آژانس هواپیماییexchanging

حسنك كجایی؟

شروع موضوع توسط dedboy ‏4 مارس 2008 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. dedboy

    dedboy Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 جولای 2007
    نوشته ها:
    652
    تشکر شده:
    100
    محل سکونت:
    TEHROON !
    گاو ما ما می كرد... گوسفند بع بع می كرد... سگ واق واق می كرد... و همه با هم فریاد می زدند:



    حسنك كجایی؟

    شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود. حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

    دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد. كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد. پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد. پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود. او نمی دانست كه سد تا چند لحظه دیگر می شكند. پتروس درحال چت كردن غرق شد.


    برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود. ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را درآورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبری و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.

    خانه مثل همیشه سوت وكور بود. الآن چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد.

    او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد . او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد؛

    به همین دلیل است كه دیگر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

    http://www.mb85.blogfa.com/

    اینو تو این وبلاگ اتفاقی دیدم . قبلا هم خونده بودم اما باز هم بنظرم جالب اومد . امیدوارم تکراری نباشه .
     
  2. انسانه خوب

    انسانه خوب کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    273
    تشکر شده:
    3
    Where you're going to the bottom
    Do you hear us we are rotting?
    We're going down in a spiral to the ground[​IMG]
     
  3. Damn

    Damn Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,079
    تشکر شده:
    600
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    منم شنيده بودم اما جالب بود
    ------------------------
    دد بوي اگه ممكنه ايديت به من بده تو پي ام كارت دارم
     
  4. Amirbahal3

    Amirbahal3 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,158
    تشکر شده:
    520
    بدک نبود.