آژانس هواپیمایی
pop up

روند ظهور و سقوط صدام

شروع موضوع توسط خوبی کن ‏12 ژانویه 2004 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. خوبی کن

    خوبی کن کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    1,271
    تشکر شده:
    11
    روند ظهور و سقوط صدام(1)
    ازآغاز تا پايان

    هنگامي که رسانه هاي گروهي جهان خبر دستگيري صدام را اعلام کردند، همه مي دانستند که اين خبر به معناي دستگيري مردي است که در تاريخ بشريت , نام او در کنار هيتلر ، نرون ، چنگيز و خونخواران جهان همواره باقي خواهد ماند.
    اشکهايي که با ديدن فلاکت و زبوني صدام ، ديکتاتوري که نامش نفس ها را در سينه حبس مي کرد، فروريخت هر قطره اش گواه به يک معنا بود: گورهاي دسته جمعي ، ترور،حلبچه ، جنگ 8 ساله عليه ايران ، اشغال کويت ، استبداد ، سرکوب ، کشتار، زندان و...
    خبردستگيري صدام در روز يکشنبه 14 دسامبر، مهمترين سوژه خبري رسانه ها و حتي محافل سياسي جهان بود و صدام پس از 9ماه اختفاء مجددا به يکي از خبر سازترين چهره هاي شناخته شده جهان مبدل شد.

    ظهور صدام

    صدام , در روز 28آوريل سال ,1937در يک خانواده فقير و تقريبا_ آواره ، در روستاي العوجه از توابع شهر تکريت واقع در 175 کيلومتري شمال بغداد به دنيا آمد.
    بسياري او را همزاد هيتلر مي دانند چرا که او هم در ماه آوريل و البته با 47 سال فاصله در خانواده اي کشاورز به دنيا آمد و هر دو فرزندان پدراني بودند که در گمرک اشتغال داشتند.
    صدام دراوايل نوجواني و در سن 9 سالگي ، پدرش «حين المجيد» را از دست داد و زندگي را نزد دايي خود «خيرالله طلفاح» در بغداد ادامه داد.
    وي پس از آن با دختر دايي خود «ساجده» ازدواج کرد که حاصل آن 2 پسر به نام هاي عدي و قصي و 3 دختر با اسامي رغد ، رنا و حلا بود.
    وي که از نخستين طرفداران وحدت کشورهاي عربي و سوسياليستي بود، در 22 سالگي پس از پيوستن به حزب زيرزميني بعث عراق ، در سال 1959 با ترور نافرجام«عبدالکريم قاسم» - رهبر وقت و عامل سرنگوني رژيم سلطنتي عراق - به شهرت رسيد و شليک اين گلوله بود که زندگي سياسي وي را رقم زد.
    به دنبال اين اقدام ، او که به طور غيابي به اعدام محکوم شده بود ، از عراق فرار کرد و در مصر و لبنان به ادامه تحصيل پرداخت اما در سال 1968 با روي کار آمدن حزب بعث عراق ، به اين کشور بازگشت.
    چندي بعد، کودتايي اين حزب را سرنگون کرد و صدام روانه زندان شد اما چندي بعد او موفق به فرار شد و با شرکت در کودتاي مجدد حزب بعث در سال 1968 پست معاون شوراي فرماندهي (مقتدرترين مرجع حکومتي عراق) و پس از آن , رياست اين شورا را نصيب خود کرد.
    مي توان گفت که او در اواخر دهه هاي 1960 و 1970 مراتب عالي ترين حزب سوسياليست بعث عرب و شوراي فرماندهي آن را در دست داشته و اعمال کننده اصلي قدرت در پشت پرده رياست عراق بوده است.
    وي با عطش سيري ناپذير خود به قدرت ، سرانجام درسال 1979 «احمد حسن البکر» را در يک اقدام نمايشي از صحنه قدرت کنار زد ودر 16 جولاي همان سال با در دست گرفتن رياست جمهوري عراق ، نخست وزيري ، دبير کلي حزب حاکم بعث ، رئيس شوراي فرماندهي و فرماندهي کل نيروهاي مسلح اين کشور، توانست شمار زيادي از مخالفانش در حزب بعث را اعدام و زنداني کند و حکومتي بر مبناي رعب و وحشت بنا نهد.
    جنايات زيادي که صدام در دوران حکومت خود عليه عراقي ها بويژه کردها و شيعيان اعمال نمود، اعتراض سازمان هاي حقوق بشري را برانگيخت تا آنجا که اين سازمان ها شمار کساني که در دوره حکومت صدام مفقود شده بودند را دهها هزار نفر اعلام کرد.


