آژانس هواپیماییexchanging

خواب هاتون رو اینجا تعریف کنید. ارزش تعریف داشته باشه.

شروع موضوع توسط TehranBoy ‏10 آپریل 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. TehranBoy

    TehranBoy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آپریل 2010
    نوشته ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Next to GOD
    اگر خوابی دیدید که فکر میکنید براتون موندگاره بیایید اینجا تعریف کنید. شاید روزی یه کتاب شد. اولیش خودم:


    جریان این بود که ظهر خوابیده بودم و خواب عمیقی هم داشتم. توی خواب دیدم که یه قطار داره نزدیک میشه و من میخام از روی ریل تا نرسیده برم اونطرف. یهو موبایل خواهرم که صدای ناهنجاری هم داشت زنگ زد و من که توی خواب و بیداری قرار گرفته بودم دیدم قطار داره نزدیک میشه و الان میرسه به پنجره اتاق بزرگه و پریدم و با حالت نیمه بیداری در حالی که خونوادم توی هال خوابیده بودند و با تعجب به کار من نگاه میکردند، پنجره اتاق بزرگ رو باز کردم تا قطار به پنجره نخوره و بتونه رد شه...بعد گرفتم دوباره خوابیدم. هر چی هم مادرم گفت چیکار داری می‌کنی توجه نکردم. چون اونموقع نجات بیشتر مهم بود. خیلی کارم جالب و خنده دار بود.
     
  2. TehranBoy

    TehranBoy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آپریل 2010
    نوشته ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Next to GOD
    اگر این موضوع مهم بشه فکر کنم تاپیکش بگیره. بسته به مدیر محترم داره.
     
  3. پتان

    پتان Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 دسامبر 2008
    نوشته ها:
    659
    تشکر شده:
    64
    محل سکونت:
    In The Sky Of Market Posts:10652
    من خواب زیاد می بینم ولی هیچکدوم یادم نمیمونه حالا امشب سعی میکنم یادم بمونه :دی
     
  4. PersianMohammad

    PersianMohammad Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    1,731
    تشکر شده:
    86
    محل سکونت:
    Tehran
    الان این یکی ارزش تعریف کردن داشت ؟ اگه اینطوریه من هر سری که میخوابم 6 یا 7 تا خواب میبینم ! دست کم 3تاش رو باید اینجا بگم !
     
  5. amk

    amk Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    4,089
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    نازی آباد
    خواباي من اكثرا +18 هستش و قابليت تعريف در اينجا رو نداره !
     
  6. Mehraɴ

    Mehraɴ Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    1,943
    تشکر شده:
    36
    محل سکونت:
    Tehrun
    :lol:
    صٌب که پا میشی چطور ؟ :دی
    چه حسی بهت دست میده ؟ :دی
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. Para2x

    Para2x Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏20 اکتبر 2005
    نوشته ها:
    1,043
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اصفهان
    من بودم , اونم بود , وای چه خوب بود:lol:
     
  9. loyal280

    loyal280 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏28 جولای 2006
    نوشته ها:
    249
    تشکر شده:
    4
    ببخشيد كسي تعبير خواب هم بلده
    خواب ديدم يكي از دوستام سر سفره عقد با دختر مورد علاقش نشسته ،رو سفره عقد 2 تا كاكتوس وجود داره:eek:
     
  10. smit.doctor

    smit.doctor Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    448
    تشکر شده:
    12
    چند ماه پیش یه اتفاق عجیب برام افتاده بود.

    اینو خونواده برام تعریف کردن چون خودم هیچی یادم نیست. مادرم میگه ساعت 3 شب بیدار شده دیده از جلو در خونه سر صدا میاد بلند میشه میبینه من یه تیکه از پتوم رو دو دستی لوله کردم دارم میبرم کوچه. بهم میگه داری چیکار میکنی من میگم موش گرفتم! هر چی ازم میپرسه چی کار میکنی و میگه بیا تو من فقط میگم موش گرفتم.. موش گرفتم..!

    خلاصه خیلی ترسیده بابام اینا رو بلند کرده منو هرجور بوده اوردن تو با صلوات و قران خوابوندن و تا صبح بیدار بودن. صبح که از خواب بلند شدم همه میگفتن خوبی؟! منم هیچی از داستان خبر نداشتم. اولش که بهم گفتن کلی خندیدم اما بعد خیلی ترسیدم. یاد فیلم جن گیر افتادم! خلاصه شانس اوردم مامانم خوابش سبکه وگر نه معلوم نبود چی میشد!
     
