آژانس هواپیمایی
pop up

خاطرات سينمايي

شروع موضوع توسط omidkhoaf ‏2 نوامبر 2007 در انجمن تئاتر و سینما

  1. omidkhoaf

    omidkhoaf کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    خوب دوستان عزيز
    فكر كنم تاپيك جالبي باشه براي خوندن
    منظور از اين تاپيك اينه كه خاطرات سينمايي خودتون را كه بدست آورديد و ميبينيد جالبه بنويسيد...
    اميدوارم تاپيك خوبي بشه.
     
  2. Radiohead

    Radiohead مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏10 جولای 2006
    نوشته ها:
    3,856
    تشکر شده:
    179
    نمیدونم منظور دقیقا از خاطرات چیه ولی به هر حال یکی از لحظات نابی که موقع فیلم دیدن تجربه کردم، سر "راه های افتخار" کوبریک بود که سر سکانسی که محکومین به سمت جوخه اعدام حرکت میکنن، به طور همزمان هم میخندیدم و هم گریه میکردم!

    معمولا آدم سر یه صحنه ی خاص یا میخنده یا بغض اش میگیره و گریه میکنه (یواشکی البته!) ولی من سر این صحنه به حالت خنده-گریه افتاده بودم و موقع دیدن فیلم هم تنها نبودم! حتی اومدم این حس و حال رو در تاپیک سکانس های ماندگار تصویر به تصویر شرح دادم!
     
  3. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    یه خاطره

    کلاس پنجم دبستان بودم با پسر عمم که همسن خودمه وداداشه کوچیکم رفتیم از جهاد دانشگاهی فیلمه جن گیر رو کرایه کردیم بعد رفتیم و توی اتاق سه نفری ساعت 12 شب فیلمو بدور از چشمه بابا و مامانم نگاه کردیم وسطای فیلم که رسیدیم سه تامون با هم فرار کردیم توی حیات واقعا ترسیده بودیم جالب اینکه ویدئو و تلوزیون هم همینطوری روشن بود و هیچکدوم جرات نداشت بره خاموشش کنه بعد بر انداختیم افتاد روی من و با ترس و لرز رفتم خاموشش کردم خلاصه اون شب که گذشت فردا ظهرش تو روز روشن فیلمو کامل دیدیم و اصلا هم مثل دیشبش نترسیدیم هنوز که یادم میاد خندم میگیره :blink:
     
  4. omidkhoaf

    omidkhoaf کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    خوب خوبه خودم هم يه خاطره تعريف كنم...
    دبستان كه بودم سالهاي اول انقلاب بود و خوب مي‌دونيد كه فيلمها اينجوري كه الآن تو ايران پخش ميشه و همه بي سانسور ميخرند پخش نميشد. اون دوره‌ها تلويزيون ايران فقط فيلمهاي استاد كوروساوا را مي‌گذاشت و شايد دليلش همين باشه كه من عاشق كوروساوا هستم. خوب از اين حرفها كه بگذريم بايد بگم اون موقع يكي از دوستام يه فيلمي كه هنوز هم نميدونم چه جوري ولي گير آورده بود كه اسمش بود a clockwork orange استنلي كوبريك. خوب بايد بگم فيلم هم بدون سانسور بود. من فيلمو گذاشتم توي دستگاه و شروع به ديدنش كردم و تنهاي تنها بودم. همونطور كه مي‌دونيد فيلم پر از صحنه‌هاي sexuality و nudity بود و خوب يه بچه دبستاني اوايل انقلاب هم كه هيچ چيزي نمي‌دونست و فقط با خودم مي‌گفتم "خدايا اين كارها يعني چه" و خوب فقط از خودم مي‌پرسيدم اينها چي كار مي‌كنند! اون موقع كه هيچ چيزي نه از معنا و نه از هيچ چيز ديگه‌ي فيلم نفهميدم ولي خوب اون فيلمو كه به دوستم پس ندادم و يه 3-4 سال بعد ديدم و شايد تا حالا خيلي كم باشند فيلمهايي كه به نظرم به خوبي اين شاهكار ساخته شده باشند.
    جالبه بگم هنوز اون فيلمو توي اتاقم دارم و هر وقت مي‌بينمش فقط مي‌خندم و مي‌خندم...
     
