آژانس هواپیماییfootbal
nexpay

عشق

شروع موضوع توسط noshin ‏16 مارس 2004 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0
    كسي از زمان مرگ عشق خبر دارد ؟ كسي ميداند انروز كه مردمان عشق را به مسلخ بردند تا زير پاي اهريمن قربانيش كنند ، زمين چندمين دور خود را به گرد خورشيد پيموده بود ؟ كسي ميداند انروز كه كلاغي ، دفن عشق را زير خاك به انسان اموخت چه روزي بود ؟انروز روزي بودكه فرزند ادم زاده شد و اهورامزدا خواست كه زمين از جنس ايشان پر شود و زمين پر شد از مردمان و انگاه عشق ترسيد و اهريمن زيركانه خنديد زيرا ميدانست به زودي شمار زيادي از فرزندان پاك ادم را به اسارت خواهد برد و عشق ،عروسكي كوچك بود و ظريف، زودرنج بود و كم طاقت...............
    اهريمن در تاريكي مكر ميكرد و ريسمان پوسيده خود را گره ميزد تا عشق فرار نكند ...........
    مردمان در خانه هاي خود ارام گرفته بودند . مادران كودكانشان را در اغوش گرفته بودند و پدران زمزمه ي دل انگيز دوست داشتن را سر داده بودند . اجاقها روشن بود و ديگهاي غذا روي ان ميجوشيد . و عشق در كنج خانه هاي گرم مسكن گزيده بود و فراموش كرده بود اهريمن در كمين اوست .............................
    مردمان خواب بودند كه اهريمن بر خانه هاي انها هجوم اورد كلبه ها ويران شدند كودكان از اغوش مادران جدا گشتند و پدران در پي هوسهاي خود روانه شدند اجاقها خاموش شد و ديگهاي غذا بر زمين ريخت و عروسك كوچك عشق تنها ماند اهريمن او را در بند كرد و ريسمان را محكم بست تا عشق انرا باز نكند ................
    عجيب است بعد از اين همه سال كه از وجود ادم بر روي اين كره ي خاكي ميگذرد هنوز عشق در اسارت است و اهريمن بر دلها حكمراني ميكند . هنوز كسي دلتنگ عروسك كوچك عشق نشده است . هنوز مردي يا زني در جستجوي عشق به جنگ اهريمن نرفته است . هنوز كسي صداي گريه ي عشق را نمي شنود . همسايه ي ما ميگفت ديشب در ميان هوهوي باد صداي گريه اي شنيده است به او گفتم حتما عشق صداي خويش را به دست باد سپرده است تا انرا به همه جا ببرد شايد مردمان خفته بيدار شوند و فانوسهاي دل خويش را روشن سازند و از عمق تاريكي سرزمين نيستي ، به دنبال عشق روانه شوند . اگر عشق پيدا شود تاريكي فرار خواهد كرد خانه ها روشن خواهد شد مادران كودكان خويش را در اغوش خواهند گرفت و پدران دوباره ساز عشق را برخواهند داشت اجاقها روشن خواهد شد و سبزه ها به همان سبزي قبل از وجود انسان رشد خواهند كرد پسران و دختران اواز خواهند خواند و پاكي ارزنده ترين زينت انسان خواهد شد و درستي افتخاري عظيم خواهد بود و دوست داشتن در هر مغازه اي يافت خواهد شد . اگر عشق پيدا شود پس كوچه هاي تاريك شهر پر از پرندگان غزل خوان خواهد شد باد صورتها را نوازش خواهد كرد و باران قلبها را خواهد شست اگر عشق پيدا شود شقايقها در صحرا لباس سرخي بر تن خواهند كرد و سوسنها خواهند رقصيد اگر عشق پيدا شود ...............
    راستي چه كسي تا بحال صداي او را شنيده است ؟ بعضي شبها خوابم نميبرد ميترسم اهريمن عشق را ازار دهد او تنهاست كسي صداي او را نميشنود كاش ميشد او را بيابم اما براي نجات عشق قدرت من كافي نيست گاهي ميانديشيم عشق تا روز داوري در اسارت خواهد ماند ..........
     
  2. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    آقاااااااااااااا جوووووووووون , اينجا پس چرا هيشكي پست نزددددده ؟ :(
    يعني چي آخه بابا ! ... قباحت داره ! ولي عشق كه خجالت نداره كه ! عشق عشقه ديگه !
    متاسفانه هم تا ميگي عشق همه ياد يه چيز ديگه ميوفتن و لپهاشون گل ميندازه :blush: ,
    اونم ايراد نداره ... ولي ...ولي عشق كه فقط زميني نميشه ,
    ما ها فقط و فقط چسبيديم به چارتا ناز و غمزه و بس !!! :eek:
    نوشين خانم الان خودم آبادش ميكنم !
    ( خدا رحم كنه ويرونش نكنيم , آباد كردنش پيشكش !
    فكر كنم بايد يه سر برم دفتر "حزب آباد گران ايران اسلامي " , اونا كه همه
    جا رو دارن آباد ميكنن , اينجا كه عددي نيس واسشون :happy: )
    ( عزيزان شرمنده اينجايي كه الان من هستم سرعتي زير سرعت حلزون و فك و فاميلاش
    رو هم نرررره ! يه نمه طول ميكشه ولي الان مينويسم ! )
     
