سایت ساز وبزیکسب درآمد

سالروز پر کشیدن فروغ جاودانه شعر و ادب فارسی : فروغ فرخزاد

شروع موضوع توسط Mahmoud58 ‏14 فوریه 2007 در انجمن بایگانی

  1. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    یادی از فروغ با نگاهی به زندگی و آثارش


    فروغ در8 دیماه سال ۱۳۱۳ در محله امیریه تهران پا به عرصه وجود نهاد. پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور. او فرزند چهارم یک خانواده نه نفری بود.چهار برادر به نامهای امیر، مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا داشت.

    فروغ، پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین زمان تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود، کم کم به شعر روی آورد. دیری نپائید که خود نیز به سرودن شعرپرداخت. خودش می‌گوید که "در سیزده چهارده سالگی خیلی غزل می‌ساختم ولی هیچگاه آنها را به چاپ نرساندم. "

    در سال ۱۳۲۹ در حالی که ۱٦ سال بیشتر نداشت با نوه خاله مادرش، پرویز شاپور، که ۱٥ سال از او بزرگتر بود، ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود، چیزی که در خانه پدری نیافته بود. پس از پایان کلاس سوم دبیرستان به هنرستان بانوان رفت و خیاطی و نقاشی آموخت. از ادامه تحصیلاتش اطلاعاتی در دست نیست. می‌گویند که او قبل از گرفتن دیپلم تحصیل را رها کرد. فروغ روز 24 بهمن 1345 در تصادف اتومبیل کشته شد.


    [​IMG]


    آثار فروغ

    اولین مجموعه شعر او به نام " اسیر " در سال ۱۳۳۱، هنگامی که او ۱۷ سال داشت، منتشر شد. کم و بیش اشعاری از او در مجلات به چاپ می‌رسید. چاپ شعر " گنه کردم گناهی پر ز لذت" در یکی از مجلات، منجر به هیاهوی عظیمی شد. فروغ را بدکاره می‌خواندند و از آن پس مورد نامهربانی‌های بسیاری قرار گرفت.

    " گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
    ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرانه بستند
    "

    در سال ۱۳۳۲ با شوهرش به اهواز رفت. دیری نپائید که اختلافات زناشوئی باعث شد فروغ به تهران بازگردد. حتی تولد کامیار پسرشان نیز نتوانست پایه‌های این زندگی را محکم سازد. سرانجام فروغ در سال ۱۳۳٤ از شوهرش جدا شد. قانون، فرزندش را از او گرفت، حتی حق دیدنش را. فروغ ۱٦ سال تمام، و تا آخر عمر هرگز فرزندش را ندید.

    وقتی اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
    و در تمام شهر
    قلب چراغ‌های مرا تکه تکه می‌کردند
    وقتی که چشم‌های کودکانه عشق مرا
    با دستمال تیره قانون می‌بستند
    و از شقیقه‌های مضطرب آرزوی من
    فواره‌های خون به بیرون می‌پاشید
    چیزی نبود. هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری
    دریافتم: باید، باید، باید
    دیوانه‌وار دوست بدارم




    مجموعه کارهای فروغ فرخزاد

    مجموعه شعر
    ـ اسیر ۱۳۳۱
    ـ دیوار ۱۳۳٦
    ـ عصیان ۱۳۳٨
    ـ تولدی دیگر۱۳٤۱
    و مجموعه نا تمام ( ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد)

    آثار فروغ در حوزه سینما

    ـ پیوندفیلم(یک آتش) که در سال ۱۳۴۱ در دوازدهمین جشنواره فیلم‌های کوتاه و مستند ونیز در ایتالیا شایسته دریافت مدال طلا و نشان برنز شد.
    ـ بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران. این فیلم سفارش موسسه ملی کانادا به گلستان فیلم بود.
    ـ همکاری در ساختن بخش سوم فیلم ( آب و گرما)
    ـ مدیر تهیه فیلم مستند ( موج و مرجان و خارا ) به کارگردانی ابراهیم گلستان
    ـ مدیر و تهیه کننده و بازیگر فیلم نیمه کاره ( دریا ) محصول گلستان فیلم
    ـ ساختن فیلم مستند ( خانه سیاه است) از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره ( اوبرهاوزن) آلمان شد.
    ـ بازی در نمایشنامه ( شش شخصیت در جستجوی نویسنده) اثر لوئیچی پیراندلو در سال 1324

    ـ در سال ۱۳٤٤ فیلمی نیم ساعته از طرف یونسکو، و فیلمی پانزده دقیقه‌ای از برناردو برتولوچی در رابطه با زندگی فروغ ساخته شد.

