آژانس هواپیمایی
pop up

قدرت

شروع موضوع توسط noshin ‏29 مارس 2004 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0
    اين زندگي از ان من و توست نگذار كسي انرا از ما بگيرد . من و تو در اين ارث بزرگ سهمي داريم نگذار كسي با بيرحمي سهم ما را از ما بگيرد . من و تو در اين ميدان حق دويدن داريم نگذار كسي حق ما را از ما سلب كند . من و تو در اين دنيا در كنار هزارن همنوع خود ، به مسابقه اي بزرگ خوانده شده ايم كه اغازش تولدمان است و پايانش مرگمان ما بايد مسابقه را ببريم زيرا بازندگان از حيات جاودان بهره اي نخواهند برد . اين زندگي و اين فرصت حق من و توست اجازه نده تا ديگران ما را پلي براي رسيدن به امالهاي خويش كنند . اين زندگي از ان من و توست اجازه نده تا حوادث ما را از رفتن باز دارد . اين زندگي از ان من و توست ما قادريم با تمام سختيها مبارزه كنيم ما قادريم درد را به زانو در بياوريم و اندوه دل را نابود سازيم و هوي نفس خويش را به اتش بكشيم ما قادريم صلابت كوه را در هم شكنيم و ستونهاي پايداري زمين را به لرزه در اوريم . من و تو قادريم در كوير زندگي جوانه بزنيم و در خشكسالي محبت ، انرا به رايگان به مردم بدهيم . من وتو قادريم در بيابان عمر خويش ، از طوفانها عبور كنيم و از سرابها بگذريم وبه مقصد برسيم . من و تو قادريم فرياد بلندي از عشق شويم و ناقوس خاموش حقيقت را به حركت دراوريم . من و تو قادريم ساربان قافله ي عشق باشيم و در گذرگاهاي تنگ از هجوم راهزنان بگريزيم . من تو قادريم تا واژه ي جهل را در گورستان فرهنگ نامه ها دفن كنيم و با دانايي بسوي اينده گام برداريم . من و تو قادريم هرچند بيشتر اوقات ميانديشم قدرت من و تو حتي براي بردن خودمان نيز كافي نباشد .....................
     
  2. دلریش

    دلریش کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    Tehran
    متن قشنگي بود ولي آيا اْن تو كه از آن استفاده كردي واقعا مي داني كه مي تواند ؟ يا جاي خالي ما و انها و مردم و ... را با يك تو آغاز كردي كه در آينده بدانها رسي !؟
    ااگرم دردم يكي بودي چه بودي .

    خوش و خرم
     
  3. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0
    دوست عزيز نميدونم اون تو نوعي قادره يا نه ؟ اما مطمئن هستم يه جايي تو اين دنيا . يه توي بينظير هست كه ميتونه. مثل اون توي مثال زدني من كه قدرتش هميشه منو متعجب ميكنه .........
     