    ياران صدام

    اگرچه در عرا ق تمامي سررشته هاي قدرت ، فقط و فقط به «ارتشبد صدام تکريتي» ختم مي شد اما تشکيلات امنيتي قدرتمند او بود که توانست تا طرح چندين کودتا عليه وي را خنثي کند.
    وي براي حفظ ساختار قدرت خود بر 2 رکن خانواده و بستگان - از شهرزادگاه خود يعني تکريت - و همچنين ياران قديمي اش تکيه زده بود.
    عدي و قصي ، 2 فرزند صدام از جمله مهمترين ياران او به شمار مي رفتند که سرانجام جسد آنها در گلوله باران نيروهاي امريکايي در شهر موصل پيدا شد. پسران او براي کسب قدرت و نفوذ, رقابت مي کردند و از هيچ تلاشي براي حفظ موقعيت خود فروگذار نبودند.
    قصي با شباهت زيادي که به پدر داشت ، از محبوبيت خاصي در نزد او برخوردار بود تا آنجا که روزنامه عربي زبان «الحيات» نوشت:«قصي نيمي از مسيري را که به کسب جانشيني پدرختم مي شود، طي کرده است.»
    قصي تلاش خود را بر ايجاد يک پايگاه قدرت شخصي در ارتش و سازمان هاي امنيتي عراق متمرکز کرده بود و ي به سمت ناظر گارد رياست جمهوري و فرماندهي حزب بعث در سال 2001منصوب شد.
    عدي ،بزرگترين پسر صدام نيز داراي شخصيتي ملون و گستاخ بود و در شرايطي حتي حوصله پدرش را نيزاز بين برده بود. وي در سال 1996 از يک سوء قصد به جان خود با وجود جراحات شديد جان سالم بدر برد.
    پايگاه هاي قدرت او شماري از رسانه هاي گروهي از جمله روزنامه «بابل» و ايستگاه راديويي صداي عراق بود او با تشکيل نيرويي شبه نظامي تحت عنوان «مجمع ملي» به قدرت خود مي افزود اما علاوه بر فرزندان صدام ، چهره هاي کليدي ديگري نيز در حکومت عراق از حاميان قدرت او بشمار مي رفتند.
    ژنرال «علي حسن المجيد»، پسر عموي صدام از اعضاي اصلي حکومت وي بشمار مي رفت. کردهاي عراق او را به خاطر هدايت نيروهاي عراقي در حمله شيميايي به شهر کردنشين حلبچه در سال 1988 «علي شيميايي» لقب داده بودند.
    وي پس از حمله سال 1990 عراق به کويت که توسط نيروهاي عراقي انجام گرفت ، فرماندار کويت شد. او که در سرکوب شورش کردها و شيعيان پس از جنگ خليج فارس ، دست داشت، از معتمدان نزديک رئيس جمهور عراق بشمار مي رفت.
    «طارق عزيز»، وزير خارجه مسيحي عراق نيز از همکاران قديمي صدام حسين و از مهمترين رابطين ميان دولت او و غرب بود.
    وي پس از کنار گذاشتن مقام وزارت خارجه، به عنوان نخست وزير و عضو شوراي فرماندهي عراق به صدام خدمت مي کرد.
    «ناجي صبري الحديثي»، دکتراي رشته ادبيات انگليسي که با داشتن خانواده اي قدرتمند در عراق توانسته بود به مقام سفيري اين کشور در اتريش دست يابد، به عنوان يکي ديگر از وزراي خارجه عراق ، وظيفه تلاش هاي ديپلماتيک براي تضعيف حمايت از طرح حمله امريکا به عراق را به عهده داشت.
    وي در جريان جنگ خليج ، معاون وزارت اطلاعات عراق بود که نزديکي او به قصي باعث اعتبارش در نزد صدام شده بود.
    «عزت ابراهيم» و«طاها ياسين رمضان» از جمله، نزديکترين ياران صدام و عوامل اجرايي او بودند. بنا برگزارش نيويورک تايمز در مورد عزت ابراهيم، اوبود که در ژانويه 1991 به کردها اخطار داده بود که در جريان جنگ خليج فارس ايجاد دردسر نکنند چرا که حکومت عراق همواره آماده انجام عملياتي نظير حمله شيميايي حلبچه است.
    طاها ياسين رمضان نيز از معاونان رئيس جمهور عراق بود. رسانه هاي امريکايي مدعي اند که وي در سال 1998 در بغداد از «ايمان الظواهري» معاون بن لادن پذيرايي کرده است.
    برخي اسناد حکايت از آن دارد که ميان او و ژنرال «شوارتزکف »، فرمانده امريکايي جنگ اول خليج فارس ، مذاکراتي صورت گرفت و هر دو طرف با کشتار شيعيان جنوب موافقت کردند.
    به اين ترتيب هليکوپترهاي عراقي تحت فرماندهي او و علي شيميايي با اجازه و حمايت نيروهاي امريکايي ، به پرواز درآمدند تا انقلابيون شيعه را در جنوب عراق به گلوله ببندند.

