آژانس هواپیماییexchanging
dakhlestan

حساسيت خودرو به بستني وانيلي

شروع موضوع توسط boros ‏3 ژوئن 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. boros

    boros کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    61
    تشکر شده:
    0
    متن حكايت
    بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
    لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
    مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!
    نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
    اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود.
    ----------------------------------------------------

    اینم پاس دو تا از بر و بچ

    RiskyMan


    گل مراد گريه ميكنه!


    اگر اين اتفاق در ايران بيافتد:
    1) مديرعامل شركت خودرو ساز به محض دريافت نامه از خنده خودش را خيس ميكند و فنجان چاي خود را برروي طرح اتومبيلي كه دفاعيه فوق ليسانس يك دانشجوي شريف است .. خالي ميكند

    2) شب واقعه در اخبار 20:30 توسط آقاي نجف زاده با كلام طنز زيبايي آن نامه قرايت خواهد شد.

    3) شب واقعه در گفتگوي خبري شبكه 2 سيما باحضور آقاي حداد عادل درخصوص اينكه چرا تاكنون در فرهنگستان ادب فارسي واژه غريب و بيگانه [وانيل] .. معادل سازي فارسي نشده .. به بحث و بررسي و ارائه راه حل براي حذف كلمه وانيل از كتب دبستاني و محاوره عامي مردم ... خواهند پرداخت

    4) صبح فرداي واقعه از سوي علما حوزوي و آيات عظمي بيانيه تحريم [وانيل] صادر و از رسانه ملي به كرات به صورت مالتي مديا پخش خواهد شد

    5) ظهر فرداي واقعه اداره تعزيرات اعلام ميدارد كه هر بستني و شيريني فروشي كه ليبل [وانيل] به در و پيكر مغازه اش نصب باشد مبلغ 100.000 تومان جريمه خواهد شد

    6) فرداشب واقعه در برنامه 20:30 شيريني فروش مسن و ريشويي را نشان ميدهد كه كلمه وانيل را با ماژيك قرمز ضربدر زده و بجاي آن نوشته:
    [بستني وانيلي نداريم! بستني سنتي نيلوفر داريم!]

    7) فرداشب واقعه جمعي كثيري از دانشجويان دانشگاه امام حسين و مالك اشتر روبروي وزارت بازرگاني تجمع كرده و خواستار توقف واردات نيلوفر (وانيل) بعنوان يكي از قديمي ترين مظاهر غرب و هجمه فرهنگي خواهند شد.

    كمپاني خودرو ساز مذكور اقدام به سفارش چندين دقيقه آگهي بازرگاني در صدا و سيما نموده و با شهرت بدست آورده و هجوم مردم به ثبت نام خودروي نامبرده ... اتفاقا سود سرشاري از آن خود خواهد كرد.

    حواشي:

    *) طي اين چند روز در تاكسي و اتوبوس و مترو و مدارس و دانشگاهها و حوزه ها و اداره جات دولتي تكه كلام:‌ [وانيل با آب نيل حللله] بر زبان خاص و عام خواهد افتاد و امكان ندارد وقتي ساعت 9 شامگاه براي گذاردن كيسه زباله به درون سطل شهرداري به كوچه ميرويد 10 بار اين تكه كلام را از دهان اين و آن نشنويد

    *) بيش از نيمي از وقت كارمندان دولتي و غير دولتي بجاي چرت زدن و چايي خوردن صرف تعريف و پيگرد قضيه ميشود

    *) همه چيز به خوبي و خوشي خواهد گذشت تا اينكه آقاي پرزيدنت در خبر خوش هسته اي بعدي خود به كشف اين مهم توسط يك ايراني در ارتباط با خودروهاي مونتاژي غرب و اروپا بعنوان يك دستاورد علمي ملي نامبرده و بيان ميفرمايند كه شما ها كه ماشينتان با بستني نيلوفري خاموش ميشود حق محروم كردن ما از سوخت هسته اي را نداريد.


    و اينگونه ...
    اون زمون هاي قديم ...
    زير گنبد كبود ...
    ميان جنگل سبز ...
    لاي درختاي قشنگ ...
    شهر باصفايي بود ...
    دور تا دورش گل سرخ ...
    روبروش كوه بلند ...
    مردمانش همه خوب... همه پاك... مهربون
    همه پر كار ... زرنگ...
    همه روز صبح سحر... وقت اذون...
    همه بيدار ميشدند...
    تا برند با عجله ... سركار خودشون....

    راستي! داشت يادم ميرفت...
    اسم اين شهر قشنگ ... شهر قصه بود. يادتون نره!


    گل مراد ميخنده!

    .............................

    ابن سيناي سهام

    اگه مدير شركت تا سيكل خونده بود كتشو در مياورد هول ميداد تا بينهايت (همون جايي كه دو خط موازي همديگرو مورد عنايت قرار ميدند) بلكه ماشينه از رو بره و روشن بشه ! امااگه مدير شركت اهداف بلند پروازانه هم در سر داشت و احتمالا قصد كانديداتوري داشت يك همايش ميگذاشت و در انتها با ذكر صلوات موضوع منتفي ميشد.اما اگه مدير سياسي بود و با ضرب و زور مشتريو متقاعد ميكرد كه يا با زبون خوش خودش مشكلشو حل ميكنه يا اينكه.... سپس رضايت نامه كتبي مشتريو 100تا كپي ميگرفت و براي مديران ارشدتر ميفرستاد و در نهايت مدير موفق كه بدون هزينه و كارشناسي مشكلو حل كرده بود جهت شركت در مجمع سازمان ملل به منظور حل مشكلات جهان( فقط در 3ثانيه!)به مجامع بين الملل معرفي ميشد

    http://www.bourex.com/viewtopic.php?t=9259&postdays=0&postorder=asc&start=0
     
  2. mojtaba2741

    mojtaba2741 مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏2 دسامبر 2005
    نوشته ها:
    1,785
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    Tehran
    این متن رو کجا خوندم؟:wacko::wacko:
     
  3. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    خیلی جالب بود !!!
     
  4. hamedsullivan

    hamedsullivan مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏16 دسامبر 2005
    نوشته ها:
    6,656
    تشکر شده:
    128
    محل سکونت:
    on the road
    واقعا جالب بود و به دلایلی بعدی که فرمودید متاثر کننده.
     
  5. محمدی

    محمدی Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    1,035
    تشکر شده:
    7
    محل سکونت:
    سرزمین همیشه سبز
    آقا خياي قشنگ و جالب بود . [​IMG]
     
  6. jasoosk

    jasoosk Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 فوریه 2006
    نوشته ها:
    428
    تشکر شده:
    3
    محل سکونت:
    شیــراز، یــزد، لندن
    اصولا من متنهای بلند رو نمی خونم ولی این ... اولش رو که خوندم دیگه تا آخرش خونده شد.
    بسیار زیبا و آموزنده بود.
    ممنون.
     
  7. alfredo

    alfredo نفر اول عکاسی با موبايل

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2007
    نوشته ها:
    2,033
    تشکر شده:
    317
    محل سکونت:
    جایی که خدا نباشد
    از اين پس بجاي واژه غريب و بيگانه ي وانيل از واژه آشنا و خودمونيه گل محمدي استفاده كنيد !
     
  8. Nereid

    Nereid کاربر فعال زبان کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    2,111
    تشکر شده:
    848
    محل سکونت:
    staring at a closed door!
    بستنی وانیلی اعدام باید گردد!!!!!!!!!!!!!
    همین طور کسایی که اسمشو بیارن!