آژانس هواپیماییexchanging

خانه فيلمنامه

شروع موضوع توسط ragbar ‏4 مارس 2010 در انجمن تئاتر و سینما

  1. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    بنام خدا​
    تاپيك پيش روي شما عزيزان به فيلمنامه و هرآنچه درباره آن بايد بدانيد اختصاص دارد..
    فهرست برخي از مباحث اين تاپيك به قرار زير است:
    1-مرور اصول فيلمنامه نويسي
    2-نقد و بررسي فيلمها و سريالهاي تلويزيوني در حوزه فيلمنامه
    3-پاسخ به سوالات متداول كاربران اين حوزه
    با اميد به اينكه اين تاپيك بتواند قدم هرچند كوچكي در افزايش آگاهي و مهارتهاي علاقمندان به دنياي فيلمنامه بردارد..
    منتظر پستهاي شما عزيزان هستيم..​
     
  2. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    كارگاه فيلمنامه

    كارگاه شماره 1: ايده
    قسمت اول: نقطه شروع

    به راستي ملاك شروع يك فيلمنامه چيست؟
    اين سوالي است كه هميشه ذهن نويسندگان فيلمنامه را به خود مشغول مي كند..چه چيزي مي تواند سرآغاز آفرينش يك اثر نوشتاري باشد كه قرار است در پروسه توليد به تصوير كشيده شود؟
    مشكل همين جاست..ايده..چيزي كه همه توليد كنندگان در عرصه سينما و تلويزيون به دنبال نوع ناب آن مي گردند تا منشا توليد كاري متفاوت و سودآور باشند..كاري كه همه چشمها را به خود خيره كند و آينده سازندگان آن را تضمين..
    ..و درست همين جاست كه كار فيلمنامه نويسي آغاز مي شود..
    ما در كارگاه اول به چگونگي شكل گيري ايده در فيلمنامه خواهيم پرداخت..مثالهاي مهمي را ذكر خواهيم كرد و به كمك هم يك ايده مركزي را بسط خواهيم داد..
    با ما باشيد..​
     
    Last edited: ‏8 مارس 2010
  3. Amir_Br

    Amir_Br Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏14 مارس 2009
    نوشته ها:
    227
    تشکر شده:
    115
    محل سکونت:
    تبریز
    ممنون بابت این تایپیک مفید .
    لطفا ادامه بده که کلی سوال دارم ازت بپرسم
     
  4. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    كار گاه فيلمنامه

    كارگاه شماره 1: ايده
    قسمت دوم: اين ايده لعنتي


    دوستي كه از علاقه و استعداد شما در زمينه فيلمنامه نويسي با خبر است شما را به يك دوست تهيه كننده سينما و تلويزيون معرفي كرده است..تهيه كننده مزبور از شما مي خواهد خلاصه طرح يك فيلمنامه بلند را براي او بفرستيد..
    از اينكه بالاخره شانس به شما رو كرده و دنياي سينما قرار است بالاخره شما را بشناسد در پوست خود نمي گنجيد..
    احساس مي كنيد انبوهي از ايده هاي بكر و جذاب ذهن شما را پر كرده و كافي است يكي از بهترين هايشان را انتخاب كنيد..
    در مسير بازگشت به خانه به اين فكر مي كنيد كه نبايد حتي يك لحظه را هم از دست داد و از هم اكنون بايد به فكر طرحي باشيد كه قرار است تا سه روز آينده آن را به تهيه كننده تحويل دهيد..پس شروع مي كنيد..
    اولين جرقه با ديدن گدائي در سر چهارراه به ذهنتان مي رسد اما قبل از آنكه آن را روي بليط اتوبوس شركت واحد يادداشت كنيد در مي يابيد مشابه آن را همين دو ماه پيش در فيلمي ديده ايد ..پس به سراغ ايده بعدي مي رويد..
    تا به خانه برسيد حداقل هفت هشت ايده ديگر از ذهنتان گذشته كه همگي قبل از نوشته شدن روي كاغذ بيات شده اند..
    بدجوري كلافه ايد..سه روز گذشته و شما هنوز موفق نشده ايد چيزي بنويسيد كه ارزش خواندن داشته باشد..به نويسندگاني كه قبل از شما ايده هايتان را به كار بسته اند لعنت مي فرستيد و حسرت مي خوريد كه اي كاش زودتر از اينها اين موقعيت نصيبتان شده بود..فكر مي كنيد انگار تمام داستانهاي دنيا تمام شده و ديگر چيزي برايتان باقي نمانده است..

