• پایان فعالیت بخشهای انجمن: امکان ایجاد موضوع یا نوشته جدید برای عموم کاربران غیرفعال شده است

خارج کشور کجاها رفتین | تجربه هایتان را با ما در میان بگذارید

ashkanshirani

فروشنده معتبر
فروشنده معتبر
تاریخ عضویت
18 آپریل 2013
نوشته‌ها
1,400
لایک‌ها
1,102
محل سکونت
MUSCAT
خارج کشور کجاها رفتین | تجربه هایتان را با ما در میان بگذارید
کدوم کشور ها رفتین - و نظرتون در مورد اداب و رسوم و فرهنگ مردم اون کشور چیه !
برخوردشون با ادب غیر وطنی یا مهمون چگونه بوده !
اگه عکس دارین عکساتون هم بزارین سپاس;)
 
Last edited:

مهرداد خان

Registered User
تاریخ عضویت
7 اکتبر 2012
نوشته‌ها
945
لایک‌ها
2,396
محل سکونت
گاراژ غدیر ژانگولر
خارج از منزل تا سوپوری رفتم
 

A1C1E

Registered User
تاریخ عضویت
12 جولای 2012
نوشته‌ها
3,844
لایک‌ها
4,545
محل سکونت
Lilliput - Ahvaz

barool

Registered User
تاریخ عضویت
17 مارس 2014
نوشته‌ها
1,367
لایک‌ها
2,864
سن
34

Mehdiwol

Registered User
تاریخ عضویت
3 اکتبر 2012
نوشته‌ها
4,074
لایک‌ها
20,249
محل سکونت
Old Trafford
خارج از کشور که نه ولی خارج از منزل تا توالت رفتم
اگه خواستی می تونم از فرهنگ توالت و حال و هواش بگم
 

maanam

Registered User
تاریخ عضویت
10 مارس 2014
نوشته‌ها
114
لایک‌ها
370
سن
25
محل سکونت
همه جا غیر اونجا

Benchmarker

کاربر فعال پرشین تولز
کاربر فعال
تاریخ عضویت
25 آگوست 2011
نوشته‌ها
5,573
لایک‌ها
31,847
محل سکونت
Sin City
2.5 سالم بود رفته بودیم تایلند من که یادم نیست ولی میگن تو فرودگاه گم شدم با یه خانواده هندی داشتم میرفتم سوار هواپیما o_O
اخه کوچیکیم شبیه هندی ها بودم سبزه موهام صاف مشکی

دبی هم رفتم فکر کنم 7-8 سالم بود فقط یه خاطره دارم هوایه شرجیشه :general306: تا سالها بعد وقتی هوای شرجی رو میدیدم میگفتم هوا دبیی شده :D

اخریش هم المان بود 9 سالم بود خاطره که زیاد دارم ازش یه بار خواستم بنویسم اما حسش نبود
اولش که سوار هواپیما شدیم یادمه تو هواپیما یه ماکت اسباب بازی دادن که درستش کنیم خعععلی با حال بود اما وقتی رسیدیم اونجا و با دو تا کیسه بزرگ اسباب بازی مواجه شدم ماکته هواپیما رو کلا یادم رفت :D
دیوار برلین رو تازه ورداشته بودن همجا جشن بود تعجب میکردم چقدر ایرانی تو المان بود تقریبا هر روز یه ایرانی رو میدیدم یادمه تاکسی هاش اکثر بنز بودن بعضیهاشونم بی ام و چون عشق ماشین بودم همه رو میشناختم تو دلم میگفتم اینا چقدر خل هستن بنز رو گذاشتن تاکسی :D

اخر کار موقع برگشتن هم رو به موت بودیم هواپیما بدجور تکون میخورد دقیق یادمه داییم مثل کچ شده بود قیافش :general306: تکونا که بیشتر شد دیگه مهماندارا رو هم نمیدیدی همه نشستن سر جاشون یادمه دو تا چراغ بالا بو یکی نوشته بود کمربندها رو ببندین یکی نوشته بود سیگار نکشین دو تاش روشن شد حتی بعضی درهایه بالا که اساس میذاری هم از شدت تکون باز شد اما من بچه تر از اونی بودم که بترسم, پیش پنجره بودم داشتم زمین رو میدیدم همش تیکه های مربعی سبز بود دقیق یادمه خیلی قشنگ بود

