منتخب بازارچه

زنجیره ی انسانی در پاسارگاد5 فروردین ایجاد شد

korosh bozorg

Registered User
http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=404961&code1=18
در اعتراض به آبگیری سد سیوند:

از فعاليت NGOهاي فعال در زمينه سد سيوند جلوگيري به عمل آمد
تهران- خبرگزاري كار ايران

ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد، صبح امروز، پنجم فروردين، تعدادي از اعضاي NGOهاي دوستدار فرهنگ ايران را بازداشت كردند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، امروز تعدادي از اعضاي NGOهاي دوستدار فرهنگ و تاريخ ايران كه در جهت دفاع از پاسارگاد و تنگه بلاغي، اقدام به اطلاع رساني از طريق بروشورهايي در مورد خطرات آبگيري سد سيوند براي آثار تاريخي كشور كرده بودند، توسط ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد بازداشت شدند.
پايان پيام

 

korosh bozorg

Registered User
(( بنام یگانه پروردگارفراترازاندیشه))

یکشنبه پنجم فروردین ماه نوروز باستانی سال 1386خورشیدی خیامی سال کوروش بزرگوار وزنجیر همبستگی فرزندانش تا پایان هستی ناگسستنی .


بامداد روز یکشنبه روز مهر روز خورشید روز کوروش بزرگوار هنگامی به پاسارگاد میرسیم که در آغاز ورود به خیابان پاسارگاد نمایی دلخراش از نماد پاسداری از یادگارهای باستانی فرهنگی دلمان را به درد می آورد در سمت راست خیابان ودر برابر دستشویی همگانی کنار باجه بلیط فروشی تکه های گردآمده یادگارهای باستانی دشت پاسارگاد مانند: پایه ستونها تکه ستونها و... که درون برخی از آنها گیاه نهاده شده بود و به جای گلدان استفاده شده بود به چشممان خورد با خود اندیشیدم که به راستی اگر نیاکان هنرمند ایران زمین وهنرمندان دیگر سرزمینهای آن دوران که مهر فراوان را با ابزار کهن آن دوران در آمیختند و چنین شاه کارها ویادگارهایی آفریدند اگر می دانستند که نوادگانشان 2566 سال پس از آن اینگونه جایگاهی برای دسترنجشان خواهند گذارد چه می اندیشیدند؟ باری با رنج فراوان از آن نمای دلخراش گذشتیم وبه سوی دل تپنده ایران زمین آرامگاه پدر ایران وشاید بهتر بگوییم پدر فرهنگ و پیشرفت جهانیان سر نهادیم نزدیکتر که میشدیم هرچه بیشتر نگاه پدرمان کوروش بزرگوار برگرده هایمان سنگینی می کرد گویی پدرمان که در روزگار دوران خویش رهایی بخش مردم در بند و گستراننده دانش وفرهنگ وهنر این گیتی پهناور بوده به ما اندیشمندانه می نگریست و می گفت: شما پس از این هزاران سال چه کرده اید و می کنید ؟ واین سنگینی ژرف گلویمان را می فشرد و نمیدانستیم که با این همه بی مهری که به او روا داشته ایم چگونه شرمسار نباشیم به سختی بغض خودرا فروخوردیم وبه دوستانی که پیش از ما ودر نخستین گاه های بامداد از تهران به آنجا رسیده بودند پیوستیم پس از درود گفتن به آنها تازه فهمیدیم که سنگی از نمک آماده کرده اند تا بر زخم ما بنهند نخست از گرفتار و نکوهش شدن تنی چند از دوستانمان که پیش از رسیدن ما آگهی های واکنش به آبگیری رودبند سیوند و دیدگاه های کارشناسی آن را پخش کرده بودند به دست حراست آنجا آگاهمان کردند ( ای کاش میدانستم درجاهای دیگر جهان که فرهنگی به دیرینگی ما ندارند نیز با جوانان میهن دوستشان اینگونه رفتار میکنند و میهن پرستی در جاهای دیگر نیز گناه شمرده میشود یا نه !!؟ ) و پس از آن در مورد بی مهری تنی چند از هم میهنان که در آغاز روز از آرامگاه بالا رفته بودند وهمچنین از گل سنگهای روییده برسنگهای آرامگاه گفتند . به راستی آیا در درازای این هزاران روزگار پدر ایران اینگونه تنها و غریب بوده که اکنون هست؟