    اما حقيقت چيست؟

    گاهي فكر مي كنم وقتي ايده اي كه با ذوق و شوق در ذهنم پرداخته ام توسط دوستم به فيلمي ارجاع داده مي شود كه سالهاقبل به اتفاق هم ديده ايم عجب رو دستي خورده ام.. حقيقت اين است كه اين ايده براي من نبوده و اين ضمير ناخودآگاه من بوده كه بعد از ديدن فيلم ايده را در خود جذب كرده است..آن وقت است كه مي پذيرم تمامي داستانهاي دنيا گفته شده و ايده جديدي باقي نمانده است..

    اين يعني بر باد رفتن آنهمه ذوق و علاقه و استعداد؟

    لابد مي پرسيد پس تكليف هزاران فيلمي كه در طول سال در دنيا و از جمله همين ايران خودمان توليد مي شود چيست؟
    عجله نكنيد..اولا بخش عمده اي از اين فيلمها اصولا ارزش ديدن ندارند و صرفا براي گرداندن چرخ سينما توليد مي شوند..ثانيا كافي است به فيلمهاي مهم چند سال اخير نگاهي بيندازيد..
    بله..از استثناها كه بگذريم هيچ ايده بكري وجود ندارد..
    اين يعني شرط موفقيت يك فيلمنامه لزوما ايده آن نيست..
    در قسمت بعد با ارائه نمونه هاي مهمي از سينماي جهان و ايران اين بحث را ادامه خواهيم داد..
     
    Last edited: ‏8 مارس 2010
  5. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    كارگاه فيلمنامه

    كارگاه شماره 1: ايده
    قسمت سوم: به همين سادگي


    چند روز پيش رمان «چراغها را من خاموش مي كنم» از خانم زويا پيرزاد را دوباره مرور كردم..اين كتاب كه هرسال تجديد چاپ مي شود يكي از بهترين رمان هاي دهه اخير است كه برنده جوايز متعدد در حوزه ادبيات داستاني شده است..اين كتاب روايت يك زن خانه دار از زندگي يكنواخت و كسل كننده خود است..زني كه روياهاي زيادي در سر داشته و اينك احساس مي كند هيچ يك از آنها تحقق نيافته است..
    دو سال پيش رضا ميركريمي فيلم «به همين سادگي» را با نيم نگاهي به اين فضا ساخت كه اين فيلم نيز به عنوان بهترين فيلم جشنواره فيلم فجر برگزيده شد..
    مي بينيد؟..اين رمان و فيلم هيچ يك داراي ايده درخشاني نيستند..چه بسا بنده اگر طرح يك صفحه اي آن را براي تهيه كننده اي ارسال كنم با مقادير زيادي ناسزا و بد و بيراه بابت نوشتن اين خزعبلات از جانب او مواجه شوم..
    پس چه چيزي اين دو اثر يا آثار مشابه آنها را بدل به آثار ماندگاري مي كند؟
    پاسخ اين سوال را در كارگاه هاي بعدي خواهم داد..ولي چيزي كه مسلم و مبرهن است اين است كه دليل اين ماندگاري ايده آنها نيست..
    به عبارت ديگر همه چيز در خود اثر نهفته است..

    اين دقيقا اشتباهي است كه مركز سيما فيلم در سايت خود انجام داده است..اين مركز سال پيش فراخوان خريد ايده از نويسندگان مبتدي را ارائه كرد..اما اكنون بعد از گذشت يكسال عملكرد روشني از اين كار وجود ندارد..علت آنهم كاملا روشن است:
    مشكل فيلمنامه نويسي امروز كمبود ايده نيست..كمبود فيلمنامه خوب است..
     
    Last edited: ‏8 مارس 2010
  6. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    كارگاه فيلمنامه

    كارگاه شماره 1: ايده
    قسمت چهارم: ايده ، جان كلام



    ايده چيست؟
    «بيان موجز داستان با ذكر كليت هاي لازم در حداكثر دو يا سه سطر»
    اين يعني اينكه شما بتوانيد داستان خود را به كوتاهترين شكل ممكن تعريف كنيد بطوريكه جان كلام و چكيده حرف شما در آن نهفته باشد..

