آژانس هواپیمایی
pop up

زندگي و آثار آلبرت انيشتين

شروع موضوع توسط afshin_electronic ‏21 ژانویه 2006 در انجمن ریاضی و فیزیک

  1. afshin_electronic

    afshin_electronic Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آگوست 2005
    نوشته ها:
    1,112
    تشکر شده:
    0
    به دليل ارادت خاصي كه به آلبرت انيشتين دارم .... اين مقاله رو اينجا گذاشتم ... حتما بخونيدش .. خيلي جالبه....;) ;) ;) ;) ;) ;)

    زندگي و آثار آلبرت اينشتين در برن

    در اين نمايشگاه سندي از ديپلم دبيرستان آلبرت اينشتين به نمايش گذاشته شده كه بر خلاف تصور عامه، وي در اغلب دروس از جمله جغرافي، فيزيك، رياضي، جبر، شيمي و ادبيات آلماني نمرات بالا گرفته و تنها در زبان فرانسه نمره متوسط دريافت كرده است


    [​IMG]


    بي بي سي- درنا كوزه گر: بزرگترين و كامل ترين نمايشگاه درباره اينشتين مدتي است در شهر برن سوئيس برپا شده است. اين نمايشگاه با مساحت ۲۵۰۰ متر مربع و در دو طبقه، بيش از چهل هزار اثر را در خود جاي داده كه اغلب آنها در طول چهار سال از موزه هاي مختلف جهان از جمله موزه يهودي در بيت المقدس جمع آوري شده است. يك گروه چهل نفري در طي اين مدت وظيفه آماده سازي نمايشگاه را كه در موزه تاريخ سوئيس و در سال جهاني فيزيك برپا شد، برعهده داشته است. استقبال از نمايشگاه به حدي بوده است كه مسئولان تصميم به تمديد آن تا نيمه اكتبر سال ۲۰۰۶ گرفته اند.
    يتزلر، مدير نمايشگاه، در اين باره گفت: «تاكنون نزديك به ۱۶۰ هزار نفر از نمايشگاه بازديد كرده اند و اين يكي از موفق ترين نمايشگاه هاي سوئيس بوده است.»
    وي همچنين ياد آوري كرد كه پارك فيزيك و نمايش انرژي بار ديگر در بهار براي عموم و به ويژه كودكان بازگشايي خواهد شد. دانشگاه برن كه وظيفه تدارك علمي نمايشگاه را بر عهده داشته است با مدل سازي ها در نمايشگاه و همچنين برگزاري كنفرانس هاي علمي در پربارتر شدن اين نمايشگاه نقشي برجسته داشته است.
    الكه ورستر مدير روابط عمومي نمايشگاه، درباره تركيب جمعيتي بازديدكنندگان مي گويد: «بازديدكنندگان از سنين مختلف هستند؛ اما كودكان و نوجوانان به جز تورهاي مدارس اغلب با والدين خود براي بازديد موزه مي آيند. براساس پرسشنامه اي كه ما در ماههاي اوليه به بازديد كنندگان داديم مي توان گفت كه يازده درصد از آنها از خارج از سوئيس آمده اند.» در ورودي نمايشگاه تصاويري ويدئويي از دوران مختلف زندگي اينشتين به همراه سخنراني علمي او در دانشگاه برن و همچنين تصاويري از معشوقه ها و دو همسر اينشتين گذرگاهي است به سالن بزرگ مملو از اسناد، مدارك و تصاوير ويدئويي درباره وي.

    [​IMG]