  4. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    1) سلام نوشين خانم عزيز :) ,
    سال نوهم مباركتون باشه , ايشالله كه تو سال جديد اوضاع بهتره ...
    2) خب , من ميخواستم زودتر يه متني يا يه شعري از كسي بنويسم اينجا ولي
    چون فكرشو نميكردم كه برگردين و ادامه بدين , صبر كردم . اميدوارم كه حضورتون
    تو تاپيكي كه خودتون باز ميكنين ادامه داشته باشه ! ...
    3) اينا رو واسه اين مينويسم چون تقريبا ميدونم كه ناراحت نميشين :
    تك گويي و تك نگاري خوبه , ولي ايجاد ديالوگ( حالا چه اینجا ، چه نمایشنامه ، چه
    فیلمنامه و ... ) كمي سختره و انرژي بيشتري ميخواد
    مخصوصا ديالوگهاي چند نفره , نه دو نفره ( چون اينجا چت نيست ) و بايد طوري نوشت كه
    بحث بين دو نفر نمونه ( و گير نكنه ) , اگه اينجور بشه خيلي بهتره ...
    4) و نكته ي ديگه اي كه ميشه بهش اشاره كرد : نثري هست كه بكار ميبرين ,
    اگه خودتون توجه كنين به : تعداد بازديد كنندگان تاپيكهايي كه تا حالا باز كردين و
    تعداد شركت كننده ها در بحث , به تعداد بسيار زيادي برخورد خواهيد
    كرد كه متنتون رو خوندن , ولي تو بحث شركت نكردن , نوع نثر ثقيل و سنگين به نظر مياد و احتياج به تامل و
    تفكر بيشتري داره , ماشالله شما دست به قلم هستين , ولي فكر نميكنين اين گونه ي نثرها , حداقل
    اينجا ( جاهاي ديگه بحث خودشو ميطلبه ) ارتباط زيادي بين متن و مخاطب برقرار نميكنه ؟؟! ( سوال )
    5) شما تاپيك " عشق " (http://forum.persiantools.com/showthread.php?t=5303
    الان صفحه ي چهارمه !) رو هم باز كردين ولي همون يه " پست " اولي تون فقط تو تاپيك موند و والسلام !
    اونجا هم تا مدت زيادي كسي پست نزده بود , ولي بعدش که پست خورد , هم شما نيومدين تا چيزي بنويسين ....
    ( نظر خودتون چيه ؟!) ( گاماس گاماس !)
    6) باز هم از الطاف مستدامتون ممنونم ,
    هميشه موفق باشين و دلشاد :rolleyes: ...
     
  5. rmb_ali

    rmb_ali Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏15 مارس 2003
    نوشته ها:
    1,219
    تشکر شده:
    20
    اقا لطف كنيد يه خورده كلاس كارو بيارين پايين ما هم بفهميم
     
  6. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0
    سلام دوست عزيز
    من هم متقابلا سال نو رو خدمت شما و تمام دوستان تبريك عرض ميكنم
    سبزينه ي عزيز هر انساني از انجام دادن كاري هدفي رو دنبال ميكنه من هم براي تمام كارهام هدف خاصي رو دارم كه تلاش ميكنم بهشون برسم . همين كه يك نفر متن منو بخونه و روش فكر كنه ( حتي اگه هيچ جوابي هم نده ) براي من كافي هست . من هرگز به دنبال اين نبودم كه تاپيكي با يك موضوع بي هدف باز كنم تنها به جهت اينكه پستهاي زيادي داشته باشه . بيشتر نوشته هاي من قالبهاي شخصيته كه اونها رو براي شكل گرفتنم مي سازم و اگر كسي بتونه از اين قالبها استفاده كنه باعث خوشحالي من خواهد بود هر چند هرگز جوابي ازش نشنوم و هرگز نبينمش . من اعتقاد دارم اگر انديشه هاي نسل جوان كمي دگرگون بشه اين اوضاع نابسامان زودتر تموم ميشه .سبزينه ي عزيز دور و برمون رو نگاه كن چي ميبيني ؟ چيزي جز فقر و فساد در جامعه هست ؟ فكر جونها رو چي پر كرده ؟ بالاترين سرگرمي يك جوان چيه ؟ دل ازرده ميشي وقتي پاتو تو دانشكده ميزاري . وقتي مجبوري توي جمعي زندگي كني كه تهي از هستي شدن . وقتي فكراي بسته رو ميبيني كه به چيزي جز تمايلات بشري فكر نميكنن البته هستند انديشه هاي والايي كه من هميشه با تمام وجود بهشون احترام ميزارم اما اگه قرار باشه ما به خاطر پذيرفته شدن تو جمع اونها ،خودمونو همرنگ اونا كنيم دقيقا شديم يه چيز عينه اونا .........
    دوست گرامي ما دقيقيا همانقدر كه در چهره هامون متفاوتيم در انديشه هامون هم متفاوتيم من و شما جداي از هم فكر ميكنيم اما اگر به قانون نوشته شده در خلقت احترام بگذاريم در اون صورت با وجود تفاوت انديشه ها ميتونيم يك جامعه عادل بسازيم كه همه ي افكار و عقيده ها كنار هم به راحتي زندگي كنن بدون اينكه بخواييم كسي رو به خاطر هم عقيده نبودن با خودمون طرد كنم يا مورد نفرت قرار بديم . براي من مهم نيست تو جمعي كه هستم چقدر پذيرفته شدم و يا اينكه اصلا كسي از حضورم راضي هست يا نه مهمترين چيز براي من اينه كه يك قلم بايد يك متن سزاوارو بنويسه و من در حد افكار و انديشه ي خودم سعي ميكنم به قلم خيانت نكنم هر چند در بسياري از موارد نتونستم كاملا وفادار بمونم.................
     
