nexpay

عشق و ازدواج

شروع موضوع توسط Lover_Suspended ‏16 آگوست 2005 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. Lover_Suspended

    Lover_Suspended کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آگوست 2005
    نوشته ها:
    185
    تشکر شده:
    0
    شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟
    استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!
    شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم .
    استاد گفت: عشق يعني همين!
    شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
    استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي!
    شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم.
    استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين! :blush: :blush:
     
  2. Lover_Suspended

    Lover_Suspended کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آگوست 2005
    نوشته ها:
    185
    تشکر شده:
    0
    نظر شما چیه؟
     
zarpopخرید بک لینک عسل طبیعی و گرده گل ایرانیfootbal