    اينشتين قبل از جنگ جهاني اول به سوئيس آمد تا از خدمت سربازي آلمان بگريزد. او در نيمسال اول تحصيلش به دليل تفاوت لهجه سوئيسي با آلماني نمرات درسي اش به شدت افول كرد؛ اما در نيمسال بعدي آن را جبران كرد. در اين نمايشگاه سندي از ديپلم دبيرستان آلبرت اينشتين به نمايش گذاشته شده كه نمرات ديپلم او را نشان مي دهد؛ وي در اغلب دروس از جمله جغرافي، فيزيك، رياضي، جبر، شيمي و ادبيات آلماني نمرات بالا گرفته و تنها در زبان فرانسه نمره متوسط دريافت كرده است.
    اينشتين كه از مادري موسيقيدان و پدري كارخانه دار متولد شده بود از همان بدو كودكي به مسائل علمي علاقه خود را نشان مي داد. در بخشي از نمايشگاه عكس هايي از اسباب بازي هاي او توجه بازديدكنندگان را جلب مي كند.
    اينشتين بعد از به پايان رساندن دبيرستان به بهترين دانشكده فني اروپا در آن زمان كه دانشكده فدرال تكنولوژي ETH در زوريخ است، مي رود و در رشته رياضي ادامه تحصيل مي دهد. اگرچه استادانش او را خيلي منظم نمي دانستند ولي استعداد خود را به زودي نشان داد و در ضمن عاشق ميلووا ماريچ تنها دختر دانشجوي كلاس شد. در يكي از اتاق هاي نمايشگاه، بازسازي اتاق دانشجويي اينشتين در زوريخ به چشم مي خورد كه متن نامه هاي عاشقانه ميلووا ماريچ و آلبرت اينشتن در آن روي وسايل اتاق بازتاب داده مي شود.
    در همين دوران بود كه اينشتين تصميم مي گيرد به تابعيت سوئيس درآيد تا از سربازي نجات پيدا كند. بخشي از نمايشگاه به همين موضوع اختصاص يافته است: اسناد تقاضاي تابعيت اينشتين، ترك تابيعت آلمان و تحقيق وزارت خارجه سوئيس در باره او. به همين دليل اينشتين ماهي بيست فرانك از پول تو جيبي اش را بابت هزينه تابعيت سوئيس پس انداز مي كرده است. دوران حضور اينشتين در زوريخ همراه است با حضور بسياري از پناهندگان سياسي معروف از سراسر اروپا از جمله ولادمير ايليچ لنين در زوريخ كه عكس او به همراه عكس ده ها روشنفكر، هنرمند و دانشمند مشهوري كه در سوئيس اقامت داشتند، در برج نمايشگاه نصب شده است. در همين بخش تقاضاهاي كار اينشتين براي يافتن شغلي در دانشگاه به معرض نمايش در آمده است. اين زماني است كه در سال ۱۹۰۷ اينشتين به برن آمده بود و دانشجوي فوق دكترا بود. با اين حال براي دومين بار به دليل فقدان انتشار مقاله علمي اين تقاضاها از سوي دانشگاه برن رد شد. در همين زمان بود كه با باردار شدن ميلووا ماريچ، آن دو ازدواج مي كنند. اما اين ازدواج مدتي بعد به دليل سخت گيري ها و قوانيني كه ميلووا براي آلبرت وضع كرده بود منجر به طلاق مي شود.
    سرانجام اينشتين در سال ۱۹۰۸موفق شد با ارائه پايان نامه فوق دكترايش جايي به عنوان استاد در دانشگاه برن براي خود دست و پا كند. اگر چه كلاس هاي او با استقبال چنداني روبه رو نشد و در اولين نيم سال تنها سه دانشجو در درس تئوري گرمايش مولكولي داشت. با اين حال در همين دوران و در همين شهر بود كه آلبرت اينشتين تئوري هاي اساسي خود در فيزيك، كه سال ها بعد اغلب آنها مورد تائيد قرار گرفت، را مدون كرد. از چهار نظريه اساسي او در زمينه فيزيك سه نظريه تاكنون به اثبات رسيده است و در مورد چهارمي تحقيق هنوز ادامه دارد. اين نظريه ها يعني تئوري نسبيت،
    فتو الكتريك، حركت سيالات و تبديل انرژي با فرمول معروف mc2=E، همگي در فاصله سال هاي ي۱۹۰۲تا ي۱۹۰۸در برن تدوين شده اند. بازگشت اينشتين به آلمان هم زمان بود با آغاز جنگ و جدايي از همسرش. در نمايشگاه همچنين اسنادي مبني بر تقاضاي دولت جديد آلمان يعني جمهوري نوپاي وايمار، براي بازگرداندن تابعيت آلماني به اينشتين هم وجود دارد. پس از جنگ جهاني اول، با توجه به آن كه اينشتين براي دريافت جايزه نوبل نامزد شده بود، دولت آلمان به وي گذرنامه ديپلماتيك اعطا مي كند.

    [​IMG]