  7. boxilink
  8. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    سلام نوشين خانم :)
    ممنون از جوابتون
    يه چيزي , خيلي جالبه كه الان آنلاين هستين
    به طور معمول شما بين ساعت 12 شب تا 7_8 صبح وصل ميشدين !
    ( مرسي دقت ! :happy: )
    نوشين خانم عزيز , مگه من گفتم شما تاپيكهاتون رو بدون هدف باز ميكنيم ؟!
    لال بشم اگه اينو گفته باشم ! :D (لطفا چك كنين)
    در مورد دانشكده و جوونها هم تقريبا موافقم ! , در مورد دانشجوها واقعا نميدونم چي بگم به خدا !
    ( خودمم دانشجو ام ها , كسي به داد خواهي دانشجوها نميخواد قيام كنه عزيزان من , كه : اله و بله ! :eek: )
    خب در مورد تاپيك عشق نفرمودين ؟
    و اينك : روند ظهور و سقوط عشق و تاپيك عشق به قلم نوشين خانم عزيز !
     
  9. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    آشفته سريم , خانه ي دوست كجاست ؟
    ديوان پر از ترانه ي دوست كجاست ؟
    اي كاش كه عاشقي در اين شهر غريب !
    ميگفت به من كه : " خانه ي دوست كجاست " ؟
    :rolleyes:
     
  10. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0

    سلام
    سبزينه ي عزيز نوشته ها رو با دقت بخونيد لطفا(منظورم من اين نبود كه شما گفتيد من بدون هدف مي نويسم ) دوما اگر چنين حرفي رو هم ميگفتيد من هرگز ناراحت نميشدم چون به قانون تفاوتها در خلقت كاملا پايبندم .
    گمان نمي كنم چيز خاصي در مورد تاپيك عشق وجود داشته باشه كه من جواب بدم اون هم يك نوشته بود مثل همه نوشته ها كه يه روز خلق ميشن و يه روز در گوشه اي بايگاني ميشن
    سبزينه ي عزيز من در پي حفظ نوشته ها نيستم تنها تلاش من در پي حفظ عشق در وجود خودمه چيزي كه ميخوام جاوداني بمونه و هرگز بايگاني نشه يك قلب عاشقه كه در هيچ شرايطي عشق رو فراموش نكنه. من به دنبال يك روح ارام هستم كه در فراز و نشيبها و در سختيها و راحتيها متلاطم نشه . بگذار نوشته ها خودشون ، خودشون رو حفظ كنن
     
  11. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    تا چند زمين نهاد بودن ؟
    سيلي خور خاك و باد بودن
    چون باد دويدن از پي خاك
    مشغول شدن به خار و خاشاك
    تا چند چو يخ فسرده بودن ؟
    در آب چو موش مرده بودن !
    رازي چه شوي به هر جفايي ؟!!!!!!
    گردن چه نهي به هر قفايي ؟؟؟!!!

