آژانس هواپیمایی
pop up

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود.....

شروع موضوع توسط fahang ‏28 ژانویه 2008 در انجمن گفتگوی آزاد

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. fahang

    fahang کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    51
    تشکر شده:
    0
    بسم الله الرحمن الرحیم

    روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.

    سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .

    سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

    مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و منروزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .

    این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ."

    سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ ))

    مورچه گفت آری او می گوید :

    ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن
     
  2. newnaeemtaheri

    newnaeemtaheri کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژوئن 2004
    نوشته ها:
    42
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Tehran
    ميتونم بپرسم اين قصه رو از كجا اورديد ؟ ( خيلي فضاييه ! )
     
  3. Ronan

    Ronan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    6,276
    تشکر شده:
    910
    محل سکونت:
    Tehran
    حالا چي شد الان اين داستانو تعريف كردي ؟
     
  4. 'golsa

    'golsa کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    62
    تشکر شده:
    7
    محل سکونت:
    tehran.yusef abad
    این واقعی بود؟

    در هر حال قشنگ بود
     
  5. alibati

    alibati همکار بازنشسته فروشنده معتبر [؟]

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آپریل 2005
    نوشته ها:
    5,585
    تشکر شده:
    1,294
    محل سکونت:
    تهران
    جالب بود
     
  6. fahang

    fahang کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    51
    تشکر شده:
    0
    پند قرآن چراغ دل افروزیست
    نشنیدن خلق ز تنگ روزیست
     
  7. boxilink
  8. reza_badkonaki

    reza_badkonaki کاربر فعال سریال های تلویزیونی کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    3,262
    تشکر شده:
    324
    محل سکونت:
    با قيد وثيقه فعلا ازادم
    این داستانای توراتی همشون همینجوری فضایین !!!!!!!
     
  9. Damn

    Damn Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,079
    تشکر شده:
    599
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    نكته انحرافي بود اين
    -----------------------------------------------------------
    اخه به عقلتون رجوع كنيد اين از تخيلي هم تخيلي تره
    يه چيزي بگو بگنجه
     
  10. H_R

    H_R مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏30 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,285
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    North Pole
    الان این پند قران بود ؟

    چه سوره ای چه آیه ای ؟! یه کم ایراد داره چون اون زیر کرمه قبل اینکه از گشنگی بمیره خفه میشه !
     
  11. fahang

    fahang کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    51
    تشکر شده:
    0

    در ريالرن کریم و در داستان ها اشاره کوچکی در مورد این موضوع شده
    شما میتوانید داستان طولانی اونو توی کتاب های تاریخی زندگی نامه پیامبران و امامان (ع) بخوانید
     
  12. pirmard

    pirmard Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    837
    تشکر شده:
    3
    این کتابها مربوط به چه گروه سنی هستند ؟ الف و ب ؟

    از قالیچه ی پرنده ی سلیمان داستان ندارید ؟ :D
     
  13. Ronan

    Ronan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    6,276
    تشکر شده:
    910
    محل سکونت:
    Tehran
    :lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol:
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. pirmard

    pirmard Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    837
    تشکر شده:
    3
    حتما یه غورباغه دیگه هم براش کپسوال اکسیژن می بره :lol:
     
  16. H_R

    H_R مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏30 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,285
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    North Pole
    بدبخت قورباقه هه عجب دهنش صاف میشه ! هی باید بره پایین به این یه چیزی بده بیاد بالا بره پایین بیاد بالا ! در نگاه اول به نظر میرسه کرمه داره زجر میکشه ولی دقت که کنی میبینی قورباقه هم بیشتر از اون زجر نکشه کمتر نمیکشه !
     
  17. fahang

    fahang کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    51
    تشکر شده:
    0
    انی موضوع در زندگی روزمره ما انسان ها هم صادق است
    عده زیادی در کره زمین سبب و اسباب دیگران میشن
     
  18. hamedsullivan

    hamedsullivan مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏16 دسامبر 2005
    نوشته ها:
    6,656
    تشکر شده:
    128
    محل سکونت:
    on the road
    به هر حال این یه داستانه , مهم اینه که انسان بدونه که خداوند هیچ کدوم از بنده هاش رو از یاد نمی بره .

    اینجا همه دنبال این هستن که دنبال منبع خبر بگردن !

     
  19. PROGRESSIVE

    PROGRESSIVE Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏6 اکتبر 2005
    نوشته ها:
    529
    تشکر شده:
    3
    واقعا نشون دادي كه ما مثل اون كرم نياز به اندرز هاي شما داريم تا در گمراهي نميريم [​IMG]
     
  20. Second Life

    Second Life Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏12 اکتبر 2004
    نوشته ها:
    832
    تشکر شده:
    55
    کرم گندم خوار و مورچه دوزیست و قورباغای جهش یافته
    پس روزی قورباغه بدبخت رو کی میداد بیچاره زبونش دیگه چسبندگی نداشت چون مجبور بود مورچه رو ببره ته دریا !!!
    اون کرم باکلاس و عفادیی آبی !!! هم اگر عادت غذاییش مثل بقیه کرمها میبود نیازی به مورچه و قورباغا نداشت از همون ذرات معلق که آبزیان دیگه استفاده میکنند استفاده میکرد
    مورچه های سرباز هم باید مورچه دوزیست رو پیدا میکردند و دار میزدند چون وظایفش رو انجام نداده و برخلاف غریزه اش عمل کرده
     
  21. H_R

    H_R مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏30 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,285
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    North Pole
    حامد جان حرف من اینه که نباید حرف توی دهن خدا گذاشت !

    بعد هم خدا زحمت کشیده و با قوانینی این دنیا رو خلق کرده ( که ما مجبوریم هر روز به خاطرش ازش تشکر کنیم وگرنه راهی جهنم خواهیم شد ) و خداوند اراده کرده که هیچ قورباغه ای هیچ مورچه ای رو سوار و پیاده نکنه ، هیچ مورچه ای بیش از اندازه شعور نداشته باشه و هیچ کرمی زیر هیچ سنگی ته دریا زنده نمانه !

    اگر فرض کنیم غذا نرسیدن به مورچه مساوی اه با فراموش شدن مورچه ، پس تا به حال خیلی از موجودات ( از جمله بسیار بسیار انسان ) در طی سالیان از بی توجهی خدا مرده اند !

    اگر فرض کنیم این داستان واقعی باشد ، یک روز صبح عازم کوه المپ خواهم شد ،سر از بدن آتنا ، آرتمس و آفرودیت به کینه جدا خواهم کرد و بدنهای خونی و عریانشان را در بارگاه زئوس خواهم گذاشت ! شاید انتقام سه بار از بی توجهی هایش به فرزندان آدم گرفته شود !گر چه بعید میدانم زئوس بازیگوش به دنبال هوسبازی آنجا را ترک نکرده باشد !
     
  22. Dark Edition

    Dark Edition Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 دسامبر 2007
    نوشته ها:
    179
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    تهـــــران
    خوب اون قورباغه به جای این کارا بره پایین اون کرمه بیاره به خشکی و خلاص .
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.