خرید بک لینک,خرید رپورتاژ آگهی

درونکــاوی رمـان «سمفونــی مردگــان»

شروع موضوع توسط my7xN ‏15 جولای 2010 در انجمن داستان

?

نظرتون در مـورد رمـان سـمفـونـی مـردگان چیه؟!

  1. عالیـــه

    44.4%
  2. خوبـه

    5.6%
  3. متوسطه

    5.6%
  4. خیلی بده

    5.6%
  5. نخوندمش ولی تصمیم گرفتم بخونم

    27.8%
  6. نخوندمش و هرگز نخواهم خواند

    11.1%
  1. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    سلام،
    همون طور که از اسم تاپیک مشخصه، در مورد رمان سمفونی مردگان بحث می کنیم
    و البته از کتاب ازل تا ابد خانوم الهام یکتا استفاده میکنم
    پیشاپیش از دوستانی که همکاری می کنن،ممنونم[​IMG]
    _______
    ارجاعاتی هم که نوشته می شه از کتاب سمفونی مردگان انتشارات ققنوس چاپ پنجم هست،

    توضیحات پشت کتاب سمفونی مردگان:

    «ساعت آقای درستکار بیش از سی سال است که از کار افتاده در ساعت پنج و نیم تیر ماه سال 1325.ساعت سر در کلیسا سال ها پیش از کار افتاده بود و ساعت اورهان را مردی با خود برده است، اما زمان هم چنان می گردد و ویرانی به بار می آورد.
    سمفونی مردگان رمان بسیار ستوده شده عباس معروفی حکایت شور بختی مردمانی است که مرگی مدام را بر دوش می کشند و در جنون ادامه می یابند ، در وصف این رمان بسیار نوشته اند و بسیار خواهند نوشت،و با این همه پرسش برخاسته از این متن تا همیشه پا برجاست، پرسشی که پاسخ در خلوتِ تک تک مخاطبان را می طلبد :
    کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است،روح هنر مندی که به کسوت سوجی دیوانه اش در آورده ایم ، به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها تنها در ذهن او زنده مانده ایم . کدام یک از ما»


    از دوستان خواهش می کنم اول کتاب رو بخونن و بعد این تاپیک را![​IMG]
    با تشکر
    [​IMG]
     
    Last edited: ‏24 آگوست 2012
    hossein137 از این نوشته تشکر کرده است.
  2. نگین

    نگین کاربر فعال ادبیات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏3 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    226
    تشکر شده:
    70
    محل سکونت:
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ๑ ๑Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ๑
    پرديس دهنمو آب انداختي زودتربخونمش
    جايي براي دانلود نيست
    تو بازاركه موجوده ‍‍‍‍‍‍
     
  3. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    پیشنهاد می کنم کتابشو بخونی نه از توی کامپیوتر
    اون جوری یه حال دیگه ای داره:دی
    این جا که همه ی متاب فروشی ها دارنش
    خواستی بخری سال بلوا هم باهاش بخر
    احساسم بهم میگه زیاد موندگار نیست تو ایران!:(
     
  4. l'avocat

    l'avocat مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آگوست 2007
    نوشته ها:
    856
    تشکر شده:
    26
    محل سکونت:
    Sur la chaise
    ممنون my7xN عزیز،مطالب جالبی رو ارائه کردید.شما ادامه بدید ما هم دنبال میکنیم [​IMG]
     
  5. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    کسی هم مطالب این تاپیکو می خونه؟[​IMG]
     
  6. l'avocat

    l'avocat مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آگوست 2007
    نوشته ها:
    856
    تشکر شده:
    26
    محل سکونت:
    Sur la chaise
    من میخونم و خیلی هم لذت میبرم [​IMG]
     
  7. خرید بیت کوین
  8. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    اورهان نیز زنی را دوست داشت که موهاش بور بود و چشم هاش عسلی و نامش آذر .ازدواج اورهان با این کاریکاتور سورملینا و در واقعfoil character او بی ثمر است .زیرا آن روز که اورهان عاشق طلایی دیگری شد ،عمیقی اش نیز آغاز شد.اگر آیدین عاشق رنگ طلایی بود ،اورهان خود «طلا» را می پرستید.از وقتی که او برای نخستین بار در باغ اخوان زردی سکه طلا را دید و آن را از آن خود کرد ،افسون زده همه ی عمرش را به پای آن ریخت و خود و همگان را قربانی این عشق شوم و بدفرجام کرد .
     
