سرگرمي سي

شروع موضوع توسط saalek ‏21 فوریه 2006 در انجمن خانواده C++ , C

  1. saalek

    saalek مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2005
    نوشته ها:
    تشکر شده:
    محل سکونت:
    در پاي كوهپايه ها
    در اين تاپيك بيشتر مطالب سرگرم كننده منظور است.
    مطالب جالب يا چيزهاي ديگر.
  2. saalek

    saalek مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2005
    نوشته ها:
    تشکر شده:
    محل سکونت:
    در پاي كوهپايه ها

    I'll be first in line to get the new cybernetic interface installed into my skull.
    You mean there is life outside of Internet? You're shittin' me! I haven't dragged myself to class in weeks.
    Computers are a large part of my existence. When I get up in the morning, the first thing I do is log myself in. I play games or mud on weekends, but still manage to stay off of academic probation.
    Computers are fun and I enjoy using them. I play a mean game of DOOM! and can use a word processor without resorting to the manual too often. I know that a 3.5" disk is not a hard disk. I also know that when it says 'press any key to continue', I don't have to look for a key labeled 'ANY'.
    Computers are a tool, nothing more. I use it when it serves my purpose.
    Anything more complicated than my calculator and I'm screwed.
    Where's the on switch?
    If you even mention computers, I will rip your head off!

    سي فكر كنم اول كلمه كامپيوتر است. مطلب خيلي طولاني تر بود. اگر خواستيد به سايت مراجعه كنيد.
    و در پايين اول كلمه ويندوز:

    I am Bill Gates
    I have Windows, Windows 95, Windows NT, and Windows NT Advanced Server all running on my SMP RISC machine. I haven't seen daylight in six months.
    I am a MS Windows programming god. I wrote a VxD driver to allow MS Windows and DOS to share the use of my waffle iron. P.S. Unix sux.
    I write MS Windows programs in C and think about using C++ someday. I've written at least one DLL.
    I have installed my own custom sounds, wallpaper, and screen savers so my PC walks and talks like a fun house. Oh yeah, I have a hundred TrueType(tm) fonts that I've installed but never used. I never lose Minesweeper and Solitaire
    Ok, so I use MS Windows, I don't have to like it.
    I'm still trying to install MS Windows and have at least one peripheral that never works right
    MS Windows is a joke operating system. Hell, it's not even an operating system. NT is Not Tough enough for me either. 95 is how may times it will crash an hour.
    Windows has set back the computing industry by at least 10 years. Bill Gates should be drawn, quartered, hung, shot, poisoned, disembowelled, and then REALLY hurt.
  3. Arman_BTC

    Arman_BTC کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 فوریه 2006
    نوشته ها:
    تشکر شده:
    سلام دوستان
    دیدم بحث خیلی علمیه برای رفع خستگی گفتم چندتا جک براتون بنویسم.البته انتظار نداشته باشید که خیلی خنده دار باشه ها.اخه ما عادت داریم تو جوک هامون یه گروه خاصی رو مسخره کنیم.خب بگذریم.برای رفع خستگی بد نیست.
    یه روز یه برنامه نویس با دوستش میره بیرون توی راه هی سیگار میکشید.دوستشهم کلی عصبانی میشه و
    میگه:مگه تذکر "منظور همون وارنینگ" روی پاکت سیگارو نخوندی.سیگار خیلی ضرر داره اینقدر نکش
    دوستش میگه:بابا من برنامه نویسم.وارنینگ برام مهم نیست .اون خطاست"منظور همون ارور"که برام مهمه

    از یکی می پرسن اکه یه روزیه برنامه نویس بمیره چی میشه؟"البته دور از جونه برنامه نویسای پی تی".
    طرف میگه
     They get deallocated?
       Their values become undefined?
       The get re-intialized?
       Their structues break down?
       they become WORM food...
       They start dropping bits........
       They branch to a new address!
       Their social system resources are released?
       They dump core? (a coredump is the result of an abort(ion))
  4. Arman_BTC

    Arman_BTC کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 فوریه 2006
    نوشته ها:
    تشکر شده:
    یه بار نامه نویس تو دریا داشته غرق میشده همه هم دورش جمع شده بودن هیچ کس هم نمی فهمید چی میگه.اخه داشت هی داد میزد"اف 1 اف 1 اف 1.........." اف 1 منظور همون کلید

