آژانس هواپیماییexchanging

ضرب المثل هاي فارسي و ملل

شروع موضوع توسط Behrooz ‏17 دسامبر 2005 در انجمن ادبیات

  1. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    آب از دستش نميچكه !
    آب از سر چشمه گله !
    آب از آب تكان نميخوره !
    آب از سرش گذشته !
    آب پاكي روي دستش ريخت !
    آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !
    آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره !
    آب زير پوستش افتاده !
    آب كه يه جا بمونه، ميگنده .
    آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري !
    آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني !
    آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه !
    آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !
    آبي از او گرم نميشه !
    آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد !
    آخر شاه منشي، كاه كشي است !
    آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه !
    آدم بد حساب، دوبار ميده !
    آدم تنبل، عقل چهل وزير داره !
    آدم خوش معامله، شريك مال مردمه !
    آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه !
    آدم زنده، زندگي ميخواد !
    آدم گدا، اينهمه ادا ؟!
    آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه !
    آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !
    آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم !
    آرزو بر جوانان عيب نيست !
    آستين نو پلو بخور !
    آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !
    آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه !
    آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك !
    آش نخورده و دهن سوخته !
    آفتابه خرج لحيمه !
    آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي !
    آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه !
    آمدم ثواب كنم، كباب شدم !
    آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !
    آنانكه غني ترند، محتاج ترند !
    آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .
    آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!
    آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !
    آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه !
    آنقدر مار خورده تا افعي شده !
    آن ممه را لولو برد !
    آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟
    آواز دهل شنيده از دور خوشه !
    اجاره نشين خوش نشينه !

    ارزان خري، انبان خري !
    از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم !
    از اونجا مونده، از اينجا رونده !
    از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره !
    از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه !
    از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد !
    از اين ستون بآن ستون فرجه !
    از بي كفني زنده ايم !
    از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !
    از تنگي چشم پيل معلومم شد --- آنانكه غني ترند محتاج ترند !
    از تو حركت، از خدا بركت .
    از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !
    از خر افتاده، خرما پيدا كرده !
    از خرس موئي، غنيمته !
    از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟!
    از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده !
    از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !
    از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو !
    از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه !
    از شما عباسي، از ما رقاصي !
    از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند ))
    از كيسه خليفه مي بخشه !
    از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند !
    از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد !
    از ماست كه بر ماست !
    از مال پس است و از جان عاصي !
    از مردي تا نامردي يك قدم است !
    از من بدر، به جوال كاه !
    از نخورده بگير، بده به خورده !
    از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن !
    از هر چه بدم اومد، سرم اومد !
    از هول هليم افتاد توي ديگ !
    از يك گل بهار نميشه !
    از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه !
    اسباب خونه به صاحبخونه ميره !
    اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند !
    اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور !
    اسب دونده جو خود را زياد ميكنه !
    اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده !
    اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند !
    استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟!
    اصل كار برو روست، كچلي زير موست !
    اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد !
    اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن !
    اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره !
    اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي بينمت بچشم آن وختي !
    اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد !
    اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد !
    اگه تو مرا عاق كني، منهم ترا عوق ميكنم !
    اگر جراحي، پيزي خود تو جا بنداز !
    اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد !
    اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود !
    اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله !
    اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست !
    اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي موند !
    اگه زاغي كني، روقي كني، ميخورمت !
    اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي !
    اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوابونه !
    اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد .
    اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نميبره !
    اگه لر ببازار نره بازار ميگنده !
    اگه مردي، سر اين دسته هونگ ( هاون ) و بشكن !
    اگه بگه ماست سفيده، من ميگم سياهه !
    اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه !
    اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم !
    اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد !
    اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته شوهر ميده !
    اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير !
    امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري !
    امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي !
    انگور خوب، نصيب شغال ميشه !
    اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم !
    اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !
    اول بچش، بعد بگو بي نمكه !
    اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن !
    اول بقالي و ماست ترش فروشي !
    اول پياله و بد مستي !
    اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !
    اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك !
    اين تو بميري، از آن تو بميري ها نيست !
    اينجا كاشون نيست كه كپه با فعله باشه !
    اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه !
    اين قافله تا به حشر لنگه !
    اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات !
    اينو كه زائيدي بزرگ كن !
    اين هفت صنار غير از اون چارده شي است !
    اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟!
    اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !
     
