سایت ساز وبزیکسب درآمد

فيلم « فرار شهرام جزايري عرب» در پنج نسخه منتشر خواهد شد.

شروع موضوع توسط Mahmoud58 ‏23 فوریه 2007 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    از آنجا كه شهرام جزايري هم آدم بود و هم مهم، و از آنجا كه فرار يك آدم مهم، يك اتفاق مهم است، و باز هم از آنجا كه يك اتفاق مهم مي تواند يك سوژه مناسب براي تهيه يك فيلم باشد، پيش بيني مي شود در آينده اي نه چندان دور فيلم هايي با موضوعيت «فرار شهرام جزايري عرب» با شرح هايي مشابه زير ساخته شود.


    [​IMG]


    1- نسخه افغاني:

    ش.ج: آهاي سربازها آن كفتر را بنگريد، كه همانا از آن بالا كفتر مي آيه!

    سرباز اولي: عجب كفتر مالي است!

    سرباز دومي: آن كفتر را ولش كن، آن يكي ديگر را بنگر كه بسيار مال تر است!

    سرباز دوم ( در اينجا به زير آواز مي زند): از آن بالا كفتر مي آيه، يك دانه ...

    سرباز اولي: اِ شهرام كو؟

    سرباز دومي: اي واي انگاري اغفال شديم، شهرام فرار كرد.



    2- نسخه فارسي:

    ش.ج: چند مي گيرين اغفال شين؟

    سرباز اولي: دهنت رو ببند! اين چه حرفيه؟ مگه خودت ناموس نداري!

    ش.ج: احمق! منظورم از اغفال اينه كه بزاري متواري بشم!

    سرباز اولي: آها! اما جواب بقيه رو چي بديم؟

    ( اين قسمت از فيلم براي اكران عمومي حذف گرديد!)

    سرباز اولي : واي چه احساس بدي دارم!

    سرباز دومي: فكر كنم اغفال شديم!




    3- نسخه هندي:

    ش.ج: من هوس بستني كردم.

    سربازها: پس بايد ما رو هم مهمون كني!

    ش.ج: عجب رويي دارين، دو دقيقه پيش پيتزا مهمونتون كردم ، باشه بستني هم مي خرم. آقاي بستني فروش بي زحمت سه تا بستني بدين.

    بستني فروش: اِ، شهرام تويي؟! اينجا چكار مي كني؟ يادته تو محله مون با هم توي بستني فروشي كار مي كرديم؟وضعت توپ شده ما رو نمي شناسي!

    سرباز اولي كه انگار تازه متوجه ماهيت شهرام مي شود خطاب به او: ا‌ِ شهرام جزايري تويي؟! مي دوني چند سال دنبالت مي گشتم؟! شهرام منم بهرام! داداش گم شدت!

    ش.ج سرباز اولي رو در آغوش مي گيره و در حالي كه از خوشحالي اشك مي ريزه: داداش!

    سرباز دومي: شهرام وبهرام منم اسفنديار هستم!

    ( لازم به توضيح است در اين فيلم اسفنديار با شهرام و بهرام هيچ نسبتي ندارد، و صرفاً جهت گفتن يك ديالوگ يك جمله اي پرانده است.)

    بعد اين چهار نفر در همان حالي كه بستني مي خوردن آواز خوندن و حركات موزون انجام هم انجام مي دادن، در ضمن باران هم مي آمد!

    ترجمه آواز:

    سرباز اولي - اي شهرام! اي مايه دار، اي مخ اقتصادي، اي يابنده آسانسور ترقي، اي استعداد درك نشده، اي فرار مغزها، اي خوشتيپ، اي هديه دهنده به هر مجلس و محفلي، اي كمك كننده به بي نياز و با نياز، تو را با دل و جان دوست دارم.

    ش.ج- اي بهرام! اگر عشقت حقيقي است پس اغفال شو!

    بستني فروش: اين همه بستني اي من، فداي يك خنده ي تو، اي كه با اشارتي همه ميشن بنده ي تو!

    سرباز دومي: خيلي خونسردي، ديوونم كردي!

    ش.ج خطاب به سرباز دومي: پس تو يكي كه هيچي! آهاي بهرام اغفال شو ديگه!كار دارم، بايد برم ديرم ميشه ها!

    سرباز اولي: داداش اين حرفا چيه! ما اغفالتيم، شما متواري شو!



    4- نسخه هاليوودي:

    يك آدم خفن(در حالي كه با يك عدد موبايل از نوع « از كي تا حالا» صحبت مي كند): سربازها توي تير رس هستن.