    راستی میدونید برنامه نویسی شی گرا راهیه برای پولدار شدن؟اخه توش ارث و میراث و وراثت هست

    یه روز مدیر شرکت با کارمنداش که یه منشی و یه برنامه نویس بوده تو جاده داشتن میرفتن.که یهو ماشینشون پنچر میشه .مدیر میگه:بهتر زنگ بزنیم بیان ماشینو بکسل کنن.منشی میگه نه جناب مدیر من می تونم پنچری بگیرم.برنامه نویسه میگه یه راه بهتر من بلدم
    Try to close all windows, get off the car, and then get in and try again."
    اصطلاحات کامپیوتر قبلا هم وجود داشته اما با کاربردهای دیگه مثلا
    برنامه=برنامه تلویزیون
    حافظه=چیزی که با افزایش سن کمتر میشه
    لاگ ان=اضافه کردن هیزم به اتش
    هارد درایو=مسافرت طولانی در جاده
    موس پد=جایی که موش زندگی میکنه
    کات=برای چاقو به کار میرفته
    پیست=برای چسب به کار میرفته
    وب=به تار عنکبوت میگن
    ویروس=وسیله انتقال بیماری
    کرش=تو کرش یا همون تصادف یه نفر کشته میشه اما تو کرش کامپیوتر برنامه نویس حهضره بمیره اما کامپیوترش کرش نکنه.
    همه اینا یه شعرهاگه دوست داشتید بخونید
     Life Before the Computer
    An application was for employment
    A program was a TV show
    A cursor used profanity
    A keyboard was a piano!
    Memory was something that you lost with age
    A CD was a bank account
    And if you had a 3 ½ inch floppy
    You hoped nobody found out! 
    Compress was something you did to garbage
    Not something you did to a file
    And if you unzipped anything in public
    You'd be in jail for awhile!
    Log on was adding wood to a fire
    Hard drive was a long trip on the road
    A mouse pad was where a mouse lived
    And a backup happened to your commode!
    Cut - you did with a pocket knife
    Paste you did with glue
    A web was a spider's home
    And a virus was the flu!
    I guess I'll stick to my pad and paper
    And the memory in my head
    I hear nobody's been killed in a computer crash
    But when it happens they wish they were dead!
  5. Arman_BTC

    Arman_BTC کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏28 فوریه 2006
    نوشته ها:
    تشکر شده:
    فکر می کنم همتون جریان خلقت ادم رو بدونید.حالا این جریان رو از زبان یه برنامه نویس بخونید

