین دارند از اجانب است‌، از آمریكاست‌. ملل اسلام از اجانب عموماً و از آمریكا خصوصاً متنفر است‌.» 7. در این بیانیه از كاپیتولاسیون به عنوان «سندبردگی ملت ایران‌» یاد شده است.
    كاپیتولاسیون سرانجام پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در 23 اردیبهشت 1358، توسط نظام جمهوری اسلامی ایران رسماً لغو گردید.
    در بیانیه وزارت خارجه چنین آمده بود:
    به پیشنهاد هیأت وزیران دولت موقت جمهوری اسلامی ایران و تصویب شورای انقلاب اسلامی‌، قانون و مصوب 21 مهرماه 1343 راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامی امریكا در ایران از مصونیت‌ها و معافیت‌های قرارداد وین (كاپیتولاسیون‌) از تاریخ 23/2/58 لغو شد. 8
    پی نوشت‌ها:
    1ـ اسناد معاهدات دوجانبه ایران با سایر دول‌؛ ج سوم‌؛ ص 273؛ سند 108.
    2ـ همان‌؛ سند 111.
    3ـ همان‌؛ ج دوم‌؛ ص 12؛ سند 5 و 9.
    4ـ حق قضاوت كنسولی؛ كاپیتولاسیون‌؛ از انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی‌؛ ص 54 .
    5ـ همان‌؛ ص 56 .
     
