آژانس هواپیماییexchanging

دایی سودا

شروع موضوع توسط batoobato ‏6 جولای 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,570
    تشکر شده:
    5,277
    من 7 سالمه آرزو دارم یک روز مثل داییم بشم چون سنش زیاده.........و با دختره ها هم حرف میزنه......
    داییم چشماش به سختی باز میشن اما به هر ترتیبی شده بازشون میکنه دستشو دراز میکنه پایین تخت و میکشه روی فرش آهان خودشه پیداش کردم همیبجاست یک بسته سیگار وینستون تزیین شده با دل و جگر انسان دودی و سالم
    میاد توی دستش یکیشو در میاره و میزاره رو لبش سیگار رو روشن میکنه و یک پک محکم میزنه خوب الان صبح شده؟؟؟
    ولی نه وقتی خوابید صبح بود فکر کنم ظهر باشه........
    آره ساعت 2 بعد از ظهره ولی خوب اشتها نداره چیزی بخوره در یخچال رو باز میکنه یک سیب از توش بر میداره و کتری رو میزاره تا جوش بیاد .............
    طبق معمول میشینه رو صندلی اتاقش و صفحه پی دی و پی تی و پی سی و...... رو رفرش میکنه و از بالاترین و پایین ترین و چپ ترین و راست ترین سایت ها همه رو بالا پایین میکنه..........
    مثل اینکه کتری جوش اومده چایی رو میخوره و یادش میفته که دانشگاهی هم هست......
    کلاس که نیست دیازپامه استاد یک کله فک میزنه اونم تا میتونه چرت میزنه گاهی قایمکی گوشیش رو در میاره و اس ام اسی رد و بدل میکنه.........
    الان تو حیاط دانشگاهست داره سیگار میکشه و بحث میکنه فوتبال سیاسی راجب خانمهای هم کلاسی هم گریزی میزنه ......
    خوب الان اون تعطیل شده و هیچ کاری نداره یک کم خیابون ها رو بالا پایین میکنه امروز اون خوش شانس بوده خوب نه تصادف کرده.....نه پلیس گرفتتش.........نه وقتی که با پارتنرش بود کسی بهش گیر داده.............تازه کلی هم دور از چشم حراست تو حیاط دانشگاه سیگار کشیده.................
    وقتی میرسه خونه یک خوش شانسی دیگه هم میاره آخ جون پی تی دیگه فیل نیست چه اتفاق خوبی حالا میتونه کلی با بروبچ صحبت کنه واقعا دیگه دایی چی از زندگیش میخواد آنقدر براش جذابه که هر شب تا صبح بیداره................
    تقدیم به دوست عزیزم حسین
     
  2. s e v d a

    s e v d a Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آگوست 2009
    نوشته ها:
    336
    تشکر شده:
    618
    محل سکونت:
    Tehz
    مرسی حسین جون
    نمیدونم چرا گریم گرفت
    شاید بخاطر اینه که خیلی از این کارایی که بالا نوشتی رو با 2 نفر کردم که دیگه هیچوقت نمیتونم ببینمشون
    خیلی گلی
    خیلی
     
  3. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,570
    تشکر شده:
    5,277
    خواهش میکنم حسین جان نمیدونم چرا یک مرتبه به نظرم رسید همچین چیزی بنویسم.........
     
  4. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    حسین سیگارو ترک نمی کنی ؟ :(
     
  5. MasoudM

    MasoudM Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 جولای 2008
    نوشته ها:
    1,569
    تشکر شده:
    602
    محل سکونت:
    in the shadow of the statue
    آخر داستان هثین نمیمیره ؟
     
  6. saeed_021

    saeed_021 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏27 جولای 2009
    نوشته ها:
    486
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    tehran
    اااااااااااااااه ته داستان باید حثین بمیره اینجوری مزه نداره :-l
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. M☼HAMMAD

    M☼HAMMAD Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏28 اکتبر 2007
    نوشته ها:
    777
    تشکر شده:
    8
    محل سکونت:
    Shiraz
    هثین ... نمیری ها :(
    دوزت دارم عوضیه آشغال :(

    به جون مهثن دانه بلند، اگه بمیری ، خودم میکشمت :(

    مهثن سیگاری شدی ؟! :(
     
  9. آرمین

    آرمین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئن 2010
    نوشته ها:
    171
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    خیابون
    چه غم انگیز:(
     
  10. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,570
    تشکر شده:
    5,277
    البته حسین نمونه ای از یک جوان ایرانی معتقد و خوشبخت بود یعنی اینها الکی نوشته شده و واقعا حسین این کارارو نمیکنه......
     
  11. Parsa-Undead

    Parsa-Undead مدیر باز نشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏5 مارس 2009
    نوشته ها:
    3,321
    تشکر شده:
    1,110
    محل سکونت:
    Tehran
    نه آخرش باید یه عروسی ای چیزی باشه =))
     
  12. _Love_Coder_

    _Love_Coder_ Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 مارس 2007
    نوشته ها:
    718
    تشکر شده:
    114
    محل سکونت:
    تهران
    من کلی منتظر بود اخرش بمیره ! :دی
     
  13. 08610023

    08610023 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    476
    تشکر شده:
    10
    محل سکونت:
    iran
    حسین چروک ***** :(..نمیری یوخ !
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. yalda.h

    yalda.h Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    87
    تشکر شده:
    165
    محل سکونت:
    :eek:
    واقعا که...همه ی داستانای ایرانی آخرشون خوشه....بابا تهش باید بفهمیم حسین خون آشام بوده که شبا بیدار میموند.یا چه میدونم...بمیره....فقط تهش غمناک باشه:دی
    پ.ن:حسین سیگار؟؟؟؟نچ نچ....:دی
     
  16. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,570
    تشکر شده:
    5,277
    همین خواننده هایی مثل شما نمیزارن یک داستان اونجوری که باید تموم شه .........دی
     
  17. yalda.h

    yalda.h Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    87
    تشکر شده:
    165
    محل سکونت:
    :eek:
    اِ اِ!
    چرااااااااا؟؟
    تا حالا خواننده هایی به این ماهی دیده بودی؟ندیده بودی که!:دی[​IMG]
     
  18. آرمین

    آرمین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئن 2010
    نوشته ها:
    171
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    خیابون
    واقعا چقد ماهی:دی
     
  19. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,570
    تشکر شده:
    5,277
    آقا جان آخر داستان تغییر نمیکنه همینه که هست نه حسین زن میگیره نه می میره.....دی.....مگه فیلم فارسیه.......
     
  20. آرمین

    آرمین Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئن 2010
    نوشته ها:
    171
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    خیابون
    زیرنویس هم نداره؟؟؟؟
     
  21. yalda.h

    yalda.h Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    87
    تشکر شده:
    165
    محل سکونت:
    :eek:
    قربونت:دی[​IMG]
    خوب یعنی چی؟مگه ما علافیم؟حسین باااااید ته داستان یه بلایی سرش بیاد.ترجیحا بمیره:دی
     
  22. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,570
    تشکر شده:
    5,277
    خدا نکنه بچه مردم به این با مرامی............