همچنین برخی از دوستان گفتند که بسیاری از هم میهنانمان از دیگر شهرهای کشور همچون : تهران – آذربایجان- اصفهان- شیراز- همدان - کرمان و... و شهرستانهای گرداگرد آنها مانند: شادشهر- کاشان- نهاوند- مرودشت وخود پاسارگاد در راه اند در گوشه ای ایستاده بودیم وچشم براه آنها بودیم که پس از چند گاهی دسته دسته رسیدند تا گاه به نیمه رسید و همه دوستان ومیهن پرستان از همه جای کشور گرد هم آمدند دوستانی که تا کنون یکدیگر را ندیده بودند به هم درود میگفتند وگفتگو میکردند گویی سالها وهزاران سال است که یکدیگر را می شناسند .

پس از آن همه دوستان دریک راستا در برابرآرامگاه پدرایران نمایی همگانی گرفتند تا این همبستگی ویکدلی درکنار دل تپنده ایران برایشان جاودانه گردد وبرای به انجام رساندن وجاودانه تر شدن آن دستهای دوستان به یکباره در هم تنید ومانند گره های زنجیر به هم پیوست واین زنجیر آغاز به چرخیدن گرد دل تپنده ایران کرد تا سپری باشد در برابر تیرهایی که به سوی آن نشانه رفته اند تا دیگر تیری از بیرون یارای برخورد با آن را نداشته باشد چرا که طبیعت تیر خود را پیش از آن به شکل گل در دل سنگهای آرامگاه کاشته بود ولی طبیعت آنگونه بی مهر نیست که زخمهایش درمان پذیر نباشد وشاید این تنها چیزی بوده که طبیعت می توانسته به نشان هدیه نوروزی به کوروش بزرگوار پیشکش کند .

روند گردش زنجیر فرزندان گرد آرامگاه پدر پیش میرفت که یکباره فهمیدیم که تنها نیستیم هم میهنانی که برای بازدید نوروزی به آنجا آمده بودند آغاز به پیوند با برادران و خواهران خویش کردند در این بین چیزهایی به چشم میخورد که بر شورمان می افزود پدری فرزندان خودرا به گره خوردن با زنجیر فرا می خواند و در پی آن خانواده های دیگر نیز به خانواده هم میهنانشان پیوستند و همه هم میهنانی که در آنجا بودن گویی که مهر پدر آنان را برباید به یکدیگر پیوستند حتی چند تن از جهانگردان کشورهای دیگر نیز که در آنجا بودند با فهمیدن آرمانمان به زنجیر پیوستند نمی دانم شاید آنها که پدرانشان در روزگار کهن دشمنان ما بوده اند بهتر از ما ارزش این یادگارها را میدانند پس از گره خوردن زنجیر گرداگرد آرامگاه هم میهنان از تنگی جا دست در دست به هم چسبیده بودند زنجیر مهر پدرو میهن تنگ تر و تنگ تر شد تا آنجا که دیگر برای کسی جای نماند ودیگران از بیرون زنجیر با گرفتن نما وهم آوایی همراهی میکردند میگویند هنگامیکه سخن باز می ماند نغمه و نوا و آهنگ آغاز می شود و یاران آغاز به سرودن سرود مهر ایران کردند و یکدل و هم آوا خواندند: (( ای ایران ای مرز پر گهر – ای خاکت سر چشمه هنر- دور از تو اندیشه بدان – پاینده مانی تو جاودان – ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم – جان من فدای خاک پاک میهنم – مهر تو چون شد پیشه ام – دور از تو نیست اندیشه ام – درراه تو کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما . وچه هماهنگی ای داشت آن چکامه با این رویداد گویی برای آن روز ساخته شده بود آن سروده زیبا پروردگار آقای گل گلاب را روان شاد گرداند که این یادگار را برایمان گذاشت . ای کاش همه هم میهنانی که نیامده بودند می آمدند تا آن رویداد زیبا را ببینند وبا این سربلندی همراه شوند.