  4. moryabdi

    moryabdi Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 می 2006
    نوشته ها:
    300
    تشکر شده:
    4
    رضا خان میر پنجه از افسران قزاق فردی عامی و بیسواد و متهور بود ، پس از ملاقات او با ژنرال آیرون ساید و کلنل اسمایس در قزوین و در حضور تعدادی از نظامیان قزاق تصمیم گرفته میشود برای نجات ایران و استقرار امنیت و 0000 به اتفاق سید ضیاء الدین طباطبایی تهران را تصرف نمایند ، در سوم اسفند 1299 رضاخان تهران را متصرف و بعد از فشارهای زیاد به احمد شاه از طرف انگلیسها ابلاغ نخست وزیری سید ضیاء الدین طباطبایی صادر میگردد در مدت حکومت سید ضیاء الدین طباطبایی تعدادی از رجال پاکدامن و درستکار و ایضا برای فریب اذهان عمومی تعدادی از وابستگان اجانب بازداشت و زندانی میگردند ، مدرس به حبس میرود و مصدق که شیراز بوده در ایل بختیاری مخفی میشود این دوران حکومت را که 99 روز طول کشید کابینه سیاه می نامند . رضا خان که در کابینه سیاه وزیر جنگ بود ، سید ضیاء الدین را دستگیر و به تبعید میفرستد و بعد از چند کابینه مجلل که در تمام آنها رضا خان وزیر جنگ بود و از راه کارشکنی ، موجب سقوط آنها فراهم میشد ، خود به پست صدرات عظمی تکیه زند ، افسران و ماموران تحت سلطه رضاخان با ایجاد ناامنی و قتل در شهرهای بزرگ زمینه استقرار کابینه رضاخان و ارتقاء او را به مقام پادشاهی فراهم میکنند ، رضا خان از زمان کودتا اعمال فریبکارانه دیگر انجام داده از جمله در هیئتهای تعزیه و سینه زنی ، گل به سر و صورت میمالید و در جلوی دسته ها حرکت میکرد و در همین حال دستور قتل و حبس مدرس ، مصدق و عشقی و بهار و فرخی و دیگر رجال خوشنام مملکت را صادر مینمود . ایجاد ناآرامیها و احساس ناامنی از طرف مردم زمینه استقرار و ارتقاء دیکتاتوری را فراهم مینمود ، رضاخان آنچنان نقش ترقیخواه را خوب بازی کرد که دولت انقلابی شوروی و سوسیالیستهای داخلی فریب او را خورده و از او حمایت و بر دشمنان او مصدق و مدرس و بهار مارک ارتجاع میزدند ، زمینه سازی سقوط احمد شاه و سلطنت رضا شاه توسط عمال استعمار و تعدادی از روحانیون و روشنفکران فراهم آمد ، ماده واحده تغییر سلطنت توسط آنها تهیه و نمایندگان به جبر و اکراه توسط نظامیان به حضور رضاخان برده تا ماده واحده را امضاء کنند مصدق و مؤتمن الملک و مستوفی المالک از این موضوع مطلع شده و دو نفر اخیر تصمیم میگیرند که در مجلس حاضر نشوند ولی دکتر مصدق میگوید به توپچی و سرباز سالها مواجب میدهند که یک روز به کار بیاید و از ملکش دفاع کند امروز همان روز است ، مستوفی المالک نظر مصدق را قبول و علاء را هم خبر کرد ، و در مجلس حاضر میشوند . مجلس توسط نایب رئیس ، تدین که از حامیان رضاخان بوده اداره میگردید ، این جلسه مهم در نهم آبان 1304 تشکیل گردید . نمایندگان طرفدار رضاخان ماده واحده انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض آن به رضاخان را تقدیم مجلس نمودند موافقان اخگر ، داور ، شیخ جلال یاسایی ، نظامی ، سرتیپ زاده ، آقا سید یعقوب انوار ، سهراب زاده ، افشار، دستغیب ، سید کاظم یزدی ، شیخ هادی طاهری ، حایری زاده ، شیخ فرج الله ، شیخ محمد علی تهرانی و مخالفان ، مدرس ، مصدق ، بهار ، دولت آبادی ، علایی ، تقی زاده ، زعیم بود مدرس اخطار قانونی کرد ، نایب رئیس گفت ماده اش را بفرمائید ! مدرس گفت ماده اش این است که خلاف قانون اساسی است و صد هزار رای هم بدهید خلاف قانون است و از مجلس خارج شد اما مصدق نطقی محکم و تاریخی ادا نمود ، او میگفت ( بنده در سال گذشته در حضور نمایندگان محترم به کلام الله مجید قسم یاد کردم که به مملکت و ملت خیانت نکنم آن ساعتی که قسم خوردم مسلمان بودم و حالا هم مسلمان هستم و از آقایان تمنا دارم به احترام این قرآن برخیزید ) همه به پا میخیزند ، مصدق با صدای رعد آسا شهادتین خود را بر لب جاری میکند ! سپس به نصیحت نمایندگان پرداخته به آنها هشدار میدهد و قبول میکند که رضاخان در مقام وزارت جنگ خدماتی کرده و تذکر میدهد او باید در همان شغل خود بماند و خدمت کند چه آنکه ، پادشاه فردی غیر مسؤول و نخست وزیر فردی مسؤول در مقابل مردم و مجلس میباشد .