    چون شير به خود سپه شكن باش
    فرزند خصال خويشتن باش

    نوميد مباش اگر نه سنگي
    رهوارتر آي اگر نه لنگي !
    :)
     
  12. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0
    اين شعر را در وصف حال من گفته بوديد يا .........؟
    اگر براي من گفته ايد بايد بگم تناسبي بين شعر شما و شخصيت من وجود نداره . يك شخصيت رو براحتي نميشه شناخت براي شناخت نياز به اگاهي هاي بيشتري هست عاشق بودن و در پي عشق گشتن چيزي جدا از افسرده بودن و در كنج خانه نشستن هست كسي كه راه ميره بهتر از كسيه كه نشسته و كسي كه بيداره بهتر از كسي كه خوابيده اگر به هردوشون به يك چشم نگاه كني در اون صورت مرد عادلي نخواهي بود
     
  13. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0


    دوست به زندگي مفهوم ميبخشد و وجودش تكرار خوشايندي از حادثه هاست . چشم از ديدن دوست سير نميشود و گوش از شنيدن سخنان او خسته نمي گردد .....
    مدتهاست كه به دنبال خانه ي او ميگردم ديروز پيري ميگفت : به دنبال خانه ي او مگرد عاشق شهر مرده است تنها او نشاني را داشت او نشاني را با قلب خويش در دل خاك دفن كرده است .......
    با خود انديشيديم خاك خوشبختر از من است او نشاني را دارد و من تهي دستم ................
    بايد باز گردم پينه دوز بايد كفشهايم را بدوزد و اهنگر بايد عصاي اهني برايم بسازد يافتن خانه ي دوست بدون نشاني كاري دشوار است كه شايد عمر كوتاه من فرصت يافتن او را به من ندهد اما اگر تو با من باشي خانه را خواهم يافت انگاه تو در را خواهي گشود و من خواهم دانست كه عمري در طلب چيزي بودم كه هميشه همراه من بوده است .........................
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران
    سلام
    ×) دست شما درد نكنه ديگه , نوشين خانم عزيز !
    ممنون از لطفتون ! :)
    من اگه بخوام چيزي رو به كسي بگم معمولا ( در محدوده ي ادب ) تعارف رو سعي ميكنم بذارم كنار و راحت بهش بگم , كمانكه قبلا هم اين كار رو كردم , خودتون هم شاهدين ... ( چون فكر ميكنم اينجوري بهتره !)
    اگه ميخواستم براي شما بنويسم يا اولش بهتون ميگفتم يا جمله تون رو توسط اين دكمه ي پاييني ,
    نقل قول ميكردم ... و چون میخواستم بحث ما یه دیالوگ صرفا دو طرفه نشه جوابی برای اون نوشته تون ننوشتم و یه راست یه شعر نوشتم که به چیزایی که تو نوشته ی اولیتون نوشتین بخوره ....
    ××) در ضمن اصلا اصولا به هيچ وجه من الوجوه هيچگونه ادعايي ندارم كه شخصيت كسي رو ميشناسم ,
    ( شايد يه چيزايي خونده باشم يا استادم سر انگشتي بعضي چيزا رو گفته باشه )
    ولي ديگه اينو ميدونم و میفهمم كه به هيچكسي ( هيچوقت) اتيكت و برچسب نزنم حالا از هر نظر كه ميخواد باشه ....
    چون ابعاد شخصيتي آدمها رو نميشه ( اگه حتي يه عمرهم باهاشون زندگي كرده باشي )
    شناخت و بهشون اشراف پيدا كرد , حالا غير از اينا : انسانها از لحاظ روانشناسي ابعاد شخصيتي متفاوت و
    نا شناخته و کشف نشده اي دارن كه حتي خودشون هم هيچ اطلاعي ازش ندارن ! ,
    چه برسه من و شماي نوعي , که بيايم و با چارتا متن خوندن
    از هم و چن تا برخورد كه داشتيم , به هم اتيكت و برچسب بچسبونيم كه فلاني , فلان جوره و .... !!! :eek:
    به هر حال من منظورم اين نبود , نميدونم شايد بايد اول شعر ميگفتم اينو كه : شعر در مورد شما نيس و چه
    جور شعريه و ....
    ×××) هر چند ميدونم ناراحت نميشين ( با اين جور بحثها ) و نشدين ولي من معذرت ميخوام كه :
    سو تفاهم براي كسي پيش نياد حالا چه شما , چه بقيه دوستان كه الان دارن اينارو ميخونن و
    تو بحث شركت نميكنن ! ( شرکت کننین !)
    هميشه ي هميشه موفق و دلشاد باشين ( در كنار خانواده ي محترمتون ) :rolleyes:
    -----------------------------------
    ××) تكميل : رباعي اول از : " سعيد بيابانكي" و
    مثنوي بعدي از : " نظامي" ( ليلي و مجنون )
     