    بله..كار ساده اي نيست..ولي نقطه شروع همين جاست..بايد بتوانيد بدون حاشيه پردازي هاي بي مورد و توضيحات اضافه كه فقط حوصله شنونده يا خواننده را سر مي برد او را مجذوب همين چند جمله كنيد..

    از ايده گاهي به عنوان پيرنگ داستان نيز ياد مي كنند:
    «بيان طرح و توطئه و خط و ربط اصلي قصه به كوتاه ترين شكل»
    در زير ايده يا پيرنگ چند فيلم مطرح ايراني را بيان مي كنم تا بهتر با اين مفهوم آشنا شويم..

    درباره الي (فيلم برتر سال 88)
    سه خانواده در جريان سفري تفريحي به شمال دختر جواني به نام الي را با خود همراه مي كنند..غرق شدن الي و افشاي حقايقي درباره گذشته او ديدگاه اين سه خانواده را نسبت به مقوله حقيقت و دروغ به چالش مي كشد و روابط بين آنها را تحت تاثير قرار مي دهد..


    *كتاب قانون
    يك زن خارجي تازه مسلمان با مردي ايراني از خانواده اي سنتي ازدواج كرده و به اتفاق او به ايران مي آيد..اما اختلاف نگاه او به ديني كه برگزيده با نگاه شوهر و اطرافيانش باعث مي شود او را ترك گويد..


    *دلخون
    مردي كه بخاطر قتل همسرش به مرگ محكوم شده به كمك زن وكيل جواني قصد دارد تا اعضاء بدنش و از جمله قلبش را اهدا كند تا مرهمي بر زخم عذاب وجدان ناشي از قتل همسرش باشد..


    *شوکران(يكي از فيلمنامه هاي نمونه سينماي ايران)
    معاون موفق یک کارخانه در شهرستان و مرد محبوب خانواده طی سفری به تهران بصورت اتفاقی با پرستاری به نام سیما آشنا می شود و با او ازدواج موقت می کند.اما بعد از مدتی این رابطه را تهدیدی برای زندگی خود می یابد ؛در حالیکه سیما به آینده جدیدی با او می اندیشد..


    *من ترانه ۱۵ سال دارم (بهترين فيلمنامه جشنواره فيلم فجر)
    ترانه؛دختر نوجوانی است که در شرایط سخت حاصل از بی مادری و زندانی بودن پدر ؛تحت تاثیر اظهار علاقه جوانی از خانواده متمول با او ازدواج می کند غافل از اینکه او مرد زندگی نیست.او از جوان جدا می شود اما تصمیم می گیرد فرزند ناخواسته اش را حفظ کند..
     
    Last edited: ‏11 مارس 2010
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    كارگاه فيلمنامه

    كارگاه شماره 1: ايده
    قسمت پنجم: چگونه ايده را پيدا كنم؟


    شکل گیری ایده بر مبنای یکی از ۳ فاکتور زیر صورت می گیرد:

    ۱-شخصیت

    ۲-ماجرا

    ۳-تم

    در اين پست به فاكتور شخصيت مي پردازيم و فاكتورهاي ديگر را در پست هاي بعدي بررسي خواهيم كرد..

    * شخصیت

    گاهی وجوه مختلف یک شخصیت آنقدر جذاب و قابل اعتناست که می تواند مبنای شکل گیری یک فیلمنامه باشد . این شخصیت گاهی واقعی است و گاه زاده تخیل.
    بدين ترتيب ما محور فيلمنامه را بر شخصيتي خاص استوار كرده و همه عناصر موجود در درام را حول اين شخصيت پردازش مي نمائيم..

    چند نمونه از فیلمنامه های موفق شخصیت محور به شرح زیرند:

    *گاو خشمگین(مارتین اسکورسیزی)

    بر اساس شخصیت «جیک لاموتا» بوکسور امریکائی که به یکی از بهترین فیلمنامه های سال تبدیل شد.


    *ذهن زیبا(ران هاوارد)

    اثر ارزشمندی که بر مبنای شخصیت یک ریاضیدان نابغه که اسیر بیماری شیزوفرنی بود و موفق به کسب جایزه اسکار نیز شد.


    *مصائب مسیح(مل گیبسن)

    روایت متفاوتی از لحظات آخر زندگی مسیح پیامبرکه به یکی از پرفروشترین فیلمهای سال تبدیل شد.