    حال اگر او را پادشاه کنیم به ملت و خود او خدمت نکرده ایم ، و میگوید فکر نمیکنم در زنگبار هم اینطور باشد 0000 ( اگر ما قائل شویم که آقای رئیس الوزرا پادشاه بشوند آنوقت در کارهای مملکت هم دخالت کنند و همین آثاریکه از ایشان ترشح میکند در زمان سلطنت هم ترشح خواهد کرد شاه هستند ، رئیس الوزراء هستند ، فرمانده کل قوا هستند بنده اگر سرم را ببرند و تکه تکه ام بکنند و آقای سید یعقوب ( روحانی معروف ) هزار فحش بدهد زیر بار این حرفها نمیروم بعد از 20 سال خونریزی آقای سید یعقوب شما مشروطه طلب بودید ؟ آزادیخواه بودید ؟! بنده خودم شما را در این مملکت دیدم که بالای منبر میرفتید و مردم را دعوت به آزادی میکردید ! حالا عقیده شما این است که کسی در مملکت باشد که هم شاه باشد هم رئیس الوزراء هم حاکم ؟! اگر اینطور باشد که ارتجاع صرف است ! استبداد صرف است پس چرا خون شهدا راه آزادی را بیخود ریختید؟ چرا مردم را بکشتن دادید میخواستید از روز اول بیائید بگوئید ما دروغ گفتیم و مشروطه نمیخواستیم ، آزادی نمیخواستیم یک ملتی است جاهل و باید با چماق آدم شود 0000) در پایان میگوید ( خدایا تو شاهد باش من خدا را شهادت می طلبم که عقیده ام را میگویم و تغییر قانون اساسی را هر آدم مسلمانی و هر آدم وطنخواهی و هر آدمی که به شخص رضاخان پهلوی ارادتمند و عقیده دارد باید برای اصلاح و نفع مملکت حفظ کند ، اگر قانون اساسی متزلزل شد ، ممکن است مملکت به یک خرابی بیافتد اگر مطلوب نباشد آنوقت رضاخان پهلوی هم هر گونه حکومتی را دارا باشد مطلوب نیست ، بنده قانون اساسی را کار بشر میدانم و بشر هم باید او را تغییر بدهد 00000 ) و از مجلس خارج میشود موافقین رضاخان حملات شدیدی به مصدق کرده و ماده واحد به تصویب 80 نفر از نمایندگان مجلس پنجم رسید و بعد در مجلس مؤسسان غیر مردمی که با فشار و اختناق و به دور از نمایندگان واقعی مردم تشکیل گردید قانون اساسی را تغییر داده و به پیشنهاد سید ابوالقاسم کاشانی که نماینده این مجلس انتصابی بود حکومت در خاندان پهلوی موروثی گردید .
    در ابتدای سلطنت ، رضاخان از رجال خوشنام ایران نظیر مصدق ، مستوفی ، مؤتمن الملک ، دولت آبادی و 0000 دعوت میکند که او را راهنمایی کرده چه آنکه قصد خدمت دارد !!! یکی دو جلسه تشکیل و رضاشاه دیگر طاقت نمی آورد و جلسات را تعطیل کرده و به آقایان میگوید دیگر احتیاج به این جلسات نیست ! مصدق میخندد و رضاخان سئوال میکند چرا میخندی ؟ میگوید من از روز اول میدانستم که این جلسات دوام نخواهد آورد زیرا به نظامی میگویند تیر درکن ! نظامی مامور به تیر در کردن است به او مربوط نیست که چون وچرا کند اومیخواست اولا به رضاشاه تفهیم کند تو را بیگانگان به سلطنت نشاندند ، ثانیا مخالفت خود را با ورود نظامیان به عالم سیاست اعلام میدارد .
    دیدیم سیر صعود و ترقی یک نظامی و ورود او به عالم سیاست با چه ترفندهایی صورت گرفت ، اما ملتی سیاه بخت شد و 20 سال دیکتاتوری وحشتناکی را تجربه کرد ، اگر چه برخی محققین سلطنت رضاخان را به درستی آغاز مدرنیته در ایران دانسته ، اما فقدان آزادی سیاسی و وجود دیکتاتوری مطلق آثار مدرنیزم را تباه و یا حداقل کمرنگ مینماید اما رضاخان بعد از آنکه مخالفان خود را از میان برداشت بنا بر طبع دیکتاتور خود با حیله مریدان و بانیان سلطنت خود نظیر داور ، تیمور تاش ، سردار اسعد و 000 را به دیار عدم فرستاد تا بار دیگر ثابت گردد دیکتاتوری زشت ، دشمن و دوست نمی شناسد او همه چیز را نابود میکند .
    شرح حال این دوران سیاه در شعری آمده است :
    جمیله قهرمان الجزایر با توهستم !
    پا بخاک میهن من اندکی آهسته تر بگذار !
    اینجا مهد بیدادیست !
    گورستان آزادیست !
    گورستان آن آزاد مردانی که در زنجیر دژخیمان خون آشام جان دادند
    بباغشاه جانبازی خود را امتحان دادند
    گور آن دوشیزگان و ماده شیرانی که بس مردانگی در راه آزادی نشان دادند
    جمیله با تو هستم !
    نپنداری که در سرتاسر این ملک دون پرور
    نشان از مردمی یا نامی از مردی نمی بینی
    نپنداری که در رگهای ایرانی خون آزادی نمی جوشد
    نپنداری که در این بیشه بی های و هوی شیری نمی جنبد
    که در هر گوشه این بیشه غران هست صدها شیر !
    لیکن بسته در زنجیر !
    بهر بیغوله این ملک در بند است صدها مرد
    دل پر درد رخها زرد
    به رگها خون آزادی به گرمی گر چه در جوش است
    لبها سرد و خاموش است !
    او که با دست بیگانگان به قدرت رسید و نتوانست یا نخواست با توسعه دموکراسی و تعمیق قانونگرایی موجبات تقویت سلطنت خود را فراهم آورد ، با همان دستها از کار برکنار و به خارج تبعید شد ، در هنگام اخراجش هیچ دست یاری به سویش دراز نشد تا جائیکه مریدان و مزدورانش هم به " الخیر فی ماوقع " اکتفا کردند ، پسر نیز آن تجربه گرانبار را آویزه گوش خود نکرد و به سرنوشت پدر دچار گردید .