    شهرت اينشتين در اين دوران تا به آنجا رسيد كه اولين فيلم مستند درباره او ساخته شد و اين فيلم در دوم آوريل همان سال به نمايش درآمد. همچنين براي اولين بار تصوير اينشتين در سال ۱۹۱۹ بر روي جلد مجله برلينر ايلوستريته به چاپ رسيد كه هر دوي اينها در اين نمايشگاه به نمايش در آمده اند. دوران تجليل از اينشتين در آلمان چندان به درازا نكشيد. در همين بخش در نمايشگاه با عنوان آلمان دهه بيست، تصوير ديگري از اينشتين در يكي از روزنامه هاي دست راستي آلماني ديده مي شود كه او را در حالي كه با لگد به بيرون از آلمان پرت كرده اند نشان مي دهد. نازي ها در ابتدا حساب بانكي او در سوئيس را توقيف كردند. او در نامه اي به دولت سوئيس از آنها مي خواهد كه مانع اين كار شوند اما دولت سوئيس به دلايل بوركراتيك از اين كار عذر مي خواهد. با تشديد فشار و حمله به يهوديان و سرعت گرفتن موج مهاجرت آنها به خارج از كشور، اينشتين به آمريكا پناهنده مي شود و مدتي بعد تقاضاي تابعيت آمريكا مي كند.
    در اين نمايشگاه همچنين مداركي از پاسخ مثبت سفارت سوئيس به درخواست تابعيت مضاعف آمريكايي وي وجود دارد. در آغاز جنگ وي نامه اي به رئيس جمهوري وقت آمريكا، روزولت، مي نويسد و در آن از برنامه تحقيقات اتمي نازي كه امكان دسترسي آنها به بمب اتمي در سال هاي آتي را فراهم آورده اظهار نگراني كرده و خواستار تشكيل يك كميته تحقيقي در زمينه سلاح اتمي مي شود. در سندي كه در همين بخش در نمايشگاه به نمايش در آمده است، روزولت به وي پاسخ داده است و ضمن تشكر، پروژه اي به نام منهتن را به رياست وي ايجاد مي كند. نتيجه كار اين گروه از دانشمندان توليد سه بمب اتمي بود كه يكي از آنها در آمريكا آزمايش شد و دو ديگري بر روي شهرهاي ناكازاكي و هيروشيما فرود آمدند.در تاريخ ششم اكتبر ۱۹۴۵ بمب اتمي كه نام «پسر كوچولو» بر آن نقش بسته بود در حمله هوايي به هيروشيما مورد استفاده قرار گرفت و از آن تاريخ اينشتين با اين سؤال روبه رو بود كه لزوم بهره برداري از بمب اتمي در جنگ چيست. در همين بخش يك سخنراني از وي در توجيه دستيابي به بمب اتمي براي مقابله با رژيم نازي، قابل شنيدن است. اما سال ها بعد در سال۱۹۵۵ كمي پيش از مرگ درخواستي را منتشر مي كند كه خواستار توقف بهره برداري از انرژي اتمي در تسليحات نظامي شده بود. آخرين بخش سالن مربوط به زندگي آلبرت اينشتين به سال هاي پرجنجال پاياني زندگي وي در آمريكا اختصاص يافته است؛ سال هايي كه از سويي ديويد بن گورين، بنيانگذار كشور اسرائيل به وي پيشنهاد رياست جمهوري اسرائيل را مي دهد و وي با ابراز اينكه مرد سياست نيست نمي پذيرد و سال هايي كه از سوي رسانه ها و سياستمداران راست گرا به كمونيست بودن متهم مي شد.
    سالن دوم نمايشگاه به كارهاي علمي اينشتين و توضيح آن به زباني ساده براي بازديدكنندگان اختصاص دارد. در اين سالن با كمك دانشگاه برن با مدل سازي هاي سه بعدي و همچنين ساختن مدل هايي براي توضيح فرضيه هاي نسبيت، سرعت نور، اساس كار نيروگاه هسته اي، جاذبه، حفره سياه و زمان در فيزيك، در قالب هاي گوناگون فيلم، فضاي سه بعدي و مدل هاي مختلف مولتي ميديا به بازديدكننده امكان درك نظرات اساسي اينشتين داده شده است. در تابستان گذشته پارك فيزيك در جوار نمايشگاه مورد استقبال وسيع كودكان و نوجوانان دانش آموز قرار گرفت و نمايش انرژي نيز از نمايش هاي جذاب حاشيه اي اين نمايشگاه بود. الكه وورستر مي گويد: «با تمديد كار نمايشگاه در بهار آينده، پارك فيزيك كه در آن كودكان و نوجوانان مي توانند در قالب بازي هاي مختلف به مباني اوليه فيزيك پي ببرند و نمايش انرژي كه در آن تئوري انرژي اينشتين در قالب نمايشي جذاب از نور و آتش و رقص ارائه مي شود، نيز مجدداً برقرار خواهد بود.»


    منبع : همشهري
     
  2. 3epehr

    3epehr Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏28 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    184
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Tehran
    من نخوندم ولي مرد بزرگي بود!
     
  3. afshin_electronic

    afshin_electronic Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آگوست 2005
    نوشته ها:
    1,112
    تشکر شده:
    0
    اينم در ادامه ي مطلب قبلي :



    زندگينامه آلبرت انيشتين





    مقدمه
    اين سخن بسيار گفته شده است كه براي پي بردن به ساختمان پر كاهي با عمق و دقت، بايد جهان را به درستي شناخت؛ امّا آن كس كه بتواند با چنين عمق و دقتي به ساختمان پر كاهي پي برد، در هيچ يك از امور جهان نكته تاريكي نخواهد يافت. من شرح حال و زندگي انيشتن را نه براي رياضدانان و نه براي فيزيكدانان، نه براي اهل فلسفه، نه براي طرفداران استقلال يهود، بلكه براي آن كساني كه مي خواهند چيزي از جهان پر تناقض قرن بيستم درك كنند بيان مي کنم و اينك شرح حال زندگي او از كودكي تا پايان عمر: آلبرت انيشتين در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم كه شهر متوسطي از ناحيه و ورتمبرگ آلمان بود متولّد شد. امّا شهر مزبور در زندگي او اهميتي نداشته است. زيرا يك سال بعد از تولّد او خانواده وي از اولم عازم مونيخ گرديدند.



    پدر آلبرت، هرمان انيشتين كارخانه كوچكي براي توليد محصولات الكترو شيميايي داشت و با كمك برادرش كه مدير فني كارخانه بود از آن بهره برداري مي كرد. گر چه در كار معاملات بصيرت كاملي نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقايد سياسي نيز مانند بسياري از مردم آلمان گرچه با حكومت پروسي ها مخالفت داشت امّا امپراطوري جديد آلمان را ستايش مي كرد و صدر اعظم آن «بيسمارك» و ژنرال «مولتكه» و امپراطور پير يعني «ويلهم اول» را گرامي مي داشت. مادر انيشتين كه قبل از ازدواج پائولين كوخ نام داشت، بيش از پدر زندگي را جدي مي گرفت و زني بود اهل هنر و صاحب احساساتي كه خاصّ هنرمندان است و بزرگترين عامل خوشي او در زندگي و وسيله تسلاي وي از علم روزگار، موسيقي بود.