    *بودای کوچک(برناردو برتولوچی)

    نگاهی به زندگی «دالایی لاما» رهبر فرقه بودائیسم که در ادامه فیلم «آخرین امپراطور» ساخته شد و بسیارمورد توجه قرار گرفت.


    *شكست ناپذير (كلينت ايستوود)

    آخرين ساخته فيلمساز كهنه كار هاليوود كه نگاهي به زندگي نلسون ماندلا رهبر خستگي ناپذير جنبش ضد آپارتايد آفريقاي جنوبي دارد..


    *شخصیتهای تخیلی

    مرد عنکبوتی
    بتمن
    هالک
    دکتر جکیل و مستر هاید

    و ..
    نمونه های شخصیتهائی زاده تخیل نویسندگانشان هستند که اکثرا مورد استقبال قرار گرفته اند..

    و اما سینمای ما..

    متاسفانه سینمای کشور ما علیرغم داشتن پیشینه درخشان تاریخی و شخصیتهای متعدد استثنائی در این زمینه چیز زیادی برای گفتن ندارد.از چند سریال تاریخی تلویزیون که بگذریم در سینما فیلمنامه قابل توجهی به چشم نمی خورد.(بايد منتظر فرزند صبح بود و نتيجه كار را ديد)
    شايد اين موضوع بيشتر بخاطر توجه به گيشه و ترس از عدم استقبال مخاطب باشد..اما در تلويزيون كه چنين دغدغه اي وجود ندارد مي توان كارهاي خوبي آنهم در زمينه سريال مي توان ديد..امام علي(ع) و روزگار غريب نمونه هائي از فيلمنامه هاي بيوگرافيك هستند كه با ساختاري سنجيده و حساب شده موفق شدند مخاطب خود را جذب كنند..
    اگر در اين زمينه در سينما نمونه قابل توجهي سراغ داريد ارائه كنيد..
     
    Last edited: ‏13 مارس 2010
  9. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    كارگاه فيلمنامه

    كارگاه شماره 1: ايده
    قسمت ششم: بعدش چي ميشه؟



    *ماجرا
    یکی از مهمترین فاکتورهای شکل گیری ایده اولیه ماجرا است. همیشه یک داستان جذاب با اتفاقات ریز و درشت و پیش بینی نشده می تواند بیننده را با خود همراه کند. اصل مهم در این گونه فیلمنامه ها حفظ این سوال در ذهن بیننده در تمامی طول فیلم است:

    بعد از این چی میشه؟


    به نمونه های موفق توجه کنید:

    LOST

    قصه بازماندگان سقوط يك هواپيما در جزيره اي عجيب كه بيش از صد قسمت بينندگان را خود را در كلاف پيچيده اي از حوادث و ماجراها درگير مي كند..فيلمنامه اي دقيق و مهندسي شده كه بيننده را وادار مي كند تا در هر قسمت از سريال و در جاي جاي آن اين سوال را از خود بپرسد: بعدش چي ميشه؟..(تعدادي از بر و بچه هاي خودمان در ايران صد و دو قسمت سري اول تا پنجم را كه از سال 2004 از شبكه abc پخش شد در عرض چند روز ديدند!!)

    به اين سريال مي توان دو نمونه مهم ديگر يعني 24 و فرار از زندان را هم اضافه كرد كه كمابيش همين موج را در دنيا و از جمله كشورمان ايجاد كردند..


    حس ششم/ نشانه ها / دهكده / اتفاق (ام نایت شیامالان)

    نمونه هايی موفق درخلق حس کنجکاوی در بیننده و ایجاد یک پیچ غافلگیرکننده در پایان فیلم ها..

    بازی(دیوید فینچر)

    درگیر کردن بیننده با یک بازی دیوانه وار که شخصیت اصلی فیلم را تا مرز خودکشی پیش می برد بیننده را دائم در معرض حدس های اشتباه قرار مي دهد..


    دیگران(الخاندرو آمنه بار)

    یک قصه جذاب پر از تعلیق و کشش و باز هم با یک پیچ بزرگ در انتها كه در زمان خودش به عنوان يكي از ترسناك ترين فيلمهاي تاريخ سينما نيز مطرح شد..