    منابع :
    1- تاریخ بیست ساله ایران جلدهای 1- 3 – 4 حسین مکی
    2- صورتمجلس مذاکرات مجلس شورای ملی در مجلس پنجم
    3- اسرار سقوط احمد شاه خاطرات رحیم زاده صفوی به کوشش بهمن دهمگان
    4- تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ملک الشعراء بهار
    5- حیات یحیی : یحیی دولت آبادی
    6- دفتر شاعران گمنام
     
  5. freebird

    freebird Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 ژوئن 2004
    نوشته ها:
    364
    تشکر شده:
    45
    عجب جنایاتی !!! خدا بیامرزتش مرد بسیار بزرگی بود
     
  6. korosh bozorg

    korosh bozorg Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏9 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    294
    تشکر شده:
    7
    برداشتن حجاب
    از بین بردن امپراتوری ترک و اسلامی عثمانی(همکاری)
    مبارزه با خرافه گرایی
    مبارزه با واپس گرایی
    پیشرفت های اقتصادی و فرهنگی
    پیشرفت های علمی و راه اندازی مدارس و دانشگاه ها و سر سامان دادن به زبان پارسی
    به گوشه رانده شدن ملا و مفتی و آخوند
    بستر سازی برای مشورطه خواهی مردم ایران
    جلوگیری از تکه تکه شدن ایران

    ...
    اینها که جنایت نیست! خدمت بزرگ هست!
     