    فداييان صدام

    فداييان صدام شبه نظامياني بودند که به شدت به رهبر عراق وفادار ماندند. از اين گروه براي سرکوب نارضايتي هاي داخلي استفاده مي شد و مردم عراق از آنها به شدت وحشت داشتند.
    گروه فدائيان صدام در سال 1995 توسط عدي ايجاد شد و خود اورهبري اين گروه را برعهده گرفت. اين گروه 15 تا 40هزار نفري ، از طايفه خود صدام يا از طايفه هاي سني مذهبي تشکيل شده اند که صدام به آنها اعتماد دارد.

    جنگ ايران و عراق

    هنگامي که مردم ايران ، خبر دستگيري صدام را شنيدند و او را با ريشي انبوه و چهره اي زار از تلويزيون ديدند، بسيار خوشحال شدند. هر چند که مردم ايران در طول جنگ تحميلي نيز يکبار شايعه خبر مرگ او را شنيده بودند.
    البته خانواده شهدا، حدود 50 هزار آزاده اي که سالهايي سخت در اسارت صدام گرفتار بودند و 200 هزار معلولي که بخشي از آنها معلولان شيميايي جنگ هستند، بيش از همه از اسارت صدام خشنود شدند.
    در سال 1975 هنگامي که او در الجزاير قرارداد حق اداره ايران در اروند رود را امضائ کرد، همه مي دانستند او که خود را قهرمان عرب مي داند، به اين قرارداد پايبند نخواهد بود چنانچه 5 سال بعد صدام حسين در تلويزيون بغداد ظاهر شد و قرارداد الجزاير را پاره کرد.
    او در سال 1980 از فرصت وقوع انقلاب در ايران استفاده کرد و به خيال آنکه فاتح سه روزه جنگ است ، خود را سردار قاديسه ناميد و جنگي 8 ساله را به را ه انداخت که نتايج فاجعه بار آن جان ميليون ها نفر را گرفت.
    صدام در همان زمان اعلام کرد که يکي از اهدافش براي شروع جنگ ، آزادسازي جاسوسان امريکايي بوده است که در سفارت سابق امريکا در تهران توسط دانشجويان مسلمان نگهداري مي شدند.
    اين هدف يکي از نقاط مشترکي بود که اهداف امريکايي ها و عراقي ها را در آغاز جنگ تحميلي عليه ايران به يکديگر پيوند مي زد.
    البته بعدها به خوبي روشن شد که سياستمداران امريکايي چگونه صدام را براي حمله به ايران تحريک و ترغيب کردند. حمايت امريکا و هم پيمانانش از صدام به خصوص پس از فتح خرمشهر توسط نيروهاي ايراني و نگراني از شکست کامل ارتش صدام ، فزوني گرفت.
    اعزام ناوهاي امريکايي به خليج فارس براي حمايت از صدور نفت عراق و دوستان عربي او، فروش هواپيماهاي جنگي فرانسوي و انگليسي به عراق که با تجهيزات پيشرفته امريکايي کار مي کردند و تاسيس کارخانه هاي توليد مواد شيميايي در عراق با حمايت شرکت هاي شيميايي امريکا طي سال هاي 1983 تا 1988 بخشي از پيوستگي هاي سياسي ، نظامي و فني ميان امريکا و صدام در زمان جنگ با ايران است.
    علي رغم دستگيري هاي فراوان و شکنجه زندانيان در داخل عراق ، کشتار گروهي از اسراي ايراني ، بمباران شيميايي مردم حلبچه و گروهي ديگر از ساکنان عراق و رعب و وحشتي که دستگاه پليسي او در اين کشور و منطقه به راه انداخته بود، دولت امريکا هيچ گاه او و دولتش را به نقض حقوق بشر متهم نساخت و براي جلوگيري از اقدامات او به حربه هايي چون تحريم متوسل نشد.