خیلی چیزا یادمه که حوصله نوشتنشو ندارم :general505:
 

A1C1E

Registered User
تاریخ عضویت
12 جولای 2012
نوشته‌ها
3,844
لایک‌ها
4,545
محل سکونت
Lilliput - Ahvaz
2.5 سالم بود رفته بودیم تایلند من که یادم نیست ولی میگن تو فرودگاه گم شدم با یه خانواده هندی داشتم میرفتم سوار هواپیما o_O
اخه کوچیکیم شبیه هندی ها بودم سبزه موهام صاف مشکی

دبی هم رفتم فکر کنم 7-8 سالم بود فقط یه خاطره دارم هوایه شرجیشه :general306: تا سالها بعد وقتی هوای شرجی رو میدیدم میگفتم هوا دبیی شده :D

اخریش هم المان بود 9 سالم بود خاطره که زیاد دارم ازش یه بار خواستم بنویسم اما حسش نبود
اولش که سوار هواپیما شدیم یادمه تو هواپیما یه ماکت اسباب بازی دادن که درستش کنیم خعععلی با حال بود اما وقتی رسیدیم اونجا و با دو تا کیسه بزرگ اسباب بازی مواجه شدم ماکته هواپیما رو کلا یادم رفت :D
دیوار برلین رو تازه ورداشته بودن همجا جشن بود تعجب میکردم چقدر ایرانی تو المان بود تقریبا هر روز یه ایرانی رو میدیدم یادمه تاکسی هاش اکثر بنز بودن بعضیهاشونم بی ام و چون عشق ماشین بودم همه رو میشناختم تو دلم میگفتم اینا چقدر خل هستن بنز رو گذاشتن تاکسی :D

اخر کار موقع برگشتن هم رو به موت بودیم هواپیما بدجور تکون میخورد دقیق یادمه داییم مثل کچ شده بود قیافش :general306: تکونا که بیشتر شد دیگه مهماندارا رو هم نمیدیدی همه نشستن سر جاشون یادمه دو تا چراغ بالا بو یکی نوشته بود کمربندها رو ببندین یکی نوشته بود سیگار نکشین دو تاش روشن شد حتی بعضی درهایه بالا که اساس میذاری هم از شدت تکون باز شد اما من بچه تر از اونی بودم که بترسم, پیش پنجره بودم داشتم زمین رو میدیدم همش تیکه های مربعی سبز بود دقیق یادمه خیلی قشنگ بود

خیلی چیزا یادمه که حوصله نوشتنشو ندارم :general505:
عمو جان ول کن اینا رو!
چهار تا هورمون بیشتر نیست که!
بعدش من کی تورو تگ کردم؟!
 

Benedict

Registered User
تاریخ عضویت
5 ژانویه 2014
نوشته‌ها
134
لایک‌ها
468
سن
26
محل سکونت
221B Baker Street-London
2.5 سالم بود رفته بودیم تایلند من که یادم نیست ولی میگن تو فرودگاه گم شدم با یه خانواده هندی داشتم میرفتم سوار هواپیما o_O
اخه کوچیکیم شبیه هندی ها بودم سبزه موهام صاف مشکی

دبی هم رفتم فکر کنم 7-8 سالم بود فقط یه خاطره دارم هوایه شرجیشه :general306: تا سالها بعد وقتی هوای شرجی رو میدیدم میگفتم هوا دبیی شده :D

اخریش هم المان بود 9 سالم بود خاطره که زیاد دارم ازش یه بار خواستم بنویسم اما حسش نبود
اولش که سوار هواپیما شدیم یادمه تو هواپیما یه ماکت اسباب بازی دادن که درستش کنیم خعععلی با حال بود اما وقتی رسیدیم اونجا و با دو تا کیسه بزرگ اسباب بازی مواجه شدم ماکته هواپیما رو کلا یادم رفت :D
دیوار برلین رو تازه ورداشته بودن همجا جشن بود تعجب میکردم چقدر ایرانی تو المان بود تقریبا هر روز یه ایرانی رو میدیدم یادمه تاکسی هاش اکثر بنز بودن بعضیهاشونم بی ام و چون عشق ماشین بودم همه رو میشناختم تو دلم میگفتم اینا چقدر خل هستن بنز رو گذاشتن تاکسی :D