  7. moryabdi

    moryabdi Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 می 2006
    نوشته ها:
    300
    تشکر شده:
    4
    عالمان و مشعل‏داران هدايت و جانشينان انبيا پوشش زن را فرمان خدا و سنتى ارزشمند مى‏دانند و زنان مسلمان حجاب را چتر مصونيت و مايه افتخار و عزت خويش مى‏شناسند.
    و از سوى ديگر استعمارگران اين سنت الهى اسلامى را بزرگترين مانع سر راه خود جهت نفوذ در بلاد اسلامى شناخته از آنگاه كه پا به كشورهاى اسلامى نهادند اين سنت والا و ارزشمند را مورد تهاجم قرار دادند و آشكار و پنهان با حجاب مبارزه كردند. آنان با از بين بردن حجاب، نيمى از امت اسلامى را در كمند وابستگى به سياست‏هاى شيطانى خود گرفتار و زمينه انحراف و استثمار را براى همگى فراهم كردند.
    اسلام زدايي در كشورهاي اسلامي، بويژه در منطقه خاورميانه مهمترين استراتژي استعمار بود،‌ اين استراتژي شيطاني با به قدرت رسيدن رضاخان به طرز پيچيده و زمانبندي شده اي در ايران به مرحله اجرا در آمد.
    در سالهاى ‏46 و 1345 ه.ق مطابق ‏6 و 1305 ه.ش استعمار پايدار جهت‏ پياده كردن نقشه‏ هاى شوم خويش رضاخان را از ايران و آتاتورك را از تركيه و امان‏ الله ‏خان را از افغانستان به اروپا فرا خواندند و طى يك سفر سياحتى تفريحى مغز آنان را شستشو دادند و سپس جهت اجراى مقاصد شوم خود آنان را به كشورهاى اسلامى برگرداندند تا آرام آرام سنگر حجاب را نابود كنند و بعد هم اهداف شيطانى ديگر خويش را به مرحله اجرا گذارند.
    قیام مسجد گوهرشاد در 22 تیر ماه سال 1314 هجری شمسی شکل گرفت. نظام دیکتاتوری رضاخان بر این باور بود که با ایجاد مجموعه تحولات مورد نظر خود به اجبار، ملت ایران را از فرهنگ اسلامی جدا می کند. پس از یک دوره اسلام زدایی و تهاجم وسیع علیه روحانیت، "روحانیت" این گروه آگاه اجتماعی، پس از طرح موضوع کشف حجاب و فراهم کردن محیط وحشت برای زنان مسلمان و برداشتن پوشش آنان در معابر عمومی توسط جیره خواران رضاخانی، اعتراضات خود را نسبت به مقوله کشف حجاب به گوش رضاخان رساندند.
    اما به سبب برخورد قاطع مردم و به رهبري روحانيت از جمله موضع گيري تند و كفر ستيزانه آيت الله بافقي مدت ٨ سال طرح حجاب زدايي ـ از زنان مسلمان ايران به تعويق افتاد. در اين هشت سال از سال ١٣٠۵الي ١٣١٤شمسي،‌ روحانيت در معرض شديدترين حملات رواني و يورشهاي تبليغاتي قرار گرفت. طرح « استفاده از عمامه مستلزم داشتن تصديق دولتي است»، خود بخشي از اين حملات رواني بود. همزمان با اجباري شدن كلاه بين المللي و شاپو براي مردان زمزمه هاي حجاب زدايي زنان نيز بلند شد. روحانيت بيدار و آگاه پس از شنيدن اين زمزمه ها و گفتارهاي دولتيان در جشنها، به طور مخفي جلساتي برگزار كردند.
    در پى تهاجم فرهنگى رژيم شاه و مزدور پهلوى به سنگر حجاب و پوشش زن مسلمان به پشتوانه استعمار غرب، مراجع بزرگ تقليد ايستادند و موضع صريح خويش را اعلان داشتند.
    در مشهد آيات عظام همچون آيت‏ الله شيخ هاشم قزوينى و ميرزا حسين فقيه سبزوارى و سيد يونس اردبيلى و شيخ على ‏اكبر نهاوندى و شيخ ‏آقابزرگ شاهرودى و شيخ ‏ابوالحسن شيرازى و شيخ حسن كاشى و ... در اين نهضت‏ بزرگ شركت داشتند و به پشتيبانى همين امر انبوه جمعيت مردم مسلمان و زنان آزاده روزى در مسجد وكيل شيراز جمع شدند و روزى در صحن مطهر حضرت معصومه (س) و روزى هم در مسجد جامع گوهرشاد مشهد در جوار بارگاه ملكوتى على بن‏ موسى‏الرضا (ع) اعتراض خويش را به سياست‏هاى طاغوت در زمينه حجاب‏ زدايى اعلام داشتند.
    در يكي از جلسات پيشنهاد شد كه آيت الله حاج آقا حسين قمي به تهران برود و به طور مستقيم با رضاشاه مذاكره كند. اما وي پس از رسيدن به تهران بلافاصله به باغ سراج الملك شهرري برده شد و ممنوع الملاقات گرديد.
    در این میان پس از موضع گیری های گسترده روحانیان علیه "ضد اصلاحات" رضاخانی، شیخ غلامرضا طبسی، شیخ شمس نیشابوری و آیت الله قمی در مشهد توسط قزاقان دستگیر و روانه زندان شدند. پس از این گونه دستگیری ها روند اعتراضات علیه رژیم رضاخان گسترش یافت و خطباى معروف شهر مانند شيخ مهدى واعظ خراسان، شيخ عباسعلى محقق و شيخ محمدتقى بهلول در مسجد گوهرشاد و صحنهاى مطهر به منبر مى‏رفتد. بخصوص شيخ بهلول قهرمان معركه، كه سخنرانيهاى طولانى و پرحرارت انجام مى‏داد. گروه های مختلف مردم مشهد نیز در مسجد گوهرشاد و صحن حرم مطهر امام رضا (ع) تحصن و تجمع کردند، در سحرگاه چنین روزی در سال 1314 ه.ش، توپهای سنگین روبروی مسجد گوهرشاد شروع به غرش کردند و حرم پاک امام هشتم (ع) را هدف قرار دادند. عمال رضاخان در این تهاجم وحشیانه علاوه بر تخریب بخشی از حرم، بیش از دو هزار تا پنج هزار تن از مردم پناهنده در حرم را به خاک و خون کشیدند. در این حمله سبعانه هزار و پانصد نفر را نیز دستگیر شدند.
    آرى، رضاخان مزدور به حمايت انگليس خبيث‏ براى جا انداختن فرهنگ بى ‏عفتى و فحشا غرب بين دو تا پنج هزار نفر از مؤمنين را در مسجد گوهرشاد به خاك و خون كشيد و به گفته بعضى از شاهدان عينى روز يكشنبه 12 ربيع ‏الاول ‏56 كاميون جنازه را از مسجد و اطراف آن برگرفتند و در محله خشتمالها و باغ خونى مشهد در گودالى ريختند. در ميان جنازه ‏هاى شهدا بعضى از زخمى‏هاى زنده را نیز دفن كردند. و بعد هم بيش از هزار و پانصد نفر از روحانيون و مردم را بازداشت نمودند و به زندان انداختند، عده ‏اى هم متوارى شدند كه بعدا از ايران به سوى نجف اشرف و جاهاى ديگر گريختند و فرارى‏ گشتند.
    استعمار جهانى و رضاخان مزدور بر اين گمان بودند كه با آن كشتار عظيم و جنگ روانى مى‏توانند فرياد مقاومت ملت و روحانيت ‏بيدار و هوشيار شيعه را خاموش و ايران اسلامى را فرنگستان كنند، لكن برخلاف خيال‏هاى شيطانى تئوريسين‏هاى غربى و وابسته به نظام منحط پهلوى مردم غيور و شجاع و شهيدپرور ايران اسلامى به رهبرى مرجعيت ‏شيعه بويژه امام خمينى - رضوان الله عليه - سرانجام سرود مقاومت و پيروزى سرداد و امروز ميليونها زن شجاع و بيدار و آگاه و علاقه‏ مند به سرنوشت‏ خود در ايران و ديگر كشورهاى اسلامى با حجاب خويش مانع نفوذ استكبار گرديده و صلاح و سداد و عفاف و آرامش را به جامعه خود باز گردانده‏ اند.
    در پايان بايد توجه كرد كه ياد حماسه‏ آفرينان گوهرشاد در ديده ‏ها و قلب‏ها از مصاديق روشن احياى فرهنگ ارزشمند اسلامى است و انتقال آن به نسل‏هاى آينده از وظايف اوليه جامعه انقلابى ماست
    اینها رو فقط در جواب تاپیک اون دوستی که به حمایت از این دیکتاتور تاپیک زده بود اینجا نوشتم...
    البته نیازی به گفتن نداشت ...
    دوران سلطنت طلبی و دست بوسی و پاچه خاری از ظالمین تموم شده عزیزم بهتره بیای توی واقعیت یه نگاهی به دنیای اطرافت بندازی... دیگه دوران حکومت مردم بر مردم شده ... حالا تو بیا از صبح تا شب افکار منحرف خودت رو توی گوش این و اون زمزمه کن...
     