    سینمای ما

    سینمای ایران متاسفانه در این زمینه نیز چیز زیادی برای گفتن ندارد.هدایت ذهن سینماگران ایرانی به سمت فیلمنامه هائی مبتنی بر تم های اخلاقی-معنوی یا حرکت به سوی سینمای امتحان پس داده پر از فیلمهای ملودرام آبکی یا کمدی های نازل منجر به فقر شدید سینمای داستانگوی ما شده است.با اين حال مي توان نمونه هائي از آن را يافت:

    عروس(بهروز افخمي-فريدون جيراني)
    فيلمي به نوعي كالت كه باب ساخت فيلمهايي خارج از روال فيلمسازي دهه شصت را باز كرد و بينندگان را با نوعي فيلم كه لزوما قصد ارائه يك پيام اخلاقي را نداشت آشنا كرد..

    شوكران (مينو فرشچي)
    يك فيلمنامه كلاسيك قصه گو كه داستان خود را محكم و روان تعريف مي كند..

    نقاب(پيمان قاسم خاني)
    اين فيلم اگرچه آنچنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفت و خود قاسم خاني از دخل و تصرف كارگردان در فيلمنامه آن ناراضي بود اما از معدود فيلمنامه هائي است كه بخاطر پيچ هاي پي در پي قصه مخاطب را به وجد آورد..(ظاهرا قاسم خاني اين گونه را در فيلم سن پترزبورگ هم به كار بسته است..)

    قرمز/آب و آتش/پارك وي(فريدون جيراني)
    جيراني يكي از معدود فيلمنامه نويساني است كه به همراه بهروز افخمي هنوز به سينماي داستانگو وفادار است..به همين جهت فيلمهاي او فارغ از نوع پرداخت همواره تماشائي اند و مخاطب را تا به آخر به خود جذب مي كنند..


    و اما فاکتور تم را که سینمای ما در زمینه پرداختن به آن کاملا دست پر است در یادداشت بعدی ملاحظه بفرمائید.
     
    Last edited: ‏29 مارس 2010
  10. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    كارگاه فيلمنامه

    كارگاه شماره 1: ايده
    قسمت هفتم: اين فيلم مي خواست چي بگه؟




    تم
    تم یا درونمایه ، همان فکر و فلسفه ای است که درلایه زیرین هر اثر و از جمله فیلم وجود دارد.گاهی یک تم مشخص مبنای شکل گیری یک فیلمنامه می شود. البته این، به آن نیست که فیلمهای دیگر دارای تم نیستند.

    تمام فیلمهای تاریخ سینما دارای یک تم مشخص هستند.

    منظور ما در این بخش فیلمهائی است که تم در آنها آنچنان وجه غالبی دارد که بنظر میرسد بیشترین دغدغه نویسنده هنگام نگارش آن پرداخت آن تم بوده است.

    چد فیلم شاخص این بخش عبارتنداز:

    چشمان کاملا بسته(استنلی کوبریک)
    درباره فلسفه وفاداری و خیانت در زندگی زناشوئی

    دریای درون(الخاندرو آمنه بار)
    درباره فلسفه جبر و اختیار در حیات انسان و حق خودکشی

    فارنهایت۴۵۱(فرانسوا تروفو)
    درباره مقابله حکومتهای توتالیتر با تفکر واندیشه

    سينماي ما
    خوشبختانه دست سينماي ما در اين زمينه كاملا پر است..از آنجا كه سياستهاي سينمائي در بعد از انقلاب به سمت و سوئي رفت كه ارائه پيامي اخلاقي يا اجتماعي را جزء لاينفك اثر مي دانست لذا فيلمنامه هاي عرضه شده در طي سالهاي اخير همواره سمت و سوئي اينچنين داشته است..البته اين لزوما به معناي ضعف آثار ياد شده نيست ولي اگر تمامي وجوه ديگر را تحت الشعاع خود قرار دهد تبديل به نقطه ضعف مي شود..

    (كوبريك مي گويد وظيه سينما انتقال پيام نيست..انتقال يك حس است..)

    چند نمونه شاخص در سينماي ما عبارتند از:

    بچه هاي آسمان/رنگ خدا/باران/بيد مجنون/آواز گنجشكها (مجيد مجيدي)
    تقريبا تمامي فيلمهاي مجيدي داراي تمي معنوي همچون ايثار-ازخود گذشتگي-مصائب عشق و .. هستند كه البته با نگاه هنرمندانه و پرداخت بكر او تبديل به تعدادي ز بهترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران شده اند..البته لازم به ذكر است كه فيلمهاي مجيدي بيشتر بخاطر كارگرداني هنرمندانه او مورد توجهند و فيلمنامه اين فيلمها به قوت كارگرداني او نيستند..

