آژانس هواپیماییexchanging

شما در این شرایط گیر میکردید چیکار میکردید

شروع موضوع توسط H_R ‏27 آگوست 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. H_R

    H_R مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏30 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,285
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    North Pole
    سلام دوستان لطفا بگید شما در این شرایط چیکار میکردید ولی تاپیک رو به انحراف نکشید ;)

    مسئله خیلی سادست و ممکنه برای همه پیش بیاد ، برمیگرده به دختر همسایه ! :lol:
    فکر کنید شما دختر همسایتون رو میشناسید و وقتی توی ساختمون میبیندش یه سلامکی عرض میکنید اونم جواب میده و تموم میشه میره ، نه شما به اون علاقه ای دارید نه اون به شما علاقه خاصی داره نه اینکه اصلا دوست دارید با هم رابطه داشته باشید چون اصلا یه همچین کاری به صلاح نیست به علت نوع تفکر خانواده دختره و همسایه های فضول و ....
    خوب تا اینجا که شرایط عادی اه که توی ایران زیاد پیش میاد . خوب حالا شما دارید زندگیتون رو میکنه و همه چیز به همین منوال پیش میره . یه روز شما سوار اتوبوس هستید که متوجه میشید ای بابا ایستگاه رو رد کردید ، تصمیم میگیرید استگاه بعدی پیاده بشید و تا خونه پیاده گز کنید ، تصور کنید وقتی از اتوبوس پیاده میشید کی دیگه از توی اون ایستگاه از عقب اتوبوس پیاده میشه ؟! بله دختر همسایه ! دست تقدیر باعث شده که ایشون هم از ایستگاه جا بمونه !

    خوب شما سه راه دارید :
    1- سلام کنید و با هم قدم زنان تا خونه پیاده برید احتمالا وسط راه یه بستنی هم به ایشون بدید و ....
    2- خودتون رو بزنید به کوچه علی چپ و هینطوری که نگاهتون هم توی چشم هم افتاده راهت را بکشی بری /
    3 - سلام کنی و حال مامانش اینا رو هم بپرسی ، ولی بعد بگی خوب با اجازتون بعد تو جلو بری اون پشتت بره یا تو اینور خیابون بری اون اون طرف خیابون ! بعد احتمالا دم در خونه که رسیدن باز با هم سلاملک کنید بگید اه چه جالب شما اینجا هم هستید ؟!:D

    توجه کنید که راه اول درسته جالبه ولی شما اصلا دوست ندارید باهم صمیمی شید یا حتی با هم دیده بشید چون پشت سرتون حرف در میاد !

    خوب شما چیکار میکنید ؟
     
  2. علی آبادانی

    علی آبادانی Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    897
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    Abadan
    سلام کنی مثل همیشه حالشو بپرسی و به راهت ادامه بدی

    البته راه اول خیلی بهتره !
     
  3. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    خدا رو شر كه مسئله پيچيده اي نيست !!
    ولي اگه راه اول رو انتخاب ميكني دليل نداره براش بستني بخري كه ، اينجوري شايد صميمي بشيد
    گزينه دوم يكم مودبانه نيست و رد ميشه
    گزينه سوم هم بد نيست ولي ميتوني بگي با اجازتون من يه كاري دارم براي همين يه ايستگاه اومدم بالاتر (اينجوري ديگه سوتي هم ندادي) و مسيرتو عوض كني (يكم بيشتر پياده روي كني )!!
    يه روش ديگه هم هست تا از اتوبوس پياده شدي ديدي همسايتون هم داره پياده ميشه سريع برگردي و سوار اتوبوس بشي يه ايستگاه ديگه هم اضافه بري:D
     
  4. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    من خودم چون دخترم راه اول رو انتخاب میکنم یعنی با دختر همسایمون راه میافتم میرم[​IMG]
     
  5. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    نه ديگه آرام جان بايد خودتو بزاري جاي دختر همسايه و بگي دوست داري چه جوري باهات برخورد كنه اين پسر همسايه به نظر من چون دختري بهتر ميتوني به اچ آر كمك كني
     
  6. علی آبادانی

    علی آبادانی Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    897
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    Abadan
    بستنی هم واسش میخری ؟
     
  7. H_R

    H_R مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏30 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,285
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    North Pole
    خوب کجا میری ؟ :blink::D
     
  8. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    نه میگم اون واسم بخره :D
     
  9. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    مگه کجا قرار بود برم
    خب میرم خونمون دیگه :D
     
  10. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    من خودم همچین شرایطی تا حالا واسم پیش نیومده ولی فکر کنم دختره داره تو دلش دلش خدا خدا میکنه که این پسره باهاش بره:D
     
  11. علی آبادانی

    علی آبادانی Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏30 اکتبر 2006
    نوشته ها:
    897
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    Abadan
    خوب به سلامتی عروس خانوم بله رو گفتن

    H_R دیگه معطل نکن
     
  12. bloody

    bloody کاربر فعال علم و دانش کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 آپریل 2007
    نوشته ها:
    1,226
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    IRAN
    [​IMG]
    خيلي باحالي به خدا
     
  13. avajang.com .leftavajang.com.right
  14. H_R

    H_R مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏30 مارس 2005
    نوشته ها:
    3,285
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    North Pole

    خدایی پس چرا اگه پسره باهاش بره خودش رو لوس میکنه مثلا 3 متر اونور تر راه میره ؟:wacko:

    البته من این قضیه برام پیش نیومده ها ! قضیه این بود که من از ایسگاه دیرو پیاده شدم یه دختره هم پیاده شد بعد با هم برگشتیم ایسگاه قبلی میخواستم وسط راه سر صحبت رو باهاش باز بکنم ولی نمیدونم چرا نکردم خداییش !:D بعد به این فکر افتادم که اگر این یارو رو من میشناختم قضیه چطوری میشد بعد دیدم اه چه بامزه میشد ! بعد اومدم اینجا مطرح کردم :blush:
     
  15. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    ببینید جنس دخترا یه جوریه که ناز دارن
    واینم بگم که تجربه ثابت کرده که بی محلی یه فرد به جنس مخالف باعث کشش طرفین به سمت یکدیگر میشه
     
  16. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    چاکریم :p
     
  17. Shahed

    Shahed کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏30 ژوئن 2003
    نوشته ها:
    7,175
    تشکر شده:
    31
    محل سکونت:
    mt.cgi
    سلام علیک میکردم باهاش و براش بستنی میخریدم.
    بعدش هم مخش رو میزدم میبردمش خونه مجردی دوستم ! :D
     
  18. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    شاهد جان پسرم کتک میخوای شما؟
     
  19. Shahed

    Shahed کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏30 ژوئن 2003
    نوشته ها:
    7,175
    تشکر شده:
    31
    محل سکونت:
    mt.cgi
    نیت خیره آرام جان :D
     
  20. nemessisor

    nemessisor کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 جولای 2007
    نوشته ها:
    460
    تشکر شده:
    4
    لابد هدف وسیله رو توجیه می کنه!!!!!!!!:wacko:
     
  21. A R @ M

    A R @ M همکار بازنشسته خاطرات ، سینما و تلویزیون کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2007
    نوشته ها:
    6,193
    تشکر شده:
    5,473
    این همه پسر ریخته اینجا
    هیشکی لنگه کار خیر تو نیست که
    دست از پا خطا کنی با من طرفی:D