  8. moryabdi

    moryabdi Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 می 2006
    نوشته ها:
    300
    تشکر شده:
    4
    نرود میخ آهنین در سنگ... شاید بتونی خودت و یک عده بی خبر رو گول بزنی ... ولی تاریخ یک کشور رو نمیتونی پاک کنی...
    استعمار و نوکرشون خانواده پهلوی بعد به باد دادن ثروت های این کشور و کشتن جوانان و شکنجه اونها جایی برای دفاع در تاریخ برای خودشون نگذاشتند...
    شاید شما طرفدار پینوشه هم باشی ...انگلیس به نوکرش وفادارنبود حالا تو نمی خواد کاسه داغ تر از آش بشی...
    این تاپیک هم برای اطلاع دوستان دیگر هست من به نظرات مخالفین و موافقین کاری ندارم ...
    هرکسی عقل و وجدان داره... خودش درون خودش تصمیم بگیره که حقیقت کجاست...
     
  9. Sohrabkhan

    Sohrabkhan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏6 آپریل 2005
    نوشته ها:
    173
    تشکر شده:
    5
    محل سکونت:
    persiantools
    حقیقت کجایی ؟بیا که دوست مایی!!!
     
  10. raxtastar

    raxtastar "کاربرفعال ورزش""کاربر قدیمی پرشین تولز کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2005
    نوشته ها:
    1,933
    تشکر شده:
    668
    روحش شاد

    یادش پاینده!!!!!!!!!!!
     
  11. skyx

    skyx مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24 آپریل 2005
    نوشته ها:
    197
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    Caspian Sea
    حالا حالا مونده تا مردم ما چيزي رو بفهمن كه رضا شاه 80 سال پيش فهميده بود
    اون با بي سوادي خودش اينو فهميده بود كه براي پيشرفت ملت ايراني بايد زور بالا سرشون باشه
    و مهمتر اينكه از دين به عنوان ابزاري براي ... استفاده نشه
    منظورم رو بايد خوب متوجه بشيد.نمي دونم جريان اون كشتي كه آتاتورك يه عده رو سوار كرد و برد تو دريا غرق كرد رو شنيدي يا نه؟كاري كه رضا خان به نوعي ديگه تو ايران اجرا كرد
    شما فقط كشف حجاب اين ادم رو براي قضاوت انتخاب كردي؟
    ميدوني كه هنوز هم جاده ها -راه آهن- پلها و بيمارستانهايي كه به قول شما اين جنايتكار ساخته هنوز هم در حال استفاده هست و بعد از گذشت بيشتر از چند دهه هنوز هم نه پسرش و نه حكومت بعدي نتونستن جايگزيني براش درست كنن؟
    دوست دارم صحبت كنم ولي حيف كه اين مديريت دست و بال ما رو بسته:happy:
     