    تهيه وتنظيم: کتايون مافي
     
  2. خوبی کن

    خوبی کن کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    1,271
    تشکر شده:
    11
    روند ظهور و سقوط صدام (2)
    ژنرال در مخمصه

    در آن زمان که سياستمداران امريکايي ، ديکتاتور عراق را براي حمله به ايران ، تحريک و ترغيب مي کردند ، صدام نمي دانست که او همچون محموله اي است که پس از اتمام تاريخ مصرف ، به دور انداخته مي شود و چه بسا به جاي آناني که خود او را پرورده بودند، تحت تعقيب و محاکمه قرار گيرد.
    صدام با حمله به کويت ، تاريخ جديدي را براي سرنوشت خود و کشورش رقم زد ؛ سرنوشتي که سرانجام با حمله امريکا به عراق ، معماي آن به پايان رسيد.
    اينک اگرچه مردم عراق ، ايران و کويت در انتظار ناگفته هاي سياست هاي صدام و حاميان پيمان شکنش هستند اما اين احتمال مي رود که اين بار نيز همچون گذشته تنها به محاکمه صوري او اکتفا شود ؛ چراکه محاکمه او به دست مردم عراق قطعا ماهيت نقشه هاي پليد دولتمردان امريکا را فاش خواهد کرد.
    مسلما سياستمداران کاخ سفيد از اين رسوايي واهمه دارند ، پس تمامي تلاش خود را به کار خواهند بست تا بار ديگر چهره اي ظاهرفريب و طرفدار صلح و مبارزه با تروريسم از خود نشان دهند و افکار عمومي را با استفاده از رسانه هاي تحت سلطه خود به بازي گيرند.

    تهاجم به کويت

    اختلاف ميان صدام و امريکا تنها زماني آغاز شد که صدام ، ارتش خود را براي تصرف کويت ، يکي از دوستان نزديک امريکا در منطقه ، به آن کشور گسيل کرد.جنگ با ايران ، اقتصاد عراق را فلج ساخته بود و رئيس جمهور عراق در تقلا براي افزايش در آمد نفتي خود، راه چاره جديدي جست و او آن حمله به کويت بود.
    او پس از متهم کردن کويت به پايين آوردن قيمت هاي نفت ، به اين کشور حمله و آن را بخشي از عراق اعلام کرد؛اين جنگ نيز تبعات فاجعه باري را براي ملت عراق در بر داشت.
    امريکا برا ي حفظ منافع خود، عراق را از کويت بيرون کرد و بمباران هاي متعدد نيروهاي ائتلاف تحت رهبري امريکا ، تاسيسات زير بنايي عراق را نابود ساخت.
    برخي از اسناد منتشر شده از اين نکته حکايت دارد که صدام با چراغ سبز سفير وقت امريکا در عراق ، طرح حمله به کويت را به اجرا درآورد.
    تصور او اين بود که موضع امريکايي ها اين بار نيز شبيه به موضع آنها در 1980 خواهد بود؛يعني سالي که صدام حمله به ايران را آغاز کرد.
    البته اين تصور توهمي بيش نبود و احتمالا اين توهم را امريکايي ها عمدا براي صدام به وجود آورده بودند تا او را در باتلاق کويت گير انداخته ، غولي را که خود از شيشه بيرون آورده بودند مجددا به درون شيشه بازگردانند. به اين ترتيب دوران تضعيف صدام از سوي غرب شروع شد؛هر چند تصور نوبت سرنگوني اش فرا نرسيده بود.