  16. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    48
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    یادش بخیر منم زمانی اینجوری بوئم همیشه دنبال یه )به قول نوشین( تو میگشتم و هی ازین جور شعرا جمع میکردم خب به قول داییم این جور احساسات مقطعی هستن وقتی با این اوضاع و احوال میای و ازدواج میکنی دیگه ازون صلطافت خبری نیست و فقط باید به زندگی برسی

    ایشالا بعد از عروسیتون نظرتون رو میپرسم

    ولی خب من به شعرا و کلا . نثر نویسان احترام زیادی قائل میشم

    اینم شرکت تو بحث شاه محسن
     
  17. دلریش

    دلریش کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    Tehran
    شرمنده من سوادم ته كشيده نشد كه بشه چيزي نوشت ! ايشالله كلاس بعدي درخدمتيم !
     
  18. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    من میدونم این ربطی به تاپیک و موضوع اون نداره ولی میخواستم یه چیزی بگم و اون اینه که بیاین یکم این جو برخوردندگی رو کمش کنیم ! هممون تقریبا خلقیات همو میدونیم دیگه نه ؟ من بعید میدونم با جو موجود تو پی تی کسی قصد حال گیری یا هر چیز دیگه ای داشته باشه تو پی تی ؟ اگرم داشته باشه مثل خیلی ها که تابحال رفتن (!) باهاشون ارتباط کافی برقرار نمیشه . ( منظورم شخص خاصی نیست ) . اینقدر حساس نباشین لطفا ! نمیگم پوست کلفت و بی رگ و سیب زمینی ها ! (؟) ! ولی دیگه یه شعر نوشتن و یه انتقاد کوچک از یک کار این حرفا رو نداره !
    میدونم خودمم موضوع تاپیک رو کمی ( بیشتر ) منحرف کردم ، ولی میخواستم بگم اگر قبل از زدن هر پستی به عنوان تاپیک توجه کنیم مسلما درباره خیلی پستهامون تجدید نظر خواهیم کرد ( درباره خودم که همینطوره ! ) .
    امیدوارم کسی این نوشته منو qoute نکنه ! ( lol )
     
  19. noshin

    noshin کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2004
    نوشته ها:
    4
    تشکر شده:
    0
    منم با شما موافقم . ادامه دادن زيادي يه مطلب درست نيست . هميشه اعتدال بهترين شيوه هست نه خيلي بيخيال نه خيلي سخت گير
    ( ببخشيد كه نقل قول كردم )
     
  20. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    48
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    ببين ياسر من عقيده دارم آدم بايد انتقاد پذبر باشه كه ميدونم نوشين خانوم هستند
    و محسن يه آدم با يه پرستيژ مخصوص به خودش و من و تو هم كه براي آدم و عالم معلوميم فكر ميكنم اينو يه جو دوستانه ادامه بديم خيلي بهتر باشه

    همه راضين؟


    عذوس خانوم بگو بله. بگو بله. بگو بله
     
  21. thomson762

    thomson762 مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    2,083
    تشکر شده:
    9
    اين جور مطالب جاش تو weblog ه
     
  22. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    48
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    يعني آقاي ستوده كسي كه نه هاست داره نه جايي براي وبلاگ و نه .... نميتونه بياد نوشته هاشو بنويسه؟

    اگه هم كسي هوشش نياد ولي هر نوشته اي ارزش يكبار خوندن رو دارند