    در ابتدا خدا بیت و بایت رو خلق کرد و بعد از اون دنیا رو به وجود اورد
    تا اون زمان فقط دوتا بیت وجود داشت که خدا به یکیشون صفر داد و به اون یکی یک داد
    بعد خدا اطلاعات رو به وجود اورد.و بعد با خودش فکر کرد که اینا یه جای مناسبی لازم دارن این طوری شد که فلاپی.هارد و سی دی درست شد
    خدا برای اینکه هارد و سی دی و فلاپی جایی برای کار کردن داشته باشن کامپیوتررو خلق کرد و اسمش رو گذاشت سخت افزار
    اون موقع هیچ نرم افزاری وجود نداشت خدا هم برنامه های کوچیک و بزرگی رو خلق کرد و بهشون گفت که برن جای خودشونو تو حافظه پیدا کنن و اونجا بشینن
    خدا با خودش فکر کرد که باید یه برنامه نویس خلق کنم تا کامپیوتر و اطلاعات و برنامه هاشو مدیریت کنه.و در این لحظه اولین انسان خلق شدوخدا اون رو در مرکز اطلاعات قرار داد
    خدا به برنامه نویس همه چیز رو نشون داد و گفت تو از همه اینها میتونی استفاده کنی اما یادت باشه که از پنجره ها
    نباید استفاده کنی"ویندوز".
    خدا با خودش فکر کرد که خوب نیست برنامه نویس تنها باشه بنا بر این موجودات دیگری رو خلق کرد که به برنامه نویس احتیاج داشته باشن از برنامه هاش استفاده کنن و تشویقش کنن این طوری شد که خدا مو جودات دیگه ای خلق کرد و اسمشونو گذاشت یوزر
    خدا برنامه نویس و یوزر ها رو تو یه محیط ساده به اسم داس قرار داد
    اما بیل"منظور بیل گیتس" که از بقیه زرنگ تر بودبه بقیه یوزر ها گفت واقعا خدا به شما گفته هیچ برنامه ای اجرا نکنین؟
    یوزر ها بهش جواب دادن خدا به ما دستور داده از هر برنامه ای میتونیم استفاده کنیم و هر اطلاعاتی می تو نیم دسترسی داشته باشیم ولی اگه از ویندوز استفاده کنیم خواهیم مرد
    بیل به یوزر ها گفت در مورد چیزی که امتحانش نکردین چرا با اطمینان حرف میزنید.الان وقت اون رسیده که از ویندوز استفاده کنید برای خدا چه فرقی میکنه که ما از چی استفاده کنیم شما توی ویندوز با یه کیلیک ساده می تونید به چیزای زیادی دسترسی پیدا کنید
    یوزر ها به ویندوز نگاهی کردن ودیدن که انگار محیطش زیباتر و اسونتره
    بنابر این یوزرها ویندوز رو روی کامپیوترهاشون نصب کردن و به برنامه نویس گفتن که این بهتره
    خلاصه این طوری شد که برنامه نویس شروع کرد دنبال یه درایور جدید گشتن.خدا ازش پرسید دنبال چی میگردی؟
    اون گفت دنبال یه درایور جدیدم اخه توی داس نیست.خدا بهش گفت کی به تو گفته که درایور جدید احتیاج داری ؟اون گفت بیل به من گفته
    خدا به بیل گفت به خاطر این کاری که کردی همه از تو متنفرن تو هم باید بریو ویندوزت رو بفروشی
    خدا به بقیه یوزر ها گفت ویندوز ناامیدتون میکنه چون همیشه به یه پروگرامرز هلپ احتیاج پیدا خواهید کرد
    خدا به برنامه نویس هم گفت چون تو به حرف بقیه یوزرها گوش کرد ی برنامه هات ارور میدن و تو باید تا اخر دنیا هی ارور برنامه هاتو درست کنی
    و خدا برنامه نویس و یوزر ها رو از مرکز اطلاعات بیرون کرد درش رو قفل کرد و برای امنیت بیشتر براش یه پسورد گذاشت
  6. saalek

    saalek مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏24 می 2005
    نوشته ها:
    تشکر شده:
    محل سکونت:
    در پاي كوهپايه ها
    آرمان جان مطالبت عالي بود . هم آموزنده بود ، هم خيلي جالب. دستت درد نكنه.

    Find Your Role

    CIO (Chief Information Office)
    Leaps tall buildings on a single bound
    Is more powerful than a locomotive
    Is faster than a speeding bullet
    Walks on water
    Gives Policy to God

    Project Manager
    Leaps short buildings in a single bound
    Is more powerful than a switch engine
    Is just as fast as a speeding bullet
    Walks on water if sea is calm
    Talks to God

    Senior Analyst
    Leaps short buildings with a running start and favourable winds
    Is almost as powerful as a switch engine
    Walks on water in an indoor swimming pool
    Talks with God if special permission is approved

    Systems Analyst
    Barely clears a quonset hut
    Loses tug of war with a switch engine
    Can fire a speeding bullet
    Swims well
    Is occasionally addressed by God

    Programmer Analyst
    Makes high marks on walls when trying to leap tall buildings
    Is run over by locomotives
    Can sometimes handle a gun without inflicting self-injury
    Calls swimming "Staying Alive In The Water"
    Talks to animals

    Runs into buildings
    Recognizes locomotives two out of three times
    Is not issued ammunition
    Can stay afloat with a life jacket
    Talks to walls

    Project Clerk
    Falls over doorstep when trying to enter building
    Says look at the choo-choo
    Wets himself with a water pistol
    Plays in mud puddles
    Mumbles to himself

    Lifts buildings and walks under them
    Kicks locomotives off the tracks
    Catches speeding bullets in her teeth and eats them
    Freezes water with a single glance
    Is God
zarpopخرید بک لینک عسل طبیعی و گرده گل ایرانیfootbal