  5. Daneel Olivaw

    Daneel Olivaw مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2006
    نوشته ها:
    2,300
    تشکر شده:
    28
    محل سکونت:
    In my shell
    یکی از اولین خاطرات سینمایی من مربوط به زمانیه که 3-4 ساله بودم و با پدر و مادرم رفتیم سینما برای دیدن فیلم بایکوت ... از کل فیلم چیز زیادی نفهمیدم؛ ولی 2 صحنه اش رو هیچوقت یادم نمیره: یکی صحنه ای که 2 تا هنرپیشه های فیلم از روی بالکن های خونه ها می پریدن و فرار می کردن؛ و یکی دیگه صحنه ای که هنرپیشه مرد اصلی فیلم (که اسمشو یادم نیست) توی رویا می دید که مُرده و لشکری از کرم ها و حشرات زیرخاکی!! دیگه دارن روی صورتش راه میرن و اون حتی نمی تونه یه عضله اش رو تکون بده [​IMG]

    تاثیر مهمی که این فیلم روی من گذاشت (غیر از اینکه از حشرات بیزارم کرد!) این بود که همیشه آرزو کنم یه جوری بمیرم که جسمی ازم نمونه تا اینطور خوراک کرم ها نشم [​IMG]

    این بود خاطره من [​IMG]
     
  6. DIXIE CHICKS

    DIXIE CHICKS کاربر فعال فرهنگ و هنرهای نمایشی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏8 می 2007
    نوشته ها:
    1,114
    تشکر شده:
    656
    اه اه من این فیلم رو از تی وی دیدم
    یادم مدتها همون صحنه کابوس من بود.
     
  7. boxilink
  8. willie

    willie کاربر فعال هنرهای نمایشی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آپریل 2006
    نوشته ها:
    503
    تشکر شده:
    1
    مطمئن نیستما ولی فکر کنم مجید مجیدی بود.[​IMG]
    من اینو کامل ندیدم.شاید تنها صحنه ای که تقریبا یادم میاد همین پریدن از روی بالکنها بود اونم به صورت مبهم![​IMG]
     
  9. Daneel Olivaw

    Daneel Olivaw مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2006
    نوشته ها:
    2,300
    تشکر شده:
    28
    محل سکونت:
    In my shell
    کابوس مشترک [​IMG]

    درسته ... انگار هنرپیشه اش همین مجید مجیدی بوده ... ظاهرا من از بچگی به این آدم حساسیت داشتم [​IMG]
     
  10. seymour

    seymour مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2005
    نوشته ها:
    6,205
    تشکر شده:
    62
    محل سکونت:
    Tehran
    یادمه اولین بار که پدرخوانده رو دیدم ... به محض اینکه تموم شد ، نوار رو برگردوندم اول و دوباره دیدم ... یعنی باور کنید یه دقیقه هم مکث نکردم : به محض اینکه تموم شد ، یه بار دیگه دیدمش !! ... [​IMG]


    تاپیک خیلی خوبیه ... میذارم تو امضام ... [​IMG]
     
  11. komeil66

    komeil66 کاربر فعال فرهنگ و هنر کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    766
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    tehran
    خاطرات سینمایی ...
    هه...
    انگار سال 42 بود ولی سال پیش بود زمستون رفتم توی صف با نا امیدی یک ساعت اول که گذشت نوک انگشتای پام گز گز می کرد ولی مسخ شده و بی روح همینطور وایساده بودم ساعت دوم هم گذشت دیگه هوا تاریک شده بود سوز خفیفی هم میومد و لی انگار نه انگار فقط چند قدم از جای قبلی تکون خورده بودم ...
    .
    .
    .چهار ساعت بعد ساعت تقریبا یک صبح بود که فیلم شروع شد...
    .
    .
    دو ساعت بعد ساعت 3 صبح خیابون ولی عصر پرنده پر نمیزد و جون می داد برای پیاده روی بعد از دیدن فیلم و من احساس خوبی داشتم که دیگه تجربه اش نکردم .
     
  12. seymour

    seymour مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2005
    نوشته ها:
    6,205
    تشکر شده:
    62
    محل سکونت:
    Tehran
    آقا اسم فیلم رو نگفتی [​IMG]... می خوام ببینم ارزش داشت اون همه اذیت شدی یا نه !! ... (شوخی)
     