  2. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    با آل علي هر كه در افتاد ، ور افتاد .
    با اون زبون خوشت، با پول زيادت، يا با راه نزديكت !
    با اين ريش ميخواهي بري تجريش ؟
    با پا راه بري كفش پاره ميشه، با سر كلاه !
    با خوردن سيرشدي با ليسيدن نميشي !
    باد آورده را باد ميبرد !
    با دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !
    بادنجان بم آفت ندارد !
    بارون آمد، تركها بهم رفت !
    بار كج به منزل نميرسد !
    با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هيچكدام با هرهيچكدام هر دو !
    بازي اشكنك داره ، سر شكستنك داره !
    بازي بازي، با ريش بابا هم بازي !
    با سيلي صورت خودشو سرخ نگهميداره !
    با كدخدا بساز، ده را بچاپ !
    با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه !
    بالابالاها جاش نيست، پائين پائين ها راش نيست !
    بالاتو ديديم ، پائينتم ديديم !
    با مردم زمانه سلامي و والسلام .
    تا گفته اي غلام توام، ميفروشنت !
    با نردبان به آسمون نميشه رفت !
    با همين پرو پاچين، ميخواهي بري چين و ماچين ؟
    بايد گذاشت در كوزه آبش را خورد !
    با يكدست دو هندوانه نميشود برداشت !
    با يك گل بهار نميشه !
    با يك گل بهار نميشه !
    با يك گل بهار نميشه !
    به اشتهاي مردم نميشود نان خورد !
    به بهلول گفتند ريش تو بهتره يا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رريش من و گرنه دم سگ !
    بجاي شمع كافوري چراغ نفت ميسوزد !
    بچه سر پيري زنگوله پاي تابوته !
    بچه سر راهي برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !
    بخور و بخواب كار منه، خدا نگهدار منه !
    بد بخت اگر مسجد آدينه بسازد --- يا طاق فرود آيد، يا قبله كج آيد !
    به درويشه گفتند بساطتو جمع كن ، دستشو گذاشت در دهنش !
    بدعاي گربه كوره بارون نمياد !
    بدهكار رو كه رو بدي طلبكار ميشه !
    برادران جنگ كنند، ابلهان باوركنند !
    برادر پشت ، برادر زاده هم پشت
    خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بكش!
    برادري بجا، بزغاله يكي هفت صنار !
    براي كسي بمير كه برات تب كنه !
    براي همه مادره، براي ما زن بابا !
    براي يك بي نماز، در مسجد و نمي بندند !
    براي يه دستمال قيصريه رو آتيش ميزنه !
    بر عكس نهند نام زنگي كافور !
    به روباهه گفتند شاهدت كيه ؟ گفت: دمبم !
    بزبون خوش مار از سوراخ در مياد !
    بزك نمير بهار مياد --- كنبزه با خيار مياد !
    بز گر از سر چشمه آب ميخوره !
    به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چيزم مثل همه كسه ؟!
    به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !
    بعد از چهل سال گدايي، شب جمعه را گم كرده !
    بعد از هفت كره، ادعاي بكارت !
    بقاطر گفتند بابات كيه ؟ گفت : آقادائيم اسبه !
    به كيشي آمدند به فيشي رفتند !
    به گربه گفتند گهت درمونه، خاك پاشيد روش !
    به كچله گفتند : چرا زلف نميزاري ؟ گفت : من از اين قرتي گيريها خوشم نمياد !
    به كك بنده كه رقاص خداست !
    بگو نبين، چشممو هم ميگذارم، بگو نشنو در گوشمو ميگيرم، اما اگر بگي نفهمم، نميتونم !
    بگير و ببند بده دست پهلوون !
    بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سسكه، يكيش بلبل !
    بمالت نناز كه بيك شب بنده، به حسنت نناز كه بيك تب بنده !
    بماه ميگه تو در نيا من در ميام !
    بمرغشان كيش نميشه گفت !
    بمرگ ميگيره تا به تب راضي بشه !
    بوجار لنجونه از هر طرف باد بياد، بادش ميده !
    بهر كجا كه روي آسمان همين رنگه !
    به يكي گفتند : سركه هفت ساله داري ؟ گفت : دارم و نميدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر ميدادم هفت ساله نميشد
    به يكي گفتند : بابات از گرسنگي مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !
    بمير و بدم !
    به گاو و گوسفند كسي كاري نداره !
    بيله ديگ، بيله چغندر !
     
  3. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد !
    پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !
    پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست !
    پز عالي، جيب خالي !
    پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه !
    پس از قرني شنبه به نوروز ميافته !
    پستان مادرش را گاز گرفته !
    پسر خاله دسته ديزي !
    پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان !
    پدر كو ندارد نشان از پدر --- تو بيگانه خوانش نخوانش پسر !
    پشت تاپو بزرگ شده !
    پنج انگشت برادرند، برابر نيستند !
    پوست خرس نزده ميفروشه !
    پول است نه جان است كه آسان بتوان داد !
    پول پيدا كردن آسونه، اما نگهداريش مشكله !
    پول حرام، يا خرج شراب شور ميشه يا شاهد كور !
    پولدارها به كباب، بي پولها به بوي كباب ،
    پول ما سكه عُمَر داره !
    پياده شو با هم راه بريم !
    پياز هم خودشو داخل ميوه ها كرده !
    پي خر مرده ميگرده كه نعلش را بكنه !
    پيراهن بعد از عروسي براي گل منار خوبه !
    پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه !
    پيش از آخوند منبر نرو !
    پيش رو خاله، پشت سر چاله !
    پيش قاضي و معلق بازي !
     
  4. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    تا ابله در جهانه، مفلس در نميمانه !
    تابستون پدر يتيمونه !
    تا پريشان نشود كار بسامان نرسد !
    تا ترياق از عراق آرند، مار گزيده مرده باشد !
    تا تنور گرمه نون و بچسبون !
    تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ ميان بيرون !
    تا شغال شده بود به چنين سوراخي گير نكرده بود !
    تا كركس بچه دارشد، مردار سير نخورد !
    تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب ميشه !
    تا مار راست نشه توي سوراخ نميره !
    تا نازكش داري نازكن، نداري پاهاتو دراز كن !
    تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها !
    تا هستم بريش تو بستم ! تب تند عرقش زود در مياد !
    تخم دزد، شتر دزد ميشه !
    تخم نكرد نكرد وقتي هم كرد توي كاهدون كرد !
    تا تو فكر خر بكني ننه، منو در بدر ميكني ننه !
    ترب هم جزء مركبات شده !
    ترتيزك خريدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !
    تره به تخمش ميره، حسني به باباش !
    تعارف كم كن و بر مبلغ افزا !
    تغاري بشكنه ماستي بريزد --- جهان گردد به كام كاسه ليسان !
    تف سر بالا، بر ميگرده بريش صاحبش !
    تلافي غوره رو سر كوره در مياره !
    تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن دوم ميافته !
    تنبل مرو به سايه، سايه خودش ميآيه !
    تنها بقاضي رفته خوشحال برميگرده !
    تو از تو، من ازبيرون !
    تو بگو (( ف )) من ميگم فرحزاد !
    توبه گرگ مرگه !
    تو كه ني زن بودي چرا آقا دائيت از حصبه مرد !
    تومون خودمونو ميكشه، بيرونمون مردم را !
    توي دعوا نون و حلوا خير نميكنند !
     