اخر کار موقع برگشتن هم رو به موت بودیم هواپیما بدجور تکون میخورد دقیق یادمه داییم مثل کچ شده بود قیافش :general306: تکونا که بیشتر شد دیگه مهماندارا رو هم نمیدیدی همه نشستن سر جاشون یادمه دو تا چراغ بالا بو یکی نوشته بود کمربندها رو ببندین یکی نوشته بود سیگار نکشین دو تاش روشن شد حتی بعضی درهایه بالا که اساس میذاری هم از شدت تکون باز شد اما من بچه تر از اونی بودم که بترسم, پیش پنجره بودم داشتم زمین رو میدیدم همش تیکه های مربعی سبز بود دقیق یادمه خیلی قشنگ بود

خیلی چیزا یادمه که حوصله نوشتنشو ندارم :general505:
منم میخوام برم آلمانo_O
بخوای بارتو ببندی چقدر پول میخواد:general609:
 

barool

Registered User
تاریخ عضویت
17 مارس 2014
نوشته‌ها
1,367
لایک‌ها
2,864
سن
34
منم میخوام برم آلمانo_O
بخوای بارتو ببندی چقدر پول میخواد:general609:
خونه مینیمم 700 یورو تو برلین (مینیمم ) هزینه زندگی هم 700 یورو مینیمم برلین . شرق المان ارزون تره .
 

alalalk71

Registered User
تاریخ عضویت
7 سپتامبر 2011
نوشته‌ها
2,196
لایک‌ها
5,856
محل سکونت
در میان از یاد رفتگان
تو مگه بن نبودی مردک :D برو چندتا سیاهشونو تور کن :D :D

آقا ، یه چیزی در مورد سیاه ها بگم خیلی جالبن ، من تو انگلیس که میدیدم خندم میگرفت این بنده خداها رو ، رو دوزی مشکی با تودوزی قرمز ، یه دختر سیاه با هامکار میکرد بش گفتم خیلی دوست دارم یه زن سیاه بگیرم گفت برا چیگفتم بهش همینجوری فکر کرد میخوم مخش رو بزنم گفت من شوهر دارم ، گفتم پس بی خیال نظرم عوض شد تو توشون خشگل بودی که تو هم شوور کردی ، گفت شوخی کردم شب هم برمون داشت بردمون دیسکو کصافط پیکی حساب کرد :D


اختیار دارید آقا تاپیک دست خودت رو میبوسه برا آباد کردن

هند ، تاجیکستان و انگلیس (4 روز بیشتر نبودم سفر کاری بود همش تو نمایسشگاه بودم )

آقا هند خیلی جالبه طبیعتش مثل بهشته ، بچهکه بودم رفته بودم تقریبا 10 سالگی چندشم میشد از مردمانش ، 5 سال پیش هم تنهایی رفتم ، با تور بمبئی رفتیم دهلی و بنگلور ، خیلی مزه داد این ، تنها چیز مزاحمی که داره اونجا به نظرم مردمانش هستن یعنی اگه این مردم توش نبودن خیلی جالب میشد ، آقا ما از گرل های بمبئی خیلی خوشون اومد دو رگه اصلا پوستشون یه رنگ خاصی داشت ، خیلی حال داد ، راستی استخراشم رفتیم یه استخر بود یه آب تمیزی داشت حال کردم واقعا تو بمبئی ، در کل بمبئی رو بیشتر دوس داشتم آخه یه سری دختر هم از بچگی اونجا باهاشون دوست بودم اونا هم اومدن بسی حال داد دیدمشون همه از دم نامزد داشتن ولی خیلی باحال بودن فکر میکردن من چاه نفت دارم نفهم ها

تاجیکستان هم خیلی از نظر مال اوضاعشون بی ریخت بود ، فقط فارسی حرف زدنشون جالب بود خیلی دخترای نازی داشتن ، خوب هم تحویل میگرفتن
لندن هم جایی بسی جالب بود هفتاد و دو ملت بود البته ما تو نمایشگاه نفت بودیم ، خیلی خیلی جالب بود مث کشتی نوح بود تقریبا ، از همه تیپی توش بودن