    آغازي براي پايان

    اشتباهات فاحش صدام در اين باره به تبعات گسترده داخلي منجر شد. شيعيان در جنوب عراق عليه او سر بر شورش برداشتند و در شمال نيز کردهاي شورشي دست به طغيان زدند.
    غربي ها که بر آن بودند صدام را حفظ اما تضعيف کنند به جاي سرنگوني او، بخشي از امکانات او را گرفتند. اعمال سياست پرواز ممنوع در 2 منطقه شمالي و جنوبي عراق و تحريم هاي اقتصادي جديد از جمله همين فشارها بود.
    امريکا و انگليس در طي اين سالها، يک جنگ فرسايشي را عليه او با حملات گاه و بيگاه به مراکز اقتصادي و نظامي عراق ادامه دادند.اين حملات علاوه بر تحريم هاي سفت و سخت بين المللي در سالهاي پس از جنگ ، به قوت خود باقي ماند و در نهايت ، پول اين کشور را در آستانه نابودي قرار داد.


    انتخاب جورج بوش پسر در سال 2000، فشارهاي امريکا را عليه صدام افزايش داد و به دنبال حملات 11 سپتامبر، امريکا ، عراق را کشوري ياغي خواند و اين کشور را عامل شيوع بيماري سياه زخم در جهان عنوان کرد.
    سرانجام نيروهاي ائتلافي در ماه مارس سال 2003، علي رغم عدم تصويب قطعنامه تازه اي در سازمان ملل داير بر اقدام نظامي ، به عراق حمله کردند و معماي سقوط سريع حکومت عراق را رغم زدند؛درحالي که سعيد الصحاف ، وزير اطلاع رساني عراق از امنيت در بغداد سخن مي گفت اين شهر با کمترين مقاومتي سقوط کرد و صدام ناپديد شد.


    آينده مبهم براي حزب بعث

    جواد هاشم از وزراي اسبق عراق در گفتگو با لس آنجلس تايمز با اشاره به اينکه از سال 1972 که صنعت نفت عراق ملي شد، 5 درصد از درآمد نفت در بانک هاي خارجي به نام صدام سپرده مي شد، درباره درآمدهاي صدام گفت: صدام به اکثر وزراي خود گفته بود که حزب بعث قصد دارد تا 300سال حکومت کند و اگر هم طي يک کودتا سقوط کند بايد دوباره بر سر کار آيد بنابراين اين حزب به مقدار هنگفتي پول نياز دارد.
    وي افزود: صدام مي گفت دوست ندارد اشتباه سال 1963تکرار شود؛ چرا که در آن سال ، حزب بعث به دليل نبود امکانات مالي نتوانست مجدد به قدرت بازگردد.
    هاشم مي گويد: بر اساس محاسبات او، پس انداز 5 درصدي حاصل از درآمد نفت از سال 1972 تا 1990، مبلغي معادل 31 ميليارد دلار مي شود.
    امريکايي ها مدعي اند حملاتي که در عراق عليه آنان صورت مي گيرد، از اين منابع مالي سود مي گيرند.


    گرفتار در عبور

    هنگامي که نام صدام در سال 1959، بعد از عمليات نافرجام ترور عبدالکريم قاسم به سرزبان ها افتاد ، او در حالي که يک تير در پاي خود داشت به مزرعه عبور روي آورد و به مدت 3 روز در آن مخفي شد.
    در کتاب سرگذشت صدام او به نويسنده گفته است که با چاقوي خود، در اين مزرعه تير را از پاي خود بيرون کشيده و سپس شنا کنان از رودخانه دجله عبور و به سوريه گريخته است و به همين مناسبت هم او نام اين مزرعه را عبور نهاده است.
    صدام قبل از سرنگوني رژيم خود دستور داده بود که بيش از 10 خانه مخفي با پيچيدگي هاي امنيتي را براي اختفا در اين مزرعه ، آماده کنند.
    او در مدت زندگي تنهاي خود در اين 8 ماه اخير، در اين خانه ها جابجا مي شده است.