    ش.ج (در حالي كه با يك همراه 150 هزار توماني صحبت مي كند و در ضمن هزينه اضافي هم پرداخت نمي كند): نمي خواد تير اندازي كني، خودم اغفالشون مي كنم.

    ( اين قسمت از فيلم به علت بيش از حد هاليوودي بودن سانسور شده است.)

    سرباز اولي: پايين رو ول كن، بالا رو ببين! شهرام با يك هلي كپتر متواري شد.

    سرباز دومي: اما خوشبختانه يك سر نخ مونده.

    سرباز اولي: نادون! اين كه سر نخ نيست اين موهه!

    سرباز دومي: اي واي! انگاري تو اين نسخه فيلم هم اغفال شديم!



    5- نسخه سينماي ماوراء:

    يك عدد سفينه وارد زمين مي شود.

    يك عدد گشت كنترل نا محسوس: بزن كنار!

    گشت نا محسوس: از كجا ميآي به كجا مي ري؟

    موجود فضايي: از خونه مادرزنم كه توي كره مشتري بود راه افتاديم مي خوايم شهرام جزايري رو متواري اش كنيم بعد مي ريم خونه خودمون توي كره مريخ!

    گشت نامحسوس ( خطاب به همكارش): ايشون حالت طبيعي ندارن، يك تست ازش بگير!

    گشت كنترل نا محسوس: تخلفاتت رو قبول داري؟ اگه نداري ما خيلي پيشرفته هستيم، همشون رو ضبط كرديم، باورت ميشه؟! خيلي با حاله مگه نه؟!!

    موجود فضايي: تخلفاتم چي بود؟!

    گشت كنترل نا محسوس: سرعت غير مجاز و تغيير در شكل ظاهري وسيله نقليه، اِ پلاك هم كه ندارين! بايد ماشينت رو بخوابونيم!

    ( در همين لحظه موجود فضايي غيب ميشه و يه راست با سفينه اش كنار شهرام و اون دو تا سرباز ظاهر ميشه)

    موجود فضايي: شهرام جزايري تويي؟

    ش.ج: آره!

    موجود فضايي: تو هموني هستي كه ادعا كردي اگه رئيس جمهور كشورت بشي مي توني معضل اشتغال رو حل كني؟

    ش.ج: بله، البته با انجام تخلفات كوچيك.

    موجود فضايي: پس تو خيلي كارت درسته! ما مي خوايم تو رو بدزديم و ببريم كره مريخ!

    ش.ج: اشكالي نداره، فقط بنا بر فيلمنامه قبلش بايد اين دو تا سرباز رو اغفال كنين.

    موجود فضايي: اي بابا ... اين كه كاري نداره!

    و بدين ترتيب موجودات فضايي شهرام را به كره مريخ بردند.



    جمله پاياني – با توجه به استقبالي كه مردم از اين فيلم ها در آينده از خود نشان خواهند داد، احتمالاً نسخه هاي ديگري از اين «فرار بزرگ» ساخته خواهد شد.
     
  2. بازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برندخرید بک لینک
  3. boros

    boros کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    61
    تشکر شده:
    0
    --------------------------------------------------------------------------------

    چون به کسی وابسته نیستم گرفتارم / در ایران به راحتی می شود پولدار شد / 160 میلیارد تومان سرمایه دارم / به شیوه پول درآوردنم افتخار می‌کنم !

    چهارمین جلسه محاکمه شهرام جزایری عرب، متهم ردیف اول پرونده اخلال در نظام اقتصادی کشور و تحصیل مال از طریق نامشروع صبح امروز در شعبه 1192 مجتمع ویژه امور اقتصادی و به ریاست قاضی وحید کربلایی آقاملکی برگزار شد.
    آنچه در پی می آید حاشیه های خبرنگار مهر از این جلسه است:

    * شهرام جزایری در این جلسه دفاع از خود را با ژستی کاملا معنوی، اینگونه آغاز کرد: بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌ العالمین؛ آنان که عمل صالح کردند و نیکوکاری را پیشه نمودند ، سرانجام در بهشت خدا جای گرفتند. جهان هستی یک سور الهی است و ما همه مهمان خداییم و در این مهمانی الهی، باید از نعمت های خدا نهایت بهره را ببریم.

    * متهم در ادامه، نگاهی مظلومانه به حاضرین در جلسه انداخت و خطاب به جمع حاضر در جلسه دادگاه ادامه داد: مبنای پرواز انسان عشق معنوی است.