از روابط جنسی هم سوال نفرمائید که بنده اهلش نیستم ، اما نوشیدنی ووووووووووووووووووووووووایییی خدای من ای کاش میشد دوباره برم
 

Mehdiwol

Registered User
تاریخ عضویت
3 اکتبر 2012
نوشته‌ها
4,074
لایک‌ها
20,249
محل سکونت
Old Trafford
2.5 سالم بود رفته بودیم تایلند من که یادم نیست ولی میگن تو فرودگاه گم شدم با یه خانواده هندی داشتم میرفتم سوار هواپیما o_O
اخه کوچیکیم شبیه هندی ها بودم سبزه موهام صاف مشکی
بنچی اون وقتا مو داشته :(
 

barool

Registered User
تاریخ عضویت
17 مارس 2014
نوشته‌ها
1,367
لایک‌ها
2,864
سن
34
آقا ، یه چیزی در مورد سیاه ها بگم خیلی جالبن ، من تو انگلیس که میدیدم خندم میگرفت این بنده خداها رو ، رو دوزی مشکی با تودوزی قرمز ، یه دختر سیاه با هامکار میکرد بش گفتم خیلی دوست دارم یه زن سیاه بگیرم گفت برا چیگفتم بهش همینجوری فکر کرد میخوم مخش رو بزنم گفت من شوهر دارم ، گفتم پس بی خیال نظرم عوض شد تو توشون خشگل بودی که تو هم شوور کردی ، گفت شوخی کردم شب هم برمون داشت بردمون دیسکو کصافط پیکی حساب کرد :D



اختیار دارید آقا تاپیک دست خودت رو میبوسه برا آباد کردن

هند ، تاجیکستان و انگلیس (4 روز بیشتر نبودم سفر کاری بود همش تو نمایسشگاه بودم )

آقا هند خیلی جالبه طبیعتش مثل بهشته ، بچهکه بودم رفته بودم تقریبا 10 سالگی چندشم میشد از مردمانش ، 5 سال پیش هم تنهایی رفتم ، با تور بمبئی رفتیم دهلی و بنگلور ، خیلی مزه داد این ، تنها چیز مزاحمی که داره اونجا به نظرم مردمانش هستن یعنی اگه این مردم توش نبودن خیلی جالب میشد ، آقا ما از گرل های بمبئی خیلی خوشون اومد دو رگه اصلا پوستشون یه رنگ خاصی داشت ، خیلی حال داد ، راستی استخراشم رفتیم یه استخر بود یه آب تمیزی داشت حال کردم واقعا تو بمبئی ، در کل بمبئی رو بیشتر دوس داشتم آخه یه سری دختر هم از بچگی اونجا باهاشون دوست بودم اونا هم اومدن بسی حال داد دیدمشون همه از دم نامزد داشتن ولی خیلی باحال بودن فکر میکردن من چاه نفت دارم نفهم ها

تاجیکستان هم خیلی از نظر مال اوضاعشون بی ریخت بود ، فقط فارسی حرف زدنشون جالب بود خیلی دخترای نازی داشتن ، خوب هم تحویل میگرفتن
لندن هم جایی بسی جالب بود هفتاد و دو ملت بود البته ما تو نمایشگاه نفت بودیم ، خیلی خیلی جالب بود مث کشتی نوح بود تقریبا ، از همه تیپی توش بودن

از روابط جنسی هم سوال نفرمائید که بنده اهلش نیستم ، اما نوشیدنی ووووووووووووووووووووووووایییی خدای من ای کاش میشد دوباره برم
من چند سالی به خاطر تحصیل پدرم زندگی کردم (تاجیکستان) بعضی روزا تا 2 روز اب قطع بود حالا فرض کنین چجوری گلاب به روتون دستشویی میرفتیم . جالب تر از همه هر خونه در ساعت فقط 15 دقیقه اب گرم داره یعنی تو حموم باشی بعد 15 دقیقه باید با اب سرد حموم کنی . خیلی امکانات کمه اما چییزای خوب خوبم داشت که نمیشه بگم اینجا :general711:
 
بالا