    بالاخره ديکتاتور سرنگون شده عراق پس از 240 روز در حالي دستگير شد که مقامات امريکايي ، 25 ميليون دلار براي سر وي جايزه گذاشته بودند.
    نيروهاي امريکايي و نيروهاي کرد عراق با دريافت اطلاعاتي پيرامون وجود صدام در يک خانه گلي ، منطقه را محاصره کردند و صدام در حالي که در زيرزمين مزرعه اي مخفي شده بود بدون هيچ گونه مقاومتي و به همراه 750 هزار دلار پول و دو اسلحه کمري دستگير شد. البته گروهي از معارضان عراقي از قبل محل اختفاي او را مي دانستند و همان ها در اين دستگيري نقش اصلي را داشتند.
    اطلاعاتي که جلال طالباني به هنگام سفر به ايران براي خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي فاش کرد، حاکي از اين امر بود؛اين خبر پيش از اخباري منتشر شد که امريکايي ها از دستگيري صدام به رسانه هاي جهان مخابره کردند.
    سرگرد برايان ريد، افسر عملياتي تيپ يکم لشکر چهارم نيروي زميني امريکا گفت: هنگامي که از صدام پرسيدم تو صدامي؟ او خسته پاسخ داد:
    من صدامم. من رئيس جمهوري عراق هستم و تمايل دارم با شما مذاکره کنم.
    فرمانده نيروهاي امريکايي که موفق به دستگيري صدام شدند به صدام گفت: جورج بوش ، رئيس جمهوري امريکا، سلام و خوشامد گويي خود را به تو ارسال کرده است.
    انتقاص قنبر، سخنگوي کنگره ملي عراق نيز در گفتگو با شبکه تلويزيوني الجزيزه در خصوص تغيير قيافه صدام ، گفت: صدام در حالي که موهايش ژوليده بود و ريش مصنوعي سفيدش افتاده بود، توسط يکي از پزشکان نظامي امريکايي معاينه شد تا مطمئن شوند که کپسول سيانور در ميان دندان هاي خود مخفي نکرده است.
    مخفيگاهي که صدام در آن پنهان شده بود، در زير يک باغچه کاذب قرار داشت که با جابجا کردن آن ، يک صفحه بزرگ فلزي نمودار مي شد.
    پس از برداشت اين باغچه بود که گودال لوله اي با ارتفاع 7 متر بلندي که تا سطح زمين تعبيه شده بود و امکان تنفس صدام را ممکن مي ساخت ، نمايان شد.
    سميره شه بندر، زن دوم صدام که وي براي هميشه عاشق او ماند، يک روز قبل از دستگيري صدام در مصاحبه با هفته نامه ساندي تايمز گفته بود: آخرين بار در روز سقوط بغداد همسرم را ديدم ؛او در حالي که گريه مي کرد. مي گفت به من خيانت شده است.
    وي که نام اصلي اش «حاجيه» است و اکنون اجازه اقامت در پاريس را به همراه کوچکترين پسر صدام به نام علي حسين - که در گذرنامه اش حسن صادر شده است - را کسب کرده است ، افزود: مادر عدي و قصي در سوريه اقامت دارد.
    صدام در آخرين ديدار، چمداني را حاوي 5 ميليون دلار و 10 کيلوگرم طلا به من داد و مرتبا با من در تماس تلفني بود.
    صدام هميشه نگران جانش بود، او شب ها جاي ثابتي نداشت و مکرر تغيير مکان مي داد. او حتي با استفاده از 8 بدلش که با جراحي پلاستيک به او شباهت يافته بودند ، از خود حفاظت مي کرد؛از اين رو جاي اين احتمال مي رفت که شخص دستگير شده ، خود صدام نباشد بنابراين امريکايي ها به آزمايش Dna روي آوردند.
    احمد چلبي در گفتگو با رويتر گفت: پس از دستگير ي رهبر 66ساله عراق ، سربازان امريکايي يک ريش صدام را تحت آزمايش Dna قرار دادند و پس از مقايسه با نمونه هاي Dnaگرفته شده از عدي و قصي، (پسران صدام که ماه ژوييه توسط نيروهاي امريکايي کشته شدند) Dna خانوادگي آنها را تاييد کردند.