    دهمین جشنواره فیلم ( اوبرهاوزن ) آلمان جایزه بزرگ خود را برای فیلم‌های مستند به یاد فروغ نام گذاری کرد.
    فروغ فرخزاد سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ به هنگام رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن، در حالی که برف می‌بارید، در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

    " شاید حقیقت آن دو دست جوان بود
    آن دو دست جوان
    که زیر بارش یکریز برف مدفون شد
    "


    [​IMG]
     
  2. بازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برندخرید بک لینک
  3. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    یکی از اشعار فروغ که خیلی به دل من نشست وقتی که خیلی غمگین و افسرده بودم :



    اندوه پرست


    کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم
    کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
    برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
    آفتاب دیدگانم سرد میشد
    آسمان سینه ام پر درد می شد
    ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
    اشکهایم همچو باران
    دامنم را رنگ می زد
    وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم
    وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
    شاعری در چشم من می خواند ...شعری آسمانی
    در کنار قلب عاشق شعله میزد
    در شرار آتش دردی نهانی
    نغمه من ...
    همچو آوای نسیم پر شکسته
    عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
    پیش رویم
    چهره تلخ زمستانی جوانی
    پشت سر
    آشوب تابستان عشقی ناگهانی
    سینه ام
    منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
    کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم
     
  4. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    371
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    آقا بابت زحمتی که کشیدی تشکر اما!
    هم اون خبری که دادید اینجا بود تقویم تاریخ
    هم در مورد فروغ به طور مفصل در گنجینه معاصرین صحبت شده بود!
    کاش در همون جا ها ادامه میدادی بحث رو!
    اما به هر حال فروغ ارزشش داره!
    باز هم تشکر بابت زحمتیکه کشیدی!
     
  5. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    محمدعلي سپانلو : مانع از برگزاري مراسم يادبود فروغ فرخزاد شدند

    اعتماد ملي: از برگزاري برنامه سالگرد فروغ فرخزاد كه قرار بود با سخنراني محمدعلي سپانلو و فاطمه معتمدآريا عصر روز سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه در شهرك غرب برگزار شود، جلوگيري شد.
    محمدعلي سپانلو با تاييد خبر فوق اعلا‌م كرد: گروه‌هاي رقيب با قلمفرسايي‌هاي خود كه سرشار از بخل و حسد است، شروع به خرابكاري كردند تا چنين حركتي انجام نشود.وي افزود: آدمي كه 40 سال پيش مرده است و سمبل س ي اس ي هم نيست، چه خطري دارد؟ برگزاري مراسم يادبود براي فروغ هيچ خطر و تهديدي را دربرنداشت. حتي اداره اماكن نيروي انتظامي از پيش مجوز برگزاري مراسم را صادر كرده بود كه نوشتن برخي از گروه‌هاي رقيب باعث تخريب اين جريان سالم و ادبي شد. ‌ محمدعلي سپانلو در اين مراسم قرار بود درباره خاطرات يك تئاتر به كارگرداني شاهين سركيسيان صحبت كند. در عين حال تالا‌ر محل برگزاري از وجود چنين مراسمي ابراز بي‌اطلا‌عي مي‌كند و يكي از مسوولا‌ن اين تالا‌ر در گفت‌وگو با خبرنگار ما بيان مي‌كند: <ما تا پايان محرم و اول عيد مشغول تعميرات هستيم و هيچ قراردادي بين ما و برگزاركنندگان اين مراسم منعقد نشده است.> :(
     
  6. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7

    ممنون بابت بخشهایی که معرفی کردی ... باور کن من خودم خبر نداشتم این جور جاها وجود دارد ... :blush: ... و در کل این جور جاها به دلیل آپ نشدن روز آمد بازدید کننده ندارد ... و من چون عاشق شعرهای فروغ فرخزاد هستم ... خواستم دیگران هم درباره این شاعر گرانبها چیزهایی بدانند ...
    ;)
     
عسل طبیعی و گرده گل ایرانیخرید و فروش اتوماتیک ارزهای الکترونیکی