    خيلي دور خيلي نزديك(رضا ميركريمي-محمدرضا گوهري)
    درباره توحيد نظري و عملي و چگونگي ارتباط با معبود

    درباره الي(اصغر فرهادي)
    درباره دروغ و قضاوت

    مثال ها زيادند و ما به موقع درباره تعدادي از اين آثار بطور مفصل صحبت خواهيم كرد..
     
    Last edited: ‏29 مارس 2010
  11. mehdi.pure

    mehdi.pure Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2010
    نوشته ها:
    385
    تشکر شده:
    61
    تو زمینه فیلمنامه و روش های نگارشش من اطلاعاتی دارم که میتونم در اختیارتون بذارم. هر سوالی داشتین بگین حتما جواب میدم.
    بعد تو این همه فروم ایرانی یه فروم تخصصی سینما نیست؟
    کسی اگه فروم تخصصی سینما سراغ داره بهم بگه، ممنون.
     
  12. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    عزيزان در صورت تمايل مي توانند مطالب اين تاپيك را در وبلاگ اينجانب مشاهده فرمايند..

    خانه فيلمنامه
    www.bib007.persianblog.ir
    موفق و پيروز باشيد​
     
    Last edited: ‏2 سپتامبر 2010
  13. starchess

    starchess Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏26 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    15
    تشکر شده:
    0
    جناب ragbar

    اینجا سیستم تشکر نداره ، مجبور شدم برای تشکر روند تاپیک را بهم بزنم . بسیار استفاده کردم از مطالب شما . ممنون که با حوصله و با متنی ساده ، شیوا و رسا این مطالب رو اینجا قرار دادین . بسیار استفاده کردم .

    امیدوارم بیش از پیش فعالیت داشته باشید .
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. ragbar

    ragbar کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2010
    نوشته ها:
    18
    تشکر شده:
    0
    شخصیت یعنی کنش..

    چینش شخصیت های فرعی نه به جهت تزئین و پر کردن تصویر بلکه برای ایجاد کنش در جهت هدف شخصیت اصلی یا ایجاد مانع برای اوست..


    نمونه مثبت :جراحت

    تقریبا تمامی شخصیت های سریال جراحت به نوعی کنشمند وهدف دار هستند (البته به جز شخصیت برادر اکرم که حضورش تعریف نشده و به همین جهت سرگردان و منفعل است)
    هریک از اعضای دو خانواده به نوعی در شکل گیری درام موثرند(حتی شخصیت دو قلوها که نمادی از عشق به زندگی و نمادی از امید به آینده اند)

    تنها به نظر می رسد شخصیتهای امیرحافظ و اکرم که مبنای شکل گیری درام را تشکیل می دهند در میانه سریال کمی به حاشیه رانده می شوند..بخشی از این کمرنگ شدن بخاطر تغییر جهت روایت به سمت کشمکش بین دو برادر است اما بهتر بود که رابطه بین زوج اصلی به موازات شخصیت های دیگر همچنان به قوت قبلی ادامه بیابد..


    نمونه منفی : ملکوت

    این سریال انباشته است از شخصیت های بی مصرف و تزئینی که هیچ نقشی در پیشبرد درام ندارند..از شخصیت آفاق (زن حاج فتاح) گرفته تا سیما(دختر حاج فتاح) ،زن سهراب و...

    آفاق به عنوان شخصیتی که می تواند در تغییر جهت قصه و پیچ های روایت نقش مهمی ایفا کند تنها در دعا و عزاداری برای همسرش تعریف می شود..سیما که هیچ کاری غیر از گریه و زاری و پخت و پز و انجام امور پیش پا افتاده ندارد..زن سهراب در نقشی کاملا تزئینی در ادای چند دیالوگ بی اهمیت تعریف می شود..

    این شخصیت ها به عنوان نزدیکان حاج فتاح هریک می توانستند نقش مهمی در پیشبرد داستان ایفا کنند..اما عملا به شخصیتهائی بی مصرف و اضافی در بافت داستان تبدیل شده اند..