    آلبرت كوچولو به هيچ وجه كودك اعجوبه اي نبود و حتّي مدّت زيادي طول كشيد تا سخن گفتن آموخت به طوري كه پدر و مادرش وحشت زده شدند كه مبادا فرزندشان ناقص و غير عادي باشد؛ امّا بالاخره شروع به حرف زدن كرد؛ ولي غالباً ساكت و خاموش بود و هرگز بازيهاي عادي را كه مابين كودكان انجام مي گرفت و موجب سرگرمي كودك و محبّت في ما بين مي شود را دوست نداشت.



    آلبرت مرتباً و هر سال از پس سال ديگر طبق تعاليم كاتوليك تحصيل كرد و از آن لذّت فراوان برد و حتّي در مواردي از دروس كه به شرعيات و قوانين مذهبي كاتوليك بستگي داشت چنان قوي شد كه مي توانست در هر مورد كه همشاگردانش قادر نبودند به سؤالهاي معلّم جواب دهند، او به آنها كمك مي كرد.



    انيشتين جوان در ده سالگي مدرسه ابتدايي را ترك كرد و در شهر مونيخ به مدرسه متوسطه «لوئيت پول» وارد شد. در مدرسه متوسطه اگر مرتكب خطايي مي شدند راه و رسم تنبيه ايشان آن بود كه مي بايست بعد از اتمام درس، تحت نظر يكي از معلّمان، در كلاس توقيف شوند و با در نظر گرفتن وضع نابهنجار و نفرت انگيز كلاسهاي درس، اين اضافه ماندن شكنجه اي واقعي محسوب مي شد.





    ذوق هنري

    ذوق هنري انيشتين چنان بود كه وقتي پنج ساله بود، روزي پدرش قطب نمايي جيبي را به وي نشان داد خاصّيت اسرار آميز عقربه مغناطيسي در كوك تأثير عميقي گذاشت. با وجود آنكه هيچ عامل مرئي در حركت عقربه تأثيري نداشت، كودك چنين نتيجه گرفت: در فضاي خالي بايد عاملي وجود داشته باشد كه اجسام را جذب كند.



    وقتي كه انيشتين پانزده ساله بود، حادثه اي اتفاق افتاد كه جريان زندگي او را به راه جديدي منحرف ساخت: هرمان پدر او در كار تجارت خويش با مشكلاتي مواجه شد و در پي آن صلاح را در آن ديدند كه كارخانه خود را در مونيخ بفروشند و جاي ديگري را براي كسب و كار خود ترتيب دهند. از آن جا كه وي خوش بين و علاقمند به كسب لذّتها بود، تصميم گرفت كه به كشوري مهاجرت كند كه زندگي در آن با سعادت بيشتري همراه باشد و به اين منظور ايتاليا را انتخاب كرد و در شهر ميلان مؤسسه مشابهي را ايجاد كرد. هنگامي كه وارد شهر ميلان شدند آلبرت به پدر خود گفت كه قصد دارد تابعيت كشور آلمان را ترك گويد. آقاي هرمان به وي تذكر داد كه اين كار زشت و نابهنجار است.





    دوران دانشجويي

    در اين دوران، مشهورترين مؤسسه فني در اروپا مركزي به استثناي آلمان، مدرسه دارالفنون سوئيس در شهر زوريخ بوده است. آلبرت در امتحان داوطلبان شركت كرد ولي به خاطر اينكه در علوم طبيعي اطلاّعات وسيعي نداشت در امتحان پذيرفته نشد. با اين حال مدير دارالفنون زوريخ تحت تأثير اطلاّعات وسيع او در رياضيات واقع شد و از او درخواست كرد كه ديپلم متوسطه اي را كه براي ورود به دارالفنون لازم است در يك مدرسه سوئيسي به دست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر كوچك «آرائو» كه با روش جديدي اداره مي شد معرفي كرد. بعد از يك سال اقامت در مدرسه مذبور ديپلم لازم را به دست آورد و در نتيجه بدون امتحان در دارالفنون زوريخ پذيرفته شد. با اين كه درسهاي فيزيك دارالفنون آميخته با هيچ گونه عمق فكري نبود باز هم حضور در آنها آلبرت را تحريك كرد كه كتب جستجو كنندگان بزرگ اين را مورد مطالعه قرار دهد. او، آثار استادان كلاسيك فيزيك نظري از قبيل: بولترمان، ماكسول و هوتز را با حرص عجيبي مطالعه كرد. شب و روز اوقات او با مطالعه اين كتابها مي گذشت و ضمن مطالعه آنها با هنر استادانه اي آشنا شد كه چگونه بنيان رياضي مستحكمي ساخت. او درست در خاتمه قرن 19 تحصيلات خود را پايان داد و با مسأله مهم داشتن شغل مواجه شد. از آنجا كه نتوانست مقام تدريسي در مدرسه پولي تكنيك به دست آورد، تنها يک راه باقي ماند و آن اين بود كه چنين شغل و مقامي را در مدرسه متوسطه اي جستجو كند.