    * متهم با بیان اینکه مسیر اصلی زندگی باید مورد تایید ذات اقدس الهی باشد، گفت: مسیرهای فرعی زندگی همه سیاست بازی است و دنیا یک گذرگاه موقت است.

    * در تمام مدت دادگاه، شهرام جزایری را زیر نظرداشتم، خنده های همراه با بی خیالی او برایم بسیار سئوال برانگیز بود!

    * متهم مرتبا از قاضی دادگاه با واژه های محترمانه " بزرگوار" و " صبور" می خواست که رایی عاقلانه و عادلانه و در اعلام بیگناهی صادر کند.

    * جالب این جا بود که متهم با قیافه ای کاملا حق به جانب و دلسوزانه، هرگونه رایی غیر از رای برائت را از سوی دادگاه موجب وارد آمدن خسارات هنگفت به" بیت المال و حق الله" دانست! ظاهرا متخصصان امر باید روشن کنند چه رابطه ای بین شهرام جزایری و بیت المال و حق الله می تواند وجود داشته باشد!

    * شهرام جزایری در سخنانش همواره بر این موضوع تاکید می کرد که هیچگونه سوء نیت و جرمی در فعالیت های اقتصادی اش ، قابل احراز و اثبات نیست! وی همچنین از دادگاه و قوه قضاییه مرتبا پرداخت خسارت مادی 5 سال توقیفش را درخواست می کرد!



    * متهم پس از طرح درخواست خسارت از محضر دادگاه گفت : تنها راه جلب رضایت دیون بلاتکلیف و خسارات وارده ، رای هوشمندانه دادگاه در اعلام برائت و بی گناهی من است.

    * جزایری در پایان سخنانش گفت : بر مبنای عدالت می‌خواهم در کنار خانواده ام باشم و بعد از این دادگاه به زندان اوین بر نگردم.

    ***

    - در حاشیه جلسه محاکمه، خبرنگار مهر فرصت یافت تا دقایقی را بی پرده با شهرام جزایری صحبت کند که ماحصل آن در پی می آید .

    س: فکر می کنید که دادگاه چه حکمی را برای شما صادر کند؟

    جزایری : بعید می دانم که مجازات حبس برایم در نظر گرفته باشند.

    س: چه شد که کار شما به اینجا کشید؟

    جزایری : خیلی از آقا زاده هایی که فساد مالی دارند، به خاطر وابستگی هایشان آزادانه می گردند اما من چون به هیچ حزب و جناحی وابسته نیستم، گرفتار شده ام.



    س: در حال حاضر شما چقدر سرمایه دارید؟

    در حالی که با با آستینش بازی می کرد ، جواب داد : در حال حاضر من 160 میلیارد تومان سرمایه دارم.

    س: این همه پول را با این سن کمتان از کجا آورده اید؟

    جزایری : ما کشور خیلی خوبی داریم که می شود خیلی خوب در آن ثروتمند شد.

    س: پرسیدم اصل کسب سرمایه که یک اصل مقدس است، سر جای خودش، اما در تفسیر این سخن امام علی (ع) که فرمود : "هیچ سرمایه و ثروتی انباشته نمی شود مگر اینکه حق مظلومان و محرومان جامعه برای آن پایمال شده است" چه می گویید؟

    جزایری با آشفتگی گفت : غلط می کند کسی که به من بگوید من حق کسی را خورده ام ، اگر مرا گرفتند به خاطر این بود که اولا به هیچ جا وصل نبودم و ثانیا از اینکه من آدم دست و دلبازی بودم و راه پولدار شدن را به بقیه نشان می دادم می ترسیدند!

    وی ادامه داد : اسلام برای سرمایه ارزش قائل است و این سرمایه خدیجه بود که اسلام را گسترش داد.

    به او گفتم : اولا اسلام هر سرمایه ای را ارزشمند نمی داند و سرمایه ای در اسلام ارزش دارد که پاک و حلال باشد و ثانیا تنها سرمایه و پول را عامل گسترش اسلام دانستن، جهل محض به تاریخ اسلام و ظلم به پیامبر است.

    جزایری عرب که نشان داد در پریدن از شاخه ای به شاخه دیگر و عوض کردن موضوع بحث استاد است ، گفت : در هر حال من به کارم و به شیوه پول در آوردنم افتخار می کنم.
     
  4. boros

    boros کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    61
    تشکر شده:
    0
    [​IMG]

    :lol: :lol: :lol:
     
  5. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7

    :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol:
     
عسل طبیعی و گرده گل ایرانیخرید و فروش اتوماتیک ارزهای الکترونیکی