exchanging

ماجراي ممد رضا جعليه

شروع موضوع توسط black_jack_of_black_city ‏26 دسامبر 2003 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    49
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    ميبينم كه ممد رضا جعليش هم در اومد اين هومن رفته جعليشو ساخته
     
  2. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    كار با مزه اي كرده ! كلي مدت تو كف پستاش بودم كه اين چقدر آشنا ميزنه!
    بعد فهميديم كه . .. . .. . .
     
  3. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    49
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    خعلي حال ميكنم هومن توي ايگنور ليستمه نميبينم چه اراجيفي رو مينويسه
     
  4. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    سلام
    چند تای اولی که خوندم نه ! همش که امضا نداشت ؟
    بعدشم این چه روالیه پیش گرفتی هومن ! چرا به همه میگی برادر و خواهر ؟ شاید یکی خوشش نیاد شما براش لقب بذاری ! مثل خود من . بعدشم از روی آی دی قضاوت کردن که نویسنده پسره یا دختر یکم سخته و به ظواهر هم نباید اعتماد کرد .
    راستی بلک اگه هومن توی ایگنور لیسته از کجا میفهمی پست زده ؟ اسمش هست و نوشتهاش نه ؟ !!
    بلک . خدائیش بیا و به همون ایگنور لیست اکتفا کن و اینقدر جو اینجا رو متشنج نکن . ( تو مشهد هم از این پاجرو مشکی ها هست ؟ ! ) میترسم پلیس ضد شورش بریزه ...
    جان من ! نه ! این تن نمیره دیگه دری وری نگین !
     
  5. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    49
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    آره عزيز

    اسمش مياد و كنازش مينويسه رييموو بيكاز ...ايگمور ليست

    در ضمن من هلاك اون سيبيلاتم
     
  6. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    7
    قربون آواتار ! شبيه تلويزيون شدي بلك جك ! تو خونه ما همش گريه زاريه ! خود ما هم همينطور شديم ! ياد فيلم پري افتادم كه خسرو شكيبائي تو ماشين گريه ميكرد و مابقي هم !
     
  7. black_jack_of_black_city

    black_jack_of_black_city Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2003
    نوشته ها:
    1,449
    تشکر شده:
    49
    محل سکونت:
    با قلبی شکسته در انتظار مرگ گوشه ای نشستم . به آرز
    منم همینطور هق هق گریه میکردم