    اكنون سال 1910 شروع شده و آلبرت بيست و يك سال داشت و تبعيت سوئيس را به دست آورده بود. او در اين هنگام داوطلب شغل معلّمي خصوصي گرديد و پذيرفته شد. انيشتين از كار خود راضي و حتّي خوشبخت بود كه مي تواند به پرورش جوانان بپردازد امّا به زودي متوجّه شد كه معلمّان ديگر نيكي را که او مي كارد ضايع و فاسد مي كنند و اين شغل را ترك كرد. بعد از اين دوران تاريك، ناگهان نوري درخشيد و بعد از مدّتي در دفتر ثبت اختراعات مشغول به كار شد و به شهر «برن» انتقال يافت. كمي بعد از انتقال به شهر برن انيشتين با ميلواماريچ همشاگردي قديم خود در مدرسه پولي تكنيك ازدواج كرد و حاصل آن دو پسر پي در پي بود كه اسم پسر بزرگتر را آلبرت گذاشتند. كار انيشتين در دفتر اختراعات خالي از لطف نبود و حتّي بسيار جالب مي نمود وظيفه وي آن بود كه اختراعات را كه به دفتر مذبور مي آوردند مورد آزمايش اوّليه قرار مي داد. شايد تمرين در همين كار موجب شده بود كه وي با قدرت خارق العاده و بي مانند بتواند همواره نتايج اصلي و اساسي هر فرض و نظريه جديدي را با سرعت درك و استخراج كند. چون انيشتين به خصوص به قوانين كلي فيزيك علاقه داشت و به حقيقت در صدد بود كه با كمك محدودي ميدان وسيع تجارت را به وجهي منطقي استنتاج كند.



    در اواخر سال 1910 كرسي فيزيك نظري در دانشگاه آلماني پراگ خالي شد. انتصاب استادان اين قبيل دانشگاهها طبق پيشنهاد دانشكده به وسيله امپراتور اتريش انجام مي گرفت كه معمولاً حقّ انتخاب خويش را به وزير فرهنگ وا مي گذاشت. تصميم قطعي براي انتخاب داوطلب، قبل از همه، بر عهده فيزيكداني به نام «آنتون لامپا» بود و او براي انتخاب استاد، دو نفر را مدّ نظر داشت كه يكي از آنها «كوستاويائومان» و ديگري «انيشتين» بود. «يائومان» آن را نپذيرفت و پس از كش و قوسهاي فراوان انيشتين، اين مقام را پذيرفت. او صاحب دو ويژگي بود كه موجب گرديد وي استاد زبردستي گردد. اوّلين آنها اين بود كه علاقه فراواني داشت تا براي عدّه بيشتري از همنوعان خود و به خصوص كساني كه در حول و حوش او مي زيسته اند مفيد باشد. ويژگي دوّم او ذوق هنريش بود كه انيشتين را وا مي داشت كه نه فقط افكار عمومي خود را به نحوي روشن و منطقي مرتّب سازد بلكه روش تنظيم آنها به نحوي باشد كه چه خود او و چه مستمعان از نظر جهان شناسي نيز لذّت مي برند.

    هدف انيشتين اين بود كه فضاي مطلق را از فيزيك بر اندازد. تئوري نسبي سال 1905 كه در آن انيشتين فقط به حركت مستقيم خط متشابه پرداخته بود موجب شد که انيشتين با كمك از «اصل تعادل» پديده هاي جديدي را در مبحث نور پيش بيني كند كه قابل مشاهده بوده اند و مي توانست صحت نظريه جديد او را از لحاظ تجربي تأييد كرد.





    عزيمت از پراگ
    در مدّتي كه انيشتين در پراگ تدريس مي كرد، نه فقط نظريه جديد خود را بنا نهاد بلكه با شدّت بيشتري نظريه خود را درباره كوآنتوم نو، كه در شهر برن شروع كرده بود، توسعه داد. با همه اين تفاصيل، انيشتين به دانشگاه پراگ اطّلاع داد كه در خاتمه دوره تابستاني سال 1912 خدمت اين دانشگاه را ترك خواهد كرد. عزيمت ناگهاني انيشتين از شهر پراگ موجب سر و صداي بسيار در اين شهر شد. در سر مقاله بزرگترين روزنامه آلماني شهر پراگ نوشته شد: « نبوغ و شهرت فوق العاده انيشيتن باعث شد كه همكارانش او را مورد شكنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترك كرد.»