  12. mostafa_gm

    mostafa_gm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,848
    تشکر شده:
    425
    محل سکونت:
    My House
    چه افتخار بزرگي!!! برداشتن حجاب!!
    داداش كي گفته حجاب داشتن و نداشتنش زوركيه؟
    نه حجاب اجباري درسته نه بي حجابي اجباري.
    چطور وقتي صحبت حجاب اجباري مياد همه ميگين اخه ولي وقتي صحبت كشف حجاب مياد همه ميگين خوبه؟
    هر چي به نفعتونه خوبه ديگه آره؟
     
  13. Suba_sa

    Suba_sa کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 می 2006
    نوشته ها:
    225
    تشکر شده:
    1
    حالا هم که زورکي سر مردمه! اين جنايت نيست؟
     
  14. BRADER SHIAN

    BRADER SHIAN Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,485
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    مینشن
    اگر اقدامات رضا خان نبود الان وضع زنای ایرانی از زنای عربم بدتر بود!رضا خان بر خلاف مقامات فعلی ایران (که بچه هاشون تو غرب در دامان امپیریالیم بدجنس دارن خوش می گزونن و ما فعلا به عنوان موشهای ازمایشی داریم قربانی تئوری هاسون می شیم تا اگه یک در مبیلیون موفق بود شاید رو نوه نتیجه هاشون پیاده کنن!)تئوری کشف حجابش رو اول رو خانواده خودش پیاده کرد!;)
     
  15. BRADER SHIAN

    BRADER SHIAN Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    1,485
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    مینشن
    اونمقع ثروتی نداشتیم که کسی بخواد ببادش بده!;)
     
  16. r10

    r10 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    16
    تشکر شده:
    0
    به هرحال مار رضا خان ضررش بیتشر از نفعش بود
    مگر الان توی ایران کم زن روسپی داریم
     
  17. shervin

    shervin ASP.net

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژوئن 2005
    نوشته ها:
    6,315
    تشکر شده:
    260
    محل سکونت:
    تهران
    البته من کاری با اینا و رضا شاه ندارم
    ولی فکر نمیکنم منظور دوستمون از اینکه گفت بی حجابی اجباری جنایه این بوده باشه که این حجاب زوری اینا جنایت نیست
    اصلا رد کردن رضا شاه ربطی به خوب بودن اینا نداره
    شما میخوای فقط یه چیزی بپرونی
     
  18. Second Life

    Second Life Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 اکتبر 2004
    نوشته ها:
    839
    تشکر شده:
    57
    اول شما یک نگاه به تاریخ دوره قاجار و سه شاه آخر بنداز بعد اقدامات رضاخان رو نقد و بررسی کن
     
  19. mostafa_gm

    mostafa_gm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,848
    تشکر شده:
    425
    محل سکونت:
    My House
    من موافق حجاب زوركي نيستم.
    دين و حجاب چيزي نيست كه بزور بچپوني تو كله كسي.
     
  20. sascovach

    sascovach کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 فوریه 2006
    نوشته ها:
    1,087
    تشکر شده:
    1
    این یک بحث "فقهی" هست مربوط به حکومت اسلامی و قابله اجرا در این فروم نیست
     
  21. arianaco

    arianaco کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    24
    تشکر شده:
    1
    [​IMG]

    بزرگش نخوانند اهل خرد - كه نام بزرگام به زشتي برد

    بعضي آمدند تا با زدن اين تاپيك خدمات رضا شاه كبير را به ايران به عنوان جنايت و خيانت تعبير كنند ولي خدا را شكر كه بيشتر دوستان خودشان تفاوت خدمت و خيانت را بهتر مي‌فهمند .
    فقط كاش رضا شاه بيشتر از آن چيزي كه انجام داده بود ، اصلاحات مي‌كرد همچون تغيير خط از عربي به فارسي - تغيير تقويم و ... ( همچون آتاترك)
    شايد امروزه قدر اقدامات اصلاحي آن پدر و پسر بيشتر دانسته شود.
    امان از ارتجاع سياه و سرخ !

    يادش همواره گرامي
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
عسل طبیعی و گرده گل ایرانی