    چه کسي صدام را فروخت؟

    به نظر مي رسد مردي در مقام صدام با کارنامه خونيني که در تاريخ حکومت خود دارد، از قبل مي دانست که ممکن است بعد از دستگيري به چه سرنوشتي دچار شود و اين اقدام يک حرکت نمايشي براي مبادله اي سياسي بود.
    «محمد سعيد الصحاف» وزير تبليغات و اطلاع رساني اسبق عراق در گفت و گويي با شبکه ماهواره اي ابوظبي (المدر) در اين باره گفت: از دستگيري زنده وي ابراز تعجب مي کنم چرا که صدام هميشه پيش از آغاز جنگ تاکيد کرده بود که مرگ را به تسليم در برابر امريکايي ها ترجيح مي دهد.
    کانال اول تلويزيون رژيم صهيونيستي نيز در اين باره گفت: برخي از اعضاي قبيله عراقي «ابوناصر» با افشاي مکان صدام و دادن اطلاعات درباره وي ، 3 ميليون دلار جايزه دريافت کرده اند و اکنون در سوئيس از جايزه دريافتي خود لذت مي برند.
    به نظر مي رسد صدام ، رئيس جمهوري عراق چند ماه پيش توسط نيروهاي امريکايي دستگير شده است و فقط کاخ سفيد مترصد فرصت مناسب براي بهره گيري از اين خبر بوده است ؛ چرا که بدون دستگيري صدام ، امکان پيروزمندانه و موجه بودن جنگ آمريکا درعراق ميسر نبود؛ بوش نيز از اين برگ برنده در کارزار انتخاباتي خود بهره مي برد.
    بدين ترتيب هيجان دستگيري صدام تا کريسمس ادامه خواهد داشت و بوش مي تواند نارضايتي مردم امريکا از افزايش تابوت هاي سربازان اين کشور را پشت اين هيجانها پنهان و ثمره برخورداري از نفت عراق را بچشد.
    گرچه تا برگزاري انتخابات امريکا، زمان زيادي باقي مانده و حوادث بسياري پيش رو خواهد بود. مردم عراق ، ايران و کويت در انتظار محاکمه صدام هستند اما آيا امريکايي ها حاضرند صدام را به طور علني ، آن طور که بسياري از ناگفته هاي سياست را آشکار سازد، محاکمه کنند.
    جام جم
     
  3. خوبی کن

    خوبی کن کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    1,271
    تشکر شده:
    11
    اتهامات 34گانه صدام

    هفته‌نامه «الاهالي» چاپ عراق در شماره اخير خود، فهرستي از جنايات صدام را منتشر كرده‌ است.

    در اين ليست، 34 مورد اتهام به صدام حسين (رييس‌جمهور مخلوع عراق) وارد شده است؛ قتل برادر ناتني در سن 9 سالگي، ذوب كردن زندانيان در حوض‌هاي اسيد، شكنجه و اعدام اسراي ايراني و كويتي، نابودي كامل و حذف برخي شهرها از نقشه عراق، كشتار شيعيان در مرداب‌هاي جنوب عراق، خشكاندن تالاب‌ها و تغيير محيط زيست و... از جمله اتهامات «الاهالي» عليه ديكتاتور سابق عراق است.
    گفتني است، به تازگي مقامات آمريكايي اعلام كرده‌اند، صدام اسير جنگي است و تحت حمايت «كنوانسيون‌هاي چهارگانه 1949 ژنو راجع به حقوق جنگ» قرار دارد. اين تصميم آمريكايي‌ها كه گفته مي‌شود، پس از معامله با صدام براي نجات وي از مجازات اعدام اتخاذ شده، واكنش‌هاي تندي در ميان عراقيان داشته است. بيشتر مردم عراق، صدام را جنايتكار جنگي مي‌دانند و خواهان محاكمه او در يك دادگاه عراقي هستند.

    1ـ در سن 9 سالگي برادر ناتني خود را به قتل رساند.

    2ـ تلاش براي ترور عبدالكريم قاسم در سال 1959.

    3ـ صدام در سال 1963، زمان به قدرت رسيدن دوباره حزب بعث، رييس يكي از بخش‌هاي كاخ بدآوازه «النهاية» بوده است. كاخ «النهاية» به گونه‌اي بوده كه هر كسي وارد آن مي‌شد، بازگشتي از آن وجود نداشت.

    4ـ قتل‌عام مخالفان خود در حزب بعث، به نحوي كه پس از اعدام‌ها در زمان «البكر» يعني در سال‌هاي 1968 تا 1980 به عنوان شخصيت اول حكومت باقي ماند.