  13. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    یه بار دیگه هم موقعی که ساله آخر دبیرستان بود یعنی پیش دانشگاهی رفته بودم جهرم تا با پسر عمم برای کنکور درس بخونیم [​IMG] خونه مادربزرگم خیلی بزرگه برای همین ما رفتیم اونجا تا درس بخونیم خلاصه عصر که شد گفتیم بریم استراحت و برای استراحت هم گفتیم بریم فیلم کرایه کنیم [​IMG] نگاه کنیم رفتیمو از کلوپ سر کوچه یه 6 7 تا فیلم گرفتیم اومدیم تلوزیون هم بردیم توی پذیرایی و شروع کردیم خلاصه این بین هر فیلمم یه کم مسخره بازی در می اوردیم [​IMG] وشام درست کردیمو خلاصه تا ساعت 4 یا 5 صبح مشغول بودیم [​IMG] که دیگه توی همون اتاق خوابمون برد از قرار توی جهرم تا گازه شهری اومده بود و قرار بود لوله کش بیاد و لوله گاز بزاره برای همون اتاق آقا اینها اومدن ما هم همون وسط اتاق کله هامونم زیر پتو و خواب ....... بعد از چند دقیقه از سر و صداشون بیدار شدیم ولی اونها داشتن در مورد ما حرف میزدند میگفتن نگاه این دو تا خوشی زده زیره دلشون نگاه ویدیئو داشتن تا صبح فیلم میدیدن [​IMG] جاتون خالی من با پسر عمم تا ظهر از خجالت کلمونو از زیر پتو در نیوردیم اونم کی توی تابستون جهرم که خر میپزه حالا ببینید چه بلایی سر ما اومد [​IMG]
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. komeil66

    komeil66 کاربر فعال فرهنگ و هنر کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    766
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    tehran
    تابلو بود دیگه ...نبود ؟[​IMG]
    [
     
  16. seymour

    seymour مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2005
    نوشته ها:
    6,205
    تشکر شده:
    62
    محل سکونت:
    Tehran
    نه اتفاقا من نمی دونستم ... جالب بود ...


    //

    من اکران خصوصی فیلم آژانس شیشه ای رو یادمه با شرایط تقریبا مشابه دیدیم ... یعنی آخر شب ، دو سه بار عقب افتاد ... آخرش هم ما روی زمین نشستیم ... جا نبود [​IMG]... از این تجربه های کم نظیر که دیگه پیش نمیاد ...


    توی سالن حوزه هنری بودیم ... راستی بارون هم میومد ... [​IMG]
     
  17. sokOoooot

    sokOoooot همکار انجمن سینما همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏26 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,211
    تشکر شده:
    67
    محل سکونت:
    این بود تمام ماجرای من و او
    یه خاطره گریه دار

    سر فیلمه مستد فقر و فحشا گریه کردم [​IMG] نمیدونم چرا آخه خیلی کم گریه میکنم [​IMG]
     
  18. travis2

    travis2 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏27 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    93
    تشکر شده:
    0
    حالا که حرف گریه شد منم بگم دو فیلم یادم میاد که حسابی اشکمو در آورد یکی
    هتل روآندا اونجایی که دان چیدل تو یه جاده کاملا مه گرفته دارم میره و بعدش میبینه که ماشین خیلی داره تکون میخورو و انگار این دست انداز ها تموم نمی شه میاد بیرون و میبینه به به جاده از جنازه پوشونده شده

    و البته سر فیلم مرثیه ای برای یک رویا هم حسابی اشکم در اومد

    یه نوع دیگه اشک ریزی هم همین دیشب بود
    فیلم احمق و احمق تر رو اخیرا دیده بودم و دیشب با خانواده میدیدم دوباره
    اینقدر این خواهر زاده کوچیکم خندید و جیغ زد که از خنده زیاد اشکم جاری شد.
     
  19. seymour

    seymour مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2005
    نوشته ها:
    6,205
    تشکر شده:
    62
    محل سکونت:
    Tehran
    بابا ! دوستان قدیمی دیده میشن [​IMG]... کدوم صحنه " مرثیه ای برای ... " دقیقا ؟ ...
     
  20. P.I.T.A

    P.I.T.A کاربر فعال فرهنگ و هنر و هنرهای نمایشی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏13 مارس 2005
    نوشته ها:
    452
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    My Conscience
    فیلمهای Hotel Rwanda و Shooting Dogs در خیلی صحنه هاش بغضم گرفته بود طوری که میخواستم زار زار گریه کنم...

    فیلم United 93 آخر فیلم هم اشک منو درآورد...

    یکی از غم انگیزترین صحنه های دیگه ای هم که دیدم صحنه *** معروف فیلم Irresistible بود یادمه هفت هشت نفره نشسته بودیم داشتیم این صحنه رو نگاه میکردیم...هممون ساکت ، مات و مبهوت این صحنه رو نگاه کردیم...
     
  21. seymour

    seymour مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2005
    نوشته ها:
    6,205
    تشکر شده:
    62
    محل سکونت:
    Tehran
    تایید میشه ... شدیدا ... واقعا تاثیرگذار بود ... یکی از قدرتمندترین فیلمهایی بود که ظرف چند سال اخیر دیدم ... [​IMG]