  5. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    جا تره و بچه نيست !
    جاده دزد زده تا چهل روز امنه !
    جايي نميخوابه كه آب زيرش بره !
    جايي كه ميوه نيست چغندر ، سلطان مركباته !
    جواب ابلهان خاموشيست !
    جواب هاي، هويه !
    جواني كجائي كه يادت بخير !
    جوجه را آخر پائيز ميشمرند !
    جوجه هميشه زير سبد نميمونه !
    جون بعزرائيل نميده !
    جهود، خون ديده !
    جهود، دعاش را آورده !
    جيبش تار عنكبوت بسته !
    جيگر جيگره ، ديگر ديگره !
     
  6. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    چار ديواري اختياري !
    چاقو دسته خودشو نميبره !
    چاه كن هميشه ته چاهه !
    چاه مكن بهر كسي، اول خودت، دوم كسي !
    چاه نكنده منار دزديده !
    چرا توپچي نشدي !
    چراغي كه به خونه رواست، به مسجد حرام است !
    چشته خور بدتر از ميراث خوره !
    چشم داره نخودچي، ابرو نداره هيچي !
    چشمش آلبالو گيلاس مي چينه !
    چشمش هزار كار ميكنه كه ابروش نميدونه !
    چغندر گوشت نميشه، دشمنم دوست نميشه !
    چنار در خونه شونو نمي بينه !
    چوب خدا صدا نداره ، هر كي بخوره دوا نداره !
    چوب دو سر طلا ست !
    چوب را كه برداري، گربه دزده فرار ميكنه !
    چوب معلم گله، هر كي نخوره خله !
    چو به گشتي، طبيب از خود ميازار --- چراغ از بهر تاريكي نگه دار !
    چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن --- كه گوهر فرو شست يا پيله ور!
    چه خوشست ميوه فروشي --- گر كس نخرد خودت بنوشي !
    چه عزائيست كه مرده شور هم گريه ميكنه !
    چه علي خواجه، چه خواجه علي !
    چه مردي بود كز زني كم بود !
    چيزي كه شده پاره، وصله ور نمي داره !
    چيزي كه عوض داره گله نداره !
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    خار را در چشم ديگران مي بينه و تير را در چشم خودش نمي بينه !
    خاشاك به گاله ارزونه، شنبه به جهود !
    خاك خور و نان بخيلان مخور ! (( ... خار نه اي زخم ذليلان مخور ))
    خاك كوچه براي باد سودا خوبه !
    خال مهرويان سياه و دانه فلفل سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا ؟!
    خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده !
    خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز !
    خاله سوسكه به بچه اش ميگه : قربون دست و پاي بلوريت !
    خانه اي را كه دو كدبانوست، خاك تا زانوست !
    خانه اگر پر از دشمن باشه بهتره تا خالي باشه !
    خانه خرس و باديه مس ؟
    خانه داماد عروسيست، خانه عروس هيچ خبري نيست !
    خانه دوستان بروب و در دشمنان را مكوب !
    خانه قاضي گردو بسياره شماره هم داره !
    خانه كليمي نرفتم وقتي هم رفتم شنبه رفتم !
    خانه نشيني بي بي از بي چادريست !
    خانه همسايه آش ميپزند بمن چه ؟!
    خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي !
    خدا برف را به اندازه بام ميده !
    خدا جامه ميدهد كو اندام ؟ نان ميدهد كو دندان ؟
    خدا خر را شناخت، شاخش نداد !
    خدا داده بما مالي، يك خر مانده سه تا نالي !
    خدا دير گيره، اما سخت گيره !
    خدا را بنده نيست !
    خدا روزي رسان است، امااِهني هم مي خواد !
    خدا سرما را بقدر بالا پوش ميده !
    خدا شاه ديواري خراب كنه كه اين چاله ها پر بشه !
    خدا گر ببندد ز حكمت دري --- ز رحمت گشايد در ديگري !
    خدا ميان دانه گندم خط گذاشته !
    خدا ميخواهد بار را بمنزل برساند من نه، يك خر ديگه !
    خدا نجار نيست اما در و تخته رو خوب بهم ميندازه !
    خدا وقتي بخواد بده، نميپرسه تو كي هستي ؟
    خدا وقتي ها ميده، ور ور جماران هم ، ها ميده !
    خدا همه چيز را به يك بنده نمي ده !
    خدا همونقدر كه بنده بد داره، بنده خوب هم داره !
    خدايا آنكه را عقل دادي چه ندادي و آنكه را عقل ندادي چه دادي ؟ ((خواجه عبدالله انصاري ))
    خدا يه عقل زياد بتو بده يه پول زياد بمن !
    خر، آخور خود را گم نميكنه !
    خراب بشه باغي كه كليدش چوب مو باشه !
    خر، ار جل ز اطلس بپوشد خر است !
    خر است و يك كيله جو !
    خر از لگد خر ناراحت نميشه !
    خر باربر، به كه شير مردم در !
    خر به بوسه و پيغام آب نمي خوره !
    خربزه شيرين مال شغاله !
    خربزه كه خوردي بايد پاي لرزش هم بشيني !
    خربزه ميخواهي يا هندوانه : هر دو دانه !
    خربيارو باقلا بار كن !
    خر، پايش يك بار به چاله ميره !
    خرج كه از كيسه مهمان بود --- حاتم طايي شدن آسان بود !
    خر چه داند قيمت نقل و نبات ؟
    خر خالي يرقه ميره !
    خر، خسته - صاحب خر، ناراضي !
    خر خفته جو نمي خوره !
    خر ديزه است، به مرگ خودش راضي است تا ضرر بصاحبش بزنه !
    خر را با آخورميخوره، مرده را با گور !
    خر را جايي مي بندند كه صاحب خر راضي باشه !
    خر را كه به عروسي ميبرند، براي خوشي نيست براي آبكشي است !
    خر را گم كرده پي نعلش ميگرده !
    خر، رو به طويله تند ميره !
    خرس، تخم ميكنه يا بچه ؟ از اين دم بريده هر چي بگي برمياد !
    خرس در كوه، بو علي سيناست !
    خرس شكار نكرده رو پوستشو نفروش !
    خر سواري را حساب نميكنه !
    خر، سي شاهي ، پالون دو زار !
    خر كريم را نعل كردن !
    خر كه جو ديد، كاه نميخوره !
    خر، كه علف ديد گردن دراز ميكنه !
    خر گچ كش روز جمعه از كوه سنگ مياره !
    خر لخت راپالانشو بر نميدارند!
    خر ما از كرگي دم نداشت !
    خر ناخنكي صاحب سليقه ميشود !
    خروار نمكه، مثقال هم نمكه !
    خر وامانده معطل چشه !
    خروسي را كه شغال صبح ميبره بگذار سر شب ببره !
    خر، همان خره پالانش عوض شده !
    خريت ارث نيست بهره خداداده س !
    خري كه از خري وابمونه بايد يال و دمشو بريد !
    خوشبخت آنكه خورد و كِشت، بدبخت آنكه مرد و هِشت !
    خواب پاسبان، چراغ دزده !
    خنده كردن دل خوش ميخواد و گريه كردن سر وچشم !
    خواهر شوهر، عقرب زير فرشه !
    خواست زير ابروشو برداره، چشماشو كور كرد !
    خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو !
    خوبي لر به آنست كه هر چه شب گويد روزنه انست !
    خودتو خسته ببين، رفيقتو مرده !
    خودشو نميتونه نگهداره چطور منو نگهميداره ؟
    خود گوئي و خود خندي، عجب مرد هنرمندي !
    خودم كردم كه لعنت بر خودم باد !
    خوردن خوبي داره ، پس دادن بدي !
    خوشا بحال كساني كه مردند و آواز ترا نشنيدند !
    خوشا چاهي كه آب از خود بر آرد !
    خوش بود گر محك تجربه آيد بميان --- تا سيه روي شود هر كه دراو غش باشد .
    خوش زبان باش در امان باش !
    خولي بكفم به كه كلنگي بهوا !
    يك ده آباد به از صد شهر خراب !
    خونسار است و يك خرس !
    خير در خانه صاحبش را ميشناسد !
    خيك بزرگ، روغنش خوب نميشه !
     