    5ـ اجبار مردم عراق به حمايت از حزب بعث و تبديل شدن به بعثي.

    6ـ تلاش براي نابودي احزاب سياسي عراق، جز حزب بعث و كشتار ده‌ها هزار عراقي.

    7ـ آغاز جنگ عراق عليه ايران.

    8ـ اخراج شعيان عراق، مصادره اموال آنان به بهانه ايراني بودن آنان.

    9ـ پاكسازي نژادي در كردستان.

    10ـ كشتار دسته‌جمعي شيعيان در مرداب‌هاي جنوب عراق.

    11ـ جناياتي همچون خالكوبي، قطع بيني و گوش سربازان عراقي.

    12ـ جنايت‌هايي كه با اسراي ايراني صورت گرفت؛ صدام آنان را پس از شكنجه و اعدام، در گورهاي دسته‌جمعي دفن كرد.

    13ـ اعدام سربازاني كه از جبهه فرار كرده بودند.

    14ـ زنداني كردن مردم و ناپديد شدن آنان در زندان،‌ بدون اتهام مشخص و يا محاكمه آنان.

    15ـ‌ جناياتي كه در زندان‌هاي عراق صورت گرفته است، كه از جمله مي‌توان به اعدام‌ها، ذوب كردن آنان در حوض‌هاي اسيد، تيرباران زندانيان و تجاوز به زنان اشاره كرد.

    16ـ تعرض به ناموس، آبرو و دارايي‌هاي مردم.

    17ـ مشاركت رژيم حزب بعث در جنگ‌هاي داخلي لبنان.

    18ـ ترور مخالفان رژيم در خارج از عراق.

    19ـ قاچاق ثروت‌هاي عراق به نفع صدام و خانواده وي و نيز مقامات عالي‌رتبه حزب بعث.

    20ـ خشكاندن تالاب‌ها و تغيير محيط زيست.

    21ـ حمله به كويت.

    22ـ به آتش كشيدن چاه‌هاي نفت كويت و وارد آوردن صدمات جبران‌ناپذير به محيط زيست.

    23ـ اعدام اسراي كويتي.

    24ـ سركوب وحشيانه انتفاضه شيعيان در سال 1991.

    25ـ كشتار دسته‌جمعي و دفن دسته‌جمعي آنان در عراق كه هنوز هم تمام آن كشف نشده است.

    26ـ به هدر دادن پول عراق و پرداخت آن به صورت رشوه به مزدوران مطبوعاتي و سياسي عرب و غيرعرب براي تبليغ و ترميم چهره صدام و حزب بعث در افكار عمومي جهان.

    27ـ قاچاق نفت عراق و فروش آن به قيمت ناچيز به نفع خود و پسرانش.

    28ـ نابودي كامل و حذف برخي شهر‌ها از نقشه عراق.

    29ـ بي‌توجهي و توهين به قوانين شرعي و مقررات وضعي.

    30ـ فروش و نيز بخشش زمين‌هاي كشور به خاطر كسب درآمد براي خود و حكومت ديكتاتوري‌اش.

    31ـ تعقيب روشنفكران عراقي و اخراج آنان از كشور؛ امري كه باعث شد، عراق دست‌كم 5 ميليون نيروي انساني خلاق و باتخصص بالاي خود را از دست بدهد.

    32ـ مسبب اصلي كشتار عراقي‌ها به ويژه كودكان، خصوصا در مناطق جنوبي عراق در طول 13 سال تحريم به خاطر كمبود دارو و غذا.

    33ـ جناياتي كه از زمان سقوط حكومتش تاكنون مرتكب شده است.

    34ـ و دست آخر اينكه قطعا جناياتي كه پنهان مانده بسيار بيشتر از اين موارد است.
     
  4. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    48
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    خدایی حال کردم البته سیو کردم ولی قسمت اول رو خوندم

    خدا ایشالا دامادت کنه
     
  5. iranvig

    iranvig کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2003
    نوشته ها:
    407
    تشکر شده:
    4
    مقايسه هيتلر با اين كثافت خيلي بي انصافيه
     
  6. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    48
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    زياد هم بي انصافي نيست

    من قبول ندارم كه به خاطر ثابت كردن وجود يك چيزي بقيه چيز ها رو از بين ببري
     
  7. boxilink