    انيشتين عازم شهر زوريج گرديد و در پايان سال 1912 با سمت استادي مدرسه پوليتكنيك زوريج مشغول به كار ش.د شهرت انيشتين به تدريج تا آنجا رسيده بود كه بسياري از مؤسسات و سازمانهاي علمي جهان، علاقه داشتند كه وي به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ايشان در ارتباط باشدد. سالها بود كه مقامات رسمي آلمان كوشش مي كردند كه شهر برلن نه فقط مركز قدرت سياسي و اقتصادي باشد، بلكه در عين حال كانون فعاليت هنري و علمي نيز محسوب گردد. به همين جهت از انيشتين دعوت به عمل آوردند. مدّت كمي بعد از ورود انيشتين به برلن، انيشتين از همسر خويش هيلوا كه از جنبه هاي مختلف با او عدم توافق داشت جدا گرديد و زندگي را با تجرد گذراند. هنگامي كه به عضويت آكادمي پادشاهي انتخاب شد، سي و چهار سال سن داشت و نسبت به همكاران خود كه از او مسن تر بودند بيش از حد جوان مي نمود. در عين حال همه، انيشتين را در وهله اوّل مردي مؤدب و دوست داشتني مي دانستند.



    فعاليت اصلي انيشتين در برلن اين بود كه با همكاران خويش و يا دانشجويان رشته فيزيك درباره كارهاي علمي، مصاحبه و مذاكره كند و آنها را در تهيه برنامه جستجوي علمي راهنمايي كند. هنوز يك سال از اقامت انيشتين در برلن نگذشته بود كه در ماه اوت 1914 جنگ جهاني شروع شد. در مدّت جنگ جهاني اوّل، روزنامه هاي برلن همه روزه از وقايع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان مي نوشتند. در عين حال انيشتين در منزل خود با دختر عمه خويش الزا آشنايي پيدا كرد. الزا زني مهربان و خونگرم بود و همچنين او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اين حال انيشتين با او ازدواج كرد. جنگ بين المللي و شرايط معرفت النفسي كه در نتيجه آن بر دنياي علم سايه افکند، مانع از آن نشد كه انيشتين با حرارت فوق العاده به توسعه و تكميل نظريه ثقل خويش نپردازد. وي با پيمودن راه تفكري كه در پراگ و زوريخ پيش گرفته بود توانست در سال 1916 نظريه اي براي ثقل بپردازد و جاذبه عمومي بنا نهد كه مستقل از نظريه هاي گذشته و از نظر منطقي داراي وحدت كامل بود.



    اهميت نظريه جديد به زودي مورد تأييد و توجه دانشمنداني واقع گرديد كه داراي قدرت خلاق علمي بودند. تأييد تجربي نظريه انيشتين توجه عموم مردم را به شدّت جلب كرده بود. از اين پس ديگر انيشتين مردي نبود كه فقط مورد توجه دانشمندان باشد و بس. به زودي وي نيز همچون زمامداران مشهور ممالك، بازيگران بزرگ سينما و تئاتر شهرت عام به دست آورد.





    مسافرتهاي انيشتين

    تبليغات مخالف و حملاتي كه عليه انيشتين مي شد موجب گرديد كه در تمام ممالك جهان و در همه طبقات اجتماعي توجه عموم مردم به سوي تئوريهاي او جلب شود. مفاهيمي كه براي توده هاي مردم هيچ گونه اهميتي نداشته است و عامه ايشان تقريباً چيزي از آن درك نمي كردند، موضوع مباحث سياسي گرديد. انيشتين در اين زمان، سفرهاي خود را آغاز كرد. ابتدا به هلند، بعد به كشورهاي چك و اسلواكي، اسپانيا، فرانسه، روسيه، اتريش، انگليس، آمريكا و بسياري كشورهاي ديگر. اما نكته قابل توجّه اين است كه وقتي انيشتين و همسر او به بندرگاه نيويورك وارد شدند با استقبال شديد و تظاهرات پر شوري مواجه شدند كه به احتمال قوي نظير آن هرگز هنگام ورود يكي از دانشمندان رخ نداده بود.

    انيشتين به آسيا و به كشورهاي چين، ژاپن و فلسطين سفر كرده است و اين خاتمه سفرهاي او بود. در سال 1924 بعد از مسافرتهاي متعدد به اكناف جهان، بار ديگر در برلن مستقر گرديد. حملات، همچنان بر او ادامه داشت و نظريات او را به عنوان بيان افكار قوم يهود و به سوي فاشيسم مي دانستند. به اين دليل انيشتين به شهر پرنيستون در آمريكا مي رود. بعد از چندي همسرش الزا در سال 1936 از دنيا مي رود و خواهر انيشتين كه در فلورانس بود به شهر پرنيستون نزد برادرش مي آيد. در همين دوران انيشتين تابيعت كشور آمريكا را مي پذيرد. انيشتين در سال 1945 طبق قانون بازنشستگي مقام استادي مؤسسه مطالعات عالي پرنيستون را ترك كرد؛ ولي اين تغيير سمت رسمي، تغييري در روش زندگي و كار او به وجود نياورد وي كماكان در پنيستون به سر مي برد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.