  9. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    دادن بديوانگي گرفتن بعاقلي !
    دارندگيست و برازندگي !
    داري طرب كن، نداري طلب كن !
    داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حسابه !
    دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !
    دانا گوشت ميخورد نادان چغندر !
    دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا !
    دايه از مادر مهربانتر را بايد پستن بريد !
    دختر، تخم تر تيزك است !
    دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست داره !
    دخترميخوهي ماماش را بين --- كرباس ميخواهي پهناش را ببين !
    دختر همسايه هر چه چل تر براي ما بهتر !
    دختري كه مادرش تعريف بكنه براي آقا دائيش خوبه !
    درازي شاه خانم به پهناي ماه خانم در !
    در بيابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !
    در بيابان لنگه كفش، نعمت خداست !
    در پس هر گريه آخر خنده ايست !
    در جنگ، حلوا تقسيم نميكنند !
    در جواني مستي، در پيري سستي، پس كي خدا پرستي ؟!
    در جهان هر كس كه داره نان مفت، ميتواند حرفهاي خوب گفت !
    در جهنم عقربي هست كه از دستش به مار غاشيه پناه ميبرند !
    در جيبش را تار عنكبوت گرفته است !
    در چهل سالگي طنبور ميآموزد در گور استاد خواهد شد !
    در حوضي كه ماهي نيست ، قورباغه سپهسالاره !
    در خانه ات را ببند همسايه تو دزد نكن !
    در خانه اگر كس است يكحرف بس است !
    در خانه بيعاره ها نقاره ميزنند !
    در خانه مور، شبنمي طوفانست !
    در خانه هر چه، مهمان هر كه !
    درخت اگر متحرك شدي ز جاي بجاي --- نه جور اره كشيدي نه جفاي تبر !
    درخت پر بار، سنگ ميخوره !
    درخت پر بار، سنگ ميخوره !
    درخت كاهلي بارش گرسنگي است !
    درخت كج جز بآتش راست نميشه !
    درخت گردكان باين بلندي --- درخت خربزه الله اكبر !
    درخت هر چه بارش بيشتر بشه، سرش پائين تر مياد !
    درد دل خودم كم بود، اينهم قرقر همسايه !
    درد، كوه كوه مياد، مومو ميره !
    در دروازه را ميشه بست، اما در دهن مردم و نميشه بست !
    در دنيا هميشه بيك پاشنه نميچرخه !
    در دنيا يه خوبي ميمونه يه بدي !
    در ديزي وازه، حياي گربه كجا رفته !
    در زمستان، الو، به از پلوه !
    در زمستان يه جل بهتر از يه دسته گله !
    درزي در كوزه افتاد !
    در زير اين گنبد آبنوسي، يكجا عزاست يكجا عروسي !
    درس اديب اگر بود زمزمه محبتي --- جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را . ((‌ نظيري نيشابوري ))
    در شهر كورها يه چشمي پادشاست !
    در شهر ني سواران بايد سوار ني شد !
    در عفو لذتيست كه در انتقام نيست !
    در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست ! ((‌ حافظ شيرازي ))
    در كف شير نر خونخواره اي --- غير از تسليم و رضا كو چاره اي ؟
    در مجلس خود راه مده همچو مني را --- كافسرده دل افسرده كند انجمني را !
    درم داران عالم را كرم نيست --- كريمان را بدست اندر درم نيست !
    در مسجده، نه كند نيست نه سوزوندني !
    در نمك ريختن توي ديگ بايد به مرد پشت كرد !
    درويش از ده رانده، ادعاي كدخدائي كند !
    درويش موميائي، هي ميگي و نميائي !
    درويش را گفتند : در دكانتو ببند دهنشو هم گذاشت !
    در، هميشه بيك پاشنه نميگرده !
    درهفت آسمان يك ستاره نداره !
    دزد،آب گرون ميخوره !
    دزد بازار آشفته ميخواهد!
    دزد باش و مرد باش !
    دزد به يك راه ميرود، صاحب مال به هزار راه !
    دزد حاضر و بز حاضر !
    دزد ناشي به كاهدون ميزنه !
    دزدي آنهم شلغم ؟ !
    دزدي كه نسيم را بدزدد دزد است !
    دست بالاي دست بسيار است . (( در جهان پيل مست بسيار است ... ))
    دست به دنبك هر كي بزني صدا ميده !
    دست بريده قدر دست بريده را ميدونه !
    دست بشكند در آستين، سر بشكند دركلاه !
    دست بيچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پيرهن دريدن نيست !
    دست بي هنر كفچه گدئيست !
    دست پشت سر نداره !
    دست پيش را گرفته كه پس نيفته !
    دستت چربه، بمال سرت !
    دستت چو نميرسد به خانم --- درياب كنيز مطبخي را !
    دستت چو نميرسد به كوكو، خشكه پلو را فرو كو !
    دست تنگي بدتر از دلتنگي است !