  9. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    سبز-آبی

    سبز آبی رنگ شورآبی است شورآبی از دور سبز است و از نزدیک آبی .این ترکیب درون گرایی و انفعال را می رساند. زیرا هنگامی که سبز زندگی با آبی آرامش ترکیب شود و دگرگونی ، تحول ، رشد و تکاملی رخ ندهد ،رکودی در پی خواهد آورد که دیگر نه به زندگی شباهت دارد نه به آرامش.شورآبی سبز و آبی را میدیدیم و.اما حالا هیچ چیز به زندگی شباهت نداشت .آیدین خیته از ادامه مبارزه در قالب سوجی به کناره شورآبی پناه میبرد تا آرامش بجوید ،اما منفعل و سنگی می شود .آیدین روبروش نشسته بود .مثل مجسمه سنگی.یعنی مرگ در عین حیات.
     
  10. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    بدین گونه سمفونی مردگان به سمفونی مرگ رنگ ها می شود:آیدای سفیدی که به زندگی دیگران رنگ سفید،سبز و سرخ می پاشید،مرد.پدر چشم آبی طوسی پوش پاپاخ سیاه بر سر مرد.سورملینای چشم عسلی مو طلایی سبز و ارغوانی و آبی پوش مرد. مادر دست قرمز دامان ارغوانی مرد.اورهان بنفش در حسرت آبی لیکن به قهوه ای رسیده در سپیدی برف مرد و سرانجام آیدین همه رنگ ایستاد به تماشای کوه ها که در غروب خورشید رنگ بنفش می گرفتند.تیرگی می آید /دشت می گیرد آرام./قصه رنگی روز می رود رو به تمام...
    تا قصه ی رنگی فردا با آمدن المیرا اورخانی طلایی آغاز شود
     
  11. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    اینم از رنگ ها:دی[​IMG]
    خودم قهوه ای و ارغوانیشو دوس میدارم[​IMG]
     
  12. Love_life

    Love_life Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 فوریه 2010
    نوشته ها:
    3,719
    تشکر شده:
    969
    محل سکونت:
    دور نیست
    خوب بود ، ممنون
     
  13. maral-

    maral- کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آپریل 2011
    نوشته ها:
    775
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    tehran
    آیدین نماد روشنفکری محکوم به نابودی درجامعه ای بیمار است. جامعه ای که در آن فقط اورهان و اورهان ها حق حیات دارند.
     
  14. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    البته اونی که این وسط داره از درون می سوزه اورهانه
    --------------------------------------------------------------
    به زودی ادامه ی بررسی رو هم می ذارم
     
  15. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    آیدین روشنفکر از کارگران دوری می گزیند . زیرا قادر نیست هم صحبتشان شود . وسعت اندیشه او تحمل افکار محدود آنها را ندارد.کلام پخته و آموخته او خشونت و زمختی زبان کارگران را بر نمی تابد .پس آیدین هم چنان از کارگران که یاران اصلی و واقعی او هستند ، دور می ماند تا روزی که کت و شلوار خوش دوخت گاباردین سرمه ای یا یشمی را از تن در می آورد.یعنی محصول و نشانه فرهنگ و تمدن سرمایه داری را دور می افکند و به لباس خودی در می آید . آن گاه کلاه گوشی بر سر می گذارد ، به زیان کارگران حرف می زند ، چون آن ها عدل های پسته و آفتابگردان را بر دوش می گیرد و از پله ها بالا و پایین می برد و دیگر آن نام پر طمطراق آیدین را یدک نمی کشد ، بلکه سوجی نامیده می شود . آن وقت کارگران او را از خود می بینند ، دوستش دارند و. در برابر اورهان حمایتش می کنند
     
  16. نگین

    نگین کاربر فعال ادبیات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏3 سپتامبر 2009
    نوشته ها:
    226
    تشکر شده:
    70
    محل سکونت:
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ๑ ๑Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ๑
    خيلي زيبا اند ممنون
    بالاخره سمفوني مردگان را خوندم وحالا دارم مقالات اين تاپيكو ميخونم
     
  17. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    خواهش می کنم عزیزم [​IMG]
     
  18. maral-

    maral- کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آپریل 2011
    نوشته ها:
    775
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    tehran
    my7xN

    نویسنده کتابی که از آن نقل قول میکنید چه کسی است؟
    برای اطلاعات خودم میخواستم.
     
  19. my7xN

    my7xN همکار انجمن ادبیات همکار انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2009
    نوشته ها:
    3,264
    تشکر شده:
    1,339
    :rolleyes:
     
avanakbron talent عسل طبیعی و گرده گل ایرانی همکاری در فروش