    آخرين سالهاي زندگي انيشتين

    اين دوران تجسّس در نيمه انزواي شهر پرنيستون به تدريج با اضطراب و اغتشاش آميخته مي شد. هنوز ده سال ديگر از زندگي انيشتين باقي مانده بود؛ ليكن اين دوره ده ساله درست مصادف با هنگامي بود كه عهد بمب اتمي شروع مي گرديد و بشريت تمرين و آموزش خويش را در اين زمينه آغاز مي كرد. بنابراين مسأله واقعي كه براي او مطرح شد موضوع چگونگي پيدايش بمب اتمي نبود. با وجود اينكه منظور ما در اين جا دادن چشم اندازي مختصر از روابط انيشتين با حوادث بزرگ سياسي آخرين سالهاي زندگي او مي باشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسي ياد نكنيم همين چشم انداز هم ناقص خواهد بود. يكي از آنها نامه مشهوري است كه وي مي بايست براي همكاري، خود را در شوروي بفرشد و دوم شرح وقايعي است كه در اوضاع و احوال فيزيكدانان آمريكايي، خاصه دانشمندان اتمي، در داخل مملكت خودشان تغيير بسيار ايجاد كرد.



    اكنون مي توانيم به صورت شايسته تري همه آنچه را كه گهگاه موجب تيره شدن پايان زندگي وي مي شد، مشاهده كنيم و سر انجام روز هجدهم آوريل 1955 بزرگترين دانشمند و متفكر قرن بيستم، پيغمبر صلح و حامي و مدافع محنت ديدگان جهان، مردي كه احتمالاً همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه مردان جهان بوده است، در شهر پرنيستون واقع در ممالك متحده آمريكاي شمالي از زندگي و تفكر و مبارزه دست كشيد و از دار دنيا رفت.





    در پايان به اظهار نظرهاي برخي از مشاهير درباره انيشتين بعد از وفات وي مي پردازيم:

    "پيشرفتي كه انيشتين نصيب معرفت ما درباره طبيعت كرد از قدرت مهم جهان امروزي خارج است. فقط نسلهاي آينده خواهند توانست مفهوم واقعي آن را درك كند." «دكتر هارولددوز، رئيس دانشگاه پرنيستون در آمريكا»

    "وي دانشمند بزرگ اين عصر و به واقع يكي از جويندگان عدالت و راستي بود كه هرگز با ناراستي و ظلم مصالحه نكرد." «جواهر لعل نهرو، نخست وزير هند»

    "انيشتين مُرد اما علمش نمرد. او تنها تفكر و دانش خويش را براي ما باقي گذارد تا راه گشاي بسياري از مسائل ما باشد."





    بر گرفته از كتاب زندگينامه آلبرت انيشتين و تاريخ سياسي و اجتماعي دوران او اثر «فيليپ فرانك»، ترجمه «حسن صفاري»، محقق «حسين اخگر»
     
  4. mynobar

    mynobar Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    2,556
    تشکر شده:
    2
    دستت درد نکنه ،
    *********
    اگه بتونی شعری رو که مرحوم شهریار ، بعد از پایان جنگ جهانی دوم خطاب به انیشتین گفته بود ، پیدا کنی و اینجا بذاری ، خیلی ممنون میشم.
    **********
    همچنین ارتباطهای وی با پروفسور هشترودی و پروفسور حسابی.
     
  5. Electronics Art

    Electronics Art کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2005
    نوشته ها:
    1,374
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    تبریز
    انیشتن صد هزار احسن ولیکن صد هزار افسوس

    حریف از کشف و الهام تو دارد بمب می سازد

    انیشتین اژدرهای جنگ !

    جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد

    دگر پیمانه عمر جهان لبریز خواهد شد

    دگر عشق و محبت از طبیعت قهر خواهد کرد

    چه می گویم ؟

    مگر مهر و وفا محکوم اضمحلال خواهد بود

    ( مگر آه سحر خیزان سوی گردون نخواهد شد )

    مگر یک مادر از دل وای فرزندم نخواهد گفت

    انیشتین بغض دارم در گلو دستم به دامانت

    نبوغ خود به کام التیام زخم انسان کن

    سر این ناجوانمردان سنگین دل براه آور

    نژاد و کیش و ملیت یکی کن ای بزرگ استاد

    زمین یک پایتخت امپراطوری وجدان کن

    تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را

    انیشتین نامی از ایران ویران هم شنیدستی؟

    حکیما محترم میدار مهد ابن سینا را

    به این وحشی تمدن گوشزد کن حرمت ما را

    انیشتین پا فراتر نه جهان عقل را طی کن

    کنار هم ببین موسی و عیسی و محمد را

    کلید عشق را بردار و حل این معما کن

    و گر شد از زبان علم قفل این کهن وا کن

    انیشتین باز هم بالا

    خدا را نیز پیدا کن !! ​

    فقط به خاطر گل روی بر وبچز تبریز :)
     
  6. mynobar

    mynobar Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    2,556
    تشکر شده:
    2
    خیلی ممنون ، شرمنده کردی .
    این شعر رو یک زمانی استادمون در مدرسه برامون خونده بود و من خیلی دوست داشتم که متنش رو داشته باشم.
    دستت درد نکنه.
     