پس از پایان یافتن سرود همه هم میهنان کف زدند و پراکنده شدند که نا گاه یکی از مامورین که به خیا ل خود میخواست کار نگهبانی را انجام داده باشد یکی از هم میهنان را گرفته بود و می کشید تا به بخش حراست ببرد که به یکباره هم میهنان دیگر به گرد او آمدند وخواستار رها ساختن او شدند وبدون درگیری وتنها با پا فشاری زنان و مردان ایرانی به خواسته خود رسیدند وهمه کف زدند و شاد گشتند از این پیروزی و همبستگی خویش . آری این است رفتار ومنش ایرانیان از دیرباز تا کنون که فرهنگ و هنر و دانش ایرانیان را همواره بر تارک این گیتی پهناور سر بلند نگاه داشته اند و اکنون نیز فرزندان ایران زمین همین گونه همچون نیاکان هخامنشی خویش وپیشینیان آنها کاوه وفریدون و هوشنگ و جمشید و ... وهمچون پدر بزرگوارشان کوروش بزرگوار که بدون درگیری وخون ریزی به بابل و آشور وسومر و آکد و سارد و ... وارد شد به آرمانشان میرسند چرا که همه آگاهانه یا نا آگاهانه از اندیشه و خرد سامان ده ایرانی که دهش پروردگار پاک است بهره مندند وبر اساس آن آرمانها واندیشه های خود را پیش می برند و تا پایان روزگار نیز اینگونه خواهد بود .

در پایان پرسشی می ماند و آن این است که اگر کشورهای دیگر این جهان درهای دردانه وگوهرهای گرانبهایی همچون یادگارهای پر شکوه پدران ایران زمین که گویای فرهنگ –دانش وخرد مینوی آنها بوده داشتند آیا همینگونه از آنها پاسداری می نمودند و اگر فرزندان سرزمینشان به دور از همه تنشها و چالشهای سیاسی روز اینگونه خود جوش گرد هم می آمدند تا از فرهنگ کهن وپر شکوهشان ( که چنین چیزی هم ندارند ) پاسداری کنند با آنان اینگونه رفتار می شد آن هم در این دوران که دوران دادو ستدهای فرهنگ و دانش است . پاسخ اینجاست که نه آنها اگر چنین یادگارها و چنین فرزندانی داشتند ( که ندارند ) آنها را همانند چوبی سهمگین می ساختند و بر سر ما می کوفتند تا نابودمان سازند چرا که فرهنگ و اندیشه ایرانیان از دیر باز با پلشتی ها و نا برابری ها ستیز نموده بوده در برابر آنها بوده واینست که همواره در سراسر گیتی کسانی هستند که کمر به نابودی آن بسته اند چرا که خواسته هایشان را باز میدارد همانگونه که اکنون فیلمهایی همچون اسکندر ((Alexander و300 و ... را می سازند و ما فرزندان ایران مانده ایم که کدام درد را درمان کنیم سیوند را یا 300 را ولی می دانیم که یگانه پروردگار تا همیشه با ماست چرا که ما بر راستی گام نهاده ایم و راستی هماره پیروز و جاودان خواهد ماند. به امید سریلندی وشکوه دوباره ایران زمین و فرزندانش.

پاینده ایران وایرانی



مرتضا نصیری

هموند پایگاه آگهی رسانی برای نجات یادگارهای باستانی
 

korosh bozorg

Registered User
http://www.iranpressnews.com/source/022404.htm

از ایران پرس نیوز:

گزارش دریافتی: روز پنجم فروردین ماه در اعتراض به آب گیری سد سیوند که زیان های فراوان به میراث فرهنگی ایران خواهد زد، مردم و NGO های شیراز، اصفهان، تهران، آذربایجان، کرمان، همدان، مرودشت، پاسارگاد و ... گرد آرامگاه کوروش بزرگ، زنجیر انسانی تشکیل دادند و سرود ای ایران را خواندند. تصاویر در زیر آمده است. (خانواده ها و جهانگردان خارجی نیز به این زنجیره پیوستند). حراست هم با مردم برخوردهايی داشت، چنانکه ایلنا خبر را درج نموده:

توسط ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد؛
از فعاليت NGOهاي فعال در زمينه سد سيوند جلوگيري به عمل آمد

ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد، صبح امروز، پنجم فروردين، تعدادي از اعضاي NGOهاي دوستدار فرهنگ ايران را بازداشت كردند.

به گزارش خبرنگار ايلنا، امروز تعدادي از اعضاي NGOهاي دوستدار فرهنگ و تاريخ ايران كه در جهت دفاع از پاسارگاد و تنگه بلاغي، اقدام به اطلاع رساني از طريق بروشورهايي در مورد خطرات آبگيري سد سيوند براي آثار تاريخي كشور كرده بودند، توسط ماموران حراست مجموعه تاريخي پاسارگاد بازداشت شدند.
 
بالا