  11. Mehraɴ

    Mehraɴ Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژانویه 2009
    نوشته ها:
    1,943
    تشکر شده:
    36
    محل سکونت:
    Tehrun
    [​IMG][​IMG][​IMG]
    خیلی باهال بود . بازم از این خاطره ها داشتی تعریف کن . کلی خندیدم . دمت گرم :lol:
     
  12. hastia

    hastia Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏2 نوامبر 2009
    نوشته ها:
    108
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    persian tools
    ديشب خواب بدي ديدم ...خوابي كه منو به فكر فرو برد ...به تعبير خوابا اعتقادي ندارم ...خواب ديدم رفتم شكار ...گرگي كه با من هيچكاري نداشتو بهش تير زدم ...نمرد ...دنبالش كردم ميخواستم بكشمش ...كه ديدم يه گرگ ديگه كه انگار جفتش بود اومد پيشش اونم كاري با من نداشت ... پشيمون بودم ...باگريه دنبالش كردم تا اينكه افتاد ...بعد كشتمش ...ميخواستم زودتر بميره تا زجر نكشه ... صبح بيدار شدم ديدم ماهيم مرده
     
  13. PersianMohammad

    PersianMohammad Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    1,731
    تشکر شده:
    86
    محل سکونت:
    Tehran
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. hastia

    hastia Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏2 نوامبر 2009
    نوشته ها:
    108
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    persian tools
    به كي ؟

    به من؟

    جواب تايپيك كاملا جدي بود ... واسه چي دلداري اونم منصورو فرزان ؟
     
  16. stifler

    stifler Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 جولای 2007
    نوشته ها:
    2,566
    تشکر شده:
    1,378
    محل سکونت:
    Karaj
    خوش به حالتون
    من اگه شانس بیارم ماهی 3-2 تا میبینم فقط که اونا هم تعریفی نیستن!
     
  17. TehranBoy

    TehranBoy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آپریل 2010
    نوشته ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Next to GOD
    خوابهایی که خیلی روتون تاثیر میزارن بلافاصله باید نوشته بشه وگرنه قبل از اینکه بخواید برید سر کار از ذهنتون میپره. مث دیشب که یه خواب عجیب دیدم ولی اصلا تو ذهنم نمونده...فکر کنم کسایی که مث من خوره کامپیوترن خواباشون یکم با آدمای عادی فرق دار ه....ولی این یکی دو تا خوابی که تعریف شد خیلی جالب بود. دوستایی که میگن اگر بخام بگم باید روزی سه چهارتا تعریف کنم هم مشکل نداره. اصلا این تاپیک مال همین کاره...بنظرم به موندگار شدن خوابهاتون کمک میکنه
     
  18. Mohammad 1985

    Mohammad 1985 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 نوامبر 2008
    نوشته ها:
    119
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    Karaj _ Tehran
    دیشب بعد از مدتها یه خواب نیمه +18 دیدم !!!! من بی گناه بودم ! تقصیر طرف بود خیلی سیریش بود !
    اون مورد راه رفتن تو خوابم من چند سال پیش داشتم ! یه باز نصف شب بلند شده بودم رفته بودم وسط حیات ( اون موقع حیات داشتیم و زیر زمینم داشتیم ) بچه بودم به هیچ وجه شبا طرف زیر زمین نمی رفتم چون تاریک بود میترسیدم ! نصف تا نزدیک زیر زمین رفته بودم ! از اتاق بلند شدم در رو باز کردم در حیات رو باز کردم رفتم وسط حیات بعد دوباره برگشتم سر جام خوابیدم ! ( صبح بهم گفتن وسط حیات چی کار میکردی نصف شب ! )
     
  19. 08610023

    08610023 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    476
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    iran
  20. TehranBoy

    TehranBoy کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آپریل 2010
    نوشته ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Next to GOD
    این تاپیکا مال چندسال قبل هست...برای همین نیاز به تجدید داره.
     
  21. ghanari_ghermez

    ghanari_ghermez Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2009
    نوشته ها:
    752
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Shiraz