    دست خالي براي تو سر زدن خوبه !
    دست در كاسه و مشت در پيشاني !
    دست، دست را ميشناسه !
    دست دكاندار تلخ است !
    دست راست را از چپ نميشناسه !
    دستش به خر نميرسه پالان خر را بر ميدارد !
    دستش به دم گاو بند شده !
    دستش به عرب و عجم بند شده است !
    دستش بدهنش ميرسه !
    دستش در كيسه خليفه است !
    دستش را به كمرش گرفته كه از بيگي نيفته !
    دستش شيره ايست يا دستش چسبناك است !
    دستش را توي حنا گذاشت !
    دست شكسته بكار ميره، دل شكسته بكار نميره !
    دست شكسته وبال گردنه !
    دستش نمك نداره !
    دست كار دل و نميكنه و دل كار دست و نميكنه !
    دستش كجه !
    دست كه به چوب بردي گربه دزده حساب كار خودشو ميكنه !
    دست كه بسيار شد بركت كم مي شود !
    دست ما كوتاه و خرما بر نخيل . (( پاي ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شيرازي ))
    دست ننت درد نكنه !
    دست و روت را بشور منم بخور !
    دست و رويش را با آب مرده شور خانه شسته است !
    دستي را كه حاكم ببره خون نداره يا ديه نداره !
    دستي را كه نميتوان بريد بايد بوسيد !
    دستي را كه از من بريد، خواه سگ بخورد خواه گربه !
    دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
    دشمن دانا بلندت ميكند --- بر زمينت ميزند نادان دوست !
    دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از دوست كه نادان بود . ((‌ نظامي ))
    دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد . (( داني كه چه گفت زال با رستم گرد )) ((‌ سعدي ))
    دعا خانه صاحبش را ميشناسد !
    دعا كن (( الف )) بميره يا دعا كن بابات بميره !
    دعوا سر لحاف ملا نصرالدين بود !
    دلاكها كه بيكار ميشوند سر هم را ميتراشند !
    دل بيغم دراين عالم نباشد --- اگر باشد بني آدم نباشد .
    دل سفره نيست كه آدم پيش هر كس باز كنه !
    دلش درو طاقچه نداره !
    دلم خوشه زن بگم اگر چه كمتر از سگم !
    دلو هميشه از چاه درست در نمياد !
    دماغش را بگيري جانش در مياد !
    دم خروس از جيبش پيداست !
    دمش را توي خمره زده است !
    دندن اسب پيشكشي را نميشمارند !
    دنده را شتر شكست، تاوانش را خر داد !
    دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سراب !
    دنيا دمش درازه !
    دنيا جاي آزمايش است، نه جاي آسايش !
    دنيا، دار مكافاته !
    دنيا را آب ببره او راخواب ميبره !
    دنيا را هر طور بگيري ميگذره !
    دنيايش مثل آخرت يزيده !
    دنيا محل گذره !
    دو تا در را پهلوي هم ميگذارند براي اينست كه به درد هم برسند !
    دو خروس بچه از يك مرغ پيدا ميشوند، يكي تركي ميخونه يكي فارسي !
    دود از كنده بلند ميشه !
    دود، روزنه خودشو پيدا ميكنه !
    دو دستماله ميرقصه !
    دور اول و بد مستي ؟
    دور دور ميرزا جلاله ، يك زن به دو شوهر حلاله !
    دوري و دوستي !
    دوست آنست كه بگرياند. دشمن آنست كه بخنداند !
    دوست همه كس، دوست هيچكس نيست !
    دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر !
    دوستي دوستي از سرت ميكنند پوستي ؟!
    دوصد گفته چو نيم كردار نيست !
    دو صد من استخوان بايد كه صدمن بار بردارد !
    دوغ در خانه ترش است !
    دوغ و دوشاب در نظرش يكيست !
    دو قرت و نيمش باقيه !
    دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتاي جامه اگر كهنه است و گر از نو .
    هزار مرتبه بهتر بنزد ابن يمين --- زفرمملكت كيقباد و كيخسرو .
    ده انگشت را خدا برابر نيافريده !
    ده، براي كدخدا خوبه و برادرش !
    ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند .
    دهنش آستر داره !
    دهنش چاك و بست نداره !
    دهن مردم را نميشود بست !
    دهنه جيبش را تار عنكبوت گرفته !
    ديده مي بينه، دل ميخواد !
    دير آمده زود ميخواد بره !
    دير زائيده زود ميخواد بزرگ كنه !
    ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا ؟!
    ديگ به ديگ ميگه روت سياه ، سه پايه ميگه صل علي !
    ديگران كاشتند ما خورديم، ما ميكاريم ديگران بخورند !
    ديگ ملا نصرالدين است !
    ديوار حاشا بلنده !
    ديوار موش داره ، موش هم گوش داره !
    ديوانه چو ديوانه به بيند خوشش آيد !
     