  7. boxilink
  8. Electronics Art

    Electronics Art کاربر فعال برق و الکترونیک کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2005
    نوشته ها:
    1,374
    تشکر شده:
    16
    محل سکونت:
    تبریز
    قابلی نداشت منیم قارداشیم :happy:
     
  9. marabeboos

    marabeboos کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏13 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    32
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    تهران
    واقعا خسته نباشی
     
  10. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    244
    محل سکونت:
    Tehran
    بچه تبريز باشي و اهل فرهنگ و هنر و ديوان شهريار را نداشته باشي .
    اينجوري كه نمي شود . من تعطيلات محرم و صفر را دارم مي يام به وطن . بايد يك جلسه دادگاهي برايت برگزار كنم و محاكمه بشي .

    شوخي كردم . اميدوارم كه آمدم تبري ببينمت .
     
  11. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    244
    محل سکونت:
    Tehran
    قابل توجه عزيزان
    يكي از نكات برجسته اين دانشمند بزرگ اين است كه ايشان بيش از آنكه استاد فيزيك باشند يكي از بزرگترين انديشمندان فلسفه هستند .
    كتاب جالبي دارند به نام " من ديگر يهودي نيستم " مشابه كتابي كه برتراند راسل دارد . خيلي كتاب خواندني است . البته من متن انگليسي اسن كتاب را خوانده ام و بعيد ميدانم به فارسي ترجمه شده باشد .
     
  12. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    244
    محل سکونت:
    Tehran
    اين دانشمند معتقد بود كه از نظر هوش با ديگر مردم فقي ندارد و تنها فرقش با مردم عادي در اين است كه به همه چيز دقيق ميشود و از كنار هيچ موضوعي به سادگي نمي گذرد .
     
  13. mynobar

    mynobar Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    2,556
    تشکر شده:
    2
    منو شرمنده کردید ، :blush:
    والا اونقدر اولویت هست که آدم نمیدونه به کدوم یکی بپردازه ،
    *********
    در ضمن قبل از اومدن به تبریز ، به من پی ام بزنید تا بیشتر هماهنگ شویم.
    شما را حتمن باید از نزدیک زیارت کنم
    و خوشه چین خرمنتان باشم.
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    244
    محل سکونت:
    Tehran
    استدعا ميكنم .
    حتما با هم هماهنگ خواهيم بود .
     
  16. fireboy

    fireboy Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏17 ژوئن 2003
    نوشته ها:
    3,214
    تشکر شده:
    27
    محل سکونت:
    :: طهرون قديم ::
    كاش در مملكت ما هم حد اقل چند وقت يك بار به ياد افراد مهم و هنري و غيره باشند , نيازي هم نيست كه نمايشگاه هاي چند هكتاري براشون زده بشه با يك كار ساده ميشه به يادشون بود.
     
  17. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    244
    محل سکونت:
    Tehran
    در ايران هم ما بزرگان بسياري در همه زمينه ها داريم . در اين زمينه پروفسور حسابي - خدا رحمتش كنه - اما چيزي كه در اينجا قدر و قيمت نداره دانش و علم است . وقتي استاد دانشگاه را يك بسيجي يا مامور انتظامات به جرم آويختن كراوات به دانشگاه راه نمي ده چه انتظاري مي توان داشت .
     
  18. H.P

    H.P کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏15 سپتامبر 2005
    نوشته ها:
    96
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    مشهد
    اگه ميشه فيلم هايي در باره نحوهي عمل كرد بمب اتم بزارين .يعني فيلم هايي از زمان تركيدن بمب.
    ممنونم H.P
     
  19. afshin_electronic

    afshin_electronic Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آگوست 2005
    نوشته ها:
    1,112
    تشکر شده:
    0
    ميتونيد به صداي خود انيشتين كه داره اين فرمول رو توضيح ميده .. گوش كنيد :

    اينجا

    اينم چيزايي كه ميگه:

    It followed from the special theory of relativity that mass and energy are both but different manifestations of the same thing -- a somewhat unfamiliar conception for the average mind. Furthermore, the equation E is equal to m c-squared, in which energy is put equal to mass, multiplied by the square of the velocity of light, showed that very small amounts of mass may be converted into a very large amount of energy and vice versa. The mass and energy were in fact equivalent, according to the formula mentioned above. This was demonstrated by Cockcroft and Walton in 1932, experimentally

    ;)
     
  20. afshin_electronic

    afshin_electronic Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آگوست 2005
    نوشته ها:
    1,112
    تشکر شده:
    0
    من هرچي سرچ كردم .. به نتيجه اي نرسيدم ...

    احتمال زياد .. اين فرمول يه فرمول كاملا تجربيه ... همونطور هم كه خود انيشتين ميگه experimentally

    تازه .. واسه حرف انيشتين كه نبايد دنبال اثبات گشت .. انيشتين هر چي بگه .. بي بروبرگرد همونه ...

    نمي دونم چقدر با نظريه هاش آشنايي ... وقتي كه من با نظريه هاش آشنا شدم .. و اينكه تازه يكي دو ساله كه علم تونسته به بعضيهاشون برسه و به طور عملي آزمايش كنه .. واقعا عاشقش شدم .. مثلا نوع چهارم از ماده كه انيشتين گفته و خيلي از چيزاي ديگه....