  3. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    دو تا شعر از حافظ بزرگوار مينويسم كه ديگه هيچ توضيح و طول و تفصيري نميخواد ديگه ....
    براي اونايي كه يه نمه شايد خسته شدن از ........... !!!!
    ----------------------------------
    بر سر آنم كه گر ز دست بر آيد
    دست به كاري زنم كه غصه سر آيد !!!
    خلوت دل نيست جاي صحبت اغيار
    ديو چو بيرون رود فرشته در آيد !
    صحبت حكام ظلمت شب يلداست :hmm:
    نور ز خورشيد جوي , بو كه بر آيد
    بر در ارباب بي مروت دنيا
    چند نشيني كه خواجه كي به در آيد ؟؟؟
    بلبل " عاشق" تو عمر خواه كه آخر
    باغ شود سبز و سرخ گل بدر آيد !
    صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند
    بر اثر صبر , نوبت ظفر آيد !
    بگذرد اين روزگار تلختر از زهر
    بار دگر روزگار چون شكر آيد
    غفلت حافظ در اين سراچه عجب نيست
    هر كه به ميخانه رفت بي خبر آيد !!!
    ----------------------------
    تو رو خدا ننويسين برام : تو يك كه خيلي دلت خوشه , خواب ديدي خيره و از اين چيزا ....
    رسيدن به اين مرحله , شرايطي داره كه بايد فراهمشون كرد .....
    :rolleyes:
     
  4. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    از خواجه حافظ شيرازي :happy: :
    -------------------------
    منم كه شهره ي شهرم به عشق ورزيدن
    منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن
    به مي پرستي از آن نقش خود بر آب زدم
    كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن !
    وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم !!!
    كه در طريقت ما كافريست رنجيدن !!!!
    به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات ؟
    بخواست جام مي و گفت : " راز پوشيدن "
    عنان به ميكده خواهيم تافت زين مجلس
    كه وعظ بي عملان واجبست نشنيدن
    ز خط يار بياموز مهر , با رخ خوب
    كه گرد عارض خوبان خوشست گرديدن
    مبوس جز لب معشوق و جام مي حافظ !
    كه دست زهد فروشان خطاست بوسيدن !!!
    ----------------------
    ×) تذكر آيين نامه اي : لطفا لطف كنيد و كمي "زميني" نگاه نكنيد و نخوانيد ! لطفا كمي فقط ! :)
     
  5. saberioon

    saberioon کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏20 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    318
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    Malaysia
    عشق واقعي زيبا و دست نيافتني است
     
  6. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    سلام هومن جان ! چند وقت بود نبودي دلمون تنگ رفته بيد !
    گفتم بيد ياد يه جك افتادم :
    به لره ميگن با بيد جمله بساز
    ميگه :
    در حياط خانه ما يك بيد بيد !
    بش ميگن باباجون اون "بود " ه بيد نيست !
    ميگه آهان ! : در حياط خانه ما يك بود بيد !

    راستي هومن جان اين سي دي هايي كه بهم دادي هيچكدوم پلي نميشه درست رو كامپيوتر . رفيقمم همشو بر گردونده بهم !! نميشد از اول بگي اينا با كامپيوتر مشكل دارن ؟ تو دي وي دي رام من كه هيچكدومو نميشه ديد . از روي هيچكدوم هم نميشه ايميج ساخت !

    2 : ميشه درباره پاك شدن تاپيك " فروش بخشي از يك تاپيك سينمايي " يكم توضيح بدي ؟ چجوري پاكش كردي ؟ ما كه توش پست داشتيم ؟ هر چي هم به احسان و ممد رضا ميگم كسي گوشش بدهكار نيست ! تو كه ادعا ميكني اينكارو كردي بگو چي شده ! يادت كه نرفته ؟ : " آن تاپيك را هم پاك كردم چون دلم خواست ! "
     
  7. panypay
  8. knowhow

    knowhow مدیران قدیمی

    تاریخ عضویت:
    ‏25 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    3,480
    تشکر شده:
    19
    کاکو جان جدی نگیر !
     
  9. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    بابا شما ها هم آخر مرامين ها !
    اولش كه داشتم نيگا مي كردم داشتم شاخ در مياوردم
    گفتم يعني اين محمدرضا جان عزيز هم تو تاپيك عشق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اي بابا !!! :(
    محمد رضا جان از تذكر آيين نامه اي تون ممنون ! :happy:
    كلي استفاده كرديم ها !
    مخصوصا كاكو !
    الان فكر كنم عشق درد گرفته :D
    نه غلام ؟ ( نه ياسر جون ؟؟؟ )
     
  10. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    منم موافقم . وجود حتی هومن اینجا توجیه پذیرتره تا ممد رضا ! مگر برا همون که شوما گفتی ! تذکر آئین نامه ای !
     
  11. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    راس میگی ممدرضا ! امضا رو عشق است !
    منم مطمئن باش جدی نمیگیرم وگرنه اینقدر آروم نبودم !
     
  12. Lover_Suspended

    Lover_Suspended کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏16 آگوست 2005
    نوشته ها:
    185
    تشکر شده:
    0
    کی گفته؟
     

این صفحه را با دیگران به اشتراک بگذارید

خرید بک لینکreviews عسل طبیعی و گرده گل ایرانی