  10. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي ))
    ذره ذره كاندرين ارض و سماست --- جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوي ))
    ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود .
     
  11. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    راستي هيبت اللهي يا ميخواهي منو بترسوني ؟!
    راه دزد زده تا چهل روز امنه !
    راه دويده، كفش دريده !
    رحمت بكفن دزد اولي !
    رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست !
    رستم است و يكدست اسلحه !
    رستم در حمام است !
    رستم صولت و افندي پيزي !
    رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت . (( نريخت درد مي و محتسب دير گذشت ... )) (( آصفي هروي ))
    رطب خورده كي منع رطب چون كند !
    رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد !
    رفت به نان برسه بجان رسيد !
    رفتم ثواب كنم كباب شدم !
    رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد !
    رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور !
    رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه !
    رند را بند و قحبه را پند سود نكند !
    رنگم ببين و حالمو نپرس !
    روبرو خاله و پشت سر چاله !
    روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد !
    روز از نو، روزي از نو !
    روز گار آئينه را محتاج خاكستر كند !
    روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد
    روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام !
    روزي به قدمه !
    روزي گريه دست زن شلخته است !
    روضه خوان پشمه چال است !
    روغن چراغ ريخته وقف امامزاده !
    روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه !
    رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . (( عبيد زاكاني ))
    روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره !
    ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت !
    ريش و قيچي هر دو در دست شماست !
     
  12. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !
    زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
    زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدي ))
    زبان خر را خلج ميدونه !
    زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
    زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .
    زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !
    زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
    زدي ضربتي ضربتي نوش كن !
    زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !
    زرنگي زياد فقر ميآره !
    زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !
    ز عشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! (( دلي كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدي ))
    زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
    زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
    زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... )) (( آصفي هروي ))
    زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
    زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
    زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !
    زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
    زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !
    زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !
    زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !
    زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !
    زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !
    زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !
    زن سليطه سگ بي قلاده است !
    زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !
    زنگوله پاي تابوت !
    زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !
    زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند !
    زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !
    زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !
    زور داري، حرفت پيشه !
    زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !
    زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
    زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !
    زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !
    زير دمش سست است !
    زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !
    زير سرش بلنده !
    زير شالش قرصه !
    زير كاسه نيم كاسه ايست .
    زيره به كرمان ميبره !
     
  13. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !
    سال به سال دريغ از پارسال !
    سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته !
    سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
    سبوي خالي را بسبوي پر مزن !
    سبوي نو آب خنك دارد !
    سبيلش آويزان شد !
    سبيلش را بايد چرب كرد !
    سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !
    سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !
    سر بريده سخن نگويد !
    سر بزرگ بلاي بزرگ داره !
    سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !
    سر بي صاحب ميتراشه !
    سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !
    سر پيري و معركه گيري !
    سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !
    سر حليم روغن ميرود !
    سر خر باش، صاحب زر باش !
    سر را با پنبه ميبرد !
    سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !
    سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !
    سرش از خودش نيست .
    سرش به تنش زيادي ميكنه !
    سرش به كلاش ميارزه !
    سرش بوي قرمه سبزي ميده !
    سرش توي حسابه !
    سرش توي لاك خودشه !
    سرش جنگه اما دلش تنگه !
    سرش را پيراهن هم نميدونه !
    سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !
    سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !
    سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !
    سر كچل و عرقچين !
    سركه مفت از عسل شيرين تره !
    سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !
    سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))
    سر گاو توي خمره گير كرده !
    سر گنجشكي خورده !
    سر گنده زير لحافه !
    سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !
    سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .
    سرنا را از سر گشادش ميزنه !
    سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !
    سري را مه درد نيمكند دستمال مبند !
    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
    سزاي گرانفروش نخريدنه !
    سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !
    سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !
    سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !
    سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !
    سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !
    سقش سياه است !
    سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !
    سگ باش، كوچك خونه نباش !
    سگ پاچه صاحبش را نميگيره !
    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !
    سگ چيه كه پشمش باشه !
    سگ درحضور به از برادر دور !
    سگ در خانه صاحبش شيره !
    سگ داد و سگ توله گرفت !
    سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !
    سگ را كه چاق كنند هار ميشه !
    سگ زرد برادر شغاله !
    سگست آنكه با سگ رود در جوال !
    سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !
    سگ سير دنبال كسي نميره !
    سگش بهتر از خودشه !
    سگ كه چاق سد گوشتش خوراكي نميشه !
    سگ گر و قلاده زر ؟!
    سگ ماده در لانه، شير است !
    سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !
    سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !
    سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !
    سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !
    سگي كه پارس كنه ، نميگيره !
    سلام روستائي بي طمع نيست !
    سنده را انبر دم دماغش نميشه برد !
    سنگ به در بسته ميخوره !
    سنگ بزرگ علامت نزدنه !
    سنگ بنداز بغلت واشه !
    سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !
    سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !
    سنگ مفت، گنجشك مفت !
    سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !
    سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !
    سودا، به رضا، خويشي بخوشي .
    سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصاب كاشاني ))
    سودا گر پنير از شيشه ميخوره !
    سوداي نقد بوي مشك ميده !
    سوراخ دعا را گم كرده !
    سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !
    سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !
    سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !
    سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!
    سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده !
    سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !
    سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))
    سيلي نقد به از حلواي نسيه !
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    صابونش به جامه ما خورده !
    صبر كوتاه خدا سي ساله !
    صداش صبح در مياد !
    صد پتك زرگر، يك پتك آهنگر !
    صد تا گنجشك با زاق و زوقش نيم منه !
    صد تا چاقو بسازه، يكيش دسته نداره !
    صد تومن ميدم كه بچه ام يكشب بيرون نخوابه وقتي خوابيد ، چه يكشب چه هزار شب !
    صد رحمت به كفن دزد اولي !
    صد سال گدائي ميكنه هنوز شب جمعه را نميدونه !
    صد سر را كلاه است و صد كور را عصا !
    صد من پرقو يكمشت نيست !
    صد من گوشت شكار به يك چس تازي نميارزه !
    صد موش را يك گربه كافيه !
    صفراش به يك ليمو مي شكنه !
    صنار جيگرك سفره قلمگار نمي خواد !
    صنار ميگيرم سگ اخته ميكنم، يه عباسي ميدم غسل ميكنم !
     
  16. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    ضرب خورده جراحه !
    ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته !
    ضامن روزي بود روزي رسان !
    ضرر بموقع بهتر از منفعت بيموقعه !
    ضرر كار كن، كار نكردنه !
     
  17. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    طاس اگر نيك نشيند همه كس نراد است !
    طالع اگر داري برو دمر بخواب !
    طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق --- تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش !(( سعدي ))
    طبل تو خاليست !
    طبيب بيمروت، خلق را رنجور ميخواهد !
    طشت طلا رو سرت بگير و برو !
    طعمه هر مرغكي انجير نيست !
    طمع آرد بمردان رنگ زردي !
    طمع پيشه را رنگ و رو زرده !
    طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني !
    طمع زياد مايه جونم مرگي ( جوانمرگي ) است !
    طمعش از كرم مرتضي علي بيشتره !
     
  18. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرويان همه را خواب برد . (( ايرج ميرزا ))
    عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !
    عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !
    عاشقي پيداست از زاري دل --- نيست بيماري چو بيماري دل . (( مولوي ))
    عاشقي شيوه رندان بلا كش باشد ! (( حافظ ))
    عاشقي كار سري نيست كه بر بالين است ! (( سعدي ))
    عاقبت جوينده بابنده بود ! (( مولوي))
    عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))
    عاقل بكنار آب تا پل ميجست --- ديوانه پا برهنه از آب گذشت !
    عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان !
    عالم بي عمل، زنبور بي عسله !
    عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !
    عالم ناپرهيزكار، كوريست مشعله دار !
    عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))
    عجب كشگي سابيديم كه همش دوغ پتي بود !
    عجله، كار شيطونه !
    عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !
    عذر بدر از گناه !
    عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !
    عروس تعريفي عاقبت شلخته در آمد !
    عروس كه بما رسيد شب كوتاه شد !
    عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد !
    عروس مياد وسمه بكشه نه وصله بكنه !
    عروس نميتونست برقصه ميگفت : زمين كجه !
    عروس را كه مادرش تعريف كنه براي آقا دائيش خوبه !
    عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
    عزيز كرده خدا را نميشه ذليل كرد !
    عزيز پدر و مادر !
    عسس بيا منو بگير !
    عسل در باغ هست و غوره هم هست !
    عسل نيستي كه انگشتت بزنند !
    عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !
    عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
    عقلش پاره سنگ بر ميداره !
    عقل كه نيست جون در عذابه !
    عقل مردم به چشمشونه !
    عقل و گهش قاطي شده !
    علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد . ((‌ ... دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست )) (( سعدي ))
    علاج بكن كز دلم خون نيايد . (( سرشك از رخم پاك كردن چه حاصل ... )) (( مير والهي))
    علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !
    عيدت را اينجا كردي نوروزت را برو جاي ديگه !
     
  19. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    غاز ميچرونه !
    غربال را جلوي كولي گرفت و گفت : منو چطور مي بيني ؟ گفت : هر طور كه تو منو ميبيني !
    غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
    غليان بكشيم يا خجالت ! (( مائيم ميان اين دو حالت ... ))
    غم مرگ برادر را برادر مرده ميداند !
    غوره نشده مويز شده است !
     
  20. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست ؟ (( ناصر خسرو))
    فرزند بي ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببري درد داره ، اگر هم نبري زشته !
    فرزند عزيز نور ديده --- از دبه كسي ضرر نديده !
    فرزند كسي نميكند فرزندي --- گر طوق طلا به گردنش بر بندي !
    فرزند عزيز دردونه، يا دنگه يا ديوونه !
    فرشش زمينه، لحافش آسمون !
    فرش، فرش قالي، ظرف، ظرف مس، دين، دين محمد !
    فضول را بجهنم بردند گفت : هيزمش تره !
    فقير، در جهنم نشسته است !
    فكر نان كن كه خربزه آبه !
    فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه !
    فلك فلك، بهمه دادي منقل، به ما ندادي يك كلك !
    فواره چون بلند شود سرنگون شود !
    فيل خوابي مي بيند و فيلبان خوابي !
    فيلش ياد هندوستان كرده !
    فيل و فنجان !
    فيل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !
    فلاني با شورتش لج بود بهش ريد.
     
  21. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    قاپ قمار خونه است !
    قاتل بپاي خود پاي دار ميره !
    قاچ زين را بگير اسب دواني پيشكشت !
    قاشق سازي كاري نداره، مشت ميزني توش گود ميشه، دمش را ميكشي دراز ميشه !
    قاشق نداري آش بخوري نونتو كج كن بيل كن !
    قاطر را گفتند : پدرت كيست ؟ گفت : اسب آقادائيمه !
    قاطر پيش آهنگ آخرش توبره ميشه !
    قبا سفيد قبا سفيده !
    قباي بعد از عيد براي گل منار خوبه !
    قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري .
    قران كنند حرز و امام مبين كشند ! (( ياسين كنند ورد وبه طاها كشند تيغ ... ))
    قربون برم خدا رو، يك بام و دو هوا رو، اينور بام گرما را اون ور بام سرمارو !
    قربون بند كيفتم، تا پول داري رفيقتم !
    قربون سرت آقا ناشي، خرجم با خودم آقام تو باشي !
    قربون چشمهاي بادوميت - ننه من بادوم !
    قربون چماق دود كشت كاه، بده جوش پيشكشت !
    قرض كه رسيد به صد تومن، هر شب بخور قيمه پلو !
    قسمت را باور كنم يا دم خروس را ؟!
    قسم نخور كه باور كردم !
    قلم ، دست دشمنه !
    قم بيد و قنبيد، اونهم امسال نبيد !
    قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند .
     
  22. Behrooz

    Behrooz مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7 سپتامبر 2004
    نوشته ها:
    10,985
    تشکر شده:
    279
    محل سکونت:
    Tehran
    كاچي بهتر از هيچي است !
    كار از محكم كاري عيب نميكنه !
    كار بوزينه نيست نجاري !
    كار خر و خوردن يابو !
    كارد، دسته خودشو نمي بره !
    كار نباشه زرنگه !
    كار، نشد نداره !
    كار هر بز نيست خرمن كوفتن --- گاو نر ميخواهد و مرد كهن .
    كاري بكن بهر ثواب - نه سيخ بسوزه نه كباب !
    كاسه گرمتر از آش !
    كاسه جائي رود كه شاه تغار باز آيد !
    كاسه را كاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده !
    كاشكي را كاشتند سبز نشد !
    كاشكي ننم زنده ميشد - اين دورانم ديده ميشد !
    كافر همه را بكيش خود پندارد !
    كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته !
    كاه بده، كالا بده، دو غاز و نيم بالا بده !
    كاه پيش سگ، استخوان پيش خر !
    كاه را در چشم مردم مي بينه كوه را در چشم خودش نمي بينه !
    كاهل به آب نميرفت، وقتي ميرفت خمره ميبرد !
    كباب پخته نگردد مگر به گرديدن !
    كبكش خروس ميخونه !
    كپه هم با فعله است ؟!
    كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه !
    كج ميگه اما رج ميگه !
    كچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري ؟ گفت : من از اين قرتي گريها خوشم نمياد !
    كچل نشو كه همه كچلي بخت نداره !
    كچليش، كم آوازش !
    كدخدا را ببين ، ده را بچاپ !
    كرايه نشين، خوش نشينه !
    كرم داران عالم را درم نيست --- درم داران عالم را كرم نيست !
    كرم درخت از خود درخته !
    كژدم را گفتند: چرا بزمستان در نميآئي ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است كه در زمستان نيز بيرون آيم ؟!
    كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]]
    كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !
    كسي دعا ميكنه زنش نميره كه خواهر زن نداشته باشه !
    كسي را در قبر ديگري نمي گذارند !
    كسي كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نميشه !
    كسي كه از گرگ ميترسه گوسفند نگه نميداره !
    كسي كه را مادرش زنا كنه، با ديگران چها كنه !
    كسي كه منار ميدزده ، اول چاهش را ميكنه !
    كسي كه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه !
    كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد !
    كفاف كي دهد اين باده بمستي ما --- خم سپهر تهي شد ز مي پرستي ما .
    كف دستي كه مو نداره از كجاش ميكنند ؟!
    كفتر صناري، ياكريم نميخونه !
    كفتر چاهي جاش توي چاهه !
    كفشات جفت ، حرفات مفت !
    كفشاش يكي نوحه ميخونه، يكي سينه ميزنه !
    كفگيرش به ته ديگ خورده !
    كلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت !
    كلاغ از وقتي بچه دار شد ، شكم سير بخود نديد !
    كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما !
    كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما !
    كلاغ خواست راه رفتن كبك را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت !
    كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت ميگفت : من جراحم !
    كلاغ سر لونه خودش قارقار نميكنه !
    كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي !
    كلاه را كه به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ ميخوره !
    كلاه كچل را آب برد گفت : براي سرم گشاد بود !
    كلفتي نون را بگير و نازكي كار را !
    كلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است اي برادر اين نه جنگ است .
    كله اش بوي قرمه سبزي ميده !
    كله پز برخاست سگ جايش شنست !
    كله گنجشكي خورده !
    كمال همنشين در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم . [‌[ سعدي]]
    كم بخور هميشه بخور !
    كمم گيري كمت گيرم - نمرده ماتمت گيرم !
    كنار گود نشسته ميگه لنگش كن !
    كند همجنس با همجنس پرواز ! (( كبوتر با كبوتر باز با باز ...))
    كنگر خورده لنگر انداخته !
    كور از خدا چي ميخواهد ؟ دو چشم بينا !
    كور خود و بيناي مردم !
    كورشه اون دكانداري كه مشتري خودشو نشناسه !
    كور را چه به شب نشيني !
    كور كور را ميجوره آب گودال را !
    كور هر چي توي چنته خودشه خيال ميكنه توي چنته رفيقش هم هست !
    كوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم ميخواهد !
    كوزه خالي، زود از لب بام ميافته !
    كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره !
    كوزه نو آب خنك داره !
    كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره !
    كوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد !
    كوسه و ريش پهن !
    كو فرصت ؟!
    كوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه !
    كوه ، موش زائيده !
     
    davod. از این نوشته تشکر کرده است.